مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > پاسدار اسلام > مهر1380، شماره 238


شبهه ای پنهان، در آیینه اخلاص

پدید آورنده : حجة الاسلام اصغر بابایی ، صفحه 28

درآمد:

علی (ع) نور خداست . همان طوری که قرآن دارای محکمات و متشابهات می باشد و آیات متشابه آن باید در کنار آیات محکم معنا و تفسیر و تحلیل شود; هم چنین است زندگی امام علی (ع)، که زندگی امام از محکمات و متشابهات برخوردار است و در تحلیل و تفسیر شخصیت امام، باید متشابهات را به کمک محکمات تفسیر کرد .

قرآن شریف به این نکته اشاره زیبایی دارد، می فرماید: «او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد; که قسمتی از آن، آیات «محکم » [صریح و روشن] است; که اساس این کتاب می باشد; (و هرگونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می گردد). و قسمتی از آن، «متشابه » است [آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می رود; ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می گردد ]. اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهانند، تا فتنه انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند) ; و تفسیر (نادرستی) برای آن می طلبند; در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی دانند . (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم; همه از طرف پروردگار ماست .» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی شوند (و این حقیقت را درک نمی کنند) . (1) با توجه به این تشبیه زیبا در بر داشت، بین قرآن و زندگی امامان (ع) که در واقع قرآن ناطق هستند و برادران قرآن، آیا اگر محکمات و متشابهات زندگی امام علی (ع)، کنار هم قرار بگیرند و متشابهات زندگی حضرت، مانند تصدق انگشتر به سائل در حال رکوع نماز، به کمک محکمات زندگی حضرت، همانند بیرون کشیدن تیر از پای حضرت در حال نماز، تفسیر گردد و قلب های فتنه انگیزان، باعث فتنه انگیزی نگردد و «عقل سلیم » و «قلب سلیم » میدان دار قضاوت باشد، باز هم، زندگی امام علی (ع) و اخلاص «امیر اخلاص » مورد شبهه قرار می گیرد؟ !

اخلاص در آیینه مخلص

«منظور از «اخلاص » همان خلوص نیت است، و منظور از خلوص نیت، این است که انگیزه تصمیم گیری تنها خدا باشد و بس .» (2)

حق این است که، اخلاص را در کلام مخلص بزرگ، علی (ع) جستجو کنیم . و نوشتار و نثر را نورانی کنیم با کلام امام .

لازم به یادآوری است که، بحث اخلاص، دامنه دار و گسترده است و در آیات و روایات فراوانی بدان پرداخته شده است که بررسی و جستجوی همه آن، تحقیق و تالیف مستقلی را طلب می کند که جا دارد مخلصین بدان بپردازند .

این عنوان بحث، در این نوشتار، زمینه ساز بحث های بعدی است و از این جهت، فقط به کلام امام علی (ع) بسنده می کنیم .

اما کلام امام:

اخلاص، رمز تقرب به حق است .

از این جهت می فرمایند بی گمان برترین وسیله پیوستگی، پیوستگان به خدای سبحان عبارت است از:

1 - ایمان به خدا و رسولش،

2 - جهاد در راه خدا که بلندای اسلام است،

3 - کلمه اخلاص که همان سرشت انسانی است،

4 - برپا نمودن نماز به عنوان آیین امت اسلام . . . (3)

در جای دیگر می فرمایند:

«قد اخلص لله فاستخلصه . . .»

چون بنده خدا خویشتن را برای خدا خالص می کند و خدا در اخلاص ورزیدنش او را یاری می دهد . چنین است که او از کانهای دین، و از کوههای ریشه دار زمین است . و خود را به اجرای عدالت پایبند کرده، نخستین گامش در این راه زدودن هوی و هوس از درون خویش است . (4)

علی (ع) مرد مخلص تاریخ است، دوست و دشمن، امیرالمؤمنین (ع) را به «اخلاص » می شناسند . برای علی بزرگ، عبادت و شهادت، سفر و حضر، محراب و منزل، دوست و دشمن، خانواده و اجتماع و خلوت و جلوت، یکسان بوده است، یعنی تمام کارهای امام، برای خشنودی خداوند و رسیدن به لقاء حق بوده است همان خلوص که در محراب عبادت داشت، در میدان جنگ و جهاد هم داشت .

به گفته مولوی:

او خدو انداخت بر رویی که ماه

سجده آرد پیش او در سجده گاه (5)

در مورد نماز خون بپا داشتن امام حسین (ع) شاعر می گوید:

در میان بارش تیر بلا

عاشقانه بر سر سجاده شد

پس برای مردان مخلص خدا، خطاب «ارجعی الی ربک راضیة مرضیة » (6) مهم است و غیر از رضایت خداوند منان، دنبال هیچ چیز دیگر نبودند .

علی (ع) در مورد نشانه های خلوص می فرمایند:

1 - اولین نشانه خلوص، یکرنگی است، چه در خلوت و چه در جلوت .

«در اسرار سیاست و جنبه های پنهانی کارهایش، تا آنجا که گواه و نماینده ای جز خدا حضور ندارد، او را به تقوای الهی فرمان می دهم . و نیز فرمانش می دهم که مبادا در ظاهر، خدا را اطاعت کند و در خلوت بدان کار دیگر بپردازد! که هر آن که پیدا و پنهان و گفتار و کردارش دوگانه نباشد از عهده ادای امانت برآید و در عبادت توفیق اخلاص یابد . (7)

2 - یکی دیگر از نشانه های خلوص، پاسداری از امانت ها است . امام علی (ع) به یکی از کارگزاران می نویسد:

«اما بعد، بی تردید من تو را در امانت خویش شریک کردم و همراز خود گرفتم، به گونه ای که هیچ یک از یارانم را در مواسات ویاری متقابل و ادای امانت و تعهد بدان مطمئن تر از تو نمی شناختم . اما تو، همین که دیدی روزگار بر عموزاده ات پارس کرد، دشمن به اوج خشونت رسید، امانت مسلمانان را شکوه و ارجی نماند و امت به گستاخی گرایید و پراکنده شد، چهره دیگر کردی و همراه و هماهنگ با یاران نیمه راه، بی تفاوتها و خیانتکاران، به کناره گیری و بی تفاوتی گراییدی و خیانت کردی .» (8)

3 - یکی دیگر از نشانه های خلوص، از منظر «امیر اخلاص » ، پذیرش سختی هاست .

حضرت می فرماید:

1 - «خداوند برای پاکسازی از شرک، ایمان را رقم زد،

2 - برای وارستن از کبر، نماز را،

3 - برای رویش روزی، زکات را،

4 - و برای آزمایش اخلاص مردمان، روزه را،

5 - برای تقویت دین، حج را،

6 - برای عزت اسلام، جهاد را،

7 - برای مصلحت توده های ناآگاه، امر به معروف را،

8 - برای مهار سبک مغزان، نهی از منکر را،

9 - برای رشد نسل، صله رحم را،

10 - برای پاسداری خونها، قصاص را،

11 - برای بزرگداشت محرمات الهی، اجرای حدود و کیفر را،

12 - برای حفظ خرد، ترک می گساری را . . . .» (9)

اگر با معرفت کودکانه، به هر کدام موارد فوق نگریسته شود، سخت و ثقیل است، اما اگر با دیده دقیق و عمیق، به هر یک از موارد فوق نگریسته شود، در درون هر یک از موارد فوق «حکمت های بزرگ » خوابیده است، که برای کشف هر کدام، باید همت کرد . به عبارت دیگر، انسانها، در محاصره امتحان و آزمایش الهی قرار دارند، تا در میدان امتحان، مخلص از غیر مخلص، مرد از نامرد و دیندار از بی دین، مشخص گردد .

به هر حال، بحث در این زمینه دامنه دار است ولی به علت اختصار، به همین مختصر اکتفا می شود .

شبهه ای در آیینه آیات:

علل و عوامل زیادی دخیل است، که برخی در بعضی از آیات الهی، شبهه می کنند .

به یک اعتبار، شبهه، دارای دو شاخه می باشد:

1 - شاخه اول آن، شبهه ممدوح است .

2 - شاخه دیگر آن، شبهه مذموم است و شیطانی .

عده ای خود شبهه دارند و شبهه می کنند .

عده ای دیگر، شبهه افکنی می کنند و شبهه سازی می نمایند .

شبهه تولید می نمایند و به دنبال آن، به عرضه آن دست می زنند، تا جایی که جامعه بشری را، «بمب بارانی » از شبهات می نمایند و سلامت جامعه را، از جهت فرهنگی و فکری، با خطر مواجه می سازند . . .

یکی از آیات الهی، که دوست و دشمن، در آن شبهه نمودند و یا شبهه سازی کردند، عبارت است از:

«انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون » .

«سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و رسول او، و آنها که ایمان آورده اند و نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند . » (10)

در بسیاری از کتب اسلامی و منابع اهل تسنن، روایات متعددی دائر بر این که آیه فوق در شان علی (ع) نازل شده، نقل گردیده که در بعضی از آنها اشاره به مساله بخشیدن «انگشتر» در حال رکوع نیز شده و در بعضی نشده، و تنها به نزول آیه درباره علی (ع) قناعت گردیده است . ولی جمعی از متعصبان اهل تسنن اصرار دارند که ایرادهای متعددی به نزول این آیه در مورد علی (ع) به تفسیر «ولایت » به عنوان «سرپرستی و تصرف و امامت » بنمایند . (11)

در این نوشتار کوتاه، فقط به دو شبهه مربوط به موضوع، پرداخته می شود و درصدد بررسی کلیه ایرادات مطرح شده در ارتباط با این آیه نیستیم .

یکی از داستانهای معروف و معتبر، پیرامون زندگی «امیر اخلاص » این است که در جنگ صفین، تیری بر ران حضرت امیرالمؤمنین (ع) وارد شد . هر چه کردند در مواقع عادی خارج نمایند نتوانستند . خدمت امام حسن (ع) جریان را عرض کردند . فرمود: صبر کنید تا پدرم به نماز بایستد، زیرا در آن حال چنان از خود بیخود می شود که به هیچ چیز متوجه نمی گردد . به دستور حضرت مجتبی (ع) در آن حال تیر را خارج کردند، بعد از نماز امیر اخلاص، علی (ع) متوجه شد، خون از پای مقدسش جاری شد، پرسید:

چه شد؟ عرض کردند: تیر را در حال نماز از پای شما بیرون کشیدیم . (12)

داستان دیگر در همین راستا:

در روایتی از ابو درداء آمده:

«شبی امیرالمؤمنین (ع) را دیدم که از مردمان کنار گرفته و در مکان خلوتی مشغول مناجات با پروردگار و گریه و زاری است و می فرمود:

بارالها چه بسیار گناهانی که با بردباری از عقوبتش درگذشتی و چه بسیار جرایمی که به کرم و بزرگواری ات آن را آشکار نساختی! بارالها . . . ناگاه دیدم صدا خاموش شد . گفتم: حتما حضرت را خواب برده است . رفتم تا آن حضرت را بیدار کنم، چون ایشان را حرکت دادم، دیدم همچون چوب خشک شده ای است . گفتم: «انا لله و انا الیه راجعون » با خود گفتم که امیرالمؤمنین از دنیا رفت و به خانه آن حضرت رفتم و فاطمه (س) را از این امر آگاه ساختم . فرمود: این حالتی است که از ترس خدا هر شب بر او عارض می شود . پس اندکی آب بر چهره او پاشیدم تا به هوش آمد .» (13)

از این نمونه قصه های شیرین در زندگی امام علی (ع) بسیار فراوان است .

دعای کمیل حضرت امیر (ع)، خود داستان دیگری است در همین راستا . از جمله دعاهایی که فریاد امیر اخلاص، به عرش می رسد، آنجایی است که می فرماید:

«الهی و سیدی و مولای و ربی، صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک و هبنی صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک » .

«آه خدای من! اله و سرور و پروردگار من! گرفتم صبر آرم بر عذاب تو، چگونه صبر دارم بر فراق تو؟ ! و یا چونان میان شعله ها آسوده درمانم! که عفوت را امیدوارم؟ !» (14)

سراسر دعای کمیل، فریادهای عرفانی امیر اخلاص است که درد فراق را بالاترین دردها می داند و صبر بر آن را ناروا .

به هر تقدیر، داستان عرفان امیر عارفان، دامنه گسترده دارد و برای تحقیق عمیق تر، به کتابهای معتبر در همین راستا مراجعه شود .

اما دو داستان دیگر، با صورت و سیرت دیگر:

یکی از داستانهای معروف و معتبر، که هم ریشه قرآنی دارد و هم ریشه روایی، این است که امیرالمؤمنین در حال رکوع نماز، انگشتر خود را تصدق داد . (15)

این داستان، در روایات متعدد و معتبر نقل شده است .

«در کتاب تفسیر برهان و کتاب غایة المرام، صدوق (ره) روایت می کند که او در ذیل آیه «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا» از ابی الجارود از حضرت ابی جعفر (ع) روایت می کند که فرمود: طایفه ای از یهود مسلمان شدند از آن جمله عبدالله بن سلام، اسد، ثعلبه، ابن بامین و ابن صوریا بودند که همگی خدمت رسول خدا (ص) عرض کردند یا نبی الله حضرت موسی وصیت کرد به یوشع بن نون و او را جانشین خود قرار داد، وصی شما کیست یا رسول الله؟ و بعد از تو ولی و سرپرست ما کیست؟ در پاسخ این سؤال این آیه نازل شد: «انما ولیکم الله و رسوله . . . و هم راکعون » . آنگاه رسول خدا فرمود برخیزید، همه برخاسته و به مسجد آمدند، مردی فقیر و سائل داشت از مسجد به طرف آن جناب می آمد، حضرت فرمود: ای مرد آیا کسی به تو چیزی داده؟ عرض کرد: آری، این انگشتر را یک نفر همین اکنون به من داده، حضرت پرسید چه کسی؟ عرض کرد آن مردی که مشغول نماز است، پرسید در چه حالی به تو داد؟ عرض کرد در حال رکوع، حضرت تکبیر گفت . اهل مسجد همه تکبیر گفتند، حضرت رو به آن مردم کرد و فرمود: پس از من علی (ع) ولی شماست، آنان نیز گفتند ما به خداوندی خدای تعالی و به نبوت محمد (ص) و ولایت علی (ع) راضی و خشنودیم .» (16)

به هر حال، در این روایت، به داستان امیر اخلاص، در مورد تصدق انگشتر، در حال رکوع نماز هم اشاره شد که در این نوشتار، این بخش از داستان مورد نظر ماست .

داستان دیگر در همین راستا:

«برای رسول خدا (ص) دو شتر بزرگ هدیه آوردند . حضرت به یاران خود نگریست و فرمود: «آیا در میان شما کسی هست که دو رکعت نماز به جای آورد و در آن هیچ فکر دنیایی به خود راه ندهد تا یکی از دو شتر را به او بدهم .» حضرت علی (ع) به پا خاست و مشغول نماز شد . هنگامی که سلام نماز را داد، جبرئیل نازل شد و به پیامبر عرض کرد یکی از دو شتر را به حضرت علی (ع) بدهید .

رسول خدا (ص) پرسید: علی (ع) در تشهد که نشسته بود، اندیشید کدام یکی از دو شتر را بردارد؟ جبرئیل پاسخ داد: اندیشید که شتر چاق تر را بگیرد و آن را بکشد و در راه خدا به فقرا بدهد، پس اندیشه اش برای خدا بود، نه برای خود و برای دنیا .

حضرت رسول خدا (ص) نیز هر دو شتر را به او داد و فرمود: بنده ای نیست که دو رکعت نماز گزارد و در آن اندیشه چیزی از دنیا نکند، مگر آن که خداوند از او خشنود شود و گناهانش را بیامرزد .» (17)

پاسخ به شبهه همراه با تحلیل عقلی:

آیا بین دو دسته داستان اول یعنی:

1 - بیرون کشیدن تیر از پای حضرت امیر (ع) در حال نماز . .

2 - و بیهوش گشتن حضرت از ترس خدا، در حال نماز;

با دو داستان دیگر یعنی:

1 - تصدق کردن انگشتر در حال رکوع نماز و

2 - به جا آوردن دو رکعت نماز از روی اخلاص و دریافت هدیه - شتر - از دست پیامبر (ص)، نوعی تقابل و تضاد وجود دارد، تا زمینه ساز شبهه و یا شبهات باشد که از جمله آن شبهات این باشد که:

آیا تصدق و انفاق علی (ع) در حال رکوع، با حضور قلب منافات دارد؟

عده ای از قدما از جمله فخر رازی بر این نکته ایراد گرفتند که علی (ع) همیشه در حال نماز آن چنان از خود بی خود بود که توجه به اطراف پیدا نمی کرد، چگونه شما می گوئید در حال رکوع نماز، انگشتر به سائل فقیر تصدق کرد؟

شهید مطهری (ره) در کتاب امامت و رهبری، در پاسخ به این شبهه و سؤال، دو جواب داده اند که خلاصه آن چنین است:

1 - پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) حالاتشان در تمام زمانها یکسان نبوده؟ گاهی دیده می شود خود پیغمبر (ص)، وقتی نماز می خواندند، حسن و حسین (ع) بر دوش او سوار می شدند و حضرت سجده را طولانی می کردند تا این که طفل بلند شود و گاهی تیر از پای امیرالمؤمنین (ع) در می آوردند، چون حالت «جذبه » و «محو» قوی است، متوجه نمی شدند، پس همه حالات معصومین همچنین اولیاء خدا مشابه نبوده و شدت و ضعف داشته است .

2 - از دیدگاه عارفان وقتی حالت انجذاب کامل شد، در آن حالت، برگشت است; یعنی شخص در عین حال که با خدا هست با ماوراء هم هست، این همانند خلع بدن می باشد، بعضی در همه احوال در حال خلع بدنند و بعضی لحظاتی خلع بدن می کنند; در این صورت، نزد عرفا حالت هنگام بیرون کشیدن تیر از بدن، ناقصتر و پایین تر از حالت به فقیر صدقه دادن می باشد . چرا که به قدری توجه اش به خدا کامل است که در آن حال، تمام عالم را می بیند . (18)

به هر تقدیر، با توجه به جواب دوم شهید مطهری، می توان گفت، شنیدن صدای سائل و به کمک او پرداختن، توجه به خویشتن نیست، بلکه عین توجه به خداست، علی (ع) در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا، و می دانیم بیگانگی از خلق خدا، بیگانگی از خدا است، و پرداختن زکات در نماز، انجام عبادت در ضمن عبادت است . نه انجام یک عمل مباح، در ضمن عبادت . (19) و این یکی از آثار بزرگ نماز است .

برای اولیاء خدا و معصومین (ع)، حالت غفلت تصور ندارد . تمام آفات و لحظات برای آنها ذکر است و ذکر .

خود حضرت می فرمایند:

«ما رایت شیئا الا رایت الله فیه و معه » (20)

چیزی را ندیدم، مگر آن که خدا را در آن و با آن دیدم .

به صحرا بنگرم صحرا تو ببینم

به دریا بنگرم دریا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا تو بینم (21)

امیرالمؤمنین (ع) در تمام آنات و حالات زندگی از خود بی خود و توجه به خود و دنیا نداشته است . البته معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بی اختیار احساس خود را از دست بدهد و همچون یک بیمار، بیهوش و از خود بی خود شود بلکه با اراده خویش توجه خود را از آن چه در راه خدا و برای خدا نیست برمی گیرد .

ریشه شبهه و مشکل در این است که برخی برای اولیاء الله و معصومین، همان تصوری را دارند که در حق یک فرد معمولی چنین می اندیشند . غافل از اینکه، رفتار و کردار، امیر اخلاص، فراتر از این حرفهاست . مگر علی (ع) در زمین کشاورزی و باغبانی به فکر خود بود؟

مگر علی (ع) درآمدهای کلان کشاورزی و باغبانی خود را بالسویه بین فقرا تقسیم نمی کرد؟

اگر در حق علی (ع) تصور درست نداشته باشیم، باید بگوئیم:

چرا علی (ع) درآمدهای کلان خود را، مصرف زندگی شخصی نکرد؟

چه اشکال داشت علی (ع) در رفاه زندگی می کرد؟

مگر خود زحمت نکشیده بود؟

آیا حضرت دیدی اقتصادی نداشت؟

به هر حال، هر کس می خواهد، شخصیت اولیاء الله و معصومین را در ابعاد مختلف مورد بررسی و قضاوت قرار دهد، اول باید تصور و تلقی خود را درست کند و سپس وارد میدان قضاوت گردد .

حافظ می گوید:

در ضمیر ما نمی گنجد به غیر دوست کس

هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

به هر حال، همان طوری که :

1 - علی (ع) هنگام بیرون کشیدن تیر از پای مبارکش، در نماز، از خود بی خود بود،

2 - و در سجده شکر و عبادت بیهوش می شد، (22)

همین سان:

3 - هنگام تصدق و انفاق انگشتر در رکوع نماز،

4 - و به فکر شتر چاق، برای انفاق به فقرا، به هنگام نماز هم، از خود بی خود بود و رضایت حق و خدمت به خلق، مد نظر امام (ع) بوده است .

در حدیث قدسی است می فرماید:

«لایسعنی ارضی و لا سمائی، بل و یسعنی قلب عبدی المؤمن .» (23)

هیچ موجودی، آیینه جمال محبوب نیست، مگر قلب مؤمن . متصرف در قلب مؤمن، حق است نه نفس . کار کن در وجود او محبوب است . قلب مؤمن خود سر نیست . هرزه گرد نیست .» (24)

پس قلب امام علی (ع) آیینه الهی بود و آیینه جمال محبوب، و در نماز به طریق اولی باید به حضرت، امیر اخلاص لقب داد .

شبهه دیگری که در همین راستا مطرح است عبارت است از اینکه:

آیا برای تصدق و انفاق یک انگشتر، ارزش داشت آیه ای پیرامون آن نازل گردد؟ از این که مردم گمان کرده اند نازل شدن یک آیه به خاطر یک انگشتر به خاطر آن بوده که انگشترش قیمتی بوده، لذا گفته قیمت انگشترش به مقدار خراج و مالیات شامات و سوریه بوده است چنانکه در اشعار فارسی هم این مطلب آمده است:

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

در حالی که انگشتری چنین قیمتی، هرگز با زهد علی (ع) سازگار نیست، چنانکه با عدل علی (ع) هم نمی سازد که او چنین انگشتری در دست کند و برخی در فقر و نداری باشند . (25)

آنچه در این مسئله مهم بود و مهم است، کیفیت کار است نه کمیت، به خاطر کیفیت کار بود که آیه ای پیرامون آن نازل شد و برای همه زمانها و مکانها پیام آفرینی می کند . وگرنه، قیمت یک انگشتر، به اندازه کل کره کیهانی هم ارزش پیدا کند، باز هم محدود می گردد به زمان خاص و افراد خاص .

«امیر اخلاص، علی (ع)، در مورد ارزش کیفیت کار می فرمایند:

اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعایة، فان رواة العلم کثیر، و رعاته قلیل » .

چون خبری را شنیدید، به آیین پاسداران فرهنگ - و نه روایت گران سطحی - ژرف در آن بیندیشید، زیرا که روایت گران دانش بسیاراند و رعایت کنندگانش اندک . (26)

در آیین اسلام، کیفیت هر کاری، مهم تر از کمیت آن است . از این روی، تصدق یک انگشتر، از جانب علی (ع)، جهانی از اندیشه ها را تکان می دهد و آیه ای پیرامون آن نازل می شود و دارای شان نزول پیدا می کند، در تاریخ ثبت می گردد و بزرگ نمایی می نماید و برای تمام بشریت در تمام اعصار و امصار پیام آفرینی می کند . دوست و دشمن بدان مشغول گشتند . . .

در قرآن مجید، پیروزی معجزه بر سحر، نمونه ای از برتری کیفیت است . بحث معجزه و سحر، دامنه گسترده ای دارد ولی به علت موضوعیت نداشتن با موضوع بحث، از طرح آن صرف نظر می کنیم .

جالب و عجیب «اینکه فخر رازی کار را به جایی رسانیده که اشاره علی (ع) را به سائل برای اینکه بیاید و خودش انگشتر را از انگشت حضرت بیرون کند، «مصداق فعل کثیر» که منافات با نماز دارد، دانسته است در حالی که در نماز، کارهایی جایز است انسان انجام بدهد که به مراتب از این اشاره بیشتر است و در عین حال ضرری برای نماز ندارد تا آنجا که کشتن حشراتی مانند عقرب [پرداختن قرض هنگام نماز] و یا برداشتن و گذاشتن کودک و حتی شیر دادن بچه شیرخوار را جزء «فعل کثیر» ندانسته اند، چگونه یک اشاره جزء فعل کثیر شد، ولی هنگامی که دانشمندی گرفتار طوفان تعصب می شود، این گونه اشتباهات برای او جای تعجب نیست!» (27)

خلاصه «عقل سلیم » و «قلب سلیم » چه حکم می کند؟

آیا این شبهه و قضاوت پذیرفته است که عده ای بگویند، علی (ع) یک وقت، طوری در نماز از خود بی خود می شد که در حال نماز تیر از پایش بیرون می کشیدند و متوجه نمی شد، همین شخص، در جای دیگر، در نماز، مرتکب «فعل کثیر» که منافات با نماز دارد می شده است و یا حداقل کاری می کرد که با حضور قلب در نماز، سازگاری نداشته است؟ !

آیا این کار امام، یعنی تصدق هنگام رکوع نماز، زیبا و بزرگ نبود و وجدان ها را بیدار نمی کند؟

صاحبان انصاف و وجدان بیدار، چگونه داوری می کنند؟

آیا اوج اخلاص و حضور قلب را نمی طلبد که شخصی تا به این حد به فکر خدمت به خلق الله باشد و در نماز هم به فکر خدمت و دستگیری محرومان باشد؟

کجای تاریخ سراغ دارید که علی (ع) به سائل جواب رد گفته باشد، تا در نماز چنین کند؟

مگر علی (ع) به سائل یتیم، اسیر و فقیر در ماه رمضان جواب رد گفت، (28) تا در جای دیگر چنین کند؟ فضای حاکم بر زندگی امامان (ع) و اولیاء الله دو چیز بود:

1 - عبادت و رضایت پروردگار مهر گستر .

2 - خدمت به خلق خدا . و رضای در نماز و غیر نماز، یکسان است .

فاطمه زهرا (س) در نماز شبش فقط برای همسایه ها دعا می کرد . امام حسن (ع) سؤال می کند، مادرجان، برای خودت دعا نمی کنی؟ فاطمه زهرا (س) جواب می دهند: «الجار ثم الدر; اول همسایه، سپس خانه » .

عطار می گوید:

گذشته زین جهان وصف سنانش

گذشته زآن جهان وصف سه نانش

معنای «سیر من الحق الی الخلق » همین است که بیان گشت .

و این از نشانه های اخلاص و از آثار بزرگ نماز است .

خلاصه و نتیجه:

پیروی از محبوب، محبوبیت می آورد، چنانکه خدای سبحان می فرماید:

«بگو: اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد .» (29)

شرط اساسی محبوب شدن اخلاص است . پیروی از خدا و رسول خدا (ص)، هم محبوبیت الهی می آورد و هم محبوبیت مردمی . علی (ع) اولین کسی بود که به دوستی خدا دل بست و به پیروی از رسول خدا (ص) پیوند خورد . . .

قضاوت در ابعاد مختلف زندگی علی (ع) بسیار سخت و حساس است . تا تلقی و تصور، درست نشود و تا معرفت عمیق حاصل نگردد و به دنبال آن، شخص از انصاف، وجدان بیدار و عقل سلیم وقلب سلیم برخوردار نباشد، یقینا به اشتباه می افتد و به قضاوت نادرست دست می زند . چون گفتار و کردار حضرت امیر (ع)، همسان قرآن دارای شان نزول است و باید درست تفسیر گردد . بطور مثال، قصه تصدق انگشتر در حال رکوع نماز، چون تفسیر به رای شده، عده ای به اشتباه افتاده و عده ای به قضاوت ناحق دست زدند . وگرنه، زندگی امامان و اولیاء خدا، سراسر حضور است و جذبه و محو شدن و در پایان به فکر خدمت خلق بودن . اگر متشابهات زندگی امام، به کمک محکمات معنا گردد، چنین شبهه ای پیش نمی آید و کسی در باتلاق شبهه گیر نمی کند .

پی نوشت ها:

1) آل عمران: 3/7 .

2) مکارم شیرازی، ناصر، و دیگران، «اخلاق در قرآن » ، قم: مدرسة الامام علی ابن ابیطالب، ج 1، ص 269 .

3) نهج البلاغه، خ 109 .

4) همان، خ 86 .

5) مثنوی معنوی .

6) فجر: 89/28 .

7) نهج البلاغه، نامه 26 .

8) همان، نامه 41 .

9) همان، حکمت 244 .

10) مائده: 5/55 .

11) تفسیر نمونه، ج 4، صص 424 - 426 .

12) انوار النعمانیه، ص 342 .

13) اسرار الصلوة، صص 214 و 215 .

14) دعای کمیل .

15) المیزان، ج 6، ص 26 .

16) همان .

17) محمد بن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، دار الاضواء، بیروت - لبنان، 1412، ج 2، ص 27 .

18) مطهری، مرتضی، «امامت و رهبری » ، قم: صدرا، چهارم، 1365، صص 180 - 181 .

19) تفسیر نمونه، ج 4، ص 428 .

20) علم الیقین، ج 1، ص 49 .

21) بابا طاهر .

22) جامع الاحادیث، ج 5، ص 459 .

23) احیاء العلوم، ج 3، ص 12 .

24) چهل حدیث امام خمینی (ره)، ص 37 .

25) قرائتی، محسن، «تفسیر نماز» تهران، ستاد اقامه نماز، چهارم، 74، صص 64 - 65 .

26) نهج البلاغه، حکمت 94 .

27) تفسیر نمونه، ج 4، ص 428 .

28) اشاره به آیه 8 و 9 سوره انسان .

29) آل عمران: 3/31 .