جهان شمولى قرآن كريم

جناب آقاى نظام زاده نماينده محترم ولى فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه هم
اكنون كه در آستانه سومين سال تاسيس مركز ترجمه قرآن مجيد به زبان‏هاى
خارجى هستيم لطفا بفرماييد به نظر شما قرار دادن ترجمه قرآن مجيد در اختيار ملت‏هاى
غير عرب چه تاثيرى در گسترش معارف قرآنى دارد؟

همان طور كه براى همگان روشن و مشخص است،قرآن كريم داراى ويژگى‏هايى است كه
اگر آن ويژگى‏ها در عرضه قرآن به ديگران،مورد توجه واقع شود،آثار و بركات فراوانى را به
دنبال خواهد داشت،اما اگر آن ويژگى‏ها مورد توجه قرار نگيرد،نمى‏توان گفت كه قرآن
آن گونه كه هست به مردم جهان عرضه شده است.يكى از ويژگى‏هاى قرآن مجيد
جامعيت و جهان شمول بودن آن است.قرآن كريم براى طبقه و نسل خاصى نازل نشده،
بلكه براى تمامى آحاد بشر در طول تاريخ فرود آمده است.به همين جهت بايد
مفاهيم والاى آن-چنان كه بايد و شايد-به مردم جهان عرضه شود.البته قرآن چون به زبان
عربى نازل شده،طبيعى است كه تنها عرب زبانان مى‏توانند با محتواى آن آشنايى
پيدا كنند،اما كسانى كه به زبان ديگر سخن مى‏گويند،بايد از رهگذر ترجمه
با محتواى قرآن آشنا شوند.

ترديدى نيست كه اگر منظور از نگهدارى قرآن،فقط داشتن آن به عنوان تبرك باشد،در
اين صورت هيچ نيازى به ترجمه قرآن نيست،ولى مساله فراتر از اين است و هدف
از نزول قرآن چيز ديگرى است و آن آشنايى با مفاهيم والاى اين معجزه جاويدان
است،و لذا بايد به زبان‏هاى مختلف دنيا برگردانده شود تا عموم مردم بتوانند از اين كتاب
آسمانى استفاده كنند.

نكته ديگرى كه بايد در مورد ترجمه قرآن گفت اين است كه هيچ گاه هيچ
ترجمه‏اى نمى‏تواند مفاهيم بلند اين كتاب آسمانى را به طور كامل منعكس كند.به عبارت
ديگر،ويژگى‏هايى كه در سياق الفاظ و عبارات قرآن وجود دارد به هيچ وجه قابل انعكاس
در زبان‏هاى ديگر نيست.با اعتراف به اين حقيقت باز هم معتقديم كه ترجمه قرآن يك
امر ضرورى است،چرا كه قرآن با تعبير«هدى للناس‏»،خود را وسيله هدايت همه مردم
معرفى كرده و در بسيارى از آيات آن،خطاب‏«يا ايها الناس‏»آمده است.

بنا بر اين ترجمه قرآن به زبان‏هاى خارجى-خواه براى مسلمانان و خواه براى
غير مسلمانان-امرى ضرورى است،حتى امام راحل قدس سره الشريف در مورد حرمت قرار
دادن قرآن در اختيار كافر نظر داده و فرموده‏اند كه اين محل تامل است.شايد قائلين به
حرمت،به مقتضاى‏«لا يمسه الا المطهرون‏»حكم به حرمت داده‏اند.ولى اگر ما
آن طرف قضيه را كه فلسفه نزول قرآن است در نظر بگيريم بايد بگوييم كه قرآن حتى در
اختيار كافر نيز بايد گذاشته شود.البته اگر ملاك حرمت،توهين به قرآن باشد،شكى
نيست كه دادن قرآن به كافر حرام است،ولى اين اختصاص به كافر ندارد،مسلمان هم اگر
به قرآن توهين كند،نمى‏توان قرآن را در اختيار او قرار داد.

براى جلب همكارى نهادهاى فرهنگى گوناگونى كه در داخل يا خارج كشور وجود دارند و
به نوعى مى‏توانند به اين مركز كمك فكرى كنند،چه راه‏هايى را پيشنهاد مى‏كنيد؟

به نظر من،مركز ترجمه قرآن مجيد به زبان‏هاى خارجى،خود به تنهايى نمى‏تواند
اين مسؤوليت سنگين را عهده دار شود،و به هيچ وجه از كمك ديگر ارگان‏هاى
فكرى و فرهنگى داخل و خارج كشور بى نياز نيست.بحمد الله در سطح جهان قرآن
پژوهان و مفسران گرانقدرى وجود دارند كه مى‏توانند در انجام اين كار مهم،به اين مركز
كمك كنند.البته ممكن است بسيارى از آنان از وجود چنين مركزى اطلاع نداشته باشند،
كه لازم است از طريق ارگان‏هاى رسمى دولتى و يا رسانه‏هاى گروهى از قبيل
روزنامه‏هاى كثير الانتشار و مجلات علمى دنيا،تاسيس اين مركز به اطلاع آنها رسانده
شود.چه بسا آنان ترجمه‏هايى را در اختيار داشته باشند كه از اين مركز پوشيده مانده است،
و چه بسا كسانى هستند كه مى‏توانند با نظرات كتبى خودشان به
اين مركز كمك كنند.مساله مهم اين است كه كسانى كه در ترجمه قرآن كار مى‏كنند بايد
به هر دو زبان مسلط باشند،يعنى هم از زبان عربى كه زبان مبدا است آگاهى كامل داشته
باشند و هم از زبان مقصد كه مورد نظر مترجم است.در غير اين صورت،اگر مترجم
بخواهد قرآن را مثلا از زبان فارسى يا انگليسى يا فرانسوى به زبان مورد نظر خود ترجمه
كند،بسيارى از ويژگى‏هاى آيات در!10 ترجمه منعكس نخواهد شد،و يكى از كاستى‏هاى
مهم ترجمه اين است كه مترجم قدرت نداشته باشد قرآن را از عربى به زبان مورد نظرش
ترجمه كند.

من در اين جا پيشنهاد مى‏كنم حتى اگر شده است براى گردآورى بهترين نظريات در مورد
ترجمه‏هاى قرآن به زبان‏هاى خارجى جايزه‏هايى تعيين شود تا از اين رهگذر،ترجمه‏ها
اصلاح و به كمال نزديك‏تر شوند.

چندى است كه ترجمه‏هاى فارسى متعددى از قرآن كريم توسط نويسندگان مختلف
انتشار يافته است،آيا شما اين ترجمه‏ها را كافى مى‏دانيد يا هنوز هم جا دارد كه ترجمه‏هاى
جديدى از قرآن كريم به زبان فارسى ارائه شود؟

اين ويژگى را در مورد قرآن نبايد فراموش كنيم كه قرآن غير از متون نگاشته شده به
دست افراد عادى است.قرآن ديكته شده و انشاى يك فرد عادى نيست كه ما در مورد آن
بگوييم اگر يك مرتبه ترجمه شد،همان كافى است و مانند قانون اساسى كشورهاى مختلف
جهان است كه اگر به زبانى ترجمه شد،ديگر نيازى به ترجمه مجدد به همان
زبان ندارد.قرآن كتابى است كه مفاهيم بلند آن محدود نيست و بسا با تدبر و انديشه
بيشتر،معانى جديدى از آيات آن به دست مى‏آيد.بر همين اساس است كه برداشت‏هاى
دانشمندان و مفسران و مترجمان از قرآن،همراه با رشد مسائل علمى و
استعدادهاى مختلف آنان،تغيير مى‏يابد و چندى يك بار مفاهيم تازه‏اى را از قرآن
استفاده مى‏كنند.لذا ما معتقديم كه قرآن گرچه بارها به زبانى ترجمه شده باشد باز هم جا
دارد دو باره به همان زبان ترجمه شود،و در زبان فارسى هم كه ترجمه‏هاى فراوانى از قرآن
داريم و در ظرف چند سال اخير ترجمه‏هايى جالب و نسبتا جامع از قرآن ارائه شده است،
مى توان گفت كه اين ترجمه‏ها به طور مسلم كافى نيست،بلكه بايد مترجمان همت
بيشترى بگمارند و قرآن را با شيوه‏هاى مخصوص خودشان با مفاهيم تازه‏اى كه به آن
دست يافته‏اند ترجمه كنند.در حقيقت،قرآن نور است و اين نور مراتبى دارد و هر كس به
اندازه ظرفيت فكرى و معلومات خود مى‏تواند از آن كسب نور كند.

مدتى است كه سخن از ترجمه جمعى قرآن به زبان فارسى مطرح است،اصولا آيا شما انجام
اين كار را لازم مى‏دانيد،و چنانچه انجام آن لازم است،كار را چگونه و از كجا بايد آغاز كرد؟

شكى نيست كه هر كارى اگر به صورت جمعى انجام بگيرد از غنا و كمال بيشترى برخوردار
خواهد بود،حتى در زمينه مسائل فنى و صنعتى هم اگر انديشه‏هاى مختلف در خدمت
يكديگر باشند محصول كار،كامل‏تر خواهد بود.در مورد ترجمه قرآن هم مساله همين گونه
است.ترجمه‏هايى كه تاكنون عرضه شده است ترجمه‏هاى انفرادى بوده،و بخش عظيمى
هم مسلما با استفاده از انديشه‏هاى ديگران و با توجه به ترجمه‏هاى موجود انجام گرفته
است.البته اين استفاده خوب است به شرط آن كه مترجم ترجمه جديدى را ارائه دهد و از
خودش نيز ابتكار و نظراتى داشته باشد.اما ترجمه گروهى،به اين معنى كه مترجمين در
يك زمان حضور جمعى داشته باشند و آيات قرآن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند
روشى مطلوب‏تر است،كه از اين طريق مى‏توان بسيارى از مسائل قرآنى را كشف كرد و
معانى و مفاهيم جديدى را ارائه داد.علاوه بر اين در ترجمه جمعى خطا و اشتباه كمتر
است و ترجمه از صحت و اتقان بيشترى برخوردار است.

اما اين كه كار از كجا بايد شروع شود،شكى نيست كه بايد يك شخص محور اين كار قرار
گيرد.او بايد از قرآن پژوهان داخل و خارج كشور دعوت كند و كتابخانه‏اى غنى براى
اين كار ترتيب داده شود و پژوهشگران در اين زمينه به كار جدى بپردازند،و اصولا به نظر
من بايد اين قرآن پژوهان براى مدتى روابط كارى خودشان را با مسائل جارى و معمولى كه
به اصطلاح وقت گير است قطع كنند و صرفا به كار ترجمه اشتغال داشته باشند.اين كار
مى‏تواند در چند شهر صورت پذيرد،يعنى در هر شهرى قرآن به صورت جمعى به زبانى
ترجمه شود،يا ممكن است در چند كشور انجام شود.اين جا باز بايد تاكيد كنم كه اگر
اين كار هم انجام گرفت نبايد بگوييم قرآن به صورت كامل ترجمه شده و بشريت ديگر
براى هميشه از تفسير و ترجمه بى‏نياز است،هرگز!چرا كه پس از ارائه چنين
ترجمه‏اى هنوز هم زمينه براى تدبر در آيات قرآنى فراهم است و پژوهشگران نسل‏هاى
ديگر مى‏توانند معانى جديدى را از آيات قرآن را استخراج كنند.

مستحضريد كه اين مركز نخستين شماره از مجله ترجمان وحى را منتشر كرده است،نظر
شما در باره اين مجله چيست؟

اين شماره كه تحت عنوان‏«ترجمان وحى‏»منتشر شد،به خاطر مطالب ارزشمندى كه در
آن درج شده بود بسيار خوشحال كننده و اميد بخش بود.ما اميدواريم اين مجله-گرچه
شش ماه يك بار منتشر مى‏شود-هر بار حاوى مطالبى ارزنده و جامع در ارتباط با
ترجمه قرآن به زبان‏هاى گوناگون باشد.البته با انتشار يك شماره نمى‏توان قضاوت كرد كه
اين مجله در آينده چگونه خواهد بود،اما با توجه به تلاش و پشتكارى كه از مسئولان مركز
ترجمه سراغ دارم و عشق و علاقه آنان به اين امور را مى‏دانم،مى‏توانم قاطعانه اظهار
نظر كنم كه مجله در آينده شكل بهترى به خود خواهد گرفت.توصيه من اين است
كه موضوع مجله از بحث پيرامون ترجمه قرآن به زبان‏هاى خارجى فراتر نرود،و
از طرح مباحث پراكنده كه ارتباطى به ترجمه قرآن ندارد پرهيز شود.در اين زمينه
مى‏توان از طريق مكاتبه از نظرات دانشمندان داخلى و خارجى و عرب زبان و غير عرب زبان
استفاده نمود.اين مجله مى‏تواند عرصه‏اى براى اظهار نظر قرآن پژوهان پيرامون
ترجمه‏هاى قرآن به زبان‏هاى خارجى باشد.اميدواريم هر شماره اين مجله نسبت به
شماره قبل بهتر و جامع‏تر و كامل‏تر باشد.

بدون شك پديد آوردن ترجمه‏هايى صحيح از قرآن مجيد به زبان‏هاى خارجى كارى است
دراز مدت كه فرصت وسيعى را مى‏طلبد به نظر شما چه مشكلاتى براى پيشرفت كار به
نظر مى‏رسد و براى رفع آنها چه طرح و پيشنهادى داريد؟

همان طور كه شما مى‏فرماييد،ترجمه قرآن به زبان‏هاى خارجى،كارى است
دراز مدت و ظريف،و به هيچ وجه با عجله و شتاب سازگار نيست.البته عجله و شتاب غير از
سرعت است،ممكن است كار به طور سريع انجام گيرد و همراه با عجله و شتاب
هم نباشد.مشكل مهمى كه در ترجمه قرآن به زبان‏هاى خارجى وجود دارد،در ارتباط با
زبان‏هايى است كه تعداد كمى از مردم به آنها سخن مى‏گويند.طبيعى است كه افراد قرآن
پژوه آشنا به اين گونه زبان‏ها نيز كم‏اند،و ترجمه قرآن به اين زبان‏ها بسيار مشكل
است و نمى‏توان اميدوار بود كه در ظرف چند سال-و حتى
سال‏هايى نسبتا طولانى-ترجمه‏هايى جامع به اين زبان‏ها به جهان اسلام ارائه داد.اما در
مورد زبان‏هاى متداول،كسانى هستند كه با قرآن آشنايى دارند و مى‏توان از نظرات علمى
آنها در مورد ترجمه قرآن استفاده كرد.مركز ترجمه قرآن به عنوان يك محور
مى‏تواند مشكلات را در اين زمينه حل كند و به منظور استفاده از كسانى كه به
ترجمه قرآن در زبان خودشان تسلط دارند،از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى يا
از وزارت امور خارجه كمك بگيرد.گذشته از اين دانشمندانى هم به صورت پراكنده در
نقاط مختلف جهان وجود دارند كه آماده همفكرى در زمينه مسائل
اسلامى و قرآنى هستند،از آنها هم مى‏توان در اين راستا كمك گرفت.ما اميدواريم كسانى
كه در جريان تاسيس چنين مركزى قرار گرفته‏اند،احساس وظيفه شرعى كنند و هر گونه
اطلاعى در ارتباط با مراكز علمى و يا مراكز قرآنى جهان دارند،آن را در اختيار مركز قرار
دهند تا مركز ترجمه بتواند با ايجاد ارتباط با آن مراكز،تلاش بهتر و پرثمرترى را دنبال
كند و در اسرع وقت ترجمه هاى جديدى را از قرآن ارائه دهد.اين مساله بسيار مهم و
حساس است،چون امروز ايران به عنوان ام القراى جهان اسلام مطرح شده است و بايد
ترجمه‏هايى كه از اين كشور اسلامى منتشر مى‏شود،ترجمه‏هايى باشد بدون
نقص و كاستى،كه نهايت دقت و مراقبت و احتياط در آن صورت گرفته باشد.للّه