|
شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد
|
ویژه شهادت حضرت علی علیه سلام
|
* لیلة القدر در نگاه علامه طباطبایى (رحمه الله(. * معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست؟ * هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست * چه مبارک سحرى بود وچه فرخنده شبى * همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر * آیا شب قدر با اختیار سازگارى دارد؟ * آیا سرنوشتم از پیش تعیین شده است؟ * سخنان معصومان (رمضان ماه خدا) * تقویم تبلیغى ماه مبارک رمضان
|
وقتى روز شمار بندگى را ورق مىزنى الطاف رحمت ایزدى را در لابه لاى روزها مىبینى بعضى از ماهها شور و حال دیگرى دارند . اصلا رنگ و بوى خدا در آنها نمایانتر است . رجب، ماه خدا، ماه خالى شدن از غیر خدا، ماهى که ملائکه در زمین به دنبال جمع کردن استغفار مثل من و تو هستند . باید تخلیه شد باید دید روزها را چگونه گذراندهایم . تپش قلبهایمان با کدام طنین موزون مىنواخت . آیا با نواى استغفار (استغفرالله و اسئله التوبه) در این میکده دل را گشوشدهاى؟ ! و آیا . . . گامها را فراتر مىنهیم تا به کعبه مقصود رسیم . شعبان از راه مىرسد . آن هنگام که ظرف بندگى تو از تب هواى نفس اماره خالى شد شعبان با طلوعى سرشار از لبریز از شکوفههاى محمدى و عطر ال الله از راه مىرسد و قدم بر خانه دل مىگذارد . مىآید تا این منزل بود را به دسته گلهاى از ذکر و معنویتبیارآیى . هر چه گام به جلو برمىداریم احساس سبکى در ما ایجاد مىشود . و دیگر هنگامه جلاى دل است . دلى که رجب را وقف پیرایش آن در شعبان را وقف آرایشش کردهایم . مهربانا شکرت که این گونه مرا، اعضاء و جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم را و همه وجودم را میهمان این خوان با کرامتت کردهاى، میهمانى که حتى چشم بر هم نهادن آن نیز عبادت است . آرام آرام دلنشین و سبکبال پاسى را بر بال ملائک مىگذاریم و دستان رمضان را در آغوش مىگیریم پاى بر شمارش معکوس دل مىگذاریم و به سوى عشق و مستى در دست . به میانه ماه خدا نزدیک شدهایم . نواى رحمت ایزدى به گوش مىرسد . در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین مىآیند تا بالهایشان را فرش پاى ملکوتیان کنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودى ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است .
|
لیالى قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقى را بنوازند . معشوقه دل عطر شفا و رحمت را مىگستراند، دلبرى مىکند تا تو را که عاشقى و مجنون، ناز او را بخرى . آمدهام به کوى تو گر تو کنى نگاه من ناز خرج ز روى تو گر تو دهى شفاى من و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر روى به سوى حقیقت عالم مىکند و منشور آیندهاى مبهم را از دست مولامان حجة بن الحسن (عج) بر مىگیرد . خدایا چه مىشود ما را این شب، پر از رحمت و برکت، اما رسم مجنون شدن را نمىداینم، نمىدانیم که اگر لیلاى عالم کاسه گدایى تو را مىشکند . تو را دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویى که خسته عالم دنیایى، خسته بندگى تن شدهاى . چنگ در ریسمان معنویت زنى و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم استبا زبان اشک بیارازى با زبانى که تحفه قدح بار است، با زبانى که کیمیاى جلاى دل است . آن محبوبهاى که شنزار گونههاى عاشقان را آبیارى مىکند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند . شبنمى که اگر لیلاى مجنون، گوشه چشمى (نیم نگاهى) بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده مىشود . آرى باید این اشکها را تحفه قدم او کرد . لطیفا! حال که در رحمتت را به روى ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشودهاى و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جارى مىکند در آغوش خود مىفشارم . چگونه مىشود این عاشقى که در دام بلاى دوست گرفتار استبه خود واگذارى؟ چگونه مىشود آن حال و هواى شبهاى قدر را از من بستانى تا در این بحر فانى دست و پا زنم . . . چگونه؟ ! اى الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمدهام تا قلم عفو بر در دریاى گناهانم بکشى که که با دیدگانى پاک به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم . اى محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمدهام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم . اى خداى بى نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمدهام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق نالههاى عصمت عالم ما را هم رنگى الهى بزنى تا خدایى خدایى شویم .
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||