مجلات > خانواده و زنان > پیام زن > مهر 1376، شماره 67


گفتگو با دکتر سیما فردوسی

پدید آورنده : مریم حقیقت گو ، صفحه 54

کارشناس مسائل تربیتی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی

برنامه گفتگوی خانواده در سیما، نامی آشنا، و صحبتهای مفید کارشناسان این برنامه، راهگشایی برای تمام خانواده هاست. خانم دکتر فردوسی بیش از 3 سال است که با این برنامه همکاری دارد و تقریبا چهره شناخته شده برای مردم است. جذابیت خاص این برنامه باعث شده تا گفتگوی خانواده از

پربیننده ترین برنامه های سیما باشد.

آشنایی بیشتر با خانم فردوسی و طرح برخی پرسشها در باره مسائل تربیتی، خانوادگی و اجتماعی دختران و پسران و زنان انگیزه ای بود که درخواست گفتگو با ایشان را مطرح کنیم. با هماهنگی قبلی و پس از طی مسیرهای سربالایی دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده روانشناسی را پیدا کردیم. نام دکتر فردوسی جزء اعضاء هیأت علمی این دانشکده بود و ما ایشان را در طبقه دوم ساختمان این دانشکده ملاقات کردیم. و حالا با سپاسگزاری از ایشان که این فرصت را در اختیار ما و خوانندگان محترم گذاشتند از ایشان می خواهیم که در آغاز ما و خوانندگان را بیشتر با خودشان آشنا کنند.

ـ سیما فردوسی هستم، متأهل و دارای دو فرزند دختر، یکی 10 ساله و دیگری 2 ساله. تحصیلات خودم در مقطع لیسانس را در دانشگاه شهید بهشتی به پایان رساندم. پس از آن برای تحصیل در مقطع فوق لیسانس و دکترا به انگلستان رفتم و سال 1362 پس از پایان تحصیلاتم به ایران برگشتم و در جاهای مختلف از جمله مرکز روانپزشکی رازی، دانشکده علوم توانبخشی مشغول به کار شدم. سپس در دانشکده شهید بهشتی به استخدام رسمی درآمدم و به عنوان استاد دانشگاه، عضو هیأت علمی و مدیر گروه روانشناسی و روانشناس مرکز مشاوره دانشگاه شهید بهشتی کار کردم. در حال حاضر نیز با صدا و سیما، دانشگاه علوم بهزیستی، انجمن اولیاء و مربیان و آموزش و پرورش همکاری دارم.

ـ ظاهرا شما ساعات زیادی را خارج از

منزل و دور از فرزندان به سر می برید. شما که معمولاً راهنما و راهگشای مردم هستید خودتان چگونه عمل می کنید که در زمینه نگهداری و تربیت فرزندان دچار مشکل نشوید؟

ـ به نظر من در کنار فرزندان بودن از نظر کیفیت مهم است نه کمیت، و من حتی اگر دو ساعت در کنار فرزندانم باشم تمام آن دو ساعت را به آنها اختصاص می دهم و به کارهای دیگر نمی پردازم. سعی می کنم همیشه به کیفیت رابطه ام توجه کنم، چرا که چگونگی برخورد با بچه ها مهم است. حتی اگر چند ساعت با آنها باشیم که خیلی کم است، باید در آن ساعت با آنها بنا بر مقتضیاتشان و نیازهایشان برخورد کنیم. من به جرأت می توانم بگویم هیچ وقت بچه ها را کتک نزده ام و کوچکترین عملی که به عنوان تنبیه جسمی باشد روی آنها پیاده نکرده ام. چرا که ما باید تکنیک داشته باشیم که چطور کارهای خلاف آنها را دفع کنیم. در این مواقع مادر باید با فرزندش قهر کند یا به او بی اعتنا باشد. البته باید برای او کاملاً توضیح دهیم که اگر مادر قهر کرده، علتش چیست و چه باید بکند تا مادر با فرزندش آشتی کند.

ـ خانم دکتر فردوسی، همان طور که

می دانید انسانها در هر سنینی که باشند معمولاً با مشکلات خاص همان سن مواجهند. پس سؤالات در مورد مشکلات خانواده را از اطفال شروع می کنیم. به نظر شما با کودکان چطور باید برخورد کنیم تا دچار مشکل نشویم؟

ـ نکته مهم در اینجا این است که بچه ها همه چیز را درک می کنند و اگر ما درست توضیح دهیم، آنان خوب خواهند فهمید. ما کودکان زیر 4 سال را هرگز نباید از چیزی بترسانیم حتی از پرتگاه و آتش. باید خطر را برای کودک توضیح دهیم که اگر به آتش نزدیک شوی و یا از پرتگاه بیفتی چه می شود. بنابراین بیشترین مشکل بچه ها از اینجا است که مادر برای دوری از خطر، کودک را می ترساند. یعنی اگر کودک کار اشتباهی کند مثلاً می گوید دستت را با قاشق داغ می سوزانم؛ این کار اشتباه است. همچنین در سن 3 تا

4 سالگی که بچه ها لجبازند و دوران بسیار سختی است، مادر باید با صبر و حوصله برخورد کند نه اینکه عصبانی و تندخو باشد.

ـ در مورد کودکان 6 ساله که تازه وارد

دبستان شده اند چه نظری دارید و با آنان چگونه باید برخورد کرد؟

ـ در این سنین بچه ها نیاز به توجه بیشتری دارند، چون تازه وارد دبستان شده اند و اوایل، محیط دبستان برایشان کاملاً غریب است. به همین دلیل است که مادر نباید فرزند بعدی خود را در سن 6 سالگی فرزند اولش به دنیا آورد. البته این مسأله را نمی شود به طور مطلق عملی کرد چرا که بسیاری از مادران زمانی که فرزندشان کلاس اول دبستان است فرزند دوم خود را به دنیا می آورند.

ـ به نظر شما تفاوت رفتاری دختران و

پسران تا زمان نوجوانی چیست؟

ـ معمولاً دخترها در سن 10 سالگی و به بعد، به طرف بلوغ می روند و حتی اگر علائم جسمی بلوغ را نشان ندهند، علائم رفتاری را دارند. مثلاً خیلی به حرف پدر و مادر گوش نمی دهند و در واقع دوست دارند مستقل باشند. در این سن والدین باید با دختر خود در کارها مشورت کنند. باید از او در کارهای منزل کمک بگیرند. مثلاً دختر سالاد را درست کند. در این سنین باید به آنان احترام گذاشت و کارهای ما حالت آمرانه و دستوری نداشته باشد و از همه مهمتر اینکه به انسجام شخصیتی آنها قوت ببخشیم. این سن، بهترین سن است که دختر حرکتهای مهارتی و ذهنی را با هم انجام دهد. مثلاً وقتی سیب زمینی پوست می کند مراقب باشد که کلفت پوست نکند و بعد هم دستش را نبرد. در انجام این کار دختر نمی تواند به جایی نگاه کند و در واقع قوه تمرکز او تقویت می شود.

مسأله جشن تکلیف در این سن برای دخترها بسیار مهم است و خانواده باید دختر را در زمینه انجام اعمال مذهبی حمایت کند. در این هنگام است که بچه ها می خواهند نقش بزرگسالان را انجام دهند. خانواده نباید کاری کند که تضاد در ذهن فرزند ایجاد شود. مثلاً مدرسه می گوید نماز را اول وقت بخوانید اما در خانه به این مسأله توجه نمی شود. پس در سنین 9 سالگی به بعد از دخترها در منزل باید بیشتر کمک بگیرند ولی پسرها بیشتر دوست دارند در گرفتن نان و ... به خانواده کمک کنند.

ـ به نظر شما برپایی جشن عبادت برای

پسرها چه تأثیری در روحیه آنان دارد؟

ـ فرزندان پسر خانواده که از سن 13 سالگی به بعد، به دوران بلوغ نزدیک می شوند نیز مثل دخترها روحیه استقلال طلبی دارند و لجبازی می کنند. والدین در این مواقع باید به پسر مسؤولیت دهند، از او نظرخواهی کنند، از او در کارها کمک بخواهند. اما برپایی جشن عبادت به این معناست که به او بفهمانند اگر تا امروز به برخی از اعمال زیاد پای بند نبودی از الآن باید پای بند باشی. و در واقع با انجام این کار، پسرها احساس مسؤولیت می کنند و چون

بزرگ شده اند از حالت لجبازی و یکدندگی آنها کاسته می شود.

ـ به نظر شما مشکل اصلی و عمده جوانان

در جامعه ما چیست و شما چه راه حلی برای آنها ارائه می دهید.

ـ مشکل جوانان در جامعه ما به یک مورد خلاصه نمی شود بلکه متعدد است که عبارتند از مشکلی که خود جوان دارد، خانواده، اجتماع، ازدواج، کار، هویت.

مشکل خود جوان، یعنی شناخت خودش و باور کردن خودش.

مشکل خانواده و جوان، یعنی رفتار و برخورد خانواده با جوان، هدایت او، انتقال تجربه به او و در کل، ایجاد زمینه ای که جوان بتواند روی پای خودش بایستد و مستقل باشد. خانواده باید در همه کارها جوان را حمایت کند نه دخالت؛ در تحصیل، انتخاب رشته، کار، ازدواج و ... یعنی تجربیات مفید خود را در اختیار جوان بگذارند و مثلاً به او بگویند که به نظر ما اگر این کار را بکنی بعدا این مشکل برای تو پیش می آید و از این طریق آگاهی و شناخت جوان را بالا ببرند.

از دیگر وظایف خانواده این است که جوان را حمایت کنند بخصوص در مورد مشکلات مادی، مسکن و ... اگر بشود پسر بعد از ازدواج در منزل پدری ساکن شود تا وقتی که خودش بتواند مسکنی تهیه کند و بعد از خانواده جدا شود خوب است.

مشکل هویت جوان، یعنی اینکه جوان بتواند هویت مستقل را بیابد و مرامش را بدست آورد. اما اگر جوانی هنوز نداند که چه باید بکند. به چه سمتی رود و هدف و خط مشی او چیست؛ این جوان هویت خود را نیافته و موفق نخواهد شد.

ـ به نظر شما مشکلات همسران با

یکدیگر از کجا شروع می شود و علت آن چیست؟

ـ این مشکلات معمولاً از انتخاب بد شروع می شود. یعنی زن یا شوهر دیگری را مطابق معیارهای خود نمی داند. گاهی ازدواج عجولانه و شناخت کم باعث این مشکلات است. برای اینکه این مشکلات حل شود اولاً خانمهای جوان باید توقعات خود را پایین آورند. مثلاً امروز سالروز آشنایی است، روز دیگر سالگرد ازدواج، تولد و ... اگر بخواهند همه این روزها همراه با یک هدیه گران قیمت باشد و شوهر از عهده آنها برنیاید اختلاف پیش می آید. زن، شوهرش را بی احساس می داند و مرد، همسرش را متوقع.

مسأله بعدی در ازدواجهایی است که خانم هم شاغل است و پس از آغاز زندگی مشترک مسأله حقوق خانم پیش می آید. اگر خانم بگوید حقوقم مال خودم هست خیلی اشتباه کرده است. هر چند یک مرد باید اقتصاد خانواده را تأمین کند، اما مردی که همسرش شاغل است در مقایسه با مردی که همسرش خانه دار است خیلی از کاستیها را تحمل می کند. پس زن نباید حقوق را متعلق به خود بداند. نکته مهم این است که در ازدواج باید اشتراک حاکم باشد. یعنی از اول پول هر دو صرف امور خانه شود. حالا برای آینده اگر پس انداز شود که اتومبیل بخرند یا خانه بخرند، فرقی نمی کند. مشکل سوم در این بین این است که عموما زنان تقاضا می کنند که مرد، خانه را به اسم آنان کند یا ماشین، به نام آنان باشد. البته اینها همه ناشی از عدم امنیت زنان است. یعنی زن فکر می کند اگر بعد از چندین سال زندگی، شوهرش او را طلاق دهد چه خواهد کرد. اما برای رفع این مشکل عمده و مهم باید اجتماع امنیت را برای زنان ایجاد کند و قوانینی به نفع زنان تصویب شود. حتی اگر زنان مطلقه راه درآمدی داشته باشند و مقرری بگیرند احساس ناامنی زنان از بین می رود. چنان که اگر زنان خانه دار بتوانند مقرری دریافت کنند و حساب خاصی داشته باشند، امنیت آنان تأمین می شود.

ـ به نظر شما اساسی ترین مشکلات زنان

در جامعه ما چیست؟

ـ مشکل زنان جامعه ما این است که آنان آن طور که باید درک نشده اند. اجتماع و خانواده باید توان بانوان را درک کنند و به آنها ارج

نهند. شبکه های حمایتی از زنان باید باشد ولی نیست. زنان ما الآن اسیر مسائلی می شوند که راه نجات ندارند. قدرت اجرایی قوی ای باید باشد که به حل مشکل زنان بپردازد اما نیست. زنان ما مجبورند در درازمدت، ناکامی، ناامیدی، یأس، افسردگی و ... را یاد بگیرند. باید مشکل زنان را ریشه یابی کرد. آیا قدرت اختیار خیلی از کارها را به آنها داده اند. تنها ریاست کافی نیست. زنان باید قدرت اجرایی داشته باشند. در امور داخلی منزل نیز به همین شکل است. یعنی در اکثر موارد زنان آن طور که باید، مدیریت داخل خانه را ندارند و مردانی که قدرت مدیریت را به زنان داده اند معمولاً از روشن فکری آنها نبوده بلکه از ضعف آنها در تکنیکهای مدیریتی بوده است. مثلاً مرد یا کم حوصله بوده و یا همیشه سرکار است و یا نسبت به امور داخلی منزل بی تفاوت؛ و همینها باعث شده که زن، مدیریت داخل منزل را به عهده گیرد!

ـ چه راه حلی را برای این مشکلات

پیشنهاد می کنید؟

ـ اولین راه را خود زنان می توانند به کار ببندند و آن هم تربیت صحیح فرزندان پسر است. یعنی از پسرپروری جلوگیری کنند. مثلاً اگر پسر بنشیند و دختر برای او آب و چای و غذا بیاورد، بعدا هم این پسر در خانه و در کنار همسرش کمک نخواهد کرد. همچنین باید کلاسهای آموزشی گسترده برای مردان را شروع کرد و در مجالس و محافل عمومی آنان را آگاه کنیم. مثلاً در نماز جمعه به آنان تذکر دهیم و آنان را آگاه کنیم. از نظر قانون نیز زنان باید حمایت شوند. همچنین رسانه های گروهی، جراید، همه افراد آگاه باید در این زمینه تلاش کنند. باید خوراک تربیتی به آقایان بدهند تا تفکرشان نسبت به زنان عوض شود. از دیگر مسائل مهم این است که مطبوعات هرگز زنان را در دخالت گریه و ضعف نشان ندهند باید توانایی آنان را بیان کنند. به عنوان

مثال اگر زنی بیوه است یا همسرش در زندان است و با چند بچه دچار مشکلات مادی شده، توانایی آن زن را در تربیت صحیح فرزندان و مبارزه با مشکلات مادی مطرح کنند. فیلمسازان نیز باید متوجه باشند که زنان فقط این طور نیستند که چشم و هم چشمی کنند و یا طلا و لباس و امثال اینها را به رخ یکدیگر بکشند. زنان ما حماسه ساز هستند. زنان ما فعال و پویا هستند. زنان ما قوی هستند. قدرتی که آنان دارند هیچ مردی ندارد. صبر و حوصله ای که آنان دارند هیچ مردی ندارد.

راه حل دیگر این است که شبکه های تحقیقی راه اندازی شود که اکثر کارکنان این شبکه زن باشند و دستشان نیز باز باشد که از نظر مالی و اجرایی دسترسی به مقامات بالاتر باشد. نهادهای دولتی و غیردولتی نیز باید توان زنان را جدی بگیرند و در تمام زمینه ها از آنان کمک بگیرند. در کارهای اجرایی، تحقیقی نیز باید به زنان توجه شود. مشکل آنان را طی تحقیقهای فراوان پیدا کنند و به مسؤولین مربوط که بهتر است آنان نیز از زنان باشند، برسانند.

ـ خانم دکتر فردوسی، لطفا از سن مناسب

ازدواج و فاصله سنی مناسب بین دو فرزند برای خوانندگان توضیح دهید؟

ـ برای ازدواج نمی شود سن خاصی را معین کرد و فقط شرایط را باید در نظر گرفت. مثلاً اگر جوان 25 ساله باشد ولی به بلوغ عاطفی و فکری نرسیده باشد، هنوز برای ازدواج زود است. البته منظور از بلوغ عاطفی این است که فرد در آن شرایط بتواند فرد دیگری را هم دوست داشته باشد و بتواند

عاطفه خود را در جای دیگری سرمایه گذاری کند. البته باید مشکلاتی مثل مسکن و اقتصاد هم در نظر گرفته شود. اما در مورد بچه دار شدن اولاً باید شرایط آماده باشد که یک زوج بچه دار شوند و بهترین فاصله سنی بین دو فرزند برای خود بچه ها بین 2 تا 4 سالگی است که البته این فاصله برای مادر نیز ضرری ندارد.

ـ در جامعه ما، گاه عروس و مادر همسر در

تنظیم صحیح روابط خویش بویژه در اوائل دچار مشکلاتی می شوند. شما چه توصیه خاصی دارید؟

ـ در ایران معمولاً به دلیل اینکه طرز تفکر نسل جدید عوض شده و جوانان ما نیز با مشکل مسکن روبه رویند مجبور هستند پس از ازدواج در کنار خانواده شوهر زندگی کنند و مادرشوهر نیز به دلیل اینکه مثلاً یاد گرفته مرد نباید در خانه کار کند، شاید از کار کردن پسر خود در خانواده ناراحت شود. البته این مشکل باید از ابتدا حل شود یعنی هنگامی که دو جوان

می خواهند با یکدیگر صحبت کنند تا اگر توافق داشتند ازدواج کنند، باید این مسأله در آنجا مطرح شود. اما به هر حال عروسی که در کنار خانواده شوهر زندگی می کند باید خود را در شاکله خانواده همسر قرار دهد و از تجربیات بزرگترها استفاده کند اما اگر مشکلی پیش آمد، از طریق شوهرش که پسر آن خانواده است حل کند. مثلاً در مورد تربیت فرزند، مادرشوهر چون نوه اش را خیلی دوست دارد از روی دوستی ها خیلی کارها می کند که شاید از نظر رفتاری و جسمی برای بچه مضر باشد اما عروس یا مادر بچه باید با وی با احترام برخورد کند و از شوهرش بخواهد که ضمن صحبت با مادرش، جلوی این تضادها را بگیرد.

البته معمولاً عروسهایی که در کنار مادرشوهر زندگی می کنند باید از خود مایه بگذارند، باید صبور و باحوصله باشند و ضمن احترام به بزرگترها، آن چیزی که صحیح تر است را انجام دهد. البته نباید فراموش کرد که استفاده از تجربیات بزرگترها یکی از بهترین راهنماها در زندگی است.

ـ به نظر شما آیا زمینه شغلی مناسب برای

زنان وجود دارد و آیا زنان شاغل از امنیت شغلی و اجتماعی خاص خود برخوردارند یا نه؟

ـ نسبت به قبل از انقلاب زمینه کار برای زنان تا حد زیادی فراهم شده اما بستر فعالیت را باید خود زنان بوجود آورند در هر کار و شغلی که هستند باید از وقتشان نهایت استفاده را بکنند. باید بدانند مادری که 8 ساعت از فرزندش دور است حالا که به اداره یا محل کارش آمده چه می خواهد بکند؟ باید فقط با دوستانم صحبت کنم یا کارهای شخصی ام را انجام دهم؟ اینها اشتباه است و زنان که دنیای مشکلات را پشت سر می گذارند و سرکار می آیند، باید از لحظه لحظه ساعات کار خود به نحو احسن استفاده کنند. اما در مورد امنیت شغلی و اجتماعی زنان باید بگویم آن دسته از زنان که فرزند کوچک دارند از امنیت اجتماعی و شغلی، برخوردار نیستند اما زنانی که فرزندانشان مستقل شده اند امنیت شغلی دارند. البته تفاوتهای فردی هم وجود دارد و نمی شود همه را یکجور نگاه کنیم. گاهی که احساس نارضایتی در بین زنان است، ناشی از مشکلات اقتصادی است و این برای آن عده ای است که کار را صرفا به خاطر درآمدش انتخاب کرده اند و الآن ناراضی هستند. این گروه احساس امنیت نمی کنند. اما رضایت شغلی خیلی مهم است. احساس مفید بودن و اینکه زن در محیط کارش از رابطه حسنه برخوردار باشد و بتواند اندوخته ای داشته باشد خیلی مهم است من فکر می کنم اگر خانمی بخواهد وضع مالی و اقتصادی شغل خود را در درجه اول قرار دهد، ناموفق تر و ناراضی تر است.

ـ خانم دکتر فردوسی، شما در مورد

مشکلات زنان شاغل صحبت کردید. لطفا در مورد زنان خانه دار نیز صحبت کنید و آیا زنان به دلیل فعالیت در اجتماع حتما باید در خارج از منزل کار کنند؟

ـ نکته قابل توجه در مورد زنان خانه دار این است که آنان در خانه مدام با کارهای تکراری روبه رویند. غذا بپزند، ظرف بشویند و امثال این کارها. و البته آنان نیاز بیشتری دارند که از طرف همسرشان مورد پشتیبانی قرار گیرند. مردان جامعه باید بدانند که زنان خانه دار نیز به کمک آنان در خانه نیازمندند و این یکی از مشکلات عمده این قشر است چرا که آنان از تنوع و خلاقیت بی بهره هستند و فقط با کارهای تکراری مواجه اند و در عین حال از کمک شوهرانشان نیز بی بهره مانده اند. مشکل دیگر این است که یک زن شاغل اگر در اداره کاری را انجام دهد شاید تشویق هم بشود اما متأسفانه زنان خانه دار از حمایت لازم شوهر برخوردار نیستند و شاید حتی از آنان به خاطر انجام کارهای داخل خانه تشکر هم نشود. باید متوجه باشیم که کار خانه زن را بیشتر خسته می کند چون یکنواخت است، مشکل است و دقت زیادی می خواهد.

اما در مورد حضور زنان در صحنه های اجتماع باید گفت چون حفظ بنیان خانواده بسیار مهم است اگر خانمی با کار بیرون از خانه نتواند به وظیفه اصلی خود بپردازد باید کار بیرون را کنار بگذارد. زنان ما باید بدانند صرف کار کردن در خارج از خانه نشان دهنده حضور زنان در صحنه های سیاسی نیست بلکه در منزل هم می توانند آگاه باشند و این آگاهی خود را بالا ببرند.

ـ خانم دکتر فردوسی، شما به عنوان یکی

از کارشناسان برنامه گفتگوی خانواده در طول چند سالی که با این برنامه همکاری دارید چنانچه خاطره ای در ذهنتان مانده برای ما بازگو کنید؟

ـ البته همه این برنامه ها به نوعی خاطره ای با خود دارد اما از همه جالبتر این است که یک روز قرار بود برای ضبط برنامه به صدا و سیما بروم اما چون کسی نبود که از ملیکا دختر کوچکم که آن زمان 2 ماهه بود نگهداری کند مجبور شدم که با مسؤولین برنامه تماس بگیرم و مشکلم را مطرح کنم. آنان در جواب به من گفتند شما با دختر 2 ماهه تان بیایید و برنامه را اجرا کنید؛ ما از دخترتان نگهداری می کنیم. و همین طور هم شد؛ زمانی که من در حضور بینندگان جوابگوی سؤالشان بودم مسؤولین در پشت صحنه، ملیکا را بغل کرده بودند!

ـ در پایان و ضمن سپاسگزاری مجدد از

شما به خاطر فرصتی که در اختیار مجله گذاشتید اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

ـ آخرین صحبت من این است که جامعه زنان باید از جامعه مردان بخواهد که در جهت شناخت واقعی زن بیشتر تحقیق کند و او را بشناسد. چون شناخت مردان در مورد ماهیت وجودی زن کم است.