عقل در علم کلام)دیدگاه اشاعره)
منابع : | تاریخ درج : ‎1387/10/22 | بازدید : 1289
کلید واژه ها :

مسئله حجیت عقل در علم کلام، در بحث حسن و قبح عقلی مطرح می شود. دیدگاه هایکلامی مربوط به حجیت عقل، عبارت است از:

1.عده ای، مانند بعضی از «اشاعره » ، عقل را در بازار احتجاج سهیم نمی دانند وبا نفی هرگونه ارزش ابتکار و نوآوری از عقل و انکار حسن و قبح عقلی می گویند: عقل،حسن و قبح چیزی را درک نمی کند. آن چه را که شارع مقدس دستور داده، حسن است و آن چهرا که نهی کرده، قبح است (7).از منظر متفکر اشعری، عقل مستمع خوبیاست، نه متکلم; و هرگز قدرت بیان چیزی را از خود ندارد.

2.بعضی عقل را در احتجاج سهیم می دانند، ولی آن را زیر مجموعه سنت قرارمی دهند.

3.بعضی، مانند محققان از «امامیه » برای عقل (برهان عقلی) استقلال قایلند و اورا صاحب کرسی فتوا می دانند.

مراحل بحث از حسن و قبح

در حسن و قبح سه مرحله است که یکی پس از دیگری باید بحث و بررسی شود:

1.آیا حسن و قبح، ذاتی همه اشیاءاست؟

2.اگر حسن و قبح، ثبوتا ذاتی اشیاء است، آیا راهی برای اثبات و درک آن وجوددارد؟

3.اگر اثبات شود که عقل می فهمد، چه چیزی حسن است و چه چیزی قبیح، آیا محصولحکم عقل، صرف مدح و ذم دنیایی است و یا ثواب عقاب اخروی را نیز به همراه دارد؟

در همه این مراحل سه گانه، اختلاف است. محققان امامیه بر آنند که حسن و قبح، دربرخی موارد، ذاتی اشیاء است و اگر حسن و قبح ذاتی بود، عقل ضرورتا آن ها را درکمی کند.آن ها می گویند: همان گونه که مدح و ذم دنیایی، بر آن مترتب می شود، ثواب یاعقاب اخروی نیز خواهد داشت و وقتی عقل، ثواب و عقاب را از راه حسن و قبح چیزی درککرد، قهرا چنین عقلی می تواند دلیل اثباتی دین باشد.

اشاعره و بحث حسن و قبح عقلی

اشاعره، در آغاز بحث، محل نزاع را تحریر کرده، چنین گفته اند: حسن و قبح، سهمحور دارد: دو موردش مقبول همه و از محل نزاع بیرون است، ولی یک مورد آن مورداختلاف است.محورهای یاد شده عبارت است از:

یکم. حسن به معنای ملایم با انسان; چنان که منظره خوب برای باصره، زیبا، حسن وملایم است، یا غذاهای خوب برای دستگاه گوارش حسن و برای ذائقه، زیبا و ملایم است.بنابراین آن چه که برای قوه ای از قوای ظاهری یا باطنی ملایم باشد، حسن است و هر آنچه که برای آن ناملایم باشد، قبیح است.این معنا از حسن و قبح مقبول همگان است، ولیاز محل بحث بیرون است.

دوم. حسن و قبح به معنای کمال و نقص; چنان که علم حسن است - یعنی کمال است - وجهل، قبیح - یعنی نقص است - یا قدرت حسن است و عجز، قبیح است.این معنا از حسن و قبحنیز مقبول همگان است و از حریم بحث بیرون است.

سوم. حسن و قبحی که محل بحث است، این است: آیا عقل می تواند درباره افعال انسانفتوا داده، بگوید: فلان کارخوب است و فلان فعل بد؟ در این جا سخن از اشیاء و اشخاصنیست، بلکه سخن از افعال و عناوین آن ها است. اشاعره می گویند: این قسم از حسن وقبح را عقل نمی فهمد و فقط به دست شارع است. اگر شارع مقدس به چیزی امر کرد، کشفمی کنیم که آن «مامور به » حسن است و اگر شارع مقدس از چیزی نهی کرد، می فهمیم آنشی ء «منهی عنه » قبیح است. این گروه عقل را زیر مجموعه سنت قراردادند، زیرا عقل دراین صورت، کاشف از امر و نهی شارع است، نه مبتکر و نوآور.

بنابراین چون با انکار حسن و قبح، راهی برای توجیه احکام و اخلاق و حقوق نیست،اشاعره به کلی منکر حسن و قبح نشدند، بلکه آن ها می گویند: عقل، حسن و قبح به معنایکمال و نقص و ملایم و منافر را درک می کندو هم چنین مدح فاعل کار حسن (مانند عدل) وقدح فاعل کار قبیح (مانند ظلم) را درک می نماید، اما آنان به این مرحله راه پیدانمی کنند که بگویند: چیزی را که عقل به حسن یا قبح او فتوا داد، نقل هم آن رابپذیرد و ثواب و عقاب را بر آن مترتب بداند، به گونه ای که انجام آن کار، بهشت یاجهنم را به دنبال داشته باشد.

پی نوشت ها:

1.بحارالانوار، ج 1، ص 116.

2.سوره شمس، آیه 8.

3.سوره روم، آیه 30.

4.بحارالانوار، ج 101، ص 405.

5.همان، ج 26، ص 33.

6.سلب حجیت از قیاس، پیش از آن که در فقه مطرح گردد، در فن اصول فقه که عهده داربحث حجیت و عدم حجیت است، مطرح شده است; و نیز قبل از طرح آن در فن اصول فقه، درمنطق که درباره حجت و اقسام آن - از قبیل: قیاس، تمثیل و استقراء - و راز ورمز حصرحجیت در سه قسم، گفت و گوی مستدل دارد، مطرح شد و تاریخ گسترده آن به پیش از اسلاممی رسد.

7.شرح مواقف، ج 8، ص 181; شرح مقاصد، ج 4، ص 282.

ارسال نظر