مجلات >تاريخ اسلام>شماره 19

اقدامات فرهنگى سيد مطلّب مشعشعى

عبدالنبى قيّم

مشعشعيان در قرن نهم هجرى (845ق) حكومتى شيعى بر مبناى آموزه‏ها و تعاليم سيد محمد بن فلاح در حويزه پايه‏ريزى كردند. سيد مطلب مشعشعى نواده‏ى چهارم سيد محمد فارغ از دغدغه‏هاى قدرت و حكومت و بى آنكه در فكر كسب قدرت باشد، اميرى دانشمند و دانش‏پرور بود. او با فراخواندن علما به حويزه و تأسيس مدرسه‏ى علوم دينى در آن شهر موجبات تربيت نسل جديدى از امراى مشعشعى گرديد. فرزند او سيد خلف و نواده‏ى او سيد على خان از جمله تربيت يافتگان اين دوره هستند كه از علماى شيعه محسوب شده و تأليفات ارزشمندى از خود به يادگار گذاشته‏اند.

واژه‏هاى كليدى: خوزستان، مشعشعيان، حويزه، سيد مطلب مشعشعى.

سيد مطلّب موسوى مشعشعى، پدر سيد مبارك خان را بايد يكى از علماى برجسته و تأثيرگذارِ اواخرِ قرن دهم هجرى ناميد. او فرزند سيد بدران بن سيد فلاح بن سيد محسن بن سيد محمد مشعشعى است و با چهار پشت به بنيان‏گذار حكومت مشعشعيان، يعنى سيد محمد بن فلاح مى‏رسد. سيد مطلّب بدون آن كه سوداى قدرت و فرمانروايى در سر داشته باشد، به جاى وارد شدن در حوزه‏ى قدرت و منازعات مرتبط به آن، با روى آوردن به اقدامات و فعاليت‏هاى فرهنگى، منشأ خدمات شايانى گرديد و نام نيكى از خود به جاى گذاشت. او جزء معدود موالىِ مشعشعى بود كه پدرش سيد بدران، برادرش سيد سجاد و پسرش سيد مبارك، همگى فرمانروا و حاكم بودند، اما او بر اريكه‏ى قدرت ننشست و به فكر به دست آوردن آن نبود. همين خصلت سيد مطلّب سبب گرديد تا دوره‏ى او، عصر طلايىِ مشعشعيان در عرصه‏ى علم و ادب باشد و پس از آن، علماى چندى از خاندان مشعشعى پا به عرصه‏ى وجود گذارند.

سيد مطلّب پس از به قدرت رسيدنِ پسرش سيد مبارك، از قدرت و نفوذ او براى بسط، ترويج و آموزش علومِ آن دوره، استفاده كرد. او با دعوت از شيخ عبداللطيف جامعى و تأسيس مدرسه‏ى علوم دينى در حويزه، به تربيت نسل جديدى از امراى دانشمند و دانش‏پرورِ مشعشعيان، همت گماشت. پيش از آن نيز سيد مطلّب، نهايت احترام و اكرام را نسبت به پدرِ شيخ عبداللطيف، يعنى شيخ نورالدين على، ابراز داشته و او را در دورق، مسكن داده بود. شيخ نورالدين على از شاگردان شهيد ثانى بود، كه از جبل‏عامل به عراق مهاجرت كرد. او ابتدا به نجف و سپس به دورق رفت.1 پسر شيخ نورالدين، يعنى شيخ عبداللطيف نيز از عالمان دينى بود، كه به دليل احاطه بر علوم آن دوره، او را ابى جامع لقب داده بودند. او از شاگردان شيخ بهايى بود و مؤلف امل الامل، او را فقيه صالح معرفى مى‏كند.2 اهتمام و عنايت سيد مطلّب به ترويج و آموزش علوم، و توجه خاصِ ايشان به شيخ نورالدين على و بعدها به شيخ عبداللطيف، نشان دهنده‏ى دانش‏دوستى و دانش‏پرورى او است؛ به همين دليل مولانا كمال‏الدين محمد بن حسنِ استرآبادى، شرح فصولِ خواجه نصير را به نام سيد مطلّب مشعشعى نوشت.3

تأسيس مدرسه‏ى علوم دينى در حويزه توسط سيد مطلّب، با هدايت و مديريتِ شيخ عبداللطيف جامعى، نقش مهمى در گسترش آموزش‏هاى دينى در مناطقِ تحت نفوذِ مشعشعيان داشت. با گشوده شدن مدرسه‏ى علوم دينى، تعداد زيادى طلبه و هم‏چنين امراى خاندان مشعشعى، در آن به آموزش پرداختند و علماى بزرگى در دامن آن پرورش يافتند. سيد خلف و سيد راشد، پسران سيد مطلّب، از جمله‏ى تربيت يافتگان همين مدرسه بودند.

سيد خلف مشعشعى را بايد فرزندِ خلفِ سيد مطلّب دانست، زيرا نه تنها راه و روش پدر را در ميل و گرايش به علوم آن روز دنبال كرد؛ بلكه فراتر از او، در اين راه آن‏چنان پيش رفت كه يكى از علماى شيعه گرديد.4 او فرزند سيد مطلّب، با مادرى از بنى تميم بود و در جوانى در ركاب برادر بزرگ‏ترش سيد مبارك بود. او به همراه برادرش در بسيارى از نبردها، حضور فعال داشت و رشادت‏ها و دلاورى‏ها از خود نشان داده بود.5 علاوه بر شجاعت و مرتبه‏ى علمى، سيد خلف داراى قريحه‏ى شاعرى نيز بود. رياضت‏پيشگى و عبادت سيد خلف، سبب گرديده بود تا همواره او را در عبادت، مثال بزنند.6 هم‏چنين از علاقه‏ى سيد خلف درباره‏ى عمران و آبادى قريه‏ها و احيا و آبيارى اراضى، ياد كرده‏اند؛ كما اين‏كه خلف آباد7 به عنوان يكى از قصبه‏هاى مهم مشعشعيان با ابتكار او آباد و به نام او نام‏گذارى شد.8

اما آن‏چه شأن و منزلت علمى سيد خلف مشعشعى را بيش از هر چيز برجسته و متجلى مى‏گرداند كتاب‏هاى او است، كه مزيد بر شجاعت، عبادت، علاقه به عمران و آبادانى و قريحه‏ى شاعرى اين عالِم بزرگوار است. مجموعه‏ى آثار گران‏بهاى به جا مانده از سيد خلف مشعشعى عبارت از: سيف الشيعة، در حديث و در طعن دشمنان شيعه؛ برهان شيعه، در اثبات امامت؛ الحجة البالغة، در كلام و هم‏چنين اثبات امامت؛ فخر الشيعة، در فضايل امام على عليه‏السلام ؛ المنهج القويم، در كلام حضرت على عليه‏السلام و حق اليقين در سلوك و طريقت مى‏باشند.9

بعد از سيد خلف مى‏بايست از پسر او سيد على، معروف به سيد على خان نام برد؛ او نيز از جمله دانشمندان بزرگ شيعه است. نويسنده‏ى كتاب رياض العلماء او را از «اكابر علما» مى‏داند، كه به تصوف نيز گرايش داشته است. به اعتقاد او بخش اعظم نوشته‏هاى سيد نعمت الله [جزايرى] شوشترى برگرفته از تأليفات اين سيد بزرگوار است.10 علامه محمد بن حسن حّر عاملى نيز او را عالم، فاضل، شاعر و اديب گرانقدرى مى‏داند كه در باب اصول و امامت و... ، تأليفاتى از خود به يادگار گذاشته است.11

دانش‏پرورى و دانش‏دوستىِ امراى مشعشعى، سبب گرديده بود تا در دوره‏ى سيد على مشعشعى، سيد نعمت الله جزايرى، نياى سادات جزايرىِ خوزستان، از جزاير به حويزه آمده و در آن‏جا سكونت گزيند و پس از مدتى به شوشتر عزيمت كند.12 سيد نعمت‏الله، در كتاب الانوار النعمانية پس از ذكر دوستى و مراوده‏ى خويش با سيد على، او را در علم، ادب، عبادت، رسيدگى به حالِ مردم و شعر، سرآمد توصيف كرده است.13

برخلاف سيد مطلّب و سيد خلف، سيد على مشعشعى از سال 1060 تا 1088 قمرى حاكم مشعشعيان بود و بر حويزه و اطراف آن حكومت مى‏راند.14 با اين وجود، على‏رغم ناآرامى‏ها و درگيرى‏هاى دوره‏ى حكومت سيد على، كتاب‏هاى زير، از او به يادگار مانده است:15

1. الانورا المبين، چهار جلد در باب حديث؛

2. خير المقال في مدح النبى و الآل، چهار جلد؛

3. نكت البيان، در سه فصل و فصل اوّل در تفسير قرآن؛

4. منتخب التفاسير، در تفسير قرآن؛

5. خير الجليس و نعم الانيس، ديوان شعر؛

6. المقاصد، رساله‏ى ارسالى به عنوان هديه براى شيخ على، فرزند شهيد ثانى.

علاوه بر كتب مذكور، اشعار فراوانى از سيد على خان به يادگار مانده است.

پس از سيد على بن سيد خلف، بايد از نوه‏ى او سيد على بن سيد عبدالله نام برد؛ سيد على و پدرش سيد عبدالله، هر دو از فرمانروايان مشعشعى بودند. سيد عبدالله براى مدت كوتاهى، يعنى هفت ماه و بيست روز، والى مشعشعيان بود و در سال 1097 قمرى بدرود حيات گفت، و پسر او سيد على، يك بار در سال 1112 قمرى، به مدّت هشت ماه و بار ديگر در سال 1127 قمرى، حاكم مشعشعيان گرديد. از آن‏جا كه علم و ادب در آن دوره از رونق و شكوفايىِ خاصى برخوردار بود و سيد عبدالله نيز همانند پدرش سيد على و جدّش سيد خلف، دانش‏پرور و دانشمند بود، همواره از سوى اهل قلم و عالمانِ دينى، مورد احترام قرار مى‏گرفت؛ هر چند، مقام و شأن علمى او در زمينه‏ى علوم دينى، به جايگاه رفيعِ سيد على و سيد خلف نمى‏رسيد.16

پايه‏ريزى و بسط آموزشِ علوم دينى و معارف اسلامى توسط سيد مطلّب سبب گرديد تا در نسل‏هاى بعدى اين امر تداوم يابد و فرزندانِ امراى مشعشعى فقط به فكر كسب قدرت و تصاحب حكم والى‏گرى نبوده، شيوه‏ى علم اندوزى در حوزه‏ى معارفِ دينى را نيز پيشه‏ى خود سازند.17

سيد على بن سيد عبدالله، مؤلف كتاب الرحلة المكية، آخرين فرد از عصر طلايىِ شكوفايىِ علوم نزد مشعشعيان است. او حوادث مشعشعيان از تأسيس حكومت و روىِ كار آمدن سيد محمد بن فلاح، تا سال 1128 قمرى را به رشته‏ى تحرير در آورده است. از آن‏جا كه كتاب مزبور مأخذِ اصلى و عمده‏ى تاريخ‏نگاران، در تأليف تاريخِ مشعشعيان بوده، از اين‏رو سيد على، نام‏آورتر و معروف‏تر از نياكانِ عالِم و صاحب فضل خويش است. در حقيقت بدون كتاب سيد على، نگارش تاريخ مشعشعيان امكان‏پذير نبود؛ چنان‏چه بخش عمده و اصلى نوشته‏هاى احمد كسروى درباره‏ى تاريخِ مشعشعيان، برگرفته از كتاب او مى‏باشد و على‏رغم ديدگاه‏ها و نظرات خصمانه و جانب‏دارانه‏اش نسبت به مشعشعيان، آن اثر را از جهت تاريخِ مشعشعيان داراى ارزش بسيار مى‏داند.18 گفتنى است، كسروى هيچ‏گاه نام كتاب فوق را ذكر نكرده و فقط به كتاب سيد على، از آن نام مى‏برد؛ اما محمد على رنجبر، نام تاريخ مشعشعيان را بر آن نهاده است.

علاوه بر علماى مشعشعى، بايد از عبدعلى‏بن ناصربن رحمه الحويزى (متوفى سال 1053ق) اديب و شاعر آن دوره نيز ياد كرد، هر چند او در بصره مى‏زيست و نزد ديريان از احترام و منزلت بالايى برخوردار بود؛ اما او نيز، پرورش يافته‏ى دوران طلايىِ شكوفايىِ علم و ادب نزد مشعشعيان است.19 شيخ عبدعلى الحويزى علاوه بر عربى، به فارسى و تركى نيز شعر مى‏سرود و ديوان شعرى به عربى، از او به يادگار مانده است. او برخى از اشعار خود را، شخصا به سمع شيخ بهايى رسانده بود. تأليفات شيخ عبدعلى الحويزى عبارت از: المعول في شرح المطول، قطر الغمام في شرح كلام الملوك الكلام، هم‏چنين كتابى در نحو و حكمت و عروض و رساله‏اى در رمل، و كتابى در موسيقى است.20

به هر حال، روحيه‏ى علم اندوزىِ امراى مشعشعى كه با درايت و دانش‏پرورى سيد مطلّب آغاز شده بود، فقط تا دو يا سه نسل ادامه يافت. پس از سيد على بن سيدعبدالله (سال1128ق) مشعشعيان هيچ‏گاه افراد دانشمند و دانش‏پرورى چون: سيد خلف و پسرش سيد على به خود نديدند. از سرنوشت مدرسه‏ى علوم دينى حويزه كه به همت سيد مطلّب و با مديريت شيخ عبداللطيف جامعى تأسيس شده بود، اطلاع دقيقى در دست نيست؛ مدرسه‏اى كه مى‏توانست با ادامه و گسترشِ فعاليتِ خويش، نسل‏هاى جديدى از علما و فضلا را تربيت كرده و حويزه را مركز و قطب علمى گرداند؛ اما كشمكش‏ها و تنازعاتِ درون خاندان مشعشعيان و افزايش بى‏رويه و لجام گسيخته‏ى ميل و علاقه به قدرت، به همراه اختلافات و دسته‏بندى‏هاى خاندانى، سبب گرديد تا حويزه به جاى پيشرفتِ در حوزه‏ى علم و ادب، دچار پس‏رفت گردد. سرانجام كار بدان‏جا مى‏رسد كه مطلّب ديگرى، يعنى مولا مطلّب، پسر سيد محمد بن سيد فرج الله، در سال 1175 قمرى با پاشاى بغداد متحد شده و با لشكر انبوهى بر شيخ سلمان، شيخِ خردمند و كاردانِ كعبيان، يورش برد.

پى‏نوشت‏ها:

1. ميرزا عبدالله افندى تبريزى، رياض العلما و حياض الفضلا، ج 3، ص 255.

2. محمدعلى رنجبر، مشعشعيان، ماهيت فكرى ـ اجتماعى و فرايند تحولات تاريخى، ص349.

3. احمد كسروى، تاريخ پانصد ساله‏ى خوزستان، ص 63. حتى كسروى به دانشمندى و دانش‏پرورى سيد مطلّب، اذعان دارد و آن را ستايش مى‏كند.

4. كسروى، همان، ص 70.

5. همان، ص 62.

6. افندى تبريزى، همان، ج 2، ص 247.

7. در حال حاضر، خلف آباد نام شهرى است در 90 كيلومترى جنوب شرقى اهواز بر سر راهِ جاده‏ى اهواز ـ ماه‏شهر. در دوره‏ى رضاخان، نام آن از خلف آباد به رامشير تغيير كرد، اما هم‏چنان مردم آن را به همان نام مى‏خوانند.

8. رنجبر، همان، ص 350.

9. افندى تبريزى، همان، ص 245.

10. همان، ج 4، ص 77 ـ 78.

11. جاسم حسن شبر، تاريخ مشعشعيان، ص 137.

12. كسروى، همان، ص 72؛ به نقل از تذكره‏ى شوشتر، الرحلة المكية، سوده‏هاى جواهرى.

13. شبر، همان، ص 137.

14. كسروى، همان، ص 70 و 84.

15. شبر، همان، ص 138 ـ 139.

16. رنجبر، همان، ص 351.

17. افندى تبريزى، همان، ج 4، ص 77 ـ 80 .

18. بررسى آراء و ديدگاه‏هاى كسروى درباره‏ى مشعشعيان، كعبيان و آلبوكاسب، موضوع پژوهش مفصل و جامعى است كه نگارنده تحت عنوان «كسروى و تاريخ خوزستان» انجام داده است و در آينده‏ى بسيار نزديك به صورت كتاب، در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

19. بعد از وفات سيد مبارك بن سيد مطلّب، شيخ عبدعلى الحويزى در رثاى او قصيده‏اى سروده است. شبر، همان، ص 113.

20. شبر، همان.

منابع:

ـ افندى تبريزى، ميرزا عبدالله، رياض العلما و حياض الفضلا، ج 3 (قم، 1401ق).

ـ رنجبر، محمد على، مشعشعيان، ماهيت فكرى ـ اجتماعى و فرآيند تحولات تاريخى (تهران، انتشارات آگاه، 1382).

ـ شبر، جاسم حسن، تاريخ مشعشعيان (تهران، چاپ‏خانه الآداب، 1385 ق / 1965م).

ـ كسروى، احمد، تاريخ پانصد ساله‏ى خوزستان (تهران، انتشارات گام ـ پايدار، 1356 ش).