مجلات > علمی، خبری > پژوهشگران > فروردین و اردیبهشت - تیر و خرداد 1385، شماره 6 و 7


درآمدی بر تأثیر و نفوذ زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره

پدید آورنده : دکتر ابوالقاسم رادفر ، صفحه 10

از آنجایی که ملل جهان به مناسبت های گوناگون همواره در تماس و رفت و آمد بوده و هستند، خواه ناخواه زبان و ادبیات و مسائل مختلف فرهنگی و آداب و رسوم آنان بر یکدیگر تأثیر می گذارد و این امری طبیعی است. البته گاهی بسته به شرایط، این اثرگذاری، بیشتر و زمانی کمتر است. به ویژه در کشورهایی مانند ایران و هند که وجوه مشترک تاریخی، زبانی و فرهنگی بسیار داشته اند، این تأثیر کاملاً مشهود است.

تشابهات و پیوندهایی که بین زبان های باستانی ایران و هند به علت منشأ واحد و رابطه خویشاوندی وجود دارد، با مقایسه بعضی واژه های دو زبان مانند پدر، مادر، برادر، دختر، سر، تن، بازو، دندان، پیل، گاو، میش، جو، گندم، ماش، قند و... تأیید می شود.

در زمینه ادبیات هم، اگر منصفانه ادبیات فارسی را با بخش مهمی از ادبیات شبه قاره مقایسه کنیم، آثار بسیاری را می بینیم که یا عینا ترجمه شده از آثار فارسی است یا کاملاً تحت تأثیر آنها پدید آمده است. به عنوان نمونه در ادبیات اردو، در نظم و نثر، داستان و غیر داستان، این تأثیر و نفوذ زبانی و ادبی کاملاً مشهود است.

البته تأثیرگذاریِ زبان و ادبیات فارسی، فقط به زبان و ادبیات شبه قاره محدود نمی شود. بسیاری از زبان ها و آثار ادبی جهان کاملاً تحت تأثیر زبان و ادبیات فارسی بوده و آثار بسیاری نیز تحت تأثیر ترجمه آثار شاعران و نویسندگان فارسی زبان پدید آمده است. این خود حدیث مفصلی دارد که اینجا مجال ذکر آن نیست و فقط فهرست وار اشاره ای مختصر به نفوذ و استقبال از شعر چند تن از بزرگان ادب فارسی ایران در شبه قاره می شود و تفصیل آن به آینده موکول می شود.

درباره «تأثیر زبان فارسی بر زبان های محلی شبه قاره» مقاله ای جداگانه توسط نگارنده نوشته شده است که در آینده نزدیک منتشر خواهد شد. همین قدر یادآور می شود که کتاب ها و مقالات و پایان نامه های دکترای بسیاری درباره تأثیر زبان فارسی بر زبان های اردو، پنجابی، هندی، بنگالی، مرهتی، گجراتی، تلگو و... نوشته شده است و این، حکایت از تأثیر زبان فارسی بر زبان های محلی هند دارد. وجود بیش از 60 درصد واژه های فارسی در زبان اردو و تقریبا 40 درصد در زبان هندی و حدود 5000 واژه در زبان بنگالی و واژه های بسیار در زبان مرهتی در طول 350 سال ارتباط حکومت های فارسی زبان با مردم مرهتی زبان، دامنه نفوذ زبان فارسی را نشان می دهد.

جواهر لعل نهرو اولین نخست وزیر دانشمند و روشنفکر هندِ مستقل، در آثار خود اشاره های زیادی به فرهنگ و تاریخ ایران دارد. او وقتی درباره لزوم روابط تیموریان هند با ایران دوران صفوی سخن می گوید، نظر خود را درباره نفوذ فرهنگ فارسی بر هند ابراز می کند و می نویسد: «تمام زبان های جدید هندی پر از کلمات فارسی می باشند. این امر برای زبان هایی که فرزندان زبانِ سانسکریت باستانی می باشند، بدیهی است و مخصوصا برای زبان هندوستانی که خود مخلوطی از زبان های مختلف می باشد، بسیار طبیعی است. اما حتی زبان های دراویدی جنوبِ هند نیز تحت تأثیر لغات فارسی واقع شده اند.»

وجود شمار زیادی از واژه های فارسی و عربی در «راماین» نیز نشانگر رواج بیش از اندازه زبان فارسی در شبه قاره می باشد که «تُلسی داس» به آسانی و به کثرت آنها را در اثر خود آورده است:

«واژه هایی مانند: رُخ، پوچ، باغ، ساز (در معنی ساز و سازمان)، بازار، دربار، سهم (به معنی ترس)، پیاده، شور، تیر، گمان، اندیشه، نوازنا (از مصدر نوازیدن)، باربار، ساده، گود، اسوار (به معنی سوار)، نشان، جهان، کاغذ، رنگ، برابری، زین، بخشش، سرتاج، میوه، شاخ، کلاه، کمان، مزدوری، داغ، گردن، ترکش (به معنی تیردان)، زور، خوار (به معنی ذلیل)، بازی گر، بندی خانه (به معنی زندان)، فراخ، هنر، چوگان، موشک (به معنی موش)، پلنگ، کِرم، گناه، بس، چنار، لگام، سفیدی، سان، آه، هیچ، فیروز، جوان، مرهم، پایک (به معنی پیاده و قاصد)، میش و...»

اما درباره بخش دوم یعنی نفوذ و حضور ادبیات فارسی در شبه قاره، نخست به فردوسی و شاهکارِ جهانی او شاهنامه اشاره می شود:

شاهنامه، حماسه بزرگ استاد طوس، تنها متعلق به سرزمین ایران و زبان فارسی نیست بلکه در حکم یک اثر جاودان جهانی به شمار می رود که از آغاز پدید آمدن تاکنون همواره در بین اهل فن و تحقیق و حتی مردم عادی و عامی رواج بسیار داشته است. حد و اندازه آن به درجه ای است که برخی محققان ادبیات حماسی، آن را از ایلیاد و ادیسه منسوب به هومر برتر و بالاتر می دانند و فقط یادآور می شود که بالغ بر دویست اثر به تقلید از شاهنامه سروده شده و به بیشتر زبان های زنده نیز ترجمه شده است که اینجانب در دو مقاله، هم زمان با برگزاری «هزاره تدوین شاهنامه» در دانشگاه تهران، فهرست این ترجمه ها را ارائه داده ام. در اینجا تنها به این نکته اشاره می شود که «فقط در زبان بنگالی درباره فردوسی و شاهنامه، 23 اثر از آغاز سده نوزدهم تا امروز انجام گرفته است.»

پس از ذکر اجمالی مطالبی درباره نفوذ فردوسی در شبه قاره، علاقه مندان برای آگاهی بیشتر می توانند به مآخذ زیر رجوع کنند؛

1. شاهنامه و هند اثر پرفسور امیرحسن عابدی (ص 53 ـ 58)

2. نفوذ فردوسی و شاهنامه در سند اثر حسام الدین راشدی (ص 69 ـ 84)

3. آثار قهرمانان شاهنامه در ادبیات باستانی هند اثر پرفسور آچاریاد ارمندرانات (ص 187 ـ 190)

4. فردوسی و ادبیات حماسی (چاپ تهران: سروش، 1354) و نیز کتاب فهرست مشترک نسخه های خطّی فارسی پاکستان، تألیف احمد منزوی، (ج 10، اسلام آباد، 1367، به ویژه صفحات 145 ـ 151).

خیّام

نگارنده درباره نفوذ شاعران پارسی گوی در زبان و ادبیات جهان تحقیقاتی انجام داده است. بر این اساس می توان گفت، تاکنون آثار هیچ شاعری به اندازه خیّام به زبان های دیگر ترجمه نشده است. حتی کشورها و زبان هایی وجود دارند که تأثیر ادبیات فارسی در آنها تنها از طریق ترجمه رباعیات خیام بوده است. تاکنون رباعیات خیام به بالغ بر چهل زبان ترجمه شده است که دراین باره ــ فقط جهت اطلاع از ترجمه های رباعیات خیّام به زبان های محلی شبه قاره ــ می توانید به مقدمه کتاب نذر خیام از راجه مکهن لال ــ اولین مترجم اردوی رباعیات خیام ــ مراجعه کنید که در آنجا از ترجمه های بنگالی، گجراتی، تامیل، اُریا، سانسکریت، هندی، تلگو، مرهتی، اردو و حتی زبان های اروپایی اطلاعاتی داده شده است. شاید اشاره بدین نکته ضروری باشد که فقط در زبان بنگالی، 16 ترجمه و تألیف درباره رباعیات خیام و خود او در سده اخیر انجام گرفته است. علی دشتی در کتاب دمی یا خیام (امیرکبیر، 1344) می نویسد: «شاید بیش از دو هزار کتاب و رساله و مقاله درباره خیام نوشته شده باشد. استاد مینوی تعداد این رسالات و مقالات را فقط در اروپا و امریکای شمالی تا سال 1929 میلادی، بالغ بر 1500 اثر دانسته اند... و ترجمه فیتز جرالد تا سال 1925 میلادی 139 مرتبه به چاپ رسیده است. همین نمونه ها و آمارها نشانگر نفوذ عمیق ادبیات ایران به ویژه شعر فارسی در بین ملل دیگر و زبان های گوناگون جهان است.

نظامی

یکی از علل مهم نفوذ زبان فارسی در شبه قاره، وجود نسخه های خطی فراوان آثار شاعران فارسی گوی ایرانی در کتابخانه های متعدد شبه قاره است. به عنوان نمونه، فقط درباره نظامی گنجوی ــ شاعر فارسی سرای خمسه پرداز سده ششم ــ براساس مقاله پرفسور شریف حسین قاسمی از 37 کتابخانه هند 292 اثر مختلف معرفی شده است که البته تعدادی از آنها شرح هایی است که توسط استادان هندی برای فهم اشعار این شاعر نوشته شده است. اگر روزی تمام کتاب های کتابخانه های هند، پاکستان و بنگلادش به طور کامل فهرست شود، مشخص خواهد شد که بالغ بر 1000 اثر فقط از آثار نظامی به صورت نسخه خطّی وجود دارد که اگر کتاب های چاپی، تحقیقات، رساله ها و آثار هنری مانند نقاشی ها، مینیاتورها و خطاطی های پیرامون نظامی نیز به این جمع اضافه شود، رقمی بالاتر از دو هزار اثر خواهد شد. البته علاوه بر مقاله پرفسور شریف قاسمی، نگارنده نیز در کتاب شناسی نظامی گنجوی که به مناسبت کنگره بزرگداشت نظامی (سال 1371) چاپ شده است، به تفصیل درباره نسخه های خطی، چاپی، مقالات، فرهنگ ها، پایان نامه ها، ترجمه های آثار این شاعر به زبان های مختلف، مقلدان آثار وی و معرفی نظامی شناسان ایرانی و خارجی سخن گفته است.

عطّار

مقبولیت و شهرت عطار در میان هندیان تا بدان پایه بود که حتی فیضی (954 ـ 1004 ه) ــ ملک الشعرای دربار اکبرشاه ــ در نامه ای که به شاه می نویسد، ضمن نقل حکایتی، به ابیاتی از عطار استناد می کند که خود دلیل استوار دیگری بر شهرت و آوازه «عطار» در دیار هند می تواند باشد.

ذکر تفصیل وجود نسخه های خطی، چاپی، ترجمه ها و تحقیقات پیرامون عطّار در شبه قاره هند، خیلی بیش از نظامی است؛ به عنوان نمونه، از پندنامه او به زبان اردو و پنجابی ده ترجمه، از تذکرة الاولیاء شش ترجمه و از منطق الطیر سه ترجمه ذکر شده است.

در مقاله ای تحت عنوان «عطّار در شبه قاره» تعداد 555 اثر متعلق به عطّار شامل نسخه های خطی، چاپی، شرح ها، ترجمه ها و نوشته های دیگر معرفی شده است که این خود نمونه ای دیگر از رسوخ افکار و اندیشه و شعر و ادب فارسی در شبه قاره است.

سعدی

حضور سعدی و آثارش در شبه قاره، از همان دوران او، چنان گسترش داشته است که آثار وی به عنوان کتاب درسی در حوزه ها، مدارس، مکتب خانه ها و حلقه های وعظ و خطابه به عنوان ادبیات و اخلاق، مورد استقبال همگان بوده است. وجود نسخه های فراوان خطی و چاپی، شرح ها و فرهنگ های مختلف، و تحقیقات و پژوهش های متعدد درباره زندگانی و آثار و افکار این شاعر و نویسنده بزرگ سده هفتم در شبه قاره، نشان دهنده نفوذ و پایگاه عمیق زبان و ادبیات فارسی در این منطقه است. در سده نوزدهم و بیستم، فقط به زبان بنگالی تعداد 33 اثرِ ترجمه شده از آثار شیخ سعدی وجود دارد. همچنین تاکنون بالغ بر 60 اثر به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده است. ذکر همین دو مورد برای مشخص نمودن میزان تأثیرگذاری آثار و افکار سعدی بر ادبیات شبه قاره، احتمالاً کافی می باشد، هرچند که دامنه نفوذ سعدی فقط به شبه قاره منحصر نمی شود و تأثیرگذاری آثار داستانی ـاخلاقی وی را بر آثار برخی نویسندگان بزرگ غربی چون لافونتن نمی توان انکار کرد. تنها با مراجعه به کتاب تحقیقاتی درباره سعدی تألیف هانری ماسه ــ خاورشناس بزرگ فرانسوی ــ تا حدودی به نفوذ و تأثیر عمیق سعدی بر غرب، به ویژه بر ادبیات فرانسه، پی برده می شود.

مولوی

مولانا جلال الدّین، عارف وارسته ای که آیین او عشق است و کلام او دعوت به یگانگی، عاشقی سوخته اما آگاه به معارف الهی است که وجودش را محبت و ستایش خدای یکتا پر کرده است. مثنوی و غزلیات او در عین اینکه دریایی است آکنده از جوش عشق و جوشش عرفان، نقاوه و چکیده فرهنگ و معارف اسلامی و ایرانی را نیز در خود جمع دارد.

از بین شاعران ایرانی شاید هیچ شاعری جز سعدی از لحاظ وسعت دامنه تأثیر در خارج از ایران به پای مولوی نرسد، زیرا عمق اندیشه و سلطه معنوی کلام مولانا در سراسر قلمرو فرهنگ فارسی، هندی، عربی، ترکی تقریبا از زمان خود شاعر چنان تأثیری بر افکار و قلوب مردم و صاحبان اندیشه گذاشته است که اثر آن نه تنها در فلسفه و عرفان بلکه در ادبیات آن سرزمین ها نیز کاملاً احساس می شود...

نویسنده این سطور در مقاله ای تحت عنوان «ترجمه های آثار مولوی» به تفصیل درباره ترجمه های آثار مولوی به زبان های مختلف پرداخته و از ترجمه های اردو، بنگالی، پنجابی، سندی و کشمیری نیز یاد کرده است. بنا به نقل دکتر ابوالبشر فقط 21 اثر درباره مثنوی و شرح و تفسیر آن از اوایل قرن نوزدهم تاکنون به زبان بنگالی نوشته شده است.

مثنوی مولانا همواره در مجالس سماع و ذکر عارفان و درویشان خوانده شده است و هنوز هم این کار ادامه دارد. از ایام قدیم از نفوذ شعر مولانا و تأثیر آن بر روح و دل سالکان و مریدان، مطالب زیادی در کتاب ها و زندگی نامه های افراد که گاه باعث تحول روحی و انقلاب درونی آنان گردیده، ذکر شده است. حتی مشایخ صوفیه برای تهذیب نفس مرید و آموزش نکات دقیق عرفان، به سالکان، درس مثنوی می دادند. در این قسمت به جهت اختصار تنها به ذکر نمونه ای از کتاب محبوب ذی المنن تاریخ اولیای دکن تألیف عبدالجبّار ملکاپوری بسنده شده است. «مؤلف پنج گنج درباره شاه نورالله صاحب هندوستانی می نویسد: ... عارف کامل و عالم عامل بود. همیشه درس مثنوی می داد و مضامین را خوب شرح و بسط می فرمود. اهل دکن او را مولانای مثنوی می گفتند. اکثر مشایخ دکن در مثنوی از ایشان سند اخذ کردند. شاه برهان اللّه قندهاری و شاه میزان صاحب حیدرآبادی مثنوی را درس به درس نزد ایشان خواندند. ایشان در منزلش از بعدازظهر تا عصر مثنوی درس می داد...»

زیرا: «مثنوی سه سال بعد از مرگ مولانا به وسیله شاگردش احمد رومی به هند رسید... مثنوی معنوی و سایر اشعار عرفانی، نه تنها در افکار مسلمانان بلکه در افکار هندوان و سایر مذاهب نیز مؤثر بوده است. مثلاً شاعری مسلمان به نام «کبیر» در قرن نهم هجری از تلفیق تصوّف اسلام و افکار هندویی یک مکتب عرفانی به نام «بهاکتی» ابداع کرد که اساس آن ایمان به خدای واحد و احترام به همه ادیان و مذاهب و... است.»

حافظ

حافظ را شاید بتوان یکی از معدود شاعران مهم و مقبول جهان دانست که شعر و اندیشه او آثار و افکار شاعران و نویسندگان بسیاری را در شرق و غرب تحت تأثیر قرار داده است. وجود نسخه هایی بی شمار از مجموعه اشعار این اندیشمند و غزل سرای بزرگ در کتابخانه های بزرگ و کوچک جهان ــ عمومی یا خصوصی ــ حکایت گر حسن قبول و رواج شعر حافظ است. به عنوان نمونه، تنها در شبه قاره، غزلیات حافظ به شهرتی دست یافت که تقریبا از زمان خود وی و به مصداق بیت زیر:

به شعر حافظ شیراز می رقصندو می خوانند سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

مورد توجه بوده است. این استقبال گرم و باشکوه از کلام شاعری دارای چندین هنر و لسان الغیب به آنجا رسید که تا یک نسل قبل در شبه قاره هیچ فرد باسوادی پیدا نمی شد که آثار سعدی و حافظ و احتمالاً مولوی را نخوانده باشد و نمونه هایی از شعر آنان را در خاطر نداشته باشد. حتی هیچ خانه ای نبود که در آن نسخه هایی از کلیات حافظ شیراز یافت نشود. «از سال 1791 میلادی که نخستین بار چاپ دیوان حافظ تحت نظارت ابوطالب خان اصفهانی متوطن به لکهنو از کلکته انتشار یافت، تعدادی زیادی از مجلدات آن کتاب در هند و ایران و ترکیه انتشار یافته» البته اینها غیر از انتشار نسخه های چاپی، تحقیقات، ترجمه ها و نفوذ اشعار حافظ در برخی اشعار به زبان های محلی شبه قاره است که اگر قرار باشد به یکایک آنها پرداخته شود بحث بسیار طولانی خواهد شد. از این رو، فقط به نمونه ای بسنده می شود:

«مثل اینکه فکر حافظ در فکر حضرت گورونانک، نخستین پیشوای بزرگ دین سیک، نفوذ کرد چنان که حضرت گورونانک نوشته: دین در خرقه مرتاض نیست، در عصای درویش نیست، در خاکستر نیست که روی تن مالیده، در حلقه های گوش نیست، دین در سر تراشیده نیست، در ناقوس نیست. اگر مایلید صراط مستقیم را پیدا کنید از آلایش های دنیوی پاک شوید.»

این افکار حضرت گورونانک که مشمول سروده هایش است، فکر حافظ را به یاد می آورد:

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آئینه سازد سکندری داند
نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آئین سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند

نمونه های بسیار دیگر از مشابهت افکار گورونانک و حافظ وجود دارد که برای شناختن آنها باید به مأخذ مقاله رجوع شود و نیز درباره «تأثیر حافظ بر سخن سرایان فارسی زبان هند» به مقاله سید انوار احمد رجوع شود.

همچنین سخن گفتن درباره ترجمه های حافظ خود حدیث مفصلی دارد زیرا شعر حافظ به بالغ بر سی زبان نه یک بار بلکه چندین بار ترجمه شده است که در این قسمت اشاره ای مختصر به ترجمه های آن در بعضی زبان های محلی شبه قاره می شود.

در زبان بنگالی 19 ترجمه تنها در دو سده اخیر، در زبان پنجابی 7 ترجمه، در زبان اردو بالغ بر 24 ترجمه وجود دارد. همین طور غزلیات حافظ به زبان های کشمیری، آسامی و هندی نیز ترجمه شده است.

نگارنده در کتاب خود با عنوان حافظ پژوهان و حافظ پژوهی به تفصیل ترجمه های حافظ را به زبان های گوناگون ذکر کرده است. البته در جزوه ای که خانه فرهنگ ایران در بمبئی به مناسبت «جشن حافظ شیرازی» چاپ کرده، به ترجمه ها و شرح های حافظ به اردو و برخی منابع دیگر اشاره شده است، از جمله در آن از 24 ترجمه و شرح دیوان حافظ به زبان اردو نام برده شده است.

البته نفوذ و حضور حافظ در میان خواص و عوام شبه قاره، به آنچه گفته شد، منحصر نمی شود: انبوه نسخه های خطی و چاپی، تحقیقاتِ فراوانِ مستقل، ترجمه ها، شرح ها، تقلیدها از یک طرف، و نفوذ عمیق و رسوخ افکار بلند حافظ در اندیشه متفکران از طرف دیگر است که فقط به یک مورد از آن اشاره می شود و آن اشعار و افکار علامه اقبال لاهوری است که کاملاً تحت تأثیر دو متفکر و عارف ایران، مولانای روم و حافظ شیراز بوده است که تفصیل آن را می توانید در کتاب های اقبال در راه مولوی و حافظ اور اقبال (حافظ و اقبال) مطالعه کنید. یا تأثیر حافظ در گوته ــ شاعر آلمانی ــ به حدّی بود که در واقع وی دیوان شرقی خود را تحت تأثیر مطالعه غزلیات حافظ پدید آورد. همچنین در کتاب ها آمده که پدر رابیندرانات تاگور هر صبح قبل از هر کاری، غزلی از حافظ می خوانده است و به «حافظِ حافظ» معروف بوده است. غنای اندیشه و وسعت جهان بینی و هنر جادویی کلام حافظ در طول ششصد و اندی سال توانسته است قلب های بسیاری از مردم و افکار جهانی را تحت تأثیر خود قرار دهد که پرداختن به آن خود بحث مفصّلی را می طلبد.

با ذکر نمونه های فوق تا حدودی دورنمای نفوذ و تأثیر زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره روشن می شود. البته زمینه های رسوخ و حضور زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره، صرفا به زبان و شعر محدود نمی شود و ابعاد گسترده تری دارد که ارائه آن در این مقاله نمی گنجد و به زمان دیگری موکول می شود. سخن با این مصراع به پایان برده می شود که:

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل