مجلات > اخلاق و تربیت > طوبی > شهریور 1385، شماره 9


نگاهی به عجایب خلقت در جهان آفرینش

پدید آورنده : محمد هادی سجادی ، صفحه 7

شگفتی های آفرینش در حیوانات

نوزادان گربه، چشم بسته به دنیا می آیند و مدتی نیز در این حالت زندگی می کنند، ولی نوزادان سگ برعکس گربه ها، در لحظه تولد چشم شان باز است. این مسئله حکایت از سنجش و حسابگری خاصی دارد. زیر شکم گربه پر از موست که لوله های پستان در بین این موها نهفته است. پس اگر چشم بچه گربه در نوزادی باز می شد، هنگام شیر خوردن، این موها به چشم هایش آسیب می رساند. در حالی که زیر شکم سگ در قسمت پستان، خالی از مو است و بچه سگ برای استفاده از آن با چشم باز مشکلی ندارد.

نکته دیگر اینکه بدن حیوانات سُم دار مانند گاو، گوسفند و اسب از نوک گوش تا بالای سم و انتهای دمشان از مو و پشم پوشیده شده است، مگر دو نقطه بغل دست آنها در (انتهای بازو) که به اندازه یک پنج ریالی خالی از پشم و موست؛ ولی در شتر و زرافه آن دو نقطه هم مو دارد. رمز این حسابگری و حکمت کار را چنین گفته اند: هنگامی که بچه های این حیوانات در شکم مادر هستند، دست ها به جلو کشیده شده و سر در بین دست ها افتاده است و درست آن دو نقطه ای که در آنها مو نمی روید، موازی با دو گوشه دو چشم آنهاست که مو ندارد و اگر مو می داشت، باعث آزار و اذیت چشم ها می شد. به همین خاطر، خداوند آن دو نقطه را از مو نپوشانده است. ولی در شتر و زرافه به حساب طول گردن آنها، سرشان مقداری جلوتر از دست ها قرار دارد و موازی بغل دست شان نیست و چون به چشم شان آسیبی نمی رسد، زیر بغل آنها پوشیده از مو است. با این حساب، آیا شایسته نیست ما نیز از سویدای جان بگوییم: «فَتَبارَکَ اللّه ُ اَحْسَنُ الْخالِقین».

پیام متن:

1. نوزادان گربه چشم بسته به دنیا می آیند، تا به هنگام شیرخوردن، به خاطر موی زیر شکم مادر آسیب نبیند. ولی نوزادان سگ با این مشکل روبه رو نیستند.

2. برای حفاظت از چشم های گاو و گوسفند، بغل دست های آنها موازی با چشم شان مو نمی روید.

خلقت مرغان

درون تخم مرغانی که از راه تخم گذاری به دنیا می آیند، سه مایع وجود دارد: سفیده، زرده و نطفه. نطفه باعت پیدایش جوجه می شود و زرده خوراک اوست تا بتواند بیست و یک روز ارتزاق کند. مقدار این مایع خوراکی به گونه ای تنظیم شده است که در طی این مدت، جوجه دقیقه ای گرسنه نمی ماند و ذره ای از زرده تخم مرغ نیز باقی نمی ماند. در قسمت انتهای تخم، یک قسمت خالی به چشم می خورد که در آن هوایی برای تنفس جوجه ذخیره شده است. به راستی کدام قدرت است که آن مقدار هوا را درون تخم نهاده است تا جوجه برای ادامه حیات از آن استفاده کند؛ جز قدرت خداوند حکیم.

نکته دیگر اینکه، جوجه های مرغان خانگی، هنگام خارج شدن از تخم، با پر و بال روییده بیرون می آیند، ولی جوجه های دیگر پرندگان مثل کبوتر، بلبل و گنجشک و به طور کلی مرغانی که در هوا پرواز می کنند، همچون قطعه گوشت قرمزی بدون پر و بال از تخم خارج می شوند و پدر و مادر باید مدتی غذای مخصوص به آنها بدهند و از آنها مراقبت کنند، تا پر و بالشان بروید و قدرت پرواز بیابند. این خود، از نظم و حسابی حکایت می کند و آن اینکه مرغان خانگی نیاز به پرواز ندارند، ولی مرغان دیگر باید نیروی پرواز را به تدریج به دست آورند. بر این اساس، خداوند حکیم هم تهیه غذای آنها را به عهده پدر و مادر نهاده و هم ابزار پرواز را از ابتدا به آنها نداده است که خود را به رنج و زحمت بیندازند. پس آنها باید مدتی صبر کنند تا ابزار و توان کافی برای پرواز را به دست آورند.

پیام متن:

1. قدرت خداوند حکیم، در تخم حیوانات به خوبی دیده می شود؛ زیرا در تخم مرغ غذا و هوا برای مدت بیست و یک روز پیش بینی شده است.

2. پر و بال داشتن جوجه مرغان زمینی.

3. پر و بال نداشتن جوجه مرغان هوایی، برای آماده کردن آنها برای پرواز.

کنترل مرموز تولید مثل

یکی از موضوع های تأمل برانگیز هستی، کنترل تولیدمثل و جلوگیری از ازدیاد نسل در برخی حیوانات و از سویی کمک به ازدیاد نسل در بعضی دیگر است. این مسئله، خود شاهدی است بر اثبات یگانگی و حکمت بی نظیر آفریدگار توانا و برهانی است بر نظم و حساب دقیق در عالم موجودات. این نکته مهم را می توان در تکثیر ماهیان به خوبی بررسی کرد. نوعی از ماهی ها در حدود سه میلیون بچه به دنیا می آورند که با توجه به مصرف زیاد ماهی در میان مردم، از همه آنها استفاده می شود، ولی از ازدیاد نسل حیوانات و حشراتی که تولیدمثل آنها بالاست و فایده چندانی برای بشر و محیط زیست ندارند، جلوگیری می شود.

در این باره به خلقت عجیب مگس ها توجه کنیم. گفتنی است از مگس ماده، چهار بسته و کیسه خارج می شود و در هر بسته سی عدد تخم است که از هر تخم نیز باید مگسی متولد شود. با این حال، بنابر تدبیر خداوندی در خلقت، هم تعداد مگس ها به شدت کنترل می شود و هم طول عمر مگس چندان زیاد نیست. مصداقی عجیب تر در هستی موجودات اینکه، مرغی به نام آکسیکلوب هنگامی که احساس تخم گذاری می کند، در شاخه درختی شکافی عمیق ایجاد می کند و سپس به جمع آوری آذوقه می پردازد. بدین گونه که از برگ ها و شکوفه هایی که برای تغذیه نوزادن به کار می آید، به اندازه آذوقه یک سال آنها تهیه می کند و در انتهای شکاف قرار می دهد. سپس یک تخم روی آن می گذارد و سقف نسبتا محکمی نیز از خمیرهای چوب بر بالای آن می سازد. باز مشغول جمع آوری آذوقه و تأمین احتیاج برای نوزاد دیگر به مدت یک سال می شود و آن را روی سقف اتاق اول قرار می دهد و تخم دیگری بر آن می گذارد و بدین ترتیب، چندین طبقه را می سازد. و بعد از پایان کار، خود می میرد.

هنگامی که جوجگان از تخم بیرون می آیند، در حالی که مادر خود را قبلاً از دست داده اند، غذای یکسال آنها موجود است و از آن استفاده می کنند. پس از یک سال که قدرت پرواز و زندگی مستقل را می یابند، اولی سقف خانه خود را می شکافد و از آن خارج می شود، سپس دومی، سومی، چهارمی و به همین ترتیب، بقیه نیز عمل می کنند.

این پرنده موجودی است که نه او مادر را دیده و نه مادر موفق به دیدن او شده است و سؤال اصلی و عجیب اینجاست که این حیوان ضعیف از کجا می داند که نوزادان او چنین احتیاجی را دارند و این آموزش ها را چه کسی به او داده است؟ آیا از مادر آموخته، مادری که هرگز او را ندیده و یا به تجربه دریافته است، با اینکه این عمل در طول زندگی او یک بار بیشتر اتفاق نمی افتد؛ زیرا پس از تخم گذاری می میرد؟!

آیا جز این است که این کار تنها به یک الهام غیبی و غریزی متکی است که دست قدرت خداوند بنابرحساب و میزان و آینده نگری دقیق، به مرغ آکسیکلوب عطا کرده است. همان خداوند حکیمی که به هر جانداری غریزه ای خاص بخشیده است تا نیازهای خود را به خوبی تأمین کند؛ همان مبدأ فیاضی که «قَدَّرَ فَهدی».

پیام متن:

1. کنترل تعداد تخم مگس ها برای کاهش آنها.

2. توجه به زندگی و مرگ عجیب پرنده ای به نام آکسیکلوب، در شیوه آماده سازی تغذیه سالانه برای فرزندی که هیچ گاه او را نمی بیند.

نظم پس از تولد

زندگی حیوانات در مراحل پس از تولد نیز سراسر آمیخته با نظم و حساب است. برای مثال، گاهی مرغان خانگی منقار خود را در دهان جوجه های نوزاد خویش می نهند و مدتی همچنان بدون حرکت می مانند. بیننده می پندارد که این حیوان کاری بی فایده انجام می دهد، در حالی که این کار او از روی حساب و نقشه مهمی است. در این حالت، مادر به چینه دان جوجه می دمد تا گشاد شود و دانه های بیشتری را در خود جای دهد. بر این اساس، احتمال می رود نوزادانی که به وسیله ماشین های جوجه کشی به عمل می آیند، بر اثر نبود رسیدگی مادرانه، قدرت هضم هر دانه ای را ندارند.

پیام متن:

مادر به چینه دان جوجه می دمد تا گنجایش آن برای جذب دانه بیشتر شود.

گوارش

هنگام بلعیدن غذا و یا نوشیدن مایعات، نوک زبان به پشت دندان های بالا و کمی از سقف دهان می چسبد، تا به راحتی، غذا یا نوشیدنی از راه گلو به طرف لوله مری کشیده شود. البته پیش از این کار، دو عضو از دهان، مأمور زمینه سازی برای این مرحله هستند. از آن دو مأمور، یکی زبان کوچک یعنی همان پرده مخروطی شکل است که در انتهای حلق قرار دارد و به هنگام خوردن و آشامیدن، آن پرده از بالا به در مجرایی که به بینی راه دارد محکم می چسبد. دیگری پرده ای است که روی دریچه مجرای تنفس می افتد و آن را محکم می بندد تا چیزی از غذا و آب به مجرای بینی یا هوا وارد نشود. چنانچه با پدید آمدن عارضه ای مانند خنده ناگهانی، یکی از آن دو عضو مأمور کنار رود و کمی از غذا یا آب به مجرای هوا و بینی وارد شود، دو مأمور ذخیره به سرعت دست به کار می شوند تا آن ذره غذا یا آب را خارج کنند. این دو مأمور ذخیره، یکی سرفه و دیگری عطسه است. اولی حنجره و هوا و دومی محافظ مجرای بینی است.

پس از ورود غذا به معده و شروع فعالیت های لوزالمعده، کیسه صفرا به تراوش می افتد و میلیون ها غدد موجود در جدار معده و ده ها عوامل همآهنگ دیگر به وظیفه خود می پردازند و بدین ترتیب، غذا رقیق می گردد. در بخش انتهایی و پایین معده نیز دریچه ای است که مرتب باز و بسته می شود و هنگام باز شدن، مقداری از غذای هضم شده به روده کوچک ریخته می شود.

علت ورود تدریجی غذا به روده کوچک؛ فشار نیامدن به روده باریک و جلوگیری از پارگی آن است. پس روده کوچک با پیچ و خم های خود به همراه 2500 برجستگی به نام خمل در جداره خود، غذای وارد شده را از راه روزنه های بسیارریزی، به خارج می فرستد و دیگر مأموران نیز پس از تحویل، آن را در اختیار کبد قرار می دهند.

کبد آن را به صورت خون درمی آورد و به مأمورانی می سپارد تا آنها آن را به قلب منتقل کنند. سپس قلب با یک پمپاژ قوی آن را به تمام قسمت های بدن آدمی می رساند و همه اعضا و جوارح از جیره ای عادلانه بهره مند می شوند تا با سلامتی کامل به حیات خود ادامه دهند.

این توزیع، در هر دقیقه 24 بار انجام می شود و مجموع سلول های بدن که از این عمل سود می برند، بیش از ده میلیون میلیارد عددند. گفتنی است اگر کسی این عدد را بشمارد، سیصد هزار سال طول می کشد، با این حال تعجب آورتر این است که بندگان از قدرت و نعمت الهی سربپیچند و غافل بمانند.

خداوند در قرآن مجید، در هشداری به آدمی فرموده است:

ای انسان چه چیز تو را در مقابل پروردگار بزرگت فریفته است که او را نافرمانی می کنی؛ آن چنان پروردگاری که از ذره غیرمحسوسی تو را آفرید. پس اجزا و اعضای تو را در حد و اندازه ای مناسب قرار داد و آن گاه اندامی معتدل به تو عطا کرد و به صورت و شمایلی تو را ترکیب ساخت که مشیت حکیمانه اش بدان تعلق گرفته بود. (انفطار: 6 ـ 8)

ای نسخه اسرار الهی که تویی وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون زتو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

مجدالدین بغدادی

پیام متن:

عملیات عجیب جذب غذا و نیز مأموران و بخش هایی که در دستگاه گوارش فعالیت دارند، همه نشانه قدرت و حکمت الهی اند.

شگفتی های چشم

چشم انسان را از دو نظر، هم از نظر ساختمان و اعضای ریز آن و هم از نظر روان شناسی می توان بررسی کرد.

از دیدگاه روان شناسی، حالت های مختلف چشم، بیماری و تندرستی فرد را بازمی گوید. چشم هم درون را می بیند و هم بیرون را، یعنی وقتی با چشم به چیزی نگاه می کنیم، از ظاهرش آگاه می شویم، ولی اگر به چشم کسی نگاه کنیم، از درونش با خبر می شویم. چشم، دوستی و دشمنی را نشان می دهد و بیننده را از نیت شوم یا قصد خیر صاحب آن آگاه می سازد. چشم هم گوینده است و هم شنونده. چشم از رضایت و خشم و نیز از قوت و ضعف خبر می دهد و از آسودگی و دلهره پرده برمی دارد. از امید و ناامیدی می گوید، درستی و نادرستی را روشن می سازد، از راستگویی و دروغگویی و از سیری و گرسنگی فرد حکایت می کند.

قاضی تیزبین، از چشم متهم نکته های فروانی به دست می آورد و بازپرس، پاسخ بسیاری از پرسش های خود را از چشم متهمان می گیرد و پلیس با کلید چشم، رازهای نهفته در دل مظنون به جرم را می گشاید.

پزشک با دقت به وضعیت چشم، به نوع بیماری انسان پی می برد. چشم، سخن می گوید و سخن می شنود. گرچه وظیفه اصلی چشم ها این نیست و بشر به وسیله زبان و سخن می تواند آن کارها را انجام دهد، ولی چشم با پذیرفتن این همه مسئولیت، بزرگ ترین خدمت ها را به بشر می کند. پدیدآورنده بشر، از روی لطف و مهر به او، چنین ویژگی هایی را در چشم نهاده است تا آدمی در گشایش و آسایش باشد!

و اما آیا تاکنون به ساختمان چشم خود دقت کرده اید؟

سازندگان دوربین های فیلمبرداری برای نشان دادن دقیق رنگ ها، رنج ها برده اند و کوشش ها کرده اند، ولی هنوز آن گونه که چشم رنگ ها را می بیند، نتوانسته اند تصویرها را با رنگ های واقعی خود ثبت کنند. در حالی که چشم انسان همواره در نگاه به اشیای هستی، همه رنگ ها را با کیفیتی بی نظیر دریافت می کند.

هرچند چشم های افراد بشر از لحاظ برخی ویژگی های ظاهری متفاوتند، برای مثال چشم زاغ با چشم میشی فرق دارد و کبود چشم از سیاه چشم جداست، او همه را چنان ساخته است که از نظر دید رنگ ها، هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و همه چشم ها و همه رنگ ها را به یک نوع می بینند!

دوربین های عکاسی در عکس برداری از فاصله های دور و نزدیک تنظیم خاصی دارند تا وضوح موضوع ها رعایت شود، ولی چشم در سریع ترین حرکت می تواند دور و نزدیک را واضح ببیند! چشم نه تنها در نور سفید می بیند، بلکه در نور زرد، سرخ، بنفش و همه رنگ ها قدرت دید دارد، ولی دوربین های عکاسی از عکس برداری در همه نورهای رنگین ناتوانند و این به دلیل ناتوانی سازنده آنهاست. عدسی دوربین عکاسی با قدرت محدود خود، نشانه سازنده ای داناست، پس عدسی چشم با داشتن قدرتی نامحدود، از پدیدآورنده ای بسیار دانا و توانا سخن می گوید. دوربین عکاسی همه چیز را معکوس می بیند، بالا را پایین و ایستاده را واژگون می بیند، ولی چشم ما هر چیزی را همان گونه که هست می بیند. آیا به این فکر کرده ایم آبی که در چشمان ماست، چگونه مایعی است که در درجه های گوناگون دما، وضع خود را حفظ می کند؛ در حرارت بالا تبخیر نمی شود و در حرارت پایین یخ نمی بندد. چه قدرت عظیمی توانسته است برخلاف قانون طبیعت و مایعات، چنین آبگونی را ایجاد کند که در حرارت های گوناگون وضع خود را حفظ کند!؟

پیام متن:

چشم، افزون بر ریزه کاری هایی موجود در ساختمان آن، از نظر آگاه ساختن فرد از درون و برون آدمی نیز کمک کننده است. بیماری ها، خشم، شهوت، دوستی و محبت را می توان از راه چشم فهمید.

شگفتی در کار قلب و کبد

آن گاه که خون از قلب خارج می شود، همه سلول های بدن از آن تغذیه می کنند و مقدار باقی مانده با رنگی تیره، از رهگذر دیگری به جانب قلب حرکت می کند. تیرگی رنگ آن به این علت است که در راه بازگشت، کثیفی ها، سم ها و گازهای کربنیک را نیز جمع آوری می کند. این خون ها پیش از رسیدن به قلب، در حفره های شش ها ریخته می شوند. شش ها نیز در اندک زمانی با یک فشار و انقباضی و انبساط، خون آلوده را تصفیه و آن را شفاف و خالصمی سازند و آن را به قلب می دهند و مواد کثیف و گازهای کربنیک را از مجرای دهان و بینی به وسیله بازدم خارج می کنند و چه شگفت آور است اگر بدانیم، در هر 24 ساعت شش ها حدود ده هزار لیتر خون را تصفیه می کنند و به قلب می رسانند. البته بدن آدمی به طور متوسط بیشتر از پنج یا شش ها لیتر خون ندارد، ولی بر اثر گردش مداوم و تصفیه پیوسته آن است که در یک شبانه روز کار شش ها به تصفیه ده هزار لیتر خون می رسد.

راستی اگر بنا باشد در جهان کارخانه ای تأسیس شود که عملیات دهان، مری، معده روده، کبد، قلب، شش، کلیه ها و دیگر عضوها را که همه در حجمی بسیار کوچک قرار گرفته اند انجام دهد، به چه مقدار حجم و مساحت نیاز دارد؟!

هر جا که روم روی دل آرای تو بینم هر سو نگرم قامت رعنای تو بینم
در شمع و گل و بلبل و پروانه و گلزار مهر و مه و اختر، رخ زیبای تو بینم
مهر تو نه مهری است که از دل بتوان برد من خلق جهان عاشق و شیدای تو بینم
مشتاق جمال تو نه تنها شده موسی کاندر دل هر ذره تمنای تو بینم
ذات تو چه مرموز و عجیب است و پر اسرار عالم همه را غرق تماشای تو بینم
یک بیش نباشی و نداری تو سرایی با این همه هر جا نگرم جای تو بینم

پیام متن:

کار شگفت انگیز قلب و کبد، نشان از حکمت بی مانند آفریدگار آن دارد.

شگفتی های گل ها و گیاهان

قانون وراثت، در عالم گیاهان نیز حاکم است. در هسته سلول های جنسی گیاهان، عاملی هست که حفاظت ویژگی های هر نوع گیاه را در طول قرن های بسیار و در محیط های گوناگون برعهده دارد. مثلاً اگر یک دانه جوی معمولی را سال اول در منطقه گرم و در سال دوم در منطقه سرد و سال سوم در منطقه معتدل بکارند، استعداد نهانی و توارثی آن با کشت در قسمت های مختلف فرقی نخواهد کرد.

توجه به وجود جنس نر و ماده در عالم حیوان و گیاه، به منظور تولید مثلی هماهنگ با ویژگی ها و استعدادهای ذاتی آن و سپس ادامه یافتن نسل آنها بدین شیوه، یکی از راه های آسان خداشناسی است.

نکته ها و لطایفی که در وجود گل های رنگارنگ و زیبا به کار رفته است، بسی بیشتر و جالب تر از زیبایی ظاهری آنهاست. آری نقش هایی که در وجود گل اطلسی و ارغوان و نیلوفر جلوه گر است، لطایفی که در گل مینا و سنبل به کار رفته، حقایقی که از دهان غنچه سیراب سرچشمه می گیرد و این رنگ های شاخه رنگین مرجان، دیده ها را به تماشای هستی زیبا خیره می سازد و عقل ها را به تحسین آفریدگار و خضوع در برابر او وامی دارد.

پیشوایان اسلام، همواره می کوشیدند بشر را به رازها و ناگفته های آفرینش آگاه سازند تا از این رهگذر، معرفت خدا را که مهم ترین سرمایه بشر در زندگی اوست، نصیب آنان کنند.

امام صادق علیه السلام در توحید مفضل می فرماید:

فکر کن که خداوند در هر برگی، رشته هایی مانند رگ های بدن از هر طرف کشیده و فایده ها و مصلحت هایی در آنها قرار داده است. اگر انسان بخواهد یکی از این برگ ها را بسازد، در صورتی که وسایل و اسباب کار هم داشته باشد، با تحمل زحمت ها و صرف وقت زیاد از عهده ساختن یک برگ برنمی آید ولی خداوند حکیم در اندک وقتی، در فصل بهار آن قدر گل و برگ و درخت و سبزه و شکوفه پدید می آورد که وصف ندارد.

به راستی، هر صاحب دلی که در موسم بهار به دامن صحرا و دشت بنگرد، بالحن اعجاب آمیزی خواهد گفت:

«چمن سبز جهان را چمن آرایی هست».

آدمی با آگاهی از اسرار سلسله گیاهان به ویژه گل ها، در پیشگاه خداوند خاضع می شود و آن گاه با ترنمی خوش این گونه می سراید:

یار بی پرده از در و دیوار در تجلی است یا اولی الابصار
شمع جویی و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار
گر ز ظلمات خود رهی بینی همه عالم مشارق الانوار
چشم بگشا بگلستان و ببین جلوه آب صاف در گل و خار
ز آب بیرنگ صد هزاران رنگ لاله و گل نگر در این گلزار

هاتف اصفهانی

پیام متن:

وجود نقش و نگارهای بی مانند در طبیعت، نشان از خالقی بی همتا و قدرت مند و حکیم است.