مشخصات مجله


گلبرگ - آذر 1383، شماره 57
تاریخ درج : 1386/7/30
بازدید : 82633

فهرست مطالب

جستجو

مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > آذر 1383، شماره 57


وحدت حوزه و دانشگاه

پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 111

نهال وحدت

وحدت حوزه و دانشگاه، یکی از هدف های برجسته حضرت امام خمینی رحمه الله قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. به مناسبت شهادت آیت اللّه دکتر محمد مفتح در سال 1358 که خود از پیونددهندگان حوزه و دانشگاه بود، 27 آذرماه، به طور رسمی روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شد. تاکنون ضمن برگزاری مراسم بزرگداشت این روز، تلاش هایی در راه تحقق این مهم انجام شده است. باروری این پیوند مقدس که با خون شهیدان گران قدری چون شهیدمطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی، شهید باهنر و صدف های روحانی و دانشگاهیِ شهید آبیاری شده، حفظ و حراست این دو کانون جوشان علم و معرفت را طلب می کند.

ارتباط دانشگاهیان با طلاب در کلام امام

حضرت امام خمینی رحمه الله دانشگاهیان را به ارتباط هر چه بیشتر با روحانیان توصیه کرده، چنین فرمودند:«توصیه این جانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز، هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم دینی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد،از او رو گردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه، ریشه بدواند...»!

احترام متقابل

غرض از وحدت حوزه و دانشگاه، این نیست که حوزوی ها، علوم دانشگاهی، و یا دانشگاهیان الزاما علوم حوزوی بخوانند؛ بلکه منظور از وحدت این است که هر دو گروه علمی، هماهنگ، متحد و همسو، به تدبیر امور ملت و جامعه اسلامی بپردازند. البته شکی نیست که این کار به تفاهم بسیار، ذهن باز، سعه صدر، فروتنی علمی، قدرت تحمل عقاید و نظریه ها، روحیه احترام متقابل و نگرش به آینده نیاز دارد.

مشارکت علمی و عملی

یکی از راه های وحدت حوزه و دانشگاه، این دو کانونِ جوشانِ دانش و معرفت، ارتباط، رفت و آمد سازنده و مشارکت علمی و عملی است. بی تردید در طول سال های گذشته، کوشش های مفیدی در این راه انجام گرفته و در زمینه های ارتباط، رفت و آمد، گفت و گو و مشارکت علمی در سمینارها و آموزش های این دو قشر، کارهای نیکی صورت پذیرفته است. همچنین اقدامات دو طرف در مشارکت های مربوط به اداره امور کشور در مجاری عالی اداری و تصمیم گیری، نمونه های زیبایی از همکاری را متبلور ساخته و مجموع این کوشش ها، در پیدایش جوّ تفاهم و نزدیکی فکری و همکاری عملی طلاب و دانشجویان بسیار مؤثر بوده است.

آثار و برکات وحدت

بی تردید وحدت حوزه و دانشگاه، دارای آثار و برکات فراوانی دارد. بر همین اساس است که مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره وحدت حوزه و دانشگاه چنین فرمودند: «تأکید بر وحدت حوزه و دانشگاه و اینکه بر روی آن اصرار می کنیم، به خاطر آثار و برکات آن است. این دو نهاد با تبادل روش ها، یکدیگر را کامل کنند و مجهز به روش های علمی جدید و سنتی شوند».

شرایط متحول منطقه و ضرورت همکاری

وحدت حوزه و دانشگاه، اینک به دلایل گوناگون، از جمله حضور نیروهای آمریکایی در همسایگی کشور ما، از اهمیت به سزایی برخوردار است. بر فرهیختگان هر دو قشر است که با آگاهی کامل از نقشه های دشمن در ایجاد اختلاف و فاصله بین این دو قشر که موتور محرک جامعه اند، تمامی تلاش خویش را برای نزدیک تر شدن این دو مرکز علمی و زدودن اختلاف های عارضی و تحمیلی به کار ببرند و با آماده ساختن حوزویان و دانشگاهیان برای رفت و آمد بیشتر به محیط علمی یکدیگر و بحث و گفت و گو، مراحل همکاری هر دو قشر را میسر ساخته، افق های جدید همکاری را بگشایند. بدیهی است که در اثر همکاری و نزدیکی این دو مرکز، دشمنان نظام مأیوس شده و زمینه هر گونه دخالت و تجاوز از بین خواهد رفت.

وحدت فکری

یکی از راه های همکاری حوزه و دانشگاه، این است که تا حدودی زمینه وحدت فکری میان این دو قشر فراهم گردد، به گونه ای که هر دو، مبانی فکری مشترکی بیابند. در این مرحله، به یقین دانشگاهیان مسلمان با مبانی دینی، اصول اعتقادی و فرهنگ دینی آشنایی کامل می یابند؛ چنانکه قشر روحانی نیز در مسایل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی و...، از علوم دانشگاهی و دانشگاهیان بهره می گیرد. همین تعامل علمی و فرهنگی، از مقدمات و کوشش های اولیه وحدت حوزه و دانشگاه است. با تحقق این وحدت، جامعه اسلامی شاهد یگانگی در نیروهای تحصیل کرده خود خواهد شد و دیگر عناوینی مانند دانشگاهی یا حوزوی و قرار دادن این دو در برابر هم، بی معنا، و ریشه های نفاق خشکانده می شود.

وحدت عملی

یکی از راه های تحقق وحدت میان حوزه و دانشگاه، توجه به وحدت عملی میان این دو قشر است. امروزه روحانیان و دانشگاهیان، هر یک در مسئولیت های اجتماعی قلمرو خاصی دارند، ولی از آنجا که هر دو برخاسته از یک فرهنگ هستند، باید وحدت عملی داشته باشند؛ زیرا انجام وظیفه هر یک از این دو قشر در حیطه قلمرو خود در جامعه، در نهایت باید به تکمیل فعالیت دیگری بینجامد و این به دلیل لزوم یگانگی و همسویی نیروها با حرکت نظام جمهوری اسلامی است.

استعمار، مخالف وحدت

استعمار، در راه بریدگی فرهنگی و دور ساختن حوزه از دانشگاه و بالعکس، سرمایه گذاری و کوشش بسیاری کرده است. نقشه های استعماری بیگانگان، به منظور مجبور کردن جامعه اسلامی بین انتخاب دین یا دنیا، تازمان پیرروزی انقلاب اسلامی ،طراحی و اجرا می شد و کوشش ها بر این متمرکز شده بود که به هیچ وجه این دو با یکدیگر کنار نیایند. دشمنان بر این باور بودند که با توفیق در این راه، از یک طرف این دو قطب علمی با یکدیگر دشمن می شوند و در جریان این تعارض فزاینده، هیچ یک توفیق نمی یابند، و از طرف دیگر، امت نیز دو قطبی می شود و عده ای به تصور ناسازگاری علم و دین، برای حفظ دین، از مدنیت چشم می پوشند و عده ای دیگر برعکس.

شهید مفتح و وحدت حوزه و دانشگاه

یکی از شخصیت هایی که برای وحدت حوزه و دانشگاه تلاش فراوان انجام داد، شهید آیت اللّه دکترمفتح بود. شهیدمفتح، عنصری بسیار فعال در مسایل اجتماعی و سیاسی به شمار می آمد. فعالیت های ایشان در مسایل اجتماعی و سیاسی و آشنایی که از نزدیک با حوزه و دانشگاه داشت، سبب گردید که به اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه پی ببرد. مقاله ایشان با عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» که در سال های حدود 1340 در نشریه مکتب اسلام چاپ شده، به خوبی نشان از نوع اندیشه وتلاش علمی استاد در زمینه ایجاد این وحدت دارد.

حوزه و دانشگاه به منزله دو بال

حضرت امام خمینی رحمه الله در سخنرانی 27آذر 1359 به مناسبت سالگرد شهادت دکتر مفتح وروز وحدت حوزه و دانشگاه چنین فرمودند: «... این دو مرکز (حوزه ودانشگاه) باید با هم باشند و این دو مرکز بایدعلم و عمل و تهذیب را، به منزله دو بالی بدانند که با یکی نمی توان پرید. ان شاءاللّه خداوند تبارک و تعالی این قدمی که وحدت بین دانشگاه و روحانیون است، این قدم را مبارک کند و توجه به این داشته باشید که حالا که شما نزدیک به هم دارید می شوید، نقشه هایی که برای جداکردن شما از هم هست بیشتر به کار می افتد».

حوزه و دانشگاه ؛ بدنه دولت

امروز که در سایه رهبری امام خمینی رحمه الله نظام جمهوری اسلامی در کشور مستقر گردیده و احکام و دستورات اسلامی، جزء قانون رسمی نظام قرار گرفته و زمینه برای حضور نیروهای پرهیزکار و اندیشمندان دینی به خوبی فراهم آمده است، عالمان و دانشمندان حوزوی، وظایف جدیدی در جامعه و دولت برعهده دارند. نقش جدید حوزوی ها در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، آنان را تا سطح عالی ترین مقام های اجرایی، قانون گذاری و قضایی ارتقا بخشیده است. از طرف دیگر، دانشگاهیان بخش عمده نیروهای انسانی فعّال در داخل دولت را تشکیل می دهند. حضور دو قشر حوزوی و دانشگاهی در ساختار دولت و آمیختگی آنان در نهادهای زیردست، وجود همکاری های بیشتر و مطلوب تر این دو قشر را ضروری تر می سازد.

آثار وحدت و دوگانگی

بدون شک وحدت حوزه و دانشگاه، آثار و برکات فراوانی دارد؛ هم چنانکه دوگانگی سیاسی و دور شدن این دو مرکز مهم از یکدیگر نیز، می تواند تبعاتی منفی در جامعه برجا بگذارد. آثارمنفی دوگانگی سیاسی این دو مرکز را می توان چنین برشمرد: پراکندگی و ناهماهنگی در تصمیم گیری؛ ضعف در اجرای برنامه ها؛ رشد جناح بازی، از بین رفتن سرمایه های مادی و معنوی و... .

وحدت و همکاری حوزه و دانشگاه نیز، برکاتی چون اجرای مطلوب برنامه ها؛ حاکمیت قانون گرایی نه جناح گرایی؛ ارائه چهره خدمتگزار از دولت اسلامی و بسته شدن راه بر عناصر نفوذی را به دنبال دارد. پس بر نخبگان فکری هر دو مرکز است که با توجه به آثار و تبعات ذکر شده، به فکر وحدت بنیادین این دو پایگاه فکری و معنوی جامعه برآیند و زمینه همکاری هر چه کامل تر این دو مرکز حساس را فراهم آورند.

بحران هویت و رسالت حوزه و دانشگاه

برای رهایی جامعه از بحران هویت و شکل گیری فرهنگی هماهنگ با ارزش های اسلامی و ملی، شایسته است قبل از همه، تولیدکنندگان محصولات فکری و فرهنگی، به باورهای مشترک و همسان دست یابند. تا زمانی که این هماهنگی، در سطح مقامات و نهادهای فکری و فرهنگی بالاتر به وجود نیاید، هم فکری در سطوح پایین تر نیز شکل نخواهد گرفت.

احترام متقابل

یکی از راه های ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه این است که فضای دوستی و محبت را میان این دو مرکز گسترش دهیم. بنابراین، اولین گام در مسیر رسیدن به هماهنگی و وحدت صحیح این است که ذهنیت های دو طرف در مورد همدیگر بدبینانه نباشد؛ یعنی دست کم وجود و حضور دو طرف را در جایگاه خودش بپذیریم. حضرت امام خمینی رحمه الله هم در این باره چنین فرموده است: «لازم است طبقات محترم روحانی و دانشگاهی با هم احترام متقابل داشته باشند». بدیهی است که احترام و بزرگداشت همدیگر، محبت و صمیمیت به بار می آورد و صمیمیت، به دنبال خود وحدت و هم بستگی به ارمغان خواهد آورد.

توطئه های بیگانگان

بدون شک استعمار در جدایی حوزه و دانشگاه نقش اساسی و مؤثر داشته است. در واقع ریشه جدایی و دوگانگی حوزه و دانشگاه، عموما در عوامل بیرون از حوزه و دانشگاه قرار دارد. به این ترتیب، بر ماست که نقشه های شوم استعمار و استکبار را در جدایی حوزه و دانشگاه به خوبی بشناسیم و همواره مراقب توطئه های بیگانگان باشیم؛ چنانکه حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره چنین فرموده است: «نقشه جهان خواران و عمّال آنان، جدا کردن این دو طبقه مؤثر و متفکر در زمان رژیم طاغوتی بود، و مع الاسف موفق شد و کشور را به تباهی کشاند و آن نقشه بار دیگر در دست اجراست که با غفلت جزئی رو به تباهی خواهیم رفت».

مجمع مشترک حوزوی و دانشگاهی

یکی از راهکارهای ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه، ایجاد شورای علمی ـ اداری مشترک است. وحدت واقعی زمانی می تواند نهادینه شود که از پشتیبانی اجرایی خوبی برخوردار باشد و چنین پشتوانه ای، تنها با ایجاد سازمان و مجمع مشترک حوزی و دانشگاهی قابل تحقق است. این مجمع، سیاست های مشترکی را برای حوزه و دانشگاه پیشنهاد نموده و دو طرف را به اجرای آنها تشویق و حمایت می کند. مراکز حوزوی و دانشگاهی از راه سازمان اداری مشترک، در جریان مسایل علمی دو طرف قرار گرفته و ضمن کمک مشارکت در برنامه های یکدیگر، بر نحوه فعالیت ها نیز نظارت خواهند کرد. ارتباط مستقیم و نهادینه دو مرکز، سوء تفاهم ها یا توطئه های دشمنان را نیز به خوبی خنثی می کند و از این راه، از شایعه سازی و تبلیغات سوء احتمالی در روابط دو طرف، جلوگیری به عمل می آید.

مبادله نیروی فکری و علمی

یکی از راهکارهای ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه، تبادل نیرو میان این دو مرکز مهم و حساس است. مبادله علمی ـ فرهنگی و گفت و گوهای سازنده، سرانجامْ دو مرکز را به صورت دو مجموعه مکمل یکدیگر در می آورد. مبادله نیرو، نه تنها ضرورتی علمی و تخصصی در سطح جامعه، که ضرورتی دینی است ؛ زیرا پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «در علم با یکدیگر یکرنگ باشید و دانش خویش رااز هم پنهان مدارید؛ زیرا خیانت در علم، از خیانت در مال بدتر است». خلاصه آنکه تبادل نیرو و تلاش برای برنامه ریزی فکری و عملی، زمینه ایجاد وحدت میان حوزه و دانشگاه را فراهم ساخته، همدلی و همکاری پایدار و مطلوب را برای جامعه به ارمغان خواهد آورد.

حوزه و تنظیم برنامه های معنوی دانشگاه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گام های اساسی و مؤثری در مسیر وحدت حوزه و دانشگاه برداشته شده که به تدریج، تأثیر ارزنده ای در مراکز دانشگاهی بر جای گذاشته است. از جمله آنکه فضای خالی از معنویت دانشگاه، به فضایی معنوی مبدل شده و دانشجویان، به سمت ارزش های دینی و معنوی تمایل پیدا کردن اند. اما با وجود این، هنوز آسیب هایی جدّی دانشگاه ها را تهدید می کند و بر روحانیان است که به مدد دانشگاهیان بشتابند و نگذارند این فضای معنوی، بار دیگر به فضایی ضد ارزشی تبدیل شود و خدای نخواسته، معنویت در دانشگاه ها کم رنگ گردد. شکی نیست که حوزه می تواند در تنظیم صحیح برنامه های دینی و معنوی بادانشگاه همکاری نموده و مانع از پیامدهای نامطلوب در کشور گردد.