مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > فرهنگ كوثر > فروردین 1378، شماره 25


یاد داشتهای سفر نخجوان(3)

پدید آورنده : مصطفی قلی زاده علیاری ، صفحه 90

امامزاده ها وپیرها

در جمهوری خود مختار نخجوان چندین امامزاده و پیر و تربت مقدس وجود دارد که از نظرگاه تاریخی نمی توان اثبات و یا انکار کرد.اما به هر تقدیر، مکانهای مقدسی هستند که مردم از دل و جان ازقدیم الایام به آنها اعتقاد داشته و دارند و در غم و شادی به آنها التجا برده اند و با نذر و قربانی و دخیل بستن و... قداست آن را پاسداری کرده اند. اهالی مسلمان و شیعه که محبان اهل بیت(علیهم السلام) هستند برای امامزاده ها هم مثل مساجداحترام خاصی قائلند و اعتقاد عمیق دارند با قطع نظر از اینکه آیا می دانند که صاحب فلان قبر واقعا از نسل پیامبر(ص) و علی(ع)است یانه; و حقیقتا «امام » زاده ست یانه؟

ما اگر در مقیاسی وسیعتر بسنجیم و تنگ نظر نباشیم و روشنفکربازی در نیاوریم،می بینیم که در بحبوحه دوران دین زدایی و ترویج مادیت و تباهی اندیشه ها و باورهای معنوی در دوران هفتاد ساله در این سرزمینها، این مراکز دینی و مذهبی پناهگاههای محکم و دژهای نفوذ ناپذیر احساسات دینی و تمایلات معنوی و فطری و خداپرستانه مردمان بوده است و حس دینداری و خدا پرستی و معنویت انسانها را پر تحرک و زنده نگه داشته است. لذا اگر سند یااصالت تاریخی و حقیقی این تربتها و مزارهای مقدس هم قابل اثبات نباشد، باز هم اهمیت آنها خدشه دار نمی شود. در اینجا به معرفی تعدادی از این امامزاده ها و پیرها و تربتهای مقدسی که نگارنده خود آنها را از نزدیک دیده است، می پردازم «والله اعلم بالصواب »

1- امامزاده (تربت)

زیارتگاهی است در نخجوان، در کنار خیابانی که به «میکرورایون » می رود. نزدیک قبرستان عمومی شهر. قبری در داخل بقعه قرار دارد که نامش معلوم نیست. در لسان مردم معروف است که ازاولاد امام رضا(ع) است. بنا بر آنچه بنده شنیدم در گذشته ها سنگ مرمری داشته که اسم و نسبش در آن حک شده بوده و اسمش «صفوان » بوده است. آن سنگ نوشته را در رژیم سابق به باکو یاجای دیگری برده اند. به هرحال، اکنون مردم به آنجا«امامزاده » و گاهی «تربت امامزاده » می گویند. ساختمان امامزاده اخیرا توسط دولت نخجوان و با آجرهای اهدایی از سوی سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران باز سازی شد. بر روی قبر بقعه ای قرار دارد که ظاهرا مربوط به زمان فتحعلیشاه قاجارمی شود و حدود دویست سال قدمت دارد. با آجر لعابی های آبی رنگ کلمه «الله » به طور مکرر و زیبا به همان سبک دوران قاجارنوشته شده است. ساختمان

امامزاده پس از باز سازی و تعمیر کلی،پار سال (13/9/76) طی مراسمی، با حضور مردم منطقه، مقامات دولتی نخجوان از جمله رئیس مجلس عالی آقای واصف طالب اف که بزرگترین مقام سیاسی جمهوری خود مختار محسوب می شود ، نخست وزیر، فرماندار، سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران آقای طوری،آخوند حاج سلطان، نماینده فرهنگی ایران، اساتید و طلاب حوزه علمیه (مدرسه امیرالمومنین(ع » افتتاح و به روی مشتاقان اهل بیت(علیهم السلام) گشوده شد. اینجانب در آن مراسم معنوی وپرشکوه حضور داشتم، روز بسیار سردی بود، با این حال هم مردم وهم مقامات سیاسی و دولتی در آن سرمای شدید، مشتاقانه شرکت کردند. من به این واقعیت می اندیشیدم که واقعا تحول عظیمی صورت گرفته است. طی دهها سال درهای چنین مراکز دینی مظلومانه به دست مسوولان بی دین و وابسته به حزب کمونیست بسته و گاه تخریب شده است، و اکنون همان درها به دست حکمداران و مسوولان مسلمان باز می شود. ببین تفاوت از کجا تا به کجاست؟!

2- سید عقیل

این امامزاده در روستای «نهرم » در پانزده کیلومتری جنوب نخجوان قرار دارد. مردم معتقدندکه از اولاد امام کاظم(ع) وبرادر امامزاده «بی بی هیبت » و «سیدعلی » است که آن دو درخاک آذربایجان واقع شده اند. قبلا در خصوص این دو امامزاده مطالبی نوشته ام که دیگر تکرار نمی کنم.

3- پیر محمد

این زیارتگاه در نزدیکی روستای «جمال الدین » از بخش جلفا،در دامنه کوهی واقع شده و تقریبا سی کیلومتر از نخجوان فاصله دارد. در کنارش چشمه ای از دل صخره ای بلند و سخت می جوشد و دل زائران مشتاق را خنک می کند. قبری در داخل یک اتاق کهنه قراردارد و هیچ نوشته و اثری دال بر هویت و نسب صاحب قبر دیده نمی شود. مقبره ای است پر از دیگ سیاه وسماور و استکان و نعلبکی و کتری و قوری و گلیم و تشکهای کهنه و پتوهای وا رفته وفرسوده.

من یک بار در خرداد1376 به همراه دوستان روحانی که از ایران به مناسبت ماه محرم و صفر به نخجوان آمده بودند بنا به دعوت یکی از افراد مومن، به زیارت این مکان مقدس رفته ام. آن روزبرای بنده و دوستان روز بسیار خوب و به یاد ماندنی بود.مردمان پاک دل با دنیایی از عشق و امید به زیارت آن مقبره می آیند و قربانی می کنند و در سایه درختان بلند و آب گوارااتراق می کنند و پس از زیارت و دعا و راز و نیاز و گستردن خوان احسان و عرض حاجت به درگاه حق تعالی، به امید قبولی زیارت، به موطن خود از همان راههای صعب العبوری که آمده اند، بر می گردند.

ج- دیگر امکنه مقدسه

غیر از مساجد و امامزاده ها، اماکن مقدسه دیگری را هم درجمهوری خود مختار نخجوان دیده ام که در باره بعضی از آنها دراینجا مطالبی را به عرض خوانندگان می رسانم.

1-اصحاب کهف

محل تاریخی و بسیار معروف «اصحاب کهف » در سمت شمال شرقی نخجوان با فاصله کمتر از بیست کیلومتر قرار دارد. دره ای است در دل کوهی بلند با صخره های عظیم، صخره ها از دو طرف سر به هم آورده اند. اما آسمان را در دل دره قطع نکرده اند. در ابتدای دره، جای سکو مانندی هست که رو به مشرق است و می گویند اصحاب کهف در آنجا خوابیده بوده اند. اما این یک تصور باطل است، زیرابا آیات قرآن مطابقت ندارد. از نظر قرآن، خوابگاه اصحاب کهف طوری بوده که خورشید هنگام طلوع بر سمت راست آن و هنگام غروب بر سمت چپ آن می تابیده است. (سوره کهف/17) در انتهای دره مسجدی ساخته اند که در سمت قبله اش لوحی از سنگ مرمر نوشته و بردیوار تعبیه شده است. سنگ در سال 1190 ه ق به خط زیبای «محمد خطیب » بن ملا مصطفی به امر شکرالله خان کنگرلو نوشته شده و تنها اثر گویای تاریخی این مکان است. در این قسمت متن آیه شریفه «ام حسبت ان اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتناعجبا، اذ آوی الفتیه الی الکهف و...»، در حاشیه سمت راست سنگ نوشته، این عبارت نقش بسته:

«به سبب برف و باران خطوط مسطوره محو شده بود و چونکه علی امامعلی جایگاه شوکت و اقبال به همراه شکرالله خان کنگرلوحاکم الکای نخجوان، خلف رحمت و غفران مآب حیدر قلی خان کنگرلوحاکم سابق الکای مزبور و بانی امر خیر بود، مقرر فرمود که مجددا لوحی از سنگ ...» در حاشیه سمت چپ این جملات حک شده:

«... محمد خطیب ابن مرحوم مبرور ملا مصطفی، حسب الامر اقدام نموده، در تاریخ شهر صفر المظفر ختم بالخیر و الظفر به نقش لوح پرداخت. فی تسعین و ماءه بعد الالف 1190.» از این سنگ مرمر نبشته شده، معلوم می شود که تا آن زمان قبرهایی یا آثاری در آنجا بوده و روی آنها مطالبی نوشته شده بود که بر اثر برف و باران محو شده و از میان رفته و حاکم دیار نخجوان در آن روز(شکرالله خان کنگرلو) دستور می دهد سنگی به یادگار بنویسند تاآیندگان از آن آثار تاریخی که تا آن روز در این محل وجودداشته، آگاه شوند. «طوبی لهم.» خداوند بیامرزد همه کسانی راکه در طول تاریخ برای ابقا و احیای آثار دینی از آنچه درتوان داشته اند، دریغ نکرده اند. و خدا لعنت کند همه قلدرانی که درسرتا سر تاریخ برای محو و تخریب آثار دینی و معنوی از هیچ اقدامی فرو گذار نکردند! باری، مردم از اطراف و اکناف به زیارت مکان مقدس اصحاب کهف می آیند و قربانی می کنند و احسان می دهند و نذورات خود را به صندوقهای مخصوص می اندازند. من برای نخستین بار با دوستم محمد باقر نجف پیر و به همراه خانواده هایمان در تاریخ 8/3/1376 به دعوت دوست نخجوانی آقای حمدالله مراد اف به این محل رفتم. آن روز وضعیت راه، درون دره، مسجد انتهای دره و جایگاههای استراحت زائرین خیلی نامطلوب بود. بعدها هم چندین بار به همراه دوستان ایرانی ونخجوانی از این محل دیدم کرده ام.اما اخیرا (1377) تغییرات اساسی در جهت تعمیر و بهبود بخشیدن به وضعیت راه، محلهای استراحت، مسجد، و... از طرف دولت نخجوان در این محل مقدس تاریخی صورت گرفته که بسیار خوشحال کننده است و جای تحسین و تقدیر دارد. بعد از تغییرات و تکمیل و ساختن مسجد و آسفالت کردن راه و ساختن اتاقها و حجره هایی برای استراحت مردم، و نصب یک نفر مسوول و نظارت بر رفت و آمدزائران و ایجاد امکانات رفاهی، در اوائل پاییز1377 با حضورشخص آقای واصف طالب اف به عنوان رهبر جمهوری خود مختار ومعاونین او و تنی چند از مقامات بلند پایه، افتتاح رسمی انجام گرفت. جالب است که دویست و سی سال پیش حاکم نخجوان دستورمی دهد سنگی نوشته شود تا آیندگان از وجود آثاری دال بر اصحاب کهف در این محل آگاه شوند. امروز هم حاکم نخجوان، برای احیای آن آثار، خود شخصا نظارت و اقدام می کند. همچنانکه با نظارت ودستور و هزینه و حضور همین افراد مساجد و امامزاده ها هم احیاء، تعمیر و افتتاح می شود.

در اینجا دو نکته را در خصوص محل اصحاب کهف یاد آوری می کنم:

1- دره اصحاب کهف در نخجوان، رو به قبله و جنوب است. اگر این دره را همان غار اصحاب کهف فرض کنیم تا حدی با بیان قران سازگار می شود. زیرا قرآن می فرماید:

«و تری الشمس اذا طلعت تزاور عن کهفهم ذات الیمین و اذا غربت تقرضهم ذات الشمال و هم فی فجوه منه و...» (کهف/17)

خورشید را می دیدی که هنگام طلوع بر سمت راست (غار) آنها مایل بود و به هنگام غروب به سمت چپ; و آنها در محل وسیعی از غار قرار داشتند.

اکنون خورشیدصبحها بر طرف راست دره و هنگام غروب بر سمت چپ آن می تابد.البته باید توجه داشت که دره در طی نزدیک به دو هزار سال،رفته رفته بر اثر باران و سیل و برف، پایین تر رفته و عمیق ترشده است. و شاید در آن زمان در سطحی بالاتر قرار داشته است.

2- در تفاسیر قرآنی و کتب تاریخی، محل اختفای اصحاب کهف، به تحقیق معلوم نشده و جاهای مختلفی را در سوریه، ترکیه، نخجوان و... گمان برده اند. در خصوص محل اصحاب کهف در نخجوان هم کمترتحقیق و بررسی شده است.

2- شیخ خراسان

یکی دیگر از آثار تاریخی و دینی در جمهوری خود مختار نخجوان،زیارتگاه و بقعه ای است مشهور به «شیخ خراسان » که در بخش جلفا با فاصله چهل کیلومتری جنوب شرقی نخجوان، در کنار روستای «خان آقا» و در سینه کش کوهی رو بروی قلعه معروف «الینجه »قرار دارد. نخستین بار در آبان ماه 1357 به همراه دوستم حمدالله مراد اف به دیدن این بقعه رفتم. ساختمانی است با بقعه مخروطی پنج ضلعی، دارای دو اتاق تو در تو اما مجزا. در اتاق ورودی که بیشتر به شکل مسجد است یک محراب هست و بر سر آن عباراتی عربی حک شده مورخ «تسعماءه و احدی » (901)، و کلماتی مانند: المولی، الکامل، جامع الکمالات و ... به چشم می خورد.اما از مجموع جملات و عبارات چیزی عایدم نشد.

اتاق کوچکتر مهمتر از آن بود، زیرا در آن، دو محراب سنگی به قرینه هم قرار دارد ک مزین به آیات قرآنی از جمله: آیه الکرسی،سوره «قل هوالله احد»، تهلیل، تکبیر و... است. جالب تر اینکه در وسط هر محراب، لفظ جلاله «الله » درست به شکل آرم جمهوری اسلامی ایران حک شده، گرچه تاریخش دقیقا معلوم نیست، اما ظاهرسنگها نشان می دهد که چند صد سال قدمت دارند!

در سفر دوم (بهارسال 1377) فیلم و عکس هم از آنها برداشتیم که برای دوستان دیگر هم جالب بود. درهمان اتاق کوچک جای قبری وجود دارد که گویا قبلا سنگ قبری مرمرین روی آن قرار داشته است. در اطراف زیارتگاه قبرستانی بوده که سنگ قبرهایی پیدا می شود و روی برخی از آنها عباراتی مثل: یا «مونس کل وحید»، «هذا مشهد المولی الکامل » و... دیده می شود. از کلمه «مشهد» (شهادتگاه)استنباط می شود که بعضی افراد مدفون در این مکان، به قتل رسیده اند.

اینجا به درستی معلوم نیست که منسوب و مربوط به چه کسی یا چه کسانی و گروهی و فرقه ای است. و هر اثری دال بر واقعیات تاریخی این محل و بسیاری از محلهای تاریخی و دینی دیگر را در دوران حکومت کمونیستی شوروی سابق از بین برده اند. بعضی ها احتمال می دهند که بقعه شیخ خراسان مربوط به «شیخ فضل الله نعیمی »سردسته حروفیه بوده است.به هر تقدیر، مردم محل این مکان را محترم و مقدس می شمارند ومعتقدند که هرکس نسبت به اینجا بی احترامی کرده، ضرر و زیانی جبران ناپذیر دیده است.

در یک گوشه اتاق بزرگ، پستویی بود پر از اوراق کهنه و پاره قرآن و کتب فارسی و عربی قدیمی اعم از خطی و چاپ سنگی. این برای من خیلی جالب بود. دوستم حمدالله و دیگر مردان محلی می گفتند که چهل پنجاه سال پیش این مخزن اوراق پر از قرآن وکتب گوناگون خطی عربی و فارسی بود که ما بچه بودیم ونمی توانستیم بخوانیم. اگر کسی نمی توانست قرآن را در خانه اش نگه بدارد، می آورد به اینجا می گذاشت. بعدها معلوم نشد آن همه کتاب و نیز بسیاری از سنگ قبرهای قدیمی و مرمرین چه شد؟! به کجا بردند و چه کارش کردند؟! با شنیدن این حرفها از عمق جان بر آن همه خزائن گمشده افسوس می خوردم، دریغ!