کتاب شناسی حکومت اسلامی (5) / حقیقت، سید صادق
منابع : اندیشه سیاسی در اسلام | تاریخ درج : ‎1385/5/3 | بازدید : 4346
کلید واژه ها :

خلافت و ولایت از نظر قرآن و سنت.

شریعتی مزینانی، محمدتقی (و دیگران) .چاپ اول: تهران، حسینیه ارشاد، 447.1349 ص.

کتاب حاضر مجموعه سخنرانی هایی است که در حسینیه ارشاد ایراد شده و سپس استخراج و اصلاح شده و به صورت کتاب عرضه گردیده است.موضوع محوری مباحث این کتاب، خلافت، امامت و ولایت است.

موضوع اول کتاب، «خلافت و ولایت در قرآن و سنت» نام دارد که محمدتقی شریعتی به رشته تحریر در آورده است.مؤلف با توجه به اهمیت مسئله زمامداری و رهبری، ابتدا آیاتی از قرآن را که متعرض موضوع زمامداری و ولایت شده آورده و به تفسیر و تحلیل این آیات پرداخته است.او سپس سیره پیامبر (ص) در موضوع خلافت بعد از خویش و اهتمام آن حضرت به این مسئله را موشکافی کرده و از جمله وقایع مربوط به صدر اسلام، به غدیر خم و ماجرای سقیفه اشاره نموده است.وی در بررسی آیات مربوط به موضوع خلافت و امامت، آیه اکمال دین و اتمام نعمت را برای استدلال خویش برگزیده است.نویسنده در بخشی از مقاله خویش، به تفاوت قانونگذاری اسلام و قوانین بشری، اسلام و شورا پرداخته است.

نویسنده می گوید که قانونگذاری بشری، ویژه حکومتهای دموکراسی است که بر حسب احتیاجات زمان وضع می شوند و گاهی قوانین وضع شده مفاسدی را نیز در پی دارد.اما قوانین اسلامی، قوانین خدایی است و تابع هوسهای مردم و واضعان قانون نیست.در حکومت اسلامی، حکومت از آن قانون است و قانون هم مصالح مردم را در نظر دارد، نه تمایلات آنان را.در حقیقت حکومت اسلامی، حکومت مصلحت است و فطرت، نه هوسهای عامه.

به نوشته مؤلف، اسلام که یک مکتب کامل است، برای حاکم حکومت، پیش بینی لازم را به عمل آورده است (گزینش علی (ع) به امامت) .هدف حکومت اسلامی نیز، اجرای احکام اسلام است.

به اعتقاد نویسنده، از ویژگی های حکومت اسلامی، مشارکت دادن مردم در حکومت است که از طریق قانون شورا، این امر تحقق پذیر است.استفاده از شورا، سیره عملی پیامبر (ص) در حوادث و موضوعات اجتماعی بوده است؛ اما در دستورها و احکام، مشورت وجود ندارد.امر وصایت و خلافت، جزو اموری است که مشورت بردار نبوده و پیامبر (ص) شخصا تصمیم گرفته و علی (ع) را به امامت بعد از خویش برگزیده است، غدیر خم گویای این حقیقت است.عدول از واقعیت غدیر، انحرافی در تاریخ اسلام بود که اثرات سوئی را در شیوه حکومت و در میان امت بر جای گذاشت؛ هر چند اختلاف شیعه و سنی بر سر فرد نیست و اختلافها اصولی و ریشه دار است.

مقاله دوم کتاب، تفسیر و بررسی آیه مباهله است.نویسنده از این قضیه به عنوان بحثی کلامی و اعتقادی در دو مسئله امامت و نبوت استفاده کرده است.

«ولاها و ولایتها» ، عنوان مقاله مرتضی مطهری است.او ابتدا ولایت را معنا کرده، و یک معنای آن را تصدی و صاحب اختیاری بیان می کند.نویسنده معتقد است که در قرآن از دو نوع ولای منفی و مثبت سخن به میان آمده است.ولای منفی، پرهیز از ولایت پذیری غیر مسلمین است.ولای مثبت نیز، ولایت پذیری دسته ای از افراد صالح است.

موارد استعمال ولا عبارت اند از: ولای محبت یا قرابت، ولای امامت (که مستلزم عصمت امام است) و ولای زعامت (که پذیرش رهبری اجتماعی و سیاسی یک رهبر اجتماعی است) .پیامبر (ص) ولی امر زمان خویش بود.بعد از او ائمه معصومین (ع) عهده دار این منصب بودند.پیامبر (ص) رسما بر مردم حکومت می کرد و اجتماع مسلمین را رهبری می کرد.پس ولایت او، هم دینی و هم اجتماعی و سیاسی، و هم قضایی بود.

مقاله آخر کتاب، از فتح الله امیدی است که معنای ولایت تکوینی را بیان کرده است.به نوشته او، ولایت تکوینی، ریشه علمی و عرفانی دارد و نتیجه سیر کمالی انسان است که از یک سلسله مقامات روحی و معنوی سرچشمه می گیرد.

الخمینی و الدولة الاسلامیة.

مغنیه، محمد جواد.چاپ اول: بیروت، دارالعلم للملایین.184 ص.کتاب «الخمینی و الدولة الاسلامیة» که به زبان عربی است، با هدف تبیین جدایی ناپذیری دین از سیاست تألیف یافته است.مهمترین مباحثی که در این کتاب به رشته تحریر درآمده، بحث از رابطه دین و سیاست، تکوین دولت اسلامی، بحث فقیه و ریاست دولت و اجتهادات امام خمینی (ره) در خصوص موضوع دولت و نیز بحث در باب جمهوری اسلامی است.در بحث از رابطه دین و دولت، دیدگاهی که اسلام را دینی مربوط به عبادت و عالم غیب و امثال آن می داند و ارتباط بین دین و سیاست را نفی می کند، رد می نماید.در این دیدگاه به آیه

فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر

(غاشیه، 22) استدلال می نماید، چرا که اولا نزول این آیه را مکی دانسته و آن زمانی است که دولتی شکل نگرفته بود.دوم این که نفی سیطره در این آیه، خطاب به کسانی است که اسلام را ترک کرده اند، چون قرآن در آیات دیگری مؤمنین را به تبعیت از رسول خدا (ص) دعوت کرده است.اسلام دین جامعی است و مفهوم خلافت، ریاست عامه در امور دین و دنیا به نیابت از رسول خدا (ص) است.در ادامه بحث، شرط اساسی برای ایجاد دولت اسلامی، لیاقت و عدل و امانت؛ و هدف اعلای آن، احقاق حق و از بین بردن باطل معرفی شده است.

در بحث درباره تأسیس دولت اسلامی، نویسنده آغاز دولت را از مدینه می داند که با رضایت و انتخاب و اختیار مردم و طوایف مختلف، پیامبر (ص) به ریاست برگزیده شد و هدف آن نیز دفاع، ایجاد امنیت، نشر علم و عدل و عقد معاهدات و رفع مخاصمات بر اساس تعاون و آزادگی و با شرکت پیروان سایر ادیان نیز بوده است.

نویسنده در بحث از دایره شمول دولت اسلامی، اهداف آن را متعلق به همه مردم می داند و با استناد به رسالت محمد (ص) و دولت او که خروج مردم از ظلمت به نور است، ویژگی دولت اسلامی را بر اساس صلح، محبت و رحمت و انسانیت بیان می کند.اینها قدر مشترک خواست همه افراد بشری است و همین ویژگیها در دولت و نهضت امام خمینی نیز وجود دارد؛ زیرا با امکان اجتهاد احکام شرعی متناسب با هر زمان، برای حوادث جدید استنباط جدید می شود.بنابراین احکام الهی که مبنای دولت است برای هر زمان و مکان صلاحیت دارد.

مغنیه در بحث از ولایت فقیه، با تقسیم ولایت به دو دسته عامه و خاصه، ولایت عامه را مختص به ولایت معصوم می داند و دایره ولایت فقیه را محدودتر از ولایت معصومین معرفی می کند.این نقطه تفاوت دیدگاه نویسنده با امام خمینی در دایره ولایت می باشد.امام (ره) قلمرو آن را در دو مفهوم حکم و سلطه می داند؛ ولی نویسنده کتاب این نظر را نمی پذیرد، و دایره ولایت خاصه را محدود می داند.

نویسنده در فصل دیگری با عنوان «اجتهادات امام خمینی» ، احکام مالی در اسلام را مختص به مخارج فقرا و مساکین می داند که این دیدگاه او نیز با نظر امام خمینی در مورد مصارف اموال (که آن را از موارد مخارج دولت می داند)، معارض است.بنابراین مغنیه به دیدگاه امام خمینی در مورد عدم تفاوت ولایت معصوم و مجتهد عادل، قائل نمی باشد.نویسنده در مقدمه خویش بر این کتاب با تأکید بر تفاوت دیدگاه خود در موارد مذکور، اعلام می کند که همه دیدگاههای سیاسی امام خمینی به جز دو مورد فوق مورد قبول او است.

فصول آخر کتاب، اختصاص به معرفی ویژگیهای اسلام، مکتب اهل بیت و جهاد دارد.از ویژگی های اساسی این کتاب، مباحث استدلالی آن است که موضوعات مورد نظر را با استدلال به کتاب و سنت و سایر ادله استنباط مورد بحث قرار داده است و به موضوع مورد نظر که تبیین رابطه دین و دولت است، ارتباط می دهد.

درآمدی بر ریشه های انقلاب اسلامی.

فراتی، عبد الوهاب (به کوشش) .چاپ اول: قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، 415.1376 ص.

کتاب فوق الذکر از مقدمه و دوازده مقاله از نویسندگان مختلف تشکیل شده است.در زمینه ریشه های انقلاب اسلامی، مقالات حاضر در کتاب، هر یک به جنبه ای از وقایع تاریخی معاصر توجه نموده اند.

گردآورنده، در مقدمه از نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت، قیام پانزدهم خرداد و انقلاب اسلامی، به عنوان پنج حرکت بارز سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران یاد می کند.وی تمایز آنها را چنین بیان می کند که حرکت اول، جنبشی علیه سلطه خارجی بود، ولی در ممنوعیت در واگذاری امتیاز به یک شرکت بریتانیایی محدود می شد.حرکت دوم، تلاش در جهت ایجاد حکومتی مردمی و مشروطه را نمودار می ساخت.حرکت سوم، مجددا مبارزه علیه سلطه انگلستان بود، لکن حیطه وسیعتری نسبت به اولی داشت.حرکت چهارم، تلاش علما در برابر آثار منفی انقلاب سفید شاه را به نمایش گذارد، و در نهایت، انقلاب اسلامی، تکرار وقایع چهار دوره پیش بود که به لحاظ ماهیت، اهداف و آرمان، با حرکتهای گذشته تفاوتهای اساسی داشت.نکته حائز اهمیت در این حرکتها، نقش رهبران دینی و علما در رأس این حرکتهاست.گردآورنده، در ادامه در پی این است که چگونه در دوران سکولاریزم و رواج اندیشه های ناسیونالیستی و مارکسیستی، انقلابی اسلامی رخ می دهد.

به اعتقاد فراتی، نهضت اسلامی ایران بر اساس نفی استبداد داخلی، نفی استعمار و سلطه خارجی و تلاش برای تشکیل حکومت دینی، به عنوان آلترنانیو سلطنت استواراست.

پس از مقدمه، سندی تاریخی از حضرت امام (ره) به تاریخ یازدهم جمادی الاولی 1363 ه.ق .ارائه شده است.لزوم قیام در برابر بیدادگری های رژیم شاه، مورد تأکید امام (ره) است .فراتی این مطلب را به عنوان تاریخی ترین سند مبارزات امام خمینی (ره) می آورد.

«میرزای شیرازی و نهضت تنباکو» ، عنوان اولین مقاله به قلم اسکندر اسفندیاری است.نویسنده در این مقاله می کوشد تا با مطالعه همه جانبه نهضت تنباکو، روشن سازد که ماهیت اسلامی نهضت، اطاعت از روحانیون، همبستگی، استقامت و فداکاری ملت ایران، از مهمترین عوامل مبارزه با توطئه ها و نیرنگهای حکومت و دولتهای خارجی بوده است.نویسنده بر آن است که این مبارزه، در ابتدا با سلطه استعمار خارجی مخالفت داشت، اما بتدریج رنگ ضد استبدادی داخلی به خود گرفت.پیامدهای نهضت عبارت است از: آشکار شدن نیروی رهبری روحانیون، قدرت والای مردم و حضور بیشتر مردم و علمای دین در صحنه های سیاسی، خصوصا از سال 1310 تا 1320 ه.ق.

«تأثیرات سیاسی روحانیت در تاریخ معاصر ایران (دوره قاجار)» ، مقاله دوم از علیرضا هدایتی است.این مقاله، در ابتدا به زمینه ها و دلایل ورود روحانیون شیعه به صحنه های فرهنگی سیاسی جامعه ایران در عصر قاجار می پردازد و در ادامه، به رویارویی روحانیت با حاکمیت قاجار و نیز چگونگی انزوای سیاسی روحانیت اشاره دارد.نویسنده مناسبات روحانیت و حاکمیت سیاسی را به چهار دوره بررسی می کند: دوره اول، «دوره بازیافت هویت» است.در این دوره، روحانیت از سردرگمی ناشی از تلاطماتی که با سقوط صفویان آغاز شد، بیرون آمد و توانست موقعیتی را در قبال حاکمیت به دست آورد.دوره دوم، «دوره ورود به سیاست» است.زمینه ها و دلایل اصلی ورود روحانیت به سیاست، دفاع از منافع مردم و مقابله با قدرت مهاجمان روس و رویارویی با فرقه های رقیب، از مباحث این دوره است، که تا اوایل عصر ناصری تداوم می یابد .دوره سوم «دوره معارضه با حاکمیت سیاسی» ، از قیام تنباکو آغاز می شود و تا مشروطیت ادامه می یابد.دوره چهارم، «دوره انزوا و انشقاق» است.این دوره محصول بلافصل مشروطه ایران و محصول طبیعی و منطقی آن است.میوه های این دوره ثمره تلاش متولیان فکری و سیاسی مشروطه است.

«سیاست فرهنگی ایران در دوره رضاخان» ، عنوان مقاله سوم به قلم حسام الدین آشناست.در این مقاله، سیاست فرهنگی ایران در دوره پهلوی اول در دو محور جهت گیری های سیاست فرهنگی و کنترل وسایل ارتباط جمعی، مورد بحث قرار گرفته است.به عقیده نویسنده، ایران گرایی با تأکید بر لزوم تجدید عظمت ایران باستان، غرب گرایی و شاه محوری و تلاش برای خلق وجهه کاریزماتیک برای رضاشاه، جهت گیری های کلی سیاست فرهنگی ایران در آن دوران است.در محور دوم مقاله، کنترل روزنامه ها و مطبوعات، کتاب، تئاتر و سینما مورد مطالعه قرار گرفته است.

مقاله چهارم، «سیاست رضاخان در برابر مذهب و روحانیت» از حسام الدین معروف است.نویسنده با ارائه اسناد و مدارک متعدد، به بررسی ضدیت رضاخان با مذهب و روحانیت می پردازد.به نوشته او، رضاخان مذهب را به عنوان وسیله ای می شمرد که گاه مفید و گاه مضر است.علت ارج نهادن او به مذهب همان گونه که رضاخان خود گفته نقش آن در وحدت ملی است و نه چیز دیگر.به نوشته مقاله، روابط دولت با روحانیت در مراحل زیر مورد بررسی قرار می گیرد :

1.از کودتا تا اتمام دوره وزارت جنگ: در این دوره به پایبندی ظاهری شرکت رضاخان در مراسم دینی اشاره می شود.

2.از آغاز سلطنت تا سال 1306: علی رغم مخالفت مدرس با سلطنت رضاخان، وی به علت موافقت اکثر نمایندگان و توافق دولتهای خارجی، به قدرت رسید.در این دوره، کمیسیون حرمین شریفین موجب همکاری و همدلی روحانیت و دولت رضاخان شد.اما ترور مدرس توسط عمال رضاخان، موجب بدبینی بعضی از مراجع دینی نسبت به او گشت.

3.از سال 1306 تا 1313: در این دوره، رضاخان عملا به برخورد علنی و توهین آمیز با مذهب و روحانیت می پردازد.نویسنده به واقعه قم و برخورد مرحوم بافقی با بی حجابی خاندان رضاخان اشاره می کند.از وقایع این دوره، سیاست جذب روحانیون در چارچوب استخدام در عدلیه و هضمشان در سیستم اداری و مالی دولت و در نهایت قانون متحدالشکل شدن البسه است. «دین و دولت» ، عنوان مقاله ای است به قلم علیرضا شجاعی زند.نویسنده می گوید که انقلاب اسلامی ایران، باعث جلب توجه محافل آکادمیک به مسئله قدیمی رابطه میان دین و دولت و نیز حاکمیت دینی شد.رهیافتهای متفکران غربی به رابطه دین و دولت، سخت تحت تأثیر تجارب تاریخی غرب قرار دارد.به اعتقاد نویسنده، میان ایستارهای مسیحیان و مسلمانان نسبت به رابطه دین و دولت، تفاوتهای بنیادینی وجود دارد.در سنت مسیحی، ایده تجزی گرا با تأکید بر جدایی دین از سیاست، دیدگاه غالب بوده، اما این ایده در اسلام پذیرفته نشده است.اسلام دینی سیاسی بوده و مسلمانان نوعی گرایش به سیاست داشته اند، که ملهم از روح تعالیم اسلام بوده است .مهمترین تفاوت در دیدگاه مسلمانان را می توان در تفاوت میان افکار اندیشمندان سنی و شیعه یافت. این مقاله، تلاشی است برای ارائه تحلیلی از ایستارهای متفاوت نسبت به رابطه میان دولت و مذهب بر مبنای تحولات تاریخی و افکار اندیشمندان برجسته مسیحی و مسلمان .

«انقلاب در ایران سال 9791» ، عنوان مقاله ای است به قلم حمید عنایت.نویسنده، در این مقاله ابتدا به نقد تفکری می پردازد که کاربرد اصطلاح انقلاب را بر وقایع سال 1357 غیر علمی می داند.وی معتقد است دگرگونی های عمیق ناشی از این حرکت، تنها با اصطلاح انقلاب، قابل توصیف است.نویسنده، در ادامه ذکر عوامل پیدایش این انقلاب، موضوعاتی را عنوان می کند که در میان انقلابهای جهان سوم مشترک است.به نظر وی، وجه ممیزه انقلاب ایران، جایگاه مذهب و تأثیر آن در فرآیند تحولات 1357 است.وی با توجه به این مسئله، تطور حرکتهای مذهبی در تاریخ معاصر ایران را تجزیه و تحلیل می کند.در این مقاله، همچنین تفکر سیاسی در میان شیعیان و نقش عناصر انقلاب در آن و موضع علما درباره مفهوم انقلاب و روند پرفراز و نشیبی که این موضوع داشته، بررسی شده است.نویسنده بر آن است که دید مثبت برخی علما و طلاب علوم دینی نسبت به انقلاب، جایگاه پر اهمیتی در تاریخ صد ساله ایران و خصوصا انقلاب اسلامی دارد.

«تحلیلی بر حوادث انقلاب اسلامی و زندگی امام خمینی (ره)» ، عنوان هفتمین مقاله از سید احمد خمینی (ره) است.این مقاله، در واقع یک دوره مطالعه فشرده و عمیق از نهضت امام (ره) از آغاز تاکنون است، که در آن عملکرد رژیم پهلوی و وابستگی آن به غرب، زندگی و اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، خاستگاه، ماهیت و بن بست فکری نیروهای سیاسی و ملی آن دوره، مورد مطالعه قرار گرفته است.نکته مهمی که در این مقاله به چشم می خورد، بر ملا ساختن ماهیت گروههای سیاسی و مانع بودن آنها بر سر راه نهضت امام (ره) است که پس از قیام پانزدهم خرداد 42 تا زمان خیزش دوباره انقلاب در سال 56 و 57 فراروی امام (ره) رخ می نمودند .

مقاله هشتم، «انقلاب ایران در چشم اندازی تطبیقی» ، به قلم نیکی ر.کدی است.نویسنده معتقد است انقلاب اسلامی ایران، متضمن ویژگی های منحصر بفرد عمده ای است، ولی ویژگی های دیگری نیز دارد که می توان آنها را مورد تجزیه و تحلیل تطبیقی قرار داد.از این رو، وی دو نوع بررسی مقایسه ای انجام داده است:

1.بررسی و مقایسه درونی برخی نکات عمده، با دیگر قیامها و نهضتهای انقلابی ایران از سال 1890 به بعد.

2.مقایسه بیرونی با سایر انقلابات بزرگ جهان، بر اساس نظریات و تئوریهای انقلاب، که با مورد ایران تناسب دارند.

در عین حال انقلاب 1978 1979 م.ایران، به اعتقاد نویسنده، از لحاظ مرکزیت داشتن یک ایدئولوژی مذهبی، و همچنین از لحاظ ماهیت و منشأ شهری آن، با اکثر انقلابات اخیر کشورهای جهان سوم متفاوت است.

«نقدی بر توسعه صنعتی ایران در دوره پهلوی» ، عنوان مقاله ای است از منصور رحمانی.نویسنده که از عناصر رژیم گذشته ایران است، تلاش می کند ضمن مقایسه توسعه صنعتی ایران و کره جنوبی تصویری روشن و واقع بینانه از برنامه های توسعه ایران در دوره پهلوی اول و دوم ارائه دهد.در این مقاله، فرضیه مدرنیزاسیون در تحلیل ریشه های انقلاب، به گونه ای مورد خدشه قرار می گیرد.

مقاله دهم «روابط امنیتی ایران و ایالات متحده» ، نام دارد.این مقاله اثری است از مارک .ج.گازیوروسکی.به گفته او، با وجود گذشت پانزده سال از سقوط شاه، رابطه ایران و آمریکا هنوز موضوع مورد بحث است.منتقدان رابطه امنیتی امریکا با ایران، ایالات متحده را متهم می کنند که ایران را به صورت یک کشور پلیسی در آورده و شاه را واداشته است که مبالغ هنگفتی از ثروت نفت را صرف خرید سلاحهای غیر ضروری کند.مهمترین دلیل این عده این است که امریکا با نیروهای نظامی ایران و ساواک، رابطه نزدیک داشته است.مدافعان رابطه امریکا با ایران، استدلال می کنند که این رابطه بسیار محدود بوده و امریکا بویژه در اواخر دهه 60 و 70 میلادی نفوذ اندکی روی شاه و ساواک داشته است.با توجه به این دو دیدگاه، نویسنده تلاش می کند که ماهیت اصلی رابطه امنیتی ایران و امریکا در دوران شاه را تا اندازه ای روشن کند.موضوعات اصلی مقاله عبارت اند از:

1.ملاحظات وسیع استراتژیک، که در این دوران راهنمای سیاست امریکا در قبال ایران بوده است.

2.طبیعت خاص رابطه امریکا با نیروهای مسلح ایران و ساواک.

3.سازمانهای گوناگون امنیتی مورد حمایت امریکا در منطقه.

«جنگ روانی غرب علیه ایران» ، مقاله ای است به قلم یوسف کریمی.نویسنده در این مقاله، ضمن تعریف جنگ روانی، معتقد است ابزار اصلی جنگ روانی، استفاده از رسانه های جمعی برای تبلیغات همه جانبه علیه حریف است.غرب از آغاز انقلاب اسلامی از رسانه ها به عنوان حربه ای مؤثر علیه ایران استفاده کرده است.برخی از وجوه این مبارزه عبارت است از:

1.زدن اتهامات گوناگون از قبیل تروریست بودن یا حامی تروریسم بودن.

2.انتساب هر حادثه خبرساز بین المللی چون هواپیماربایی و بمب گذاری به ایران یا هواداران انقلاب اسلامی.

3.سعی در وانمود کردن این که مردم ایران، در مخالفت با غرب و ارزشهای آن صادق نیستند و بیشتر تحت فشار گروههای حاکم یا گروههای خاص در درون حکومت وانمود می کنند که با غرب مخالف اند.

4.کوشش در قانع کردن مردم ایران و کشورهای دیگر، نسبت به این که در داخل طبقه حاکم، جناحهای متخاصم وجود دارد.

«روشنفکری و روشنفکران» ، نام آخرین مقاله به قلم رضا داوری اردکانی است.وضع روشنفکری در ایران، نقد و بررسی اندیشه های جلال آل احمد در این باره، و بالاخره بررسی ماهیت و حقیقت روشنفکری، موضوعات این مقاله است.به اعتقاد داوری، هر چند در سالهای اخیر در مورد روشنفکری و روشنفکران مطالب بسیاری منتشر شده است، اما تاکنون کمتر متعرض مفهوم و ماهیت آن گردیده اند.به اعتقاد او، روشنفکر با مقاصد سیاسی در فلسفه و ادبیات وارد می شود، ولی معمولا نه فیلسوف است و نه شاعر حقیقی.اگر به فلسفه و شعر می پردازد، اولا تلقی او ایدئولوژیک است، و ثانیا چون به عمق فلسفه نمی رسد، التقاطی است و پیداست که آثار توجه ایدئولوژیک و التقاطی به فلسفه، در عین حال که نشانه پریشانی و پراکندگی عقل و خیال است، موجب پریشانی و پراکندگی بیشتر در قول و فعل می شود، یا لااقل کسی که از نظر ایدئولوژی به فلسفه می نگرد، فلسفه را نمی فهمد و آن را تحریف و مبتذل می کند.ولی روشنفکر به این معانی اهمیت نمی دهد.او در باب عمل سیاسی حرف می زند و حقیقت وجود او این است که دور از نظر و عمل جدی، به تبلیغ و توجیه سیاست زدگی بپردازد.اکنون وقت آن است که روشنفکران ما از خود بپرسند که حاصل کار صد ساله روشنفکری در ایران چه بوده و اکنون چیست، و از این پس چه خواهد بود.بحران روشنفکری از سالهای پیش آغاز شده بود، اما انقلاب اسلامی تزلزل جدی در ارکان آن پدید آورد.روشنفکران در مقابل آن، چه می توانند بکنند؟ اگر با آن مقابله کنند، بازیچه قدرتهای بزرگ می شوند و اگر به انقلاب بپیوندند، ناگزیر باید در وضع خود و در ماهیت روشنفکری خود تحقیق کنند.نویسنده، در آخر به روشنفکران مسلمان توصیه می کند که جمع اسلام با هر ایدئولوژی، از هرجا که باشد و تفسیر اسلام و انقلاب اسلامی با هر فلسفه و ایدئولوژی غیر اسلامی، به زیان اسلام و انقلاب اسلامی است و موجب پوشیده شدن حقیقت اسلام می شود.

در پایان مقالات، فراتی تقویم حوادث تاریخی و سیاسی ایران از سال 1340 تا 1357، و نیز مأخذشناسی انقلاب اسلامی را در دو بخش آورده است.

درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران.

طباطبایی، سید جواد.چاپ دوم: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 246.1368 ص.این کتاب در هشت فصل تدوین یافته است.نویسنده در فصل اول با عنوان «مقدمه ای بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» ، تاریخ اندیشه سیاسی و منطق درونی تحول آن را بغرنج ترین و تاریک ترین بخش تاریخ اندیشه در دوران اسلامی می داند.به گفته او، دو مانع در این راه وجود دارد، یکی عدم شناخت متنهای مهم تاریخ اندیشه سیاسی ایران در دوران اسلامی، و دوم عدم توجه به اهمیت این چنین پژوهشی.نخستین پرسش در آغاز پژوهش نقادانه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، سؤال از ماهیت و طبیعت این اندیشه سیاسی است، که در حوزه تمدن ایرانی در دوران اسلامی تدوین و تأسیس شده است.تاریخ اندیشه سیاسی در حوزه تمدن ایرانی در دوران اسلامی، یا بر مبنای لوازم و مبادی تفکر و فلسفه های سیاسی به کار گرفته شده است (نظیر فلسفه سیاسی فارابی)، و یا اندیشه های سیاسی در سیاستنامه ها، که به تأمل در روابط و مناسبات سیاسی جامعه پرداخته اند.معروفترین و مهمترین سیاستنامه فارسی، سیاستنامه خواجه نظام الملک است، که در آن سخن از قدرت سیاسی و چگونگی اعمال آن است.تفاوت فلسفه سیاسی فیلسوفانی نظیر فارابی با سیاستنامه نویسان، در شیوه نگرش به بحث قدرت است.سیاستنامه نویسان به بحث در اکتساب قدرت سیاسی و شیوه های نگهداری آن پرداخته اند، و سیاستنامه خواجه نظام الملک از این ویژگی برخوردار است.

طباطبایی، در فصل دوم با عنوان «خواجه نظام الملک طوسی و اندیشه سیاسی ایرانشهری» ، به جایگاه ارجمند خواجه نظام الملک در اندیشه سیاسی ایران اشاره دارد.به نوشته کتاب، خواجه نخستین نماینده سیاستنامه نویسی در دوران اسلامی ایران است، و در عمل و نظر، گامی بزرگ در تداوم اندیشه سیاسی ایرانشهری برداشته است.او اندیشه سیاسی نوینی را با ترکیب عناصری از آرمانخواهی ایرانشهری، به همراه واقع بینی دوران اسلامی تأسیس کرد.نقش او برگشت به اندیشه ایرانشهری، و نتیجه اندیشه او و جریان سیاستنامه ها، هموار کردن سلطنت مطلقه بود.

فصل سوم، به اندیشه سیاسی غزالی پرداخته است.نویسنده می گوید غزالی به عنوان فیلسوف سیاسی آرمانخواه با توجه به روایت خاص خود، به تصویر جامعه ای آرمانی و مطلوب می پردازد .ضمن اینکه او واقعیتهای دنیای سیاست و رابطه نیروهای موجود در جامعه را از نظر دور نداشته است، در سطح عملی و نظری به مداخله درسیاست می پردازد.بنابراین، او نظریه پرداز واقع بینی سیاسی نیز هست.به عقیده نویسنده، نظام الملک با نصیحة الملوک خود جایگاهی استثنایی در میان سیاستنامه نویسان به دست آورده است.نویسنده در این فصل به توضیح آرای سیاسی غزالی در نصیحة الملوک می پردازد، که در آن او حیات آدمی را مجموعه ای از دین و دنیا، و سیاست علما را بعد از سیاست انبیا اشرف سیاستها می داند.غزالی خلافت و سلطنت و امامت تغلبیه را در حوزه بحث سیاسی به کار برده است و به تحلیل سلطنت و قدرت و مشروعیت آن نیز می پردازد .

فصل چهارم، به اندیشه سیاسی فخررازی اختصاص دارد.به نوشته کتاب، اندیشه امام فخر در سیاست و مجموعه تاریخ تحول اندیشه سیاسی ایرانی، به توجیه واقعیت سلطنت می پردازد.او با اندیشه خود، مشروعیت سلطنت را استوارتر کرد، و بنیان این مشروعیت تا زمان نهضت مشروطیت به جد مورد تردید قرار نگرفت.

در بخش بعدی کتاب، نویسنده تاریخ تحول حکمت عملی و بویژه فلسفه سیاسی را از ابونصر فارابی تا جلال الدین دوانی بررسی کرده و سیر منحنی انحطاط و امتناع بحث فلسفی را در فرآیند تحول بررسی و ترسیم می نماید، که در واقع تأملی است بر انحطاط حکمت عملی در ایران.

فصل ششم و هفتم کتاب، بررسی اندیشه سیاسی بر مبنای اندیشه عرفانی است.نویسنده می گوید که اندیشه عرفانی از بنیاد با اندیشه سیاسی متعارض است، زیرا عالم زیر قمر، همچون موجی در گذر است و عاقل یعنی عارف نه در موج، عمارت می سازد و نه در آن نیت اقامت می کند، و نه اگر دولتی دارد، بدان اعتماد می کند، زیرا که دولت و محنت هر دو به یکسان ناپایدار و در گذرند.نویسنده در این فصل، خاستگاه های اندیشه عرفانی کسانی نظیر عزیز الدین نسفی و نجم الدین رازی را بررسی می کند.

در فصل هشتم، اندیشه های فضل الله بن روزبهان خنجی بررسی شده است و اشاره شده که او در مخالفت کامل با حکمت و اهل فلسفه، به سنت احیاگری علوم دینی باز می گردد.وی دارای اندیشه شیعه ستیزی و پیرو سنت توجه به شریعت امام غزالی و ابن تیمیه است.او در کتاب سلوک الملوک، احکام شرعیه مربوط به امام و سلطان را بیان می کند و سعی او تجدید و احیای خلافت است.اندیشه خنجی در پیکار با اوج گیری تشیع است و هدف او از احیای خلافت نیز، مبارزه با آن است.

دراسات و مواقف.

شمس الدین، محمد مهدی.چاپ اول: بیروت، المؤسسة الجامعیة للدراسات و النشر و التوزیع، 1410 ه (1990 م) .366 ص.

این کتاب از مقدمه و سی و پنج مقاله تشکیل شده است.

اولین مقاله، «انقلاب حسین (ع) و وظیفه ما» نام دارد.مؤلف پس از ذکر وجوب شناسایی تاریخ امت اسلام بخصوص شناخت جنبشها و انقلابات اسلامی، به انقلاب امام حسین (ع) که در رأس تمامی انقلابات است، می پردازد.وی ویژگی های این قیام را ذکر می کند و پس از آن توصیه می کند که باید از قیام کربلا درس گرفت و روحیه انقلابی گری را از آن تغذیه کرد.مؤلف سپس به ضرورت ارتباط بین فکر و عاطفه می پردازد؛ چرا که در اسلام مفاهیم و افکار، بدون عمل و خدمت در جامعه ارزشی ندارد.پس بر متفکران است که بین آن دو ارتباط برقرار کنند و فکر را در خدمت حیات و تکامل اجتماع به کار برند.

«تربیت معاصر در کشورهای اسلامی» ، عنوان بعدی کتاب است، که در آن به بحث از تعلیم و تربیت پرداخته می شود.در این بخش اشاره شده، در حالی که تعلیم و تربیت باید در خدمت به اجتماع و جامعه باشد و شخصیت انسانی را تکامل بخشد که مورد نظر اسلام است، برخی به رواج اندیشه های غربی، که ناشی از تعلیم و تربیت غربی تقلیدی است، می پردازند.آثار این امر را می توان تنزل دادن اسلام به احوال شخصیه، دنیاگرایی، آموزش زبان لاتین به جای عربی، و تعطیلی مدارس دینی در جوامع اسلامی دانست.

«رسالت ما عمل به قاعده وحدت است» ، عنوان دیگر بحث کتاب است، که در آن در بحث از ضرورت از وحدت، مؤلف به وحدت در جوامع غربی و شرقی اشاره می کند.به اعتقاد وی، وحدت در جوامع غربی بر اساس مصالح حزبی، طبقه ای و شخصی است و به هنگام از بین رفتن این مصالح، وحدت نیز از بین می رود.در جوامع مارکسیستی نیز وحدت، ظاهری است.وحدت مارکسیستی به قیمت از دست رفتن حقیقت انسانی تمام می شود؛ اما وحدت در اسلام، وحدت قلوب مؤمنین و سیر به سوی تکامل است.وحدت اسلامی نه فرد را فدای جامعه، و نه جامعه را فدای فرد می کند.

«رسالت ما و حقیقت امت اسلامی» ، عنوان بحث بعدی است، که مؤلف در این مقاله با توضیح آیه

کنتم خیر امة اخرجت للناس...

، می گوید اساس وحدت در اسلام عقیده و ایمان است، نه نژاد و خون، زبان و یا سرزمین.وی وظیفه امروز مسلمانان را ابلاغ آزادگی و علم و بیداری تمامی انسانهای جهان می داند.

شمس الدین سپس به بحث «دین جاودان» می پردازد.در این مقاله، او اسلام را به عنوان دینی الهی می داند که تمامی انسانها را در تمام زبانها و مکانها در بر می گیرد.وی تأکید می کند که اسلام دین جمود نیست، بلکه دینی است متحرک و متغیر که در تمامی زمانها به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انسان پاسخگو نیست.

در بحث «انسان جهانی» ، نویسنده می گوید اسلام دینی است که بر تمامی ابعاد و جوانب انسان آگاه است.او در اثبات این امر که اسلام دین انسانی است، سه بحث انسان و عالم خارجی، «حریت و انسانیت و عقل انسانی» را مطرح می کند.

«رسالت ما و فکر انقلابی» ، عنوان مقاله بعد است.در این مقاله به دیدگاه غرب و اسلام نسبت به انسان پرداخته شده و آمده که غرب انسان را ذاتا شرور معرفی می کند، در حالی که اسلام خصلت انسان را نیکو می داند.مؤلف در بحث از اصلاح درونی انسان و یا نهادهای اجتماعی و تقدم هر یک از این دو، به غرب و اسلام اشاره می کند.وی بر آن است که اسلام به اصلاح در فکر اهمیت می دهد.اگر این امر اصلاح شد؛ به تبع، نهادهای اجتماعی هم اصلاح خواهند شد.

«رسالت ما و تاریخ» ، نام مقاله دیگر است.در این مقاله به انسان، تاریخ و اجتماع و دیدگاه اسلام و مسیحیت و مارکسیسم پرداخته می شود.مؤلف بر آن است که تاریخ چیزی جدای از انسان نیست؛ بلکه با انسان آمیخته و عجین شده است.به گفته مؤلف، این انسان است که تاریخ را می سازد، نه آن گونه که مارکسیست ها می گویند انسان زیرسلطه تاریخ قرار گیرد.

«رسالت ما و مشکلات انسان مسلمان» ، بحث بعدی نویسنده است.مؤلف در این مقاله به مشکلات زندگی مسلمانان می پردازد.وی علت این مشکلات را عدم شناخت صحیح مسلمانان از اسلام می داند، و یکی از علل این جهل را استعمار معرفی کرده، می گوید اگر مسلمانان به اصول و مبادی اسلام آشنا شوند، می توانند مشکلات خود را حل کنند.

بحث دیگر «رسالت ما و تسلیم در برابر خدا» است.در این مقاله به تفسیر آیه

یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة

پرداخته می شود.مراد از «سلم» ، به اعتقاد مؤلف، تسلیم تام در برابر خدا و خضوع کامل در تمام شئون زندگی است.اگر این گونه شد، تمام ابعاد زندگی انسان همچون رفاه اجتماعی انسان تأمین خواهد شد.

«رسالت ما در عصر امام صادق (ع)» ، عنوان بعد کتاب است.نویسنده، عصر کنونی را به جهتی مشابه عصر امام صادق (ع) می داند.همان گونه که در زمان آن حضرت گروههای منحرفی بودند که ایجاد شبهاتی در اذهان مسلمین می کردند، امروز هم به مثابه آن روزگار است.نویسنده معتقد است همان گونه که روش امام صادق (ع) در برابر آن گروهها

ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن

بود، وظیفه ما نیز به تبعیت از ایشان، باید چنین باشد.

بحث بعد، درباره «رسالت ما و شخصیت اسلامی» است.شمس الدین اشاره دارد اسلام دینی است که به حیات انسان توجه دارد و از هیچ جنبه ای از جوانب انسان غافل نمانده است.از این رو به شخصیت اسلامی انسان نیز پرداخته است.

شمس الدین، سپس بحث «رسالت ما و نظام عبادات» را مطرح می نماید.مؤلف به بحث از غرایز انسانی می پردازد که در جهت نیل به کمال و تکامل به سوی خداوند هستند.به گفته او، تدین، از جمله غرایزی است که خداوند در انسان به ودیعت گذاشته تا باعث تکامل انسان باشد.نویسنده در ادامه به فلسفه عبادات در اسلام می پردازد، از جمله اینکه خمس و زکات به رفع مشکلات اقتصادی و حیات اجتماعی انسان توجه دارند.

«اسلام، استعمار و مارکسیسم» ، عنوانی دیگر از کتاب است.در این مقاله به موضع استعمار و مارکسیسم در کشورهای اسلامی پرداخته می شود، که در آن آمده استعمار ازاسلام به عنوان دینی فردی یاد می کند که حیات دنیوی را از حیات اخروی جدا می کند.استعمار در مبارزه با اسلام به سه حوزه می پردازد: 1.تبشیر، 2.تعلیم، 3.مدنیت اروپایی.آنگاه مؤلف به توضیح این سه حوزه می پردازد.وی در بحث از مارکسیسم و اسلام، ابتدا به دیدگاه مارکسیسم، نسبت به دین و آنگاه نظر اسلام می پردازد و در توضیح دیدگاه مارکسیسم نسبت به دین، به علائم آن در شوروی سابق می پردازد.

مؤلف در مقاله «به یاد حسین (ع)» به ضرورت توجه بیشتر به قرآن و جریان قیام امام حسین (ع) می پردازد، که بنا به دستور قرآن به قیام در برابر امویان پرداخته بودند.وی وظیفه کنونی مسلمانان را توجه به قرآن و فلسفه قیام امام (ع) می داند و می گوید امروز باید در برابر تحریفی که از اسلام می شود، ایستادگی کرد.

«روش و اسلوب تاریخ اسلامی» ، عنوان بحث بعد است.مؤلف در بررسی وقایع اسلامی به مدونات تاریخی و وثاقت اکتفا نمی کند.وی در بررسی خود به چند مرحله می پردازد، که تجمیع روایات در مورد یک حادثه خاص، اولین قدم است.

مؤلف در «تفسیر آیات الصوم» به تفسیر آیات درباره روزه می پردازد.

«روزه و تربیت جهادی» ، عنوان دیگر بحث کتاب است، که در آن آمده احکام اسلامی تابع مصالح و مفاسد هستند (مصالح فردی و اجتماعی)، و احکام برای منفعت بندگان است نه خداوند.

بحث بعد «نظر اسلام در مورد خانواده در جامعه منظور» است.

مؤلف در بحث «اسلام و تنظیم خانواده» ، بر آن است که اسلام به سه مرحله تکوین، ترکیب و تطور خانواده توجه دارد و در هر مرحله، قوانینی را وضع کرده است.

در کتاب، همچنین از تربیت خانواده سخن به میان می آید.مؤلف تربیت کودک را فریضه دینی می داند و از ظروف صحیحه تربیت مانند مادر صالح برای کودک، رعایت واجبات و مستحبات اسلامی در زمان انعقاد نطفه و حمل آن، و رعایت مواردی چون اکرام کودک و احترام به او، اشباع عاطفی فرزند و رعایت مساوات بین اطفال و تنبیه صحیح، سخن می گوید.

«کنترل نسل یا جمعیت، مشروعیت آن و وسائلش» ، عنوان مقاله بعد است.مؤلف پس از اثبات مشروعیت و عدم حرمت پیشگیری از حاملگی، راههای آن را به لحاظشرعی مورد بررسی قرار می دهد .وی استحباب ازدیاد نسل را در هنگامی می داند که اضرار به پدر و مادر نباشد.

تحت عنوان «انقلاب امام حسین (ع) در واقعیت تاریخی و وجدان ملی» ، مؤلف به عملکرد امویان می پردازد.

مؤلف در مقاله «شعوبیه» به بررسی کتاب «نظرات جدید در تاریخ ادب» اثر احمد لواسانی می پردازد .به گفته مؤلف، لواسانی بر آن است که شعوبیه، حرکتی بود که یهود در قلب دولت اسلامی به وجود آوردند.

«به یاد امام بخاری» ، عنوان سخنرانی مؤلف است که در گرامیداشت امام بخاری ایراد شده است.همچنین به کتاب «الجامع الصحیح» امام بخاری و سهم آن در احیای سنت پرداخته می شود .

«وضعیت مسلمان در زندگی» ، عنوان مقاله دیگر است.در این مقاله، وضعیت زندگی انسان مسلمان از نظر اسلام مورد بررسی واقع می شود.

مؤلف، مقاله بعد خود را بر دو قسم می کند.وی بر آن است که ادیان اسلام و مسیحیت هر دو اهداف یکسانی را دنبال می کنند، منتها وسایل هر کدام برای رسیدن به این اهداف متفاوت است.به گفته او، هدف هر دو دین آن است که انسان را به رستگاری و فلاح برسانند.از این رو، مؤلف به ضرورت گفتگو بین دو دین تأکید می کند.

«لیلة القدر» ، عنوان آخرین مقاله کتاب است.مؤلف در این مقاله ضمن بزرگداشت لیلة القدر و اهمیت عبادت در این شب عظیم، یادآور می شود که اسلام دین عمل و سلوک عقلانی است، نه فقط انزوا و عبادت.وی این مقدمه را به تجاوزات اسرائیل و ظلم و ستم امریکا بر کشور لبنان و لزوم قیام در برابر آنها، پیوند می زند.

در انتظار امام (ع)، حیات و غیبت، ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی.

الفضلی، عبد الهادی.ترجمه حبیب روحانی.چاپ اول: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 150.1372ص.انتظار ظهور امام زمان (عج)، در رأس آرزوهای تمامی شیعیان است.اما وظیفه مسلمانان در عصر غیبت چیست؟ و جامعه باید چگونه باشد؟ اینها از سؤالاتی است که در ذهن هر معتقد به انتظار فرج وجود دارد؛ و در کنار آن موضوعاتی نظیر حکومت جهانی اسلام، ولایت فقیه و دیگر مسائل متعلق به آن، از جمله سؤالاتی است که مؤلف این کتاب در صدد پاسخگویی به آنهاست.

نویسنده، در سه فصل اول درباره حقیقت انتظار، احادیث در مورد انتظار، سلسله نسب حضرت مهدی (ع)، دوره های غیبت و امکان طولانی بودن طول عمر آن حضرت، از نظر علمی به بحث پرداخته است.

«دولت امام» ، عنوان فصل چهارم کتاب است که مؤلف در آن، ضمن تأکید بر لزوم فراهم ساختن مقدمات دولت مهدی (عج)، به بیان تفاوت دولت پیامبر (ص) و دولت مهدی (عج) پرداخته است .وی تفاوت را در شرایط طبیعی زمان و فضای مناسب برای اجرای احکام اسلام و نیز تغییر موضوعات و برخی احکام می داند.فضلی ویژگی های دولت آن حضرت را اینگونه بر شمرده است:

1.نفوذ سیاسی جهان شمول،

2.عقیده توحیدی همه گیر،

3.عمومیت یافتن دادگستری، امنیت و رفاه،

4.رواج علم و فرهنگ.

در فصل پنجم کتاب، با عنوان «انتظار» ، لزوم تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت مطرح شده است.نویسنده به نظر محدثین و فقهایی نظیر فیض کاشانی، صاحب جواهر، شهید ثانی و ابن ادریس اشاره دارد؛ زیرا به نظر او آنها بر وجوب تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت تأکید داشته اند .

«رئیس دولت» ، موضوع فصل بعدی این گفتار است.او به سه نظریه در مورد نیابت امام (عج) اشاره دارد.نظر اول این است که رئیس دولت کسی است که مسلمانان او را معین کرده باشند .او برای این نظریه این گونه استدلال کرده که تمام مسلمانان موظف به اجرای احکام اسلامی هستند و وظیفه همه، برقراری احکام دین است.در زمان پیامبر (ص) و ائمه (ع) و با وجود آنها وظیفه علیحده ای برای دیگران باقی نماند؛ ولی درزمان غیبت، قیام به امر حکومت، بر تمام مسلمانان واجب است.در نظریه دوم، بالاترین فقیه عادل حاکم است، و دلیل آن هم نقلی و عقلی است.

«تشکیل دولت» ، عنوان فصل دیگر کتاب است، که مؤلف در آن از تشکیلات دولت، مدیریت و سرپرستی جامعه در عصر غیبت بحث کرده است.به نظر او، وظیفه شریعت در قانونگذاری، تعیین خط مشی عمومی برای سازماندهی دولت است.چارچوب نظام، شامل روشها و موضوعات است.مسلمانان باید تعیین کننده قوه مجریه، مقننه و قضاییه تحت نظر فقهای عادل که وظایف مخصوص به خود را انجام می دهند باشند.

به اعتقاد مؤلف، شکل حکومت در عصر غیبت بدین گونه است که حکومتی است قانونی، که در رأس آن، فقیه اعلم و عادل قرار دارد و به وسیله گروههای متخصص و عادل و با نظارت رئیس و سرپرست عادل اداره می شود.او نقش مردم و ملت را نظارت بر امر حکومت می داند، که در صورت خطا کردن حکومت، مردم ابتدا باید از روشهای مسالمت آمیز برای اصلاح اقدام کنند، و سپس با روشهای خشونت آمیز و انقلابی حکومت را به راه آورند؛ ولی در خشونت و انقلاب به مقدار ضرورت اکتفا شود.

فضلی در آخرین بخش کتاب، صور دعوت به تشکیل دولت اسلامی را بیان کرده است.ابتدا با استفاده از انقلاب برای جایگزینی حکومت عدل؛ و در صورت عدم امکان از راههای مسالمت آمیز نظیر اقدامات فرهنگی و اجتماعی، باید اقدام به برپایی حکومت اسلامی شود.

ارسال نظر