مشخصات کتاب


نام کتاب : درآمدی بر عرف
بازدید : 252900
تاریخ درج : 1389/2/29
پدیدآورنده : جبار گلباغی ماسوله، سیدعلی
مترجم / مصحح : -
ناشر : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
محل نشر : قم
سال نشر : 1378
تعداد جلد : 1
صفحات : 304
قطع : وزیری
زبان : فارسی

تهیه توسط: دفتر تبلیغات اسلامی شعبه خراسان

فهرست مطالب

جستجو

کتابخانه > فقه و احکام دین > درآمدی بر عرف > گفتار هفتم: حجیت عرف > حجیت سیره ی متشرعه
حجیت سیره ی متشرعه

سیره های متشرعه ی جاری بین مسلمین از حیث تحقق زمانی به دو گونه فرو کاسته می شود:

1) سیره ای که مراحل نخستین آن به زمان معصوم علیه السلام برمی گردد؛ به گونه ای که معصوم علیه السلام خود یکی از عمل کنندگان و یا تقریر کننده ی آن سیره به شمار می آید.

چنین سیره ای بنابر نظر همه ی دانشیان حجت و دارای اعتبار است؛ چه این که چنین سیره هایی یا خود مستقیما مورد امضا و عمل شارع قرار گرفته و یا به وسیله ی سکوت و عدم ردع، رضایت و امضای قطعی او آشکار گردیده است و نیز بسیار بعیدمی نماید سیره ای که در بین متشرعه استقرار یافته و همواره بر مبنای آن عمل می شود، بدون جعل شرعی و دستور و رضایت شارع و تنها از روی طبع خود متشرعه تحقق یافته باشد؛ چه در این صورت، یعنی در صورت عدم جعل شرعی و عدم رضایت شارع، بر او است که به جهت آشکار شدن حقیقت، از آن سیره ردع و عدم رضایت خود را اظهار نماید. (18).

این حجیت و اعتبار که باید آن را از باب تقریر دانست، (19)سکوت و عدم ردع، و نه

[272]

اثبات عدم ردع برای کشف رضامندی و جعل شرعی کافی می نماید؛ (20)چه این که اگرمخالفتی از سوی شارع با سیره ی متشرعه وجود داشت، از آن جا که داعیه ای برای اختفای آن وجود ندارد، یقینا واضح و آشکار بود. این حجیت و اعتبار نه تنها هر دوگونه ی سیره ی متشرعه را در بر می گیرد، بلکه توانایی شمول ارتکاز متشرعه ی زمان معصوم علیه السلام را نیز دارا می باشد. (21).

در این جا از این نکته نباید غافل ماند که هر دو گونه ی سیره ی متشرعه کاشف ازرضامندی شارع اند و به طریق برهان «انی» از جعل شرعی پرده برمی دارند. چه این که هر دو نتیجه ی بیان و جعل شرعی اند، لیک گونه ی نخست به جهت انتفای احتمالی که در گونه ی دوم می رود، از حیث دلالت اقوی از گونه ی دوم سیره ی متشرعه می باشد. (22).

2) سیره ای که پس از زمان معصوم علیه السلام حادث شده و یا از زمان پیدایش آن اطلاعی در دست نیست؛ به گونه ای که نمی توان آن را به زمان معصوم علیه السلام متصل دانست.

چنین سیره ای از دید نوع دانشیان، اگر به عرف و بنای عقلا برگشت ننماید، عاری از اعتبار و حجیت است؛ زیرا بسیاری از سیره هایی که در جامعه ی مسلمین استقرار وشیوع یافته و یا شیوع می یابد، اگر ریشه یابی شوند، این نکته دریافت می گردد که نوعامنشا این سیره ها چیزی جز عواطف، اغراض شخصیه، تقلید، تسامح گری و... نبوده است که با گذشت زمان و پس از چند نسل به صورت سیره ی بین مسلمین شایع ورایج گردیده و آن چنان استقرار و قداستی یافته که هر گونه مخالفت و خروج بر آن هااز منکرات و بسیار زشت و ناپسند شمرده می شود. هر چند اگر در واقع این سیره مخالف با قانون اسلام و خارج از شرع باشد. بنابراین با توجه به آن چه گفته شد،

[273]

هیچ گونه اطمینانی باقی نمی ماند که بتوان گفت سیره هایی که امروزه بین مسلمین رایج است، همان سیره های زمان معصوم علیه السلام و یا متصل به آن زمان اند. با وجود چنین شک و عدم اطمینانی که ظاهرا گریزی از آن نیست، چگونه می توان به حجیت واعتبار این سیره ها دست یازید؟ به ویژه که شک در حجیت هر چیزی برای از بین بردن حجیت و اعتبار آن کافی شمرده می شود. (23).

در این جا در برابر این پرسش که آیا نمی توان این احتمال را درباره ی سیره های زمان معصوم علیه السلام به ویژه گونه ی دوم از سیره و یا در مواردی که دلیلی جز سکوت براعتبار سیره وجود ندارد، مطرح نمود؟ باید گفت: آن چه که می تواند گونه ی نخست سیره ی متشرعه را به آفت ذکر شده گرفتار آورد، احتمال غفلت از نفس فحص وسؤال یا غفلت از فحص تام و یا غفلت در فهم جواب بر فرض ارایه ی پرسش ومواردی همانند آن است که همه ی این احتمال ها غیر قابل پذیرش اند؛ زیرا سیره وسلوک متشرعه ی زمان معصوم و یا متصل به زمان معصوم علیه السلام سلوکی است عام که لااقل جمهور متدینین زمان تشریع را در برمی گیرد و پرواضح خواهد بود که درچنین صورتی نمی توان گفت که سیره ی مورد اتفاق همه ی این متدینین عصرمعصوم علیه السلام از خطا یا غفلت یا تسامح نشات یافته است؛ زیرا چنین احتمالی اگر چه می تواند درباره ی افراد معدودی متصور باشد، لیک درباره ی جمهور متدینین عصرتشریع منتفی است.

بنابراین منشا قراردادن غفلت بر تحقق سیره ی متشرعه در مساله ی شرعی محض همانند جهر در نماز، غیر قابل پذیرش است؛ زیرا این سخن معنایی جزپذیرش غفلت جمیع متشرعه و متدینین در قضیه ای حسی نخواهد داشت که این خود امری غیر قابل پذیرش است. در گونه ی دیگر سیره ی متشرعه نیز وضع چنین است؛ چه این که اگر چه گرایش ها و نکات عقلایی اقتضای جری بر طبق عرف و بنای

[274]

عقلا را دارا می باشد، لیک این که همه ی متشرعه با توجه به ویژگی متشرع بودنشان، از حکم شرعی مساله ای که بسیار مورد ابتلای شان می باشد، غفلت ورزند و بدون پرسش و تفحص و استفسار از موقف شرعی آن، به عرف و طبیعت عقلانی خودروی آورند و برطبق آن عمل کنند، نیز امری است غیر قابل پذیرش. (24).

18) فوائد الاصول، ج 3، ص 192، 194؛ نهایة الافکار، ج 3، ص 137؛ تهذیب الاصول، ج 2، ص 135؛ دروس فی علم الاصول، ج 1، ص 264، 276؛ بحوث فی علم الاصول، ج 4، ص 242، 248؛ اصول الفقه، ج 2، ص 174؛ الاصول العامة للفقه المقارن، ص 199؛ درآمدی بر حقوق اسلامی، ج 1، ص 368.19) به عنوان نمونه رک. بحر الفوائد، ج 3، ص 53؛ الاصول العامة للفقه المقارن، ص 199.20) نهایة الافکار، ج 3، ص 137.21) الاصول العامة للفقه المقارن، ص 201.22) بحوث فی علم الاصول، ج 4، ص 242، 248.23) دروس فی علم الاصول، ج 1، ص 264؛ الاصول العامة للفقه المقارن، ص 199؛ اصول الفقه، ج 2، ص 174، 175، 176؛ درآمدی بر حقوق اسلامی، ج 1، ص 368.24) المعالم الجدیده، ص 168؛ دروس فی علم الاصول، ج 1، ص 276؛ بحوث فی علم الاصول، ج 4، ص 242، 248.