مجلات > ادبیات و هنر > گنجینه > مرداد 1382، شماره 29


گوهر لطایف / سفرنامه مکه

پدید آورنده : حاج سیف الدوله ، صفحه 107

از جدّه به مکه

از جدّه الی مکّه معظمه پانزده ساعت راه است. در هر ساعتی از راه، قهوه خانه و بعضی چاپار خانه هست. سکنه مختصری دارد. مگر سه محل که جمعیتی دارند، همه عرب. خانه ها بعضی از گل، پاره ای چادر دارند همه این آبادی ها از آبِ باران گذران می کنند. سه چهار محل چاه دارند. آب چاه به کار می برند، ولی گوارا نیست.

قبر حضرت حوا

از جدّه به مکه، یک شب منزل کرده، روز دیگر می روند. یک ربع ساعت که از جدّه به طرفِ مکه گذشت، قبرِ حضرتِ حوّاست. به فاصله دو ساعت طرفین راه کوه است و صحرا در هم چهار ساعت به مکه مانده، همه جا دو سمت راه کوه های سیاه بزرگ است. وسط، درّه ای که عبور می کند. قدری که پیش رفت، گردنه ها از سنگ که مثل پُل های عریض بعضی را تراشیده اند.

شهر مکه

شهر مکه شهری است بزرگ و آباد در کوهستانی آباد. شهر در میان چند درّه واقع شده است. اهل مسجد و خانه در میان درّه بزرگی است و اطرافش کوه بسیار گرم و بد هواست. مردمش اکثر تاجر و مایحتاجش از مصر و شام و عراق و هند آید. آبش هم برکه و هم قنات جاری بسیار خوبی دارد که از زیر زمین می گذرد. عماراتش از سنگ تراشیده و پنج شش مرتبه به روی هم است. خانه ها فضا ندارد. سکنه آنجا عرب و هندی و بخارایی و استامبولیِ بسیاری به رسم مجاورت در آنجا ساکن اند.

مسجدالحرام

بنای مسجد از سنگ تراشیده، طولش چهار صد قدم و عرض سیصد قدم است. زیاده از پانصد ستونِ سنگی دارد. نزدیک به صد و پنجاه پارچه آنها از سنگ های قطعه قطعه، مابقی سنگِ یک پارچه، بعضی سفید، پاره ای سیاه است. طرح مسجد، مربع، اطرافش مُسقّف به سه طاق. اطراف حرم، دور مسجد و راه هایی که جهتِ تردد مردم در مسجد ساخته شده است. جمیع از سنگ تراشیده، فرش شده است. در چهار گوشه مسجد، چهار مناره مربّعِ خیلی بلند از سنگِ تراشیده ساخته شده است.

در یک سمتِ مسجد، دو مدرسه به جهتِ طلاب ساخته اند. چهل در از مسجد به اطراف شهر گشوده می شود. بعضی از ساختمان ها در سمتِ شهر که متصل به مسجد است، پنجره های روی به مسجد دارد. اکثر خانه ها که در دامنه کوه و بلندی ها واقع است، از مسجد نمایان است.

خانه کعبه در وسط مسجد واقع است به شکل مربّع. بنای خانه از سنگ، بعضی تراشیده، بعضی نتراشیده و از طرفِ طاق بنی شیبه خانه دری دارد از نقره به قدر دو ذرع از زمین بلند. حجر اسماعیل در طرفِ دیگر، زیر ناودان رحمت واقع است، این محل را از سنگ مرمر ساخته اند.

مقام ابراهیم و طاق بنی شیبه و چاه زمزم

مقام ابراهیم، سمتی که در خانه واقع است به طرفِ طاق بنی شیبه، ضریحی دارد از آهن، مربّع. در وسط ضریح صندوقی است که سنگ حجرالاسود از یک سمت خانه که می خواهد به طرفِ دیواری که در خانه است برود، در گوشه واقع است. روبروی در خانه، طاقی است مجرّد از سنگ سیاه که هیچ سمتش به جایی بسته نیست. گویا سابقا طاقِ مسجد بوده است، بعد که مسجد را بزرگ کرده اند، دیوارها برداشته شد، طاق در جای خود باقی است.

چاه زمزم به سمتِ حجر اسماعیل واقع است. روی چاه، عمارتی مثل سقاخانه ساخته اند از سنگ. آب چاه لب شور است. دو بقعه دیگر نزدیک به طرف چاه واقع است. در یکی ساعت های وقفی حرم است موسوم به ساعتخانه و یکی دیگر کتابخانه است.

پیراهن کعبه

همه ساله پیراهن سیاهی که از ابریشم بافته می شود و سمتِ بالای آن یک کتیبه گلابتون دارد از مصر می آورند و پیراهن سال پیش در میان اشراف و خدّام، پارچه پارچه قسمت می شود.

پیراهن ابریشم سرخی که اطرافش گلابتون دوخته است به جهت داخل حرم، همه ساله از استامبول می آید و پیراهن سال پیش را به جهت شرافت، به خزانه سلطان می برند. کسی نمی تواند او را تصرّف کرد.

خادمان حرم

خدمتِ حرم با خواجه های سیاهی است که از جانبِ پادشاه حبشه می آورند. چهل خواجه اند و همه ساله حاجیان مغربی که می آیند، آنها را می آورند. اگر کسی مرده باشد، عوضِ او را می گذارند و مخارجِ سالیانه آنها را هم از جانبِ پادشاهِ مغرب می دهند. اَحدی قادر نیست بر آنها تحکّم کند مگر بزرگی که از خود دارند. همه اینها مُتموّل و صاحب مال اند. هر یک به جهت خدمت خود خواجه های متعدد نگاه می دارند.

حکایت بسیار عجیبی از همه مردمی که در مکه ساکن اند از غریب و بومی شنیده شد، گفتند: همه ساله روز پانزدهم ماه شعبان، هر فصل که باشد، آبِ چاه زمزم جوشیده بالای می آید و از دهان چاه که به قدر یک ذرع از سنگِ مرمر از زمین بلند کرده اند، جاری شده، داخلِ مسجد می شود. باز کم کم فرو رفته به همان حدّ خود می ایستد. اگر حقیقت داشته باشد از جمله غرایب است. العهدة علی الراوی.

صفا و مروه و منا

خارج مسجد الحرام، کوچه ای است عریض، طولش نزدیک به هفتصد قدم. دو طرف کوچه بازار است و خانه ها مُشرف به کوچه، آخر کوچه یک طرف که صفاست، چهار پنج پلّه است از سنگ که بالا می رود. روی پلّه ها سه اطاق است از سنگِ تراشیده. از پلّه ها که بالا رفتی، جایی است مثل سکّویی طولانی. طرفی که مروه نامند به همین قسم پلّه ها دارد از سنگ. مقابل پلّه ها یک طاق سنگی دارد. بعد از بالا رفتن از پلّه ها، باز سکّویی طولانی است.

امّا منا، از مکه به منا، زیاده از یک ساعت است. منا جلگه ای است در میان دو کوه. اهل مکه بعضی ساختمان ها در منا ساخته اند به جهت توقف سه روزه ایام حج. مسجدی هم دارد که بعضی ستون های سنگی در آن مسجد هست. در دامنه تپّه ای هم دو ستون سنگ نصب است که محل رمیِ جمره است. آبش از همان قناتِ زُبیده است که به مکه می آید. ایام قربانی این بیابان آن قدرها مُتعفّن می شود که نتوان شرح آن را ذکر نمود، هر که از آن تعفّن سلامت بدر آمد جانی تازه پیدا کرده است.

مشعر و عرفات

مشعر صحرایی است دایر مدارش کوه، دو ساعت دورتر از منا. یک دو تپّه کوچکی در آن بیابان هست. درین بیابان حجّاج، سنگ ریزه به جهت رمیِ جمره جمع می کنند و آبش همان آب است که به مکه می رود. عرفات، بیابانی است اطرافش کوه، آبش همان آبی است که به مکه می رود. آبادی ندارد، زمینش رمل (ریگزار) است. حجّاج در آنجا بیتوته می کنند. هوای این جا بسیار گرم می شود و با وجودِ گرمی پشه ندارد.

شهر مدینه

شهر مدینه قلعه ای دارد از سنگ که چندان بزرگ نیست. در خارج قلعه، خانه و آبادی بسیار است از جمله طایفه ای که جمعیت زیادی دارند و همه شیعی هستند، در خارج شهر ساکن اند. سمت مشرق و جنوبِ شهر، زمینش خاک، باغات زیاد و محل زراعت دارند. آب این ولایت از قنوات و چاه است.

آب های گوارا و قنات های معتبر دارند. بنایِ عمارات داخل قلعه از سنگ، خارج هم سنگ هم آجر و هم از گِل است. آبِ بعضی از چاه ها لب شور، هوایش از مکّه معظمه خیلی بهتر است.

حرم رسول صلی الله علیه و آله وسلم ، مسجد است مربّع وسیع. بنایِ همه مسجد از سنگِ سرخ رنگ و سفید است. نزدیک به سیصد ستون سنگیِ یک پارچه دارد. اطراف مسجد، طاق هاست بر روی ستون های سنگی. یک سمت که مدفنِ شریف است که از در بازار داخل می شوند، از طرفِ عرض چهارده طاق است و از سمتِ طول، گویا بیش از سی طاق.

مدفن شریف رسول صلی الله علیه و آله وسلم در یک ضلع واقع است. ضریح بزرگی از نقره در فاصله ستون ها کشیده شده است. وسطِ ضریح، حجره مقدس است که بدن مطهّر در آن حجره مدفون است. اطراف حجره را از سقف تا زمین پرده کشیده اند که از حجره هیچ پیدا نیست. علامت قبر مطهرِ صدیقه طاهره در میان ضریح است و قبّه منوّر و گنبدی است از چوب که روی او را سبز کرده اند. مناره های سنگی مربّع خیلی مرتفع دارد.

بقیع

در خارج قلعه مدینه به طرف شرق، بقیع واقع است و مدفن ائمه. بقیع، بقعه مختصری دارد بدونِ صحن و ضریحی از چوب هم در این بقعه علامتی از قبر صدیقه طاهره هست. مدفن حمزه سیدالشهدا در یک ساعت و نیمی به سمتِ شمال شهر در دامنه کوه اُحد واقع است. بقعه و صحن مختصری دارد.

مسجد قُبا و مسجد ذوقبلتین و یک دو مقام دیگر در سمتِ جنوبِ شهر در میان باغستان به فاصله دو ساعت راه واقع است. این مساجد و مقامات خیلی مختصر است از سنگ و آجر. نزدیک مسجد قبا چاه آبی است موسوم به بئر خاتم. می گویند آب این چاه شور بوده است. انگشتری حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم درین چاه افتاده است، آبش شیرین شده است.

نزدیک همین چاه، باغ بزرگ پر درخت خوبی است. نخل های خرما بسیار دارد. یک نخل خرما نمودند که از زمین قدری بلند شده، بعد به طور مُدوّر به اصل درخت پیچیده است، باز سرِ درخت و برگش راست ایستاده که به خوشه های رطب او دست می رسد.

آن مشخص گفت: حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم درین باغ، در پای این درخت میل به خوردن رطب فرمودند؛ درخت کج شد و آن حضرت به دست مبارک رطب چیده، میل فرمودند.

از آن عهد تا به حال هر چه این نخل خشک شده و نهال دیگر از او نرسته است. به همین قسم کج است و این درخت، بچه همان نخل است.