مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > بهمن 1380، شماره 25


روز نیکوکاری

پدید آورنده : جواد محمدزمانی ـ ملیحه آقاجانی ، صفحه 70

دستان سبز

ای دل، تو سزاوارِ کرامتی. نگاه های منتظر، به تو خیره مانده است. اینک در جشن نیکوکاری دل های خسته را در میهمانی خود پذیرا باش و بدان لبخند را بر لب های چشکیده بباران. فردا که بهار آید دستانِ خود را سبز خواهی دید.

نثارِ ایثار

امروز طراوت میهمان دل های ماست. امروز از آسمان عطوفت می بارد و درختان عاطفه را می بینی که میوه های ایثار نثار می کنند. امروز زمینیان آسمانی شده اند. امروز خدا در همین نزدیکی ها نعمت می پاشد. امروز فرشتگان طبق طبق نیکی به آسمان می برند. امروز، روز نیکوکاری است.

شرجیِ طراوت

آرام و سبک بار پر می کشند. اوج می گیرند و آسمان را زیبایی می بخشند. پرندگان مهربانی را می گویم. چقدر هوا شرجیِ طراوت است. چقدر باغ دل ها شکوفاست که این گونه عطر عشق در هوا پراکنده است. مگر امروز چه روزی است؟ آری، امروز روز نیکوکاری است.

درخشش شور و شعور

باید نگریست. باید با دقت به مهربانی اینان نگریست. کدام زبان می تواند این همه عاطفه را سپاس گوید؟ گل های احساس را ببین که از شرم عرق کرده اند. امروز، «حی علی خیرالعمل» است. امروز روز نیکوکاری است.

کویر نیاز

امروز در مزرعه عشق، بذر نیکوکاری می پاشند، تا فردا در بهار دل ها، گل های معنویّت شکفته شود. سرسبزی فردا مدیونِ همّت مردان و زنانی است که شادی های خود را بر کویر نیازهای هم وطنانِ خود می پاشند. فرخنده باد این شور و خجسته باد روز با طراوتِ نیکوکاری.

ستاره های نیکوکاری

کرامت از خرمنِ شما خوشه می چیند. نیکوکاری از آسمان عطوفت شما می بارد و مهربانی، دست به دامانِ شماست. شما که شادمانی را میهمانِ سفره نیازمندان کردید و عاطفه را شرمنده خود ساختید. درود فراوان پروردگارتان بر شما باد و خجسته باد بر شما روز نیکوکاری.

ارمغان

به شما می اندیشم. به شما که این گونه به یاری نیازمندان می شتابید. به شما که سبدسبد محبت را از باغ همیشه سبزِ باورِ خود به ارمغان می آورید. به شما می اندیشم؛ به شما که عطوفت و مهربانی پروردگار در رگ هایتان جاری است. مبارک باد بر شما روز نیکوکاری.

دستان مهربان

چه چیز بالاتر از آن که خدا شما را دوست می دارد؟ شما را می گویم؛ شما که دستانتان لبریزِ مهربانی است. شما که تاب نگاه های منتظر خانواده های نیازمند را ندارید. شما که محبّت خود را از ارزانی سفره های مردم محروم می کنید. شما که آفریننده روز نیکوکاری هستید.

صفِ مشتاقان

به نیکی می اندیشم. به آنچه در لبخند مهربان این مردم موج می زند. به روحِ پاک مردان و زنانی که شادی های خود را نثار دیگران می کنند. به صف مشتاقان نیکوکاری. ای خدای نیکوکاران، هزاران آفرین بر خلقتِ تو. چه نیکو از روح خویش در پیکر اینان دمیده ای. چه سزاوار در دامان مهربانی خود، اینان را پرورانده ای. تو را سپاس ای خدای نیکوکاران.

روزِ آسمان

امروز روز آسمان است. روز پاکی است. روز زلالی است. روز بی کرانگی است. امروز بهشت را تقسیم می کنند. امروز نیکوکاران، خشت بر خشت، بهشت خود را استوار می سازند. و امروز، روز اِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِحْسان است. آری، امروز روز نیکوکاری است.

سپاس

مهربانا، سپاس گزارم که در دستانم شوق نیکوکاری را نهادی و دلم را به نور عشق، روشن ساختی. از تو ممنونم که روح مرا آسمانی فرمودی و در وجودم دغدغه محرومان را آشیان دادی. مرا از بیماری عُجب و ریا برهان و همواره در زمره نیکوکارانم قرار ده.

بازگشت

امروز روز بازگشت به مکتب خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. امروز روز «وَ سجیّتکم الکَرَم» است. امروز روز «و عادَتکُمُ الاِحْسان» است. آنان که عنان مرکب دل را به دست این خاندان سپرده اند، هماره به محرومان لبخند می زنند و بر چشم های منتظرشان سفره می گسترانند. و امروز که روز نیکاری است با آغوش باز، نیازمندان را درمی یابند.

گل های مهربانی

ای مردم رنج دیده، ای مردم محروم، گمان مکنید که بی حضور شما شاد خواهیم بود. تلخی محرومیّت شما را تاب نخواهیم آورد و گرمی آغوش خود را، میهمانِ حضور شما خواهیم کرد. دلِ خود را با شما تقسیم خواهیم کرد و فردا که بهار آمد، گل های مهربانی در باغچه هامان خواهد شکفت و آسمان خانه مان پر از ستاره نیکوکاری خواهد شد.

شهادت دستان

تو را سپاس باید گفت؛ تو را که دلی به پاکی شبنم داری؛ تو را که به نگاه های معصومانه کودکان محروم می اندیشی. فردا بهشت از آنِ توست. قیامت، دست های مهربانت به نیکوکاری تو شهادت می دهند. فردا از آنِ توست ای نیکوکار.

نافراموش

فردا سرانگشتانت شکوفه خواهد داد. فردا سبز خواهی شد. تو را می گویم، ای نیکوکار! تو که صمیمانه خوشی هایت را به سفره محرومان می ریزی. دستانِ نیازمند هرشب برایت به دعا بلند خواهد شد و چشم های کودکان بی بضاعت این مهربانی را هرگز فراموش نخواهد کرد.

برخیزیم

برخیزیم. برخیزیم و دعا کنیم؛ برای دل های بی قراری که عید امسالْ خود را شاد می خواهند. برای آنان که نگران طراوت کودکان معصوم خود هستند. آنان که چشم به یاری من و تو دارند. برخیزیم که امروز، روزِ «اللّهُمَ اَغْنِ کُلَ فَقیر» است. امروز روز تلاش برای عدالت است. برخیزیم! امروز روز نیکوکاری است.

حسرت فرد

فردا که دستمان از جهان کوتاه است، حسرت روزگارانی را می خوریم که می توانستیم شادی هامان را هدیه کنیم. پس امروز را دریابیم؛ امروز را که روز نیکوکاری است؛ امروز را که گرمی محبّت، سرمای کدورت را در پشت پنجره وا می نهد. باور داشته باش که پاداش ما، بهاری با گل های رنگارنگ خواهد بود.

روز شما

ای پاکی ها، ای عاطفه ها، ای مهربانی ها، امروز روزِ شماست. از خانه بیرون آیید و کوچه کوچه شهر را از عطر دل انگیز خود سرمست سازید. ای گندم زارهای محبّت، برخیزید و خورشید را خوشه چینِ گرمی خود سازید؛ و تو ای عشق، امروز از دستان مهربان این مردم بر کویر نیاز ببار و دشت را پر از گل نیکوکاری کن.

شتاب

انتظارتان به پایان آمد، ای فطرت های سبز. امروز روز پرکشیدن سوی ملکوت است. امروز آسمانْ شما را فرا می خواند و درون شما فریاد برمی آورد که به پاخیز و بهار را صدا بزن. شتاب کن که به اشتیاق تو بهار چند روز زودتر از راه می رسد. آری، بهار به استقبال نیکوکاری تو خواهد آمد.

مژده

این جا باغ عاطفه است. درختانِ احساس، شکوفه کرده اند. بر گلبرگ های ایمان، شبنم محبّت چکیده است. پرنده های نیکوکاری، فضای باغ را از نغمه های توحیدی خود پر کرده اند و باغبان لبخندزنان فریاد می زند: مژده! مژده! بهار نزدیک است.

نیایش

پروردگارا، تو را سپاس می گویم که شایسته سپاسی. از تو به نیکی یاد می کنم که سرچشمه نیکی هستی. تو را سپاس که نیکوکاری را در مزرعه جان ها پاشیدی و بارها فرمودی: نیکوکاران را دوست می دارم. دوستت می دارم که نیکوکاری را در نهادم جای دادی و مرا به مِهر وجودت مهربان آفریدی.

سرمشق

امروز چشم جهان به دستِ شما می نگرد. امروز جهانیان جهان حیرت زده نجابت دل های شمایند. امروز جهان می نگرد که چگونه عید را به سفره هم وطنان خود خواهید برد. امروز همگان می بینند که چه زیبا لبخند بر لب های شما شکوفاست. امروز همه حس خواهند کرد که روز نیکوکاری است.

کودکان همسایه

کودکان همسایه را خوب می شناسم. عشق یک کودک به پیراهن سبز و کفش قرمز را درک می کنم. از شادی کودکان هنگام تحویل سال لذّت می برم. هنوز هم نگاه های خیره به سفره هفت سین را می فهمم. باید امروز کمی از شادی ام را به خانه همسایه بریزم. باید امروز مهربانی را به حیاط خانه همسایه تقدیم کنم. باید امروز نیکوکار باشم.

روز همیشه سبز

رگ هایمان از خون انسانیّت لبریز است. نبضمان هر لحظه با یاد دیگران می زند. هوای حیاط دل هایمان لبریز از مهربانی است. در هر تپش، قلبمان فداکاری را فریاد می زند. از باغچه هامان بوی سیب عاطفه می آید. دریای چشمانمان تا ساحل غربت موج می زند. ما اهالی سرزمین نیکوکاری این روزِ همیشه سبز را به همه هم وطنانِ خود تبریک می گوییم.

روزِ من

من از اهالی محلّه کرامتم. پیشه ام میهمان داری است. دلم لبریز از عشق و عاطفه است. سال هاست که دغدغه عدالت و انسانیّت و وجدان را به دوش می کشم. مردمانِ فقر و فاقه را از نزدیک می شناسم. امروز روز من است؛ روز سبز نیکوکاری.

آرزوی بهار

برایت دعا می کنم؛ تویی که از مهربانی آفریده شدی؛ تویی که پاداش فردایت، بهشت است؛ تویی که چون موج متلاطمی؛ تویی که فداکارانه، کودکانِ مرا شادمان ساختی؛ تویی که گَرد محرومیّت را از چهره ام پاک کردی؛ تویی که در جشن نیکوکاری، شادی ات را به خانه ام آوردی. آرزو می کنم بهاری همیشه سبز داشته باشی.

روزِ موعود

امروز روز موعود است؛ روزی که دست های شما به میهمانی نیکوکاری خواهد آمد؛ روزی که درختان به شما احترام می گذارند و گل ها به شوق شما می شکفند. امروز روزِ باران است. باران رحمت پروردگار ارزانیِ شما خیرخواهان و نیکوکاران. روز نیکوکاری بر شما مبارک باد.

موج ایثار

من از آسمان عاطفه تان فهمیدم که چقدر بی کرانه اید. از گل های باغچه محبت تان پی بردم که گل های وجودتان همه محمدی است. از برق شادی چشمانتان فهمیدم که همسایه خورشیدید. من از نگاهتان دیدم که لبریز از خدایید. و امروز که روز نیکوکاری است، فهمیدم دریای ایثار در لابلای انگشتان شما موج می زند.

خدمت به مؤمن

پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمدبن عبداللّه صلی الله علیه و آله وسلم ، فرمود: «کسی که به فریاد برادر مسلمانش برسد و او را از غصه، گرفتاری و خطری نجات دهد، خداوند ده کار نیک برای او می نویسد. ده درجه او را بالا می برد و ثواب آزاد کردن ده بنده را به او عطا می فرماید. ده عقوبت را از او دور می نماید و در روز قیامت ده شفاعت برایش آماده می سازد».

هفتاد و دو رحمت

امام صادق علیه السلام فرمود: «کسی که در سختی ها به داد برادر مؤمنش برسد و گرفتاری اش را برطرف سازد و در برآوردن حاجتش به او کمک کند، به سبب این عمل 72 رحمت نزد خداوند دارد که خداوند یکی از آنها را زودتر به او عطا می فرماید و با آن زندگی دنیایش را اصلاح می کند و 71 رحمت دیگر را برای ترس و وحشت های قیامتش ذخیره می سازد».

برطرف کردن گرفتاری

امام صادق علیه السلام فرمود: «کسی که گرفتاری مؤمنی را برطرف نماید، خداوند گرفتاری روز قیامتِ او را برطرف می کند و با شادمانی از قبر برمی خیزد و کسی که در هنگامِ گرسنگی به مؤمنی غذا دهد، خداوند از میوه های بهشتی به او عطا می فرماید و کسی که نوشیدنی ای به او بدهد، خداوند از نوشیدنی های خوب بهشتی به او عطا می فرماید».

شاد کردن مؤمن

امام صادق علیه السلام فرمود: «هرکس که مؤمنی را خوشحال کند، خداوند در قیامت او را شادمان می سازد و به او می گوید: هرچه دوست داری بخواه؛ زیرا بی تردید تو کسی هستی که دوست داشتی دوستان خدا را در سرای دنیا شاد سازی. آن گاه هرچه بخواهد به او می دهند و خداوند بیش از آنچه خواسته است و حتی به فکر او نرسیده، از نعمت های بهشتی به او عطا می فرماید».

مهربانی کردن

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «هرکس که در راه خدا به طریقی به برادر مؤمنش مهربانی کند، خداوند از خدمت کاران بهشتی به خدمت او خواهد گمارد».

معنی احسان و جوانب آن

«احسان» از ماده «حسن» و در لغت به معنای خوبی، نیکی، نیکوکاری و بخشش است و در عرف هم به هرنوع خوبی، احسان اطلاق می شود. بدین ترتیب مفهوم آن گستره وسیعی را در بر می گیرد. احسان می تواند در اشکال مختلفی از قبیل انعام، انفاق، صدقه، وقف و رسیدگی به فقرا، یتیمان و درماندگان ظاهر شود. در نظر شرع و عرف، آنچه در مقابل شرّ و بدی است نیکی و خیر به شمار می آید و انجام دهنده آن عمل نیک، نیکوکار خوانده می شود.

خدا، الگوی احسان

خداوند، خود معدن احسان و بخشش است و عالم تجلّیگاه احسان اوست. هرچه را قابلیت وجود داشته باشد به فضل خودش، در نیکوترین شکل می آفریند. پروردگار بزرگ، انسان را بر دیگر موجودات برتری داد و در احسان به او سبقت گرفت؛ خداوندی که نعمتش را با کرم و بخشش خود آغاز می کند و اشتباهات بندگان را با بزرگواری می بخشاید و آنان را با یادآوری احسان خودش، به این امر مهم تشویق کرده است؛ آن جا که می فرماید: «احسان کن همان گونه که خداوند بر تو احسان کرد».

ضرورت نیکی

نیکی به دیگران اصل و محور همه خوبی هاست. دژ استوار و زکات نعمت هاست. احسان، تجارتی سودمند است که ضرر در آن راه ندارد و لبیک گفتن به نیروی ذاتی و درونی است؛ زیرا تمایل به خوبی و انجام دادن کارهای نیک از جمله ویژگی هایی است که خداوند حکیم در نهاد انسان قرار داده است. نیکوکار آخرت را می نگرد و زندگانی دنیا را دست مایه رسیدن به آخرت قرار می دهد. آن را غنیمت می شمارد و پیش از فرارسیدن مرگ، زاد و توشه می اندوزد. امام علی علیه السلام می فرماید: «حال که زنده و برقرارید، عمل نیکو انجام دهید؛ زیرا پرونده ها گشوده و راه توبه باز است و بدکاران امید بازگشت دارند». امام سجاد علیه السلام نیز می فرمایند: «هرکه شوق بهشت داشته باشد در انجام کارهای نیک درنگ نکند و از خواهش های نفسانی چشم بپوشد».

پاداش نیکی را خدا می پردازد

نیکوکاری بهره ای ماندنی و غنیمتی پایدار است. بالاترین زراعت و سودآورترین سرمایه است. نیکی کردن پاسخ گفتن به ندای «اللّه» است؛ خداوندی که هیچ عملی را بی جواب نمی گذارد و به نیکوکاران وعده پاداش در دنیا و آخرت داده است. او خود فرموده است پاداش نیکی را ضایع نمی کند. او توانگر و بخشنده ای است که مقابل هر عمل نیکی، چندین برابر آن پاداش می دهد.

قدردانی از نیکوکار

قرآن کریم می فرماید: «آیا پاداش خوبی، جز خوبی است». بنابراین در عوض احسان، باید احسان کرد و قدردانی و تشکر خود را ابراز نمود. این کار، و میل و رغبت نیکوکار را افزایش می دهد و انگیزه احسان را در وی قوی می سازد تا به کارهای نیک بیشتر مبادرت ورزد. علی علیه السلام می فرمایند: «هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت، و بدکاران در بدکاری تشویق می شوند، پس هرکدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده».

سیمای نیکوکاران

نیکوکار، در انجام دادن عمل خیر، سستی به خود راه نمی دهد؛ بلکه در انجام دادن آن مشتاق و حریص است و با ذوق و علاقه وافر و انگیزه قوی بر کارهای خیر و ثواب سبقت می گیرد و در راه آن ثابت قدم است. او فروتن است و کارهای خیر او رنگ و عطر خدایی دارد و هرگز با ریا و تظاهر عمل نیک خود را باطل نمی کند. پیوسته در خفا احسان می کند تا نیازمند را شرمنده و حقیر نسازد. علی علیه السلام می فرماید: «نیکی کن آن چنان که دوست داری به تو نیکی شود».

احسان، راهی برای تصاحب دل ها

احسان مغناطیسی است که جاذبه قوی آن، سرسخت ترین انسان ها را به سمت خود می کشاند. نیکی به واسطه نیروی خارق العاده اش، نور صفا و صمیمیّت را بر قلب های تیره و تار می تاباند و دل های سخت و سنگی را در آسیاب مهر و مودت خرد می کند. احسان، پیوند دوستی و رفاقت را مستحکم می سازد و علایق و وابستگی های عاطفی را پررنگ تر می کند. در احادیث آمده است «با هرکه خواهی نیکی کن که امیر و فرمانروای او شوی» و «با نیکوکاری مالک دل ها می گردی».

احسان، مختصّ اغنیا نیست

شاید این گونه برداشت شود که احسان ویژه کسانی است که مال فراوان در اختیار دارند و دیگران را به سبب تنگی رزق، در احسان و نیکی و کمک به دیگران جایی نیست. قرآن کریم، این اندیشه را رد کرده، احسان را به هر اندازه باشد محترم و مفید می داند و می فرماید: «دیگران را برخود مقدم می دارند، در حالی که خود نیازمندند و آنچه دارند در اختیار آنها قرار می دهند».

ارزش نیکوکاری

دنیا مزرعه آخرت است و انسان، هرچه در این دنیا بکارد، در آخرت برداشت خواهد کرد و هیچ عمل خیر و شری از نظر خدا دور نمی ماند و عاقبت، صاحب آن نتیجه آن را خواهد دید.

اثر احسان

ببخش ای پسر کآدمی زادهْ صید باحسان توان کرد، وحشی بقید
عدو را به الطاف گردن ببند که نتوان بریدن به تیغ این کمند
چو دشمن کرم بیند و لطف وجود نیاید دگر خُبث از او در وجود

کمک به مستمندان

«خداوند، روزی انسان ها را اندازه گیری و مقدّر فرمود. گاهی کم و زمانی زیاد. و به تنگی و وسعت به گونه ای عادلانه تقسیم کرد تا هرکس را که بخواهد، با تنگی روزی یا وسعت آن، بیازماید و با شکر و صبر، غنی و فقیر را بیازماید.»

خداوند برای فقیر در مال ثروتمند سهمی قرار داده است که باید بپردازد. او باید به مستمندان و درماندگان رسیدگی کرده و آنان را از خود نراند. قلبی را شاد کند و خداوند را از خود راضی سازد. به بهسازی زندگی فقرا و محرومان نظر و عنایت داشته باشد. دستِ از کارافتادگان و بیماران را بگیرد و مشکلات زندگی آنها را مرتفع سازد. خداوند می فرماید: «نباید صاحبان ثروت و نعمت درباره خویشاوندان خود و در حق مسکینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق کوتاهی کنند، بلکه باید با خَلقْ عفو و صلح پیشه کنند و از بدی ها آسان درگذرند. آیا دوست نمی دارید که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان کند که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».

گذشت و احسان در کلام سعدی

تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت که فردا نگیرد خدا با تو سخت
گر از پا درآید، نماند اسیر که افتادگان را بود دستگیر
نترسد که نعمت به مسکین دهند وز آن بار غم بر دل این نهند
دل زیردستان نباید شکست مبادا که روزی شوی زیر دست

احسان به یتیمان

یکی از جلوه های بارز احسان، نیکی به یتیمان و سرپرستی آنهاست. تأمین نیازهای مادی آنان، نگرانی بزرگی را از دل هاشان برطرف می کند. اینان، دل سوختگانی هستند که در غم فراق عزیز خود همواره در ناله و فغانند. از دست دادن نعمت پدر و مادر و مشاهده جای خالی آنها، در دل هایشان غمی فزاینده است. پس بر دیگران است که این خلأ را پر کنند؛ چه از حیث عاطفی، و چه مادی. خانه های آنها را روشن و باصفا نگه دارند و اجازه ندهند دیو فقر و افسردگی خانواده آنان را متلاشی کند. درد دل هاشان را بگوش جان بشنوند، آنان را بر زانوان خود جای دهند و دست نوازش بر سر آنها بکشند تا خلأ وجودی پدر و مادر، کم تر آنان را بیازارد.

علی علیه السلام و سفارش به یتیمان

علی علیه السلام ، این حاکم عدالت پیشه و قدرتمند رئوف، که روز و شب و آشکار و پنهان به یتیمان و فقرا رسیدگی می کرد، حتی در آخرین لحظات عمر گرانمایه اش، درباره آنان سفارش می کند و هنگامی که در بستر آرمیده و در انتظار ملک الموت است در آخرین وصیت های خود به فرزندانش می فرماید: «خدا را! خدا را! درباره یتیمان. نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود».

سوره ماعون و رسیدگی به ایتام

ندیدی تو آن شخص ای مصطفی که افکار می کرد روز جزا؟
همان شخص بیرحم و خوار و لئیم که میرانَد از درگه خود یتیم
نکرده است ترغیب کس را تمام که بر مرد مسکین ببخشد طعام
پس وای بر آن که خواند نماز ولی هست غافل ز ذکر و نیاز
همانکس که چون طاعتی هم نمود به دنبال تزویر و نیرنگ بود
کند بازداری ز انفاق مال نکویی نکرده است در هیچ حال

برخورد با یتیمان در بوستان

چو بینی یتیمی سرافکنده پیش مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم ار بگرید که نازش خَرَد و گر خشم گیرد که بارش برد
الا تا نگرید که عرش عظیم بلرزد همه گر بگرید یتیم
برحمت بکن آبش از دیده پاک بشفقت بیفشانش از چهره خاک
اگر سایه خود برفت از سرش تو در سایه خویشتن، پرورش
یکی خار پای یتیمی بکند به خواب اندرش دید صدر خُجند

نیکی به والدین

بالاترین احسان، احسان به پدر و مادرست؛ زیرا آنان، زندگی خود را وقف پرورش و تربیت فرزندان می کنند و در این راه هیچ گونه احسان و بخشش را از آنان دریغ نمی دارند. تمامی همّ و غم و فکر آنها صرف آسایش و پرورش صحیح فرزندان است و هرگونه رنج و محنت را به جان می خرند و سرانجام به فصل پیری و ناتوانی و بیماری می رسند. در این وقت، فرزندان، فرصت جبران آن محبت ها را پیدا می کنند و می توانند والدین خود را زیر سایه احسان خود بگیرند و باید که از هیچ کاری فروگذار نکنند. قرآن نیز، مسئله احسان به والدین را بعد از مسئله توحید و اهمیت ایمان به آن بیان کرده، می فرماید: «جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید». در جای دیگر، فرزندان را از اهانت و بی احترامی به آنان نهی می کند و آنان را از گفتن «اُف» که کم ترین بی احترامی به حساب می آید منع می کند. در روایات آمده است: «نیکی به پدر و مادر از کریم ترین خوی هاست».

عمل نیک، تکریم نیکوکار

زندگانی دنیا، مهلت ابتلا و آزمایش است. عرصه مهیای آخرت شدن و کاشتن، و آخرت برداشت کردن است. دنیا هم چنین، مکان بهره مندی از نعمت های خداست و خدا را در هر نعمتی حقی است. هرکس آن را بپردازد فزونی یابد و آن کس که نپردازد و کوتاهی کند، در خطر نابودی گرفتار آید. پس هرچه کنیم برای خود کرده ایم. اگر خوبی کنم، جزای آن را دریافت می کنیم و اگر کردار بد مرتکب شویم، کیفر آن را خواهیم دید. علی علیه السلام می فرماید: «به راستی اگر نیکی کنی، به خود نیکی کرده ای». روزی امام علیه السلام فرمود: «من هرگز به هیچ کس نیکی نکرده ام!» مردم از روی شگفتی سرهایشان را بلند کردند. امام علیه السلام این آیه را خواندند: «اگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کنید به خود کرده اید.»

عفو و بخشش

خوی بخشش نشانه بزرگی روح و علو درجه انسان است. عفو و گذشت نیز نشانه بیداری نفس و بلندی ایمان است. عفو و گذشت یکی از جنبه های احسان است که در تعالیم دینی از آن یاد شده است و در رفتار پیامبران و امامان، به وضوح دیده می شود. خداوند بزرگ، با احسان واسع، گناهان و کردارهای زشت ما را می بخشاید و با توبه واقعی، آنان را ندیده می انگارد. گذشت از خطاها و اشتباهات دیگران نیز باید در رفتار هر مؤمن و دین داری وجود داشته باشد. در روایت آمده است: «نیاز گناه کار به احسان بیشتر از نیاز نیکویی کننده است».

داستان دختر حاتم و عفو پیامبر او و قبیله اش را

شنیدم که «طَی» در زمان رسول نکردند منشور ایمان قبول
فرستاد لشکر بشیر و نذیر گرفتند از ایشان گروهی اسیر
بفرمود کشتن به شمشیر کین که ناپاک بودند و ناپاک دین
زنی گفت من دختر حاتمم بخواهید از این نامور حاکمم
کرم کن به جان من ای محترم که مولای من بود ز اهل کرم
به فرمان پیغمبر نیک رای گشادند زنجیرش از دست وپای
در آن قوم باقی نهادند تیغ که رانند سیلاب خون بی دریغ
به زاری به شمشیرزن گفت زن مرا نیز با جمله گردن بزن
مروّت نبینم رهایی ز بند به تنها و یارانم اندر کمند
همی گفت و گریان بر احوال طی به سمع رسول آمد آواز وی
ببخشود آن قوم و دیگر عطا که هرگز نکرد اهل گوهر خطا

احسان در سیره امامان معصوم

امامان، ستارگان هدایتند و روشنای تیرگی ها. آنان کشتی نجات بشریتند. رفتار آنان الگویی جامع و کامل برای کسانی است که دل به وسعت وجودی آنان نهند. امامان، محور بخشندگی و فضل و کمالند و معدن عطوفت و مهربانی. همواره یار و مددکار فقرا و محرومان بودند و کمک به بیچارگان حتی در دل شب فصل جداناشدنی از زندگی سراسر جود آنهاست.

حسین علیه السلام و احسان به اعرابی

مردی اعرابی به مدینه آمد و پرسید که کریم ترین مردم کیست؟ گفتند: حسین بن علی علیه السلام . اعرابی امام را در مسجد یافت و مشکل خود را مطرح ساخت. امام به قنبر فرمود: آیا از مال حجاز چیزی به جای مانده است؟ عرض کرد: بلی، چهار هزار دینار. فرمود: حاضر کن که مردی [که] به آن از ما سزاوارتر است حاضر گشته. پس امام به خانه رفت و ردای خود را که از بُرد بود از تن بیرون آورد و آن دنانیز را در آن پیچید و پشت در ایستاد و از شرمِ رویِ اعرابی و از قلّتِ زر، از شکاف در، دست خود را بیرون کرد و شعری چند در عذرخواهی خواند.

سیره امام کاظم در نیکی به دیگران

در احوال امام کاظم علیه السلام آمده است: از همه مردم صله و احسانش نسبت به اهل و ارحامش بیشتر بود و پرستاری فقرای مدینه می کرد. شب که می شد زنبیلی که در آن پول و طلا و نقره و آرد و خرما بود بر دوش می گرفت و برای ایشان می برد و فقرا نمی دانستند که این احسان از چه کسی است.