لطیفه ها و حکایت هایی از قناعت / عسگری، فاطمه
منابع : | تاریخ درج : ‎1390/11/8 | بازدید : 1545
کلید واژه ها :

جمعی از یاران عیسی(ع) که حضرت آب و غذای آنها را تأمین می کرد، پرسیدند: «یا عیسی! وقتی تشنه و گرسنه می شویم، تو به ما آب و غذا می دهی و در سفرها نیز همراه توییم و عجایب فراوان می بینیم. در جهان چه کسی بهتر از ماست؟» فرمود: «کسی که از دست رنج خودش بخورد.» آنان از آن پس، شغل گازری[23] برگزیدند و از مزد آن، با قناعت زندگی کردند.[24]
 
گویند یکی از بزرگان درباری در راه خود به حکیمی برخورد که از مال دنیا به خانه ای کوچک قناعت کرده بود و خوراکی جز مقداری سبزی نداشت. با او هم سخن شد و گفت: این دیگر چه زندگی عجیبی است که برای خودت برگزیده ای؟ اگر بیایی و مانند من در خدمت شاه باشی، خوراکت برّه بریان خواهد بود و صاحبِ مقام و مرتبه خواهی شد. حکیم گفت: اگر تو هم مانند من راه قناعت در پیش بگیری، همین غذای اندک هم برای تو زیاد است و دیگر لازم نیست کمرِ خدمتِ شاهان ببندی و همیشه نگاهت به دست دیگران باشد.[25]
 
مردی بر عارضی گذشت که نان و سبزی و نمک می خورد. به او گفت: «ای بنده خدا! از دنیا به همین خرسندی؟» گفت: «می خواهی کسی را به تو نشان دهم که به بدتر از این خرسند است؟» گفت: «آری.» گفت: «آن که به عوض آخرت، به دنیا خرسند است».[26]
 
شخصی، از ارسطو پندی حکیمانه طلب کرد. چنین پاسخ داد: هیچ ارزش نیست در آن چیز که به عدم ثبات موصوف است؛ پس قناعت ورز، تا مستغنی و بی نیاز گردی. [27]
 
به حکیمی گفتند: «چیزی برتر از طلا دیده ای؟» گفت: «بله! قناعت».[28]
 
به رنجوری[29] گفتند: «دلت چه می خواهد؟» گفت: «آنکه دلم چیزی نخواهد».[30]
 
جالینوس در گفتاری پندآموز و نغز می گوید: «قناعت، سد راه فقر است».[31]
 
حکیمی در کلامی ره گشا گفته است: «انسان قانع، در دنیا عزیز است و در آخرت، ثواب کار».[32]
 
پی نوشت ها
[23]. گازری: رخت شویی. 
[24]. حسین بن احمد نیشابوری، گزینه روض الجنان و روح الجنان، تصحیح: احمد احمدی بیرجندی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1380، چ 1، ص . 
[25]. علی اکبر احمدی و مرتضی رشیدی، زنجیره زرین، تهران، اهل قلم، 1381، چ 1، ص 109 و 110. 
[26]. شیخ بهائی، کشکول، ترجمه: عزیزالله کاسب، تهران، گلی، 1378، چ 5، ص 319. 
[27]. نک: کاظم مقدم، هزار و یک مطلب خواندنی، تهران، حافظ نوین، 1380، چ 1، ص 118. 
[28]. کشکول، ص 337. 
[29]. رنجور: بیمار. 
[30]. سعدی، گلستان، تصحیح: هیوا مسیح، تهران، انتشارات خجسته، 1381، چ 1، (باب قناعت)، ص 113. 
[31]. هزار و یک مطلب خواندنی، ص 217. 
[32]. کشکول، ص 587.

ارسال نظر