مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > اردیبهشت 1380، شماره 15


پیام هایی به مناسبت شهادت امام رضا(ع)

پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 60

هشتمین مظلوم

ماه صفر به پایان می رسد. شهادت امام هشتم در آخرین روز این ماه، پایان دو ماه سوگورای است. از آغاز محرم، سرشک غم باریده ایم، تا عاشورا، اربعین، بیست وهشتم صفر و سرانجام روز شهادت حضرت رضا علیه السلام . اینک جهان تشیع در سوگ غریب خراسان است، والا مردی که در راه آرمان، و برای کسب خشنودی حضرت حق، شکیبا و استوار، رضای الهی را به جان پذیرفت و رهروان طریق توحید را تا رسیدن بر قله های شرف و وادی رستگاری رهنمون شد. هشتمین مظلوم، عصاره ایمان و هدف، آمیزه ای از دانش و تقوا، عبادت و بینش، مبارزه و پایداری و اراده و همت بود. او، هر چند در اوج عزت و جلال، اما اسیر ظلم مأمون بود. آنگونه که گاهی از خدایش، مرگ می طلبید. آه از آن انگور مسموم، که رضای آل محمد علیهم السلام را به رضوان برد. وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد و داد از آن مرگ غریبانه که حضرت معصومه علیهاالسلام را درحسرت دیدار پدر، گریان نهاد.

در سوگ رضا علیه السلام

امروز میهن ما، غرق در ماتم است؛ ماتم رضای غریب و غریب آشنا، والا مرد میدان معنویت، ستاره گرانقدر آسمان عصمت و طهارت، گنجینه علوم الهی، ترجمان کتاب نفیس وحی و پهنه وسیع هدایت. اما میهن ما خرسند است که آغوش بر معارف زلال رضوی گشوده است. امروز امت ما، گرچه در سوگ رضای اهل بیت نشسته است، اما خرسند است که نعمت ولایت دارد. آری، همان ولایت و رهبری که امام رضا علیه السلام بر آن تأکیدداشت و پیروان خویش را به آن سفارش می فرمود، اکنون در خاک شهیدپرور این دیار، تحقق یافته است، و «سید خراسانی» به نیابت از آن حجت های معصوم الهی، فرمان می راند و هدایت می کند.

غریب آشن

در صحن وسرای تو، هم اینک همه ذوقمندان و مشتاقان را به وضوح نظاره می کنم. کبوتران فوج فوج دانه محبت برمی چینند و پرواز عشق می کنند، و بر فراز گنبد تو که به نگینی برانگشتری این دیار می ماند، می چرخند و می چرخند و دل مرا هم همراه می برند. و با هر فرود، به تبرک سر بر خاک آستان تو می سایند. پرنده نگاهمان، بر در و دیوار سر می کوبد و عاشقانه تو را می جوید. اینک زلال زمزمه ها راهر چه صریح و رسا می شنوم و دست های نیازمند عاشقانی را می بینم که دانه های بلورین اشک را، خالصانه به پیشگاه دوست هدیه می دهند و دست های نوازشگر ایمان را به گرمی می فشارند. خدایا، مِهر آل علی را در دل ها بیفزای، و غم شیعه را با ظهور خورشید پنهان، به سرور مبدّل ساز و اشک دیدگانمان را در سوگ غریب خراسان، با نسیمی از کوی یار، به حضرت رضا علیه السلام برسان. سلام بر تو، ای غریب آشنا، ای حضرت رضا علیه السلام .

وارسته ای زاهد

درغم شهادت امامی به سوگ نشسته ایم که در بیست و چند سالگی در مسجد رسول می نشست و برای مردم فتوا می داد. مردی که نسبت به مسایل فکری و اعتقادی وشبهه های دانشمندان ادیان و مذاهب مختلف، جوابی حاضر و پاسخی دندان شکن داشت. اخلاقش نیکو و برخوردش کریمانه بود. فرزند پیامبر بود و وارث خلق و خوی آنکه برای تکمیل مکارم اخلاق برانگیخته شده بود. آری امام رضا علیه السلام وارسته ای زاهد و دانایی بی نظیر بود. به دانش و تقوای او همه اعتراف داشتند. حتی دشمن خونی اش مأمون، چندین بار و به مناسبت های گوناگون، از آن امام به عنوان داناترین، عابدترین و وارسته ترین مرد یاد کرده است. و اینک ای آفتاب، ای خورشید هشتم، ای پناهگاه همه غریبان، ای مظلوم خراسان، سلام و درود خدا و فرشتگان نثار روح بلندت باد.

خورشید طوس

خورشید دین می تابد از خاک خراسان ظلمت گریزان است و خفاشان هراسان
ایران به اقیانوس عرفان تو وصل است ما رافقط گنج تولای تو اصل است
ایران ما مدیون لطف بی حد توست این جلوه های جاودان از مرقد توست
جبرییل می ساید جبین بر آستانت ملک سلیمان گوشه ای از آستانت
ماه جماران انعکاسی از جمالت مشتی عطا بگرفته از گنج کمالت
مشهد ز تو، شهر قم از معصومه روشن لطف شما بر هم زنِ نیرنگ دشمن
بنیان دین، بی مهرتان سست و خراب است عالم جدا از عشقتان خواب و سراب است

وعده گاه پاکدلان

نور باران شده آفاق شهود از نورش جلوه در ماه نموده است رخ مستورش
به تماشا بنشینی تو خدا را در عرش گر زیارت کنی این بارگه پرنورش
جلوه عرش حضور است زیارتگه او معنی صبح قیامت حرم پرشورش
فوج فوج ملک از اوج فلک می آیند به تماشای شکوه حرم معمورش
زیر این گنبد براق چه کس خفته مگر که وزد سوی بهشت آن علم منصورش
یارب این وعده گه پاکدلان باد آباد دستی از غیب بدارد ز بلایا دورش

قبله نیاز

گدای کوی تو در رتبه، کم ز سلطان نیست ولایت تو، کم از حشمت سلیمان نیست
برای اهل ولا، معنی نمازی تو نماز عشق مرا قبله نیازی تو
حریم قدس تو، دریای جود و احسان است مزار پاک تو، دارالشفای ایران است
اگر چه نامه سیاهم، اگر چه پرگنهم کبوتر حرمم، پای بند لطف توام
دل شکسته من بسته محبت توست زیارت تو اگر آمدم، به دعوت توست
زیارت حرم تو غذای روح من است در این تلاطم امواج فتنه، نوح من است

القاب امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام آینه تمام زیبایی هاست. جلوه های جمال و جلال ربوبی در سیمای امام درخششی تام و تمام یافته است. امام نمونه انسان کامل در مسیر صعودی و پرواز شکوهمند به سوی نیکی ها و خوبی هاست. آنچه در روایات از صفات و القاب گوناگون برای امام بیان شده، هر یک ظهوری از جلوه های نورانی امامت است که ابعادی از سیمای معنوی و ملکوتی اش را فرا راه حق جویان قرار می دهد. شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا می نویسد: امام هشتم را با القاب زیر یاد می کردند: رضا، صادق، صابر، فاضل، نور چشم مؤمنان، مایه خشم منکران خدا. در بعضی از روایات به آن حضرت «عالم آل محمد(ص)» لقب داده شده است؛ چنانکه از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده که پدرم جعفر بن محمد(ص) پیوسته به من می فرمود: عالم آل محمد(ص) در نسل توست و کاش من او را می دیدم او همنام امیرالمؤمنین علیه السلام است.

انتخاب همسر شایسته از منظر امام رضا علیه السلام

صفوان بن یحیی از امام رضا علیه السلام نقل کرده است که فرمود: «هیچ سودی برای مرد بهتر از همسری صالح، که هنگام دیدن وی خوشحال شود و در نبودش نگهدار خود و اموال شوهر باشد، نیست». آری، همچنان که زن باید شایسته باشد، مرد نیز باید شاسته باشد. بر والدین است که با کمک دخترانشان، شوهران شایسته ای برای آنان انتخاب کنند. حسین بن بشّار واسطی می گوید: «خدمت امام رضا علیه السلام نوشتم که یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده است، ولی مرد بداخلاقی است. آیا صلاح است که دخترم را به ازدواج او در آورم؟ حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور».

امام رضا علیه السلام و زمزمه آوای توحید

تربیت صحیح انسان ها، عالی ترین هدف پیامبران و ضروری ترین وظیفه پدر و مادر است. از این رو، از همان ابتدا باید کودک را با فضای معنوی و روحانی آشنا کرد. پس از تولد، در اولین گام باید آوای توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد. فضای جانش را از نسیم خوش توحید و بندگی عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید، سرزمین وجودش را از لاله های زیبای ذکر الهی سرشار کرد. امام رضا علیه السلام فرمود: هنگام تولد فرزند، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.

امام رضا علیه السلام و نامگذاری فرزند

هر واژه ای حکایت از معنایی می کند. زیبایی و رکیک بودن واژه ها بستگی مستقیم با معنای آنها دارد. گرچه الفاظ اموری اعتباری است و در نامگذاری چندان مورد توجه نیست، ولی هنگام به کار بردن آنها معانی ناخود آگاه تداعی می شود. نام نیکو مایه سربلندی و افتخار و نام زشت باعث سرشکستگی و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام انسان تا پایان عمر با او همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه اطهار علیه السلام ، هم خود نام های نیکو برای فرزندانشان برمی گزیدند و هم دیگران را به این امر سفارش می کردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوی محمد را بر فرزند دلبندش نهاد و از تأثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانه ای که در آن نام محمد باشد، اهل آن روز و شبشان را با خیر و نیکی به پایان می رسانند».

سلامتی کودک از دیدگاه امام رضا علیه السلام

از ویژگی های دین اسلام تأکید بر پرورش همه ابعاد زندگی انسان است. هرچند در تربیت اسلامی پرورش ابعاد معنوی، هدف اصلی و نهایی است، اما دستیابی به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمی سالم و روانی با نشاط امکان پذیر است. در شیوه تربیتی امام رضا علیه السلام نسبت به رعایت بهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادی مؤثر در سلامتی مانند صدقه و عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشی از مطالبی که برای مأمون نوشت، چنین نگاشت: عقیقه کردن برای پسر و دختر، نامگذاری، تراشیدن موهای سرنوزاد در روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.

امام رضا علیه السلام و محبت به فرزند

محبت داروی شفابخش دردها، تسکین دهنده قلب ها و بهترین راه حل مشکلات و ناسازگاری های تربیتی است. محبت بجا در هر مقطع سنی، روشی کار آمد است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند، اما کودکان، نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا و ناقصشان را محبت اصلاح می کند و ناسازگاری و پرخاشگری شان را داروی محبت از میان می برد. آری با محبت می توان بسیاری از گره ها را گشودو راه های ناهموار را هموار کرد. امام رضا علیه السلام از این شیوه تربیتی به شکل های گوناگون بهره می گرفت. گاهی اوج محبت خود را نسبت به فرزندش جواد علیه السلام در قالب جلمه زیبای «پدر و مادرم به فدایت» نشان می داد و زمانی او را در آغوش می گرفت، به سینه خود می فشرد و می بوسید.

احترام امام رضا علیه السلام نسبت به فرزندش امام جواد علیه السلام

بدون شک هر انسانی در هر مقطع سنی، با توجه به برداشتی که از ارزش و منزلت خویش دارد، برای خود احترام و شخصیت قائل است. هر انسانی خود را دوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیز هر چند به رشداجتماعی و عقلانی کافی نرسیده اند؛ اما برای خود احترام قائل اند. رفتار احترام آمیز پدر و مادر و مربیان نقش موثری در تربیت و رشد فرزندان دارد. امام رضا علیه السلام برای فرزندشان، امام جواد علیه السلام ، احترام بسیار قائل بودندو از این شیوه موثر در تربیت فرزند بسیار بهره می برد. محمدبن ابی عباد، که امور نگارشی حضرت رضا علیه السلام را به عهده گرفته بود، می گوید: حضرت رضا علیه السلام همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کینه ـ که نزد عرب علامت بزرگداشت و احترام است ـ نام می برد و می فرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنین نوشتم. با آنکه امام جواد علیه السلام در مدینه به سر می برد و کودکی بیش نبود، حضرت رضا علیه السلام وی را بسیار احترام می کرد و نامه هایی را که از حضرت جواد علیه السلام به وی می رسید، با کمال بلاغت و نیکویی پاسخ می داد.

امام رضا علیه السلام و مسئله نظارت از راه دور در تربیت فرزندان

بی تردید، کودکان و نوجوانان بهره کمتری ازتجربه دارند و بدین سبب به نظارت و کمک پدر و مادر نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بر وضعیت اخلاقی، تحصیلی و رفتاری فرزند ضرورتی انکارناپذیر در امر تربیت است. البته این نظارت باید منطقی و حتی الامکان غیرمستقیم باشد. نکته مهم این است که نظارت به اوقات حضور پدر و مادر، در کانون خانواده اختصاص ندارد؛ بلکه حتی وقتی پدر برای مدتی از خانواده فاصله می گیرد و حضور فیزیکی ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و برکار آنها نظارت کند. سفارش های پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امری ضروری و کارساز است. حضرت رضا علیه السلام که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتی دور از وطن و خانواده به سربرد، به شکل های گوناگون همچون نامه و پیام های شفاهی، از دور بر وضعیت فرزندش جواد علیه السلام نظارت می کرد و راهنمایی های لازم را به وی ارائه می داد؛ چنان که پیش از رفتن به خراسان به فرزندانش آنچه شایسته می نمود، سفارش کرد.

امام رضا علیه السلام و تقویت قدرت رهبری امام جواد علیه السلام

پدر و مادر باید علاوه بر نظارت صحیح و حساب شده، به تدریج زمینه استقلال را در فرزندانشان به وجود آورند و با واگذاری مسئوولیت به آنان، قدرت اداره زندگی را در آنها تقویت کنند. از نکات بسیار زیبا در شیوه تربیتی امام رضا علیه السلام توجه به این مهم است. آن حضرت به خوبی برای فرزندش جواد علیه السلام آینده نگری فرمود و چون می دانست فرزندش در نوجوانی مسئوولیت بزرگ رهبری جامعه اسلامی رابه عهده می گیرد، با واگذاردن مسئوولیت ها به وی قدرت مدیریت و رهبری را در او تقویت کرد. امام هشتم علیه السلام ، هنگامی که در مدینه بود، اداره امور خویش را عملاً به فرزندش وانهاد و حضرت جواد علیه السلام ، با این که نوجوان بود، به خوبی از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیر می گوید: حضرت جواد علیه السلام با این که نوجوان بود، پیوسته اداره امور حضرت رضا علیه السلام را در مدینه به عهده داشت.

سیره تربیتی امام رضا علیه السلام در پرورش بعد فکری کودک

بی تردید، پرورش بعد عقلانی و شکوفا ساختن استعداد و قدرت منطق و استدلال در فرزند از مهم ترین ابعاد تربیت است. منطقی بار آوردن فرزند سبب می شود درست بیندیشد، منطقی تصمیم بگیرد، منطقی رفتار کند و در صورت لزوم، بی هیچ هراسی، از دیدگاه ها و رفتارهای خود دفاع کند. شیوه تربیتی امام رضا علیه السلام ، از این منظر الگویی کامل برای همه رهروان آن حضرت است. بنان بن نافع نقل می کند که روزی مأمون از جایی که در آن حضرت جواد علیه السلام با کودکان بازی می کرد، می گذشت. کودکان از ترس میدان بازی را ترک کردند و تنها امام جواد علیه السلام آنجا ایستاد. مأمون از او پرسید: چرا مثل بچه ها فرار نکردی؟ فرمود: گناهی مرتکب نشده ام تا بگریزم و جاده هم تنگ نیست تا آن را برایت باز کنم. از هر جا می خواهی عبور کن. مأمون از این پاسخ تعجب کرد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن علی بن موسی هستم.

نیایش امام رضا علیه السلام

شیخ صدوق از ابراهیم بن عباس نقل می کند که: حضرت رضا علیه السلام شب ها کم می خوابید و بیشتر بیدار می ماند. اکثر شب هایش را از اول شب تا صبح احیا می داشت و به عبادت و نیایش می پرداخت وحتی اهل منزل خود را به نماز شب وامی داشت. شیخ صدوق در جای دیگر از رجاء بن ابی ضحاک نقل می کند که گفت: مأمون به من مأموریت داد تا حضرت رضا علیه السلام رابه اجبار از مدینه به مرو بیاورم تاتحت نظر باشد. دستور داشتم از راه مخصوصی امام را بیاورم و وی را از قم عبور ندهم که مرکز شیعیان بود و احتمال شورش می رفت. شب و روز می بایست به نگهبانی از آن حضرت مشغول باشم. از مدینه تامرو با حضرت بودم. به خدا سوگند، کسی را مانند او در تقوا و کثرت ذکر خدا و خوف از او در تمام اوقات ندیدم. او سپس به تفصیل، کیفیت ادای نمازها و ذکرها و راز و نیازهای حضرت را شرح می دهد.

پیروی از قرآن در کلام امام رضا علیه السلام

بی تردید، پیوند میان قرآن و عترت پیوندی عمیق، و پایدار است که حدیث شریف ثقلین بدان داده است. شیخ صدوق از یکی از معاصران حضرت رضا علیه السلام چنین نقل کرده است: همه کلام حضرت و جواب ها و مثال هایش برگرفته از قرآن بود. هر سه روز یک بار قرآن را ختم می کرد و می فرمود: اگر بخواهم، در کمتر از سه روز هم می توانم آن را ختم کنم؛ اما هرگز به آیه ای نمی رسم، مگر اینکه در معنای آن و این که درباره چه چیزی و در چه وقتی نازل شده، می اندیشم.

آن حضرت در مورد پیروی از قرآن می فرماید: قرآن کلام و سخن خداست. از آن به آسانی نگذرید و هدایت را در غیر آن نجویید که گمراه می شوید.

امام رضا علیه السلام و اطاعت از ولی امر

اساسا تمامی ائمه اطهار علیه السلام تا قبل از رسیدن به مقام امامت، مطیع ترین فرد نسبت به ولی امر خویش بوده اند. امام کاظم علیه السلام فرموده اند: «علی، پسرم، بزرگ ترین فرزند من است و سخنانم را شنواتر و فرمانم را مطیع تر است». اینک ما که در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) به سر می بریم، نیز باید با تمام توان خویش از ولایت فقیه ـ که منصب نمایندگی از جانب حضرت حجت علیه السلام است ـ پاسداری کنیم. چه بسیار دور از حقیقت اند آنان که با طرح شبهات کودکانه می خواهند اصل ولایت فقیه را زیر سؤال برند، در صورتی که اطاعت ازولی فقیه در زمان غیبت، مورد تصریح معصومان علیهم السلام قرار گرفته است و حضرت امام خمینی(ره) نیز به تفصیل در کتاب ولایت فقیه به شرح آن پرداخته اند. ایشان می فرمایند: «همان طور که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مأمور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهای عادل هم بایستی رییس و حاکم باشند و اجرای احکام کنند و نظام اجتماعی اسلام رامستقر گردانند».

دانش امام رضا علیه السلام

شیخ طبرسی، از دانشمندان قرن ششم، نقل می کند که: «امام کاظم علیه السلام همواره به فرزندان خویش می فرمود: این برادر شما، علی بن موسی، عالم آل محمد است. پس از وی در مورد دین خود بپرسید و آنچه را به شما تعلیم می دهد را حفظ کنید؛ چرا که از پدرم امام رضا علیه السلام چندین بار شنیدم که می فرمود: عالم آل محمد از نسل توست و ای کاش او را درک می کردم». شیخ طبرسی همچنین از هروی نقل کرده است که «هیچ کس را دانشمندتر از علی بن موسی الرضا علیه السلام ندیدم و هیچ دانشمندی نیز وی را ندید، مگر این که همانند من به فضل و دانش او شهادت داد».

امر به معروف ونهی از منکر در کلام امام رضا علیه السلام

طبق تصریح آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام ، امر به معروف و نهی از منکر از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اصولاً سایر واجبات به واسطه آن برپا می شوند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در غیر این صورت، ستمگران بر شما مسلط می گردند و آنگاه هر قدر هم دعا کنید اجابت نمی شود». حضرت رضا علیه السلام در مقاطع مختلف زندگی خویش توانست سیاست های باطل زمامداران ستمگر زمان خویش را نقش بر آب کند و چهره حق و حققت را بنمایاند. امر به معروف و نهی از منکر به حدی در زندگی آن حضرت بارز بود که یکی از مهم ترین علل شهادت حضرت رضا علیه السلام محسوب می شود. همچنین درباره عذاب تارکان امر به معروف و نهی از منکر، مرحوم شیخ کلینی، حدیثی از امام رضا علیه السلام نقل کرده که در آن، حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده است: زمانی که امت من نسبت به امر به معروف و نهی از منکر سهل انگاری کنند و مسئوولیت را به گردن یکدیگر اندازند و هر کس منتظر این باشد که دیگری آن را انجام دهد، در این صورت باید منتظر عذاب الهی باشند و این کار آنها به منزله اعلام جنگ با خداست.

مبارزه با طاغوت

امامان ما علیهم السلام نه فقط خود با دولت های جائر و درباریان فاسد مبارزه کرده اند، بلکه مسلمانان را نیز به جهاد بر ضد آنها دعوت فرموده اند. همچنین مسلمانان را از همکاری با آنان نهی و به قطع رابطه با آنان دستور داده اند. مرحوم شیخ کلینی از قول یکی از یاران امام رضا علیه السلام می نویسد: پس از آنکه حضرت رضا علیه السلام به امامت رسید، سخنانی ایراد فرمود که بر جان وی ترسیدیم. لذا به آن حضرت عرض شد: سخنی فرمودی که بیم داریم این طاغوت، یعنی هارون، بر ضد شما اقدامی کند. حضرت در پاسخ فرمود: هرکاری می تواند انجام دهد. یکی دیگر از یاران حضرت می گوید: به امام عرض کردم: شما خود را به این امر، یعنی امامت، شهره ساخته اید در حالی که از شمشیر هارون خون می چکد. آن حضرت با پاسخ خود به وی فهماند که این مسائل و مأموریت های ائمه علیهم السلام قبلاً از جانب خداوند تعیین شده است و هارون قدرت مقابله با ایشان را ندارد.

فروتنی

مرحوم شیخ صدوق به نقل از یکی از معاصران حضرت رضا علیه السلام می نویسد: چون سفره انداخته می شد، غلامانش حتی دربان و نگهبان نیز با او سر یک سفره می نشستند. مرحوم ابن شهر آشوب نیز می گوید: روزی امام رضا علیه السلام وارد حمام شد. مردی که حضرت را نمی شناخت از وی درخواست کرد تا او را کیسه کشد. امام علیه السلام نیز پذیرفت و مشغول شد. حاضران حضرت را به آن مرد معرفی کردندو او با کمال شرمندی از حضرت پوزش خواست. اما حضرت رضا علیه السلام او را آرام کرد و به کار خود ادامه داد. همچنین مرحوم کلینی نقل می کند: شبی امام رضا علیه السلام مهمان داشت. در حین صحبت، چراغ دچار نقص شد. مهمان خواست آن را اصلاح کند، ولی حضرت اجازه ندادو خود به اصلاح آن پرداخت.

مساوات

مرحوم علامه مجلسی نقل کرده است که مردی از اهالی بلخ گفت: در سفر خراسان با حضرت رضا علیه السلام همراه بودم. به دستور وی سفره را انداختند و خدمتکاران و غلامان، چه سیاهان و چه غیر ایشان، همگی را بر سر یک سفره نشاند. به امام عرض کردم: فدایت شوم، خوب بودبرای اینها سفره جداگانه ای می انداختید. حضرت فرمود: ساکت باش. پروردگار همه

یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش و جزا فقط به عمل بستگی داردنه به حسب و نسب و جاه و مقام.

ادب و محبت

مرحوم اربلی، از دانشمندان قرن هفتم، در خبری از قول یکی از معاصران امام رضا علیه السلام می نویسد: «هرگز ندیدم که امام علیه السلام در سخن خویش نسبت به کسی بی احترامی کند و هرگز ندیدم که کلام دیگری را قطع کند و صبر می کرد تا سخنانش به پایان رسد. هیچ گاه در برابر کسی که مقابلش نشسته بود پاهایش را دراز نمی کرد و تکیه نمی زد. هرگز ندیدم به هیچ یک از خدمتکاران و غلامانش ناسزا گوید». آن حضرت فرموده است: «محبت به دیگران نیمی از خرد است». آری از آنجا که میزان بسیاری از کینه ها و دلخوری ها به سبب سخنان بی مورد و بعضا نیش داری است که نسبت به یکدیگر اظهار می گردد و شاید در اکثر مواردنیز بی قصدوغرض باشد، آن حضرت فرموده اند: سکوت موجب جلب محبت می شود.

سفارش امام رضا علیه السلام به اباصلت هروی

اباصلت هروی، از کسانی است که بسیار مورد عنایت و توجه حضرت امام رضا علیه السلام بود و امام علیه السلام او را بسیار دوست می داشت. در بیشتر محافل و مجالس او را همراه خود می برد. و در مواقع خاص مطالب بسیار سازنده ای به او گوشزد می کرد و شخصیت ایمانی او را پرورش می داد. اباصلت دراین باره می گوید: «آخرین جمعه ماه شعبان به محضرابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام رسیدم. حضرت به من فرمود: ای اباصلت، بیشتر روزهای ماه شعبان را پشت سرگذاشتی و این آخرین جمعه از آن ماه است. در این روزهایی که از شعبان باقی مانده است، کوتاهی هایت را جبران کن و بیشتر به دعا و استغفار و تلاوت قرآن مشغول باش و از گناهانت توبه کن و برای ورود به ماه مبارک رمضان آماده باش تا بتوانی آن را با اخلاص دریابی. امانتی برگردنت نباشد، مگر این که ادا کنی. کینه ای از مؤمنی در دلت باقی نگذار، گناهان را از خود دور کن، تقوای الهی پیشه کن و در کارهای پنهان و آشکارت به خدا توکل کن. کسی که به خدا توکل کند خدا او را کافی است...».

حدیث غم انگیز شهادت

اباصلت هروی، که تا آخرین لحظه زندگی امام رضا علیه السلام ، از وی جدا نشد، حدیث غم انگیز شهادت آن حضرت را چنین نقل می کند: «روزی درمحضر امام رضا علیه السلام بودم. آن حضرت فرمود: فردا به مجلس مأمون داخل می شوم... اگر با سرِ پوشیده از آن خانه خارج شدم، دیگر با من سخنی نگو. روز دیگر آن حضرت بعد از نماز صبح جامه هایش را پوشید و در محراب نشست و منتظر ماند تا اینکه غلامان مأمون آمدند. آنگاه کفش خود را پوشید، ردای مبارک را بر دوش افکند و به مجلس مأمون رفت. من در خدمت آن حضرت بودم. چند طبق از میوه های گوناگون نزدمأمون بود. او خوشه انگوری را که بعضی از دانه های آن را زهرآلود کرده بودند، دردست داشت و آن دانه هایی که زهرآلود نبود، می خورد تا متهم نشود. چون نظرش به آن حضرت افتاد، مشتاقانه از جای خود برخاست و دست در گردن مبارک امام علیه السلام انداخت و میان دو دیده وی را بوسید و هرچه آنچه می توانست، در ظاهر اکرام و احترام کرد. او را به جای خود نشاند و آن خوشه انگور را به او داد و گفت: یابن رسول اللّه ، انگوری نیکوتر از این ندیده ام. حضرت فرمود: شاید انگور بهشت از این نیکوتر باشد. مأمون گفت: از این انگور بخور. حضرت فرمود: مرا از خوردن این انگور معاف دار. مأمون اصرار کرد... حضرت سه دانه از آن انگور زهرآلود که تناول کرد، حالش دگرگون شد. باقی انگور را بر زمین گذاشت و از آن مجلس برخاست. مأمون گفت: پسرعمو، کجا می روی؟ فرمود: به آنجا که مرا فرستادی. آن حضرت غمگینانه سرخود را با عبایش پوشاند و از خانه مأمون بیرون آمد». اباصلت در ادامه می گوید: «به دستور وی با او سخن نگفتم تا به خانه خود وارد شد و فرمود: در را ببند...». امام رضا علیه السلام با همین انگور زهرآلود به دیار ابدی شتافت و شربت شهادت نوشید.

حضور ذهن امام علیه السلام

امام رضا علیه السلام دارای حضور ذهن، سرعت انتقال، قوت استدلال و شیوایی کلام بود. معانی بکر و تازه، در هنگام ضرورت بی زحمت اندیشه، و بدون سستی در بیان، در اختیارش قرار داشت. مباحثات و مناظرات آن حضرت، با رؤسای ادیان و دانشمندان و زندیقان ـ که آنان را با دلایل روشن، و براهین قاطع محکوم می فرمود ـ دلیل آشکاری است بر میزان حضور ذهن و سرعت انتقال آن حضرت. از این رو مشاهده می شود که دانشمندان آن زمان، از این که در مسائل علمی، با آن حضرت واردبحث و مناظره شوند، خودداری و بیم داشتند. در مجلسی که مأمون از رؤسای ادیان مختلف تشکیل داد. و از آنها خواست که بی پروا، هر چه اعتقاد دارند در این مجلس مورد بحث قرار دهند، پس از مناظره آن حضرت بادانشمندان، سکوت همه جا را فرا گرفت و زبان همگی آنان بند آمد.

شیوه تربیتی امام درباره حق کارگر

سلیمان بن جعفر جعفری می گوید: «روزی برای کاری که داشتم خدمت امام رضا علیه السلام بودم. خواستم به خانه ام باز گردم. امام فرمود: با من بیا و امشب را نزد من بمان. با آن حضرت روانه شدم تاوارد خانه شد. هنگام غروب آفتاب بود و کارگران در خانه مشغول کار بودند و با آنان مرد سیاهی نیز کار می کرد که حضرت او را نمی شناخت. امام علیه السلام فرمود: این مرد که با شماست کیست؟ گفتند: به ما کمک می کند و مزدش را می دهیم. امام علیه السلام فرمود: اجرتش را معین کرده اید؟ گفتند: خیر، هرچه به او بدهیم راضی است. امام علیه السلام از این حرف ناراحت شد. گفتم: فدایت شوم، چراناراحت شدید؟ فرمود: من بارها آنها را نهی کرده ام از این که کسی را پیش از آنکه اجرتش را معین کنند به کار گیرند. اگر قبلاً مزد کارگری را تعیین نکرده باشی و کاری برای تو انجام دهد، اگر سه برابر آنچه مزد اوست به او بپردازی، بازگمان می کند که از اجرت او کاسته ای ولی اگر پیش از انجام دادن کار مزدش را معین کنی و پس از اتمام کار پرداخت کنی، تو را به سبب وفای به عهد می ستاید و اگر اندکی بیشتر از مزدش به او بدهی، آن را بخششی از تو می داند».

ترس شیطان از نماز

پس از بعثت حضرت خام الانبیا(ص) نخستین عبادتی که تشریع شد، نماز بود که اهمیت آن بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. نماز از بزرگ ترین فرایض اسلامی و عالی ترین کلاس مکتب تربیتی اسلام است. تشریع این عبادت بزرگ برای برقراری ارتباط بنده با خدای جهان و استحکام مبانی دین است. نماز به نمازگزار نیرویی می بخشد که همچون سدی محکم در برابر گناه و پیش آمدهای ناگوار مقاومت می کند. هدف از این عبادت بزرگ، پرورش جان انسان هاست و پدید آوردن قدرت های روحی که سرچشمه آنها بندگی و ترک گناهان است. نماز، تیرگی های درونی را از صحنه دل می زداید و آن را برای پذیرش تجلیات حق و تابش نور عشق الهی آماده می کند. از این رو، شیطان همواره از شخص نمازگزار می ترسد، امام رضا علیه السلام درباره هراس شیطان از نماز و نمازگزار می فرماید: شیطان همواره از مؤمنی که مراقب وقت نمازهای پنجگانه اش باشد در هراس است و در صورتی که وی نمازهای خود را ضایع کند بر او جرأت پیدا می کند و کم کم او را در گناهان بزرگ می اندازد.

موضع گیری حکیمانه

امام رضا علیه السلام همواره متناسب با زمان و مکان، با مردم برخوردمی کرد و با موضع گیری های حکیمانه خود حق را متجلی می ساخت و باطل را محکوم می کرد. در مجالسی که مأمون با گردهمایی بزرگان دانش و با هدف کوچک شمردن امام برگزار می کرد، همگی به شخصیت والای امام پی می بردند و در برابر دریای بی کران دانش آن حضرت انگشت تعجب به دهان می گرفتند و در نهایت خود مأمون و همراهانش بودند که رسوا می شدند و ناکام می ماندند.

تربیت شیعه

امام هشتم علیه السلام با هوشیاری سیاسی خویش توانست پس از مرگ هارون ـ که در سال دهم امامت حضرت اتفاق افتاد ـ در دوران نزاع و کشمکش های میان دو برادر، یعنی امین و مأمون، به ارشاد و تعلیم و تربیت شیعیان همت گمارد. حضرت پس از به قدرت رسیدن مأمون، با موضع گیری های دقیق و حکیمانه خویش نقش عظیم و حساس رهبری امت را به خوبی ایفا کرد و به ترویج و تربیت تفکر شیعی پرداخت.

امام هشتم علیه السلام ، از منظر مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای(مدظله العالی) درباره تدابیر حضرت رضا علیه السلام می فرماید: «در زمان مأمون امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه السلام در برابر یک تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهان سیاسی ـ که پیروزی یا ناکامی آن می توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند ـ واقع شد. در این نبرد رقیب که ابتکار عمل را به دست داشت و با همه امکانات به میدان آمده بود مأمون بود. مأمون با هوشی سرشار و تدبیری قوی و فهم و درایتی بی سابقه قدم در میدانی نهاد که اگر پیروز می شد...یقینا به هدفی دست می یافت که از سال چهل هجری، یعنی از شهادت علی بن ابیطالب علیه السلام ، هیچ یک از خلفای اموی و عباسی، با وجودتلاش نتوانسته بودندبه آن دست یابند؛ یعنی می توانست درخت تشیع را ریشه کن کند... اما امام هشتم با تدبیری الهی بر مأمون فایق آمد و او را در میدان نبرد سیاسی ـ که خود به وجود آورده بود ـ به طور کامل شکست دادو نه فقط تشیع ضیعف یا ریشه کن نشد بلکه حتی سال... ولایت عهدی آن حضرت یکی از پربرکت ترین سال های تاریخ تشیع شد و نفس تازه ای در مبارزات علویات دمیده شد و این همه به برکت تدبیر الهی امام هشتم و شیوه حکیانه ای بود که آن امام معصوم علیه السلام در این آزمایش بزرگ از خویشتن نشان داد».

سلام برحرم با صفایت

سلام بر تو، که وارث نیکان و آبروبخش نیکانی. سلام بر سجاده ای که از اشک هایت خیس می شد و بر زمینی که پیشانی و صورت بر آن می نهادی و بر آن دست ها که به درگاه خدایت می گشودی. سلام بر آن گوهرهای غلطانی که از آسمان چشمانت برگونه نورانی ات می چکید. سلام بر مرقد نورافشانت، که آسمان خراسان را روشن و جان های شیعیان ایران و جهان را شیفته خود ساخته است. اینک، یا امام رضا! شمیم عطر ولایت، هوای تنفس را سرشار کرده است. و درخشش آینه ها، آیین نور را متجلی کرده است. در همه سو جوانه دعا روییده و درخت استغاثه گل داده است. حرف ها و خواسته ها همه بوی بهار می دهند. مرقد تو، ساحل دریای عرش خداست. آنجا غبطه گاه ملایک آسمان هاست. مؤمنان سبزسیرت، درحرم تو، زیباترین چکامه ها را می سرایند و صله رحمت و آمرزش و حاجت روایی می گیرند. پس سلام بر تو و بر حرم با صفایت که قبله اهل ولاست و کعبه عشق و منزلگه مهر.

سفارش امام رضا علیه السلام در مورد توجه به مستمندان

امام رضا علیه السلام در نامه ای به فرزندش حضرت جواد علیه السلام چنین نوشته بود: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. خداوند عمر طولانی به تو عنایت کند و تو را در پناه خود از گزند دشمن حفظ فرماید. پسرم، پدرت فدایت گردد. من در حال زندگی و سلامتی، اموالم را در اختیار تو نهادم، به امید آنکه خداوند در پرتو صله رحم و کمک های مالی تو به مستمندان، بر برکت اموالت بیفزاید... خداوند می فرماید: آنان که توان بسیاری دارند، باید انفاق کنند. پسرم، پدرت فدایت گردد، همانا خداوند به تو وسعت بسیار بخشیده است، مبادا حب چیزی، تو را از پاداش های فراوان که نتیجه انفاق و توجه به مستمندان است، محروم سازد.

پیشگویی امام رضا علیه السلام

قبل از آنکه حضرت جواد علیه السلام چشم به این جهان بگشاید، امام رضا علیه السلام بارها از او یادکرد و او را ستود». این در حاالی بود که امام رضا علیه السلام دارای فرزند نبود و همین موضوع برای افراد سؤال ایجاد می کرد، به عنوان نمونه، ابن قیاما واسطی در نامه ای به امام رضا علیه السلام چنین نوشت: چگونه تو امامی ولی با این که فرزندی نداری؟ امام رضا علیه السلام در پاسخ نوشت: «تو چه می دانی که من دارای فرزند نیستم؟ سوگند به خدا این روزها و شب ها نگذرد مگر این که خداوند پسری به من عنایت کند که خداوند به سبب او حق و باطل را از همدیگر جدا سازد». پس از یک سال از این ماجرا بود که حضرت جواد علیه السلام چشم به جهان گشود و تمامی توطئه های دشمنان اهل بیت علیه السلام رانقش بر آب ساخت.