علامه حلی
منابع : | تاریخ درج : ‎1387/7/18 | بازدید : 28234
نام هاي ديگر : حسن بن یوسف - ابن المطهر - سدید الدین حسن بن یوسف حلی
قرن : قرن8
آثار : ارشاد الاذهان الی احكام الایمان - كتاب الالفین - الباب الحادی عشر - تبصرة المتعلمین فی احكام الدین - تحریر الاحكام الشرعیة علی مذهب الامامیه - تذكرة الفقهاء - تهذیب الوصول الی علم الاصول - قواعد الاحكام فی معرفة الحلال و الحرام - الادعیة الفاخرة - الاسرار الخفیة فی العلوم العقلیة - الاشارات الی معنی الاشارات - التعلیم التام فی الحكمة و الكلام - جواهر المطالب فی فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب - خلاصة الاقوال فی معرفة احوال الرجال - القول الوجیز

:

رایت روایت

طلیعه

برگهای زرین حیات علامه حلی با تعهد و صداقت مزین و با تار و پودی از اخلاص و محبت شیرازه گردیده است . مرزبان بیداری كه فقه شیعه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در سایه سار ولایت پاسداری كرد و فقاهت را با درفش ولایت بر افراشت .
باشد كه با دقت و مطالعه در زندگی این ستاره درخشان روح بلند، ایمان ، لوح دانش و فضیلتهای معنوی و تقوای او را نظاره كنیم و در پرتو معرفت ، هنر، تعهد و اخلاصش ، نبض حركت دانشها و تحصیلات خویش را تنظیم نماییم و با شیوه برخورد با رخدادها و فراز و نشیب حوادث روزگار آشنا شویم .

ولادت و خاندان

چنانكه نقل است مولای متقیان علی علیه السلام در مسیر حركت از كوفه به صفین بر تپه های بابل روی تل بزرگی ایستاد و اشاره به بیشه و نیزاری نمود و این سخن را فرمود:
اینجا شهری است و چه شهری !
اصبغ بن نباته از یاران نزدیك حضرت عرض كرد:
یا امیرالمومنین ! می بینم از وجود شهری در اینجا سخن می گویی ، آیا در اینجا شهری بود و اكنون آثار آن از بین رفته است ؟
فرمود: نه ! ولی در اینجا شهری به وجود می آید كه آن را ((حله سیفیه ))(413) می گویند و مردی از تیره بنی اسد آن را بنا می كند و از این شهر مردمی پاك سرشت و مطهر پدید می آیند كه در پیشگاه خداوند مقرب و مستجاب الدعوه می شوند.(414)
در شب 29 رمضان 648 ق . در این شهر فرزندی از خاندانی پاك سرشت ولادت یافت كه از مقربان درگاه باری تعالی قرار گرفت . نامش حسن و معروف به آیه الله علامه حلی است . مادرش بانویی نیكوكار و عفیف ، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلی (415) خواهر محقق حلی است و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش در شهر فقاهت حله است .
علامه حلی از طرف پدر به ((آل مطهر)) پیوند می خورد كه خاندانی مقدس ‍ و بزرگ و همه اهل دانش و فضیلت و تقوا بودند. از آنها آثار و نوشته های گرانقدر به یادگار مانده كه تا به امروز و در امتداد تاریخ مورد استفاده دانش ‍ پژوهان قرار گرفته است . آل مطهر به قبیله بنی اسد كه بزرگترین قبیله عرب در شهر حله است پویند می خوردند كه مدت زمانی حكومت و سیادت از آنها بود.(416)

آغاز تحصیل

منزل شیخ سدیدالدین كه سرشار از كرامت و تقواست ، كودكی را در خود جای داده كه مایه افتخار آن است . حسن فرزند شیخ گرچه هنوز از عمرش ‍ چند سالی بیش نگذشته ، با راهنمایی دلسوزانه پدرش برای فراگیری قرآن مجید به مكتب خانه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی كه داشت در زمان كوتاه خواندن قرآن را بخوبی یاد گرفت .
فرزند شیخ نوشتن را در مكتب خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این رو نزد معلم خصوصی خد رفت و در محضر شخصی به نام ((محرم )) با تلاش و جدیت فراوان در اندك زمان نوشتن را بخوبی فرا گرفت .(417)
حسن بن یوسف پس از آموختن كتاب وحی و خط، كم كم آمادگی فراگیری دانشها را در خود تقویت نمود و در مراحل اولیه تحصیل مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر فاضل و فقیه خود آموخت و به سبب كسب این همه فضیلتها و نیكیها در سنین كودكی به لقب ((جمال الدین )) (زینت و زیبایی دین ) در بین خانواده و دانشمندان مشهور گشت .

در برابر طوفان

هنوز یك دهه از سن جمال الدین حسن نگذشته بود كه با حمله وحشیانه مغولان رعب و وحشت سرزمینهای اسلام را در بر گرفت . ایران در آتش ‍ جنگ مغولان می سوخت و شعله آن دیگر نواحی را نیز تهدید می كرد. در این میان مردم عراق دلهره عجیبی داشتند. هر لحظه ممكن بود لشكریان مغول از ایران به سوی عراق حركت كنند و شهرهای آنجا را یكی پس از دیگری فتح نمایند. بغداد پایتخت عباسیان آخرین روزهای زوال خلافت عباسیان را مشاهده می كرد. مردم از ترس احتمال حمله مغلولان وحشی شهرها خالی كرده و سر به بیابان گذاشته بودند.
شیعیان و مردم شهرهای مقدس عراق چون كربلا، نجف و كاظمین به بارگاه ملكوتی ائمه معصومین روی آورده ، در حرم امن اهل بیت عصمت و طهارت علهیم السلام پناهنده شدند و حریم دل را آرامش می دادند.
مردم حله نیز سر به بیابان و نیزارها گذاشته ، بعضی به كربلا معلا و نجف اشرف پناهنده شدند و چند نفری هم در شهر ماندند كه از جمله آنان سه نفر فقیه و دانشمند به نامهای : شیخ یوسف سدیدالدین ، سید مجدالدین بن طاووس و فیه ابن العز بودند. این دانشمندان در جایی جمع شدند و برای نجات شهرهای مقدس كربلا، نجف ، كوفه حله در پی چاره اندیشی بر آمدند و پس از گفتگوهای زیاد و مشورت با یكدیگر به این نتیجه رسیدند كه نامه ای نزد هلاكوخان پادشاه مغول بفرستند و از وی امنیت و آسایش برای شهرهای مقدس عراق در خواست نمایند.
سرانجام در سال 657 ق . بغداد به دست هلاكو فتح گردید و ((معتصم )) آخرین خلیفه بنی عباس از بین رفت حوزه فرهنگ اسلام و مذهب شیعی در بغداد كه از رونق بسزایی بر خوردار بود متلاشی شد و بر شهرهای عراق ترس و وحشت از مغولان سایه افكند. ولی به رغم وحشیگریهای مغولان دور از فرهنگ و با تلاش و همت بلند و درایت فقهای شیعه در حله - بویژه شیخ یوسف سدیدالدین پدر جمال الدین حسن - لطف و عنایت پروردگار، امنیت به شهر حله و شهرهای مقدس عراق بازگشت و سرزمین حله پناهی برای فقها و دانشمندان شد.(418)
از این پس حله تا اواخر قرن هشتم ، به مثابه یكی از حوزه های برزگ مذهب شیعی شناخته می شد كه طلاب و اندیشمندان از گوشه و كنار مجذوب آن حوزه می شدند. بدین ونه وطن جال الدین حسن برای وی و دیگر دانش ‍ پژوهان در ساره صلح و آرامش و به دور از جنگ و خونریزی مهیای استفاده از محضر بزرگان و عالمان دین قرار گرفت .

در محضر عالمان

جمال الدین در شهر حله بزیست و در محضر فقها، متكلمان و فلاسفه والا مقام با كمال ادب زانو زد و از روح بلند و اخلاق و دانش آنان بهره كافی برد و خویشتن را به دانش و تهذیب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلح گردید و از دست آنان به دریافت اجازه نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید. حال به اختصار به نام چند نفر از اساتید بزرگواری اشاره می كنیم :
شیخ یوسف سدیدالدین (پدر ارجمند او)، محقق حلی (602 - 676 ق )، خواجه نصیرالدین طوسی (597 - 672 ق .) سید رضی الدین علی بن طاووس (597 - 664 ق .)، سید احمد بن طاووس (متوفا به سال 673 ق .) یحیی بن سعید حلی (متوفا به سال 690 ق .) مفیدالدین محمد بن جهم حلی ، علی بن سلیان بحرانی ، ابن میثم بحرانی (626 - 679 ق .)، جمال الدین حسین بن ایاز نحوی (متوفای 681 ق .)، محمد بن محمد بن احمد كشی (615 - 695 ق )، نجم الدین علی بن عمر كاتبی (متوفا به سال 675 ق )، برهان الدین نسفی ، شیخ فاروقی واسطی و شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر كوفی . (419)
درخشش
جمال الدین حسن ، ستاره پر فروغ ((آل مطهر)) و شهر فقاهت حله هنوز مدت زمانی از تحصیلش نگذشته بود كه با ذوق سرشار خدادادی و علاقه وافر، به تمام دانشهای بشری مانند فقه و حدیث ، كلام و فلسله ، اصول فقه ، منطق ، ریاضیات و هندسه مسلح گردید و تجربه لازم را به دست آورد. آوازه فضل و دانش وی به سرعت در سزرمین حله و دیگر شهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی نام مقدسش را به نیكی و احترام یاد می كردند و ((علامه ))اش می خواندند.
علامه حلی چون خورشید فروزان در آسمان فقاهت درخشید و دیگران از نور وجودش استفاده كردند. در شهر حله حوزه درس تشكیل داد و علاقه مندان و تشنه كامان معارف و علوم اهل بیت علیهم السلام از كوشه و كنار جذب آن شدند و از دریای بی كرانش سیراب گشتند.
یكی از دانشمندان می گوید: علامه حلی نظیری ندارد نه پیش از زمان خودش نه بعد از آن . كسی كه در مجلس درس او پانصد مجتهد تربیت شد.(420)
از جمله فرزانگان و ستارگانی كه در محضرش زانو زدند و از انفاس پاك و مكتب پر بار فقهی ، كلامی و روح بلندش بهره ها بردند از از دست مباركش ‍ به دریافت اجازه نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر شدند اینان بودند:
فرزند عزیز و نابغه اش محمد بن حسن بن یوسف حلی معروف به ((فخر المحققین )) (628 - 771 ق )، سید عمیدالدین عبدالمطلب و سید ضیا الدین عبدالله حسینی اعرجی حلی (خواهرزادگان علامه حلی ) تاج الدین سید محمد بن قاسم حسنی معروف به ((ابن معیه )) (متوفی 776 ق )، رضی الدین ابوالحسن علی بن احمد حلی (متوفی 757 ق )، قطب الدین رازی (متوفی 776 ق .)، سید نجم الدین مهنا بن سنان مدنی ، تاج الدین محمود بن مولا، تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی و محمد بن علی جرجانی .

مرجع تقلید

بعد از رحلت محقق حلی در سال 676 ق كه زعامت و مرجعیت شیعیان را به عهده داشت شاگردان ممتاز وی و فقها و دانشمندان حله به دنبال فقیه و مجتهدی بودند كه خصوصیات مرجعیت و زعامت را دارا باشد تا او را به عنوان مرجع تقلید معرفی كنند. آنان تنها علامه حلی را كه از شاگردان برجسته و دست پرورده مكتب فقهی محقق حلی بود و فقها و مجتهدان بنام آن روزگار در حوزه درس وی شركت كردند شایسته مرجعیت و پیشوایی دین می شناختند و این در زمانی بود كه فقط 28 بهار از عمر شریف علامه گذشته بود. این امر حاكی از نبوغ و شخصیت والای اوست كه در این سنین تمام دانشها و فضایل اخلاقی و كرامتهای معنوی و انسانی ارا به كمال رسانده و از دیگر عالمان و مجتهدان برتری جسته و به مقام شامخ مرجع تقلید و فتوا در احكام شرع مقدس ، اسلام نایل گشته بود.
آری پس از رحلت محقق حلی زعامت و مرجعیت شیعیان به علامه حلی منتقل گردید و این بار امانت الهی بر دوش با كفایت او گذاشته شد. بدین سبب به لقب مقدس و شریف ((آیه الله )) مشهور گردید، كه در آن روزگار تنها او به این لقب خوانده می شد و هر كس آیه الله می گفت منظورش علامه حلی بود.

عصر علامه

عصر علامه را باید زمان توسعه فقه و شیعه و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و در دوره پیشرفت تمدن و دانش در گوشه و كنار جهان اسلام نامید. چرا كه علامه حلی تلاش و كوشش خستگی ناپذیری در نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه تحول و شیوه نوی را ارائه كرد.
وی اولین فقیهی بود كه ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد كرد و به فقه استدلالی تكامل بخشید. تاثیری كه دیدگاه فقهی ، كلامی و آثار علامه گذارده بود محور بحث و تكلیه گاه دانشمندان بر طبق نظرات فقهی فقها و دانشمندان شیعی بود.(421)
در آن روزگار، در بغداد و عراق خاندان جوینی حكومت می كردند كه گر چه از طرف پادشاهان مغول به بغداد و این منطقه گمارده شده بودند، بیش از سی سال فرمانروای مطلق بودند و در ترویج دین مبین اسلام و تعظیم علما و نشر دانش و فضیلتها و ترمیم خرابیهای مغولان ، هر چه توانستند دریغ نكردند. به واقع اگر وجود آنان نبود آثاری از تمدن اسلام بر جای نمی ماند.(422)
در ایران نیز گر چه حاكمان مغول حكومت می كردند و مدت زیادی رعب و وحشت و جنایت و خونریزی حكمفرما بود، رفته رفته از بی فرهنگی و خوی ستمگری مغولان كاسته شد و این به سبب تاثیر فرهنگ مردم ایران و اسلام و نیز هوشیاری و سیاست وزرای لایق و شایسته ای نظیر خواجه نصیرالدین طوسی ، یاور وحی و عقل و استاد علامه حلی بود.
حضور چنین دانشمندان دلسوز فرهنگ اسلام و ملت در دستگاه مغولان ، در پیشرفت علم و جلوگیری مغولان وحشی از تخریب و آتش سوزی مراكز فرهنگی و كتابخانه ها، نقش بسزایی ایفا كرد، دانشمندانی كه در انجام این مهم از آبروی خویشتن سرمایه گذاشتند و همچون شمع سوختند.

علامه و اولجایتو

علامه حلی شهرت جهانی داشت و آوازه او به تمام نقاط رسیده بود. حاكم عصر وی سلطان محمد اولجایتو یكی از پادشاهان مغول بود كه از سال 703 تا 716 ق . در ایران بر متصرفات مغول حكومت می كرد.
اولجایتو در سال 706 ق . در پنج فرسخی ابهر در سرزمینی سر سبز كه رود كوچك ابهر و زنجان رود از آنجا سرچشمه می گیرد، شهر ((سلطانیه )) را تاسیس كرد. بنای شهر ده سال طول كشید و در سال 713 ق . شهری بزرگ دارای ساختمان و بناهای بسیار زیبا به وجود آمد. در آنجا قصری برای خویش ساخت و مدرسه بزرگی شبیه مدرسه مستنصر به بغداد بنیانگذاری و از هر سو مدرسان و علمای اسلامی را دعوت كرد.
نوشته اند در یكی از روزها سلطان در پی ناراحتی شدید از روی خشم یكی از زنانش را در یك مجلس سه طلاقه كرد! پس از مدتی پشیمان شد و از دانشمندان سنی مذهب درباری از حكم چنین طلاقی سئوال كرد. آنها در پاسخ گفتند: آن زن دیگر همسر شما نیست !
یكی از وزرا گفت : در شهر حله فقیهی است كه فتوا به باطل بودن این طلاق می دهد. فقیهی را كه آن وزیر پیشنهاد داد علامه حلی بود. از این رو سلطان از علامه دعوت كرد و قاصدان به شهر حله رفتند و آیه الله حلی را همراه خود به مركز حكومت آوردند. هر چند زمان مسافرت علامه به ایران به طور دقیق روشن نیست ولی ممكن است پس از سالهای 705 ق . به بعد باشد.
علامه پس از ورود به ایران ، در اولین جلسه ای كه سلطان تشكیل داد شركت كرد و بدون توجه به مجلس شاهانه ، با برخورد علمی و پاسخهای دقیق و محكمی كه به سوالات می گفت دانشمندان و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت را به پذیرش نظر خویش ملزم كرد و در خصوص طلاق همسر شاه فرمود: طلاق باطل است چون شرط طلاق باطل است چون شرط طلاق كه حضور دوم شاهد عادل باشد فراهم نبوده است . شاه با خوشحالی از این فتوا، از قدرت علامه حلی در بحث و مناظره ، صراحت لهجه ، حضور ذهن قوی ، دانش و اطلاعاتی كه داشت و با شهامت و دلیلهای روشن صحت نظرات خویش را ثابت می كرد خوشش آمد علاقه وافری به فقیه شیعی پیدا كرد.(423)

بذر تشیع

آن را كه فضل و دانش و تقوا مسلم است
هر جا قدم نهد قدمش خیر مقدم است .
حضور فقیه یگانه عصر علامه حلی در ایران و مركز حكومت مغولان خیر و بركت بود و با زمینه هایی كه حاكم مغول برای وی به وجود آورده بود كمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام برخاست . از این رو بزرگترین جلسه مناظره با حضور اندیشمندان شیعی و علمای مذاهب مختلف برگزار شد. از طورف علمای اهل سنت خواجه نظام الدین عبدالملك مراغه ای كه از علمای شافعی و داناترین آنها بود برگزیده شد. علامه حلی با وی در بحث امامت مناظره كرد و خلافت بلا فصل مولا علی علیه السلام بعد از رسالت پیامبر اسلام را ثابت نمود و با دلیلهای بسیار محكم برتری مذهب شیعه امامیه را چنان روشن ساخت كه جای هیچ گونه تردید و شبهه ای برای حاضران باقی نماند.
پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب شیعه را انتخاب كرد و به لقب ((سلطان محمد خدابنده )) معروف گشت . پس از اعلان تشیع وی ، در سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومین علیهم السلام سكه زنند و سر در مساجد و اماكن مشرفه به نام ائمه مزین گردد.(424)
یكی از دانشمندان می نویسد: اگر برای علامه حلی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمد به دست او نبود، همین برای برتری و افتخار علامه بر دانشمندان و فقها بس بود حال آنكه مناقب و خوبیهای وی شمارش یافتنی نیست و آثار ارزنده اش بی نهایت است .(425)

در ایران

آیه الله علامه حلی ، عارف و فقیه بر جسته شیعه ، در ایران باقی ماند و حدود یك دهم از عمر شریفش در این خطه گذشت . او در این مدت خدمات بسیار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام كوشش فراوان نمود و شاگردان زیادی را تربیت كرد.
علامه چه در شهر سلطانیه و چه در مسافرتها به دیگر شهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود به پیشنهاد وی سلطان دستور داد مدرسه سیاری را از خیمه و چادر، دارای حجره و مدرس آماده كنند تا با كاروان حمل گردد و در هر منزلی كه كاروان رحل اقامت كرد خیمه مدرسه در بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.(426)
او علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان ، به نوشتن كتابهای فقهی ، كلامی و اعتقادی مشغول بود، چنانكه در پایان بعضی از كتابهای خود نگاشته است : این نوشته در مدرسه سیار سلطانیه در كرمانشاهان به اتمام رسید. وی كتاب ارزشمند ((منهاج الكرامه )) را كه در موضوع امامت است برای سلطان نوشت و در همان زمان پخش گردید.
علامه حلی پس از یك دهه تلاش و خدمات ارزنده فرهنگی و به اهتزاز در آوردن پرچم ولایت و عشق و محبت خاندان طهارت علهیم السلام در سراسر قلمرو مغولان در ایران ، در سال 716 ق . بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده ، به وطن خویش سرزمین حله برگشت و در آنجا به تدریس و تالیف مشغول گردید و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت .(427)
گنجینه ماندگار
تدریس و تالیف هر یك فضیلت بسیار مهمی برای رادمردان عرصه دانش ‍ است و علامه شخصیتی بود كه در این دو جنبه از دیگر محققان و دانشوران پیشی گرفت و سرآمد روزگار شد. چنانكه گفته اند: علامه حلی زمانی از نوشتن كتابهای حكمت و كلام فارغ شد و به تالیف كتابهای فقهی پرداخت كه از عمر مباركش بیش از 26 سال نگذشته بود.(428)
او در رشته های گوناگون علوم كتابهای زیادی دارد كه اگر در مجموعه ای جمع آوری شود دایره المعارف و كتابخانه بسیار ارزشمندی خواهد شد. یكی از دانشمندان می نویسد: اگر به نوشته های علامه دقت كنید پی خواهید برد كه این مرد از طرف خداوند تایید شده است ، بلكه نشانه ای از نشانه های خداست . چنانچه نوشته های وی بر ایام عمرش - از ولادت تا وفات - تقسیم شود سهم هر روز یك دفترچه بزرگ می شود.(429)
الف - آثار فقهی 
منتهی المطلب فی تحقیق المذهب ، تلخیص المرام فی معرفه الاحكام ، غایه الاحكام فی تصحیح تلخیص المرام ، تحریر الاحكام الشرعیه علی مذهب الامامیه ، مختلف الشیعه فی احكام الشرعیه ، تبصره المتعلمین فی احكام الدین ، تذكره الفقها، ارشاد الاذهان فی احكام الایمان ، قواعد الاحكام فی معرفه الحلال و الحرام ، مدارك الاحكام ، نهایه الاحكام فی معرفه الاحكام ، المنهاج فی مناسك الحاج ، تسبیل الاذهان الی احكام الایمان ، تسلیك الافهام فی معرفه الاحكام ، تنقیح قواعد الدین ، تذهیب النفس فی معرفه المذاهب الخمس ، المعتمد فی الفقه ، رساله فی واجبات الحج و اركانه و رساله فی واجبات الوضو و الصلوه .
ب - آثار اصولی
النكه البدیعه فی تحریر الذریعه ، غایه الوصول و ایضاح السبل ، مبادی الوصول الی یعلم الاصول ، تهذیب الوصول الی علم الاصول ، نهایه الوصول الی علم الاصول ، نه الوصول الی علم الاصول ، منتهی الوصول الی علمی الكلام و الاصول .
ج - آثار كلامی و اعتقادی
منهاج الیقین ، كشف المراد، انوار الملكوت فی شرح الیاقوت ، نظم البراهین فی اصول الدین ، معارج الفهم ، الابحاث المفیده فی تحصیل العقیده ، كشف الفوائد فی شرح قواعد العقائد، مقصد الواصلین ، تسلیك النفس الی حظیره القدس ، نهج المسترشدین ، مناهج الهدآیه و معارج الدرآیه ، منهاج الكرامه ، نهایه المرام ، نهج الحق و كشف الصدق ، الالفین ، باب حادی عشر، اربعون مساله ، رساله فی خلق الاعمال ، استقصا النظر، الخلاصه ، رساله السعدیه ، رساله واجب الاعتقاد، اثبات الرجعه ، الایمان ، رساله فی جواب سئوالین ، كشف الیقین فی فضائل امیر المومنین علیه السلام ، جواهر المطاب ، التناسب بین الاشعریه و فرق السوفسطائیه المبحاث السنیه و المعارضات النصریه ، مرثیه الحسین علیه السلام .
د - آثار حدیثی
استقصا الاعتبار فی تحقیق معانی الاخبار، مصابیح الانوار، الدرر و المرجان فی الاحادیث الصحاح و الحاسن ، نهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح ، جامع الاخبار، شرح الكلمات الخمس لامیرالمومنین علیه السلام ، مختصر شرح نهج البلاغه ، شرح حدیث قدسی .
ه ‍- آثار رجالی
خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال ، كشف المقال فی معرفه الرجال ، ایضاح الاشتباه .
و - آثار تفسیری
نهج الایمان فی تفسیر القرآن ، القول الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز و ایضاح مخالفه السنه .
ز - آثار فلسفی و منطقی
القواعد و المقاصد، الاسرار الخفیه ، كاشف الاستار، الدر المكنون ، المقامات ، حل المشكلات ، ایضاح التلبیس ، الجوهر النضید، ایضاح المقاصد، نهج العرفان ، كشف الخفا من كتاب الشفا، مراصد التدقیق و مقاصد التحقیق ، المحاكمات بین شراح الاشارت ، ایضاح المعضلات من شرح الاشارات ، نور المشرق فی علم المنطق ، الاشارات الی معانی الاشارات ، بسط الاشارت ، تحریر الابحاث فی معرفه العلوم الثلاثه ، تحصیل الملخص ، التعلیم التام ، شرح القانون ، شرح حكمه الاشراق ، القواعد الجلیه .
ح - آثار ارزنده در زمینه دعا
الادعیه الفاخره المنقوله عن الائمه الطاهره و منهاج الصلاح فی اختصار المصباح .
ط - آثار ادبی
كشف المكنون من كتاب القانون ، بسط الكافیه ، المقاصد الوافیه بفوائد القانون و الكافیه ، المطالب العلیه ، لب الحمكه ، و اشعار در موضوعات مختلف و قصیده ای بلند درباره دانش و مال .
ی - دیگر آثار
آداب البحث ، جوابات المسائل المهنائیه الاولی ، جوابات المسائل المهنائیه الثانیه ، جواب السوال عن حكمه النسخ ، اجازه نقل حدیث به بنی زهره حلبی ، لاجازه نقل حدیث به قطب الدین رازی در ورامین ، اجازه نقل حدیث به مولا تاج الدین رازی در سلطانیه ، دو جازه نقل حدیث به سید مهنا بن سنان مدنی در حله ، اجازات متعدد به شاگردان و دیگر فقها، وصیتنامه ، الغریه ، مسائل سید علاالدین .
علامه و ابن تیمیه
شیخ تقی الدین سبكی معروف به ((ابن تیمیه )) از دانشمندان متعصب اهل سنت و معاصر با علامه حلی است كه بیشتر شخصیتهای علمی به فساد عقیده وی اعتراف دارند و بلكه می گویند كافر و مرتد است ، تا جایی كه در زمان حیاتش به علت داشتن نظرات انحرافی به زندان افتاده است و دانشمندان شیعه و سنی كتابهای زیادی در زمان وی بود بعد از آن بر رد او نوشته اند.
بعد از اینكه علامه حلی كتاب ((منهاج الكرامه )) را در اثبات امامت نوشت ابن تیمیه به علت عناد و لجاجتی كه با علامه داشت كتابی به نام ((منهاج السنه )) (به خیال خام خویش به عنوان رد بر شیعه و بویژه رد بر كتاب منهاج الكرامه ) نوشت .
وقتی كتاب منهاج السنه به دست علامه رسید این بزرگوار با آن همه تهاجمات و بی ادبیها و توهینهای ابن تیمیه اشعاری نوشت و برایش فرستاد كه ترجمه شعرها چنین است :
- اگر آنچه را سایر مردم می دانستند تو هم می دانستی با دانشمندان دوست می گشتی .
- ولی جهل و نادانی را شیوه خود ساختی و گفتی :
- هر كس بر خلاف هوای نفس تو می رود دانشمند نیست .(430)
ابن حجر عقلانی - دانشمند سنی - چنین اعتراف می كند: ((علامه نامش ‍ مشهور و اخلاقی نیك دارد. وقتی كتاب ابن تیمیه به او رسید گفت : ((لو كان یفهم ما اقول اجبته )) یعنی :
اگر ابن تیمیه آنچه را كه من گفتم می دانست جوابش را می دادم . (431)

فضیلتهای درخشان

انسانهای نمونه دارای یك بعد و ارزش خاص نیستند، بلكه ارزشهای گوناگون را در خود جمع كرده اند. علامهه حلی از شخصیتهایی است كه از هر نظر مصداق انسان كامل است و دارای ابعاد گوناگون و فضیلتهای درخشان . او در تمام دانشها علامه بود و گوی سبقت را از دیگران ربود و ارزشهای ممتازی را كه دیگران داشتند به تنهایی داشت . وی با اندیشه و فكر مواج خویش علاوه بر تحولی كه در فقه ایجاد كرد و در عصر خویش ‍ مسیر اندیشه فقها را متوجه مبانی فقه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمود در فنون و دانشهای دیگر چون حدیث تحول بنیادی به وجود آورد و دریچه ای به روی محققان در طول تاریخ گشود كه مشعل پر فروغی فرا راه آنان شد.
عارف فرزانه و اسوه ایمان و تقوا علامه حلی با آن همه تلاش فرهنگی و تدریس و نوشتن كتابهای ارزنده ، از یاد خدا و تقرب به درگاه حق غافل نبود و موفقیت در عرصه دانش و خدمات ارزشمند و پر بار را در سایه ارتباط معنوی و تقوای الهی می دانست . او را از زاهدترین و با تقواترین مردم معرفی كرده اند كه سه یا چهار بار نمازهای تمام عمر خویش را قضا نمود. نها به این اكتفا نكرد بلكه سفارش كرد تمام نمازها و روزه هایش را بعد از رحلتش به جا آورند و با اینكه به حج هم مشرف شده بود وصیت كرد از طرف او حج انجام دهند.(432)
علامه حلی پرچم ولایت را بر افراشت و با تمام وجود از ولایت و رهبری صحیح دفاع كرد. این عشق سرشار به خاندان طهارت علهیم السلام با گوشت ، پوست و استخوانش آمیخته بود و آنجا كه در ارتباط با آنان قلم بر صفحه كاغد می گذاشت با اخلاص برخاسته از اعماق جانش چنین می نگاشت : بزرگترین سرچشمه دوستی و محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اطاعت و پذیرش حكومت و ولایت آنهاست و قیام بر همان شیوه ای كه آنان ترسیم كردند... .
سفارش می كنم كه به محبت و عشق ورزی به فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام . چون آنان شفاعت كنندگان ما هستند در روزی كه مال و فرزندان برای ما سودی نخواهند داشت ... از چیزهایی كه خداوند بر ما احسان كرد اینكه در بین ما آل علی علیه السلام را قرار داده است . خداوندا، ما را بر دوستی و محبت آنان محشور كن و از كسانی قرار ده كه حق جدشان پیامبر و نسلش را ادا كرده اند.(433)
علامه به پیروی از مولا و مقتدایش امیرالمومنین علیه السلام نواحی وسیعی را با مال و دست خود آباد كرد و برای استفاده مردم وقف نمود و این یكی از فضیلتهای او بود كه در زندگی كمتر دانشمند و فقیهی به چشم می خورد. یكی از دانشمندان می نویسد: برای وی آبادیهای زیادی بود كه خود نهرهای آب آنها را حفر و با پول و ثروتش زنده كرد. این آبادیها به كسی تعلق نداشت و در زمان حیاتش آنان را وقف كرد.(434)

در خدمت امام زمان علیه السلام 

شب جمعه كه فرا می رسید بوی تربت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام و عشق زیارت حضرتش ، علامه را بی تاب می كرد و از حله به كربلا می كشاند. از این رو هر هفته روزهای پنجشنبه به زیارت مولا و آقایش ‍ می شتافت . در یكی از هفته ها كه به تنهایی در حال حركت بود شخصی همراه وی به راه افتاد و با یكدیگر مشغول صحبت شدند. در ضمن صحبت برای علامه معلوم شد كه این شخص مرد فاضلی است و تبحر خاصی در علوم دارد. از این نظر مشكلاتی را كه در علوم مختلف برایش پیش آمده بود از آن شخص پرسید و او به همه پاسخ گفت تا اینكه بحث در یك مساله فقهی واقع شد و آن شخص فتوایی داد كه علامه منكر آن شد و گفت : دلیل و حدیثی بر طبق این فتوا نداریم ! آن شخص گفت : شیخ طوسی در كتاب تهذیب ، در فلان صفحه و سطر حدیثی را در این باره ذكر كرده است ! علامه در حیرت شد كه راستی این شخص كیست ! از او پرسید آیا در این زمان كه غیبت كبراست می توان حضرت صاحب الامر (عج ) را دید؟ در این هنگام عصا از دست علامه افتاد و آن شخص خم شد و عصا را از زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آنكه دست او در دست تو است ! علامه بی اختیار خود را در مقابل پای آن حضرت انداخت و بیهوش شد!
وقتی به هوش آمد كسی را ندید. پس از بازگشت به حله به كتاب تهذیب مراجعه كرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطر كه آن حضرت فرموده بود پیدا كرد و به خط خود در حاشیه آن نوشت : این حدیثی است كه حضرت صاحب الامر (عج ) به آن خبر داد و به آن راهنمایی كرد. یكی از دانشمندان می نویسد:
من آن كتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث ، خط علامه حلی را نیز مشاهده كردم . (435)

غروب ستاره حله

پایان زندگی هر كس به مرگ اوست جز مرد حق كه مرگ وی آغاز دفتر است محرم سال 726 ق . برای شیعیان و پیروان راستین اسلام فراموش نشدنی است . عزا و ماتم آنان افزون است . بویژه حله این سرزمین مردان پاك سرشت و عاشقان اهل بیت علیهم السلام شور و ماتم بیشتری دارد.
عجب تقارن و اتفاقی ! پاسدار بزرگ اسلام و فقیه شیعه ، علامه حلی ، ولادتش در ماه پربركت و با فضیلت رمضان واقع شد و زندگی اش با خیر و بركت فراوان گردید و بعد از گذشت 78 سال عمر پر بار، پرواز روحش با عشق و محبتی كه به اهل بیت نبوت و رابطه ناگسستنی با ولایت داشت ، در ماه شهادت به وقوع پیوست وبه روح مطهر سالار شهیدان امام حسین علیه السلام پیوند خورد.
آری ، در 21 محرم این سال مرجع تقلید شیعه ، فقیه و عارف فرزانه ، ستاره پرفروغ آسمان علم و فقاهت ، آیه الله علامه حلی دار فانی را وداع گفت و روح ملكوتی اش به سوی خدا پرواز كرد و به رضوان و لقای معبودش ‍ شتافت . غم و اندوه بر چهره همه سایه افكند. بغض ، گلوها را فشرد و چشمها را از فرط ریزش اشك داغ ، همچون آتش گذاخته سوزاند. از حضور و ازدحام مردم مصیبت زده محشری بپا شد و در فضای آكنده از غم و آه ، پیكر پاك ستاره تابناك شیعی بر دوش هزاران عاشق و شیفتگان راهش از حله به نجف تشییع گردید و در جوار بارگاه ملكوتی مولای متقیان علی علیه السلام در حرم مطهر به خاك سپرده شد.
از ایوان طلای امیرالمومنین علیه السلام دری به رواق علوی گشوده است . پس از ورود به سمت راست ، حجره ای كوچك دارای پنجره فولادی ، مخصوص قبر شریف علامه حلی است . زائرین بارگاه علوی در مقابل این حجره توقفی كرده ، مرقد شریفش را زیارت می كنند و از روح بلندش مدد می جویند


ارسال نظر



نویسنده: mahmood
1390/9/2
با سلام وادب واحترام چگونه میتوان با سعی وتلاش ورقبت باوجود مشکلات به درجه علمارسید
نویسنده: فاطمی تبار
1391/3/28
خیلی از زحماتتون متشکرم. از مطلبتون خیلی استفاده کردم. یاعلی
نویسنده: پورحیدر
1391/11/18
با سلام و خدا قوت ممنون خیلی استفاده کردیم.
نویسنده: علیرضا خضری فرد
1391/12/14
خیلی جالب بود . لذت بردم
نویسنده: محمد حسین عابدی
1391/12/14
خیلی جالب بود . لذت بردم
نویسنده: محمد مهدی عسگری
1391/12/14
خیلی خوب بود . چالب بود . من از مدرسه علامه حلی قم هستم .
نویسنده: حبیب الله حقانی وند
1392/1/12
زندگی علامه حلی مرا که کوچکترین فرد اجتماع شیعیان ایران هستم تحت تاثیر قرارداد امیداست زندگی نامه سایر عما را به همین صورت تنظیم نمایید