نمایه امام حسین و کربلا در سایت جدید حوزه مناسبتهای شبهای دهه محرم
پنجشنبه 1 محرم 1421مطابق با 18 فروردين 1379 مطابق با APRIL 6
- آغاز سال 1421 هجرى قمرى
تاريخ قمرى گرچه پيش از اسلام نيز در ميان برخى از ملتها از جمله عربها رايج بود، ولى پس از ظهور دين مبين اسلام، به عنوان تاريخ رسمى اين دين در آمد. هماكنون اين تاريخ، تاريخ مشترك بيش از يك ميليارد مسلمانان جهان مىباشد.
به سال قمرى، هلالى هم گفته مىشود. به جهت اين كه قمر از هلال، يك دور خود را در مدت 29 روز 12 ساعت و 43 دقيقه مىپيمايد و يك سال قمرى، 354 روز است. ماههاى اين سال، عبارتند از: محرم، صفر، ربيعالاول، ربيعالثانى، جمادى الاولى، جمادى الثانى، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذىقعده و ذىحجة.
مسلمانان، مبداء سال قمرى را هجرت سرنوشتساز پيامبر اسلام حضرت محمد از مكه به مدينه قرار دادند. به همين جهت به اين تاريخ، تاريخ هجرى قمرى مىگويند.
- آغاز محاصره پيامبر اكرم و بنىهاشم در شعب ابىطالب (سال هفتم بعثت)
در سال هفتم بعثت پس از مهاجرت گروهى از مسلمانان به حبشه و تقويت مسلمانان مكه از سوى ابوطالب و حمزه، مشركان قريش را وحشت فرا گرفت و براى جلوگيرى از گسترش اسلام، انجمنى بزرگ برپا كردند و بر قتل پيامبر اسلام همدستشدند.
ابوطالب، بزرگ حامى پيامبر اكرم پس از آگاهى از تصميم ناجوانمردانه قريش، دستور داد تمام آل هاشم و عبدالمطلب از شهر مكه كوچ نموده و در درهاى كه بعدا به «شعب ابوطالب» موسوم شد، سكنى گزينند. فرزندان عبدالمطلب چه مسلمان و چه غيرمسلمان بر اين فرمان، گردن نهادند. جز ابولهب كه تا آخر عمر بر كفرش باقى بود.
آنان سه سال در اين دره خشك بهسر بردند و زندگى سختى را پشتسر گذاشتند و جز در ايام حج، نمىتوانستند از آن خارج شده و با ديگران ارتباطى برقرار كنند.
- آغاز هفته احياى امر به معروف و نهى از منكر
قال ابوالحسن الامام على بن ابىطالب :
و امر بالمعروف تكن من اهله، وانكر المنكر بيدك ولسانك، و باين من فعله بجهدك. (1) ترجمه: امر به معروف كن تا خود اهلجمعه 2 محرم 1421مطابق با 19 فروردين 1379 مطابق با APRIL 7
- ورود امام حسين به سرزمين كربلا (61 ق)
امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذىحجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، ماموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهتحر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين شركت مىكردند و به خطبههاى دلنشين وى گوش جان مىسپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند.
اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامهاى به حر بن يزيد نوشت و وى را مامور سختگيرى بر امام حسين نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:
اين زمين چه نام دارد ؟ عرض كردند: كربلا.
آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب والبلاء. (2)
فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمههاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.
به ناچار آن حضرت و ياران و اصحابش در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 قمرى در آن سرزمين فرود آمدند و حربن يزيد نيز با سپاهيانش در مقابل آن حضرت، خيمه زدند.
- شهادت آيه الله سيد محمد باقر صدر و خواهر مكرمهاش بنت الهدى (1359ش)
آيه الله سيد محمد باقر صدر در سال 1350 قمرى در كاظمين در خانوادهاى فقير اما نابغهپرور به دنيا آمد. پدرش فقيه بزرگوار سيدحيدر و مادرش دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين بانويى با تقوى بود. وى در 14 سالگى پدر را از دست داد و تحت كفالت برادرشقرار گرفت .وى پس از فراگرفتن مقدمات و اصول نزد اساتيد آن زمان و برادرش راهى نجف اشرف شد و قبل از 20 سالگى بهمرحله اجتهاد نايل آمد و در سن 22 سالگى نخستين اثر علمى تحقيقى خود را به نام غايه الفكر فى علم اصول الفقه را به جهان علمارايه نمود و كتابهاى «فلسفتنا» و «اقتصادنا» كه پس از آن به رشته تحرير درآمدند سمبل قدرت نمايى ايدلوژى اسلامى در برابرانديشههاى وارداتى بودند.
آية الله صدر مساله رهبرى فكرى را از مساله رهبرى سياسى جدا نمىدانست و همراه فعاليتهاى فكرىبه فعاليتهاى سياسى و رهبرى سياسى جامعه نيز همت مىگماشت و به همين دليل وجودش خطرى براى بعثيان به شمار مىآمد وهمين امر باعث رنجش حاكمان بعثى عراق شد و موجب شهادت اين عالم فرزانه و خواهر عالمهاش گرديد. آيه الله صدرنقش ارزندهاى در حمايت از انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى داشتشهادت اين مرد بزرگ و خواهر مكرمهاش پس از شكنجههاى فراوان در زندان هاى رژيم بعثى عراق در روز 19 فروردين 1359 شمسى مصادف با 24 جمادىالاولى سال 1400قمرى واقع شد.
شنبه 3 محرم 1421مطابق با 20 فروردين 1379 مطابق با APRIL 8
- ورود عمر بن سعد فرمانده سپاهيان يزيد به سرزمين كربلا (61 ق)
پس از آنكه حر بن يزيد، امام حسين و يارانش را در سرزمين كربلا در محاصره خويش قرار داد و مانع حركت آنان گرديد، عبيدالله بن زياد عامل يزيد در كوفه، فرماندهى سپاه يزيد را بر عهده عمر بن سعد گذاشت. عمر بن سعد در روز جمعه سوم محرم الحرام سال 61 قمرى به همراه چهار هزار نيروى جنگى وارد كربلا شد و فرماندهى را بر عهده گرفت.
عمر بن سعد پيش از واقعه كربلا، منصب حكومت «رى» را از عبيدالله گرفته بود وليكن با پيش آمد مخالفت اباعبدالله الحسين با يزيد و امتناع از بيعت و حركت آن حضرت به سوى كوفه، عبيدالله حكومت «رى» را مشروط به خاتمه بخشيدن به قضيه امام حسين نمود. عمر بن سعد به خاطر دستيابى به حكومت منطقه وسيع ايالت «رى» (كه هرگز به آن نايل نيامد) فرماندهى سپاه يزيد را پذيرفت و مرتكب جنايت بزرگ غيرانسانى شد.
از روزى كه عمر بن سعد وارد سرزمين كربلا شد، پيوسته لشكريانى از سوى عبيدالله بن زياد براى وى فرستاده مىشد. بنابر روايتى تا ششم محرم، متجاوز از 000/20 نفر در سپاه عمر بن سعد گرد آمدند.
- قطع رابطه سياسى ايران با آمريكا و اظهار خرسندى حضرت امام خمينى از اين رويداد(1359 ش)
3 - شهادت هنرمند بسيجى سيد مرتضى آوينى (1373 ش)
6 - كشف كودتاى براندازى جمهورى اسلامى ايران - معروف به كودتاى نوژه - (1361 ش)
7 - آغاز عمليات «والفجر 1» از سوى رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1362ش)
8 - آغاز عمليات «بيتالمقدس 5» رزمندگان اسلام عليه متجاوزان عراق (1367ش)
سهشنبه 6 محرم 1421مطابق با 23 فروردين 1379 مطابق با APRIL 11
- درگذشت دانشمند بزرگ شيعه سيد محمد بن حسين، معروف به سيد شريف رضى -گردآورنده كتاب شريف نهج البلاغه - (406 ق)
ابوالحسن محمد بن حسين، معروف به سيد رضى در سال 359 قمرى ديده به جهان گشود. پدرش ابو احمد حسين بن موسى كه نسبش با چهار واسطه به امام موسى بن جعفر مىرسد، از بزرگان شيعه و داراى مقام و منزلت در دولت بنىعباس و دولت آل بويه بود و پنج دوره، نقابتسادات طالبيين را بر عهده داشت. مادرش سيده فاطمه بنتحسين كه نسبش با هفت واسطه به امام همام على بن ابىطالب مىرسد از بانوان مجلله و از نوادگان حسن اطروش (داعى صاحب نام علويان طبرستان) بود. برادرش سيد مرتضى، از بزرگان علما و فقهاى شيعه در قرن پنجم هجرى قمرى و صاحب تاليفات فقهى و اصولى است.
سيد رضى ازجمله علماى جامع شيعه است كه در زمينههاى مختلف علمى و اسلامى، مجتهد مسلم و صاحب نظر بود. به ويژه در شعر و ادبيات عربى، بىهماورد بود. وى در 30 سالگى، كل قرآن را در مدت كوتاهى حفظ نمود. از آثار مهم اين عالم فرزانه، كتاب شريف نهجالبلاغه است كه كلمات بلاغى امام اميرالمؤمنين را در سه بخش خطبهها، نامهها و كلمات قصار گردآورى نمود.
چهارشنبه 7 محرم 1421مطابق با 24 فروردين 1379 مطابق با APRIL 2000 12
- ممنوعيت استفاده ازنهر فرات براى امام حسين(ع) واصحابش ازسوى عمربن سعد (61 ق)
پس از آن كه عبيدالله بن زياد، لشكريان فراوانى براى نبرد با اباعبدالله الحسين به كربلا گسيل داشت و آن حضرت را كاملا در محاصره لشكريان خودش قرار داد، نامهاى به عمر بن سعد فرمانده سپاه كربلا نوشت و به او دستور داد: به محض رسيدن نامه از حسين براى يزيد بيعت بگير، و اگر چنانچه اين پيشنهاد را پذيرفت، بعد تصميم خود را خواهيم گرفت.
در نامه ديگرى كه به عمر بن سعد نوشت تاكيد كرد: ميان حسين و آب فرات فاصله بيانداز و اجازه نده وى از آن آب استفاده كند. همان طورى كه آنها عثمان بن عفان را از آب منع نمودند.
ابن سعد بلافاصله «عمرو بن حجاج زبيدى» را با پانصد سوار ماموريت داد تا مانع استفاده امام حسين و يارانش از آب فرات گردند. و اين واقعه ناجوانمردانه، سه روز پيش از شهادت امام حسين بود.
البته حضرت اباالفضل العباس از تاريكى شب استفاده مىكرد و براى خيمهها آب مىآورد و حضرت على اكبر با پنجاه نفر در شب عاشورا براى خيمهها آب كافى آورد. وليكن از بامداد تا شامگاه روز عاشورا هيچگونه آبى براى امام حسين و ياران و كودكانش مهيا نشد و آنان در شدت گرما و عطش، متحمل مصائب اين روز عظيم شدند.
پنجشنبه 8 محرم 1421مطابق با 25 فروردين 1379 مطابق با APRIL 13 2000
- ملاقات و گفتگوى اباعبدالله الحسين با عمر بن سعد فرمانده سپاهيان يزيد در كربلا در شب هشتم محرم (61 ق)
امام حسين كه به هيچ صورتى راضى به وقوع نبرد و خونريزى ميان مسلمانان نبود، تلاش وافر نمود تا از ايجاد درگيرى و جنگ جلوگيرى گردد. به همين جهت با عمر بن سعد ملاقات كرده و براى پايان دادن بحران با وى به تفاهم رسيد. عمر بن سعد نامهاى به عبيدالله بن زياد نوشت و در آن، از مصالحه با اباعبدالله الحسين اظهار خرسندى كرد.
وليكن عبيدالله بن زياد با تحريك شدن از سوى شمر بن ذىالجوشن، نامه شديداللحنى براى عمر بن سعد نوشت و به او دستور داد با امام حسين به سختى و شدت برخورد نمايد.
- آغاز عمليات «فتح 5» از سوى رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1366 ش)
اين عمليات در شمال عراق با همكارى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و كردهاى عراقى عليه جنايتكاران حزب بعث عراق انجام گرفت كه به انهدام بخشى از ماشين جنگى ارتش عراق منجر گرديد.
- آغاز عمليات «نصر» رزمندگان اسلام عليه بعثيان عراق (1366 ش)
اين عمليات در نوار مرزى غرب ايران انجام شد. از جمله اهداف عمليات مقابله با ضد انقلاب داخلى و كنترل تحركات آنها بود.
جمعه 9 محرم 1421مطابق با 26 فروردين 1379 مطابق با APRIL 14
- روز تاسوعاى حسينى (61 ق)
عبيدالله بن زياد كه از مصالحه امام حسين با عمر بن سعد، ناخرسند بود، نامهاى به اين مضمون براى عمر بن سعد فرستاد: من تو را براى اصلاح ميان خود و حسين نفرستادم. اكنون به محض رسيدن نامه اگر حسين به پيشنهاد ما توجه نكرد بر او حمله كن، او و يارانش را به قتل برسان و پس از كشتن، آنان را مثله نما.
پس از اينكه حسين و ياران او را كشتى بر بدنهاى آنان اسب تازى كن. من مىدانم پس از كشته شدن، اسب راندن بر بدنهاى آنان فايدهاى ندارد وليكن چون از زبانم جارى شده است، بايد انجام دهى و اگر چنانچه به اين حرفها توجه كنى در نزد ما عزيز و محترم هستى و اگر ميل ندارى با حسين جنگ كنى از فرماندهى لشكر معزول خواهى بود و كارها را به شمر بن ذىالجوشن واگذار كن و او مامور است فرمان ما را اجرا كند.
شمر بن ذىالجوشن نامه عبيدالله را روز نهم محرم به عمر بن سعد رسانده و به وى گفت: اكنون يا امر اميرت را اجرا كن و يا لشكر را به من سپار. عمر بن سعد گفت: تو لياقت فرماندهى ندارى، من در مقام امارت لشكر خواهم ماند و تو هم از پيادگان سرپرستى كن.
عمر بن سعد در غروب روز نهم، فرمان حمله به سوى خيمههاى امام حسين و يارانش را صادر كرد و يكدفعه بيش از 000/30 تن نيروى مسلح به طرف اردوگاه امام حسين هجوم آوردند.
امام حسين از طريق برادرش اباالفضل العباس از آنان پرسيد: چه مىخواهيد و اين چه هياهويى است كه به راه انداختيد؟ عمر بن سعد پاسخ داد: از طرف امير، عبيدالله بن زياد دستور رسيده كه شما را براى اطاعت از وى دعوت كنيم و اگر اجابت نكنيد با شما جنگ نماييم.
حضرت ابوالفضل برگشت و جريان را به امام حسين اطلاع داد. امام حسين برادرش را دوباره فرستاد و فرمود: به اين جمعيت بگوييد امشب به ما مهلت دهند تا نماز بيشتر بخوانيم و با خداى خويش راز و نياز كرده و دعا و استغفار كنيم. ابوالفضل العباس اين موضوع را با سپاه دشمن در ميان گذاشت. آنان پس از امتناع و اختلاف، سرانجام اين درخواست را پذيرفتند و شب عاشورا را به امام حسين و يارانش مهلت دادند.
- جواب رد ابوالفضل العباس به اماننامه شمر بن ذىالجوشن (61 ق)
شمر بن ذىالجوشن در عصر روز نهم محرم، چون ديد كه عمر بن سعد مهياى نبرد با امام حسين است، به نزديك خيام حسينى آمد و بانگ زد كه فرزندان خواهرم كجايند؟ منظورش حضرت عباس و سه برادرش به نامهاى عبدالله، جعفر و عثمان بود كه از فرزندان فاطمه امالبنين بودند كه آن مجلله از قبيله بنىكلاب و شمر هم از همين قبيله بود.
امام حسين كه صداى شمر را شنيد، به برادرانش دستور داد كه جواب شمر را بدهند. اگر چه او فاسق است وليكن با شما قرابت و خويشى دارد. حضرت عباس به همراه سه برادرش به نزد شمر رفتند. شمر براى آنان، اماننامهاى آورده بود، مشروط بر اينكه دست از يارى امام حسين بردارند و سپاهش را ترك گويند.
حضرت عباس بن على فرمود: بريده باد دستهاى تو و لعنت باد بر امانى كه براى ما آوردهاى. اى دشمن خدا ما را امر مىكنى كه دست از برادر و مولاى خويش برداريم و سر در طاعت ملعونان در آوريم. آيا ما را امان مىدهى ولى براى پسر رسول خدا امانى نيست ؟ شمر از شنيدن اين پاسخ دندانشكن، خشمناك شد و به لشكرگاه خويش برگشت.
شنبه 10 محرم 1421مطابق با 27 فروردين 1379 مطابق با APRIL 15
- واقعه خونين عاشورا و شهادت حضرت امام حسين در كربلا (61 ق)
پس از آنكه امام حسين شب عاشورا را مهلت گرفت، تمام اين شب را به نماز تهجد، نيايش و مناجات، قرائت قرآن و گفتگو با اصحاب و اهل بيت : خود گذرانيد. هنگامى كه بامداد روز عاشورا دميد و نماز صبح را به جماعت برگزار كردند، از صبح اين روز تا شامگاه حوادث مهمى در سرزمين كربلا روى داد كه در تاريخ اسلام و تاريخ بشريت، ماندنى و جاودانه شده است. در اين روز، دو سپاه در برابر يكديگر قرار گرفتند كه فاصله ميان آنان گرچه از نظر فيزيكى بسيار نزديك وليكن از نظر روحى و معنوى تفاوت بسيار بود، فاصلهاى بين ابتدا و انتهاى آفرينش، تفاوتى بين تمام جهل و كفر و نفاق و تمام ايمان و تقوا.
به همين جهت امام حسين درباره اصحاب خويش در شب عاشورا فرمود: همانا من اصحابى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمىدانم و اهل بيتى از اهلبيتخود نيكوتر ندانم. خداوند شما را جزاى خير دهد.
در اينجا رويدادهاى اين روز را به طور اجمال بيان مىكنيم:
1) امام حسين لشكريانش را به اين شرح تنظيم نمود: زهير بن قين به فرماندهى بخش ميمنه، حبيب بن مظاهر به فرماندهى بخش ميسره، و پرچم سپاه را به دست برادرش عباس سپرد. تعداد ياران امام حسين در بامداد عاشورا، 32 نفر سواره و 40 تن پياده بودند.
و به روايتى تعداد پيادگان 82 تن بود و به روايت ديگر از امام باقر عليه السلام در سايت جديد حوزه" href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=4922&">امام محمد باقر ، تعداد سوارگان 45 تن و تعداد پيادگان 100 تن بودهاند. اما سپاه عمر بن سعد كه تعدادشان حداقل 6000 نفر بود (ولى به روايات ديگر 000/20 يا 000/22 و حتى 000/30 نفر هم گفته شده است) در ميمنه، عمرو بن حجاج زبيدى و در ميسره، شمر بن ذىالجوشن و بر سوارگان، عروة بن قيس و بر رجاله و ريش سفيدان، شبث بن ربعى قرار داشتند و پرچم سپاه به دست «دريد» غلام عمر بن سعد بود.
2) امام حسين پيش از شعلهور شدن نائره جنگ، بر مركبى سوار شد و در مقابل سپاه دشمن قرار گرفت و براى آنان خطبه بليغى ايراد نمود و آنان را از اقدام به جنگ و خونريزى و متابعت باطل برحذر داشت. گرچه سخنان پندآميز امام حسين در قلوب سياه اكثريتسپاه دشمن، تاثير مثبتى برجاى نگذاشت، وليكن تعداد اندكى را از خواب غفلت بيدار كرد و آنان را از كرده خويش پشيمان ساخت. معروفترين شخصيتى كه در روز عاشورا، سپاه دشمن را رها كرد و به سپاه نور پيوست، حر بن يزيد رياحى بود كه به اتفاق پسر و برادر خويش پس از پيوستن به امام حسين با دشمنانش به نبرد برخاستند.
3) پس از خطبه امام حسين ، جنگ گروهى بين دو سپاه با تيرانداختن عمر بن سعد به سوى خيمههاى امام حسين آغاز گشت و ساعتى به طول انجاميد و شهامت و دليرى يك سپاه كمتر از صد تن در مقابل يك سپاه سىهزار نفرى، تماشايى و غيرقابل توصيف بود. در حمله اولى،پنجاه نفر از ياران امام حسين به شهادت رسيده و از دشمن نيز صدها تن به هلاكت رسيدند.
4) پس از فروكش كردن حمله گروهى، نبرد انفرادى آغاز گرديد كه بىترديد برترى سپاهيان امام حسين كه با كمال ايمان و يقين مىجنگيدند بر سپاهيان عمر بن سعد كه در كمال شك و ترديد، مجبور به جنگ شده بودند، هويدا بود. در اين مرحله ياران امام حسين با اجازه آن حضرت، از يكديگر سبقت مىگرفته و پس از جنگ با دشمن به شهادت مىرسيدند.
5) به هنگام ظهر، امام حسين با اندك يار باقىمانده خويش، به نماز ايستاد و دشمن (كه از نماز، هميشه وحشت داشته و دارد) آن حضرت را از دور تيرباران كردند.
6) پس از نماز، باقى مانده ياران امام حسين يكى پس از ديگرى به ميدان رفته و به درجه شهادت نايل آمدند. معروفترين اصحاب ويارآن حضرتكه شربتشهادتنوشيدند عبارتند از: حضرت عباسبنعلى قاسم بن حسن ، عبدالله بن مسلم، عبدالله بن حسن، ابوبكر بن حسن، شوذب و عابس بن ابىشبيب، حنظله بن اسعد، نافع بن هلال، زهير بن قين، ابوثمامه صيداوى، مسلم بن عوسجه، على بن مظاهر، حبيب بن مظاهر، برير بن خضير، وهب بن عبدالله، حر بن يزيد رياحى و...
7) عصر عاشورا پس از شهادت همه ياران و اصحاب امام حسين آن حضرت لباس رزم به تن پوشيد و عازم جهاد شد. ابتدا لشكريان عمر بن سعد را براى چندمين بار، پند و موعظه نمود و آنان را به جدا شدن از صفوف جنگطلبان و خونآشامان عبيدالله بن زياد دعوت كرد. پس از آن، با آنان به نبرد برخاست و تعداد زيادى را به خاك هلاكت رسانيد.
سرانجام پليدان كربلا، آن حضرت را محاصره كرده و به طرز فجيعى وى را به شهادت رساندند. گرچه تعدادى از منافقان درشهادت آن حضرت مشاركت داشتند وليكن شمر بن ذىالجوشن، سر آن حضرت را از بدن جدا كرد.
8) پس از شهادت امام حسين خيمههاى اهل بيت : را غارت كردند و فرومايگان از برداشتن هيچ چيزى دريغ نكردند. حتى پوست گوسفندى را كه امام زينالعابدين در شدت تب و بيمارى روى آن، خوابيده بود، به غارت بردند.
9) پس از غارت خيمهها، به دستور عمر بن سعد، خيمهها را آتش زدند و زنان و كودكان امام حسين و بازماندگان شهدا به بيابانها پراكنده شدند.
10) تعداد 10 نفر از منافقان بر بدنهاى امام حسين و يارانش، اسب راندند.
11) بازماندگان اهل بيت : را براى اسارت آماده كردند.
12) عمر بن سعد پس از شهادت امام حسين ، سر آن حضرت را به «خولى» سپرد تا به تعجيل به نزد عبيدالله بن زياد در كوفه برساند.
13) سرهاى ساير شهدا را نيز از بدن جدا كردند و آنها را بين سران قبايل تقسيم كرده و به سرپرستى شمر به كوفه فرستادند تا در نزد عبيدالله، تقرب جويند.
- كشته شدن عبيدالله بن زياد به دست ابراهيم بن مالك اشتر فرمانده سپاهيان مختار بن ابىعبيده ثقفى (67 ق)
در روز عاشوراى سال 67 قمرى، شش سال پس از واقعه كربلا، درست همان روزى كه سپاهيان يزيد به فرمان عبيدالله بن زياد، فاجعه خونين كربلا را به وجود آورده بودند و امام حسين و يارانش را مظلومانه به شهادت رسانده بودند، لشكريان عبدالملك بن مروان به فرماندهى عبيدالله بن زياد و لشكريان مختار بن ابىعبيده ثقفى به فرماندهى ابراهيم بن مالك اشتر در ساحل «نهر خاذر» در چهار فرسخى شهر «موصل» با هم به نبرد پرداختند و از طرفين تعداد بىشمارى كشته شدند.
سرانجام لشكريان شام با از دست دادن هفتاد هزار تن، رو به هزيمت نهاده و طعم تلخ شكست را پذيرا شدند. مهمترين حادثه اين نبرد، كشته شدن عبيدالله بن زياد (فرمانده لشكريان شام) به دست ابراهيم بن مالك اشتر بود كه با يك ضربتشمشير، از كمر به دو نيم شد و به هلاكت رسيد.
ره توشه راهيان نور ويژه محرم 1379/1421
پىنوشتها
1 - نهج البلاغه، كلمات قصار 31
2 - بحار الانوار، ج 44، ص 381، ح 2.