مجلات > علمی، خبری > معارف > مرداد و شهریور 1384، شماره 28


اخلاق کاربردی

پدید آورنده : گفتگو با احمد حسین شریفی ، صفحه 12

اشاره:

حجت الاسلام احمدحسین شریفی محقق و مدرس حوزه و دانشگاه؛ نویسندة کتاب های «صحیفة عصمت»، «پژوهش در عصمت معصومان»، «خردورزی و دین باوری» و «عقل و وحی» که تاکنون مقاله های فراوانی از جمله «بعثت و نبوت» و «امام علی(ع) و مخالفان» که در جلد سوم و ششم دانشنامة امام علی(ع) به چاپ رسیده از ایشان منتشر گردیده است.

در آستانة انتشار کتاب درسی آیین زندگی (اخلاق کاربردی) که به زودی از این نویسنده منتشر خواهد شد، نشریة معارف با ایشان به گفتگو نشسته تا ضمن آشنایی بیشتر با این کتاب، راهکارهای مؤثر در تدریس آن را از زبان ایشان، به همة استادان معارف تقدیم نماید.

در ابتدا بفرمایید اخلاق کاربردی به چه معنی است؟ و تفاوت آن با سایر دروس اخلاق چیست؟

پیش از اینکه سؤال حضرتعالی را پاسخ بدهم لازم می دانم به سهم خود از مدیر محترم مرکز برنامه ریزی و تدوین متون درسی جناب آقای دکتر کلانتری که انصافاً با همکاری دوستانشان برای تدوین کتاب های درسی معارف زحمات فراوانی متحمل شدند و اقدامات بسیار مفید و ارزنده ای انجام دادند تشکر و قدردانی کنم؛ ان شاء الله جامعة دانشگاهی ما در آینده بهره بیشتری از این فعالیت ها خواهد برد. در مورد سؤالی که فرمودید، به نظر می رسد ابتدا شاخه های مختلف پژوهش اخلاقی که الان در دنیا مرسوم است و مطالعات اخلاقی در این قالب ها شکل می گیرد را معرفی کنم و بعد به جایگاه اخلاق کاربردی بپردازم.

به طور کلی مطالعات اخلاقی در سه حوزة اخلاق توصیفی، اخلاق هنجاری و اخلاق تحلیلی صورت می گیرد. اخلاق توصیفی به معنای توصیف اخلاقیات جوامع و ادیان و گروه های مختلف با مذاهب خاصی است. مثلاً می گوییم اخلاق پیامبر اسلام(ص) به این شکل بود؛ یا اخلاق مسیحیان یا اخلاق جامعة اسکیموها به این صورت است. صرفاً توصیف می کنیم و خبر می دهیم ولی ارزش گذاری نمی شود.

حوزة دیگری به نام اخلاق تحلیلی یا مطالعات تحلیلی و فلسفی هم در اخلاق وجود دارد. در باب اخلاق که اصطلاح فلسفة اخلاق، ناظر به این نوع مطالعات می باشد که حوزه های گوناگون اخلاق را از ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار داده و مفاهیمی که در یک جملة اخلاقی به کار برده می شود را مورد بررسی قرار می دهد. مثلاً این جمله که «راستگویی خوب است» مورد بررسی قرار می گیرد. خوبی یعنی چه؟ راستگویی یعنی چه؟ معیار و تعریف خوب بودن چیست؟ یعنی مفاهیمی که در ناحیة موضوع جملات اخلاقی و همچنین مفاهیمی که در ناحیة محمولات آن قرار می گیرد بررسی می شوند.

وجودشناسی گزاره های اخلاقی، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی و روابط منطقی گزاره های اخلاقی نسبت به سایر گزاره ها از عناوین اخلاق تحلیلی می باشد. این که آیا گزاره های اخلاقی، گزاره هایی واقعی هستند یا غیرواقعی؟از جملة موضوعات این بحث است. این نوع مطالعات در حوزة مطالعاتِ تحلیلی در اخلاق یا فلسفة اخلاق و یا به اصطلاح دیگری فرا اخلاق بحث می شود.

پژوهش دیگری در اخلاق به نام اخلاق هنجاری یا دستوری وجود دارد که به علم اخلاق اصطلاحی خیلی نزدیک است. به طور کلی می توان گفت آن نوع مطالعاتی که به بررسی باید ها و نباید ها یا شایستگی ها و ناشایستگی ها در باب افعال اختیاری انسان و صفات و ملکات انسانی می پردازد اخلاق هنجاری نام دارد. اخلاق هنجاری را می توان به دو دسته تقسیم کرد. یکی بررسی فضایل و رذایل اخلاقی؛ یا بررسی بایدها و نبایدها و شایستگی ها و ناشایستگی ها در باب افعال اختیاری و صفات و ملکات درونی صرف نظر از حوزة خاص که اصطلاح اخلاق هنجاری به همین جهت منصرف است و دی گری مطالعاتی که باید ها و نبایدها را در حوزه های خاصی مورد بررسی قرار می دهد مثلاً در حوزة معیشت، معیشت انسانی را مورد بررسی قرار می دهد یا در بحث تحصیل علم که به اخلاق دانشجویی معروف است باید ها و نباید های اخلاقی یا الزامات اخلاقی در حوزة پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد که این بخش از اخلاق هنجاری، اخلاق کاربردی گفته می شود. به طور خلاصه، اخلاق کاربردی با این قید که در قلمرو خاصی بحث می کند و معیار ها و باید ها و نباید ها را در حوزة خاصی مورد بررسی قرار می دهد زیر مجموعة اخلاق هنجاری قرار می گی رد.

تفاوت اخلاق کاربردی با دروس فعلی اخلاق اسلامی در چیست؟

اخلاق کاربردی به گستردگی اخلاق هنجاری نیست. در اخلاق هنجاری فضایل و رذایل مورد بررسی قرار می دهیم در حالی که در اخلاق کاربردی وارد حوزه های خاصی می شویم که هر فرد دانشجو به طور روزمره با آنها درگیر است. مثلاً نقش اول یک دانشجو دانشجویی است و یک سری الزامات اخلاقی از حیث دانشجو بودن برعهده اش می باشد؛ همچنین ممکن است کارهای پژوهشی انجام دهد و به نقد و بررسی افکار و گفته های دیگران بپردازد؛ یعنی در اخلاق کاربردی حوزه های خاصی را که دانشجو به طور روزمره با آنها درگیر است با نگاه حل مشکلات مورد بررسی قرار می دهیم.

در کتاب اخلاق کاربردی سعی شده به سؤالات و مشکلات و معضلات اخلاقی دانشجویان پاسخ داده شود. بسیاری از دانشجویان می گویند می دانم غیبت بد است و همانند خوردن گوشت برادر مؤمن است اما به این گناه مبتلا هستم. می دانم دروغ بد است و این عواقب را دارد اما گرفتار آن هستم؛ چه کنم که دروغ نگویم؟ اندیشمندان حوزة اخلاق کاربردی معتقدند که می توانند برای رفع این معضلات و بیماری های اخلاقی راهکار هایی ارائه دهند. ما در این کتاب سعی کرده ایم این کار را انجام دهی م و در حوزه های خاص، معیارهایی ارائه دهیم که با عمل به آن معیارها این مشکلات رفع شود. تفاوت این درس با سایر دروس در این است که اولاً مشکلات خاصی از زندگی دانشجویی را مورد بررسی قرار می دهد و ثانیاً سعی می کند راهکاری برای حل این مشکلات ارائه دهد. سعی شده صرفاً بیماری ها و آسیب های اخلاقی بیان نشود؛ بلکه معیارهایی ارائه شود که با عمل به آن معیارها و با داشتن آن معیارها مشکلات و ناهنجاری های اخلاقی رفع شود و فضایل اخلاقی به طور زیبایی در آن حوزه شناخته و کاربردی شود.

ضرورت تدریس این درس در دانشگاه را چگونه ارزی ابی می کنید؟ آیا ممکن نبود با اصلاح کتاب های قبلی به این اهداف رسید؟

برای اینکه با ضرورت تدریس درس آیین زندگی یا اخلاق کاربردی بیشتر آشنا شویم باید به جایگاه این بحث در دنیا نگاهی بیافکنیم. در دنیای غرب بیش از سه چهار دهه است که بحث اخلاق کاربردی به صورت جدی در بین اندیشمندان و دانشگاه ها مطرح است. مقالات، مجلات و رشته های خاصی هم در این حوزه در دانشگاه های غربی شکل گرفته که بسیار پرجاذبه و پرطرفدار است؛ لذا در این سه چهار دهه ای که از عمر این بحث به عنوان رشته ای تخصصی می گذرد شاهد دائرة المعارف تخصصی چهار جلدی در این رشته هستیم. همچنین مجلات خاصی در حوزة اخلاق کاربردی راه اندازی شده که بعضی از آنها در مقدمة کتاب معرفی شده است. اما علی رغم منابع و ذخایر فراوانی که در حوزه های اخلاق داریم متأسفانه نتوانسته ایم به طور خاص این رشته و این نوع نگاه را به اخلاق داشته باشیم. در مقدمه و تاریخچة کتاب این بحث را آورده ام که گذشتگان ما از سده های نخستین اسلام این نوع نگاه را در حوزه های خاص اخلاقی داشته اند و کتاب های متعددی نوشته اند اما متأسفانه در سده های بعدی مکتوم مانده است. بنابراین با توجه به این جایگاه والایی که اخلاق کاربردی هم اکنون در دنیا پیدا کرده است ضرورت دارد که این درس در دانشگاه های ما هم ارائه شود. نظرسنجی ای هم که از دانشجویان صورت گرفته است نشان می دهد که حوزه های اخلاقی مثل اخلاق جنسی، اخلاق سیاست و اخلاق گفتگو برایشان اولویت دارد. همچنین در نظرسنجی ای که از استادان اخلاق صورت پذیرفت نشان داد که تقریباً صد در صد استادان این درس را ضروری دانسته اند. البته نظرات اصلاحی هم داشتند که اعمال گردید و بعد از اعمال نظرات استادان این سرفصل ها شکل گرفت.

سرفصل های مصوب این درس را چگونه دیدید؟

به نظر من با توجه به محدودیت زمانی در ارائه این درس و گستردگی موضوعات اخلاق کاربردی که تقریباً همه حوزه های زندگی بشر را شامل می شود و خیلی هم زیاد است؛ سرفصل هایی که به تصویب رسیده است کلیدی و کارشناسانه می باشد.

تطابق کتاب حضرتعالی با سرفصل های مصوب تا چه حد است؟

بنده تلاش کردم که در حد توان بر اساس همین سرفصل ها کتاب را تدوین کنم. حدس می زنم بیش از‍ 90% به این سرفصل ها عمل شده است. تنها سرفصلی که بنده نتوانستم آن را در این کتاب بگنجانم بحث اخلاق محیط زیست بود که به سه دلیل آن را مطرح نکردیم. اول زیادتر شدن حجم کتاب از دو واحد درسی؛ دوم گستردگی مباحث اخلاق محیط زیست و سوم کمبود وقت. ان شاء الله این سرفصل و سایر سرفصل هایی هم که تشخیص داده شود در چاپ های بعدی اضافه خواهد شد. بقیة سرفصل ها با کمی جابجایی اعمال شده است. مثلاً یک سرفصل تحت عنوان اخلاق آموزش و پژوهش به تصویب رسیده بود که به دلیل بحث نهضت نرم افزاری و جنبش علمی و نگاه پژوهشی به مطالعات دانشجویان و پژوهشگر بار آوردن دانشجویان تشخیص داده شد یک فصل به اخلاق دانشجویی و فصل دیگر به اخلاق پژوهش اختصاص یابد.

با توجه به گستردگی و تنوع همة دانشگاه های ما اعم از دولتی، آزاد، پیام نور و ... آیا می شود به صورت خودآموز از این کتاب استفاده کرد یا باید حتماً در کلاس و به کمک استاد ارائه گردد؟

به نظر می رسد برخی از بخش های کتاب را اگر خود دانشجو هم مطالعه کند مشکلی نداشته باشد؛ اما بعضی بخش های آن که بخش اعظم کتاب را شکل می دهد نیاز به استاد دارد. هر چند دانشجویان هم متفاوت هستند ممکن است بعضی دانشجویان توانایی تحلیل و تبیین سخت ترین متن های آن را داشته باشند اما بهتر است همه مخاطبین این کتاب در کلاس شرکت کنند و این متن را درس بگیرند.

از ویژگی های این کتاب، کادرهای موجود در آن است آیا درست است که بگوییم حضور در کلاس برای کاربردی تر کردن این درس و فهم بهتر این کادرها مؤثر است؟

اگر واقعاً بنا باشد به آن کادرها پرداخته شود و ثمرة عملی و عینی مباحث متن دیده شود نیاز است که مباحث در کلاس و با فعالیت طرفینی استاد و شاگردان به بهترین نحو پیش برود.

آیا اساتید فعلی درس اخلاق می توانند این کتاب را تدریس کنند یا ویژگی و آمادگی خاصی برای تدریس این کتاب لازم است؟

به نظر می رسد عموم اساتید اخلاق در تدریس این کتاب مشکلی نداشته باشند. در این کتاب کوشش شده از قلمی روان استفاده شود و اصطلاحات علمی و فنی بکار برده نشود؛ لذا اساتید عموماً از عهدة تدریس بر می آیند. حداقل آمادگی که برای تدریس این کتاب لازم است یکی، آشنایی اجمالی با برخی از مباحث مهم فلسفة اخلاق و دیگری آشنایی اجمالی با مکاتب اخلاقی است که حدس می زنم عموماً اساتید در این مورد مشکلی نداشته باشند.

عنوان های هر فصل این کتاب عنوان یک کتاب مستقل را به ذهن متبادر می کند، مثل اخلاق نقد، اخلاق دانشجویی، اخلاق معاشرت و... . با توجه به گستردگی مطالب این مباحث آیا حجم مطالب کتاب، متناسب با دو واحد درسی خواهد بود؟

ما کوشش فراوانی کردیم که این کتاب به گونه ای تنظیم شود که در دو واحد درسی قابل عرضه باشد. البته کتاب در این جهت از انعطاف فراوانی برخوردار است. کادرهایی که اشاره کردید انعطاف پذیری درس ها را فراوان کرده است. یعنی اگر استاد بخواهد می تواند این کتاب را در شش واحد هم تدریس کند. اما اگر استاد یک هنرمندی ای بکار گیرد متن کتاب در دو واحد کاملاً قابل تدریس است. به علاوه امکان دارد اساتید تشخیص دهند و برخی از سرفصل ها را به صورت گزارش ارائه دهند و یا فصلی که بیشتر مورد نیاز دانشجویان است را با توجه به کادرهایی که در متن ارائه شده به بحث و گفتگو با دانشجویان بگذارند. هر چند اگر کسی بخواهد این کارها را نکند باز این کتاب در دو واحد قابل تدریس است. سعی کردیم که وارد جزئیات نشویم بلکه مطالب به گونه ای ارائه شود که با تدریس کلیاتی در هر بخش، بسیاری از سؤالات دانشجویان پاسخ داده شود. البته باید در عمل دید که واقعاً در دو واحد قابل تدریس است یا خی ر.

آیا از نظر شما همة مباحث کتاب به لحاظ اهمیت یکسانند یا بعضی مباحث دارای اولویت هستند؟

نیازها و نگاه ها متفاوت است، دانشجویان و مخاطبین هم ممکن است نیازهای متفاوتی داشته باشند. به نظر من همة مباحث این کتاب مهم و لازم است. اما ممکن است هر استادی با توجه به تشخیص خود یا نیازها و نظرات دانشجویان، نظر دیگری داشته باشد و اولویت بندی بین این سرفصل ها داشته باشد. کتاب این قابلیت را دارد که استاد مثلاً چهار فصل را انتخاب کند و همین چهار فصل را با توجه به نیاز روز دانشجویان محور قرار دهد. مثلاً بحث اخلاق سیاست در برهه های زمانی خاصی اولویت دارد. اگر ایام انتخابات باشد این فصل خیلی ضروری است اما زمانی که انتخاباتی در کار نی ست و ی ا مسائل حاد سیاسی مطرح نی ست شاید به آن بحث نیاز درجة یک نباشد. لذا مقاطع زمانی در تشخیص اولویت ها تأثیر دارند. بنده معتقدم که همة مباحث، ضروری است و استاد حتی الامکان باید بتواند همة آن مطالب را تدریس کند ولو اینکه به مسائل داخل کادر هم نرسد اما اصول مطالب ارائه شده در متن را تدریس کند.

آیا رعایت تقدم و تأخر موجود در مباحث کتاب ضروری است یا استاد به تشخیص خود می تواند آنها را تنظیم کند؟

موضوعات کتاب متعدد و متنوع است و گاهی در نگاه اول با همدیگر بی ارتباط هستند. مثلاً یک بحث، اخلاق دانشجویی است و بحث دیگر، اخلاق سیاست. یک بحث، اخلاق پژوهش است و بحث دیگر، اخلاق معیشت یا اخلاق معاشرت است. در نگاه اول این موضوعات از همدیگر مستقل هستند و ترتب منطقی به معنای حقیقی کلمه بین اینها نیست. ما سعی کرده ایم در ارائة این درس ها یک نوع ترتیبی بین اینها لحاظ کنیم؛ هر چند که لازم نیست اساتید این ترتیب را رعایت کنند بلکه اساتید نسبت به نیازی که تشخیص می دهند می توانند اولویت بندی کنند. یکی از ویژگی های این کتاب همین است که اساتید می توانند خودشان تقدیم و تأخیر موضوعات را انتخاب کنند.

اگر اساتید بخواهند برای تدریس این کتاب آمادگی بیشتری کسب کنند مطالعة چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟

با توجه به نُه موضوع مستقل و کلی که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است منبع خاصی در عرض این کتاب وجود ندارد. در حال حاضر کتاب هایی که این موضوعات یا بخش اعظمی از این موضوعات را پوشش بدهند نداریم و یا من نمی شناسم. اما در پایان هر فصل منابعی را برای مطالعه بیشتر معرفی کرده ایم و آن منابع بیشترین تناسب را با آن موضوع خاص دارند. مثلاً در پایان بحث اخلاق نقد منابع مرتبط با این موضوع اعم از مقاله و کتاب را معرفی نموده ایم. اساتید و دانشجویان می توانند به آنها مراجعه کرده و دامنة مطالعاتشان در این موضوع را توسعه بخشند. اما به نظرم لازم است اساتید دو کتاب را مطالعه کنند یکی کتاب فلسفة اخلاق و دیگری کتاب مکاتب اخلاقی استاد مصباح یزدی که تصحیح و نگارش هر دو کتاب بر عهدة بنده بوده است. این دو کتاب، اساتید را برای داشتن مطالعات جانبی در این حوزه مخصوصاً برای فهم دقیقتر و عمیقتر مطالبی که در داخل کادر ها آمده است خیلی کمک می کند. برای متن کتاب حتی نیازی به این دو کتاب هم نیست اما اگر بخواهند داخل کادرها را مورد بررسی قرار دهند توصیه می کنم آن دو کتاب را به طور جدی مورد مطالعه قرار دهند.

اگر عملاً نشود همة این کتاب را تدریس کرد کدام یک از فصول و مباحث این کتاب دارای اهمیت بیشتری است که باید حتماً تدریس شود؟

اگر فرض کنیم لازم باشد استاد برخی از فصل ها را گزینش کند به نظر بنده لازم است اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق معاشرت، اخلاق سیاست و اخلاق جنسی حتماً تدریس شود چون بیشتر مورد نیاز دانشجوی ان هستند. نظرسنجی هم همین را نشان داده است که دانشجویان به این بخش ها بیشتر توجه دارند و سؤالات اخلاقی شان در این زمینه ها بیشتر است اما باز هم تأکید می کنم که اساتید از همان ابتدای ترم، زمان را طوری مدیریت کنند که بتوانند همه فصل ها را تدریس کنند ولو اینکه بعضی از فصول به نحو اختصار و گذرا ارائه شود.

آیا در نگارش این کتاب تنوع دانشجویی به لحاظ جنس، مذهب و رشتة تحصیلی لحاظ شده، یا بیشتر مناسب قشر خاصی نگارش یافته است؟

بنده کاملاً به این مطلب توجه داشته ام. یعنی واقعاً سعی کرده ام مخاطب این کتاب، دانشجو به معنای واقعی کلمه باشد صرف نظر از جنسیت، مذهب، قومیت و رشتة تحصیلی. حتی منظور از اخلاق جنسی در آنجا تنها اخلاق جنسی خواهران یا برادران نیست بلکه اخلاق جنسی یک جوان و یک انسان است. اخلاق دانشجویی یا اخلاق گفتگو هم همین طور است. این کتاب دین خاصی را هم مخاطب قرار نمی دهد یعنی حتی یک دانشجوی مسیحی هم می تواند این کتاب را بخواند و استفاده کند زیرا معیارها گفته شده است. ممکن است در برخی از بحث ها مثلاً در اخلاق جنسی به طور خاص نگاه مسیحیت را مورد نقد قرار داده باشیم اما به این معنا نیست که یک دانشجوی مسیحی این مطالب را اصلاً نباید بخواند بلکه می تواند بخواند و اگر نقدها را منصفانه دید، بپذیرد یا اگر منصفانه ندید، نقد کند. بنابراین مخاطب این کتاب فقط دانشجو به معنای عام کلمه است.

به نظر شما این کتاب از چه امتیازات و ویژگی های خاصی برخوردار است؟

این کتاب سه ویژگی دارد: وی ژگی اول توجه به معیارها و پرهیز از پرداختن به جزئیات مسائل اخلاقی است و اصول کلی مورد توجه قرار گرفته است. ویژگی دوم، تحقیقی بودن آن است یعنی در هر بحثی سعی شده به منابع معتبر و اصیل ارجاع گردد حتی اگر منبع ضعیفی هم در آن حوزه بوده و به آن مراجعه شده باشد سعی شده امانت رعایت گردد و منبع به طور کامل ذکر شود. بنابراین شاید برخی افراد این مطلب را که بیشتر از دیگران نقل شده است ضعف کتاب تلقی کنند اما واقعیت این است که بنده هر مطلبی را از هر جا که استفاده کرده ام منبع آن را هم ذکر نموده ام و اخلاق پژوهش را در این بخش مراعات کرده ام. ویژگی سوم این است که این کتاب بر اساس شیوه های نوین در طرح کتب درسی تدوین شده است. به این صورت که در ابتدای هر فصل اهداف کلی آن فصل بیان شده و در ضمن بحث کادرهایی ارائه شده است که این کادرها از تنوع و گوناگونی زیادی برخوردارند. به طور کلی بعضی از این کادر ها کادرهای توضیحی هستند. مثلاً مطلبی در داخل متن آمده است که احساس کردیم نیاز به توضیح بیشتری دارد اما امکان دارد توضیحش در متن ملال آور باشد و ما را از هدف اصلی باز دارد لذا در داخل کادر آمده است. بعضی از کادر ها به صورت بررسی مصداقی و تطبیقی هستند؛ به این صورت که ابتدا معیار کلی در متن ارائه شده و سپس در داخل کادر یک مورد خاصی را ذکر کرده و گفته ایم که آن معیاری که خواندید اینجا تطبیق کنید و تشخیص دهید که اینجا باید چه کنید؟

یک سری کادر ها هم به صورت بررسی مقایسه ای است یعنی اگر خواستیم قدرت استدلال اخلاقی دانشجو را پرورش دهیم باید توانایی استدلال و تعقل اخلاقی اش را پرورش دهیم. این درس به گونه ای ارائه نشده که دانشجو تصور کند همین است و جز این نیست و اصلاً نمی شود جز این فکری داشته باشد. به همین دلیل یک سری کادرهایی به عنوان کادرهای مقایسه ای آورده شده است مثلاً دیدگاه اسلامی را که در متن از آن دفاع کرده و برایش استدلال آورده ایم در داخل کادر یک دیدگاه یا مکتب رقیبی را هم ذکر کرده ایم و از دانشجو خواسته ایم که مقایسه کند و ضعف ها و قوت های این دو مکتب را مورد ارزیابی قرار دهد.

همچنین در پایان هر فصلی اولاً سؤالاتی متناسب با درس استخراج شده که تا حدی کار اساتید و دانشجویان را آسان کرده است. ثانیاً برای مطالعة بیشتر متناسب با موضوعی که خواندند برای اینکه دامنة مطالعاتشان را افزایش دهند و با نگاه های دیگر هم آشنا شوند منابعی ذکر شده است. ثالثاً مطالب یا موضوعاتی برای پژوهش بیشتر از دانشجویان خواسته شده است. مثلاً چند موضوع متناسب با هر فصل، برای پژوهش بیان شده است اساتید می توانند به عنوان تحقیقات کلاسی از دانشجو بخواهند که آنها را مورد مطالعه قرار دهند و در کلاس کنفرانس داده یا مقاله ای بنویسند. این کار برای کاربردی و تحقیقی کردن موضوع نقش زیادی دارد.

سخن آخر اینکه به نظر شما چه مشکلاتی می تواند برای تدریس این درس وجود داشته باشد؟ راهکارهای پیشنهادی شما چیست؟

تنها مشکلی که برای تدریس این کتاب وجود دارد عدم آشنایی کافی برخی از اساتید با حوزه های جانبی مباحثی چون فلسفة اخلاق و مکاتب اخلاقی خواهد بود. این مطالب ممکن است برای برخی از اساتید مشکل آفرین باشد هر چند اگر حداقل آن دو منبعی که عرض شد مورد مطالعه قرار گیرد هیچ مشکلی نخواهد بود. در این کتاب کوشش فراوانی شده تا در جاهایی که به مباحث فلسفة اخلاق پرداخته ایم مکاتب اخلاقی را نیز مورد بررسی قرار دهیم به گونه ای که اساتید را از مراجعه به منابع دیگر بی نیاز کنیم. البته با آشنایی که با اساتید معارف عموماً و اساتید اخلاق خصوصاً دارم به نظر من مشکل، جدی نباشد و راهکارش این است که برخی از کتاب ها مطالعه شود. باز هم از دست اندرکاران مجلة معارف تشکر می کنم و از خداوند آرزوی توفیق برای شما در جهت نشر معارف اسلامی در دانشگاه ها و همة جهان را دارم.

در پایان از حضور شما در این گفتگو تشکر می کنی م.