انسان ، یک حقیقت است؛ حقیقتی که دارای ابعاد وجودی مختلفی است.
آن جا که می گوید : «وزن و شکل من» یا «غذا و رشد من» ، درباره بعد
جسمی و مادّی و طبیعی خویش سخن می گوید و آن جا که می گوید : «فکر
و اندیشه و عقل من» ، از ابعاد غیر مادّی وجود خویش خبر می دهد. پس انسان ها ، «من»ها و «خود»های گوناگونی دارند: خود حیوانی ، خود
نباتی و خود روحانی. آنچه انسان را انسان کرده و بر سایر حیوانات برتری
داده ، همین روح ملکوتی و نفخه الهی موجود در اوست.1 یکی از قدیمی ترین دستورهای حکیمانه جهان که به وسیله انبیای الهی
به بشر ابلاغ شده و حکیمان بزرگ جهان نیز آن را به زبان آورده اند و اعتبار
و اهمیت خودش را در طول تاریخ ، حفظ کرده و ارزش آن ، هر روز ، بیشتر
کشف شده ، این است که : «ای انسان! خودت را بشناس». خودت را بشناس!اگر کسی خودش را نشناسد و از عیوب و ضعف های خویش و توانمندی های
بالقوّه نفس خویش آگاهی نداشته باشد ، هرگز به دنبال خودسازی ، تهذیب
اخلاق و کسب کمالات انسانی نخواهد رفت.2 امام علی(ع) در اهمیت
خودشناسی فرموده : «بهترین شناخت ، خودشناسی است3 و خودشناسی ،
سودمندترینِ شناخت هاست».4 سقراط نیز (که حدود دو هزار و پانصد سال پیش می زیسته است) در این
زمینه می گوید : «بیهوده در شناخت موجودات خشک و بی روح ، رنج مبر؛
بلکه خود را بشناس که شناخت نفس ، بالاتر از شناخت اسرار طبیعت
است».5 گاندی در کتاب «این است مذهب من» می گوید : «من از مطالعه او
پانیشادها (قدیمی ترین کتاب مذهبی و عرفانی هند) به سه اصل ، پی بردم
که این سه اصل ، برای من ، یک عمر دستورالعمل بوده است : اوّل . در این عالم ، برای رسیدن به حقیقت ، تنها یک راه وجود دارد و
آن ، شناخت نفس است. دوم . هر که خود را شناخت ، خدا را هم می شناسد. سوم . فقط یک قدرت و یک آزادی و یک عدالت واقعی وجود دارد و آن ،
قدرت تسلّط بر خویشتن و آزاد شدن نفس از هر کس و هر چیز دیگر و
رسیدن به اعتدال در وجود خویشتن است. هر کس بر خویشتن مسلّط شود ،
بر اشیای دیگر نیز مسلّط خواهد شد».6 الکسین کارل ، فیزیولوژیست و زیست شناس معروف غربی می گوید :
«ما ، در ایجاد وسایل راحتی و سرعت در کار و تهیه ابزارهای زندگی ،
پیشرفت فراوان کرده ایم؛ ولی به هیچ وجه ، خود را نشناخته ایم. در حقیقت ،
از خود ، غفلت ورزیده ایم و در نتیجه ، پیشرفت های علمی نتوانسته است ما
را سعادتمند کند و توجّه دقیق ، نشان می دهد که اضطراب ها و
نگرانی هایمان بیشتر شده است».7 فایده های خودشناسی1. خداشناسی : در حقیقت اگر «خود» انسان یا مجموعه وجود او ، با همه
ابعادش به خوبی شناخته شود ، بزرگ ترین گام در راه خداشناسی برداشته
شده است. پیامبر(ص) فرمود : «کسی که خود را شناخت ، در حقیقت ، خدا
را شناخته است».8 این حدیث ، بازگشت به بُرهان های اثبات وجود خدا و از
جمله ، همان برهان نظم دارد و آن این است که ، اگر کسی در نظام
شگفت انگیز و نظم موجود در وجود خود مطالعه کند ، خدا را خواهد
شناخت : «به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان
به آنها نشان می دهیم تا آشکار گردد که او حق است».9 بدون شک ، انسان ، اُعجوبه عالم هستی است و به تعبیر امام علی(ع) در
شعری که به وی منسوب است ، نباید پنداشت که انسان ، جِرم کوچکی در
عالم هستی است؛ چرا که جهانی بزرگ در وجود او نهفته است.10 2. گرامی داشتن نفس : آن گاه که خود را می شناسیم ، درمی یابیم که خالق
حکیم ، ما را بیهوده نیافریده و وظیفه ما در جهان چیست. انسان ، اگر ارزش
خویش را بشناسد ، خود را به پستی نمی اندازد و خود را در ردیف حیوانات
قرار نمی دهد ، همچنان که اشیای قیمتی را برای تزئین چیزهای پست به
کار نمی برند.11 از برخی آیات قرآن ، چنین برداشت می شود که هر کس قدر
نفس خود را فراموش نکرد ، خدا را هم فراموش نمی کند.12 3. خودسازی : انسان با خودشناسی ، خود را ارزیابی می کند. خصلت های
ناروا را از خود دور می کند و در صدد تقویت جنبه های مثبت خود بر می آید.
آن گاه ، می فهمد که در زندگی و در جهان ، چه باید انجام بدهد و چه گونه
باید رفتار کند. امام علی(ع) در این باره می فرماید : «از توجه انسان به
خودش ، انگیزه ای برای اصلاح خویشتن ایجاد می شود».13 4. دستیابی به سعادت : کسی که بخواهد از قدرت شگفت انگیز روحی خود
استفاده کند و از وجود چنین نیروهایی در درون خود آگاهی داشته باشد و در
صدد فعّال ساختن آنها و بهره مند شدن از آنها و شناخت چگونگی استفاده
از آنها برآید ، باید خود را بشناسد. به تعبیر امام علی(ع) : «کسی که خود را
بشناسد ، به بزرگ ترین رستگاری نائل شده است».14 محورهای خودشناسی1. خودکاوی : در قرآن، آیات بسیاری وجود دارد که انسان را به خودکاوی و
توجه به نظام شگفت انگیز آفرینش خویش دعوت می کند : «انسان باید نگاه
کند که از چه چیزی آفریده شده است».15 2. شناخت استعدادها : هر فردی با توجه به جنبه های ثابت طبیعت و
شخصیتش (که به اراده خداوند ، در وجود او تعبیه شده است) از قابلیت های
ویژه ای برخوردار است که او را از دیگران متمایز می سازد. انسان ، ابتدا باید
این قابلیت ها را کشف کند تا بتواند راه موفقیّت را به آسانی بپیماید. امام
علی(ع) در این خصوص فرموده است : «هلاک شد کسی که خود را
نشناخت و ندانست که برای چه هدفی ساخته شده است».16 امام صادق(ع) نیز در این باره فرموده : «شایسته نیست که مومن، خویش
را خوار و بی مقدار نماید». راوی سؤال کرد : «چگونه انسان ، خود را خوار و
بی مقدار می کند؟». حضرت جواب داد : «به کاری دست می زند که توانایی
انجام دادن آن را ندارد».17 مشکل بسیاری از مردم ، این است که توانایی ها و شرایط روحی و
جسمی خود را نشناخته اند و یا نمی دانند که برای چه هدف و آینده ای
آفریده شده اند و ذوق و استعداد خود را درک نکرده اند. 3. شناخت ارزش خود : یکی از محورهای خودشناسی ، شناخت ارزش و
عظمت انسان است؛ انسانی که پرتویی از روح الهی و مظهر صفات پروردگار
است؛ انسانی که خلیفه خداوند در زمین است و ملائک باید در خدمت او
باشند. اگر با درون نگری به ارزش وجودی خویش پی ببریم ، شرافت و کرامت
خویش را احساس می کنیم. یعنی در می یابیم که پَستی با چنین موجود
برجسته ای سازگار نیست؛ دروغ ، نفاق و ذلّت ، با آن سازگار نیست ؛ امّا ،
گاهی انسان ، بر اثر جهل و غفلت از هویّت انسانی خود ، به ناهنجارها تن
می دهد و اسیر هوا و هوس می گردد.18 خداوند در مورد آفرینش انسان
می فرماید : «هنگامی که آدمی را آفریدم ، از روح خودم در آن دمیدم ، پس
شما [ملائک] به سویش سجده کنید».19 4. شایستگی ها: یکی از محورهای شناخت ، این است که انسان ، بیش از
حد و لیاقت ، چیزی نخواهد و پا را از گلیم خود فراتر ننهد ، و یا
بلندپروازی های بی بنیاد نکند ، و یا در رشته ای که تخصص ندارد ، بیهوده
دخالت نکند. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید : «هر که قدر خود را
بشناسد ، مردم ، او را گرامی می دارند و هر که از حد خود خارج شود و
حریم ها را رعایت نکند، مردم او را سَبُک می شمارند و به او اهانت
می کنند.»20 و «کسی که به ارزش خود قانع باشد ، منافع او پایدارتر است.»21 آری ، بسیاری از مشکلات اجتماعی، از بلندپروازی ها نشئت می گیرند. 5 . حساسیت ها : خودشناسی هرگز بدون آگاهی بر عیوب و ضعف ها
امکان پذیر نخواهد بود. چنین شناختی به ما این امکان را می دهد تا : در
جهت رفع عیوب خود تلاش کنیم، گرفتار خودپسندی نشویم، در برخورد با
مشکلات زندگی، منطقی رفتار کنیم و ضعف های خود را نیز مدّ نظر داشته
باشیم. امام علی(ع) در این باره می فرماید : «نسبت به خودت جاهل مباش ؛ زیرا
هر کس که نسبت به خودش جاهل باشد ، نسبت به همه چیز، جاهل خواهد
بود».22 6. ارتباط با خدا و جهان : یکی از ابعاد خودشناسی ، شناخت ارتباط خود و
خالق و ارتباط خود و جهان و عالم پس از مرگ است. امام علی(ع) در این
باره فرموده است : «خدا رحمت کند آن کسی را که دانست از کجا آمده است
و در کجاست و به کجا می رود».23 7. نقاط روشن : شناخت نقطه های برجسته زندگی و موفقیّت ها و پیروزی ها، یکی دیگر از محورهای خودشناسی است. گاهی انسان در برخورد با
مشکلات روزمره ، احساس عجز و درماندگی می کند و خود را می بازد. در چنین حالتی که انسان اعتقاد به نفس خود را از دست داده است ، یادآوری
موفقیت ها و پیروزی های گذشته ، در ادامه مسیر پرفراز و نشیب زندگی، برای او امیدآفرین و نیروبخش خواهد بود. یک آزمون خودشناسیبرای این که بدانید از نظر وضعیّت و معنوی چگونه هستید، به پرسش های زیر پاسخ دهید: 1 . آیا درباره ضعف های خود تا به حال، فکری جدّی کرده اید؟ 2 . آیا در مورد شناخت اشتباهات خودتان همانند توجه به خطاهای دیگران، سریع و باریک بین هستید؟ 3 . آیا تمام تلاش خود را برای اصلاح نقص های خود به کار می برید؟ 4 . آیا انتقادپذیر هستید و از انتقاد ، بهره می گیرید؟ 5 . آیا از تعالیم اخلاقی و مذهبی پیروی می کنید و مقید به انجام دادن واجبات هستید؟ 6 . آیا به ارزش های دینی همچون: نماز جماعت ، نماز اوّل وقت ، توجه به دعا ، خیرخواهی و کارگشایی و ... پایبند هستید؟ 7 . آیا کتاب های مذهبی مطالعه می کنید؟ 8 . آیا در برابر دعوت به مجلس گناه (همچون مجلس غیبت ، مشروب ، موادّ مخدّر ، قمار و ... از خود، واکنشی نشان می دهید؟ 9 . آیا برنامه منظّمی برای کارهای روزانه و هفتگی خود دارید؟ 10 . آیا در برابر گناهان و لغزش هایی که از شما سر می زند، ناراحت می شوید؟ 11 . آیا برای تقویت بنیه دینی و معنوی خود، برنامه ای (مثلاً شرکت در جلسات مذهبی) دارید؟ 12 . آیا دوستان نزدیک و همنشینان شما از طبقه مذهبی هستند؟ 13 . آیا تاکنون در زندگی ، سؤال مذهبی ای برایتان پیش آمده است که به دنبال پاسخ آن رفته باشید؟ هر پرسش ، پنج امتیاز دارد. مجموع امتیازاتِ پاسخ های مثبت خود را جمع نمایید و وضعیت معنوی خود را به دست بیاورید. آیا در سطح عالی هستید یا
متوسط یا ضعیف؟ امتیاز 50 تا 65 را عالی و 30 تا 50 را متوسّط و پایین تر از 30 را ضعیف در نظر بگیرید.24 خودسازیخودشناسی ، زیربنای سعادت آدمی در همه جنبه های مادی و معنوی زندگی است. انسان در پرتو خودشناسی ، به نیازهای درونی و برونی خویش پی می برد
و عواملی را که مایه تعالی و تکامل است ، تشخیص می دهد. در نتیجه ، وظیفه شناس می گردد و به پاکی و نیکی می گراید و سرانجام ، به کمالی که لایق
مقام انسان است ، نائل می گردد. در قرآن مجید نیز سرلوحه برنامه پیامبران ، تزکیه و تعلیم بیان شده است.25 کسی که خواهان سعادت است ، از انباشته های معنوی و مادّی خود ، آگاه می شود و طبق سنّت ها و قوانین آفرینش ، گام بر می دارد. کلیه ابعاد و نیازهای
مادّی و معنوی خویش را مورد توجه قرار می دهد و تمایلات انسانی و غرایز حیوانی را به موازات یکدیگر ، با رعایت تعادل ، اقناع می نماید و هیچ یک را
فدای دیگری نمی کند. این ، برنامه خودسازی اسلام است و راه و رسم مسلمان های راستین.26 ضرورت خودسازیانسان به خاطر حُبّ ذات ، ضعف های خود را نمی بیند و فکر می کند نیازی به خودسازی ندارد. غافل از این که «ناخود (نفس بدخواه و تمایلات حیوانی)»،
همچون بمب خطرناکی است که در خانه دل نگهداری می شود و یا همچون بنزینی که در پستوی بعضی خانه هاست و با اندک سهل انگاری و بی توجهی ،
آتش سوزی روی می دهد و کل خانه از بین می رود! و البته خطر نفس بدخواه، به مراتب، بیشتر از نگهداری بنزین در خانه است.27 «همانا نفس ، انسان را به
بدی دعوت می کند ، مگر این که خدا رحم کند»28 . در احادیث، به طور مکرر، دعوت به پیکار با تمایلات نفسانی شده و از این عمل به عنوان جهاد اکبر یاد شده است. امام علی(ع) در این باره می فرماید :
«هر کس نفس خویش را بشناسد ، با آن مبارزه می کند؛ و هر کس نفس خویش را نشناسد ، آن را وا می گذارد.»29 و «منتهای مجاهدت، این است که انسان با
نفس خویش مبارزه کند».30 ـ پیامبر(ص) نیز فرموده است : «مجاهد، کسی است که در راه خدا با نفس خویش پیکار نماید».31 آری ، دنیا محل گذر است ، نه جایگاه قرار! مردم در این جهان، دو گروه هستند: گروهی خود را فروخته اند و راه حق را ترک گفته اند و مسیر هلاکت را
می پیمایند و گروهی خود را خریده اند و راه سعادت را پیش گرفته اند و خویش را آزاد ساخته اند.32 بنا بر این ، اگر انسان ، قصد خودسازی و مدیریت کردن بر وجود خویش را دارد، باید «خودِ» انسانی خویش را بسازد و پرورش دهد ، نه خودِ حیوانی یا
جسمانی خویش را. کسانی که جز زندگی حیوانی به چیز دیگری نمی اندیشند ، به راستی شخصیت انسانی خود را گم کرده اند و در جستجویش نیستند.
حضرت علی(ع) در این باره می فرماید : «تعجب می کنم از کسی که برای یافتن گم شده اش تلاش می کند. در حالی که نفس (انسانی) خودش را گم کرده و در
صدد یافتن آن نیست».33 در نتیجه ، کسی که طالب خودسازی است و می خواهد انسان باشد ، باید غرایز خود را تعدیل نماید و از درنده خویی و بی ضابطگی اخلاقی بپرهیزد و
خویش را با صفات پسندیده و سجایای انسانی، متخلّق سازد. آیین پیامبران الهی به مردم آموخته است که این موفقیّت ، تنها در پرتو ایمان و تحمّل مشقّت
ادای فریض و ترک محرّمات به دست می آید. با امید موفقیّت هر چه بیشتر در خودشناسی و خودسازی ...! 1. خودسازی یا تزکیه و تهذیب نفس ، ابراهیم امینی ، ص 17 . 2. خودسازی ، تهذیب نفس ، سید جعفر حسینی ، ص 16. 3. غررالحکم ، ح 4631. 4. همان ، ح 4640 و 4665. 5. معرفت نفس ، استاد حسن زاده آملی ، ج 2، ص 302. 6. انسان کامل ، مرتضی مطهری ، ص 138؛ فلسفه اخلاق مرتضی مطهری ، ص 195. 7. شناخت اسلام ، حسن کافی ، ج 2، ص 529. 8. بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 32. 9. سوره فصلّت ، آیه 53. 10. خود و ناخود ، محمود اکبری ، ص 37. اصل شعر ، بدین شکل آمده است: اَتَزَعمِ انَّک جِرمٌ صَغیر / و فیک انطَوَی العالَمُ الأکبر. 11. همان، ص 40. 12. ر. ک : سوره مائده ، آیه 105. 13. غررالحکم ، ج 6 ، ص 176. 14. همان ، ص 172. 15. سوره طارق ، آیه 5. 16. نهج البلاغه ، کلمات قصار 149. 17. المَحَجّة البیضاء ، ج 4 ، ص 108؛ الکافی ، ج 5، ص 64. 18. تعلیم و تربیت ، مرتضی مطهری ، ص 222 و 235. 19. سوره حجر ، آیه 6. 20. غررالحکم ، ح 4671؛ وسائل الشیعة ، ج 11 ، ص 425. شهید مطهری در کتاب بیست گفتار (ص 320) تحت عنوان «حدشناسی» ، بحثی در این زمینه دارد. 21. نهج البلاغه ، نامه 31. 22. غررالحکم با شرح آقا جمال خوانساری ، ج 7 ص 392 (حدیث 10337). 23. الأسفارالأربعة ، ج 8، ص 355. 24. خود و ناخود ، ص 47. 25. سوره جمعه، آیه 2. 26. گفتار فلسفی : اخلاق ، از نظر همزیستی ارزش های انسانی ، ص 3. 27. خود و ناخود ، ص 49. 28. سوره یوسف ، آیه 53. 29. غررالحکم ، ج5 ، ص 177 (حدیث 7855). 30. همان ، ح 4932. 31. مجموعة ورّام (تنبیه الخواطر) ، ج1 ، ص 196. 32. نهج البلاغه ، حکمت 133. 35. غررالحکم ، ح 495. |