سید رضی
منابع : | تاریخ درج : ‎1387/7/18 | بازدید : 7256
نام هاي ديگر : محمد بن حسین - شریف رضی - ابو الحسن رضی
قرن : قرن5
آثار : تلخیص البیان عن مجازات القرآن - حقایق التاءویل فی متشابه التنزیل - معانی القرآن - نهج البلاغه - خصایص الائمه - الزیادات فی شعر ابی تمام - تعلیق خلاف الفقهاء، - كتاب مجازات آثار النبویه - تعلیقه بر ایضاح ابی علی - الجید الحجاج - مختار شعر ابی اسحق الصابی - ما دار بینه و بین ابی اسحق من الرسائل - دیوان اشعار - الجید من شعر ابی الحجاج

 

بر ساحل نهج البلاغه

ستاره ای از افق بغداد 

هنوز یك قرن از غیبت خورشید پرفروغ آسمان امامت - حضرت مهدی (عج ) - نگذشته بود كه ستاره ای از افق بغداد درخشیدنگرفت و نور امیدی بر دل عاشقان و منتظران نشاند.
او به سال 395 ق.


[1]در محله شیعه نشین كرخ بغداد، در خانه ای كه ازگلهای عطر آگین ایمان و اخلاص و روشنایی علم و عمل آذین بندی شده بود، دیده به جهانگشود و نام زیبای((محمد))به خود گرفت . محمد كه بعدها به((شریف رضی))و((سید رضی))شهرت یافت از خاندانی برخاست كه همه از بزرگان دین وعالمان و عابدان و زاهدان و پرهیزكاران كم مانند و روزگار بودند.
پدر و مادر سیدرضی هر دو از سادات علوی و از نوادگان سرور آزادگان حسین بن علی علیه السلام بودند.نسب وی از جانب پدر با پنج واسطه به امام هفتم می رسد.([2])از این رو گاهی شریف رضی را((رضوی))می خوانند. و از طرفمادر نسب وی با شش رابطه می خوانند و از طرف مادر نسب وی با شش رابطه به امام زینالعابدین علیه السلام می رسد.([3])
در جلالت و عظمتشاءن فاطمه مادر شاءن فاطمه مادر رسید رضی همین بس كه می گویند: شیخ مفید رحمة اللهكتاب((كتاب النساء))رابرای او نوشته و در مقدمه كتاب از او به بانویی محترم و فاطمه یاد كرده است.([4])
خوابسرنوشت ساز 
قرن چهارمپنجم ق . برای بغداد دوران طلایی به حساب می آید. زیرا در آن موقع از نظر علم و ادب، بغداد به اوج شهرت و عظمت خود رسیده بود و وجود ستارگان درخشان آسمان پرفروغ علمو معرفت ، تشنگان فضیلت را به ضیافت كوثر دعوت می كرد. از جمله آنان دانشمندانفرزانه و فقیه یگانه محمد بن محمد بن نعمان مشهور به شیخ مفید بود كه در آن دیارحوزه درسی برپا كرد و به پرورش استعداد پرداخت و روز به روز بر رونق آن افزوده میشد.
روزی همچون گذشته شیخ بزرگوار و عصاره تقوا، به منظور تدریس قدم بر((مسجد براثا))گذاشت و درس راشروع كرد. چند لحظه ای از شروع درس ‍ نگذشته بود كه ناگهان نفسهای گرم استاد در پشتقفس برخاست ...: سلام علیكم ، بفرمائید!
طلبه ها به پشت سر برگشتند و در مقابلدیدگان زده خود بانوی محترمی را دیدند كه دست دو فرزند كوچك را گرفته بود. بانویپاكدامن در كمال متانت رو به شیخ كرد و گفت : ای شیخ ! اینان دو فرزند((سید مرتضی))و((سید رضی))هستند، به خدمت شماآورده ام تا فقه به آنان بیاموزی.
با شنیدن این كلام شیخ شروع به گریستن كردو...
حاضران در وادی حیرت پی علت می گشتند تا اینكه كلمه((شگفتا))ی استاد آنها را متوجهخود ساخت . شیخ با چشمانی اشك آلود گفت:((حالا حقیقتبرایم آفتابی شد و رؤ یای شگفتم تعبیر گردید.))
وبعد در دوران حیرت پی بحث به استراحت پرداخته بودم خواب دیدم در همین مسجد نشسته امو مشغول تدریس هستم . در خواب بی بی دو عالم ، فاطمه زهرا علیه السلام را دیدم كهدست دو فرزندش امام حسن و امام حسین علیه السلام را گرفته بود و رو به من فرمودند:ای شیخ ! دو فرزندم حسن و حسین را پیش آوردم تا فقه فقه شان بیاموزی.
هنوزحلاوت حضورشان رامی چشیدم كه از عالم خواب بیدار شدم و در دریای تفكر فرو رفتمخدایا! من كجا و استادی دو امام معصوم كجا؟! با این افكار به مسجد آمدم تا اینكهاین سلالهب ء زهرای اطهر علیه السلام با دو غنچه از گلستان محمدی از در مسجد واردشدند و من به تعبیر رؤ یای خود رسیدم.
از همه روز شیخ مفید و تربیت سید مرتضی وسید رضی را به عهده گرفت و در پرورش آنان نهایت سعی و تلاش خود را به عمل آورد.([5])

 دلباخته علم و معرفت 

سید رضی از همان اوایلكودكی با اشتیاق فراوان به تحصیل و فراگیری علوم رو آورد. وی علاوه بر جدیت وپشتكاری برخوردار بود كه پیشرفت علمی و ادبی او را سرعت می بخشید. در حقیقت در قرنچهارم تا حدودی از بین رفته بود. از این رو در دو فرقه بزرگ و نیرومند تشیع و تسنندر جوی مسالمت آمیز زندگی می كردند و روح تفاهم و هبستگی باعث شده بود كه دانشمندانهر دو فرقه به طور آزاد به ارائه افكار و اشاعه مذهب بپردازند. سید رضی از این فرصتاستثنایی بهره های فراوان برد و علوم مختلف مانند قرائت قرآن ، صرف و نحو، حدیث ،كلام ، بلاغت فقه ، اصول تفسیر و فنون شعر و غیره را بیاموخت تا اینكه در بیستسالگی از تحصیل بی نیاز گشت و خود در صف استادان و محققان نامدار قرار گرفت.
عدهای از دانشمندان نام آوری كه سید رضی نزد آنان به كسب دانش ‍ پرداخته عبارتاند از:
1 -
ابو اسحاق ابراهیم بن احمد طبری (متوفی 393 ق .) فقیه و ادیب ونویسنده زبر دست كه سید رضی قرآن را در دوران كودكی نزد وی آموخت.
2 -
ابوعلیفارسی (متوفی 377 ق .) نام آور دانش و ادب و پیشوای علم نحو در عصر خود.
3 -
ابوسعید سیرافی (متوفی 368 ق ) دانشمند بزرگ و نحوی كه مسند قضاوت بغداد را به عهدهداشت.
4 -
قاضی عبدالجبار بغدادی ، متخصص علم حدیث و ادبیات.
5 -
عبدالرحیم بن نباته (متوفی 374 ق .) از خطبای بلند آوازه و نامدار شیعه ، مشهور بهخطیب مصری . سید رضی مقداری از فنون شعر را از وی آموخت.
6 -
ابومحمد عبداللهبن محمد اسدی اكفافی (متوفای 405 ق .) عالم فاضل و پرهیزكار و مسند نشین قضاوت دربغداد.
7 -
ابوالفتح عثمان بن جنی (متوفی 392 ق .) ادیب ماهر در علم نحو و صرف.
8 -
ابوالحسن علی بن عیسی (متوفای 420 ق .) شعر شناس و پیشوای علم لغت وادبیات.
9-
ابوحفص عمر بن ابراهیم بن احمد الكنانی ، محدث ثقه كه سید رضی از اوحدیث فرا گرفت.
10 -
ابوالقاسم عیسی بن علی بن حدیث بن داوود بن جراح (متوفی 350ق .) لغت شناس و محدث بزرگ و مورد اعتماد.
11 -
ابوعبدالله مرزبانی (متوفای 384ق .) حدیث و مورد اعتماد شیخ صدوق رحمة الله.
12 -
ابوبكر محمد بن موسیخوارزمی (متوفی 403 ق .) فقیهی سترگ و استاد حدیث كه سید رضی و دیگران از وی فقهآموختند.
13 -
ابومحمد هارون تلعكبری (متوفای 385 ق .) فقیهی جلیل القدر و صاحبكتاب جوامع در علوم دین.
14 -
ابو عبد الله محمد بن محمد نعمان مشهور به شیخمفید (متوفای 413 ق .) از دانشمندان كم مانند عالم اسلام.([6])
شعرمتعهد 
سید رضی ازبزرگترین صاحبان فصاحت و بلاغت بود كه از دركی صحیح و ذوقی سلیم برخوردار بود. ویاولین چكامه قصیده اش را در مدح و ستایش ‍ نیاكانش (اهل بیت صلی الله علیه و آله همآوازه با خروش دجله روان ساخت . او در آن هنگام بیش از 9سال نداشت اما چنان مهارتیاز خود نشان داد كه همگان ، را شگفت زده كرد. او در طول حیات شعر و شاعری گذاشت كهلقب((اشعر قریش))و((اشعر عرب))(سرآمد شعرای قریشو عرب ) را به خود اختصاص داد و آثار گران بهایی از جمله دیوان اشعار كه به گفتهثعالبی چهار مجلد می باشد به یادگار گذاشت.([7])
پدر بزرگوارش تاانقراض حكومت پر اقتدار عضدوالدوله دیلمی در قلعه شیراز زندانی بود و در طول اینهشت سال ، شریف رضی كه دوران كودكی خود را می گذراند در هاله ای از غم و اندوه بهسر می برد.
در دوران زمامداری صمصام الدوله ، ابواحمد پدر سید رضی از بند اسارتآزاد گشت و سید رضی با سرودن اشعاری مقدم پدر از گرامی داشت.([8])

شیفته خدمت نه تشنه قدرت 

سید رضی دانشمندی متعهد، وظیفهشناس و عاشق خدمت بود. او تحصیل علم را برای روشنگری افكار و اندیشه های جامعه میخواست و از نفوذ اجتماعی و سیاسی خود به منظور تشكل نیروهای مخلص و یاری رساندن بههمنوعان خود استفاده می كرد. سید رضی هیچگاه خود را در كنج كتابخانه و گوشه مسجد ومدرسه محبوس و محصور نساخت و هرگز در را روی محبوس نبست . جوانمردی همچون سید رضیرسالت خود را فقط در بحث و تحقیق و تاءلیف و شعر و شاعری نمی دید بلكه با پیروی ازجد بزرگوارش امیر مؤ منان علی علیه السلام به دستگیری از محرومان و ستمدیدگان میشتافت و نصرت دین خدا را هدف نهایی خود حكومت مردان فرومایه و غاصبان خلافت قرارگیرد. او شیفته خدمت بود نه تشنه قدرت . از این رو تنها مسئولیتهایی را به عهدهگرفت كه ویژگیهای مردمی داشت ؛ مانند نقابت علویان ، امارت حاجیان و دیوان مظالم.([9])
ترفند سیاسی 
سید رضی همه خلفای بنی عباس را غاصب می دانست و از آنها متنفر بود،بخصوص از((القادربالله)).الله مردی خود خواه و جاه طلب و متعصب و پركینه و عقده ای بود و در پی بهانه ای میگشت تا ابهت و شخصیت اجتماعی و وجهه علمی و روحانی سید رضی را از بین ببرد. از طرفیدیگر سید رضی در همان زمان تنفر و انزجار خود را طی اشعاری آشكار ساخت كه همچون رعددر همه جا پیچید و غوغایی به پا كرد...
((من لباسذلت در دیار دشمنان بپوشم ، حال آنكه در مصر علوی (شیعی ) حكومت كند!
هنگامی كهاشعار آتشین سید رضی به گوش خلیفه رسید سخت برآشفت . و بر مجلسی برپا كرد تا سیددلتنگی و نفرت خود را از حكومت بنی عباس ‍ و بغداد ( مركز خلافت عباسیان ) دل آزردهكند در مصر - سرزمین علویان - به سر می برد.
سید رضی با تمام شهامت و شجاعت دعوتخلیفه را رد كرد و در مجلس ‍ وی حاضر نشد. از این رو خلیفه غضبناك شد. سید رضی رااز تمام مسئولیتهای مهم اجتماعی بركنار كرد.([10])
در مجلس خلیفهصورت جلسه ای هم تدارك دیده بودند كه می خواستند از آن بر ضد حكومت علویان مصركنند. وقتی صورت جلسه را برای امضا پیش سید رضی آوردند از امضای آن امتناعورزید.

روح حماسی 

سید رضی سخنوری شجاع و بی باكاقیانوسی بیكران و روحش سراسر امواج خروشان حماسه بود كه بر ساحل نظاره ها رخ مینمود و از بیشه بی انتهای دلش درختان پرصلابت شهامت به بلندای مجاهدت ، قد بر میافراشت . او از هیچ مقام و قدرت و صاحب منصبی واهمه به دل راه نمی داد. سیدوالامقام همه خلفای بنی عباس را غاصبان خلافت و ولایت و حكومت اسلامی می دانست و هرچند بنا به شرایط نامناسب زمان مجبور به مبارزه منفی بود، با این حال لحظه ای ازفكر براندازی نظام و ترسیم كربلا و تجدید عاشورا غافل نبود. او همیشه به انتظاریاری بخت و مساعدت زمان به سر می برد تا بر ضد طاغوتیان و حاكمان ظلم و جور، خروشیبی امان از دل پر جوش حسنیان برآورد و با خشكاندن ریشه ظلم و فساد، زمامداری امتاسلامی را به دست گیرد و بار دیگر عدل علی علیه السلام را بگستراند. آن سید مجاهدافكار انقلابی خود را در مجالس ‍ خصوصی ، ضمن اشعار حماسی به رفقای صمیمی و هم مرامخویش بازگو می كرد.([11])و بنا به فكر بلند سیاسی كه داشت خود را برتر ازخلیفه می دانست.
سید رضی روزی نزد((الطایع بالله))نشسته بود و بی اعتنا به جاه و جبروت خلیفه محاسنخود را به دست گرفته ، به طرف محاسن خود را به دست گرفته ، به طرف بینی بالا میبرد.خلیفه روباه صفت كه خواست بر سید طعنه بزند و قدرت پر زرق را به رخ او بكشد، روبه سید گفت:
گمان می كنم بوی خلافت را استشمام می كنی ؟!
سید رضی با همانمتانت و شجاعت همیشگی پاسخ داد:
بلكه بوی نبوت را استشمام می نمایم!([12])

بوستان معرفت 

سید رضی به سبك جالب و بی نظیر حوزه های علمیه ، در حین فراگیری وقبل از فارغ التحصیلی ، اقدام به پرورش طالبان علم و جویندگان معرفت كرد. وی دربوستان معرفتش به پرورش شاگردانی پرداخت كه هر یك از آنان افتخار می ورزید. به طوریكه هر یك از آنان مانند قمری در فلك علم و فرهنگ می درخشند. نام آن واستگان به قرارزیر است:
1 -
سید عبد الله جرجانی ، مشهور به ابوزید كیابكی
2 -
شیخ محمدحلوانی
3 -
شیخ جعفر دوریستی (متوفی حدود 473 ق.)
4 -
شیخ طوسی (م 460 ق.)
5 -
احمد بن علی بن قدامه مشهور به این قدامه (م 486 ق.)
6 -
ابوالحسنهاشمی
7 -
مفید نیشابوری (م 455 ق.)
8 -
ابوبكر نیشابوری خزاعی (متوفی حدود 480ق.)
9-
قاضی ابوبكری عكبری (م 472 ق.)
10 -
مهیار دیلمی.([13])

اولین دانشگاه 

شریف رضی جوانمردی درد آشنا بود.او نیش حسادت و شماتت را بر عزلت ورهبانیت ترجیح می داد و در میدانهای خدمت كمر همت می بست و یك تنه مسئولیتهای سنگینو دشوار اجتماعی را بر عهده می گرفت.
سید بزرگوار در كنار كارهای بس سنگیننقابت و دیوان مظالم و...همواره به فكر تحصیل طلاب بود.از این رو در پی طرحی نو بهمنظور بالا بردن سطح معلومات شاگردان افتاد كه نتیجه اندیشه اش ایجاد دانشگاه شبانهروزی شد كه تا آن زمان سابقه نداشت.((او با اینكه ازتمكن مالی كم بهره بود مع الوصف نداشت .وقتی دید گروهی از طالبان علم و شاگردانشپیوسته در ملازمت او هستند خانه ای تهیه كرد و آن را به صورت مدرسه جهت شاگردان خوددرآورد و نامش را((دارالعلم))نهاد و تمامی نیازمندیهای طلاب را برای آنها فراهم كرد سیدرضی برای دارالعلم كتابخانه و خزانه ای با كلیه وسایل و لوازم فراهم كرد.([14])
باید دانست كه تاءسیس دارالعلم سید رضی ده هاسال پیش از تاءسیس ‍ مدرسه نظامیه بغداد و با وجود هنگفت دولتی از سوی خواجه نظامالملك طوسی (سال 457 ق .) صورت گرفته است .او تقریبا حدود هشتاد سال بعد از سید رضیبه این كار اقدام ورزیده است.([15])

جلوه های تربیتی 

سید رضی مردی خود ساخته و پیراستهبود و شخصیت و عظمت افراد را در ارزشهای والای انسانی و معنویات می دید. از این رودر تمام عمرش ‍ همواره میانه روی را پیشه خود ساخت . چرا كه با روح قناعت در غنایحقیقی به سر می برد.وی هیچ گاه دست طمع به سوی دیگران دراز نكرد. به همین سبب ،علوهمت و مناعت طبع شریف رضی ، زبانزد عام و خاص ‍ گشته بود.در مورد خصوصیات اخلاقیسید رضی قضایای زیادی نقل شده است كه به یكی از آنها اكتفا می كنیم:
از ابیمحمد مهلبی ، وزیر بهاءالدوله نقل كرده اند كه می گفت:
روزی به من خبر رسیدخداوند به سید رضی پسری عنایت كرده است . فرصت را غنیمت شمردم و خواستم به بهانهاین مولود صله ای به سید رضی بدهم . به غلامان دستور دادم طبقی حاضر كردند و دوهزاردینار بر طبق گذاشتم و به رسم چشم روشنی و هدیه برایش فرستادم.
سید قبول نكردهو پیغام داده بود كه : لابد وزیر می دانند و اگر مطلع نیستند، بدانند كه من از كسیصله قبول نمی كنم.
به امید اینكه اصرارم ثمر بخشد دوباره طبق پر سیم و زر رافرستادم گفتم : این هدیه ناچیز را قبول بفرمایید و به قابله ها بدهید.
او آنهارا دوباره پس فرستاد و جواب داد:قابله ها غریبه نیستند و رسم ما بر این نیست كهبیگانگان به خانه ما رفت و آمد داشته باشند. آنها از بستگان خودمان می باشند و چیزیهم نمی پذیرند.
برای بار سوم طبق را فرستادم و گفتم :حال كه خود قبول نمی كنیدبین طلبه هایی كه پیش شما درس می خوانند تقسیم كنید.چون طبق را آوردند استاد درحضور طبله ها فرمود:طلبه ها خودشان حاضرند!بعد رو كرد به شاگردان و گفت :هر كس بهاین پولها محتاج است بردارد.
در این هنگام یكی از آنان برخاست دیناری (طلا)برداشت و قسمتی از آن را قیچی كرد و بقیه را سر جایش گذاشت .دیگر طلبه ها همچیزی را برنداشتند.
شریف رضی از آن طلبه پرسیده : برای چه این مقدار برداشتی؟!
وی گفت : شب گذشته هنگام مطالعه روغن چراغ تمام شد، خادم نبود كه از انبارمدرسه روغن بدهد،از فلان بقال مقداری روغن چراغ نسیه كرده ام . حالا این قطعه طلارا برداشتم تا قرض خود را اداء كنم!
سید رضی تا این سخن بشنید دستور داد عددطلاب كلید ساختند تا هر كس چیزی لازم داشت كلید انبار را همراه داشته باشد.([16])

قطرهای از دریای بیكران 

سیدرضی در دوران جوانی به تفسیر و توضیح آیات الهی روی آورد. عشق و علاقه وی به قرآناز همان اوایل كودكی آغاز شده بود.چنانكه بعد از یادگیری ، انس دایم و رابطه همیشگیبا قرآن برقرار كرد.او همواره با زمزمه كلام الهی آینه دل را جلا می بخشید. بعد ازگذراندن علوم مختلف قرآنی علاوه بر شیرینی قرائت دوران كودكی ، خود را با دنیایی اززیباییهای روح بخش همراه می یافت كه وسعتش بی انتها و غایتش بی منتها بود.سید رضیمحو در جمال تابناك آیات الهی دست به قلم برد تا قطره ای از دریای بیكران تعالیمشرا بر صفحه روزگار جاری سازد.ثمره این تلاش با اخلاص ‍ سه گنجینه گران سنگی است كهبرای نسلهای آینده به یادگار گذاشت:
1 -
تلخیص البیان عن مجازات القرآن
2 -
حقایق التاءویل فی متشابه التنزیل
3 -
معانی القرآن
دیگر تاءلیفات سید رضیعبارتند از:
خصایص الائمه ، نهج البلاغه ، الزیادات فی شعر ابی تمام ، تعلیقخلاف الفقهاء، كتاب مجازات آثار النبویه ، تعلیقه بر ایضاح ابی علی ، الجید الحجاج، مختار شعر ابی اسحق الصابی ، كتاب((ما دار بینه وبین ابی اسحق من الرسائل))و دیوان اشعار.([17])
دیگر تالیفات سید رضی عبارتند از:
خصایصالائمه ، نهج البلاغه ، الزیادات فی شعر ابی تمام ، تعلیق خلاف فقهاء، كتاب مجازاتآثار النبویه ، تعلیقه بر ایضاح ابی علی ، الجید من شعر ابی الحجاج ، مختار شعرابیاسحق الصابی ، كتاب((ما دار بینه و بین ابی اسحق منالرسائل))و دیوان اشعار. ([18])

رسالت بزرگ 

هر روز كه سپری می شد برگ زرینی به دست توانای سید رضی بر تاریختابناك اسلام افزوده می گشت . او با قلمی روان و علمی فراوان خدمات ارزنده ای ارائهكرد. برای كتاب وحی تفسیر نوشت ، احكام فقهی تدوین كرد، با اشعار نغز و قصیده هایبلند خود سیل معارف روان ساخت و مسئولیت های طاقت فرسای دینی ، سیاسی ، اجتماعی رابر عهده گرفت ، و... با همه اینها خلاء و كمبود می كرد كه گویی برای رسالتی بس بزرگ.
وی می بایست از فضای آزاد به وجود آمده كمال استفاده را می برد و با شناساندناصالت شیعه ، اسلام واقعی را به جهانیان معرفی می كرد. سید رضی به خوبی می دانست كهرسالت بدون امامت ناقص است و شهر علم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدون وجودعلی علیه السلام شهری بی دروازه می ماند و بدون معصوم قرآن بدون مفسر خواهد بود. میبایست قدم به میدان گذاشت و اقدامی كرد و كاری را كه انجام آن برای گذشتگان میسرنگشته است به سر منزل مقصود رساند.
شریف رضی با این تفكر الهی كار بزرگی راآغازید. همان كاری كه ثمره شیرینش در كلام بلند مولا علی علیه السلام به بار نشست وكتاب همیشه جاودان نهج البلاغه را به ارمغان آورده ، نام و یاد سید رضی را برایهمیشه زنده نگه داشت . در حقیقت او اولین عالمی است كه كلمات و خطبه های سراسربلاغت امیرالمومنان علی علیه السلام را گردآوری و تدوین كرد.

از دیدگاه دانشمندان اهل تسنن 

سید رضی از نظر مقامات بلند علمیو فضیلتهای ارزشمند اخلاقی خود را به مرحله ای رساند كه گوی سبقت از دیگران ربود تابدان حد كه خاص و عام ، دوست و دشمن و عالم و عامی به دیده احترامش می نگریستند وزبان به تعریف و تمجیدش می گشودند. دانشمندان و بزرگان اهل سنت درباره عظمت همیشهدرخشان سید رضی سخنان جالب توجهی دارند. كه در ذیل به پاره ای از آنها اشاره میكنیم.
عبدالملك ثعالبی ، شاعر معاصر سید رضی در كتاب تحقیقی و ادبی خویش((یتیمة الدهر))در وصف سید مینویسد:((تازه وارد ده سالگی شده بود كه به سرودن شعرپرداخت . او امروز سرآمد شعرای عصر ما و نجیب ترین سروران عراق و دارای شرافت نسب وافتخار حسب ، و ادبی ظاهر و فضلی باهر و خود دارای همه خوبی هاست.))([19])
خطیب بغدادی دركتابش موسوم به((تاریخ بغداد))می گوید:((...رضی كتابهاییدر معانی قرآن نگاشته است كه مانند آن كمتر یافته می شود.))([20])
جمال الدین ابیالمحاسن یوسف بن تغری بردی اتابكی در كتاب((النجومالزاهره فی ملوك مصر و القاهره))می نویسد:
((سید رضی موسوی ، عارف به لغت و احكام و فقه و نحو و شاعریفصیح بود. او و پدرش و برادرش پیشوای شیعیان بودند.))([21])

غروبی نابهنگام 

آن روز شهر بغداد در تب و تاب و هیجان بود. نگاههای نگران و معنا دارمردم حاكی از اضطرابی بود كه كسی نمی خواست و نمی توانست باور كند. هرگز به ذهن كسینمی رسید كه به این زودی شاهد چنین حادثه غم انگیز و جانسوزی خواهد شد... اما هرچهبود تمام شده بود و دیگر گریزی جز پذیرفتن آن نبود. هركس به دیگری می گفت : شریفرضی درگذشت.((انالله و انا الیه راجعون)).
سید رضی در ماه محرم سال 406 ق . در سن 47 سالگی چشماز جهان فرو بست و جهان علم و عالم تشیع را در غم و ماتم فرو برد...
نوشته اندسید رضی استوانه علم و تقوا و سیاست ، از در گذشت مرموز و ناگهانی برادرش چنانمتاثر و متاسف شد كه در تاب دیدن جنازه او را نیاورد و از شدت حزن و اندوه به حرممقدس كاظمین علیه السلام پناه برد. از انبوه مردم جنازه سید رضی را تشییع كردند وفخرالملك وزیر بر جنازه وی نماز خواند پیكر پاكش را در خانه خود به امانت دفن وبعدها به حرم امام حسین علیه السلام منتقل كردند.
غم فراق برادر بر سید مرتضی بسسنگین بود. تنها و داغدیده سر به زانوی غم نهاده ، آه جانسوز از دل آتشین بر میكشید و مرثیه فراق می سرود: ای یاران ! داد از این فاجعه ناگوار كه بازوی مرا شكست!كاش جان مرا هم می گرفت!

 



[1]النجوم الزاهره ، یوسف بن تعزیری بردی اتابكی ، ج 4، ص 240.

[2]اعیان الشیعه ، سید محسن امین عاملی ، ج 9، ص 216.

[3]همان

[4]پیرامون نهج البلاغة ، سید محسنامین عاملی ، ج 9 ص 20.

[5]ر.ك : الغدیر، علامه امینی ، ج 4،ص 184.

[6]الشریف الرضی ، محمد هادی امینی ،ص 60 - 70.

[7]یتمة الدهر، ابن منصور ثعالبی ، ج 3، ص 131.

[8]سید رضی بر ساحل نهج البلاغة ،محمد ابراهیم نژاد، ص 29.

[9]ر.ك : همان ، ص 30 - 38.

[10]دائرة المعارف القرن العشرین ، محمد فرید وجدی ، ج 4، ص 253.

[11]سید رضی بر ساحل نهج البلاغة ، ص 39.

[12]با دانشمندانی شیع و مكتب آشنا شویم ، سید جواد امیری اراكی ، ج 3،ص 113

[13]الشریف الرضی ، ص 112 - 122

[14]سید رضی مؤ لف نهج البلاغه ، علی دوانی ، ص 161.

[15]همان ، ص 162

[16]اعیان الشیعه ، ج 9،ص 217.

[17]رجال النجاشی ، احمد بن علی نجاشی ، ص 283.

[18]رجال نجاشی ، احمد بن علی نجاشی ، ص 283.

[19]یتیمة الدهر، ج 3، ص 131.

[20]تاریخ بغداد، احمد بن علی الخطیب ، ج 2، ص 246.

[21]النجوم الزاهره ، ج 4، ص 240


ارسال نظر