مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پگاه حوزه > یکم آذر 1382، شماره 110


جغرافیای معرفتی ایران

پدید آورنده : ابراهیم فیاض ، صفحه 2

1 . جغرافیای معرفتی، به معنای بررسی توزیع دانش و شناخت در حوزه جغرافیایی - فرهنگی، و یکی از گرایش های «جغرافیای فرهنگی » از شاخه های «جغرافیای انسانی » است که در نهایت به «انسان شناسی و مردم شناسی شناختی » باز می گردد .

2 . با به دست آوردن جغرافیای معرفتی هر کشور، می توان به چگونگی تعامل حوزه های جغرافیایی معرفتی آن پی برد و بر تعامل و تحرک فکری و فرهنگی حوزه های فرهنگی افزود و سازمان های دانش کشور را بر اساس آن تنظیم کرد، تا بتوانند به موفقیت نایل آیند . مثل تقسیم حوزه های علمیه و دانشگاه ها بر اساس جغرافیای فرهنگی - معرفتی کشور .

3 . ایران در چهار راه معرفتی جهان واقع شده است «غرب و شرق » «خاورمیانه و آسیا» ; به عبارت دیگر، جغرافیای معرفتی ایران یک جغرافیای چهار راهی است و بر اساس همین جغرافیای معرفتی بین المللی ایران است که جغرافیای معرفتی داخلی ایران شکل می یابد . پس باید جغرافیای معرفتی ایران را با توجه به جغرافیای جهانی معرفتی ترسیم کرد .

4 . از آنجا که تولید معنا در یک کشور، از فضای تخیلی - حماسی شروع می شود، پس باید دید که در ایران این فضا ابتدا در کجا شکل گرفته است؟

می توان گفت که فضای عرفانی - حماسی ابتدا در فارس شکل گرفت; اولین نماینده بزرگ این جریان در حوزه فرهنگی کازرون - شیراز، شیخ ابواسحق کازرونی (شیخ غازی) بود که عرفان را با حماسه مسلمان سازی ایران شروع کرد و نسل های بعدی او سید عبدالله بلیانی و سید امین الدین بلیانی، از اساتید حافظ شیرازی بودند که حافظ نیز در رسای آنها اشعاری سروده است (هر چند مادر حافظ نیز کازرونی بوده است) .

پیش از آن هم سعدی تا سن 18 سالگی در تنگ توکان کازرون بود، و سپس به شیراز مهاجرت کرده است .

در دوره بعدی نیز ملا جلال الدین سخت بر ملاصدرای شیرازی تاثیرگذار بوده است (دوان یکی از روستاهای کازرون است)، پس اگر حافظ و سپس ملاصدرا را خاتم شعراء و خاتم فلاسفه بگیریم، در یک حالت تعاملی باید کازرون و شیراز را مرکز تولید معنا برای ایران جدید بگیریم .

5 . این معانی پس از آن که از فضای تخیل و احساس و فضای حماسه و عرفان در حوزه فارس تولید می شوند، به حوزه فرهنگی و معرفتی اصفهان که حوزه عقل نظری است، وارد می شوند و در این جا است که تخیل کازرونی - شیرازی، به نظام های فلسفی تبدیل می شود . در این حوزه جدید حتی فقها نیز فیلسوف هستند و از حوزه عقل نظری بهره می برند; تاریخ فقها و اصول فقه دانان اصفهان شاهدی بر این مدعا است .

6 . شاخه دیگر حوزه فرهنگی اصفهان، حوزه عقل عملی یزد است; شاید به علت کویری بودن محض است که این حوزه عقل عملی بر یزد حکومت می کند و سالها پرورش دهنده تجار بزرگ و فقهای بزرگ بوده است; پس عقل عملی یزد، بهره های عقلی نظری حوزه اصفهان را به علوم کاربردی و عملی تبدیل می کند .

7 . از حوزه عقل نظری اصفهان و حوزه عقل عملی یزد، یک بدنه و پیکر معرفتی ساخته می شود که خود به وجود آورنده یک حوزه معرفتی تجربه گرا و در عین حال مقرر و مفسر در جغرافیای ری است . واقعیت گرایی در حوزه ری، یکی از شاخص های معرفتی این حوزه معرفتی است که دانشمندان تجربی مثل زکریای رازی، یا مفسر و مقرر فلسفی مثل قطب الدین رازی و یا مشکک و نقاد واقع گرایی مثل فخر الدین رازی را تحویل داده است، و شاید علت اصلی این واقعیت گرایی تجربی در حوزه ری، تلاقی دو حوزه دیگر معرفتی ایران، یعنی حوزه خراسان و حوزه آذربایجان در این نقطه است، و شاید به همین دلیل واقعیت گرایی مبتنی بر عقل عملی و نظری باشد که سه قرن و اندی پایتخت ایران بوده است .

8 . حوزه فرهنگی - معرفتی خراسان یک حوزه ترسیم، تقریر و تفسیر است، به همین دلیل حوزه خراسان حوزه ادبیات و بیان های فلسفی - ادبی و هنری بوده است . مقررین فلسفه مثل ابن سینا و فارابی، چرا که آنها مقررین فلسفه یونان بودند، به همین دلیل غربی ها در تاریخ فلسفه غرب، این دو بزرگ فلسفه را واسطه بین قرون قدیم و قرون جدید یعنی قرون وسطی می دانند و در آخر به ابن رشد اکتفا می کنند و از دیگر فیلسوفان ایرانی مثل شیخ اشراق و ملاصدرا نامی نمی برند و ادبای بزرگ مثل فردوسی (دوران حماسی ایران) ملاهادی سبزواری مقرر بزرگ ملاصدرا و ادیب اول و ثانی و اسلام سرای دیگر دوران جدید، دکتر علی شریعتی و استاد شهید مطهری مقرر فلسفی علامه طباطبایی، همه از این حوزه معرفتی برخاسته اند .

9 . شاخه دیگر حوزه معرفتی ایران، حوزه آذربایجان در غرب کشور است که حوزه احساس و حوزه تنظیم و تبدیل احساس به نظام های فلسفی و ادبی است; بزرگ ترین مظهر آن شیخ اشراق سهروردی است که فلسفه احساس ایرانی را به وجود آورد و فلسفه احساس ماقبل اسلام را به پس از اسلام منتقل و با اسلام یک سنتز جدید ارائه داد و همین مشرب فلسفی - عرفانی از طریق سید علی قاضی و علامه طباطبایی که هر دو از حوزه آذربایجان برخاسته اند، ادامه پیدا کرد .

10 . پس می توان گفت ایران دارای یک شجره معرفتی است که ریشه آن در جنوب و فارس و تنه آن در حوزه اصفهان، یزد و ری قرار داشته و دو شاخه فرعی معرفتی آن خراسان و آذربایجان است .