|
به روز رساني بهار 1385
زندگينامه:
اينجانب سيد محمد مهدي احمدي فرزند سيد ابوالفضل متولد 1332 شمسي . محل تولد :
خميني شهر اصفهان.
پدرم از روحانيون موجه و معنون آن خطه بودند و اجداد ما همگي روحاني عالم و مورد
اعتماد مردم بودند . حقير در اين خانواده رشد نموده و طبق معمول وارد دبستان شدم .
در آن زمان در بعضي از مدارس صبح ها سر صف قرآن قرائت مي
شد و بعد مراسم دعا انجام مي گرفت . معمولا بنده را
مامور اين کار مي كردند و با تلاوت چند آيه از قرآن و خواندن سرود مراسم پايان مي
يافت .
بعد از ظهرها مجددا کلاس درس برگزار مي گرديد . يکي از نقاط
قوت آن مدرسه اين بود که مدير مدرسه به جهت مذهبي بودن ، مراسم نماز جماعت ظهر و
عصر را برپا نموده و همه را مکلف به انجام آن مي نمود .
حقير چون از خانواده روحاني بودم به عنوان امام جماعت انتخاب شدم و نماز جماعت را
در مسجد نزديک مدرسه اقامه مي نمودم .
دوران تحصيل علوم ديني
بعد از تمام نمودن دوران ابتدايي به جهت علاقه شخصي و نيز محيط خانواده به مدارس
علوم ديني و به اصطلاح طلبگي روي آوردم . آغاز تحصيل حدودا سال 45 ـ 44 بود . ابتدا
در همان شهر به مدت يک سال ماندم و بعد به اصفهان آمده و در مدرسه صدر بازار حجره
گرفته و مشغول تحصيل شدم . در ضمن دروس جديد مقطع دبيرستان را به صورت شبانه خواندم
و ديپلم گرفتم .
هجرت به قم : در حوزه علميه اصفهان دروس مقدمات سيوطي و شرايع و حاشيه را خواندم .
ولي احساس نمودم دروس اصفهان شتاب خاص خود را ندارد و بسيار کند حرکت مي
کند . اساتيد معمولا جديت خاصي ندارند و بسيار کم درس مي
دهند . از طرفي تشنگي و نياز دروني من متناسب با داده
ها نمي باشد . لذا بعد از مشورت با چند نفر از
اساتيد دلسوز تصميم گرفتم به حوزه علميه قم هجرت نمايم . لکن موانع زيادي درسر راهم
وجود داشت و تقريبا مشوقي در اين کار نيافتم بلکه به عکس مخالفت
هاي زيادي مي شد .
سال تحصيلي 49 ـ 48 بود که به قم مشرف شدم . در آن زمان مدرسه حقاني از مدارس بسيار
منظم و معروفي بود و از طريق امتحان ورودي طلاب را جذب مي
نمود . من در امتحان شرکت کردم و بعد از قبولي وارد آن مدرسه شدم . اساتيد آن مدرسه
نوعا از اساتيد بزرگ حوزه علميه قم بودند که اکنون بعضي از آنان از مراجع تقليد مي
باشند . مدتي در آن مدرسه بودم و بعد از آن مدرسه بيرون آمدم و در مدرسه دار
الشفاء حجره اي گرفتم و تا سال 54 در آن مدرسه بودم .
اساتيد مقطع تحصيل سطح : هر چند حقير اساتيد متعددي در اين مقطع داشتم لکن نام بعضي
از آنان را اشاره مي کنم :
1. مرحوم آيت الله ستوده که مکاسب را نوعا خدمت ايشان خواندم .
2. حضرت ايت الله مظاهري اصفهاني که اکنون رياست حوزه علميه اصفهان را دارند .
3. مرحوم آيت الله سلطاني که استاد کفايه بودند و نزد ايشان بخشي از کفايه را تلمذ
نمودم .
در سال 1354 به درس خارج راه يافتم و دروس فقه و اصول را نزد اساتيد بزرگوار فرا
گرفتم . همزمان با آن به جهت علاقه شديد به علوم عقلي دروس فلسفه را نزد اساتيد
بزرگوار تلمذ نمودم . لازم به ذکر است تا حدود سال 1374 به درس خارج اشتعال داشتم .
اساتيد خارج : فقه و اصول حضرات آيات : فاني اصفهاني ـ حائري يزدي ـ سيد محمد رضا
گلپايگاني (رحمت الله عليهم). و آيات : حاج شيخ جواد تبريزي ـ وحيد خراساني ـ شبيري
زنجاني (دامت برکاتهم) .
قبلا اشاره کردم که همزمان با دروس فقه و اصول ، فلسفه را نيز فرا گرفتم و دروس
بدايه الحکمه ـ نهايه الحکمه ـ منظومه ـ شفا و اسفار را نزد اساتيد آموختم .
اساتيد فلسفه : آيات عظام : حسن زاده آملي ـ جوادي ـ اميني ـ انصاري .
ضمنا حقير کتاب فصوص الحکم ابن عربي و بخشي از مصباح الانس را نزد حضرت آيت الله
حسن زاده تلمذ نمودم .
تدريس :
پس از سال 1350 همزمان با فراگيري علوم به تدريس نيز اشتغال
داشتم ، يعني متجاوز از 30 سال است که از آغاز تدريس من مي
گذرد . دروس مغني ـ اصول فقه ـ شرح لمعه ـ رسائل ـ مکاسب ـ کفايه را بارها تدريس
نموده ام و اکنون چندين سال است که به تدريس درس خارج
مشغولم .
در فلسفه نيز از سال 60 تا کنون که متجاوز از 24 سال است به تدريس مشغولم و دروس
بدايه الحکمه ـ نهايه الحکمه ـ منظومه ـ اسفار و اشارات را بارها تدريس نموده
ام .
ورود به دانشگاه :
از سال 1360 بعد از بازگشايي دانشگاه ها بر حسب وظيفه به
دانشگاه جهت تدريس رفتم . ابتدا يک سال به اصفهان رفتم و بعد به دانشگاه تهران راه
يافتم . حدود 14 سال در دانشگاه تهران تدريس کردم . معمولا در همه دانشکده
ها تدريس داشتم ، لکن نوعا در دانشکده پزشکي و در دانشکده
هاي فني ، ادبيات و علوم بودم , به خصوص در دانشکده حقوق حدود 10 سال تقريبا
به صورت مرتب تدريس نمودم .
در سال 1378 در دانشگاه آزاد واحد قم نيز بنا بر دعوت آن دانشگاه راه يافتم و تا
کنون به اين همکاري ادامه مي دهم .
دروسي که در اين دانشگاه تدريس مي نموده
ام نوعا فقه و اصول فلسفه و منطق و عرفان بوده است که براي رشته حقوق و نيز
الهيات تدريس داشتم .
اخيرا با ورود در رشته فقه و مباني حقوق در مقطع کارشناسي ارشد چند سال است در اين
مقطع تدريس دارم .
مدارج علمي:
حقير با وجود امکان ورود به دانشگاه نظر به علاقه شديد به دروس حوزوي از رفتن به
دانشگاه امتناع نمودم و علاقه اي به گرفتن مدرک دانشگاهي
نداشتم ، لکن بعد از پيروزي انقلاب بر اساس نياز زمان و به عنوان ابزار ورود به
دانشگاه ناچار شدم مدارکي را کسب نمايم . در آن زمان متولي اين امر در حوزه علميه
قم بر اساس مصوبه هيئت وزيران در سال 1362 دفتر تبليغات اسلامي بود و مدارج علمي را
در چهار سطح دوره اول سطح ، دوم سطح ، دوره اول خارج (متجزي) و دوم خارج (مجتهد)
تعيين نمودند . و حقير در دو مرحله بعد از گذراندن امتحان کتبي موفق به دريافت آن
شدم که ذيلا اشاره مي شود :
1. مدرک دوره اول خارج (متجزي) در تاريخ 26/6/1368
2. مدرک دوره دوم خارج (مجتهدي) 17/9/1370
در ضمن در سال 1370 آيين نامه خبرگان بدون مدرک از طريق شوراي عالي انقلاب فرهنگي
تصويب و ابلاغ گرديد و حقير بعد از گذراندن امتحانات در دو مرحله و نوشتن رساله در
مقطع دکتري موفق به اخذ آن شدم .
3. مدرک علمي در مرتبه استاد ياري در رشته فقه و مباني حقوق در تاريخ 4/3/1378
حقير با وجود علاقه زياد به تاليف و تحقيق به علت گرفتاري و اشتغال به تدريس کمتر
موفق به آثار کتبي شده ام . لکن معذلک به مجموعه
اي از نوشتار خود اشاره مي نمايم .
كتب:
1. سن بلوغ از ديدگاه فقه شيعه و مذاهب عامه / قم / 1379
2. بررسي دو انديشه الهي و مادي / دفتر انتشارات اسلامي / 1362
مقالات:
1. رمز پيشرفت مسلمانان / انتشارات پيام اسلام ، قم / 1355
2. ملاک نيازمندي معلول به علت / تهران ، بنياد حکمت اسلامي صدرا / 1379
3. گوشه اي از زندگي شهيد اول / دانشگاه آزاد واحد قم /
1383
4. راه هاي توسعه تفسير قرآن / اجلاسنامه چهارمين همايش
اساتيد سطح عالي و خارج حوزه علميه قم / 1382
متفرقه:
1. حاشيه بر بعضي کتب عروه الوثقي مانند : طهارت ، صلوه مسافر ، صلاه ، حج ، خمس
2. دروس خارج اصول (جزوه) / 1382
3. دروس خارج فقه (جزوه)
4. شناخت (جزوه) / اصفهان / 1360
5. مباني فقه (جزوه) / تهران / 1380
6. فلسفه اسلامي (جزوه) / قم / 1375
7. تاريخ فلسفه (جزوه) / قم / 1375
8. کليات عرفان (جزوه) / قم / 1376
9. متون عرفاني (جزوه) / قم / 1376
10. يک دوره کامل نوار درسي کتاب نهايه الحکمه که ان شاء الله بعد از پياده شدن به
طبع مي رسد .
|