امام محمد باقر علیه السلام: هیچ مخلوطی زیباتر از حلم و علم بهم نیامیخته. (تحف العقول، ص 292)

مشخصات مجله


پیام حوزه - بهار 1382، شماره 37
تاریخ درج : 1386/7/3
بازدید : 38050

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > پیام حوزه > بهار 1382، شماره 37


حوزه ی علمیه بستر تولید علم و پاسخ به نیازها

پدید آورنده : ، صفحه 85

گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد غروی

حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد غروی عضو جامعه ی مدرسین و دبیر دوم شورای عالی حوزه در گفتگویی با مجله پیام حوزه به مقایسه امروز حوزه ی علمیه با گذشته ی آن از منظر پاسخگویی به نیازهای جامعه و تولید و عرضه ی علوم دینی و علوم انسانی پرداخت . محور اساسی این گفتگو، آشنایی با امکانات و توانایی های حوزه ی علمیه برای علم آفرینی در زمان حاضر، گسترش علمی فزاینده ی حوزه در طول چند دهه ی گذشته، حرکت رو به رشد و بالنده ی حوزه برای عرضه ی معارف گوناگون دین و پاسخ به نیازها است .

پیام حوزه: با تشکر از حضرت عالی بفرمائید با توجه به شرایط فعلی ایران و جهان و داعیه ی دین برای رهبری بشر و ارائه ی برنامه جامع برای تربیت و هدایت و اداره ی زندگی و از آنجا که حوزه های علمیه بنابر آنچه در محتوای منابع دینی آمده متکفل تفسیر و تبیین دین هستند در زمان حاضر رسالت اساسی حوزه های علمیه چیست؟

اهداف حوزه به عنوان نظامی که می خواهد روحانیان را تربیت کند، در اهداف روحانیت نهفته است . این اهداف کم و بیش در اهداف آموزشی شورای عالی نیز آمده است که عبارتند از:

1 . شناخت همه جانبه ی اسلام از منابع اصلی;

2 . شناساندن جامع اسلام;

3 . تربیت مجموعه ی حوزویان بر اساس معارف اسلام صحیح است .

حوزه می خواهد معارف ایمان را در حوزویان تقویت کرده و آن ها را متخلق به خلقیات مطلوب دین کند;هم چنان که می خواهد از طریق دست پرورده های خود ایمان را در مردم تقویت کند و التزام آن ها را به اسلام و اخلاق اسلامی گسترش دهد .

4 . دفاع همه جانبه در قبال تهاجمات فکری و فرهنگی و اجتماعی و دفاع از حریم دین در قبال ادیان دیگر;

5 . اجرای احکام الهی در جامعه و اقامه ی قسط و اعمال حاکمیت الهی در بین بشر .

البته بحث هایی در این رابطه ضروری است که به دلیل ضیق وقت از آن ها صرف نظر می کنم .

دفاع از دین و شناسایی معارف دین و برآوردن نیازهای فکری و فرهنگی، مستلزم آمادگی های ویژه علمی و هم چنین اشراف بر فضای فکری جامعه و شناخت هجمه های عقیدتی و تقویت توانایی های محصلان در ابلاغ و اجرای دین است .

پیام حوزه: با توجه به پیشرفت علوم، گسترش جوامع و رشد فکری و اجتماعی بشر امروزی آیا توانسته ایم وظیفه حوزه در ارائه ی برنامه زندگی تربیتی و اخلاقی و تبیین نظام های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از منظر دین و پاسخگویی به سوالات را به خوبی به انجام برسانیم؟ وضع مطلوب حوزه از دیدگاه جناب عالی کدام است و تا مطلوب چقدر فاصله داریم؟

البته، در این که تامطلوب فاصله داریم جای تردید نیست . ولی اگر بخواهیم وضع امروز حوزه را با گذشته مقایسه کنیم، فاصله ی زیادی با گذشته داریم و بسیار پیشرفت کرده ایم .

در گذشته، محورحوزه ها مساله ی فقاهت بود، اما فقاهت به معنای مصطلح و کسانی از بزرگان و مستعدین به آن مرتبه ی عالی دست پیدا می کردند که حکم دین را درباره ی رفتارهای مکلفین در زمینه های مختلف معین کنند .

علوم و معارف دیگر یا علوم مقدمی بودند یا علوم جانبی، اما امروزه به آن علوم توجه خاصی شده است .

در نظام گذشته اگر کسی رشد می کرد و به مرحله ای از کمال علمی درفقه می رسید و ذوق زمینه های دیگر علمی را هم داشت، با مایه های فقهی و اصولی که کسب کرده بود، به علوم دیگر مثلا تفسیر، مسائل اعتقادی، کلامی و فلسفی می پرداخت، اما آن علوم محور اصلی کار حوزه نبود که با گرایش به آن علوم تمام توجه معطوف به آن ها باشد .

اساسا روال حوزه این بود که کسانی را در عالی ترین سطح توفیق محسوب می کرد که فقیه باشند و در راس فقها مراجع تقلید قرار داشتند و مجتهدین و مدرسین فقه و آن هایی که متمرکز در فقه بودند، درمرتبه ی بعدی بودند و مفسران و متکلمان و ... نیز دارای مرتبه بودند و ارزش گذاری می شدند .

البته در طول تاریخ حوزه ها، کسانی هم بودند که در زمینه های دیگر ید طولایی داشته اند، ولی آنان به حسب ضرورت هایی که تشخیص می دادند، به صورت شخصی به آن اهداف توجه بیش تری داشتند . در این اواخر محور فقه بود و کسانی که به مرحله ی فقاهت راه نمی یافتند، به مباحث تفسیری و یا کلامی و اخلاقی و ... می پرداختند و مشغول کارهای تبلیغی، منبر و ... می شدند .

البته می توان گفت که رسیدن به مرحله فقاهت، استعداد و پشتکار بی مانندی می خواهد و همه افراد نمی توانند به این مرحله برسند و همین موضوع از یک سو و اهداف و وظایف گوناگون روحانیت از سویی دیگر باعث شده است که افراد زیادی به شئون دیگر روحانیت بپردازند;تبلیغ و منبر و موعظه و اخلاق و تفسیر و ... .

الان در عین حالی که توجه خاصی به فقه و اصول معطوف می شود و حق هم همین است;زیرا پایه ی مبانی اسلامی در روش فقاهتی است و یک مفسر خوب آن است که مبانی اصولی را در چگونگی استفاده، از قرآن و حدیث و ... در اختیار داشته باشد و بتواند آن ها را جمع بندی کند، ولی هدف تنها فقاهت به معنای مصطلح نیست و به تخصص های مختلف توجه خاص شده است . در عین حالی که به مبانی فقهی و اصولی توجه می شود;زیرا این مبانی برای بسیاری از علوم اسلامی پایه است .

باید طلبه بعد از این که در حد ضرورت از این مبانی برخوردار شد، در زمینه های مختلف دیگر برنامه آموزشی ببیند و برنامه های پژوهشی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی نیاز فعلی جامعه باشد . ابتدا جامعه ی اسلامی و بعد جامعه جهانی .

از این رو، تاسیس رشته های تخصصی در سطوح مختلف از سطح دو گرفته تا سطح سه و چهار در همه زمینه ها مثل کلام، فلسفه، قضا، تبلیغ و عقاید، ادیان، تاریخ اسلام، کار بسیار خوبی است، تا به این علوم که امروزه سخت به آن نیازمندیم توجه بیش تری شود . بسیاری از نیازهای جامعه با گسترش این علوم پاسخگویی می شود .

در زمینه اعتقادات، مسائل مختلف قرآنی و ... اگر بخواهیم به پرسش ها پاسخ دهیم، لازمه اش این است که در این زمینه ها متخصص داشته باشیم، کار شود و کتاب نوشته شود .

پدید آمدن این بسترها گواه بر رشد است . این گروه ها باید کم کم به عرصه برسند و مطالعاتشان را به جامعه منتقل کنند .

از دیگر نشانه های رشد حوزه در مقایسه با گذشته، گسترش تشکل هایی است که در کنار حوزه و در متن حوزه به وجود آمده اند .

دانش آموختگان و محققان این تشکل ها با علوم و معارف مختلف روز آشنا هستند، ضمن این که با علوم معارف دینی حوزوی نیز آشنا می باشند و صلاحیت این را دارند که به سئوالات جدیدی که امروزه در ارتباط با علوم انسانی مطرح است، پاسخ دهند و این پرسش ها را به کتاب و سنت عرضه کنند و در این زمینه ها تولید علم داشته باشند .

در مجموع با توجه به آشنایی که با این حرکت ها دارم - برغم کسانی که دیدگاه منفی دارند - اعتقاد شخصی بنده است که حوزه آبستن بسیاری از علوم انسانی است و به این سمت حرکت می کنیم که در عرصه ی علمی و در عرصه ی علوم اسلامی به تجدید علوم برسیم .

در گذشته در حوزه ها کسانی که با کلام و فلسفه ی دین و فلسفه ی دیگران و هم چنین علوم انسانی که دراین یکی دو قرن رشد زیادی در غرب داشته، آشنا باشند بسیار کم بودند و ارتباط و آشنایی آنان تنها از طریق ترجمه بوده، ولی امروزه بحمدالله فضلای بسیاری داریم که در این زمینه ها، چیزهای خوبی نوشته اند و زمینه ها و ظرفیت های بسیار خوبی را فراهم کرده اند تا وظایفی که به عهده ی حوزه ی علمیه است، به انجام برسد .

اینان می توانند در کلام، فلسفه ی دین، تاریخ و همین طور در زمینه ی روان شناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مدیریت، فلسفه، حقوق، سیاست و علوم مختلف، دیدگاه اسلام را از منابع به دست آورند . البته ممکن است در این مسیر آسیب پذیری ها و مشکلاتی وجود داشته باشد .

این ظرفیت های مختلف قبل از هر چیز می تواند در خدمت حوزه قرار گیرد و با هماهنگی های لازم، از قدرت علمی و فکری این ها استفاده شود .

به دور از هر گونه مماشاتی، اعتقاد بنده این است که حوزه رشد بسیار خوبی داشته است و بسیاری از فاصله هایی که در گذشته داشته را کم کرده است .

البته باید از حالا توجه خاصی داشته باشیم که ازظرفیت علمی آنانی که دوره های تخصصی را دیده اند استفاده کنیم و در امر آموزش و تربیت و یابرای قلم زدن از آنان استفاده شود .

در گام بعدی این ها را تقویت کنیم و دوره های کامل تری بگذرانیم و آسیب پذیری هایی را که در برنامه ها هست برطرف و نقاط ضعف را جبران کنیم . این ها چیزهایی است که خیلی اهمیت دارد .

من وقتی وضعیت فعلی حوزه را با بیست سال قبل مقایسه می کنم، می بینم اصلا قابل مقایسه نیست . کسانی که درباره ی حوزه آیه ی یاس می خوانند، حقیقتا به ظرفیت های علمی حوزه واقف نیستند .

حتی در زمینه ی فقه و اصول فضلای بسیار خوبی داریم که این ها خیلی کم ظهور پیدا کرده اند . اساتید خوبی که از عهده ی فقه و اصول خارج بر می آیند، کم نیستند . این ها را نباید دست کم بگیریم . اعتقاد من این است کسانی که دلواپسی و دغدغه دارند که البته بعضا هم ممکن است حق باشد، تنها اطراف خودشان را می بینند . الان در بعضی از درس های خارج بزرگان حوزه دست کم چهل و یا پنجاه نفر مجتهد حضور دارند . تالیفاتی که در حوزه در زمنیه های فقه در این سال های اخیر انجام شده را نباید کم به حساب آوریم . گاهی از وقت ها فقط روی کتاب های صاحب جواهر و بزرگان دیگر دست می گذاریم . ولی پس از این بزرگان نیز در دوره ی معاصر کارهای بزرگی شده است . تالیفات مرحوم آیت الله خویی (ره) درفقه و مرحوم امام (ره) به ویژه بیع ایشان و ... مجموعه های فقهی و اصولی و تقریراتی که معاصرین دارند، بسیار وسیع و ارزشمند است، اما معمولا چشم هایمان فقط آن بزرگان برجسته پیشین را می بیند . این نوع نگاه به نظر من دور از واقعیت است .

حوزه در سطح کلان رشد بسیار خوبی کرده و زمینه ی بسیار خوبی هم برای رشد دارد، ولی امکانات محدود است . بسیاری از کارها که در حوزه می بایست انجام شود، موکول به بودجه است . در اوایل فعالیت دوره ی سوم، شورای عالی که چهار سال پیش آغاز به کار کرد و اینک آخرین ماه ها را سپری می کند، زمینه ها برای بسیاری از کارها فراهم بود، اما بودجه می خواست .

این بودجه را ما نمی توانستیم تامین کنیم . تعارف نداریم! ملاقاتی هم با بعضی از بزرگان داشتیم و ایشان فی الجمله قولی هم داده اند، اما زیر مجموعه های آن بزرگان نتوانستند به قولشان وفا کنند . در نتیجه نتوانسته ایم از ظرفیت هایی که درحوزه وجود دارد، استفاده کنیم .

البته نمی خواهیم بگوییم از ظرفیت های موجود کاملا استفاده شده و ایده آل است، ولی در عین حال اعتقاد من این است که هم شورا و هم مدیریت موفق بوده و هم مجموعه های دیگری که با دلسوزی در این رابطه به حوزه کمک کرده اند .

من گاهی با بعضی از مراجع تقلید هم این را بازگو کرده و گفته ام;در زمینه های کلامی، فلسفی، حقوقی، سیاست و ... افراد رشد خوبی پیدا کرده اند . حتی در زمینه ی اقتصاد . در گذشته کسانی که با علم اقتصاد و با نظام های مختلف اقتصادی آشنا باشند، نداشته ایم . بی پرده عرض می کنم اگر چیزهایی هم بوده، محدود و در حد استفاده از ترجمه ها و ... بوده است ولی الان فضلایی در این زمینه داریم که آشنایی بسیار خوبی با این علم دارند و کارهای خوبی هم انجام داده اند .

مهم این است که از حالا به بعد این ظرفیت ها در حوزه تقویت شود و رشد کند، قبل از آنکه این ها به حواشی و یا خارج از حوزه کشیده شوند .

پیام حوزه: برای رسیدن به هدف حوزه;یعنی شناخت اسلام و ارائه ی این شناخت - و به تعبیری ارائه ی نظام و برنامه ی دین برای زندگی معنوی و مادی بشر - آیا برنامه ریزی مناسب برای استفاده از امکانات کرده ایم؟ چنین تلقی می شود که فاقد این برنامه ریزی هستیم . مثلا درباره ی رشته های تخصصی آیا مشخص شده است که دقیقا چه هدفی دارند و چقدر باید بر روی آن ها سرمایه گذاری کرد؟ الزام به ادامه ی تحصیل فقه و اصول همزمان با تحصیل تخصصی چقدر ضرورت دارد؟ از چه مقطعی باید شروع شود و چه نیازهایی دارد؟

رشته های تخصصی پدیدآمد و در سطح دو، سه و چهار در نظر گرفته شد . این که چرا در سطح دو منظور شده و چرا فقه و اصول در کنار این ها دیده شده؟ حقیقت این است که در شورا در این باره بحث شده است . اعتقاد شورا این است که اگر افراد درس های فقه و اصول سطح و مباحث مهمی از اصول خارج و دست کم سه و یا چهار سال درس خارج فقه را به خوبی گذرانده باشند دارای بنیه ی علمی می شوند که در زمینه های تخصصی دچار انحراف نخواهند شد .

به عبارت دیگر، مفسر خوب که می خواهد در زمینه های خاص تحقیق کند یا این که تفسیر تحقیقی ارائه کند، آن موقع موفق است که مبانی اجتهاد در دست او باشد و اولین مرتبه ی اجتهاد را داشته باشد . متکلم خوب هم همین طور، اگر بخواهد مسائل اعتقادی را از کتاب و سنت به دست بیاورد، باید این توانمندی ها را داشته باشد . در غیر این صورت دچار انحراف و افراط وتفریط می شود .

در زمینه های علوم انسانی هم اگر کسی بخواهد مفاهیم روان شناسی را از قرآن و روایات به دست آورد، باید این توانمندی را داشته باشد .

از این رو، شورای عالی اولا در سطح دو، تحصیل فقه و اصول را در نظر گرفت تا محصل مقداری فقه و اصول را خوانده باشد . در این دوره ها تا سطح چهار نیز باید تحصیل فقه و اصول ادامه یابد تا در کنار کسب توانایی تا مرحله تخصصی در این رشته خاص - البته سبک رشته های تخصصی در حوزه مطابق رویه ی آموزشی حوزوی است و دقیقا مطابق رویه ی دانشگاه نیست - و رسیدن به صاحب نظری با بهره مندی از قوتی که در تحصیل فقه و اصول کسب کرده است، کم ترین خطا و اعوجاج را داشته باشد و در هر حدی که در آن رشته تخصصی پیش رفته است برای جامعه مفید باشد .

پیام حوزه: آیا رشد در هر دو زمینه عملی است؟

بلی . تا حدود زیادی . به عنوان مثال در سطح دو، نیمی ازوقت روز برای درس های حوزوی یعنی درس های فقه و اصول است و نیم دیگرش دروس تخصصی است . مبنای اولیه در پذیرش افراد برای این رشته ها را ظرفیت و توانایی بالاتر و بیش تر آنان قرار داده ایم، افراد در سطح دو و سه و چهار به ترتیب اطلاعات کامل تری از این علوم را به دست می آورند . درکنار این درس ها، فقه و اصول نیز خوانده می شود برای این که مبانی را گذرانده باشند . این شدنی است و در جاهای مختلف نمونه هایش را داریم . مثل موسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) .

این طوری نیست که امکان نداشته باشد . حتی کسی که درس خارج می رود اگر در یک درس خارج خوب شرکت کند و سرمایه گذاری لازم هم برای این درس داشته باشد، در کنار آن می تواند در درس های تخصصی هم شرکت کند . البته طبعا لازمه اش این است که تلاش بیش تری کند تا در نهایت به مرحله ای برسد که دیگر نیازی به فقه و اصول نداشته و مبانی فقهی و اصولی را به دست آورده باشد . سپس در کلام، عقاید، تفسیر ویا هر زمینه ی دیگری که تحصیل کرده، متمرکز شود . این شیوه ی تحصیل شدنی است و روی آن فکر شده است .

پیام حوزه: پس به عقیده ی شما تحصیل فقه و اصول به عنوان مبنایی که فکر را می سازد، برای تحصیل در هر رشته ی تخصصی دیگری الزامی است و چنانچه مقدمات فقهی و اصولی تامین نشده باشد سلامت کار تحقیقاتی تضمین شده نیست . فقط از نظر اجرایی این بحث می ماند که آیا امکان دارد؟ یعنی حصول کامل رشد علمی در این دو زمینه با هم؟

من نمونه ای که این روش را اجرا می کند و موفق است، برایتان ذکر می کنم . البته نمی خواهم بگویم که آن مجموعه ایده آل است و یا حوزه باید از آنان تبعیت کند . مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) از پایه ی هفت برای معارف اسلامی با گرایش های مختلف علوم انسانی با حدود10 یا12 گرایش پذیرش می کند . فقه و اصول هم می خوانند و در آنجا امتحان هم می دهند . علاوه بر آن دروس رشته ی خاص خود را هم دارند . کلاس ها هم در بعدازظهرها گذاشته شده است . در کنار درس های فقه و اصولی که فرد موظف است صبح ها در آن ها شرکت کند . تقریبا یکصد و پنجاه واحد در یک دوره ی پنج ساله درس داده می شود، دو سال اول به یک دوره ی کوتاه فلسفه و معارف قرآنی و اعتقادی که حدود هفتاد واحد است، اختصاص دارد;زیرا این آشنایی به عقیده ی مسئولین مؤسسه برای همه ی دانش آموختگان ضروری است . در هر رشته ای هم شصت واحد از درس های کارشناسی دانشگاه ها انتخاب شده این دوره در حد کارشناسی است و زمینه ای برای کارشناسی ارشد است .

البته ورود به کارشناسی ارشد نیز منوط به قبولی در امتحان است . مثلا رشته ی روان شناسی مهم ترین درس های روان شناسی را در برنامه ی آنان گذاشته اند . کسانی که این شصت و یاهفتاد واحد را در دوره ی معارف با این گرایش ها می گذرانند، ظرفیت خوبی برای شرکت در کارشناسی ارشد همان رشته دارند و می توان گفت که فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد در آن رشته ها، با کارشناسان ارشد دانشگاهی برابرند;چون مجموعه ی درس های خوبی را در حوزه خوانده اند . البته فشار بیش تری به شخص وارد می شود و از ظرفیت های ذهنی اش بیش تر استفاده می کند .

این نمونه به خوبی روشن می سازد که امکان جمع بین فراگیری دو علم وجود دارد .

رشته های تخصصی حوزه محدود به معارف دینی است;زیرا تربیت صاحب نظران در علوم انسانی را مؤسسات آموزشی وابسته به حوزه، بر عهده گرفته اند . آنچه در حوزه اهمیت بیش تری دارد، کلام، عقاید، فلسفه، تاریخ اسلام، ادیان و مذاهب و دیگر زمینه های معارف حوزوی است . این معارف قرابت و هماهنگی بیش تری با دروس فقه و اصول دارند .

واقعیت این است که روی مساله فکر شده است . البته ادعا نمی کنم که وضع دوره ی سطح از نظر متون درسی و نظام آموزشی ایده آل است، بلکه می گویم که نقاط قوت باید تقویت شود و دروس تخصصی هم در کنار آن گسترش یابد .

آنچه به نظر بنده مهم است این است که در هر دوره بر روی برنامه ها و دروس و متون رشته های تخصصی همزمان با تحصیل متعلمان، سرمایه گذاری کنیم و با ارزیابی مکرر، رشته ها را تعالی دهیم . نیازها و پیش زمینه های این رشته ها را بشناسیم ومتون مناسب تهیه و اساتید مناسب را تربیت ونقاط ضعف را بر طرف کنیم و پس از آن برای استفاده از توانایی علمی فارغ التحصیلان نیز برنامه داشته باشیم تا نیروها هرز نرود .

بخش مهمی از فارغ التحصیلان را باید در خود حوزه علمیه چه در قم و چه در شهرستان ها به کار گیریم تا نظام آموزشی را پشتیبانی کنند و بخش دیگری را در پژوهش به کار گیریم . عده ای از نیروهای پر استعداد این رشته ها را نیز باید برای رسیدن به مرحله نهایی و صاحب نظر شدن در این علوم برگزینیم .

یکی دیگر از کارهایی که برای فارغ التحصیلان این رشته ها ضروری است، فراهم کردن زمینه برای ادامه ی تحقیق و کار علمی در آن رشته است . من می بینم بعضی از آن ها که رشته ی کلام یا رشته های دیگر را گذرانده اند دوباره به تحصیل اختصاصی در فقه و اصول پرداخته اند و کم کم از آن تخصص هایی که به دست آورده بودند، فاصله گرفته اند .

وقتی با نیاز سنجی، عده ی زیادی از فارغ التحصیلان را برای خدمات علمی و تدریس در حوزه و حوزه های شهرستان ها اختصاص دادیم، عده ی کوچکی از نخبگان باقی می مانند که می توانیم برای آن ها امکانات کافی و مناسب فراهم کنیم و دغدغه ی معیشتی آنان را نیز بر طرف کنیم و اینان با ادامه ی تحصیل و تحقیق و پژوهش تا عالی ترین مراحل، به جایی برسند که بتوانند تولید علم کنند و متون درسی تالیف کنند .

پیام حوزه: آیا شورای عالی در کنار انجام این مقدماتی که اشاره فرمودید، برای رسیدن به آن هدف بلند، برنامه ریزی مناسب را انجام داده است؟ و چنانکه صحبت از برنامه، در حال حاضر زود باشد، راه مناسب برای حرکت به سوی تدوین چنین برنامه ای چیست؟

یکی از نکات بسیار مهم برای این اقدام، آگاهی از ظرفیت ها وتوانایی های حوزه در رشته های مختلف است و این کار چون اجرایی است، باید از مدیریت حوزه خواسته شود تا آن را انجام دهد . نکته ی بعدی، شناسایی و آگاهی از نیاز کشور و جامعه است، در کنار نیاز سنجی در حوزه ی علمیه، چه مقدار امام جماعت می خواهیم؟ چه مقدار مبلغ می خواهیم؟ چند کلاس داریم؟ چه مقدار معلم روحانی لازم است؟ چه مقدار معارف باید آموزش دهیم؟ برای سطوح مختلف چگونه باید باشد؟ برای هر دوره چه متون و کتاب هایی لازم است؟ چه مقدار تالیف نیاز جامعه است؟

اگر بخواهیم کار را بیش تر گسترش دهیم، برای نظارت و راهنمایی در تهیه ی فیلم و صدا و سیما چه مقدار نیرو و با چه توانایی و تخصصی لازم است؟ و در گام های بالاتر، برای ارائه ی نظریات و پیش فرض های علوم و تالیف متون علمی در علوم انسانی و ... چه مقدار نیرو لازم است؟

در واقع، در نظام های مختلف بشری چه نیازهایی داریم و چگونه باید به آن ها پاسخ دهیم؟

البته در کشور بعضی امور که به آن ها اشاره شد، متولی خاصی دارند که عملا آن ها خودشان نیروهایشان را به دست می آورند وبعضی امور فاقد متولی است و در هر صورت باید مشخص شود که در هر مورد حوزه چقدر تکلیف و مسئولیت دارد؟ اصولا اگر بخواهیم در این باره حرکت بسیار وسیع و گسترده ای انجام دهیم، اطلاعات وسیع و گسترده در سطح خرد و کلان در همه ی زمینه های مختلف ضروری است تا رابطه ی این امور را با اهداف حوزه به دست آوریم و ببینیم چه بخش هایی از فعالیت حوزوی باید گسترده تر شود و اولویت ها کدام است؟ و هر یک از وظایف چه امکاناتی نیاز دارد؟ چگونه می توان به این وظایف عمل کرد؟ و هدف گذاری چگونه باید باشد؟

این ها چیزهایی است که از آغاز به ذهن بنده می رسید، ولی گمان می کنم علت آنکه مستقیما به این مباحث پرداخته نشده آن است که گرچه این کارها قابل اجرا و انجام است و سال ها می توان روی این موضوع کار کرد، ولی قبل از آن باید زمینه و امکان پاسخگویی به این نیازها فراهم باشد و امکان و ظرفیت پاسخ به نیازها تنها از طریق تربیت نیروی انسانی فراهم می شود . پرورش نیروی انسانی مساله ی خیلی مهمی است! و برای برنامه ریزی در پرورش نیروها، آمار ضرورت دارد . اطلاعات ضروری درباره ی نیازها وزمینه های فعالیت و اولویت ها در دسترس حوزه نیست و از این رو، نمی توانیم متناسب با نیازهای آموزش و پژوهش، تربیت نیروی متخصص را سامان دهیم .

ممکن است بعضی از آقایان بگویند اطلاعات وسیع و گسترده و برنامه ریزی بر اساس آن، نه با امکانات مالی حوزه جور در می آید و نه می توانیم امکاناتی برای انجام آن به دست بیاوریم .

یکی از چیزهایی که به طور جدی نیاز داریم این است که مطابق توسعه ای که می خواهیم ایجاد کنیم امکانات و بودجه داشته باشیم، در غیر این صورت اگر صرفا طرح و اطلاعات داشته باشیم و در مقام اجرا، بودجه نداشته باشیم، نمی توانیم کار کنیم .

با توجه به این که حوزه می خواهد استقلال مالی داشته باشد و به همان منابع مالی که در گذشته داشته است اکتفا کند، کار بسیار سختی است و تا پشتیبانی مالی اعاظم نباشد، کاری به صورت مطلوب و ایده آل پیش نمی رود .

یکی از مشکلات دیگر آن است که حوزه ی علمیه با مراکزی که اعزام مبلغ دارند یا سیاست گذاری در زمینه ی امور فرهنگی و تبلیغی دارند، ارتباط منسجم وکار آمدی ندارد و این مراکز بدون هماهنگی و کسب اطلاع از حوزه، فعالیت می کنند .

از دیگر مشکلات آن است که ضرورت پاره ای از امور فرهنگی برای عده ای از مسئولین پذیرفته شده نیست . مثلا درباره ی موضوع بازنگری در دروس رشته های علوم انسانی، عده ای گمان می کردند، تنها اضافه کردن چند واحد دروس اعتقادی و مذهبی کفایت می کند و بازنگری در متون درسی علوم انسانی ضرورتی ندارد . آنان گمان می کردند که وقتی فضای فرهنگی کشور سالم باشد، دیگر محتوای دروس و مشی فکری اساتید تاثیری نخواهد داشت! اگر پیگیری های جامعه ی مدرسین و عنایت امام «ره » نبود، همان سال دانشگاه ها را باز کرده بودند .

خوشبختانه آن حرکت به تشکیل دفتر همکاری حوزه و دانشگاه منجر شد ولی متاسفانه آن طور که شایسته بود به این کار اهمیت داده نشد . الان مشکلاتی که در دانشگاه ایجاد شده است، ریشه در همان غفلت دارد .

بنده اعتقادم این بود که باید در ارتباط با هر کدام از رشته های علوم انسانی دانشگاهی عده ای از دانشگاهی های قوی با همراهی عده ای از افاضل حوزه وارد میدان شوند وبا تعامل لازم کار را پیش ببرند، اما عملا خیلی به این مساله توجه نشد . الان هم آن طور که شایسته است توجه نمی شود . البته حوزویان و به ویژه دلسوزان و بزرگانی که این دغدغه ها را داشتند، مساله را به فراموشی نسپردند و با جدیت فعالیت را ادامه دادند .

الان امکانات خوبی در حوزه فراهم آمده و آن کسانی که آن موقع دغدغه داشتند با همان امکانات پیش رفتند و امروز با همان اهداف اولیه در اول انقلاب کار را پیش می برند وبه صورت پژوهشکده کار را دنبال می کنند .

حضرت آیت الله آقای مصباح عنایت داشتند که از کجا کار را باید شروع کرد . از این رو، مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی را با اهدافی خاص برای تربیت نیرو ایجاد کردند . در این شرایط فرهنگی کتاب ها و جزواتی که نوشته شد و درس هایی که در پژوهشکده ارائه شد و هم چنین آموزش مؤسسه موفق بوده است، اما الان وقت آن است که ازاین ظرفیت ها استفاده شود و حوزه نیز باید از این ظرفیت ها استفاده کند .

چه بسا مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی «ره » نتواند از همه ی ظرفیت های خودش و نیروهایی که پرورش می دهد، استفاده کند، اما حوزه می تواند و باید این ها را به کار گیرد .

در ارتباط با تولید علم، اعتقادم این است که حوزه همواره مولد علم بوده است . در گذشته در زمینه های مختلف تولید علم داشته است، اما گاهی عرضه ی تولیدات به زیبایی انجام نشده است .

در این بیست سال تولید علم داشته ایم . در زمینه ی روان شناسی بسیاری از مفاهیم را ارائه کرده اند . در جامعه شناسی، حقوق، اقتصاد و همین طور زمینه های دیگر، ولی مهم این است که از این ظرفیت ها استفاده شود .

اگر بخش پژوهش حوزه، نیروهایی را از فارغ التحصیلان مؤسسه ی امام خمینی و غیره جذب کند و با این نیروها یکی از بزرگان حوزه که آمادگی برای ورود در این مباحث را داشته باشد، کار کند و این ها وارد کارهای پژوهشی شوند و کارهای تحقیقی داشته باشند، حتی اگر کارهای میدانی هم لازم باشد انجام دهند، در توسعه ی مفاهیم اسلامی و مولدات معارف اسلامی خیلی نقش خواهند داشت . الان کم نداریم کسانی را که از لحاظ تحصیلات حوزوی در سطح خوبی هستند و در سطح کارشناسی ارشد یا دکترا در دوره ی اقتصاد، مدیریت و ... تحصیل کرده اند . حوزه این ها را جمع کند ولو این که در اول کار تعدادشان اندک باشد و اینان تحت نظر یکی از بزرگان حوزه که می تواند در فضای مثلا اقتصاد وارد شود، کار کنند، کم کم درباره ی مسائل مختلف به علم اقتصاد و سیستم اقتصادی و مسائل مختلف مربوط به پول و درآمد و خیلی مسائل دیگر می توانند اظهار نظر اسلامی داشته باشند و در نهایت آرای خود را محضر مراجع تقدیم کنند .

مثلا در گذشته حوزویان به نظام و علم اقتصاد خیلی آشنا نبودند، ولی الان کسانی را داریم که مجمع این دو دانش هستند . اینان می توانند بسیاری از حقایق علم اقتصاد و سیستم های اقتصادی را به گونه ای تبیین و به فقه عرضه کنند و با فقهای بزرگ در میان بگذارند و مساله را حل کنند . الان مساله ی پول، تورم و بسیاری از مسائل اقتصادی هنوز مشکل دارند .

این طرح را می توان در روان شناسی، جامعه شناسی و خیلی از علوم دیگر به کار برد . مثلا می توان با توجه به قانونمندی های روان شناختی، تربیت انسان ها را مطمع نظر قرار داد و افرادی را تربیت کرد که برای ساختن طلبه ها و برای ساختن مردم از روش ها و تکنیک های مناسب استفاده کنند تا آن ها را از نظر اخلاقی و رفتاری بسازند .

در علوم انسانی باید اذعان کرد که مفاهیم روان شناختی، جامعه شناختی و ... را در کتاب و سنت داریم . ما موظف هستیم فقه را به معنای وسیع کلمه که از قرآن و اهل بیت رسیده، استخراج کنیم .

در رابطه با تولید علم این زمینه ها الان فراهم شده و من اعتقادم این است اگر مدیریت، سرمایه گذاری جدی کند، در کنار سرمایه گذاری های خوبی که شده و زمینه های خوبی که فراهم شده، می توانیم تولید علم داشته باشیم .

گردهمایی ها و نشست های علمی که در حوزه برقرار شده، کارهای بسیار خوبی است، اما باید کم کم از ظرفیت های مختلفی که عملا در کنار حوزه بر حسب ضرورت پدید آمده استفاده کرد .

یکی از چیزهایی که الان دچارش هستیم و هم جنبه ی منفی و هم جنبه ی مثبت دارد، تشکیلات مختلف پژوهشی است که در اطراف مرکزیت حوزه قرار گرفته است و شاید بیش از 200 تا 300 مجموعه باشد . این ها براساس ضرورت پدید آمده اند، ولی کارشان در بعضی مواقع تداخل دارد . سامان دادن و تقویت آن ها ضرورت است . این ها را بیاوریم و در مرکزیت حوزه آن ها را رشد دهیم و تقویت کنیم .

هم چنین پیشنهاد می کنم حضرات مراجع و مقام معظم رهبری در موضوع تولید علم سرمایه گذاری کنند . در اوایل دوره ی سوم شورای عالی، مقام معظم رهبری رهنمودهایی داشتند . شورا هم روی آن موضوعات بحث کرد;قبلا نیز دبیرخانه ی شورا و کمیسیون های مختلف روی آن کار کرده بودند و نمونه هایش را آوردند و به رهبری عرض کردند;ایشان دستورات لازم را دادند، اما عملا اجرا نشد;زیرا لازمه ی انجام این کارها بودجه است . همه ی مشکلات از ناحیه شورا یا مدیریت نیست، بلکه برای عملی شدن همه ی این برنامه ها بودجه نیاز است .

مدارک حوزه را اگر بخواهیم تقویت کنیم اول چیزی که لازم است بودجه است . شما برای مدرک سطح چهار حوزه برای استاد راهنما چه مقدار می دهید؟ در حالی که در دانشگاه دست کم بیست تا بیست و چند واحد کارکرد برای آن استاد محسوب می شود . دریافتی یک استاد راهنما در رابطه با یک رساله ی دکترا چیزی حدود یک و نیم میلیون تومان است، در حوزه آیا یک دهم این را می دهند؟! و آیا برای آن ها مقدور است؟ حتی یک بیستم آن نیز پرداخت نمی شود .

من اعتقادم بر این است که در رساله های سطح سه و چهار، اگر اساتید و بزرگان توجیه شوند و سرمایه گذاری کنند، نیروهای بسیار خوبی داریم که می توانند نقش بسیار مهمی در تولید علم داشته باشند و رساله های بسیار خوبی ارائه کنند . این ها وقتی رساله را در دست می گیرند متوجه می شوند که چه ظرفیت وسیع و قوی ای دارند . اگر استاد با تجربه ای که با ساختار و اهداف رساله آشنا است، در کنار محصل باشد و با او کار کند، فرد پرورش پیدا می کند .

بعضی از بزرگان خیال می کنند محصل وقتی مدرک گرفت می رود فلان جا شاغل می شود . در حالی که این تلقی صحیحی نیست و اگر هم این تلقی درست باشد، چه اشکالی دارد که شما آدم های با سواد را درست کنید تا از سوادش در جاهای مختلف استفاده شود؟ ثانیا الان نظام در سطح کشور وسعت خاص پیدا کرده و نظام روحانیت هم وسعت پیدا کرده، آیا باید روی نیروها ارزیابی داشته باشیم یا نه؟ آیا باید معلوم باشد که این شخص از نظر علمی در چه سطحی است؟

سطوح مختلف برای نیروهایی که پرورش یافته و فارغ التحصیل حوزه هستند ضروری است و لازمه اش ارزیابی است و بهترین روش ارزیابی نوشتن رساله و گذراندن مراحل مختلف دیگر است .

در گذشته اجازه ی روایات و اجازه ی اجتهاد بوده، کم کم با موانعی برخورد کرده ولی الان بهترین زمینه همان رساله است . ارائه ی مدرک نیز با بررسی سوابق افراد از لحاظ اخلاقی، آموزشی و ... باشد و بعد هم یک رساله بنویسد و یک نمونه ی کار ارائه کند . تا این که معلوم شود این فرد در این سطح هست یا نه . این در واقع همان اجازات است اما ما تلقی دیگری نسبت به آن پیدا کرده ایم .

بعضی از بزرگان هم در شان خودشان نمی دانند که استاد راهنما شوند . افرادی که در مرتبه ی بعدی مراجع هستند . بعضی از این آقایان را من می شناسم اصلا در شان خودشان نمی بینند که حتی رساله ی سطح چهار را راهنمایی کنند . باید اصل مساله برای حضرات توجیه شود .

به نظر می رسد ارتباط شورا به علل مختلف بابزرگان و مراجع در حد مطلوب نیست و لازم است تقویت شود و مسائل برای بزرگان تبیین شود و اگر لازم هست نشست هایی با اساتید و بزرگان باشد و از بزرگان دعوت کنند و از فکر آن ها استفاده شود و مطالبات خود را با آن ها در میان بگذارند .

من اعتقادم این است که الان زمینه های بسیار خوبی برای رشد در حوزه پدید آمده که در گذشته این زمینه ها نبود . در گذشته اصلا از این بحث ها نبود . لازم است حضرات مراجع از لحاظ مالی به برنامه ریزان و مدیریت و شورای عالی کمک بیش تری کنند و کار بخواهند، گزارش بگیرند .

من نسبت به وضعیت فعلی حوزه خیلی نظر مثبت دارم . البته به این معنا نیست که نقص نباشد . زمینه برای کار الی ما شاء الله هست . در ارتباط با نظام آموزشی در دوره ی سطح ، جا برای کار بسیار هست;در دوره ی خارج همین طور . در فقه زمینه های لازم برای کار فراهم است .

اما اگر بخواهیم با ایده آل مقایسه کنیم خیلی فاصله است که باید این فاصله را زود طی کنیم چه در ارتباط با داخل و چه در ارتباط با خارج . اگر اسلام را در همه ی زمینه ها برای دیگران مطرح کنیم، ظرفیت برای این که در افراد تحول ایجاد کنیم و آن ها را به سمت اسلام هدایت کنیم، فراهم است .

عالمیان تشنه ی معنویت اسلام اند . فلسفه اگر با استدلال های قوی ارائه شود، مردم شیفته ی آن می شوند .

در بسیاری از زمینه های فرهنگی زمینه ی لازم برای کار وجود دارد . در مفاهیم اخلاقی، حقوقی، عبادات و ... زمینه برای همه ی این ها فراهم است و ما نه در داخل کار کرده ایم و نه در خارج . یکی از جاهایی که زمینه کار فراهم است و حوزه وظیفه جدی دارد، ارائه مباحث اخلاقی و روان شناسی و حقوق خانواده از دیدگاه اسلام است که در رادیو و تلویزیون، این جایگاه را به افرادی داده اند که از مبانی فکری و مبانی روان شناسی غربی متاثر هستند . در حالی که ما در حوزه کسانی را داریم که می توانند مشاوره ی خانوادگی دهند، آن هم با مبانی اسلامی و با ظرفیت های بسیار خوب و با بیان بسیار خوب و وافی . متاسفانه نمی آیند که ببینند هست یا نیست . در حوزه کسانی هستند که با علوم تربیتی، روان شناسی، جامعه شناسی آشنایی دارند و می توانند فیلم ها را بررسی کنند که این فیلم چه آثار مثبت و منفی دارد .

مسئولین فرهنگی نظام که کار به دستشان هست، باید به حساسیت های فرهنگی و خطرات فرهنگی و تهاجم فرهنگی توجه داشته باشند و در حوزه هم ما باید توجه داشته باشیم و ظرفیت های مان را بالا ببریم و به طور معقول و بدون این که به اصل کارها لطمه وارد کنیم وارد صحنه شویم و در این رابطه کار انجام دهیم .

در صورت ادامه ی فعالیت های علمی، می توان شورای نگهبان را هم در مسائلی مدد رساند، ولی این ارتباطها به وجود نیامده یا در حد مطلوب نیست . البته بدون کشمکش های سیاسی و جناحی .

پیام حوزه: با تشکر از حضرت عالی که در این گفتگو شرکت نمودید و ما را از دیدگاه های خود بهره مند ساختید .