مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > آبان 1381، شماره 35


شب معراج

پدید آورنده : اصغر عرفان ، صفحه 26

معراج

معراج، عروج عاشقانه و عارفانه و عابدانه است از مرز عالم خاک تا بام افلاک. پر کشیدن از بندهاست تا جهان رهایی و نجوای محرمانه است در خلوت ترین حریم ها، در با شکوه ترین حرم ها و با دلپذیرترین محرم ها.

معراج، پروازی است برق آسا با بُراق عشق در افق عرفان الهی. معراج سفری است عاشقانه در ملکوت عالم. پذیرایی ویژه خدایی است برای رسولی پاک باخته و پاک زیست، از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی ـ قبله گاه نخست مسلمانان و قلب کنونی جهان اسلام و خاستگاه پیامبران و زادگاه ادیان آسمانی ـ و از آن جا تا شکوه بی کران عرش الهی و بام افلاک. معراج، شکوهمندترین ضیافت خداست برای عزیزترین مخلوق هستی.

آیه معراج

آیه اول سوره اِسرا، اشاره کوتاهی به معراج پیامبر دارد. در این آیه خداوند می فرماید: «پاک است آن خدای که بنده خود محمد صلی الله علیه و آله وسلم را شبی از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت داده ایم بُرد، تا برخی از نشانه های خویش را به او بنماییم. او شنوا و بیناست».

به نام خداوند کون و مکان که بخشنده است و دگر مهربان
منزه بود آن که سیری عیان شبی بنده اش را بدادی از آن
چنان مسجدی را که آمد حرام سوی مسجدی هم که اقصی است نام
همانی که اطراف آن را دگر مبارک نمودیم ما سر به سر
که آیات خود را نشانش دهیم چو باشد سمیع و بصیر آن عظیم.

داستان معراج

در سال های آغازین بعثت، که اسلام آرام آرام دل های مردمان را تسخیر می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به معراج رفت. جبرئیل که از سوی خدا آمده بود، با پیامبر همراه شد تا در یک شب تاریک، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در بیت المقدس رفته، پس از آن به آسمان ها صعود کند. پیامبر در آن شب، آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان ها مشاهده کرد و همان شب به مکه بازگشت، هم این ماجرا که داستانی فوق العاده شگرفت و شگفت انگیز داشت، به اعجاز و لطف خدا امکان یافت. این واقعه که در قرآن و روایات ما به آن اشاره شده، فصلی بزرگ در دفتر اعتقادات مسلمانان گشوده است.

هدف معراج در بیان امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در حدیث زیبایی، هدف از معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را چنین بیان می کند: «خداوند هرگز مکانی ندا رد و زمان بر او احاطه ندا رد. اما خدا می خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با گام نهادن پیامبر در میان آنها احترام کند و نیز بخشی از شگفتی های عظمتش را به پیامبر نشان دهد، تا پس از بازگشت، برای مردم بازگوید».

انگیزه معراج پیامبر

انگیزه معراج، مشاهده آیات عظمت الهی بود تا روح بزرگ پیامبر با مشاهده اسرار قدرت خدا در سراسر جهان خلقت، عظمت بیشتری یابد و آمادگی فزون تری برای هدایت انسان ها پیدا کند و با درک و دید تازه ای از هستی، هدایت و رهبری انسان ها را ادامه دهد، اگرچه، پیامبر قدرت خدا را شناخته بود و از شکوه آفرینش نیز آگاه بود.

معراج، معجزه ای روشن

بدون شک، مسئله معراج، جنبه عادی نداشته که با معیارهای عادی سنجیده شود. نه اصل سفر عادی بود، نه مرکبش، نه مشاهداتش و نه گفت وگوهایش. حتی مقیاس هایی که در آن به کار رفته، چون مقیاس های محدود و کوچک کره خاکی ما نیست. تشبیه هایی که در آن واقعه آمده، تنها بیانگر عظمت صحنه هایی است که پیامبر مشاهده کرد. همه چیز به صورت خارق العاده و در مقیاس هایی خارج از مکان و زمانی که ما با آن آشناییم، رخ داد. پس جای تعجب نیست که این امور با مقیاسِ زمانی کره زمین، در یک شب یا کم تر از یک شب واقع شده باشد. معراج، همچون همه معجزات انبیای الهی، با استفاده از نیروی بی پایان خدا صورت گرفته است.

معراج در قرآن

در دو سوره از سوره های قرآن به مسئله معراج اشاره شده است: نخست سوره اِسرا که تنها بخش اول این سفر را بیان می کند، یعنی سیر از مکه و مسجدالحرام به مسجدالاقصی و بیت المقدس؛ اما در سوره نجم در آیات 13 تا 18، قسمت دوم معراج، یعنی سیر آسمانی آمده است. مفاد این شش آیه چنین است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای بار دوم، فرشته وحی جبرئیل را به صورت اصلی مشاهده و ملاقات کرد (مرتبه اول در آغاز نزول وحی در کوه حرا بود). پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد و آیات و نشانه های بزرگی از عظمت خدا مشاهده کرد.

دگر بار دیدش چنان بر ملا به نزدیکی «سدره المنتهی»
که باشد در آن جا همی حاوی اش به طور یقین «جنت الماوی»اش
به گاهی که چیزی مر آن سدره را بپوشانده بودی در این ماجرا
نه شد منحرف چشم او هیچ دم نه طغیان نمودی دگر بیش و کم

یقین ترین اعتقادات

علامه مجلسی رحمه الله درباره اثبات مسئله معراج در کتاب شریف بحارالانوار می گوید: «سیر پیامبر اسلام از مسجدالحرام به بیت المقدس و از آن جا به آسمان ها، از جمله مطالبی است که آیات و احادیث متواتر شیعه و سنی بر آن دلالت دارد و انکار امثال این مسائل یا تأویل و توجیه آن به معراج روحانی یا خواب دیدن پیامبر، ناشی از آگاه نبودن از اخبار ائمه هدی یا سست باوری است». سپس می افزاید: «اگر بخواهیم اخباری را که در این باره رسیده جمع آوری کنیم، کتاب بزرگی خواهد شد».

معراج جسمانی یا روحانی؟

برخی سفر آسمانی پیامبر را، در خواب یا معراجی روحانی دانسته اند، اما میان دانشمندان اسلامی، اعم از شیعه و سنی، مشهور است که این امر، در بیداری صورت گرفته است. آغاز سوره اِسرا و هم چنین آیات 13 تا 18 سوره نجم نیز وقوع آن را در بیداری گواهی می دهد. تاریخ نیز شاهد صادقی بر این موضوع است؛ زیرا در تاریخ می خوانیم هنگامی که پیامبر، مساله معراج را مطرح کرد، مشرکان به شدت آن را انکار، و بهانه ای برای سرکوب پیامبر کردند.

اگر پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم این مسئله را مربوط به خواب یا مکاشفه روحانی دانسته بود، شاید این همه غوغا را به همراه نداشت.

تاریخ معراج

درباره تاریخ وقوع معراج، در میان مورخان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را در شب 27 ماه رجب سال دهم بعثت و بعضی آن را در شب هفدهم رمضان سال دوازده بعثت و عده ای نیز آن را در اوائل بعثت ذکر کرده اند. با این حال، اختلاف در تاریخ وقوع شب معراج، مانع از اتفاق نظر در اصل وقوع آن نیست.

رازهای ناگفته

در شب معراج، باشکوه ترین وصال هستی رقم خورد و پاک ترین محرم، پا به بزرگ ترین حرم نهاد. در آن شبِ عشق و شوق و جذبه و وصال میان حبیب و محبوب، گفت وگوها، اشارات و رمز و رازهایی رد و بدل شد که نه گوشْ توانایی شنیدن، و نه اندیشه های عادی تاب دریافت آن را دارد. پیامبر از شراب روحانی وصال آن شب، ما را به اندازه جرعه ادراکمان مهمان کرد. از این رو رازهای بسیار، برای همیشه در درون جان پیامبر مکتوم ماند و شاید تنها جز خاصان از آن آگاه نشدند.

مقام بندگی

خداوند متعال، در آیه اول سوره اِسرا که اشاره به معراج پیامبر دارد از ایشان با واژه «عبد» نام می برد؛ در پسِ این خطاب، رازی شگرف نهفته است. واژه عبد نشان می دهد که این افتخار و عظمت پیامبر، به سبب مقام عبودیت و بندگی اوست، چرا که بالاترین مقام انسان آن است که بنده راستین خدا باشد و جز در پیشگاه او جبین نساید و در برابر فرمانی جز فرمان او تسلیم نگردد و هر کاری که می کند برای خدا باشد و هر گام که بر می دارد رضای او را بطلبد. اگر انسانِ فرشی این چنین بندگی کند، گام بر پله های عرش می نهد.

معراج در ادیان دیگر

عقیده به معراج، در میان پیروان ادیان دیگر نیز، وجود دارد. این عقیده درباره حضرت عیسی به خوبی دیده می شود؛ چنان که در انجیل مرقس باب 6، انجیل لوقاباب 24 و انجیل یوحنا باب 21 می خوانیم که عیسی به آسمان ها صعود نمود (و به معراج همیشگی رفت). هم چنین از بعضی روایات اسلامی استفاده می شود که بعضی از پیامبران پیشین نیز دارای معراج بوده اند.

محبت خدا

هستی بر محور محبت خدا می چرخد؛ محبتی بی انتها و گسترده به پهنای همه عظمت های خدا. در شب معراج، خداوند متعال دریچه هایی از معنا، روبه روی پیامبر گشود. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «در شب معراج، پیامبر از خداوند متعال پرسید: پروردگارا، بهترین کردار کدام است؟ خداوند فرمود: هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده ام نیست. ای محمد، آنها که برای من، یکدیگر را دوست دارند، محبتم شاملشان می شود و کسانی را که به خاطر من مهربانند و به خاطر من پیوند دوستی دارند، دوست می دارم و نیز محبتم برای کسانی که بر من توکل می کنند، لازم است و برای محبت من، حدود و اندازه و مرز و نهایتی نیست». این سخنان عرشی که روح انسان را با خود به اوج آسمان ها می برد و در معراج الهی سیر می دهد، تنها قسمتی از حدیث قدسی است.

بهشت و دزوخ برزخی

هدف معراج، رسیدن به شهود باطنی و دیدن عظمت خداوند در پهنه آسمان ها بود. در آن شب پیامبر کسانی را دید که در رضوان رضایت خدا متنعم، یا در جهنم قهر خدا در عذاب بودند. البته، بهشت و دوزخی که پیامبر در سفر معراج مشاهده کرد، بهشت و جهنمی برزخی بود و منظور مشاهده صفات بهشتیان و دوزخیان بود؛ چرا که بهشت و دوزخ رستاخیز پس از قیام قیامت و فراغت از حساب، نصیب نیکوکاران و بدکاران می شود.

مجازات رباخواران

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هم چنان که به سفر عرشی اش ادامه می داد به گروهی برخورد که حالتی رقت انگیز داشتند. شکم آنها به اندازه ای برجسته بود که هیچ کدام قادر نبودند از جا برخیزند. پیامبر که این حالت آنان را دید، رو به جبرئیل کرد و پرسید: اینها چه کسانی هستند؟

جبرئیل پاسخ داد: «اینها افرادی هستند که ربا می خورند».

حرام خواران

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در شب معراج به مردمانی برخورد که به کاری عجیب و غیر معمول مشغول بودند. در پیش روی آنها غذاهایی آلوده و ناپاک و هم چنین غذایی پاکیزه و معطر قرار داشت، اما آنها غذای آلوده و ناپاک را می خوردند و طعام های پاک را فرو می گذاشتند. پیامبر پرسید: اینها که هستند؟ جبرئیل پاسخ داد: «اینان مردمانی از امت تو هستند که حرام می خورند. آدم هایی که حلال خدا را رها می کنند و سرگرم لذت بردن از چیزهای حرام هستند.

تفسیر راستین عبدصالح

چگونه می توان از اسارت زمین آزاد شد و به غایت عظمت الهی صعود کرد؟ با کدام جاذبه می توان از وابستگی خارج شد؟ با کدام بال می توان از مرز خاک به قلمرو افلاک پرواز کرد؟ چگونه می توان به ضیافت نور، سفر، و در حریم خلوت دوست عشق بازی کرد؟ با کدام رفتن می توان عارفانه ترین ماندگاری را تفسیر کرد؟

محمد صلی الله علیه و آله وسلم در شب معراج، زیباترین تصویر عروج انسان را ترسیم کرد و شکوهمندترین کتاب عشق بازی را ورق زد. او اسیر زمین و دل بسته خاک نبود. محمد صلی الله علیه و آله وسلم تفسیر راستین عبد صالح خدا بود و چه زیبا در عرش امن الهی سیر کرد. ایمان، رمز هر اعجاز جاوید است.

سفر به سرزمین ضیافت عشق

ماه بر سر گیتی حریری از مهتاب کشیده بود و خیاط زبردست آسمان، چادر سیاه شب را با پولک های زیبا گل دوزی کرده بود. نسیمْ بوی معطری در فضا می پراکند. گوییا مکه، حال و هوای دیگری داشت. در گوشه ای از شهر، پیامبر غرق در اندیشه های دراز خویش، چشم بر آسمان دوخته بود. در نگاه او نوعی انتظار می درخشید. لحظه ای پلک بر هم نهاد و بوی عطر دل چسبی را از نسیم ستاند، در همان هنگام صدایی شنید: «امشب سفر شگفتی در پیش داری». پیامبر چشم گشود. جبرئیل در برابرش ایستاده بود. پرسید: کجا؟ جبرئیل پاسخ داد: «به نقاط مختلف عالم هستی، خداوند اراده کرده است تا پیامبر خویش را در آسمان ها سیر داده و او را از پهنای جهان آفرینش آگاه گرداند». این، آغاز سفر به سرزمین ضیافت عشق بود.

تماشایی ترین تصویر

آن شب، زمین با کوه هایی که هم چون میخ هایی استوار بر آن ایستاده بودند و دشت هایی که در غربت و تنهایی، به سکوت خفته بودند و اقیانوس هایی که به هیاهو و فریاد، موج برانگیخته بودند و رودهایی که به روانی، نغمه سر می دادند و درختانی که تن به نور نقره فام می شستند و ماه که بر سینه نیلگون آسمان می درخشید، هیچ کدام تماشایی نبودند. تماشایی ترین تصویر آن شب، عروج عاشقانه مردی بود که برق آسا با براق عشق در افق عرفان الهی گام بر پله های عرش می نهاد و باشکوه ترین عشق بازی هستی را رقم می زد.

1300 عنوان مجله
000,54 عنوان شماره مجله
000,880 عنوان مقاله