مجلات > ادبیات و هنر > حدیث زندگی > فروردین و اردیبهشت 1382، شماره 10


محبوبیت در گروه همسالان

پدید آورنده : علی اکبر بیاری ، صفحه 68

مقدمه

اگر بگوییم که حساس ترین و سرنوشت سازترین دوران عمر انسان، ایام نوجوانی و شروع جوانی است، کلامی به گزاف نگفته ایم. در حقیقت، هویت و شخصیت انسان در این دوران شکل می گیرد. لذا از اهمیت فوق العاده برخوردار است و به دقتِ ویژه نیازمند. به موازات بلوغ جنسی در این ایام، بلوغ فکری و روانی نیز شکل می گیرد و نیازهایی در جسم و روان ایجاد می گردد. از جمله نیازهای روانی، نیاز به محبت کردن و محبوب واقع شدن است که افرادِ هم سن و سال، با جمع شدن دور یکدیگر و ایجاد گروه های دوستی و رفاقت، در صدد رفع این نیازها هستند.

در این نوشته بنا داریم به امور ذیل بپردازیم:

1 . ضرورت محبوبیت در گروه همسالان (1)

2 . محبت و عوامل، بسترها و آسیبهایش

3 . گروه و انواع، ویژگیها و کارکردهایش

4 . نقش محبت در گروه همسالان.

1 . ضرورت بحث

انسان، موجودی است نیازمند (نیازهای جسمی از قبیل احتیاج به هوا، آب، غذا و... و نیازهای روحی و روانی مثل نیاز به بیان و ابراز وجود، نیاز به دانستن، نیاز به محبت و...) که رفع هر یک از این نیازها، خود، نیازمند وجود منابع طبیعی (از قبیل آب، هوا و...) و منابع انسانی است و البته منابع انسانی اند که بیشتر نیازهای روانی انسان را برآورده می سازند. بنابراین با توجه به اینکه انسان نه تنها نیازهای جسمانی دارد، بلکه نیازهای روانی - که کم اهمیت تر از نیازهای جسمانی نیستند - نیز دارد و از مهم ترین این نیازها نیاز به محبت کردن و مورد محبت واقع شدن است.

از طرفی، چون ایام نوجوانی و آغاز جوانی ایامی سرنوشت ساز و تعیین کننده در مسیر زندگی اند، شایسته است که زمینه ها و بسترهایی را که نوجوانان و جوانان در آنها قرار می گیرند و در پی رفع برخی نیازهای روانی خود برمی آیند با دقت بررسی کنیم که گروه همسالان (همگِنان، همالان)، یکی از مهم ترین این زمینه ها و بسترهاست.

شاید بتوان قاطعانه حکم کرد که محبت، سیمان و چسب گروههای همسال است و نقش کلیدی را در این گروه به عهده دارد.

2 . محبت، عوامل و اهمیت آن

«محبت، عبارت است از احساس میل نسبت به چیزی (اعم از مادی یا غیر مادی) که برای انسان، لذت بخش است».(2)

در اهمیت محبت، همین بس که برخی از بزرگان (مانند خواجه نصیرالدین طوسی)،(3)

واژه «انسان» را از ریشه «اُنس» دانسته اند ؛ یعنی انسانْ اُنس پذیر است و مهر می ورزد. و چه نیکو سروده حافظ شیرین گفتار:

خلل پذیر بود هر بنا که می بینی

بجز بنای محبت که خالی از خلل است

و باز در بیان اهمیت محبّت، این بس که در زبان عربی نزدیک به شصت واژه برایش وضع کرده اند و آن را توصیف نموده اند و رسم عرب است که آنچه نزدشان با اهمیت باشد، از سَرِ بزرگداشت و اهتمام به آن، نامهای بیشتری برایش می گذارند.(4)

از دیدگاه اسلام نیز محبت، نقش مهم و ارزنده ای در شکل گیری جامعه آرمانی اسلامی دارد و اسلام، تحقّق جامعه مطلوب انسانی را در سایه محبت مردم نسبت به یکدیگر، امکان پذیر می داند.

و محبّت، آن قدر شیرین است که در سایه آن می توان تمام تلخیها و مصائب را علاج بخشید و چه نیکوست این سخن حضرت سلیمان(ع) که: «هیچ چیز مانند محبت، شیرین نیست».(5)

و این حدیث معروف امام صادق(ع) را همه شنیده و خوانده ایم که: «آیا دین، جز محبت است؟».(6)

برای پی بردن به اهمیت محبت، کافی است که واژه متضاد و مفهوم مقابل آن را که «عداوت» است در نظر بگیریم که بسیاری از مشکلات و مصائب روحی و جسمی، فردی و اجتماعی و... از آن ناشی می شود. لذا اسلام با تشریع قوانین و دستورهایی مانع از ایجاد عداوت در دلهای مردم نسبت به یکدیگر گردیده است: حرام دانستن غیبت، تهمت، حرف زشت و... و از طرفی سفارش به اموری که ایجاد محبّت می کنند، مثل صله رحم، ایثار، خوش خُلقی و...

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که گرچه اسلام، دین محبت است و سفارش به آن کرده است، ولی چارچوبی را نیز برای آن قرار داده است و آن محبتهایی را که مانع رشد و کمال انسان باشد، نفی کرده است، مثل محبت ورزیدن به دشمنان خدا و انسانیت.

3 . گروه

الف . تعریف گروه

گروه در لغت، یعنی: دسته، فرقه، فوج، جمعی از مردم و...؛(7)

امّا «گروه»، معانی اصطلاحی (خاص علوم مختلف) نیز دارد. در علوم اجتماعی وقتی از «گروه» بحث می کنند، منظورشان حداقل دو فرد است که از طریق کنش متقابل اجتماعی بر یکدیگر تأثیر می گذارند.(8)

بنابراین، یک گروه، دارای ویژگیهای ذیل است.

ب . ویژگیهای گروه

1 . داشتن تعامل و فعالیت مشترک: بنابراین اگر عده ای انسان دور هم جمع شدند، ولی هر کس مشغول کار خودش بود، این «گروه» نیست، مثل افرادی که در اتوبوس درون شهری نشسته اند.

2 . داشتن آرمان و اهداف مشترک: به این معنا که هر وقت عده ای با هم جمع شدند و فعالیت مشابه داشتند، دنبال رسیدن به اهدافی هستند که این اهداف، گاهی رفع نیازهای مادی و جسمانی است و گاهی رفع نیازهای روانی.

3 . ویژگی دیگر گروه، آن است که از یک انسجام و استحکام ویژه برخوردار است، به طوری که افراد درون گروه، احساس «ما» بودن دارند. لذا موفقیت یا شکست یک نفر، بر کل گروه، تأثیرگذار است و می گویند: «ما پیروز شدیم» یا «ما شکست خوردیم».

4 . گروه، پویاست؛ یعنی در حرکت و تلاش مستمر به سوی بهتر شدن است و رو به سوی نیرومندی و دستیابی به هدف دارد.

5 . ویژگی دیگر گروه، این است که دارای «اندازه» است. بنابراین، دو نفر که با هم همکاری می کنند، یک گروه حساب می شوند. خانواده نیز نوعی گروه است. جمع «دوستان» و در نهایت، «جامعه»، خودش نوعی گروه است.

ج . ضرورت تشکیل گروه

از آنجا که انسان به تنهایی هرگز قادر نیست همه احتیاجات خود را رفع نماید، لذا نیازمند دیگران است و در طول تاریخ، انسانها سعی کرده اند با جمع شدن دور یکدیگر، ادامه حیات را برای خود ممکن سازند. لذا برخی گفته اند که انسان، مدنیّ الطبع است؛ یعنی طبیعت او اقتضا می کند که در جمع دیگران باشد و از تنهایی بیزار است و شاید بتوان گفت ادامه زندگی اش به تنهایی ناممکن است. یکی از بدترین شکنجه ها برای افراد

مجرم، سلول انفرادی است، و کلام «جان دان» شاعر، اشاره به همین نکته است، آنجا که می گوید: «هیچ انسانی جزیره نیست».

د . اهمیت گروه

برای پی بردن به اهمیت گروه، بهتر است نگاهی بیندازیم به عملکرد و کارکرد گروه و اینکه گروه، چه کارهایی می کند و نقش آن چیست.

مهم ترین کارکردهای گروه، عبارت اند از:

1 . شکل دهی به نگرش و رفتارهای افراد درون گروه

2 . تأمین برخی از نیازهای ضروری انسان، مثل نیاز به امنیت، تسلط بر محیط، نیاز به ابراز وجود، نیاز به محبت کردن و محبت دیدن (که مثلاً گروه خانواده بسیاری از این نیازها را برآورده می سازد)، نیازهای شناختی (چرا که انسان به دنبال شناخت مجهولات است و در گروه، بهتر می تواند به آنها دست یابد) و نیازهای دیگر.

این جریان، معروف است که ابو ریحان در آخرین لحظات عمرش چون فقیهی را بر بالین خویش دید، مسئله ای دینی از او پرسید. فقیه گفت: این چه وقت سؤال است؟ و ابوریحان پاسخ داد، بدانم و بمیرم بهتر است یا اینکه ندانسته جان دهم؟!

ه . انواع گروهها

گروهها را بر اساس ملاکها و مبناهای متفاوت تقسیم بندی کرده اند که آن تقسیم بندیهایی که مربوط به بحث ما می شود، عبارت است از:

یک . گروه نخستین (اولین) و گروه دومین

گروه نخستین به گروههایی اطلاق می شود که شامل این ویژگیها باشند: تعداد کم، دوره طولانی، نزدیکی فیزیکی، روابط صمیمانه و دوستانه و غیر رسمی (مثل: خانواده، گروه هم بازی، گروه همسال، گروه دوستان و...).

«در این گروهها، انسانها برای دستیابی به بیشترین نفع همگانی تمایلات فردگرایانه شان را به حداقل می رسانند و با حلقه های همدردی و محبت با همنوعانشان پیوندی پایدار برقرار می سازند. گروه نخستین، بستر پرورش محبت و همدردی انسانی است و با حالت بی تفاوتی، غیر شخصی و غیر عاطفی بودن انواع دیگر روابط اجتماعی، تضاد دارد. مثلاً مادر در خانه کارهای سخت را با میل و رغبت انجام می دهد؛ کارهایی که ممکن است آنها را در اشتغال بیرون از خانواده، استثمار محض بخوانند».(9)

در گروه نخستین، شخص، نفع شخصی را فدای جمع می کند و حتی حاضر است به خاطر آن، سختیها را نیز تحمل کند.

در مقابل، گروه دومین، گروهی است با روابط رسمی، خشک و منضبط (مثل گروههای سازمانی یا نظامی).

دو . گروه خودی و غیر خودی

گروه خودی آن است که انسان به آن تعلّق خاطر دارد و خودش را عضوی از آن می داند، در مقابلِ گروه غیر خودی (مثلاً ما مسلمانان در مقابل آن کافران، ما اهالی این محل در مقابل مردم آن محل دیگر، ما اعضای تیم فلان در مقابل اعضای آن تیم دیگر و...).

4 . گروه همسال و محبت

الف . تعریف: گروه همال یا همسال به اشخاصی معدود گفته می شود که از جهت سنّی نزدیک به هم باشند.(10)

بنابراین، چند نفر دوست هم کلاس که دائماً با یکدیگر تماس دارند و فعالیت مشترک انجام می دهند و بر یکدیگر اثر می گذارند، یک گروه همسال را تشکیل می دهند.

عنصر اصلی و کلیدی در گروه همال، محبت است. حرف اول و آخر را محبّت می زند و محبّت، عامل انسجام و فعالیت است؛ چرا که عوامل و انگیزه های ایجاد محبت در آنجا موجود است که عبارت اند از:

1 . همانندی: یعنی شباهت جسمی و سنّی افراد به یکدیگر. خواجه نصیرالدین طوسی می گوید: «دیگر از اسباب ایجاد محبت، محبت آدمی است با یکدیگر که مناسبت ظاهریه در میان ایشان است، مثل محبت طفل به طفل و...». (11)

2 . مجاورت: یعنی دائماً با یکدیگر در تماس و ارتباط بودن.

3 . تعامل: یعنی همه افراد گروه، یکدیگر را پشتیبانی می کنند.

ب . کارکردهای مثبت و سنّتی گروه همسال در سایه محبت

گفتیم محبت، در گروه همسال، دارای نقش کلیدی است. لذا پیوندهای بین آنان، مستحکم و پایدار است و همین محبت و دوست داشتن، باعث فعالیتها، عملکردها، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و کارکردهای مختلفی در این گروه می گردد که به برخی از آنها اشاره می شود:

1 . کارکردهای مثبت

1 . شاید بتوان گفت که بعد از خانواده، گروه همسال، «مهم ترین عامل اجتماعی شدن افراد» است. اجتماعی شدن یعنی فرا گرفتن شیوه زندگی، یادگیری شیوه های مقبول رفتاری، فرا گرفتن ارزشها و هنجارها و... و از آنجا که محبت در گروهْ حاکم است، اعضا در انتقال بایدهای زندگی به یکدیگر، موفق ترند و به قول عامیانه از یکدیگر حرف شنوی دارند(افراد در گروه یاد می گیرند که باید از خیلی خواسته های فردی گذشت کنند چون به گروه علاقه دارند و دوست دارند محبوب باشند و چنانچه بر خلاف میل گروه حرکتی انجام دهند، مطرود گروه می گردند) و همین امر باعث شده که در برخی از کشورها (شوروی سابق)، دانش آموزان سال بالاتر به دانش آموزان سال پایین تر درس بدهند.(12)

2 . گروه همسال، زمینه مناسبی جهت «ابراز وجود کردن» اعضاست. از آنجا که افراد همسن (خصوصاً در ایام بلوغ) دارای افکار و عقاید ویژه ای هستند، لذا یکدیگر را بهتر درک می کنند و همین افکار و عقاید ویژه باعث شده که خیلی از خانواده ها با فرزند جوان خود، دچار مشکل شوند و زمینه بروز و گفتن و اظهار کردن آن افکار و عقاید را به نوجوانان خود ندهند؛ اما در گروه همسال، این زمینه بسیار فراهم است. لذا اعضای گروه با ارائه نظرات، افکار و اعمال خود، درصدد در اظهار ابعاد مختلف شخصیت خود برمی آیند که این برای ساخته شدن شخصیت آنها بسیار مهم است.

3 . چون محور اصلی در گروه همسالْ محبت است، لذا نیازهای عاطفی آنان را نیز برآورده می سازد؛ نیازهایی که شاید در خیلی از خانواده ها زمینه برآورده شدن آن نباشد. چون معمولاً والدین وقتی فرزندشان به سن نوجوانی می رسد، کمتر به او محبت می کنند و بیشتر دنبال رفع نیازهای مادی او هستند.

نوجوانان دوست دارند در قلب دیگران جایی باز کنند و این از نیازهای اساسی هر انسانی است.

عدم ارضای این نیاز (نیاز به محبت کردن و محبوب واقع شدن)، باعث ناهنجاریها و بیماریهایی در جسم و روان و حتی روابط اجتماعی افراد می گردد (مثل: لاغری، کم خوابی، رنگ پریدگی، احساس ترس، اضطراب، حسادت، انزواطلبی، دروغگویی، دزدی، هرج و مرج طلبی و...).(13)

4 - گروه همسال، بستر مناسبی است جهت تخلیه هیجانات نوجوانی؛ هیجاناتی که مختص این دوره است. لذا تشکیل تیمهای مختلف ورزشی، عضویت در گروههای مختلف (مثل گروه تئاتر، گروه هلال احمر، بسیج دانش آموزی، انجمن اسلامی و...)، مورد رغبت و علاقه نوجوانان است.(14)

2 . کارکردهای منفی

گرچه محبت حاکم در گروه همسالان و روابط صمیمی و دوستانه بین آنان و اینکه همه خودی هستند، باعث مزایای مهمی است ولی در کنار هر گل، خاری نیز یافت می شود و در کنار هر قله، پرتگاه و دره ای عمیق! لذا چه بسا همین گروه همسال که گروهی است با روابطی از سنخ گروه «نخستین» و «خودی»، باعث کارکردهای منفی گردد و همان محبت که می توانست کلید حل بسیاری از مشکلات اساسی باشد، به عاملی در جهت ایجاد مشکل و سرگشتگی در بین اعضای گروه گردد که ذیلاً به برخی از این پیامدهای منفی اشاره می گردد:

یک . تأثیرپذیری از هنجارها و ارزشهای نامعقول و ناپسند گروه: از آنجا که نوجوانْ خودش را عضو گروه می داند و احساس وابستگی عمیق و شدید به آن می کند، لذا برای اینکه مورد قبول صد در صد اعضا واقع گردد و بتواند ثابت کند که عضو وفاداری است، چه بسا مرتکب اعمالی شود که جامعه و ارزشهای حاکم، آن را نمی پسندند، ولی مورد خواست گروه است.

«در واقع به یقین می توان پیش بینی کرد که در صورتی که دوستان فرد نوجوانی و بویژه نزدیک ترین دوستان آن فرد، مواد مخدر مصرف کنند، آن فرد نیز به مصرف چنین موادی روی خواهد آورد».(15)

بر اساس همین نکته است که در اسلام، نسبت به انتخاب دوست، سفارش بسیار شده است. پیامبر گرامی اسلام - که صلوات خدا و ملائکه و همه مؤمنان بر او باد - می فرماید: «انسان به دینِ دوست و یار خویش است»(16)

. و در کلام گهربار دیگری می فرماید: «مردم را به دوستانشان بیازمایید؛ زیرا انسان با کسی دوستی می کند که شیفته رفتارش باشد».(17)

و در تأثیرپذیری منفی از گروه و دوستان نزدیک، به این آیه مبارک تمسک می جوییم که: «روزی که ظالم، دست به دندان می گزد و می گوید: ای کاش همراه پیامبر بودم! و وای بر من! ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم!».(18)

بنابراین، این آیه شریف، به این نکته توجه داده است که تأثیر دوستان در جهات منفی بر یکدیگر زیاد است و چه بسا باعث گمراهی او گردد. لذا راه مبارزه با این پیامد منفی گروه، آن است که انسان در انتخاب نوع گروه و اعضای آن، دقت کند و در مورد پذیرش افکار و ارزشهای حاکم بر گروه، تابع دین و عقل باشد.

دو . انزواطلبی، فردگرایی و بی نظمی: در گروه همسالان، چون روابط بین اعضا صمیمی و غیر رسمی است و تابع ضوابط خاصی نیست، همین، نوعی بی نظمی و بی برنامه گی را تلقین می کند. همچنین اگر نوجوانی مقبول گروه واقع نگردید و از آن طرد شد، چه بسا دچار انزوا و فردگرایی گردد! و حتی چه بسا باعث لااُبالیگری افراد نیز بشود. مثلاً برخی گروهها با پخش موسیقی تند، باعث تحریک شدید احساسات می شوند و آن وقت، چه بسا انسانْ مرتکب اعمال ناشایستی گردد و کم کم این اعمال به فرهنگ حاکم بر شخصیت و رفتار او تبدیل شود.


1. مقصود از «گروه همسالان»، گروهی است که اعضای آن، مرحله واحدی از زندگی (مثلاً سالهای آغاز جوانی) را می گذرانند، نه آنکه لزوماً سنّ برابر داشته باشند.

2. دوستی در قرآن و حدیث، محمد محمدی ری شهری، قم: دارالحدیث، 1379، حدیث 23.

3. اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، ص 243.

4. دوستی در قرآن و حدیث، حدیث 24.

5. همان، ص 25.

6. همان، ص 25.

7. فرهنگ عمید.

8. پویایی گروه، دانلسون .ر. فورسایت، ترجمه: دکتر جعفر نجفی زند و دکتر حسن پاشا شریفی، تهران: نشر دوران، 1380، ص 35.

9. درآمدی بر جامعه، بروس کوئن، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: نشر توتیا، 1375، ص 80 .

10. پویایی گروه، ص 35.

11. اخلاق ناصری، ص 69.

12. نقش نیازهای روانی در بهداشت روانی و آموزش و پرورش، علی میرزابیگی، تهران: اطلاعات، 1373، ص 20.

13. روانشناسی نوجوانی، پیروز حسن بیگلو، تهران: نشر سرآمد کاووش، 1380، ص 50.

14. رشد و شخصیت کودک، پاول هنری و...، ترجمه: مهشید پارسایی، تهران: نشر مرکز، 1368، ص 610.

15. دوستی در قرآن و حدیث، ح 126.

16. همان، ص 126.

17. همان، ص 127 .

18. سوره فرقان، آیه 27 - 29.