احمد محيطى اردكانى
حاج آقا مرتضى، فرزند ارشد آيه الله موسس حاج شيخ عبدالكريم حائرىيزدى، روز چهاردهم ذى حجه سال 1334 ه .ق در اراك به دنيا آمد.
پدر بزرگوارش مرحوم آيه الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم در سال 1280 هق درمهرجرد ميبد ديده به جهان گشود و پدربزرگش; مرحوم محمد جعفر مهرجردى، فردىصالح، پرهيزكار و متقى و مادرش از اهالى اردكان بود كه پس از ازدواج باآقامحمد جعفر به مهرجرد كه در دو فرسخى اردكان مىباشد، نقل مكان كرد.
آيه الله موسس با راهنمايى آقاى مير ابوجعفر، نزد ملا على اصغر مجدالعلماءاردكانى، صاحب كتاب «هديه المهدويه» در اردكان به تحصيل پرداخت. سپس به يزدو از آنجا به كربلا، سامرا و نجف رفت و به درجات عالى علمى دستيافت. تا اينكهدر سال1333 يا 1332 ه .ق به اراك مهاجرت كرد و بيش از هشتسال در آن شهرعهدهدار حوزه علميه و تربيت طلاب و فضلا گرديد و بالاخره در ماه رجب 1340 همراهبا آيه الله سيد محمد تقى خوانسارى (متوفاى 1371 ه .ق)، آيه الله حاج ميرزامهدى بروجردى(متوفاى 1388 ه .ق)، شيخ احمد مهرجردى يزدى و فرزندش، آقا مرتضىكه در اين ايام بيش از شش سال نداشتبه قم آمد و با اصرار علما و اهالى قم دراين شهر مقيم گرديد.
اولين اقدام مهم مرحوم آيه الله حائرى در اين سال تاسيس حوزه علميه قم درشرايط دشوار آن روز، كه تقريبا با كودتاى انگليسى رضاخان مصادف بود، مىباشد.
رضاخان بعد از تحكيم پايههاى قدرت خود، تلاش گستردهاى براى انحلال حوزه نوپاىقم داشت و اگر لطف خدا و عنايتحضرت ولى عصر (ارواحنا فداه) و همت پشتكار ومقاومت مرحوم شيخ عبدالكريم نبود، بىترديد اثرى از آن زحمات باقى نمىماند.
آن فقيه بزرگوار سرانجام در شب17 ذيقعده سال 1355، مطابق 1215 ه .ق در سن83 سالگى به ديار باقى شتافت، و پيكر مطهرش، در رواق بالاى سر حضرت معصومه(س)به خاك سپرده شد.
يادش گرامى و راهش پر رهرو باد.
ويژگيهاى اخلاقى، فعاليتهاى اجتماعى، استادان و شاگردان و آثار باقيمانده وديگر خصوصيات آن عالم وارسته در اين مختصر نمىگنجد، تنها به سخن بنيانگذارجمهورى اسلامى ايران امام خمينى(ره) در اين باره بسنده مىكنيم:
«من خود در علماى زمان خود كسانى را ديدم كه رياست تامه يك مملكت، بلكه قطرشيعه را داشتند و سيره آنها تالى تلوسيره رسول اكرم(ص) بود. جناب استاد معظم وفقيه مكرم حاج شيخ عبدالكريم يزدى حائرى كه از هزار و سيصد و چهل تا هزار وسيصد و پنجاه و پنج رياست تامه و مرجعيت كامله قطر شيعه را داشت، همه ديديم كهچه سيرهاى داشته، با نوكر و خادم خود هم سفره بود و هم غذا بود. روى زمينمىنشست و با اصاغر طلاب مزاحهاى عجيب و غريب مىفرمود، اخيرا كه كسالت داشت،بعد از مغرب بدون ردا يك رشته مختصرى دور سرش پيچيده بود و گيوه به پا كرده،در كوچه قدم مىزد، وقعش در قلوب بيشتر مىشد و به مقام او از اين كارها لطمهاىوارد نمىآورد».
امام راحل(ره) در جاى ديگر نيز فرمودند:
«آيا ما مفتخوريم كه مرحوم حاج شيخ عبدالكريم ما وقتى كه از دنيا مىرود،همان شب آقازادههايش شام نداشتند؟!»
حاج آقا مرتضى در خاندان علم وفضيلت و تقوا رشد نمود و در تحصيل علم و دانش بسيار كوشا بود، بعد از اتمامدروس مقدماتى، فقه و اصول و فلسفه را نزد استادان شايسته و آيات عظام فرا گرفتكه بعضى از آنها عبارتند از:
1- آيه سيد محمدرضا گلپايگانى: وى مىفرمود: پدر بزرگوارشان مرحوم آيه اللهموسس(ره) به من فرمود: فرائد الاصول را براى ايشان درس بگو، و به او اجازه بدهكه حرف بزند و مطلبى كه به ذهنش مىآيد، بيان كند.
كاملا معلوم است كه مرحوم پدرشان بسيار عنايت داشتند كه فقاهت و اجتهادفرزندشان شكوفا شود و به مراتب عالى علمى نايل گردد.
2- آيه الله سيد محمدتقى خوانسارى(متوفاى 1371 ه .ق)
3- آيه الله سيد محمدمحقق داماد(متوفاى 1388 ه .ق) داماد حاج شيخ عبدالكريم حائرى.
4- پدرشان، آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى(متوفاى 1355 ه .ق)
5- آيه اللهسيد محمد حجت كوه كمرهاى(متوفاى 1372 ه .ق) پدر خانم حاج آقا مرتضى حائرى.
6- آيه الله حاج سيد حسين بروجردى(متوفاى 1380 ه .ق)
7- امام خمينى(ره)
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران(متوفاى 1368 ه.ش)
آيه الله حاج آقامرتضى، بيش از چهل سال در حوزه علميه قم به تدريس سطح و خارج فقه و اصولپرداخت و شاگردان ممتازى تربيت و تحويل جامعه داد.
وى در نحوه تدريس كمتر به نقل اقوال ديگر علما مىپرداخت، ولى در تقسيمبندىمطالب و تبيين ادله آن و انتخاب نظر خويش بسيار دقيق و ممتاز بود.
سيد عباس خاتم يزدى، شيخ حسين شبزندهدار، شهيد محمد مهدى ربانى املشى، محمد محمدى رى شهرى، حجهالاسلام شيخمحمد حسين امراللهى (مسوول تحقيق و تنظيم و نشر آثار استاد)، ميرزا محمدپيشوايى ترك آبادى، شيخ محمد حسين بهجتى، «شفق» امام جمعه اردكان، سيد علىآقا محقق داماد (خواهرزاده حاج آقا مرتضى حائرى)، محمد حسين اشعرى، سيد حسن آل طه و سيد صادق حسينى مآب يزدى.
مرحوم حاج آقا مرتضى فرزند برومند و خلف صالح مرحوم آيه اللهموسس زهد و تقوا، ساده زيستى، دورى از مظاهر فريبنده دنيا، ناديده گرفتنتشريفات ظاهرى، پرهيز از خلاف گويى و تملق و ديگر صفات نيكو را از آن پدربزرگوار به ارث برده بود.
با آنكه فقيهى ماهر و مجتهد و استادى ژرف انديش بود، رساله عمليه ننوشته وهيچ گاه دنبال مرجعيت نبود، حتى براى درس گفتن بر منبر نمىنشستبا آنكه جمعيتشاگردان وى كم نبود، باز پاى منبر روى زمين مىنشست و درس مىگفت.
به مرحوم آيه الله موسس گفتند، شما پولهاى سهم امام(ره) و سهم سادات رادر منزل نگهدارى نكنيد، ممكن است اتفاقى بيفتد.
ايشان فرمودند: «ما كسى در خانه نداريم، جز آقا مرتضى كه عادل است و مهدى كهپسر خوبى است».
مردى كه خدمتكار آقا مرتضى بود، گفت: يك روز آقايى آمد در منزلو از آقا مرتضى كمكى مىخواست كه در توان آقا نبود. كسى از اهل خانه به من گفت:
برو و بگو آقا در منزل نيست. ايشان برآشفت و گفتيعنى دروغ بگوييم! هرگز! سپسخودشان آمدند و با احترام عذر شخص را خواستند.
هر گاه مىخواست كسى را تاءييد كند، مىگفت: تا به حال از او دروغ نشنيدم.
بارها مىفرمود: من به خانواده سفارش مىكنم كه خادمخانه را با تجليل نام ببر و خود هرگاه مىخواستخادم را كه نامش رحمت الله بود،صدا زند، مىفرمود: آقا مشهدى رحمت الله.
سپس مىفرمود: هركس پيش خودش شخصيتى دارد و شخصيت اشخاص محترم است.
وى تا آخر عمر در خانه پدريش كه با خشت و گل ساخته شدهبود، زندگى كرد بدون اينكه آن را نوسازى كند يا تغيير دهد. يك وقتسقف يكى ازساختمانهاى منزل مشرف به خراب شدن بود، معمارى حاضر شد با خرج خودش بدون اينكهاز سهم مبارك امام(ع) باشد، آن را بازسازى كند. اول حاج آقا مرتضى پذيرفت، اماچند روز بعد پشيمان شد و فرمود: هنوز ساختمان محكم است و براى عمر ما كافىاست. ديگرى خواست همه خانه را خراب كند و در چند طبقه باز سازى كند تا جوابگوىحوائج و رفت و آمدها را بدهد، اما ايشان نپذيرفتند.
وى آنقدر مراعات وجوه و اموال عمومى را مىكرد كه پاكت نامهها و تلگرافها كهبراى ايشان مىآمد، نگه مىداشتند و درس خارج فقه و اصول را روى آنها مىنوشت.
خدمات اجتماعى و كمك به درماندگان اهتمام به رفع گرفتاريهاى مردم درمانده، برطرف كردن مشكلات زندگى آنها از ديگر خصوصيات بارز اين مرد بزرگ بود.
درب خانهاش به روى مردم باز بود، حاجتمندان به راحتى مىتوانستند نيازهاى خودرا با وى در ميان بگذارند و مشكلات خود را به وسيله او حل كنند.
تعدادى از بازاريان محترم و تجار و بازرگانان متدين و كسبه علاقهمند به امورخير، به سرپرستى حاج آقا مرتضى حائرى، براى رفع نيازمنديهاى يتيمان ودرماندگان جلساتى داشتند و يتيمان زياد و خانوادههاى بىسرپرستبسيارى زير پوششداشتند و به شكل آبرومندانه به وضع آنها رسيدگى مىكردند و به زندگى بىرونقآنان سامان مىبخشيدند. نان، غذا، لباس و گاهى جهيزيه دختران بىسرپرست و مخارجازدواج و عروسى آنها را با احترام تاءمين مىكردند.
اين فقيه بزرگوار، بسيار قرآن تلاوت مىكرد به گونهاى كه مىتوان گفتبيشتر آيات آن را حفظ شده بود. بدين سبب گاهى سه جزء قرآن را در يك ساعت تلاوتمىكرد و در سه روز تمام قرآن را ختم مىنمود.
بارها مىفرمود: وقتى در آيات قرآنى تامل و دقت مىكنم، هر آيهاى از آن بهاندازهاى جامعيت دارد كه به نظر معجزه آسا است و هر آيهاى عصاى موسى است.
در حاشيه قرآنى كه تلاوت مىنمود، نظريات تفسيرى خودشان را نيز مىنوشتهاند كههنوز مخطوط آنها باقى است.
وى علاقه خاصى به اهل بيت(عليهم السلام ) بويژهحضرت امام رضا(ع) داشت و به گونهاى كه اگر در درس هم نام على بن موسى الرضا(ع)را مىشنيد، اشك از ديدگانش سرازير مىگشت. بدين جهتبيشتر تعطيلات حوزه در مشهدمقدس در جوار آن امام همام(ع) بسر مىبرد.
بنابر اظهار خودشان بيش از شصتسفر به خراسان رفتند و هر بار مدتها در آنجابودند و عنايتخاصى به زيارت امام رضا(ع) داشت.
به سادات و ذريه پيامبر اكرم(ص) علاقه خاصى داشتند و براى آنها احترام ويژهاىقائل بودند.
صبح پنجشنبه16 صفر 1405 داخل حرم مطهر حضرت معصومه(س)نزديك درب ايوان طلا، به فاصله حدود دو مترى ضريح مطهر ايستاده، زيارت آن حضرترا تمام كرده بودم كه آيه الله حاج آقا مرتضى حائرى آمدند و در همان نزديكىايستاده مشغول زيارت شدند.
پس از اتمام زيارت، دو روحانى از شاگردان آن بزرگوار آمدند و راجع به مكانزيارت در اين حرم و معناى اين جمله كه بايد زيارت«عند راسها» باشد سوالكردند. وى در جواب آن دو روحانى اينگونه فرمود:«عند راسها» غير از «فوقراسها» است. و در اينجا كه من ايستادهام(نزديك درب ايوان طلا) هم «عندراسها» صدق مىكند و هم رو به قبله ايستادهام.
سپس فرمودند: من در خواب، ديدم كه ولىعصر امام زمان(عجل الله تعالى فرجه) ودو نفر ديگر با هم در همين جا كه من ايستادهام، مشغول زيارت خواندن بودند.
ايشان اضافه فرمودند: افرادى كه بالاسر حضرت رو به قبله مىايستند و زيارتمىخوانند، در حقيقت پشتبه راس آن حضرت كردهاند.
آيه الله حاج آقا مرتضى پس از اتمام جواب آمدند بالاى سر آن حضرت و توقفكوتاهى كردند و بعد در گوشهاى از مسجد بالاسر مقدارى نشستند و دعا خواندند. سپسنزد قبر پدر بزرگوارشان رفته مشغول تلاوت قرآن و دعا شدند.
آن عارف فقيه، داراى مقامات معنوى بالايى بودند، خوابهاىصادق و مكاشفات عجيبى داشتند، بعضى از آنها را در يادداشتهاى خودشان ذكركردهاند.
يك نمونه آن چنين است كه خود نگاشتهاند:«در سفر دوم كه به مشهد مقدس در خدمتصديق محترم آقاى حاج آقا مجتبى اراكى رفتم، ايشان حقير را به خانه برد ونگذاشتبا جناب آقاى محمدى در مدرسه سليمانخان زندگى كنم و در خانه ايشان بودمكه خواب بودم و از حضرت ابى الحسن الرضا(عليه آلاف التحيه و الثناء) حاجتىخواسته بودم. از خواب كه بلند شدم، ديدم به ديوار جواب آن به طريق اجمال كهموكول به اراده حق متعالى نموده بود، نوشته شده است پس از ديدن محو شد».
حاج آقا مرتضى علاوه بر مقام بالاى علمى و فقاهتى، ذوق شعرى نيز داشت،نمونهاى از اشعارش كه متضمن فضيلت زيارت امام هشتم(ع) و التجاء به دربار آنامام همام است و در جمادى الثانى1389 در مشهد مقدس سروده شده و در حرم مطهرقرائت گرديد، چنين است:
در خصال آمد كه نور هشتمين آفتاب آسمان علم و دين لابس خلعت ز خلوتگاه دوست آنكه راز علم الاسماء در اوست مظهر اسماء خلاق مبين جانشين ذات رب العالمين گفت هركس كو بيايد سوى من ترك كوى خود كند در كوى من من به ديدارش روم ديگر سرا وارهانم زائرم را از بلا او اگر يك بار آيد نزد من من سه بار او را بيايم در محن اندر آن هنگامه پر هيمنه كه گهى از ميسره گه ميمنه نامههاى بندگان از خوب و بد سوى صاحب نامهها پران شود و اندر آن معبر كه مىبايد عبور از صراط و رفتن از ظلمتبه نور و اندر آن موقف كه وقتسنجش است گاه سنجش غير گاه بخشش است اندر اين هنگامههاى پر خطر كه نباشد عفو و بخشش در نظر مىدهم سرمايهها از نور خود از گران سرمايه موفور خود تا كه ميزان عمل سنگين شود نامهها چون بوستان رنگين شود با همان سرمايه با اذن اله راه را سازم برايش شاهراه اى على عالى اى نور خدا اى كه باشى بر رضاى حق رضا من به ديدارت مكرر آمدم لطفها بايد بيابى دم بدم هم به دنيا هم به عقبى بايدت لطفهايى كه تو را مىشايدت در پناه خود همى گيرى مرا با جميع دوستان واقربا در دلم نور معارف افكنى و از خرافات جهات دورم كنى از تو خواهم اى ولى اتقيا اى مهين سبط امير الاوصياء وقت مردن كلبهام روشن كنى از قدومت گلخنم گلشن كنى روى مهر تو بهشت است اى رضا بلكه باشد از بهشت، اكبر، رضا
از خصوصيات آشكار آن عالم وارسته اين بود كه هيچ گاه در مبارزه باانحرافات و كجروىها سستى نشان نمىداد و در مقام نهى از منكر و دفع بدعتها وخلافها شجاع بود.
در زمان حكومت طاغوت، با قوانين ضدخدايى شاه معدوم به طورمحسوس مخالفت مىنمود و رسما در صف مبارزان و مخالفانرژيم قرار داشت.
گاهى در مجالس عمومى، عليه نظام ستمشاهى سخنرانى مىكرد. تا اينكه جريانانجمنهاى ايالتى و ولايتى پيش آمد، اولين جلسه مراجع بزرگ قم براى مقابله باقوانين باطل، در منزل ايشان تشكيل شد.
روزنامههاى عصر تهران كه تصويب نامه دولت و قيود تغيير يافته آن را منتشرساختند، نزديك غروب به قم رسيد، و به دنبال آن طوفانى از خشم و ناراحتى درميان عموم طبقات خاصه جامعه روحانيت پديد آمد، آن روز بعد از نماز مغرب و عشاءتقريبا سه ساعتبعد از رسيدن جرائد در قم، در منزل آيه الله حائرى چند تن ازعلماء و آيات عظام قم، چون آيه الله خمينى(ره) و آيه الله گلپايگانى ... باحضور حاج آقا مرتضى فرزند بزرگوار حاج شيخ عبدالكريم حائرى، به طور فوق العادهجلسهاى تشكيل شد و تا پاسى از شب پيرامون تصويب نامه دولت و نحوه اقداماتى كهمىبايد انجام گيرد به مذاكره پرداختند.
بعد از صدور اعلانيه مراجع بزرگ قم، تلگراف ديگرى صادر شد كه آقايان علما وآيات عظام مرحوم سيد احمد زنجانى و محقق داماد و حاج شيخ هاشم آملى و حاج آقامرتضى حائرى آن را امضاء كرده بودند و در روز17 مهرماه 1341 كه فقط يك شب ازاعلام آن در جرايد شهر تهران مىگذشت مخابره گرديد.
حاج آقا مرتضى بعد از دستگيرى امام خمينى(ره) همراه علماى ديگر قم اعلاميههاىمشتركى در تاءييد نهضت آن قائد عظيمالشاءن امضا نمود و پس از پيروزى انقلاباسلامى ايران به عنوان يكى از اعضاء مجلس خبرگان قانون اساسى انتخاب شد و در آنمجلس حضور يافت.
امام خمينى(ره) نيز براى اين عالم بزرگوار احترام ويژهاى قائل بود و در پيامىوى را چنين ستود:
«اين بزرگوار، علاوه بر مقام فقاهت و عدالت از صفاى باطن به طور شايستهبرخوردار بودند و از اوائل نهضت اسلامى ايران از اشخاص پيشقدم در اين نهضت مقدسبودند. فجزاه الله عن الاسلام خيرا».
كتابهاى چاپ شده:
1- «ابتغاء الفضيله فى شرح الوسيله»، كه محور بحث در اين كتاب، مكاسب محرمهاز كتاب «وسيله النجاه» زعيم بزرگ مسلمين آقا آسيد ابوالحسن اصفهانى(ره) استو جلد اول آن به چاپ رسيده.
2- «رسالهاى در نماز جمعه».
3- «كتاب الخمس»، با تحقيق حجهالاسلام شيخ محمدحسن امراللهى.
4- «پرتوى از انوار آسمانى»، تحت عنوان «علوم قرآن» درباره اعجاز قرآناست.
5- «مباحثى در تفسير سوره حمد» كه در مجله كتابخانه مسجد اعظم به چاپ رسيدهاست.
6- «رسالهاى در خلل صلاه».
كتابهاى چاپ نشده:
1- «رسالهاى در نماز مسافر».
2- «رسالهاى در طهارت».
3- «دوره كامل اصول» در سه جلد.
4- يادداشتهايى به خط خودشان در 135 صفحه. كه توسط آيتالله استادى در دست چاپاست.
5- مجموعه چند سخنرانى در ايام فاطميه.
مرحوم آيه الله حاج آقا مرتضى حائرى پس از عمرى تلاش و كوشش در راه احياىدين مبين اسلام و تربيتشاگردانى والامقام دچار كسالت قلبى شده و اين موجبگرديده بود گاهى در كار تدريسشان وقفهاى به وجود آيد.
خصوصا در ماههاى اخير عمرشان كه با سختى تدريس مىفرمود، اما عنايت و توجه واهميت درس براى ايشان به اندازهاى بود كه با همان حال مريضى به خود اجازهنمىدادند كه درس را تعطيل كنند.
بالاخره در شب 24 جمادى الثانى1406 مصادف با 25 اسفند 1364 روح پاكش به ملكوتاعلى پيوست.
صبح روز بعد، جنازه آن زاهد عالم را از مدرسه روبروى منزلشان تشييع كردند وبه صحن حرم مطهر حضرت معصومه(س) آوردند. آيه الله حاج سيد محمدرضاگلپايگانى(ره) بر پيكر پاك آن مرحوم نماز خواندند و جنازه را به سوى مسجدبالاسر آن حضرت بردند و پايين پاى پدر بزرگوارش به خاك سپردند.
امام خمينى(ره) پيام تسليتى براى حوزههاى علميه و خانواده وى ارسال كردند كهمتن آن چنين است:
«رحلت اسف انگيز حضرت آيه الله حاج آقا مرتضى حائرى (رحمه الله عليه) موجبكمال تاثر و تاسف گرديد. ايشان در علم و عمل، به حق، خلف بزرگوار مرحوم آيهالله العظمى استاد معظم حضرت آقاى شيخ عبدالكريم(ره) بودند و كفى به شرفا وسعاده.
اينجانب از اوائل تاسيس حوزه علميه پربركت قم كه به دست مبارك پدربزرگوارشان تاسيس شد و موجب آن همه بركات شد، آشنايى با ايشان داشته و پس ازمدتى از نزديك، معاشر و دوست صميمى بوديم و در تمام مدت طولانى معاشرت جز خير وسعى در انجام وظيفه علميه و دينيه از ايشان مشاهده ننمودم.
اين بزرگوار علاوه بر مقام فقاهت و عدالت از صفاى باطن، به طور شايستهبرخوردار بودند و از اوائل نهضت اسلامى ايران از اشخاص پيشقدم در اين نهضت مقدسبودند فجزاهالله عن الاسلام خيرا.
اينجانب به ملت محترم ايران به ويژه اهالى وفادار قم و حضرات علماى اعلاممدرسين معظم حوزه علميه قم تسليت عرض مىكنم و براى خاندان معظم ايشان و فاميلمحترمشان خصوصا حضرت حجه الاسلام آقاى حاج آقا مهدى حائرى (اعزه الله) از خداوندتعالى طلب صبر جميل و اجر جزيل مىنمايم.
اميد است عنايتحضرت بقيه الله (روحى و ارواح العالمين لمقده الفداء) شاملحال همه آنان و همه ملت مسلمان باشد والسلام على عبادالله الصالحين، 15 اسفند64، برابر با 24 جمادى الثانى سال1406 ه .ق روح الله الموسوى الخمينى.» درهمين تاريخ، پيام تسليتى از آيه الله سيد محمدرضا گلپايگانى هم به همين مضامينصادر گرديد و ابلاغ شد.