مجلات > حوزه علميه > حوزه > فروردین و اردیبهشت - خرداد و تیر 1369، شماره 37 و 38


مصاحبه با آیت الله غلامرضا رضوانی

پدید آورنده : ، صفحه 53

حوزه : با سپاس و تشکرازاین که وقت شریفتان را دراختیار ما گذاشتید, لطفااجمالی از شرح زندگی , بویژه مقطع تحصیلی خود را بیان بفرمایید.

استاد:اینجانب , پس از پایان دوره تحصیلی جدید, در سال 1327, جهت تحصیل به قم مشرف شدم و در آن مکان , تاسال1332, دروس : صرف , نحو, منطق ,اصول وفقه را, نزداساتید بزرگوار آموختم . در همانجا بود که قسمتی از بحث خارج فقه واصول مرحوم آیه الله بروجردی و حضرت امام , رضوان الله تعالی علیهما, شرکت کردم و پس از آن به نجف اشرف مشرف شدم و تا سال 58, در آن حوزه مقدس , به ادامه تحصیل و شرکت در بحث خارج آیات عظام :: مرحوم آیت الله شاهرودی , وامام , رضوان الله تعالی علیهما,اشتغال داشتم , تا آن که به دست رژیم جائر عراق و حزب بعث از کشور عراق اخراج شدم .

حوزه :از آغاز و چگونگی آشنایی خود با حضرت امام بفرمائید.

استاد: با حضرت امام از همان بدو شرکت در بحث خارج آن مرحوم آشنا شدم و تا زمانی که بنده در قم بودم , در بحث فقه ایشان شرکت می کردم . هنگامی که امام رااز تبعیدگاه ترکیه به عراق آوردند, در نجف اشرف خدمتشان بودم و حدود 14 سالی که در عراق مشرف بودنداز محضرشان بهره مند بودم .

حوزه : ویژگیهای درسی حضرت امام در فقه واصول چه بود؟

استاد: ویژگی حضرت امام , رضوان الله تعالی علیه , در تدریس , به نظر من , دراین بود که سعی می کردند محصل ورزیده و متکی به فهم خود تربیت شود.

خلاصه کلام جوری بار بیاید که بتواند دراحکام و مطالب علمی تحقیق کند و مقلد بار نیاید.

حوزه : به نظر حضرت عالی , نظرات فقهی حضرت امام , بویژه بعدازانقلاب , موجب چه تحولاتی در فقه شیعه شد.

استاد:اصولا, نظرات فقهی امام , قدس سره , موجب این تحول عظیم تاریخی گردید که حکومت اسلامی , بمعنی الکلمه , شکل یابد.البته مجرد نظرات فقهی نبود, بلکه این نظرات , توام بود با پشت کار فراوان در پیاده کردن آنها و روشنی نسبت به وضع جهان دراین ظروف به اضافه خودسازی , که آن راامام از همان اوائل جوانی دنبال کرده بود و خود را آماده ساخت .این امور دست به هم داد واین تحول را به وجود آورد. اما تحول در فقه شیعه , بعدازانقلاب , که مورد نظراست , باید گفت که فقه شیعه به حسب متون و روایت وادله استنباط آن ,ازاصل روشن بوده و تحولی در آن واقع نشده است .این تحولی که مشاهده می شود, در توجه به این مطالب است که در سابق به لحاظ نبود حکومت اسلامی , نیازی به آن دیده نمی شد و لذا مسکوت مانده است .اینک که به برکت حکوم اسلامی , نیاز به آن روشن و عینی می نمایدازاین روی , علما, و فضلا, ایدهم الله , بر آن شده اند که دراطراف اینگونه مسائل بحث هایی را انجام بدهند .

حوزه : با توجهبه حضور بسیار فعال حضرت عالی در شورای محترم نگهبان و وجود برخی ازاختلافها بین دیدگاه امام و نظر آن شورای محترم , لطفا منشااختلاف نظرها را بیان کنید.

استاد: با توجه به این که فقهای شورای نگهبان , منتخبین حضرت امام بودند و در مساله ولایت فقیه باایشان اختلافی نداشتند زیرااگر اختلاف می داشتند, خود را صالح برای این پست نمی دیدند که تصدی کنند, باید گفت :اگراختلافی بود در برداشت از حدود واختیارات قوه مقننه در تصویب لوایح , طبق احکام ثانویه وامثال ذلک بوده که با توجیه حضرت ایشان , مشکل حل می شد واختلافی باقی نمی ماند.

حوزه : همانگونه که مستحضرید, حضرت امام , رضوان الله تعالی علیه در پاسخ حجه الاسلام والمسلمین انصاری , موضوعاتی برای تحقیق و پروهش , به حوزه های علمیه و علمای عظام , پیشنهاد فرموده اند,از جمله مساله[ زمین و تقسیم بندی آن] است لطفا دیدگاهتان را, به صورت کلی , درباره این مساله بیان بفرمایید. .

استاد: حکم اقسام زمینها و تقسیم بندی آنها(با قطع نظراز حکومت واعمال ولایت ولی فقیه ) در رسائل علمیه و کتب فقیهیه روشن است . فقهاء عظام درباره آن تحقیقات فراوان کرده اند. زمینها عبارتنداز:

1.اراضی موات بالاصل .

2.اراضی عامره .

3.اراضی موات بالعارض .

اراضی موات بالاصل ,ازانفال است و به امام[ ع] تعلق دارد لکن در زمان غیبت , تحت شرایطی آباد کننده , مالک آن می شود چه زمین در دارلاسلام باشد یا دارالکفر و چه اراضی خراجیه باشد و یا غیر آن و چه آباد کننده مسلم باشد و یا کافر, نیاز به اجازه شخصی یا مقامی ندارد.

اراضی موات بالعارض ,اگر مسبوق به ملک یااحیاء باشد, لکن مالک معروفی نداشته باشد, بر دو قسم است :

1. صاحبانش از بین رفته اند واز جهت مرور زمان و گذشت ایام , بدون مالک شده اند, که این هم در حکم موات بالاصل است .

2. بلا مالک شمرده نمی شود, لکن , مالک آن معلوم نیست و مجهول المالک محسوب می شود.

این قسم , دراحیاء و تملک , نیاز به اجازه حاکم شرع دارد.

این احکام که برای زمین برشمردیم , قطع نظرازاعمال ولایت فقیه مبسوط الیداست . چون تا قبل از پیروزی انقلاب , ولی مبسوط الیدی نبوده است . توجه به ولایت فقیه واعمال نظراو, دراین احکام و نظایر آن نشده است . واینک , وظیفه فقها و علمای اسلام است که با بحث دراطراف ولایت فقیه جامع الشرایط, در زمان غیبت وابعاد آن و کیفیت جمع بین اطلاق و سایر مطلقات و عمومات , محدوده نفوذ آن را تعیین نمایند و پس از آن , مقتضای جمع بین آن وادله سایراحکام و تکلیفیه را روشن نمایند .

حوزه : ویژگی نظرات فقهی حضرت امام , رضوان الله علیه , را درچه چیزهایی می بینید.

استاد: ویژگی حضرت امام , رضوان الله تعالی علیه , در فتاوی این است که ایشان , شدیدا, معتقد بود که خصوصیات زمان و مکان و سایرامور در فهم احکام از روایات دخالت دارد و بایست به آنها توجه شود که با قطع نظرازاین امور, ممکن است , حکمی بر خلاف آنچه هست همیشه فهمیده شود.

حوزه : به نظر حضرت عالی , وظیفه حوزه های علمیه در رابطه با حفظ و تبیین نظرات و مبانی فقهی حضرت امام[ ره] چیست ؟

استاد: به نظراینجانب , با توجه به اندیشه حضرت ایشان که ثمره آن به مشهد و مرآی جامعه اسلامی قرار گرفته است , حوزه های علمیه می بایست برای ثبت این نظر در تاریخ و تداوم حکومت اسلامی در نسلهای آینده بکوشند که اگر خدای ناخواسته کوچکترین سستی و سهل انگاری انجام پذیرد, ممکن است خناسان , جبهه حق را شکست بدهند و حق را ابطال کنند که دراین صورت , گناهش به عهده افرادی است که توان این مجاهدات را دارند واهمال می کنند.

حوزه :اگر خاطراتی از حضرت امام , بویژه بعدازانقلاب و عضویت درشورای نگهبان دارید بیان بفرمایید.

استاد: خاطرات خاصی ازامام راحل , رضوان الله تعالی علیه , ندارم لکن روی هم رفته , مطلبی را که می توانم عرض کنم عبارت است از این که : خصوصیات روحی واخلاقی ایشان بنحوی بود که ممکن نبود, شخصی طالب حق و حقیقت جو باشد و در تماس باایشان , حق را نیابد.انسان , هر چه به ایشان نزدیکتر می شد,ارادت و سرسپردگی او هم افزون می گشت .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته