مجلات > عقيدتی، فرهنگی، اجتماعی > گلبرگ > شهریور 1386، شماره 90


آغاز هفته دفاع مقدس

پدید آورنده : علی سوری ، صفحه 106

شنبه

31 شهریور 1386

10 رمضان شعبان 1428

22 .sep. 2007

اشاره

هشت سال دفاع مقدس، حدیث ماندگار پایداری، دلاوری و فداکاری ملتی است که در راه دفاع از مکتب، انقلاب و میهن اسلامی خویش، قله های بلند رشادت و شهادت را درنوردید و دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشت. تحمیل جنگ هشت ساله به ایران، دومین موج اتحاد و حرکت مردمانی را در پی داشت که برای آزاد زیستن، بهای بسیار پرداخته بودند و در این عرصه، با ایمانشان چنان به مبارزات خود بعد معنوی بخشیدند که از دل مرارت های بی شمار جنگ، ارزش هایی چون شرافت، ایمان، عشق، شجاعت، تدبیر و ایثار تبلور یافت. مرزهای جنوب و غرب کشور هر چند تا دیرزمانی به قربان گاه پاک ترین فرزندان این دیار بدل گشت، ولی ایمان و قدرت روح والای آنان، این خاک را به مکانی مقدس تبدیل کرد که تا امروز سایه حضورشان در آن جا موج می زند و خاک، عطر خود را از وجود آنان وام دارد.

ویژگی های دفاع مقدس

جهاد در راه خدا

جهاد در مفهوم خاص خود به عنوان وظیفه و تکلیفی الهی، جایگاهی بلند در فقه اسلام دارد و سهمی قابل توجه از احکام را به خود اختصاص داده است. جهاد در اصطلاح به معنای به کار گرفتن نهایت تلاش و توان در مقابله با دشمن است. در قرآن کریم، جهاد در راه خدا از دیگر جنگ ها متمایز شده است. شالوده جنگ و جهاد در اسلام، در راه خدا بودن آن است. در راه خدا بودن جهاد بدین معناست که جنگ باید برای تحقق اهدافی به کار گرفته شود که خداوند متعالی معیّن فرموده است. همین حقیقت، رمز تقدس و ارزشمندی جهاد و دفاع در اسلام است. از این رو، مردم ایران اسلامی برای رضای حضرت حق، مانند سیلی به سوی جبهه های جنگ حق علیه یاطل سرازیر شدند و دشمن بعثی و حامیانش را سر جای خود نشاندند.

دفاعی بودن

هر شخص باید از جان و مال خویش و هر ملتی باید از سرزمین و استقلال خود پایداری کند و در صورت تجاوز دیگران، در برابر آنها به دفاع برخیزد. این دفاع، به معنای دفاع در برابر تجاوز نظامی دشمن است که برای دفع آن باید به هجوم نظامی دست زد. بی تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد. از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.

معنویت جبهه های جنگ

از جلوه های معنویت در دفاع مقدس، حالت تضرع، استغاثه و راز و نیاز عارفانه رزمندگان اسلام بوده است. دفاع مقدس، فرصت نمایش خالصانه ترین و زیباترین مناجات ها و دعاها را پدید آورد. در کنار نماز و قرآن، دعا وسیله دیگری بود که یاد خدا را در دل رزمندگان زنده نگاه می داشت، به آنان قدرت روحی می بخشید و تحمل سختی های نبرد را برای آنان آسان تر می ساخت. رزمندگان اسلام با دعا، از یک سو روح خود را همواره شاداب و باطراوت نگاه می داشتند و از سوی دیگر، امداد و نصرت الهی را با خود همراه می ساختند. رزمندگان اسلام بر این باور بودند که گره های کور عملیات ها را می توان با دعای خالصانه و اشک چشم و ناله و تضرع به درگاه خداوند متعالی گشود و راه پیروزی را هموار ساخت.

استقامت رزمندگان و فرماندهان در نبرد

فرماندهان در سخنان خود درباره دفاع مقدس، به پایداری و مقاومت رزمندگان در عملیات های مختلف اشاره کردند و آن را از علت های پیروزی لشکر اسلام برشمرده اند. سردار شهید، مهدی زین الدین، درباره مقاومت و ایستادگی و تأثیر آن در پیروزی می گوید: «تنها کسانی که در صحنه نبرد راست قامتانند که به خداوند اتکال نمایند و با توکل بر او پیش بتازند. نه در سختی ها و نه در پیروزی ها، در هیچ کجا از یاد او غافل نشوند و محکم و مقاوم چون کوه بایستند و دشمن را از پای درآورند و این صفت فقط مخصوص رزمندگان اسلام است. در هیچ کجای دنیا آن کسانی که اعتقاد به خداوند و اعتقاد به معاد روز قیامت ندارند، نمی توانند دارای چنین مقاومت و ایستادگی باشند. رمز پیروزی صحنه نبرد، مقاومت و ایستادگی است».

شجاعت فرماندهان

شجاعت فرماندهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، مثال زدنی بود. فرماندهان عالی رتبه، برخلاف عرف نظامیان دنیا، شجاعانه تا عمق مواضع دشمن نفوذ می کردند و برای حصول اطمینان بیشتر، خود نیز به شناسایی و ارزیابی دقیق تر نیرو و تجهیزات دشمن می پرداختند. یکی از رزمندگان، از شجاعت سردار شهید مهدی باکری در عملیات فتح المبین چنین سخن می گوید: «شب عملیات، هفت ساعت راه باید می رفتیم تا به منطقه می رسیدیم و دشمن را غافل گیر می کردیم. حدود شش ساعت راه رفته بودیم که یک دفعه متوجه شدیم راه را گم کرده ایم. به شدت مضطرب شده بودیم. با چند نفر به جلو رفتیم تا راه را پیدا کنیم. من متوجه شدم یک نفر از جلو می آید. با خود گفتم حتما دشمن است. صدا کردم کیستی؟ گفت: من باکری هستم، فورا به عقب برگرد و نیروها را بیاور. شاید کسی باور نمی کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن را دور زده و آمده بود ما را هم ببرد. بعد به ما گفت: نترسید، همه نیروهای دشمن خواب هستند».

بزرگواری و مروّت در حال قدرت

از نمونه های بزرگواری رزمندگان در دفاع مقدس، خودداری از بمباران و گلوله باران مناطق مسکونی عراق بود. خلبانان و نیروهای توپ خانه می توانستند مناطق مسکونی را به عنوان مقابله به مثل ناامن سازند و دشمن را با مشکلی جدی رو به رو کنند، ولی پای بندی آنان به ارزش های اخلاقی، سبب می شد در طول هشت سال دفاع مقدس هیچ گاه از این حربه استفاده نکنند. از نمونه های دیگر بزرگواری و رعایت حقوق انسانی در دفاع مقدس، برخورد انسانی مشفقانه و محبت آمیز رزمندگان با اسیران عراقی است. نیروهای عراقی که تشنه و گرسنه و گاه با تنی مجروح به اسارت در می آمدند، به دست رزمندگان اسلام تیمار می شدند و به آنها آب و غذا می دادند و زخم هاشان را مداوا می کردند.

برادری و هم دلی

برادری و هم دلی در دوران دفاع مقدس، نمودی خیره کننده یافت. رزمندگان اسلام به پیروی از قرآن کریم، در برابر دشمن، با صلابت و پایداری برخورد می کردند و با یکدیگر، در کمال صمیمیت، مهربانی و هم دلی می زیستند. برخورد فروتنانه و برادرانه فرماندهان با نیروهای تحت امر، عشق و محبت نیروها به فرماندهان و رفتار بی پیرایه و صادقانه رزمندگان با یکدیگر، جبهه های نبرد را به کانون بزرگ محبت، صفا و برادری تبدیل کرده بود که گرمی آن، روز به روز اعضای جدیدی را به خود جذب می کرد. آنان که برای نخستین بار ره سپار جبهه می شدند، برادری دینی حاکم در میان رزمندگان را چنان زیبا و دوست داشتنی می یافتند که تا مدت ها خانه و کاشانه و خانواده را از یاد می بردند. برادری، روح تعاون و همکاری را در رزمندگان می دمید و آنان را برای برداشتن باری از دوش دیگران و گام برداشتن به سوی پیروزی، به یاری هم سنگران و فرماندهان وامی داشت.

بی اعتنایی به دنیا

از ارزش هایی که رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر فریبنده آن است. رزمندگان اسلام در دوران نوجوانی و جوانی و اوان ظهور خواسته های بی شمار مادی، به همه لذت های دل فریب دنیا پشت پا زدند و حضور در جبهه و دفاع از میهن و نظام اسلامی را برتر دیدند. بی گمان، بدون دل بریدن از دنیا و دل بستن به آخرت، رزمندگان هیچ گاه توفیق آفرینش حماسه های سترگ و ماندگار دفاع مقدس را نمی یافتند. حضرت امام رحمه الله که خود، اسوه کم نظیر بی اعتنایی به دنیا بود، ناچیز شمردن زندگی دنیا را برای رزمندگان اسلام پیروزی می دانست و آن را قدرتی معنوی بر می شمرد: «برادران! شما در جبهه بر نفس خودتان غلبه کردید و زندگی را زندگی ابدی دانستید و این زندگی حیوانی طبیعی را ناچیز شمردید. شما الان پیروز هستید و ـ مادامی که این قدرت نفسانی در شماست، مادامی که چنین ایده الهی در شماست، پیروزید؛ چه شکست بخورید به حسب صورت و به حسب عوامل مادی، و چه پیشرفت بکنید».

شوق دفاع

از ارزش هایی که سهم زیادی در پیروزی های جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی داشت، اشتیاق زیاد رزمندگان اسلام به دفاع و حضور در صحنه های نبرد است. تأثیر حضور داوطلبانه نیروهای مردمی و بسیجیان و از سر شوق جنگیدنشان در کسب پیروزی های درخشان هشت سال دفاع مقدس، چندان آشکار است که هیچ گونه انکاری را برنمی تابد. افزون بر نیروهای مردمی که اشتیاقشان به دفاع مقدس، آنان را به جبهه های نبرد می کشاند، نیروهای مسلح اعم از سپاهی و ارتشی نیز با علاقه و عشق در عرصه دفاع مقدس حضور می یافتند. اینان هر چند از نظر شرعی و قانونی موظف بودند از انقلاب و میهن اسلامی در برابر تجاوز دشمن دفاع کنند، ولی این وظیفه را نه با اجبار و زور، بلکه با اختیار و میل باطنی انجام می دادند و گاه پس از پایان مأموریتشان، ماه ها در مناطق جنگی می ماندند.

شهادت طلبی

از عوامل پیروزی آفرین در صحنه نبرد، خطرها را به جان خریدن و به پیشواز مرگ سرخ رفتن است. ترس از مرگ و اشتیاق به زنده ماندن، با روح جنگ جویی و رزمندگی ناسازگار است و آنانی که در میدان دشوار نبرد دغدغه زنده ماندن و جان سالم به در بردن دارند، نمی توانند پیروزی بیافرینند. همواره رزمندگانی پیروزی را در آغوش کشیده اند که نه تنها از مرگ هراس نداشته، بلکه به استقبال آن رفته اند. یکی از ارزش هایی که رزمندگان اسلام با تکیه بر آن توانستند پیروزی های بزرگی را برای جبهه حق به ارمغان آورند، شهادت طلبی است. رزمندگان اسلام از آن جا که دفاع در برابر تهاجم بعثیان را مقدس می دانستند و کشته شدن در این راه را برای خود، مرگی سعادت آفرین و افتخارآمیز ارزیابی می کردند، نه تنها از دادن جان دریغ نمی ورزیدند که شیفته آن بودند. شهادت طلبی رزمندگان اسلام به عنوان عامل مؤثر معنوی، از امتیازهای جبهه حق در برابر جبهه باطل بود.

شیوه رهبری امام خمینی رحمه الله در جنگ تحمیلی

حضرت امام خمینی رحمه الله به عنوان رهبر و فرمانده کل قوا و فرماندهی عالی جنگ، تشخیص و هدایت راهبردی جنگ را بر عهده داشت و در این مدت با بهره گیری از شیوه ها و تدبیرهای خاص خویش، هشت سال دفاع مقدس را رهبری کرد و شگفتی سیاست مداران دوست و دشمن را برانگیخت. از جمله تدبیرهای امام خمینی رحمه الله در دوران جنگ تحمیلی، بسیج همگانی و سازمان دهی مردم و نیروهای مسلح، گسترش تشکیلات نظامی، ایجاد هماهنگی و انسجام در نیروهای مسلح، هماهنگی و به کارگیری امکانات پشت جبهه، مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن، تفویض برخی اختیارات و تشویق به نبرد بود.

قاطعیت امام در تصمیم گیری نظامی

در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی، قاطعیت امام، راه گشای برنامه ها و سیاست های مبارزه بود که حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و کارساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام، گره های کور و بن بست های ایجاد شده در برنامه ریزی های رزمی و نظامی را باز می کرد. از مهم ترین جلوه های قاطعیت امام، دستور شکست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.

تأثیر ارتباط معنوی امام خمینی رحمه الله با رزمندگان

در هشت سال دفاع مقدس، حضرت امام خمینی رحمه الله در خطوط نبرد جبهه های جنگ حضوری فیزیکی نداشت، ولی شخصیت پرنفوذ و معنوی و عرفانی ایشان، هر روز در تمام نقاط جبهه حکم فرما بود و تأثیر شگرف این حضور در روحیه و عملکرد رزمندگان کاملاً مشاهده می شد.

رفتارهایی که رزمندگان اسلام در صحنه های مختلف و عرصه های پیکار دفاع مقدس درباره حضرت امام از خود نشان داده اند، رمز و رازی از حدیث دل دادگی و دل باختگی عاشقان شیفته است که کارنامه جهاد و دفاع آنان، با معیار عشق محک خورده است.

حضور مقام معظم رهبری در جبهه های نبرد

حضرت آیت الله خامنه ای در دوران دفاع مقدس، با قلبی سرشار از عشق به جهاد و شهادت، به جبهه های حق علیه باطل سرکشی می کرد. حضور ایشان، به رزمندگان روحیه می داد و بدین گونه انگیزه آنان را برای دفاع از میهن اسلامی تقویت می کرد. در کمتر برهه ای از جنگ، جای ایشان در میدان های نبرد خالی بود. حضور مقام معظم رهبری در طراحی و فرماندهی عملیات ها، تلاش مستمر در برطرف ساختن مشکلات رزمی و پشتیبانی جبهه ها، بازدید و سرکشی از جبهه های غرب و جنوب و ارتباط مستقیم با رزمندگان خطوط مقدم، تبیین ابعاد سیاسی جنگ تحمیلی و رساندن پیام این حماسه مقدس از راه سخنرانی در مجامع بین المللی و مصاحبه با رسانه های جهانی، تقویت مشارکت مردم در جنگ از راه ایراد خطبه در نماز جمعه و سخنرانی و مانند آن، جلوه هایی از نقش آفرینی رهبر معظم انقلاب در حماسه دفاع مقدس است.

نقش روحانیت در جنگ تحمیلی

بهره مندی دفاع مقدس از روحانیت و نهاد روحانیت از جبهه و جنگ، دو سویه بود. به عبارت دیگر، حضور روحانیان در جبهه های جنگ در خلق فضای معنوی و روحانی جبهه و پیروزی رزمندگان اسلام بسیار مؤثر بود، ولی نهاد روحانیت نیز از فضای حاکم بر عرصه های پیکار، بهره ها و تجربه های بسیار اندوخت. روحانیت با حضور در جبهه ها، به همگان آموخت که از درون دژهای نفوذناپذیر و از مقرهای آسوده، دستور پایداری و مقاومت در نبرد نمی دهد، بلکه در سختی ها، رزمندگان را همراهی می کند، در تب جنگ آرامش می یابد و هم سو و هماهنگ با مجاهدان مخلص، حماسه می آفریند. روحانیان با بسیج توده ها و حفظ سلامت فکری و سیاسی مردم انقلابی، نقشی مؤثر در به پیروزی رساندن مردم ایران اسلامی در جنگ هشت ساله با رژیم صدام داشتند.

حضور زنان در جبهه و پشت جبهه

زنان در طول جنگ تحمیلی در عملیات های گوناگون شرکت می جستند یا در پشت جبهه می ماندند و خدمات ارزنده ای انجام می دادند. بانوان شیردل، افزون بر شرکت فعالانه خود در صحنه های گوناگون جنگ تحمیلی، مردان را نیز به جهاد و دفاع و ایثار و مقاومت در جنگ، تحریک و تشویق می کردند. برخی از نمونه های وظایف گوناگونی که زنان در جبهه عهده دار بودند، عبارت است از: درمان مجروحان، پرستاری از بیماران، حمل مجروحان به پشت جبهه، آشپزی، تعمیر برخی وسایل تدارکاتی، تشویق و تحریک مردان به جنگ، خبررسانی و در صورت لزوم، جنگیدن با دشمن. امام خمینی رحمه الله حضور بانوان در دفاع مقدس را چنین می ستاید: «زنان در عصر ما ثابت کردند که در مجاهده، هم دوش مردان بلکه مقدم بر آنانند».

دفاع دیروز؛ بازدارنگی امروز

اگر امروز نیروهای فرامنطقه ای از جمله امریکا در دروازه های کشور ما در خلیج فارس حضور دارند و منطقه خاورمیانه را به منطقه ای پرآشوب تبدیل کرده اند و با وجود اینکه ایران ما تقریبا در محاصره قرار دارد، مردم ایران در داخل کشور احساس امنیت می کنند؛ اگر امروز هیچ کشوری جرئت تجاوز به خاک کشور و انقلاب ما را ندارد و به صورت مستقیم با ما درگیر نمی شود، به دلیل این است که آنها جنگ با این ملت زنده، بیدار و شجاع را در جنگ تحمیلی تجربه کرده اند و می دانند با مردمی جان بر کف رو به رو هستند؛ ملتی که از مرگ برای آرمان هایش نمی ترسد. از این رو، حفظ این دستاوردها و پاسداشت آن همه مجاهدت ها، وظیفه ای بس سترگ است که امروز بر شانه های جوانان ما گذاشته شده است.

برای رسانه

گفتار مجری

هنوز التهاب شب پرشور و حادثه انقلاب، به آرامش نرسیده بود و دهلیزهای قلب امت در سوگ اختران خود می سوخت. هنوز کشتی پر تلاطم انقلاب به ساحل امنی نرسیده بود که وارثان قابیل، خاک پاک میهن را با قدم های کثیف خود آلودند. دوباره غیرت از چشمه سینه ها جوشید و در رگ های ملت جریان یافت. پیکرهای توانای ملت، کوله بار خستگی را بر زمین نگذاشته، به آستانه های دفاع دویدند و سربلندترین روزها و روسفیدترین شب های انقلاب را رقم زدند. آغاز دفاع غیورانه شما ملت خستگی ناپذیر را گرامی می داریم.

دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی شما ملت قهرمان است. در پی تجاوز کفتارصفتان ننگ و نفرین، در هفت شهر عشق، هشت بهار، آزادگی را پیمودید. هفته دفاع مقدس، هفته ای در گذر ایام و واژه ای در حصار تنگ زمان نیست؛ فصلی است در بی زوال ترین تقویم های ابدی، آن جا که زمان، خود نیز کرانه ای محدود دارد. شما با دفاع مقدستان، حصار تنگ زمان را شکستید و دیوار کوتاه ایام را درنوردیدید و از آن سوی مرزهای سبز توحید، گلستانی از شهادت را هدیه آوردید.

بر دفاع مقدستان درود بی شمار! همه جای دشت های سوزان جنوب و بلندی های برف گرفته غرب، نشان از رشادت و پیروزی شما ایثارگران خداجو دارد. شما که مرگ سرخ را بر ننگ سکوت، ترجیح دادید و اهریمن پلید را از خطه سبز خود بیرون راندید. هنوز امواج خلیج همیشه نیلگون فارس، دفاع جوان مردانه، شما را آفرین می گوید. هنوز نخلستان های خرمشهر به پاس احترام شما ایستاده است. هنوز نی زارهای مجنون، حماسه شما را در گوش باد زمزمه می کند و هنوز چکاد قله های سفیدپوش کردستان، بلندی و شکوه ایثارتان را مرحبا می گوید. ای یاوران بیدار خمینی! نیستی از نامتان دور باد.

آن روزها نام و نان، بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام و عروج بود. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشت مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد. بر روح آرام گرفته همه رادمردان دفاع مقدس که در خاک غنوده اند و در بهشت آسوده اند، درود بی شمار می فرستیم.