مشخصات مجله


معارف اسلامی - مرداد، شهریور، مهر و آبان 1383، شماره 58
تاریخ درج : 1386/11/6
بازدید : 58170

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > آموزشی > معارف اسلامی > مرداد، شهریور، مهر و آبان 1383، شماره 58


مقاله برگزیده مقطع راهنمایی:نیکی به والدین در آینه قرآن و حدیث

پدید آورنده : حمیدرضا وزینی احقر ، صفحه 64

نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم می شمارند. در این میان، البته بعضی نیکی ها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.

خداوند در قرآن بیش از 23 بار صراحتاً و یا ضمناً انسان ها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است. 1 ائمه معصومین نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت علی(ع) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع; نیکی به پدر و مادر، ارزش مندترین خلق هاست. )2

پیامبر اکرم(ص) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک;3 پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند; بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست. )

حضرت رضا(ع) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکر گزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است. 4

همیشه مونس و یارم پدر بود

به وقت رنج، غمخوارم پدر بود

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت

ولی شمع شب تارم پدر بود

طریق زندگی آموخت بر من

به هر سختی مدد کارم پدر بود

* * *

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است

هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن

صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است

[ نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه 83 وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح (ع) برای پدر و مادر خود چنین دعا می فرماید (رب ّ اغفرلی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا;5 خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای. )

امام صادق(ع): فرمود: موسی بن عمران(ع) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می کند و برای سخن چینی گام برنمی دارد. 6

نقل است روزی حضرت داوود(ع) هنگام قرائت قسمتی از کتاب (زبور) دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود (ع) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(ع) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(ع) فرمود: من (داوود) نام دارم. گفت: اگر می دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. 7

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. 8

نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می یابد، سکوت روا نمی دارد; بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می کنیم.

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه 83; نساء، آیه 36; انعام، آیه 151; لقمان، آیه 41.

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگ ترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در (سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی; به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

1 ـ حق پدر و مادر به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی تواند تمام و کمال زحمات و محبت های آنان را جبران کند.

2 ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند; هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت های بی کران اوست، همه انبیا و اولیا قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

3 ـ همان گونه که در شکر نعمت های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است; از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

4 ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و همچنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! همچنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور. )9

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو: (هر چه از خیر انفاق می کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید. )10

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(ع) در دعای خویش می فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای. )11

تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح (تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی (جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة. )12

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می کند ; مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می برد; مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می کند که تواضع به انسان بال می دهد و با آن به اوج رفعت می رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین;13 در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند، بال فروتنی فرود آر. )

(ذل ّ) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می کند.

به هر حال این (جناح ذل ّ) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سالخورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

فخر الدین رازی می گوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:

1 ـ نعمت های پروردگار، بالاترین نعمت ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت های برتر عالم می باشند. پس شکر اوّلین نعمت (خداوند) و بعد از آن، شکر نعمت های برتر عالم (پدر و مادر) واجب است.

2 ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر (طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.

3 ـ خداوند در مقابل نعمت های خود، از بنده چیزی نمی خواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمی کنند (نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

4 ـ خداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمی دارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. همچنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمی دارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.

5 ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف می کند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می کند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف می کند و آن را از آفات دور می سازد و عملش را زیادتر می نماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن می روید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.

6 ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم می گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است; از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. 14

حقوق والدین

از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.

اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

آن ده که به تن است، عبارت است از:

1 ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)15; 2 ـ حرمتشان را نگه دارد; 3 ـ جلو ایشان ننشیند; 4 ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند; 5 ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد; 6 ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند; 7 ـ بی رضای ایشان به سفر (غیر واجب عینی) نرود; 8 ـ در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حرکت کند; 9 ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد; 10 ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:

1 ـ با آنان به نرمی سخن بگوید; 2 ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند; 3 ـ گستاخی و پر چانگی نکند; 4 ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم; 5 ـ سخن ایشان را قطع نکند; 6 ـ گفته ایشان را رد نکند; 7 ـ به امر و نهی، آنان را خطاب نکند; 8 ـ همیشه آنان را دعا کند; 9 ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند; 10 ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:

1 ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند; 2 ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند; 3 ـ به شادی آنان شاد باشد; 4 ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد; 5 ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو می رنجند; 6 ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد; 7 ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد; 8 ـ هر چند حق آن دو را رعایت می کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد; 9 ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید; 10 ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:

1 ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند; 2 ـ آنان را از طعام خویش (بلکه بهتر) بخوراند، زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند; 3 ـ قرض آن دو را بدهد; 4 ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد ; 5 ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد; 6 ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد; 7 ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد; 8 ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند; 9 ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد; 10 ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:

1 ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند; 2 ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود; 3 ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد; 4 ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد; 5 ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند; 6 ـ مخارج و هزینه های مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید; 7 ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند; 8 ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند; 9 ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند; 10 ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا; 11 ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد; 12 ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند; 13 ـ بر مصایب آنان صبر نماید; 14 ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد; 15 ـ روزه های مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد; 16 ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد; 17 ـ در قبرستان، آیة الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند; 18 ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه می رود، به نیابت آنان هم زیارت کند; 19 ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند; 20 ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود; 21 ـ اگر کسی را ناراحت کرده اند یا بر شخصی ستمی روا داشته اند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند; 22 ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود; 23 ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد; 24 ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی می کرده، سنت های خوب او را به پا دارد; 25 ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند; 26 ـ اگر آنان مالی را غصب کرده اند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند; 27 ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند; 28 ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند; 29 ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد; 30 ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند; 31 ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند; 32 ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد ن

جاتشان برآید; 33 ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید; 34 ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبی های پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد; 35 ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد; 36 ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود; 37 ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند; 38 ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند; 39 ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقای آنها را داشته باشد; همان گونه که ائمه شوق پدران خود را داشتند; 40 ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید. 16

پی نوشت ها:

1ـ بقره، آیات 82، 180 و 215; نساء، آیات 36 و 135 ; انعام، آیه 151; ابراهیم، آیه 40; مریم، آیات 14 و 32; اسراء، آیات 23، 24 و 25; عنکبوت، آیه8; لقمان، آیات 14 و 15; احقاف، آیات 14، 17، 18 و 19; نوح، آیه 38; بلد آیه 3.

2ـ بحار الانوار، ج 77، صفحه 212.

3ـ میزان الحکمه، ج 10، ص 708.

4ـ تفسیر مجمع البیان، جلد 6، ص 411.

5ـ نوح (71) آیه 28.

6ـ بحار الانوار، ج 74، ص 65; امالی صدوق، ص 108.

7ـ الدین فی قصص، ج 3، ص 24.

8ـ معراج السعاده، ص 384.

9ـ اسراء (17) آیه 23 ـ 25.

10ـ بقره(2) آیه 215.

11ـ ابراهیم (14) آیه 41.

12ـ اسراء(17) آیه 24.

13ـ شعرأ(26) آیه 215. 14ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج 1، ص 100.

15ـ اسراء(17) آیه 24.

16ـ بر گرفته از: حقوق والدین، ص 139.

امام علی(ع):

ثَلاث یوجِبنَ المحبَّةَ; حُسنُ الخُلقِ و حُسنُ الرِّفقِ والتَّواضُعُ;

سه خصلت موجب محبت می شود: خوش خویی، مهربانی و فروتنی.

غررالحکم، ص255