مجلات > علمی، خبری > مبلغان > دی و بهمن 1383، شماره 62


جبهه دوم خرداد در ترازوی نقد

پدید آورنده : ر.پارسا ، صفحه 74


اشاره:

در بخش نخست این مقاله، شعارها، تبلیغات، برنامه ها، تاکتیکها و استراتژیهای جبهه دوم خرداد تبیین شد. در بخش دوم مقاله، عملکردها و واکنشهای این جبهه بررسی گردید. و در این بخش که قسمت پایانی مقاله است به پیامدها و آثار عملکرد جریان دوم خرداد می پردازیم و پیامها و درسهای آن را بیان می کنیم.

چهار. پیامدها و آثار

1. در ناحیه مذهب و اخلاق

دوم خرداد زمینه ای شد که عده ای آگاهانه یا ناآگاهانه، به تضعیف دین و اخلاق بپردازند و در این تحرک، هیچ خط قرمزی قائل نشوند. برخی از نقاط سیاه این مسئله، عبارت است از:

الف. حمله به شخصیتهای مذهبی ـ به خصوص ائمه جمعه ـ و تضعیف جایگاههای نماز جمعه، مساجد و مراکز دینی؛

ب. ترور شخصیت عالمان و دانشمندان دینی و تلاش در جهت ایجاد روحیه دلسردی و انزوا در میان آنان؛

ج. ایجاد اختلاف و دودستگی در حوزه های علمیه ـ به خصوص حوزه علمیه قم ـ و جذب افراد ضعیف و منحرف؛

د. تضعیف جایگاه حوزه علمیه به عنوان نهاد تأثیرگذار در امور فرهنگی جامعه و بها ندادن به نظر حوزویان در دولت؛

ه . نفوذ در بعضی از افراد حوزوی و سوء استفاده از آنها برای ترویج افکار سکولاریستی و لیبرالیستی؛

و. کم توجهی در کمکهای اقتصادی دولت به مساجد، هیئتهای مذهبی و اختصاص کمترین بودجه به امور ارشادی و تبلیغی.

از نکات یادشده چنین به دست می آید که گویا دولت هیچ وظیفه ای در ترویج آموزه های دینی و حمایت از ارزشهای اخلاقی ندارد و مسئولیتی متوجه آن نیست!

از برنامه های سازماندهی شده در حمله به نهادهای دینی، ترور شخصیت بزرگان حوزه، تضعیف نهادهای دینی و نسبت دادن ناکارآمدی به آنها بود؛ چنان که یکی از روشنفکرنماها می گوید: انقلاب اسلامی در دیندار کردن مردم، کارنامه درخشانی ندارد. مردم در عمل هیچ فرقی با زمان سابق نکرده اند.(1)

آغاجری نیز در سخنان سخیفانه و نادرستی گفت: سخنی که مارکس در باب دین گفته، هر چند تمام حقیقت نیست، اما بخشی از حقیقت است. دین در حکومتهای دینی، نه تنها افیون توده هاست ـ آن چنان که مارکس گفته ـ بلکه من می افزایم: علاوه بر آن، افیون حکومتها هم هست.(2)

مدیر مسئول روزنامه فتح به صراحت گفت: ریشه خشونتها در نماز جمعه است و علت ناامنی در جامعه فعلی، پمپاژ خشونت از تریبونهای نماز جمعه به جامعه است.(3)

درباره ترور شخصیتی بزرگان حوزه نیز می توان به آیة الله مصباح یزدی اشاره کرد. درباره این استاد حوزه نوشتند: «سخنان زهرآگینی که توسط مصباح یزدی در خطبه های نماز جمعه ایراد شد، زمینه را برای کارهای تروریستی، نظیر اقدام به قتل سعید حجاریان آماده ساخت!»(4)، «آقای مصباح بدانند که با خشونت طلبی در صدور حکم زیرکانه در سوای مقدسات، نمی توان دینداری را ترویج کرد!»(5)، «مصباح یزدی قبل از انقلاب اصلاً اعتقادی به انقلاب و نهضت امام خمینی نداشتند و بعد هم تا همین چند سال اخیر، اصلاً در صحنه های جمهوری اسلامی حاضر نبودند.»

در حالی که همه این حرفها، تهمت و دروغی بیش نبود و در واقع، هدف اصلی این اتهامات، خاموش کردن صدای رسا و علمی این شخصیت حوزوی بود.

2. در بخشهای دیگر جامعه

الف. یکی از پیامدهای سوء حاکمیت برخی از افراطیان، فرصت سوزی و به هدر دادن موقعیتهای خدمت به مردم و رفع مشکلات و معضلات عدیده جامعه است. علت این فرصت سوزی، ستیزهای سیاسی، دو قطبی کردن جامعه و سیاسی کاری بیش از حد برخی از مسئولان می باشد.

رضازاده (عضو فراکسیون همبستگی و مشارکت) اعتراف کرده و می گوید: رئیس جمهور در پنج سال گذشته با پشتوانه و اختیاراتی که داشت، کاری برای مردم کشور انجام نداد. ما نیز در مجلس کاری برای مردم انجام ندادیم و ما هم در مجلس اشتباه کردیم و از همان اوّل سیاست زده شدیم و کارهای اساسی را انجام ندادیم. مجلس ششم و رئیس جمهور، ابزارهایی را هم که در دست داشتند، از دست دادند. تقصیر انجام نشدن کارها را نباید به گردن جناح رقیب انداخت. ما خودمان برای مردم کاری نکردیم و دولت هم کاری برای مردم نکرده است... .(6)

احمد حکیمی پور (عضو مجمع نمایندگان ادواری مجلس ششم می گوید: به نظر می رسد دو قوه از سه قوه کشور که در دست اصلاح طلبان است... دستاوردی که جالب توجه باشد، نخواهند داشت و کارها به همان صورتی خواهد بود که در چهار سال گذشته بوده است. یک روز تمام توجهات به وزارت کشور و وزارت ارشاد است تا شعارهای انتخاباتی ما را محقق کند! روز بعد روزنامه ها و میتینگهای دانشجویی به کانون توجهات تبدیل می شود. یک روز مجلس و کمیسیون اصل 90 مورد توجه قرار می گیرد. یک روز کمیسیون جدید تشکیل می شود و طرح سه فوریتی و دو فوریتی و شعار رفراندوم و از این قبیل پراکنده کاریهایی که تاریخ مصرف روزانه دارند و شب تصمیم گیری می شود، صبح عمل می شود و عصر همان روز شکست می خورد، چاره کار نیست.(7)

ب. بی توجهی به مصالح ملی و بی اعتنایی به نیازها و خواسته های ضروری جامعه، پیامد دیگر این جریان است. گاهی به نظر می رسید که منافع باندی و جناحی و حتی جامه عمل پوشیدن به ایده های نادرست، مانع اندیشیدن و توجه به منافع ملی ـ که در هر نظام و دولتی از اولویت برخوردار است ـ بوده است.

نمونه های زیادی در این زمینه وجود دارد که مهم ترین آنها فشار برخی از نمایندگان مجلس و روزنامه های دوم خردادی در پذیرش پروتکل الحاقی و قبول شرائط نادرست کشورهای اروپایی است. این فشارها به حدی بود که به صراحت در مجلس ششم گفته شد: از آنجایی که ما نفت و گاز داریم، چه نیازی به نیروی برق هسته ای داریم!

جالب آنکه پس از تشکیل مجلس هفتم، ورق برگشت و ایران در برابر کشورهای غربی از موضع قدرت سخن گفت و حتی در اوایل تیر 1383 وزیر خارجه به سازمان انرژی اتمی هشدار داد که مجلس، مانند گذشته عمل نمی کند و چه بسا ممکن است پروتکل الحاقی را امضا نکند!

ج. تحمل بار اضافی بر کشور، با دادن شعارهای توخالی و پوچ، که بیشتر آنها قابلیت تحقق نداشته و دروغی بیش نبوده است. این بار اضافی، خواسته های قومی، قبیله ای، جناحی، فردی و... را فزونی بخشید و پاسخ گویی آنها نیز از عهده دولت و نظام خارج بود؛ حتی خود آنان نیز نتوانستند شعارها و برنامه های پر زرق و برق خود را عملی سازند. بنابراین، مطالبات را در سطح بالایی نگه داشتند.

علی حکمت (سردبیر روزنامه های خرداد و فتح) گفته است: بخشی از اصلاح طلبان ـ به خصوص در آستانه دولت اوّل خاتمی و در آستانه مجلس ششم ـ در عرصه حرف و تبلیغات بسیار عمل کردند و توقعات زیادی را در جامعه ایجاد کردند تا آنجا که مردم فکر می کردند با ریاست خاتمی یا رفتن اصلاح طلبان به مجلس، خیلی از مشکلات حل خواهد شد؛ در صورتی که خیلی از توقعات ایجاد شده، امکان تحقق عملی و عینی در جامعه نداشته است.(8)

اکبر اعلمی نیز گفت: مجلس ششم بعد از گذشت دو سال... از شعارهایی که اعلام کرده، نتوانسته موفقیت لازم را کسب کند.(9)

مهدی آیتی (عضو فراکسیون همبستگی) نیز گفت: شعارهای اصلاحات از قبیل مردم سالاری، حقوق زنان، حقوق جوانان، اشتغال، رفع بیکاری، تأمین مسکن، فراهم شدن زمینه ازدواج جوانان، حمایت از تولید و بالا بردن ارزش ملی و امثال آن... متأسفانه مجلس ششم توفیق چندانی در این شعارها نداشته است.(10)

د. تخریب چهره نظام در داخل و خارج از کشور با اقدامات افراطی و کشاندن پای خارجیان به داخل (و دخالت و اظهارنظر آنان در مسائلی مانند: حقوق بشر و حتی فعالیتهای صلح آمیز هسته ای) و هم نوایی بعضی از افراطیان با رسانه های مخالف، از دیگر پیامدهای سوء این جریان است.

محمد هاشمی (عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران) می گوید: تبلیغات رسانه ای جبهه دوم خرداد، در این سالها بر محور تخریب رقیب، زیر سؤال بردن همه دستاوردهای غرورآفرین ملت [بود] و حتی مقدسات ملی، نظیر دستاوردهای عظیم جنگ تحمیلی هشت ساله، برای پیروزی بر رقیب انتخاباتی، نابخردانه و ناجوانمردانه زیر سؤال برده شد و به عنوان سوژه تبلیغاتی در اقصا نقاط کشور به صورتهای مختلف استفاده گردید. این موضوع به گونه ای بود که مایه شرمندگی تعدادی از شخصیتهای این جبهه و باعث به وجود آمدن نقطه اصلی اختلاف و تفرقه در جبهه دوم خرداد محسوب شد.(11)

ه . خروج جامعه و اداره کشور از دایره عقلانیت و بردباری و حاکمیت افکار احساسی و تند، واقعیتی است که در چند سال اخیر می توان مشاهده کرد. اقداماتی مانند استعفا و تحصن در مجلس، سنگرگیری در دانشگاه و ترغیب آنان به پرخاشگری و فعالیتهای افراطی، کشاندن پای مسئولان به نزاعهای مستمر و فرسایشی، جلوگیری از محاکمه مجرمان اقتصادی و سیاسی و... نشانگر عدم عقلانیت در رفتارهای بعضی از مدعیان دوم خرداد بود.

و. اسراف و ریخت و پاش در مصرف بیت المال و بی حساب و کتاب بودن برخی از هزینه ها و حتی استفاده نابجا و نادرست از بودجه کشور (مانند: کمک به مطبوعات زنجیره ای، کمک به احزاب و گروه های افراطی و اپوزیسیونها،...)، لطمه های زیادی بر نظام بودجه کشور و تعادل در درآمدها و هزینه وارد کرد.

نمونه اسراف و ریخت و پاشهای مالی را می توان در رفتارهای وزیر راه، در افتتاح چند میلیونی و بی پشتوانه فرودگاه امام خمینی رحمه الله و تعویض دکوراسیون اتاق وزیر مشاهده کرد.

پنج. پیامها و درسها

جریان دوم خرداد واقعیتی است که کشور ما نزدیک به هفت سال آن را تجربه کرده و درسهای تلخ و شیرینی به همراه داشته است. نقدهای جدی ما به دوم خرداد، به معنای این نیست که هیچ نقطه مثبت و مفیدی در کارنامه آن وجود ندارد و یا اشخاص انقلابی و صالح در این جریان قرار نگرفته اند؛ بلکه ما نقد خود را متمرکز بر کاستیها و معایب اساسی آن کردیم تا بتوانیم درسها و پیامهایی از آن به دست آوریم؛ از جمله:

1. جامعه در هر حالی نیاز به آرامش و آسایش دارد و کشمکشهای جناحی و افراطی و تفریطی و ابراز شعارهای دروغین و اتخاذ استراتژیهای رنگارنگ، نتیجه ای جز بحران، التهاب، و تضعیف کشور ندارد.

2. وفاداران و دوستداران انقلاب، نباید به مخالفان و معاندان اجازه دهند از فرصتهای به وجود آمده سوء استفاده کنند و با قرار گرفتن پشت سر بعضی از افراد موجّه، به تخریب وجهه نظام و براندازی آن بپردازند و با در اختیار گرفتن امکانات کشور، در جهت عقب ماندگی و ایجاد تفرقه و دشمنی میان نیروهای ارزشی تلاش کنند.

3. باید مبانی و ارکان محوری نظام از گزند رقابتهای جناحی در امان بماند و پایبندی به شرع، عمل به قانون، اطاعت از ولی فقیه و پیروی از خط امام، محور و سرمنشأ همه کارها قرار گیرد.

4. رفتارهای سیاسی مسئولان و سران احزاب و گروه های ارزشی، باید عقلانی و واقع گرایانه باشد و از تصمیم گیریهای احساسی و وعده های غیر قابل عمل، پرهیز و از روشهای غیر مسالمت آمیز و افراطی دوری شود.

5. دلسوزان انقلاب نباید به کشورهای استعماری غرب، اعتماد و اتکا داشته باشند و از توطئه ها و برنامه های براندازانه دشمنان داخلی و خارجی غافل شوند و بر اساس اصل تشنج زدایی، عزت و منافع ملی را فدا سازند.

6. فقر، فساد و تبعیض از مشکلات و معضلات اساسی جامعه است که طبق دستور مقام معظم رهبری تا بر طرف شدن آنها، باید تلاشی پیگیر و مجدانه داشت و در جهت تعمیق ارزشهای دینی از هیچ کوششی فروگذاری نکرد.

7. مردم متدین و انقلابی ایران آگاه و قابل اعتماد هستند. خدمت به آنها و رفع مشکلات مختلف اقشار متوسط و سطح پایین جامعه باید در اولویت قرار گیرد. عموم مردم به غیر از عده ای ضد انقلابی و تجمل گرا و فاسد، عاشق انقلاب، آرمانهای امام و ارزشهای دینی هستند و با هیچ گروه و جناحی، عقد اخوت نبسته اند. پس در رقابتهای جناحی، نباید آنها فراموش شوند و یا قربانی فرصت سوزی و ناکارآمدی برخی از مسئولان کشور گردند.



1. روزنامه خرداد، 2 بهمن 78.

2. روزنامه عصر ما، 26 مرداد 79.

3. نشریه بیان، اسفند 78.

4. روزنامه فتح و همشهری، 25 و 26 اسفند (به نقل از آرمین).

5. روزنامه گزارش روز، 22 فروردین 79.

6. روزنامه کیهان، 26 اردیبهشت 1381.

7. روزنامه آفتاب یزد، 14 آذر 80.

8. روزنامه مردم سالاری، 4 اردیبهشت 81 .

9. همان روزنامه، 24 اردیبهشت 81.

10. روزنامه توسعه، 7 خرداد 81.

11. روزنامه کیهان، 3 اردیبهشت 81.