مجلات > انقلاب اسلامی و دفاع مقدس > امید انقلاب > مهر 1385، شماره 371


سرمقاله آسیب شناسی نظام آموزشی

پدید آورنده : سعید کرمی ، صفحه 2

نظام آموزشی کشور ما در شرایط فعلی در چه حالی به سر میبرد؟ شاید نخستین پرسش که به ذهن هر فرد علاقمند به تعالی و کمال نظام آموزشی ایران اسلامی میآید سؤال مزبور است. نظام آموزشی ما تا چه میزان بر هویت فرهنگی و دینی دانشآموز و دانشجو تأثیر گذاشته است؟ توسعه و تولید علم برای رسیدن به افقهای ؟؟ چشم انداز چگونه ؟؟ خواهد شد؟

آنچه که ما در عالم خارج و بهعنوان فردی که هم نظام آموزش مدرسهای و هم آموزش عالی را چشیدهایم این است که آموزش در کشور ما از زیست جهان موقتی ما بیرون و متفاوت است. مدارس و آموزش عالی ما باید فضایی را فراهم آورند که دانشجو و دانشآموز با هویت دینی و تاریخی و ارزشهای اجتماعی خویش آشنا شوند ولی دانشگاه اکنون عمدتاً افرادی را تربیت میکند که از هویت تاریخی و فرهنگی خود منفصل هستند. معیارها و ملاکهای آموزشی در کشور ما غالباً سختافزارانه است تا نرمافزارانه. نظام معدلگیری و نمره محوری بسیاری از دانشجویان و دانشآموزان مستعد و باهوش را به کنار میزند و افرادی را تحویل جامعه میدهد که به مثابه طوطی هر چه آموختهاند تکرار کنند. ولی افرادی که دارای توان تحلیل و تجزیه مطالب هستند به دلیل کم بودن نمره علمی از عضویت در هیئت علمی و یا مراکزی با امکانات آموزشی مفید و مطلوب کنار گذاشته میشوند حتی اگر مقالات تولیدی و جدی راهبردی و کاربردی داشته باشند، و این موجب افت علمی و تحصیلی مدارس و دانشگاهها میشود. ما چیزهایی را از نظام آموزشی غرب نظیر نمرهمحوری و شاخصهای کمی بیتأثیر برداشت کردهایم و بدون توجه به مبانی و وجوه نرمافزاری آن، آن را در سرزمین دیگری کشت کردهایم، به همین دلیل است که خروجی نظام آموزش و پرورش و عالی ما جواب درخور و شایسته نمیدهد. اکنون در مراکز آموزشی کشور ما مطابق با نظام سیاسی و فرهنگی، چقدر دانش تولید میشود، دانشهایی که الان در کشور ما تولید میشوند به چه میزان متناسب اقتضائات عصری و نسلی آموزش عالی ما مسیر خاص خود را طی میکند، به همین دلیل فازغالتحصیل ما پاسخگوی ساختار شغلس نیست، یا بیش از حد فارغالتحصیل میدهد یا فارغالتحصیلانی بیرون میدهد که تناسبی با ساختار شغلی ندارند.

ما در مقطع آموزش و پرورش قریب به 8 سال دو زبان عربی و انگلیسی را میخوانیم ولیکن هیچ خروجی از نظام آموزشی ما بیرون نمیآید که بتواند به زبان عربی یا انگلیسی مکالمه کند و با دنیای دیگر آشنایی علمی بیابد.

آسیبهای آموزشی کشور ما به صورت اجمال عبارتند از:

- غفلت از وجوه نرمافزارانه و ؟؟ بیش از اندازه به وجوه سختافزاری علم

- بیگانگی با فضای تاریخی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی در نظام آموزشی کشور

- مدرک گرایی و نمره محوری به جای تولید علم و تلاش مستمر فکری و معرفتی

- آموزش و پرورش و آموزش عالی بیشتر از آن که تولید کننده باشند مصرفگرا و ترجمهگرا هستند

- عدم تناسب آموزشها با نیازها و اقتضائات محلی و ملی

- فقدان یک تئوری مناسب به منظور تعیین جایگاه و اهداف و سند آموزشی کشور

- عدم توجه به معنای الهی و متافیزیکی علم و آموزش که تغییر شگرفی در خروجی و پیکره نظام آموزش خواهد داشت