مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پاسدار اسلام > اسفند 1378 و فروردین1380- شماره 219 و 220


تجمل گرایی و آفات آن

پدید آورنده : فاطمه وثوقی ، صفحه 64

مردم قبل از اسلام در یک مرتبه پایین انسانی زندگی می کردند ودائما در حال جنگ و جدال با یکدیگر بودند، تا اینکه نور اسلام بر دل های تاریک آنها تابید و حیات طیبه را برای آنها به ارمغان آورد. از آن روز تاکنون دشمنان دین و بشریت، از راه های گوناگون به مقابله با اسلام پرداخته و در صدد انحراف مسلمین بوده اند. درعصر حاضر هم با تهاجم فرهنگی غرب و صهیونیسم و ضعیف جلوه دادن دین به دست روشنفکران بیمار و نیز به وسیله تجمل گرایی، هویت اصلی مسلمانان را مورد هجوم قرار داده اند.

مقاله حاضر با ذکر نکاتی از آثار منفی تجمل در اسلام و جامعه و... به بررسی آن پرداخته تا گوشه ای از راههای تهاجم فرهنگی دشمن را نشان دهد و ضمن آگاهی دادن از عواقب سوء تجمل گرایی وزیان های جبران ناپذیر یا صعب العلاج آن، توجه خردمندان جامعه رابه نیرنگ های جدید دشمن جلب کند و ضمن یاد آوری توجه اسلام به زندگی دنیایی مسلمانان به یاد آورد که دنیا محل زندگی موقت می باشد. خوشی های آن موقت و گذرا است و آنچه زندگی واقعی تلقی می شود، زندگی ابدی، راحت و همیشگی آخرت می باشد.

در این باره قرآن می فرماید: «المال و البنون زینه الحیاه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا» مال و فرزندان زینت حیات دنیایی هستند و(لیکن)اعمال صالح که تاقیامت باقی است(مانند نماز، تهجد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسه و موقوفات و خیرات در راه خدا)، نزدپروردگار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است.

جایگاه تجمل در اسلام

دین مبین اسلام در عین حال که به زندگی دنیایی انسان توجه دارد و خداوند متعال وسایل رفاه و آسایش او را در دنیا فراهم آورده است، مسلمانان را به عدم افراط و تفریط در این زمینه فراخوانده و به یک زندگی معتدل و خوب دعوت می کند.

وقتی که انسان زمام نفس خود را در دست گرفت، بر او لازم است که حقوق جسمانی خود را نیز بشناسد و از زیبایی های زندگی که خداوند برای او حلال کرده، که شامل تمام لذات و مظاهر زندگی است و مزاج انسان سالم و معتدل طالب آنها است، بی تفاوت نباشد، حتی برای نیاز جسمی ارزش قائل شده و دستور می دهد که در صورت ضرورت،افرادی که چیزی برای خوردن ندارند تا زنده بمانند برای ادامه حیات از گوشت میته بخورند. در حالی که گوشت میته برای افرادعادی حرام است!

انسان فطرتا کمال جو و زیبایی دوست می باشد. بر همین اساس،اسلام ضمن اعتراف به این مساله و نیازمندی های دیگر زندگی که درطبیعت انسان نهاده شده، آنها را با میل به ترقی که این میل نیزدر طبیعت انسان ریشه دارد معارض نمی داند.

«گوستاولوبن » وزیر سابق فرانسه در کتاب «تاریخ تمدن اسلامی » می نویسد:

«تاکنون هیچ مردمی مانند مردم جزیره العرب دیده نشده که درمدتی کوتاه و اندک، بتواند به این حد از تمدن نائل شود» . این پیشرفت سریع مسلمین در صدر اسلام، نشانه اهمیت دادن اسلام به زندگی دنیایی مسلمانان است. اما نظر اسلام این است که باابزارهای ترقی به ترقی نهایی که همان هدف خلقت انسان است برسندو آن، تامین رفاه زندگی ابدی در کنار زندگی دنیایی است. اینک زیبایی و تجمل را در اسلام بررسی می کنیم.

فرق است بین زیبایی و تجمل

زیبایی غیر از تجمل می باشد و در اسلام جایگاه مثبتی دارد. به عنوان مثال، اسلام نظافت را نوعی زیبایی می داند و به آن سفارش می کند، زیرا در اثر مراعات نظافت زندگی انسان ها در صفا و آرامش خواهد بود. اما تجمل که ناشی از زیاده خواهی و اسراف می باشد،افراد جامعه را به ورطه سقوط می کشاند و موجب از بین رفتن شخصیت والای انسان می شود. دشمنان اسلام نیز دقیقا از این همین راه،یعنی با نشان دادن تجمل به عنوان یک نیاز در جامعه. ایجادوابستگی می کنند و ملت ها را به خصوص ملت های مسلمان را به سقوط و تباهی می کشانند.

در هر جامعه مترقی و متمدن، نشانه ترقی و تمدن، مغزهای متفکرو مخترعان و... آن جامعه هستند، نه در صد بالای تجمل و مصرف گرایی. نویسنده خود شاهد بود که در جنگ عراق و کویت، افرادی که از کویت به ایران آمده بودند وقتی زندگی غیر تجمل مردم ایران(قم)را می دیدند، اعتراف می کردند که زندگی درست و اسلامی همین است و اظهار می داشتند که وقتی که به کویت برگردیم به روش شما ایرانیان زندگی می کنیم و قبول داشتند که زندگی آنها یک زندگی مصرفی و پرتجمل است. روح مصرف گرایی به قدری در آنهاریشه دوانده بود. که حتی نخ های کاموای بافتنی، به صورت بریده وکوتاه شده از کشورهای دیگر برایشان فرستاده می شد! به همین علت است که دشمنان انقلاب اسلامی در صدد رخنه کردن به شجره طیبه انقلاب اند که بسان موریانه آن را از درون بپوسانند چون دیدندکه مردم شریف ایران نه تنها زمین نخورد و سقوط نکرد، بلکه دست سایر ملت های ضعیف جهان را هم گرفت و الگوی آنها شد.

تجمل انواع و مراتبی دارد. در اخلاق، رفتار، حتی در سیاست وصنعت هم رسوخ کرده است، ولی غالبا در قالب پوشاک و لوازم لوکس زینتی و غیر ضروری ظاهر می شود که هر یک از اینها در تغییرفرهنگ خودی و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه موثر می باشد. و عوامل تحریک شهوات، خیالبافی، در رویا زندگی کردن، اسراف، بی عاطفه بودن و ظلم و خیانت را به همراه دارد. و از همه مهم تر ایجادسستی نسبت به اعتقادات و پوچی و دنباله روی از دشمنان اسلام خصوصا در نسل جوان می نماید.

در یک نگاه خردمندانه، می توان به سادگی متوجه شد که وسایل رفاهی غیر ضروری که گاه تولیدات داخلی هم جزء آنها حساب شده وبا مارک خارجی عرضه می شود، نسبت به سایر تولیدات داخلی وواردات چشمگیر و قابل تامل است. و برای خرید آن وسایل و...

میلیونها تومان سرمایه از کشور خارج می شود و به جیب دشمنان اسلام می رود و آنها به وسیله همان سرمایه ها بر علیه اسلام توطئه می کنند و به وسیله نشریات مضر و مسموم افکار پاک و اسلامی مردم،خصوصا نسل جوان جامعه را که به قول حضرت امام «سرمایه های فوق الارض » هستند به رکود می کشانند. در یکی از پرتکلهای حکمای یهود(صهیونیسم) آمده است. «ما بوسیله کتاب هایی که با سبک شیواو(زیبا)منتشر می کنیم افکار مسموم را به خورد مردم می دهیم.»

اکنون که بیست سال از انقلاب اسلامی ما می گذرد، در حالی که هویت و فرهنگ ملی ما آمیخته با اسلام است، ولی امروز در جامعه ما اخلاق و رفتارهایی به چشم می خورد و مورد قبول واقع شده که بافرهنگ اصیل مذهبی و ملی ما در تضاد است.

چرا باید وسایل زندگی و تزیینی، حتی خوراک و تغذیه ما که ریشه در فرهنگ بیگانه دارد، به قدری در جامعه ما رواج پیدا کندکه رنگ جامعه اسلامی ما را عوض کند و انقلاب اسلامی ما را زیرسوال ببرد.

اگر به همین منوال بگذرد. می رود که ملیت و فرهنگ ما دستخوش یک تحول ناشایست و غیر اسلامی قرار بگیرد. این در حالی است که از گوشه و کنار دنیا، مردم جهان برای نجات زندگی خود به مردم ایران روی آورده اند و جنبش های آزادیبخش دنیا برای مبارزه بااستعمارگران مردم ایران را الگوی خود قرار داده اند.

دلیل بر این مدعا گزارش مجری سیمای شبکه یک، در روز افتتاح صدای برون مرزی ایران می باشد که ایشان می گفتند: «سالانه بیش ازسی هزار نامه از گوشه و کنار جهان به ایران می رسد که در رابطه با شناساندن اسلام برای آنها می باشد.»

جای بسی تاسف و نگرانی است که در چنین موقعیتی که ایران جایگاه خود را به عنوان رهبر و الگو در جهان پیدا کرده است،عواملی دست به دست هم داده اند و برای گسترش این وضع ناپسند درجامعه با تبلیغات آبکی و فریبنده، مظاهر کم ارزش مادی را دررسانه های گروهی حتی در تابلوهای خیابان و بر روی بدنه اتوبوس های خط واحد ترویج می کنند، به طوری که سبب شده است شیوع این وضع(بیماری)به سرعت رو به رشد بگذارد.

امام راحل می فرماید: «رادیو، تلویزیون و مطبوعات و سینماهاو تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملت ها، خصوصا نسل جوان بوده است و از آنها برای درست کردن بازار کالاها، خصوصاتجمل و تزئین از هر قماش از تقلید در ساختمان ها (گرفته)تانوشیدن و پوشیدن و گفتار در فرم آنها استفاده کرد. ما دزد رابیرون کردیم اما خودمان را پیدا نکردیم.» آیا این است قدردانی از خون شهدا و سال های دور از وطن بودن امام(ره) «افان مات اوقتل انقلبتم علی اعقابکم.» اگر او به مرگ یا شهادت در گذشت باز شما بدین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد؟

تجمل از نظر آیات و روایات

همان طور که اشاره شد، اسلام ضمن اهمیت دادن به زندگی دنیایی بشر، او را برای به دست آوردن لذت ها و زیبایی های دنیا تشویق نیز می کند. قرآن کریم می فرماید:

«و ابتغ فیما آتیک الله الدار الاخره و لاتنس نصیبک من الدنیا» . به هر چیزی که خدا به تو عطا کرده، از قوای ظاهری وباطنی و مال و سایر نعمت های دنیا بکوش تا ثواب و سعادت دارآخرت تحصیل کنی و(لیکن)بهره ات را هم از(لذات و نعم الهی)دنیافراموش مکن.

قرآن کریم به افرادی که گمان می کردند تحریم زینت ها و پرهیزاز غذاها و روزی های پاک و حلال نشانه زهد و پارسایی و مایه قرب به پروردگار است، با لحن تندی می فرماید:

«قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق » . بگو ای پیامبر چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ سپس برای تاکید اضافه می کند: به آنها بگو این نعمت ها و موهبت هابرای افراد با ایمان در این زندگی دنیاآفریده شده اگر چه دیگران نیز بدون داشتن شایستگی از آن استفاده می کنند و نیز«قل هی للذین امنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یوم القیامه.»

بگو این نعمت ها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها(یعنی لذات کامل بدون الم)و نیکوتر از اینها در آخرت بر آنان خواهدبود.

در مورد استفاده از انواع زینت ها اسلام مانند تمام موارد، حداعتدال را انتخاب کرده و ضمن تشویق مردم به استفاده از نعم الهی به خاطر طبع زیاده طلبی انسان که ممکن است سوء استفاده کندو به جای استفاده عاقلانه راه تجمل پرستی و زیاده روی را پیش بگیرد می فرماید: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا» بخورید وبیاشامید و اسراف نکنید.

کلمه(اسراف)کلمه بسیار جامعی است که هرگونه زیاده روی درکمیت و کیفیت و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می شود.

«امروز تحقیقات دانشمندان ثابت کرده است که سرچشمه بسیاری ازبیماری ها غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن انسان باقی می ماند که هم بار سنگینی است برای قلب و سایر دستگاه های بدن و هم منبع آماده برای انواع عفونت ها و بیماری ها.»

قرآن کریم تغذیه را به عنوان یک وسیله تکامل پذیرفته، لذاسفارش به خوردن غذای پاک می نماید چون غذای حلال بر روی اخلاق انسان اثر دارد. لذا می فرماید:

«کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا» از غذاهای پاکیزه حلال تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح بپردازید.

از آنجا که تجمل گرایی، روی آوردن به دنیا محسوب می شود وسایر دلبستگی ها به دنیا و وابستگی را به دنبال دارد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «راس کل خطیئه حب الدنیا»

سر هر خطا، دوستی دنیاست و نیز می فرماید: به راستی شیطان آدمیزاده را در هر چیزی می چرخاند(تا او را گمراه کند) و چون ازاو درمانده گردید، در برابر پول و مال دنیا جلو او را سخت می بندد و گردن او را می گیرد.

امام باقر علیه السلام می فرماید: نمونه آزمند بر دنیا،کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم بر خود می تابد و می پیچدراه بیرون شدن خود را دورتر و بسته تر می نماید تا از غم و اندوه می میرد. گرایش به تجملات زندگی، انسان را دچار بحران اقتصادی می کند و حتی به خاطر به دست آوردن و نگهداری آن تجملات، دچاربحران روحی هم می شود. گرچه لذتی به همراه دارد اما لذتش زودگذرمی باشد. علی علیه السلام می فرماید: هر که دنیا را در چشم خویش عظیم گیرد و جایش را در دلش بزرگ دارد و آن را بر خدابرگزیند و به سوی آن انقطاع پذیرد(از همه ببرد و به آن پیوندکند) چنین کسی درست بنده دنیاست .»

اینها نمونه های کوتاهی بود از آیات و روایات، در نکوهش دنیاداری و گرایش به تجملات و استفاده درست از دنیا در حدی که موردقبول اسلام است که تقدیم شد.

تجمل عامل انحطاط مسلمین در صدر اسلام

به همان نسبتی که تجمل در جامعه برقرار می شود، به همان اندازه هم ذهن مردم متوجه منافع خصوصی می گردد. زمانی همه مسلمین در صدر اسلام به پیشرفت اسلام فکر می کردند و در سایه برادری و برابری متحد بودند، در مقابل دشمنان اسلام سر خم نمی کردند، قدرت مسلمین نفوذناپذیر بود. و در راه رسیدن به هدف نهایی که گسترش و پیروزی اسلام بود از هیچ ایثار و گذشتی دریغ نمی کردند، اما از وقتی که گرایش به تجملات و دنیا پرستی در میان آنها رواج پیدا کرد، این عظمت رو به تنزل گذاشت. «جرجی زیدان » مورخ مسیحی لبنانی می نویسد: «پس از آن که اعراب به کشور گشایی پرداختند، سیم و زور غلام و کنیز به جزیره العرب روان گردید و اندک اندک اعراب مسلمان به فساد و هرزگی گرائیدند.

بنابراین سرنوشت مسلمانان صدر اسلام باید لوح عبرت برای مسلمانان عصر حاضر و آینده باشد. انقلاب ما هم وقتی پایدارخواهد بود که همه امور زندگی ما انقلاب باشد، ولی تجمل مانع این امر است افرادی که فقط به چیزهای ضروری احتیاج دارند و آرزویی جز افتخار میهن خودشان ندارند «مردمی که انقلاب کردند وانقلابشان حفظ و احیاء ارزش های اسلامی و ملی بود اما وقتی روحشان با تجمل فاسد شده باشد آرزوی دیگری ندارند و به زودی دشمن قوانینی می شوند که مزاحم او هستند» لذا می بینیم افراد متجمل دین گریز هم هستند، چرا که قانون اسلامی مانع جذب شدن آنها درتجملات است به قول «منتسکیو» : در این زمان است که تقوای ملی با چه سرعتی رو به انحطاط می رود زمانی که مردم روم به تجمل روی آوردند، در سلطنت «تی بر» نمایندگان سنا پیشنهاد کردند که قوانین سابق مربوط به تجمل دوباره برقرار شود. شاه که مردی بااطلاع بود با این تقاضا مخالفت کرد و گفت: دولت با وضع فعلی نمی تواند دوام کند.»

حکام نالایق جهان اسلام، فضایل اخلاقی و رفاه متوسط مسلمانان رابه خاطر زیاده خواهی و جاه طلبی های خودشان از میان مسلمین برداشتند و قوانین اصیل اسلامی را که مورد تاکید رسول خدا(ص)بود، به دست فراموشی سپردند و خود و مردم را اسیر تجملات کردند. این انحراف از زمان «عثمان بن عفان » شروع شد. «ابن خلدون » می نویسد: دین در آغاز امر، مانع غلو کردن در امر بناهابود و اسراف در این راه را بی آن که میانه روی باشد، روانمی دانست و چون مردم از روزگاری که دین فرمانروایی می کرد دورشدند، به این گونه مقاصد بی پروا گردیدند و طبیعت کشورداری وپادشاهی و تجمل خواهی بر آنان غلبه یافت. بنابر نقل مسعودی،عثمان در پنجمین سال خلافت خود که بیست و هشت سال پس از هجرت پیامبر بود، دستور داد خانه ای مجلل برایش ساختند که اتاق های متعدد و زیبا و تالارهای بزرگ داشت این تجمل گرایی کم کم به اطرافیان عثمان و کارگزاران و در نهایت به مردم سرایت کرد.

در «طبقات ابن سعد» آمده:

زبیر صحابی نامدار اسلام در بصره خانه ای ساخت که امروزه هم معروف است و تجار و ثروتمندان بحرینی و غیر بحرینی در آن جااتراق می کردند و در کوفه، مصر، اسکندریه هم خانه هایی ساخت.

بعد از مرگ زبیر 50 هزار دینار و 1000 اسب و هزار عبد و کنیزباقی ماند.

طلحه صحابی دیگر و مشهور صدر اسلام، خانه ای در کوفه ساخت که معروف به «دارالطلحتین » در کناسه می باشد. غله اش از عراق هرروز هزار دینار بود. نمونه هایی از این قبیل بسیار است. تخریب تجمل گرائی بعد از بیست و هشت سال که از عمر اسلام می گذشت، چنان مردم جهادگر و ایثارگر را عوض کرد که نه تنها در میادین جهادبه صورت فعال شرکت نمی کردند، بلکه آشکارا از فرمان خلیفه ورهبر خود علی علیه السلام که خودشان به اصرار بعد از عثمان به خلافت انتخاب کرده بودند سرپیچی می کردند. خطبه اشباح حضرت علی علیه السلام شاهد براین مدعاست.

دنیا داری و تجمل پرستی، طلحه و زبیر را در مقابل رهبرشان به مخالفت واداشت و رفتند جنگ جمل را به راه انداختند و عاقبت به سرنوشت بدی دچار شدند. عبدالرحمن یکی از اعضای شش نفره شورای خلافت عمر، وقتی از دنیا رفت یک هشتم مالش را که بین چهار زنش قسمت کردند هشتاد وچهار هزار بود. (سهم یک زن در روز قتل عثمان، نزد خزانه دارش پانصد هزار درهم و صدوپنجاه هزار دینار و هزار شتر بود و صدقاتی باقی ماند که قیمتش دویست هزار دینار بود. بذل و بخشش های عثمان به قدری بود که اصحاب نمونه ای مثل ابوذر و عمار همیشه از او انتقاد می کردند.

مطلب گویایی که بر این گفته ها صحه می گذارد، فرمایشات علی علیه السلام در خطبه معروف شقشقیه است که می فرماید: «یخضمون مال الله خضمه الابل نبته الربیع » وقتی عثمان به خلافت رسید(اقوام و اطرافیان او)مال خدا را خوردند، مانند شتری که علف های نرم و لطیف بهاری را می بلعد «علامه امینی » در«الغدیر» آماری را از عطایای عثمان به اطرافیانش آورده که نمونه ای ذکر می شود.

مروان پانصد هزار دینار، ابن ابی سرح، صدهزار دینار، زیدبن ثابت، صدهزار دینار، عثمان الخلیفه. در یک مرحله صدو پنجاه هزار و در مرحله دیگر دویست هزار دینار از عثمان به هدیه گرفتند. این بذل و بخشش ها باعث شد، فقرا بیش از پیش در فقرزندگی کنند و حقوق عامه مسلمین از بیت المال صرف عیش ونوش وتجمل گرایی عده ای معدود شد و یک الت سستی و تفرقه و فاصله طبقاتی بین مسلمانان به وجود آمد و اتحاد از بین رفت و دیواربلندی بین آحاد مسلمین کشیده شد که آثارش تا به امروز در جهان اسلام باقی مانده و قابل مشاهده می باشند. گر چه علی علیه السلام سعی کرد دوباره سنت پیامبر را در جامعه مسلمین جاری کند و آنها را دوباره به آغوش اسلام بازگرداندو اما مردم چنان عادت کرده بودند که حاضر نبودند از تجملات و دنیا گرایی دست بردارند و مطیع رهبر خود باشند.

ضربه های تجمل در قرون اخیر

تجمل گرایی شاهان قاجار در عصر اخیر، باعث سقوط کشور ایران شد. به طوری که بخاطر تجمل و خوش گذرانی هر روز امتیازی به اجانب می دادند و با آبرو و حیثیت مردم مسلمان ایران بازی می کردند و جسم ایران عزیز را تکه تکه کرده و به دست دشمن سپردند. جای تاسف این جاست که علاوه بر جدا شدن قسمتی از ایران روسیه در «عهدنامه ترکمانچای » مبلغ ده کرور هم(مبلغ پنج میلیون تومان)به عنوان غرامت جنگی گرفت. فتحعلیشاه شش کرور رااز خزانه پرداخت و برای پرداخت دو کرور دیگر «عباس میرزا»

عاقد قرار داد سخت به زحمت افتاد دولت انگلستان هم از احتیاج ایران استفاده کرد و با پرداخت مبلغ دویست هزار تومان دو ماده از پیمانی را که در سال 1229 با ایران بسته بود. و طبق آن مجبور بود در جنگ ایران با دول اروپایی به کمک ایران بشتابدخرید و الغاء کرد. دو کرور دیگر بر ذمه ایران باقی ماند که درجریان قتل «گریبایدوف » که ایران هیئت حسن نیتی برای عذرخواهی به دربار روس اعزام داشت،! امپراطور روسیه یک کرور از آن را به «خسرو میرزا» رئیس هیئت بخشید و برای تادیه یک کروردیگر هم پنج سال مهلت داد. عهدنامه گلستان و امتیاز حکومت برخلیج فارس به بهانه برده فروشی و دادن امتیاز گمرگ و معادن وامثال اینها که هر کدام نیاز به توضیح مفصل دارند، در جای خودقابل تحلیل و تفکر است که تجمل انسان را به کجاها می کشاند.

پادشاهی که ادعای حکومت و بزرگی بر کشور دارد اما غلام اجنبی شده به قول خود شاه، شمال می خواهند بروند روس اجازه نمی دهد. به جنوب کشور می خواهند بروند انگلیس اجازه نمی دهد. این چه پادشاهی است!؟

این اعمال زشت زمامداران ایران باعث شد کم کم زنجیرهای اسارت و وابستگی به دست و پای مردم شریف ایران زده شود. زمانی که امیر کبیر، آن مرد میهن پرست، زمام امور کشور را به دست گرفت وارث خزانه ای خالی و کسر بودجه و تعهدهای سنگین بود که به ایران تحمیل شده بود. «میرزا یوسف مستوفی الممالک آشتیانی »

وزیر مالیه که مامور رسیدگی به امور مالی شده بود، پس از بررسی گزارش داد که «خزانه کشور دچار ده میلیون ریال کمبود بودجه است » در صورتی که اصل بودجه از بیست میلیون ریال تجاوزنمی کرده است.

و در عصر اخیر، رضا خان وقتی برای دیدار به ترکیه رفت و زرق و برق آن جا را دیده به فکر تقلید و ترقی افتاد و تحت تاثیرحکومت «آتاترک » قرار گرفت که به قول حضرت امام که فرمود:

من مجسمه آتاترک را در ترکیه دیدم که یک دستش به طرف غرب بودمی گفتند این نشانه این است که همه چیز در غرب است . اما رضاخان فقط تجمل پرستی غرب را آورد که عامل وابستگی و انهدام فرهنگ خودی بود و می رفت که قانون اسلام به دست فراموشی سپرده شود و فرهنگ ایران چهره عوض کند که خداوند به دست مرد توانایی از سلاله پیامبر عظیم الشان اسلام، مردم و کشور ایران را نجات داد. مطالبی که ذکر شد، در واقع قابل تحلیل و تفکر می باشد تامایه عبرت گردد و تاریخ دوباره تکرار نشود.

زمانی که استعمار گران برای شروع کار در ایران دست به کارشدند تا زمینه های سقوط ملت ایران و انهدام فرهنگ ایرانی رافراهم کنند از ترویج تجمل شروع کردند.

بنابر نقل سالمندان بزرگوار، برای اولین بار که یهود می خواست مجری این طرح باشد، به وسیله رایج کردن لباس ها و وسایل تجملی در ایران شروع به کار کرد. به این صورت که لباس های کهنه مردم را می خریدند و به جای آن ها ظرف زیبای چینی و پارچه های فاستونی می دادند که تا آن زمان مردم پارچه های دست بافت خودشان رامی پوشیدند. وقتی به سراغ کاسب و بازاری می رفتند و می گفتند ماپارچه های فاستونی (کت و شلواری)خوب به شما می دهیم، مردم کاسب در جواب می گفتند: ما قدرت خرید پارچه های شما را نداریم.

می گفتند(یهود): ما از شما پول نمی خواهیم. در عوض پول، شمامی توانید گندم به ما بدهید و اگر جواب می شنیدند که گندم هم نداریم، باید صبر کنید به موقع رسیدن محصول، قبول می کردند که اشکالی ندارد شما هر وقت توانستید گندم به ما بدهید.

کشوری که زمانی گندم صادر می کرد، حالا وارد کننده گندم ازخارج می باشد.

زمانی برای خرید گندم ایران منت ایران را می کشیدند و از راه عطوفت و مهربانی وارد شده بودند. اما حالا چه؟ از آن جا که دشمنان ایران راه وابستگی را از طریق رایج کردن تجمل تجربه کرده اند، بار دیگر در عصر حاضر این نقشه را به کار گرفته اند وجدی هم عمل می کنند تا نیروی جوان و سرمایه های عظیم کشور رامشغول مد پرستی و تجمل گرایی بکنند. با این تفاوت که این بارتبلیغ می کنند که جنس خارجی بهتر است(حتی نام و نشان خارجی). باکمال تاسف بر روی لباس ها و وسایل زندگی مسلمانان مارک و خطهای خارجی زیاد دیده می شود. که در مواردی(تقریبا زیاد) پیام های زشت اخلاقی و شهوانی بر آنها نقش بسته است که علاوه بر تحریک کنندگی غرایز جنسی جوانان و گمراه کردن آنها، جوانان عزیز را از درس وفعالیت نیز باز می دارد و آرامش روحی آنها را به هم می ریزد.

اولین گام این سقوط، اول در خانواده برداشته می شود و این تخریب فرهنگ به دست بزرگان خانواده صورت می گیرد، چرا که درهنگام خرید توجه ندارند که سرمایه کشور و دست رنج خود را درنهایت به جیب چه کسانی می ریزند و در مقابل خواسته های سطحی وزودگذر فرزندان خود، زود تسلیم می شوند، در حالی که اگر بافرزندان عزیز خودشان با منطق برخورد کنند و آنها را ازواقعیت ها آگاه کنند مسلما فرزندان فهیم ایران زمین خود حاضرنخواهند شد لباسی را که غرب و صهیونیسم(آمریکا)و (اسرائیل)باصدای بلند فریاد بزنند: مرگ بر.... در چنین شرایطی، این شعارهااثر چندانی نخواهد داشت و ریشخند آنها را هم به دنبال خواهدداشت و مردم هندوستان زمانی که می خواستند از استعمار انگلیس سرپیچی کنند و خود را آزاد کنند به دستور رهبرانشان همه مردم(به جز اندک)پوشیدن و استفاده از وسایل خارجی انگلیسی را بر خودشان تحریم کردند، حتی مدتها مردم هندوستان در غذای خود از نمک استفاده نکردند، زیرا امتیاز نمک کشورشان به دست استعمار بود ودچار بیماری شدند.

اگر این نقاب مرغوبیت جنس خارجی و یا استحکام آن به کنار زده شود، چهره کریه وابستگی و ذلت و پوچی و انهدام فرهنگ ایرانی درپشت آن به چشم می خورد.

هرگاه جامعه ای یا افرادی، از درون به وسیله موریانه تجمل گرایی بپوسد، هر کس می تواند با یک ضربه کوچک او را نقش بر زمین کند. اگر مردم انقلابی دیروز و نسل آگاه امروز سلاح ایمان وهشیاری انقلابی خودشان را بر زمین بگذارند و پایبند اصول انقلاب خود نباشند، ارزش های اسلامی و انقلابی جای خود را به ارزش های مادی خواهد سپرد و بیم آن می رود که مردم مجاهد و انقلابی ایران،خود در فرهنگ اجانب جذب و هضم گردند که در این صورت فاقد هرگونه اراده برای آبادانی و شکوفا کردن استعدادهای غنی کشور ومردم خود خواهد شد. هیتلر می گوید: اگر آلمان بدون دفاع ماند، به خاطر اسلحه نبود. او فاقد اراده لازم برای دفاع بود. اگر من به دست راستی ها می گفتم غفلت شما باعث شد که یهودیان توانستنددر سال 1918 قدرت را به دست گیرند، برای حل این مشکل نبایدپرسید: چگونه اسلحه بسازیم؟ بلکه باید فت با چه تدبیری می توان ملت را از لحاظ اراده تا جایی بالا برد که بتواند اسلحه به دست بگیرد. وقتی چنین احساسی در قلبی به وجود آمد، اراده اش خواهدتوانست هزاران راه برای به دست آوردن اسلحه خلق کنند. ده قبضه هفت تیر دست یک مرد بی غیرت(بی اراده)بدهید نمی تواند یک گلوله خالی کند. این اسلحه از یک چماق که به دست مرد شجاعی داده ایدکم ارزش تر است. نسل عزیز جوان با توجه به طرز فکر هیتلر که یک رجل سیاسی می باشد، باید دقت کنند و بیدار شوند که مردم ایران با اراده آهنین و با دست خالی به قول(هیتلر)با چماق به نبردطاغوت و سلطه گران رفتند. اگر غرق در تجملات بودند که فرصت توجه به مسائل سیاسی آن روز را نداشتند.

گرچه نسل حاضر در صحنه مبارزاتی انقلاب اسلامی حضور نداشتند به خاطر صغر سن یا هنوز به دنیا نیامده بودند اما با مایه گرفتن از والدین بزرگوار خود و مردان میادین نبرد آن روز، خود به انقلاب دیگر دست بزنند و حمله های فرهنگی را دفع کنند و خودشان فرهنگ ساز جامعه خودشان باشند و دوباره نام ایران را درعرصه های فرهنگی بین المللی بر سر زبان ها و محافل علمی فرهنگی زنده تر کنند. هر چند قدم های اول برداشته شده و جوانان گرانقدر،در مسابقات علمی افتخارات قابل توجهی کسب کرده اند، اما نبایدبه آنها اکتفا شود و امید است جوانان دیگر به تاسی از آن عزیزان افتخار آفرین، در صدد افتخار آفرینی های بسیاری باشند وخود را در مقابل ویروس تجمل گرایی و فنا شدن به دست آن واکسینه کنند.

به امید روزی که شعار مرگ بر.... به شعور انقلابی تبدیل شده باشد. آن روز است که واقعا غرب و صهیونیسم مرگ خود را جلوی چشمان خود مشاهده خواهند کرد و خواب برای همیشه از چشمان آنهاخواهد رفت، ان شاءالله. اگر امروز به این توطئه غرب و... جواب مثبت داده شود، جهان اسلام قربانی مد پرستی شده و روز به روزقربانی زیادتر خواهد شد، دین در معرض فروش قرار خواهد گرفت وسرمایه های ملی، خصوصا جوانان عزیز به سرعت از دست خواهند رفت.

این غارتگران مال و جان به هیچ عنوان دوستدار مردم مسلمان نیستند. آنها حتی به هم کیشان خود نیز رحم نمی کنند، چه رسد به مردمی که آنها را سرچشمه بدبختی های خود می داند.

یهود وقتی که از کشورهای جهان، یهودیان را جمع کردند تا به فلسطین اشغالی ببرند، افرادی را که قادر به کار زیاد نبودندنمی بردند.ادامه دارد.