مجلات > ادبیات و هنر > اشارات > آذر 1387، شماره 115


عید سعید غدیر خم

پدید آورنده : ، صفحه 137

چهارشنبه

27 آذر 1387

18 ذیحجه 1429

17.Dec.2008

ـ زلال وحی

ـ اشاره

ـ گفتار مجری

ـ چراغ راه

ـ زلال قلم

ـ شعر

ـ کوتاه و گویا

ـ آورده اند که...

ـ نظر شما چیه؟

ـ کتابستان

زلال وحی

علی (ع) در قرآن

نام حضرت علی (ع) به صراحت در قرآن نیامده است؛ امّا ایات بی شماری در شأن حضرت و عملکرد خاصِّ ایشان یا درباره ولایت، یا اهل بیت (ع) نازل شده که شامل او نیز می باشد. از جمله:

1) ایه مربوط به انفاق او در شب و روز و آشکار و نهان؛ بقره: 274.

2) ایه مربوط به فداکاری او در شب خوابیدن در بستر پیامبر اکرم (ص) در شب هجرت؛ بقره: 207.

3) ایه مربوط به انفاق انگشتر در حالت رکوع به فقیر؛ مائده: 55.

4) ایه مربوط به تبلیغ ولایت او در غدیر خم؛ مائده: 67.

5) ایه مربوط به تکمیل دین پس از ابلاغ امامتش در غدیر خم؛ مائده:3.

6) ایه لزوم اطاعت از اولی الأمر در کنار اطاعت از خدا و رسول (ص)؛ نساء: 59.

7) ایه مربوط به انفاق افطار به مسکین و یتیم و اسیر؛ انسان: 6 ـ 9.

8) ایه مربوط به مباهله پیامبر و اهل بیت(ع) با نصارای نجران؛ آل عمران: 61.

9) ایه تطهیر اهل بیت از پلیدی، مربوط به اهل کساء؛ احزاب: 33.

10) ایه مربوط به مودّت اهل بیت(ع) به عنوان اجر رسالت؛ شوری:23.

اشاره

اوصاف غدیر

محمدکاظم بدرالدین

در ایات: در قرآن کریم، 4 وصف عظیم برای غدیر، این گونه ذکر شده است:

1. الیوم یئِسَ الَّذینَ کفروا مِنْ دینِکُمْ (امروز کافران از دست اندازی به دین شما نومید گردیده اند) (زوالِ دین شما)

2. الیوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ (امروز دین شما را کامل کردم)

3. و اَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی ( نعمتم را بر شما تمام گردانیدم)

4. وَ رَضیتُ لَکُمُ الإسلامَ دینا (و خرسند شدم که اسلام کیش شما باشد)

موارد بالا از سوره مائده، آیه سوم بود و اما در آیه 67 از همین سوره، نفی تبلیغ مسئله امامت، مساوی با نفی ادای رسالت الهی دانسته شده است.

در روایات: در روزگار امیرالمؤمنین علی(ع)، یک سال روز جمعه با عید غدیر هم زمان شد. حضرت (ع) خطبه ای ایراد کردند که غدیر در آن چنین وصف می شد: 1. روز افشای رازی که در نهان نگه داشته می شد (یوْمُ اظهارِ المَصُونِ مِنَ المکنون) 2. روز دلیل استوار (یوْمُ البُرْهانِ) 3. روز راندن شیطان (یوْمُ دَحْرِ الشَّیطانِ) 4. روزی که نردبان تکامل برافراشته شد (رُفِعَتِ الدَّرَجُ) 5. روز آزمایش بندگان (یوْمَ مِحْنَه العِبادِ)[1]

مرد هزار منقبت

می توان از علی(ع) به عنوان مرد هزار منقبت یاد کرد:

علی(ع)، خود نقل می کند که رسول خدا(ص) در آخرین لحظه حیات، هزار درِ علم به من آموخت که از هر دری، هزار در دیگر گشوده می شد. [شیخ مفید، ارشاد، ج 1، ص 186.]

بنا به فرموده امام صادق (ع) حضرت علی (ع) در آخر عمر خویش در هر شب و روز، هزار رکعت نماز می خواند. [تهذیب، ج 3، ح 215، ص 71.]

علی (ع)، عمروبن عبدود را در جنگ خندق به هلاکت رساند که با هزار مرد جنگی برابر بود. خودِ حضرت (ع) فرموده است: إنّی قَتَلْتُ عمرَ بْنَ عَبْدُودٍّ وَ کانَ یعَدُّ بِألفِ رَجُلٍ.

به نقل از امام صادق (ع) و روایات دیگر، علی (ع) از دست رنج خویش هزار برده را خرید و در راه خدا آزاد کرد (أعْتَقَ علی ألْفَ مَمْلُوکٍ مِمّا عَمِلَتْ یداهُ)

معروف است که علی (ع) هزار اسم دارد و خداوند هزار و یک اسم.[2]

یکی از مراسم عید غدیر

عید غدیر و عقد اخوّت

به پاس گرامی داشت عید غدیر خم، میان مردم رسم است که با هم عقد اخوّت می بندند و با خواندن «صیغه اخوّت» به اموری متعهد می شوند. به نقل محدث قمی(ره) از مستدرک الوسائل شیوه آن چنین است:

شخص دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود بگذارد و بگوید: «وَ آخَیتُکَ فِی اللهِ وَ صافَیتُکَ فِی اللهِ وَ صافَحْتُکَ فی اللهِ وَ عاهَدْتُ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنْبِیائَهُ وَ الأَئِمَّه المعصومینَ علیهمُ السلامُ عَلی أنّی إنْ کُنْتُ مِنْ اهلِ الجَنَّةِ وَ الشَّفاعَةِ وَ اُذِنَ لی بِأَنْ اَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا اَدْخُلَها إلّا وَ اَنْتَ مَعِی؛ با تو در راه خدا برادر شدم و صفا و مصافحه کردم و با خدا و فرشتگان و کتاب ها و پیامبرانش و امامان معصوم (ع) عهد بستم که اگر من از اهل بهشت و شفاعت بودم و به من اجازه ورود به بهشت دادند، جز همراه تو وارد بهشت نگردم».

آن گاه برادر دیگر با گفتن قَبِلْتُ (قبول کردم) این برادری را می پذیرد. سپس مؤمن نخست بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْکَ جمیعَ حقوقِ الاُخُوَّهِ ما خَلَا الشَّفاعَهَ و الدُّعاءَ وَ الزیارَهَ؛ همه حقوق برادری را از تو ساقط نمودم؛ مگر حق شفاعت و دعا و زیارت را آن گاه دیگری نیز بپذیرد.[3]

مقایسه ای زیبا از شبلی

روز غدیری، شبلی به خدمت یکی از علویون رسید و تهنیت گفت و اظهار داشت: ای سید! می دانی رسول خدا دست جدت را گرفت و در میان مردم بلند کرد، اشاره به چه بود؟

سید گفت: نه. شبلی گفت: زنان مصر از جمال یوسف بی خبر بودند و زلیخا را ملامت می کردند زلیخا خواست جمال دلربای یوسف را به آنها نشان دهد. آنها را دعوت کرد و در اتاقی که دو در داشت جا داد و به یوسف گفت از یک در بیا و از در دیگر برو بیرون. زلیخا به زنان گفت: دوست خودم را به شما عرضه می دارم شما از ترنجی که در دست دارید با کارد نصف کنید و نصف آن را به یوسف دهید. چون یوسف وارد شد و چشم زن ها بر او افتاد، از خود بی خود شدند. دست خود بریدند. هم چنین رسول خدا (ص) به بلند کردنِ دست علی(ع) در میان مردم اشاره نمود که این همان مردی است که هرگاه من درباره او سخن گفتم، شما را خوش نیامد و زبان به ملامت گشودید؛ امروز بنگرید که خداوند در حقّ او چه می فرماید و او را چه پایه و منزلتی است.[4]

نفرین مستجاب

با آنکه حادثه غدیر خم با حضور جمعِ بسیاری اتفاق افتاد و گواهان بسیاری بودند، امّا برخی آن حادثه را کتمان می کردند و با بهانه گیری و نسیان اظهار می کردند که یادمان نیست. علی (ع) چند نفر را نفرین کرد که به دردها و بیماری هایی دچار شدند.

گفته اند که حضرت امیر (ع) بر منبر بود و حاضران را قَسَم داد که هر کس سخن پیامبر (ص) را روز غدیر (اللهم والِ مَنْ والاه...) شنیده است، بایستد و شهادت دهد حضرت (ع) از سه نفر (أنس بن مالک، براء بن عازب و جریر بن عبدالله بجلی) با بردن نام هایشان خواست گواهی دهند. سکوت کردند و بهانه آوردند. با آنکه بودند و می دانستند. امام (ع) نفرین کرد که: خدایا هر کس این گواهی را کتمان کند درحالی که آگاه است او را از دنیا مَبَر تا آنکه نشانی بر او بگذاری که شناخته شود. أنس به بیماری بَرَص مبتلا شد و برای آنکه بَرَص او دیده نشود، همواره عمامه ای بر سر می نهاد و سر و صورت خود را می پوشاند اما سفیدی بَرَص همیشه پیدا بود. براء نابینا گشت و جریر بادیه نشین شد.[5]

گفتار مجری

برخی آداب و سنن روز عید غدیر

روزه

امام صادق(ع) می فرماید: روزه داشتن در روز عید غدیر، پاداشی معادلِ روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد.[6]

در روایت دیگری می فرماید: روزه داشتن روز غدیر خم، کفاره گناهِ شصت سال است.

(صَوْمُ یوْمِ غدیر خُم کفّارَهُ ستّینَ سَنَهً) [7]

روایات چندی تصریح دارد که حضرت آدم، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی و رسول خدا(ص) در این روز (عید غدیر) روزه بوده اند.[8]

در غالب روایات، این روزه، روزه شکر و سپاس نامیده شده است.[9]

سپاس از خداوند متعال در برابر نعمت گران سنگ ولایت، وصایت و امامت.

آراستن

امام رضا(ع) فرمودند: وَ هُوَ یوْمُ الزّینَهِ ...[10]

دیدار با مؤمنان، مصافحه و تبریک گفتن:

امام رضا(ع) فرمودند: هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید: «الحمدلِلّه الّذی جعلنا من المُتَمَسِکینَ بِولایهِ امیرِالمؤمنینَ و الائمهِ سلام الله علیهم؛ ستایش مخصوص خداوندی است که ما را از پیوستگان به ولایت امیرالمؤمنین(ع) و امامان(ع) قرار داد».[11]

و ...

علامه امینی و الغدیر

از همسر مرحوم علامه امینی(ره) نیز نقل شده که: شبی به کتاب خانه ایشان وارد شدم، دیدم علامه امینی(ره) نشسته و مشغول مطالعه است و اطرافش کتاب هایی است اما زارزار گریه می کند. گفتم: چه شده است؟ فرمودند: تمام این کتب را اهل تسنّن نوشته اند و همه در فضائل و مناقب علی(ع) است اما با این همه علی(ع) این قدر مظلوم است.[12]

چراغ راه

امام خمینی و غدیر

«غدیر منحصر به آن زمان نیست. غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر(ع) در این حکومت در پیش گرفته است، باید روش ملّت ها و دست اندرکاران باشد ... قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است».[13]

«مسئله غدیر مسئله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر(ع) یک مسئله ای پیش بیاورد. حضرت امیر(ع) مسئله غدیر را ایجاد کرده است... آن که ارزش دارد خودِ حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است».[14]

«این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و بر حسب نصوص ما بالاترین عید است و نکته اش هم این است که این ادامه نبوّت است؛ ادامه آن معنویت رسول الله است؛ ادامه آن حکومت الهی است. از این جهت از همه اعیاد بالاتر است».[15]

نکته ها

علی(ع) در روز جنگ جمل به طلحه فرمود: ایا مگر از پیامبر(ص) نشنیدی که روز غدیر درباره من فرمود: من کنت مولاه ... گفت: آری شنیده ام. فرمود: پس چرا به جنگ من آمده ای؟ گفت: در خاطرم نبود![16]

«بگو که خصم شود منکر غدیر، چه باک

که آفتاب، به هر سو نظر کنی، پیداست»

1

امام باقر(ع) فرمود: روز غدیر که پیامبر(ص) دست علی(ع) را گرفت و به جانشینی تعیین کرد، ابلیس در جمعِ یارانش صیحه ای بلند کشید. علت را پرسیدند، گفت: اگر این کار سامان بگیرد، دیگر هرگز معصیت خدا نشود.[17]

در حدیث قدسی نیز آمده است که: لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ کُلُّهُمْ علی وِلایهِ عَلی ما خَلَقْتُ النّار؛ اگر همه مردم بر ولایت علی(ع) متّفق بودند، آتش جهنّم را خلق نمی کردم.

طبق حساب ابجد، نام علی(ع) 110 است (ع=70، ل=30، ی=10) و کلمه «یا علی» به همین حساب، 121 است (با افزودن ی=10، الف=1) ازاین رو برای اهلِ ادب و عدد، شماره 110 و 121 قداست و جاذبه خاصی دارد.[18]

نام عید غدیر در آسمان، «یوْمُ العهدِ المعهود» و در زمین، «یوْمُ المیثاقِ المأخوذِ و الجمعِ المشهود» است.[19]

در روایات از عید غدیر به عنوان عید الله اکبر ـ عید آسمانی ـ عید ولایت نام برده شده است.

یکی از نام های روز عید غدیر خم، «یوْمُ التَّتْویج» است. تتویج یعنی تاج گذاری. از آن جا که عمّامه گذاشتن در عرب نشانه شکوه و مقام بود، روز غدیر، رسول خدا(ص) پس از تعیین علی بن ابی طالب(ع) به خلافت و امامت عمامه خویش را که «سحاب» نام داشت، بر سر حضرت امیر(ع) گذاشت. و این نشانه آن بود که همان موقعیتی را که پیامبر(ص) در میان مردم داشت، به جانشین خود، علی مرتضی(ع) واگذاشت.[20]

امروز عده شیعیان بالغ بر بیست درصد کل عده مسلمانان جهان را تشکیل می دهد و روی هم رفته دست کم به دویست میلیون نفر بالغ می شود[21].

به تعبیر شهید مطهری: ایرانی روح خود را با اسلام سازگار دید و گمْ گشته خویش را در اسلام یافت مردم ایران که طبعاً مردمی باهوش بودند و به علاوه سابقه فرهنگ و تمدن داشتند، بیش از هر ملت دیگر به اسلام شیفتگی نشان دادند و به آن خدمت کردند.[22]

رویدادهای هم زمان با عید غدیر

از روایات، برمی اید که در روز عید غدیر این رویدادهای سرنوشت ساز در تاریخ انبیا رخ داده است:

1. خداوند توبه حضرت آدم را پذیرفت.

2. خداوند حضرت ابراهیم را از آتش نجات داد.

3. حضرت سلیمان از مردم بر جانشینی آصف بن برخیا گواه گرفت.

4. حضرت موسی(ع) بر جادوگران پیروز شد.

5. حضرت موسی(ع) هارون را وصی خویش کرد.

6. حضرت عیسی(ع) اعلان کرد که شمعون وصی من است.

7. کشتی حضرت نوح(ع) بر کوه جودی (آرارات) قرار گرفت.[23]

هم زمانی غدیر با یک رویداد مهمّ شمسی

روز عید غدیر با نوروز (روز نخست فروردین) یکی گشت و عید باستانی عجم با عید غدیر آمیزش یافت.[24]

امام صادق(ع): إنَّ یوْمَ النَّیروزِ هُوَ الیوْمُ الّذی أَخَذَ فیهِ النبی(ص) لأمیرِالمؤمنینِ(ع) العَهْدَ بِغَدیرِ خُمٍّ...[25]

هم زمانی غدیر با دو رویداد مهمّ قمری

1. قتل عثمان ـ عثمان در 18 ذیحجه سال 35 هجری کشته شد.

2. آغاز حکومت علی(ع) ـ 25 سال از روز عید غدیر خم سال دهم هجرت گذشت تا اینکه روز غدیر خم سال 35 هجری فرارسید و دست ها به نشان بیعت، دست مبارک علی(ع) را فشردند.[26]

زلال قلم

سلام ای کاروان بازگشته از طواف، حجّتان قبول! امّا هنوز نگاهِ شما تمام دین را ندیده است. از مرکب ها فرود آیید که موسم ابلاغ عطوفت است و رهایی. ای قافله خسته نیم روز، بیایید. شکوه پُرنَفَس عشق را ببینید.

ای حاجیانِ نوشیده از «صفای» «زمزم» پیش ایید، و بایستید کنار برکه ای که زمزم ها به طواف اش آمده اند. همین جا «سعی» کنید که بر هر قطره غدیر، دخیل ببندید.

امروز، گاهِ انعقاد نطفه شوق برای رویش قصاید طربناک است. خورشید، دوشادوش پیام پاک و تازه ایستاده است. امروز، منظره ای در حد و اندازه جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ...»، چشم نواز نیست. به راستی کدام سرچشمه ای را می توان یافت که از گلبانگِ عرشی «اَلْیوْم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» زلال تر بر ما جاری شده باشد؟! کنار تماشای این همه تصنیفِ غدیر، گل ها یک زیبایی رنگ باخته به شمار می ایند.

... و تو ای دل سرگشته! به دنبال چه می گردی؟ مبدأ تراوش های نور، نقطه تلاقی دو دستِ مهربانی و الفت است و مقصدِ تهنیت های دسته دسته جهان، جز فراز جهاز اشتران نیست. این حوالی را به خاطر بسپار. ریگزار، آفتاب، برکه، دشت.

لغاتی به همین سادگی، با ابدیت پیوند خورده اند.

1در قاب نگاه قافله، تصویر دستانی است که بالا رفته اند و این از هر کلامی گویاتر است. «علی(ع)» و «محمد(ص)»؛ چه قدر این دو نام آسمانی برای کاروانِ تنْ تشنه، به دریاها شباهت دارد! اینک نشئه ای از بهار، در جان های بی رمق، پاگرفته است و ملودی ظریف باران در کویر سوزانِ «خُم» روییده است؛ عید آمد و عید آمد! این سو لحظه های اشتیاق رو به راهند تا برسند به جمعیتِ بی قرار بی شمار؛ برسند و بایستند به نگریستن و شَعَف طولانی.

تنها غدیریه های نغز و دلکش می دانند که سوغات کاروانی که از هجدهم ذیحجه باز می گردد، چیست؟ برس به شادی، جانا!

بر گونه های غدیرِ حجة الوداع، بوسه های نقره ای آفتاب، شکفته است. گِرداگردِ روز غدیر، رنگ هایی از بهشت و اخبار خرّم عید فراهم آمده است. فرحناکی غدیر از ابعادِ عظیم ترین اقیانوس هم فراتر رفته است. دنیا اگر همه اینه های زبانزد در پاکی را گرد آوَرَد، به شفافیتِ آبگیرِ خُم نمی رسند. تقویم نیز اگر همه روزهای درخشان را گِرد آوَرَد، همگون روشنایی غدیر نمی یابد.

غدیر، داستان روشنایی ممتد در واپسین حجِّ رسول(ص) و نجات تحیر انسان و وضوحی عاشقانه در پیکر مدایح است. غدیر، گذرگاهی حساس است برای تمامی زمان های در راه، تا به خوشْ سرانجامی برسند و طعم جاودانگی منتشر کنند. امروز غدیر است و غدیر یک روز نیست. زمزمه های اصیل وحی در غدیر، سرتاسر تاریخِ فهیم را به حیطه میمنت و تبرک کشانده است.

گوارا باد این بسطِ شیرین شادمانی بر پهنه خاک تیره گون!

غدیر را پاره ای افراد، مانند یک روز برّاق و آفتابی (همان هجدهم ذیحجه) عیان می بینند و برخی دیگر آن را همچون یک راز ژرف، پنهان می دانند. اما بایستی بیش از این، دل بر «الغدیر» عرضه کرد تا دید و دانست. دیباچه پرحرارت عشق از سبوی جاویدِ «الغدیر»، نوشیدنی است. «الغدیر»، ترجمان آرامش شعله ور در جان های شیفته ماست و نمی دانیم شرحِ دلدادگی ما را چند «الغدیر» کفاف خواهد داد که نام «علی(ع)»، معبری از کویرستانِ دل تا ابرهای اردیبهشت عاشق، می گشاید. «الغدیر»، کتاب بکر و صد در صد «امینی» است که دستان کاوشگرِ استناد بر گنج های آن، مکرر بوسه زده اند.

بی اجازه غدیر، کدام واقعه به بهشت انجامیده است؟!

بی رضایت او، کدام حادثه در معرضِ دوزخ نبوده است؟!

غدیر، نام کوچکی نیست. نفرین بر کورمغزانِ دینارگزین که «خُم» را فراموش کردند و برای پوچی دنیا سر «خَم» کردند.

وا اسفا که بر باژگونگی ایامِ پس از غدیر، هزاران عاشورا باید گریست و نوحه سر داد!

شعر

پایی که نیست همره مولا، شکسته باد

دستی که نیست یاور آن شاه، بسته باد

تکمیل دین از او شد و نعمت از او تمام

عید غدیر بر همه یارب خجسته باد!

[مرحوم محمّد علی مردانی]

ای مرکز تابش هزاران خورشید

رویانده ز چشم شاخساران، خورشید

در روز غدیر، آسمان شاهد بود

بر پای تو کرد بوسه باران، خورشید

[جلیل واقع طلب]

شد همهمه ای که پیر می داند و من

آمد خبری، صغیر می داند و من

گل بر سر دست بُرد خنیاگر عشق

این واقعه را غدیر می داند و من

[جلیل واقع طلب]

روزی که غدیر، سمت دریا می رفت

دل از پی دل، سراغ مولا می رفت

تا اینه ها را، به ضیافت خوانَد

خورشید ز دست نور، بالا می رفت

[محمد علی مجاهدی (پروانه)]

خُم، در طلب جام تولّای علی ست

می، طالب گیرایی صهبای علی ست

در اینه زلال و شفّاف غدیر

تصویر جمال عالم آرای علی است

[محمد علی مجاهدی (پروانه)]

آفتاب بر سرِ دست!

قسم به جان تو ای عشق! ای تمامی هست

که هست هستی ما از خُم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو، دید دشمن و دوست

که آفتاب بَرَد آفتاب بر سَرِ دست ...

نشان ز گوهر آدم نداشت هر که نبود

به خُمسَرای ولایت، خراب و باده پرست

به باغ خانه تو کوثری بهشتی بود

که در ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه که هستی، تمام مستی بود

به دور سرمدی ات هر که مست شد، پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت

چو در سپاه ستم، برق ذوالفقار تو جَست

هنوز اشک تو بر گونه زمین جاری ست

ز بس که آه یتیمان، دل کریم تو خَست

ز حجم غربت تو می گریست در خود، چاه

از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست...!

□ نصرالله مردانی

کوتاه و گویا

□ بر سرِ آسمانی آن ظهر/ایه های شکوه نازل شد/مژده دادند ایه های شکوه/دین احمد(ص) دوباره کامل شد؛ عید غدیر، بر حامیان راستین ولایت، مبارک!

□ نور عالم از ولی داریم ما/اول و آخر علی(ع) داریم ما

□ چون محمّد(ص)، روح مطلق با علی ست/آه ای باطل برو حق با علی ست

□ غدیر است ساقی، سلامی بده!/به کهنه ـ خماران دو جامی بده!

□ هین مَه به زیر آمد بیا، از شَه سفیر آمد بیا/عید غدیر آمد بیا، نصب ولایت بر علی(ع)

□ دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمّد(ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس می یابد.

□ از جام و سبو گذشت کارم/وقت خُم و نوبت غدیر است/امروز به امر حضرت حق/بر خلق جهان علی(ع) امیر است

□ غدیر، حلقه میانی «رسالت» و «امامت» است. از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگر به «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلا را دریایی از باورهای پاک و هدایت های آسمانی پر کرده است که در غدیر، تجسم یافته است.

□ احقاق حق توده های وسیع، رفع تبعیض و ستم و نشر عدالت کلّی در سطح بشریت، به رجوع به غدیر و زنده کردن محتوای آن بستگی دارد.

□ مسئله غدیر، مسئله انسان است و فریاد غدیر فریاد انسان. این حقیقت، زنده است و دفاع و یادآوری آن وظیفه است تا روزی که زندگی باشد و انسان و روز.

□ غدیر، تجلّی اراده خداوند، مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است.

□ ای غدیر! ای برکه سترگ! ای روح آبی صحرا! ای انعکاس حقیقت مطلق! ای افتتاح خط امامت! ای امتداد راه رسالت! همچنان ما را به خود بخوان.

□ بنگر! مفسر آفتاب، گام در هامون نهاد و جوهره حق را در کناره آن برکه، مثل بذری در دل زمین و زمان، شکوفاند.

□ غدیر چشم اندازی بر گستره دین، تلاوت ایه های رهایی بشر و نمایشگرِ قدر مردی است که تعظیم همه عصرها و نسل ها را به پیشگه پاک خویش برانگیخته است.

□ ای غدیر! شط خروشان خاطره ای ماندگار، یادگار بزرگ آخرین سفر آفتاب، به عشق بگو که در تو وضو بگیرد و ستارگان را به خویشتن بخوان تا نورانیت را از تو به وام بستانند.

□ کسی که در سایه سار درخت ولایت، از ساغر غدیر، می عشق خاندان امامت را می نوشد، سزاست که جاودانه شود و صدایش در تاریخ بماند. علامه امینی(ره) مرزبان حماسه شورانگیز و شکوهمند غدیر است.

□ ای غدیر! باور کن که برکه ای اما روح دریا در تو دمیده اند و صلابت همه دنیا را داری. ای گزیده ترین جایگاه جوشش معنا! ای سمتِ نسیم های زندگی ساز!

□ از خم غدیر، مِی ولایت می نوشیم و در کوچه های امامت، همراه نبوت جاری می شویم و به یاد غدیر و ذیحجه، هجده ایه تلاوت می کنیم.

□ ایام اگرچه همه از حی قدیر است/ پاکیزه ترین روز خدا عید غدیر است.

آورده اند که...

عذاب واقع

حافظ ابوعبید هروی در تفسیر خود (غریب القرآن) روایت می کند: پس از آنکه رسول خدا(ص) در غدیر خم به امر الهی، ولایت علی(ع) را تبلیغ فرمود، شخصی[27] آمد و خطاب به پیامبر گفت: به ما از طرف خدا امر کردی که گواهی به یگانگی خدا و رسالت تو بدهیم و نماز و روزه و حج و زکات را امتثال کنیم. همه را از تو پذیرفتیم ولی تو به اینها اکتفا نکردی تا اینکه بازوی پسر عمّت را گرفتی و بلند نمودی و او را بر ما برتری دادی و گفتی: «من کنت مولاه فعلی مولاه.» ایا این امر از طرف توست یا از جانب خداوند؟ رسول خدا(ص) فرمود: قسم به خداوندی که معبودی جز او نیست، این امر از جانب خداوند است. او پس از شنیدن این سخن به سوی شتر خود روان شد درحالی که می گفت: بارخدایا اگر آنچه محمد(ص) می گوید راست و حقّ است بر ما سنگی از آسمان ببار و یا عذابی دردناک به ما برسان! هنوز به شترِ خود نرسیده بود که سنگی از فراز بر سر او آمد و از پشتش خارج شد و او را کُشت و خدای تعالی این ایه را نازل فرمود: «سَأَلَ سائِلٌ بعذابٍ واقعٍ؛ تقاضاکننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد».[28]

برادر

در جنگ جمل، عایشه به مردی از قبیله «ضبّه» که زمام شتر او را گرفته بود، گفت: تو علی بن ابی طالب را در کجا می بینی؟ گفت: این است که ایستاده و دستش را به سوی آسمان برداشته است. عایشه نگاه کرد و گفت: ما اَشْبَهَهُ بِاَخیه (چه قدر به برادرش شبیه است!) مرد گفت: برادرش کیست؟ عایشه گفت: رسول الله(ص) مرد گفت: دیگر کسی مرا نخواهد دید که با مردی بجنگم که برادر پیغمبر(ص) است. آن گاه مهار ناقه را از دست انداخت و به سوی علی(ع) رفت.[29]

نظر شما چیه؟

ـ پرسش: معنای کلمه «مولی» در خطبه غدیر به چه معناست؟ (با توجه به اینکه کلمه مولی محلّ نزاع است)

ـ پاسخ: منکران امامت علی(ع) و خلافت بلافصل آن حضرت(ع)، یا واقعه غدیرخم را انکار می کنند یا حدیث غدیر را نمی پذیرند یا اگر هم نتوانند رد کنند معنای «مولی» را «دوست» بیان می کنند! علامه امینی(ره) در الغدیر، بحث مبسوط، مستدل و عالمانه ای درباره معنای مولی دارد و 27 معنی برای آن در کاربردهای مختلف می آورد. (مثل «پروردگار»، «عمو»، «پسر عمو»، «فرزند»، «غلام»، «مالک»، «پیرو»، «خویشاوند»، «یاور» و...) او با بحثی استدلالی همه معانی را در کاربرد آن در غدیر خم رد می کند مگر دو معنای اولی به تصرف و امیر و سرور[30].

«ایت الله جوادی آملی» نیز با اقامه چند دلیل، معنای محب و ناصر را برای کلمه مولی در خطبه غدیر مردود می دانند از جمله:

1. معنا ندارد انسان عاقلی مانند پیامبر، آن جمعیت فراوان را در بیابان سوزان حجاز جمع کند و بگوید علی را دوست داشته باشید. هر مسلمانی موظف است سایر مسلمانان را دوست داشته باشد و این چیزی نیست که نیاز به بیعت داشته باشد.

2. پیامبر اکرم(ص) در ماجرای غدیر، آخرین روزهای عمر شریف خود را سپری می کرد. انتظار طبیعی مردم این است که با توجه به درایت و عطوفت پیامبر تکلیف اینده آنان را روشن کند.

3. حسّان بن ثابت، شاعر حاضر در صحنه غدیر بود که با اجازه پیامبر ماجرا را به صورت شعر درآورد و در شعرش تعبیر «امام» آورده است و با این شعر مورد تشویق پیامبر قرار گرفت: «فقالَ لَهُ قُمْ یا علی فانّنی رضیتک من بعدی اماماً و هادیاً؛ پیامبر به او(علی(ع)) گفت: برخیز ای علی! که راضی شدم تو امام و هادی پس از من باشی».[31]

پرسش: ایا حدیث غدیر و ماجرای آن تنها در کتب شیعیان آمده است؟

پاسخ: کسانی که حدیث غدیر را از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده اند و نامشان در کتاب ها آمده است، عبارتند از: 110 نفر از صحابه (صحابه یعنی کسانی که پیامبر(ص) را دیده و از محضرش استفاده کرده اند) 84 نفر از تابعین (تابعین یعنی کسانی که فقط صحابه را دیده اند).

و 360 نفر از بزرگان و دانشمندان اهل تسنّن.

به علاوه عده ای دیگر از آنان، پیرامون حدیث غدیر و مسئله امامت امیرالمؤمنین علی(ع)، کتاب های جداگانه ای نوشته اند که 26 جلد می شود. ده نفر از شعرای نامی عرب هم اشعار و قصایدی درباره غدیر سروده اند.[32]

(بیهوده سخن به این درازی نبوَد)

کتابستان

1. محمدباقر انصاری، اسرار غدیر، انتشارات مولود کعبه، چاپ سوم، بهار 1377، 242 صفحه.

2. محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ شانزدهم، 1376، 348 صفحه.

3. سید محمد ابراهیم موحّد، عید جاودانه غدیر (پژوهشی از منابع فریقین)، ترجمه محمدرضا رحیمیان، انتشارات الماس، چاپ دوم، 64 صفحه.

4. سید محمد مجیدی نظامی و حسن عرفان، آرمان غدیر از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، نشر مولود کعبه، چاپ دوم، 1378، 151 صفحه.

5. سید جمال الدین دین پرور، تاریخچه غدیر خم، تهیه و تنظیم: بنیاد نهج البلاغه، چاپ اول، 1378.

6. محمد محمدیان، روایت دریا (ویژه غدیر سال امیرالمؤمنین)، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ دوم، بهار 1381، 188 صفحه.

7. اصغر صادقی، موعود غدیر (سیمای حضرت مهدی(عج) در خطبه غدیریه پیامبر اکرم)، انتشارات مهرآوران، چاپ دوم، بهار 1379، 56 صفحه.

8. محدثی، جواد، معنای مولی، ترجمه: مرکز پژوهش های فارسی الغدیر، چاپ اول، اسفند 75، 58 صفحه.

9. گزیده ای جامع از الغدیر علّامه امینی، تلخیص و ترجمه: محمدحسن شفیعی شاهرودی، قم، انتشارات قلم مکنون، چاپ دوم، 1320 صفحه.

10. غدیر در شعر فارسی، گزینش: سید مصطفی موسوی گرمارودی، قم، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، بهار 1374، 196 صفحه.

11. صفاخواه، محمّد حسین، قطره ای از دریا (داستان های برگزیده الغدیر) (2جلد)، گزینش و بازنویس: محمّد حسین صفاخواه، انتشارات قدیانی، جلد اول: 167صفحه و جلد دوم: 160 صفحه.

12. ظهور ولایت در صحنه غدیر، برگرفته از آثار ایت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، 1380، 180 صفحه.

13. معاونیان، حامدرضا، ما و غدیر (نامه ای به دوستدار امیر(ع))، انتشارات دلیل، چاپ اول، بهمن 1379، 80 صفحه.

14. جلوه های ولایت در شعر فارسی (تا سده نهم)، زیر نظر شادروان احمد احمدی بیرجندی، مؤسسه چاپ آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1380، 248 صفحه.

15. دفتر تحقیقات و انتشارات آفاق، جرعه ای از زلال غدیر، چاپ اول، 80 صفحه.

16. فقیه ایمانی، مهدی، حق با علی(ع) است، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، 1377، 200 صفحه.

17. نراقی، ملا مهدی، شهاب ثاقب (در امامت)، کنگره بزرگداشت ملامهدی نراقی و ملا احمد نراقی، چاپ اول، 1380، 186 صفحه.

18. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، نشر معروف، چاپ پنجم، زمستان 1386، 656 صفحه.

معرفی 2 کتاب مهم نزد شیعیان و اهل تسنّن

1. «الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب»، معروف ترین اثر پژوهشی علامه عبدالحسین امینی(ره) درباره اثبات امامت حضرت علی(ع) و بررسی روایات مربوط به غدیر خم و فضایل علی(ع) از منابع اهل سنّت است. علامه امینی(ره) حدود چهل سال برای تألیف این کتابِ یازده جلدی، تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب مراجعه مکرر داشت. سفرهای متعدد او برای یافتن منابع به کشورهای مختلف و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و غیره نشانه شوق و همت او در این راه است. محور کتاب، موضوعِ غدیر خم است. الغدیر به فارسی، انگلیسی و اُردو هم ترجمه شده است. [33]

2. «شب های پیشاور»، نام کتابی است مفصل (1059 صفحه در چاپ اخیر) که حاوی مباحثات گسترده سلطان الواعظین شیرازی با علمای اهل سنّت است. این بحث ها که در جلسات متعدد و زمانی طولانی انجام یافته، در شهر پیشاور پاکستان و بر محور دفاع از حریم تشیع و اثبات خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و مباحث مربوط به غدیرخم و اعتقادات شیعه است.

پی نوشتها:

[1]. آرمان غدیر از دیدگاه امیرالمؤمنین، به نقل از: شیخ طوسی، مصباح، ص 696؛ اقبال، ص 461.

[2]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، صص 606 و607.

[3]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، نشر معروف، زمستان 86، چ 5، صص 367 و 368.

[4]. علی اکبر کرخی، گلبرگ های معرفت، انتشارات حضرت معصومه (س)، 1383، چ 1، ج 1، صص 39 و40.

[5]. فرهنگ غدیر، با اقتباس از «الغدیر»، ج 1، ص 192.

[6]. سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ص 476.

[7]. وسائل الشیعه، ج 7، باب 14، ص 326.

[8]. همان، ص 328.

[9]. همان، ص 326.

[10]. اقبال الاعمال، ص 464.

[11]. همان.

[12]. بابایی، ابراهیم، در محضر علی، مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب جزایری، چ 1، ص 60.

[13]. صحیفه نور، ج 20، ص 28.

[14]. همان، صص 27 و 28.

[15]. همان، ج 18، ص 127.

[16]. نک: الغدیر، ج 1، ص 186.

[17]. نک: بحارالانوار، ج 28، ص 257.

[18]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، ص 362.

[19]. نک: وسائل الشیعه، ج 5، ص 224.

[20]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، ص 614.

[21]. همان، ص 355.

[22]. نک: مرتضی مطهری(ره)، خدمات متقابل اسلام و ایران، چ 1، ص 122.

[23]. سید محمّد مجیدی نظامی و حسن عرفان، آرمان غدیر از دیدگاه امیرالمؤمنین، نشر مولود کعبه، 1378، چ 2، صص 66 و 67.

[24]. همان.

[25]. نک: بحارالانوار، ج 59، ص 119.

[26]. نک: سید محمد مجیدی نظامی و حسن عرفان، آرمان غدیر از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع)، ص 68.

[27]. جابر بن نضر بن حارث بن کلده عبدری.

[28]. معارج:1.

[29]. نک: ترجمه الغدیر، ج 5، ص 212.

[30]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، صص 558 و 559.

[31]. ایت الله جوادی آملی، ظهور ولایت در صحنه غدیر، مرکز نشر اسراء، از صص 177 ـ 171.

[32]. سید جمال الدین دین پرور، تاریخچه غدیر خم، تهیه و تنظیم: بنیاد نهج البلاغه، 1378، چ1، ص 6.

[33]. جواد محدثی، فرهنگ غدیر، نشر معروف، 1386، چ 5، صص 432 و 433.