| مجلات >فصلنامه علوم سياسى>شماره 12 |
نقد و معرفى محمد خردمند استراتژى وحدت در انديشه سياسى اسلام، سيد احمد موثقى، مقدمه استاد محمد تقى جعفرى،
چاپ اول، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم، 1370 - 1371 ش،
دو جلد، 376 + 468 صفحه، وزيرى، 3000 نسخه. آن گونه كه مؤلف در مقدمه جلد دوم (ص11) تصريح كرده اين كتاب جلد اول و دوم از
دوره سه جلدى «استراتژى وحدت در انديشه سياسى اسلام» است كه البته تا كنون جلد
سوم آن انتشار نيافته است. جلد اول با مقدمه علامه محمد تقى جعفرى آغاز مىشود و در پى آن، مقدمه مؤلف آمده است.
اين جلد در سه فصل سامان يافته است: فصل اول، وحدت اسلامى در منابع اصيل اسلامى ;
فصل دوم، زمينه و سابقه تاريخى وحدت و تفرقه در جهان اسلام; فصل سوم، سيد جمال
الدين الحسينى، بزرگ منادى وحدت مسلمين و يكپارچگى جهان اسلام.جلد دوم مشتمل بر
دو فصل است: فصل اول، در مصر، سوريه و حجاز; فصل دوم، در عراق و لبنان. مؤلف - آن طور كه خود بيان كرده - قصد دارد در جلد سوم زمينه و سابقه تاريخى وحدت و
تفرقه در هند و پاكستان و ايران را بررسى كند و در خاتمه هم به نتيجهگيرى و جمع
بندى و ارائه تز اصلى خود (اتحاد جماهير اسلامى) همراه با توصيهها و پيشنهادها
بپردازد. علامه جعفرى در مقدمهاش، با ارائه تعريفى جامع از دين و بيان ريشه امت اسلامى و
عوامل اساسى گرايش به دين اسلام و نيز اين نكته كه اسلام نخستين بار حقوق
اساسى سهگانه (حق حيات، حق كرامت و حق آزادى معقول) را به صورت جدى مطرح كرد، بر
آن است كه اثبات كند احكام و تكاليفى كه اسلام براى انسانها مطرح كرد
مبتنى بر «حيات معقول» است و اين احكام و تكاليف به مقتضاى «اصل وحدت» و
برابرى انسانها در نزد خداى تعالى و بر طبق اصل «مشروط بودن تكليف به قدرت» ،
فرازمانى و فرامكانى هستند.مبنا و منشا حقيقى وحدت امت اسلامى در نظر استاد
جعفرى، همان دين اسلام است كه ريشه در فطرت الهى دارد و خداى متعال آن را در
نهاد تمام انسانها قرار داده است و اين، عامل هماهنگى همه اديان توحيدى
ابراهيمى نيز است.قرآن كريم زمينههاى مشترك همه پيروان اديان آسمانى را چنين
ذكر كرده است: قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لانشرك به
شيئا و لايتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا
مسلمون (آل عمران (3) آيه 64 و بقره (2) آيه 62 و 177). استاد جعفرى اختلاف را به دو نوع تقسيم مىكند: معقول و نامعقول.اختلاف معقول
عبارت است از: «اختلافى كه ناشى از چگونگى اطلاعات مربوط به مساله و
استعدادها و مخصوصا نبوغ و عموم موضعگيرىهاى طبيعى و قانونى است كه اشخاص در
ارتباط با حقايق دارند، مانند اختلاف نظر در دريافت واقعيات عالم هستى از
ديدگاه علوم نظرى و فلسفهها».اختلاف معقول باعث رشد و گسترش و تعميق علوم
مىگردد و روايت «اختلاف امتى رحمة» اشاره به همين نوع از اختلاف دارد.اختلاف
نامعقول عبارت است از: «اختلافى كه ناشى از عوامل غيرقانونى و انحرافى
مىباشد، مانند پيروى از هوا و هوس كه از مهمترين نمودهاى آن خودنمايى و شهرت
پرستى است».به اين ترتيب بايد آشكارا اذعان كرد كه «اختلاف در مسير
رقابتهاى سازنده، مطلوبترين عامل پيشرفت معرفت و عمل است و بدون آن، هيچ گونه
حركت تكاملى در حوزه دو حقيقت مذكور (معرفت و عمل) امكانپذير نخواهد بود، در دين
اسلام، هرگز چنين دستورى وجود ندارد كه همه مغزهاى مسلمين، فعاليتيكنواخت
داشته باشند و همه به نتايج واحد برسند.از طرف ديگر، اصرار شديد اسلام بر اين
است كه بحث و كاوش و اجتهاد بايد دايمى و مستمر باشد.بديهى است اين قضيه دوم،
بدون بروز اختلاف امكانپذير نخواهد بود; بنابراين اختلاف نظرها به عنوان يك
پديده طبيعى كه معلول پويايى معارف اسلامى است، پذيرفته شده، اما اين اختلاف
بايد در مسير رقابتهاى سازنده قرار بگيرد، نه تضادهاى ويران كننده. متن مشترك اديان توحيدى ابراهيمى در نظر استاد جعفرى بر مبناى «اعتقاد به
وجود خداوند يگانه، مبدا و مقصد حركت انسان در وصول به كمال، قرار دهنده عقل و وجدان
در ذات انسانها و فرستنده پيامبران الهى براى ارشاد مردم» ايجاد شده است و
عناصر شخصيت واحد جوامع اسلامى و به بيان ديگر اجزاى هويت واحد امت اسلامى در
همين اعتقادات نهفته است.سه نوع وحدت براى امت اسلامى مىتوان تصور كرد: 1.
وحدت مطلق; 2.وحدت مصلحتى عارضى; 3.وحدت معقول.وحدت مطلق عبارت است از «اتفاق نظر
در همه عقايد و معارف و احكام اسلامى با همه اصول و فروع آنها».چنين وحدتى ناشدنى
است.وحدت مصلحتى عارضى عبارت است از وحدتى كه «از جبر عوامل خارج از حقيقت و
متن دين» ناشى مىشود; «همان گونه كه توقع وحدت مطلق ميان متفكران و مردم جوامع
اسلامى - با وجود آن همه عوامل اختلاف معقول - غير منطقى است، توقع اين كه وحدت
مصلحتى عارضى بتواند فرقهها و مذاهب اسلامى را از هماهنگى و اتحاد دايمى و
معقول برخوردار سازد، انتظارى است نابجا». تنها وحدت مطلوب در بين امت اسلامى، «وحدت معقول» است و وحدت معقول يعنى «قرار دادن
متن كلى دين اسلام براى اعتقاد همه جوامع مسلمان و بركنار نمودن عقايد شخصى
نظرى و فرهنگ محلى و خصوصيات آرا و نظريات مربوط به هر يك از اجزاى متن كلى
دين كه مربوط به تعقل و اجتهاد گروهى يا شخصى است».اين نوع وحدت، امرى شدنى و
جايز و بلكه ضرورى است.«انطباق حيات اجتماعى و دينى مردم همه جوامع اسلامى بر
متن كلى و مشترك دين اسلام» مطلوب جدى منابع اوليه اسلامى است و اين وحدت معقول
و خردپذير است كه قرآن و سنت و عقل سليم و اجماع و شخصيتهاى پيشتاز اسلامى مثل آية
الله حاج آقا حسين بروجردى و علامه شيخ محمود شلتوت، جهان اسلام را به آن
فراخواندهاند. دكتر موثقى درمقدمه كوتاه خود، هدف از نگارش كتاب و نيز دورنمايى از طرح كلى
خود را بيان مىكند و تز اصلى خود را چنين بر مىشمارد: «مسلمين به گاه ضعف و
احساس خطر و هنگامى كه خود را در معرض تهاجمات دشمن و قدرتهاى سلطه جوى
بيگانه مىبينند به طرح و توصيه اين موضوع (وحدت) مىپردازند، ولى هنگامى كه در
موضع قدرت و برترى در سطح جهانى قرار مىگيرند، كمتر پيگير آن مىشوند».اساس
تئوريك اين مساله در نظر مؤلف، آن است كه «رابطه معكوسى ميان ضعف و شكست و وحدت و
يكپارچگى از يك طرف و ميان قدرت و برترى و تفرقه و جدايى از طرف ديگر وجود
دارد».او بر اين اعتقاد است كه اين رابطه معكوس يك واقعيت جامعهشناختى در
جوامع اسلامى و در سطح روابط قدرتهاى حاكم مسلمان است. در فصل اول به متون اصلى اسلام يعنى قرآن و سنت و سپس تاريخ و سيره ارجاع و
استناد شده است.عوامل تفرقه از ديدگاه قرآن بر اساس پژوهش دكتر موثقى عبارت است
از: «اعتقادات مبتنى بر شرك، كفر و نفاق و به دنبال آن عبوديت غيرخدا و عبادت و
اطاعت "اله"ها از قبيل جنس، رنگ، طبقه، آبا و اجداد، قوم و قبيله و عشيره، شعب و
مليت، نژاد، حزب و نفس اماره و امثال آن و نيز پذيرش ولايتشيطان، استكبار و
طاغوت و تسليم شدن به آنها و دوستى و همكارى و همراهى با آنها». نويسنده با ذكر آيه كريمه «و اطيعوا الله و رسوله و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب
ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين» (انفال (8) آيه 47) ، ياد آور مىشود كه
نتيجه و عاقبت تنازع و تفرقه، «فشل» وضعف و سستى و از دست رفتن قدرت و عظمت است.
بنابر آنچه گذشت، روشن مىشود كه قرآن در جنبه ايجابى به «وحدت» دعوت كرده است و
عوامل وحدت از ديدگاه قرآن كه همه مردم به آن دعوت شدهاند، عبارتند از: توحيد،
ولايتخدا و رسول و اولى الامر، قسط و عدل، امر به معروف و نهى از منكر، تولى و
تبرى و اعتصام به حبل الله. مؤلف به درستى معتقد استحضرت محمدصلى الله عليه وآله در طول حياتش همواره در
آموزهها و عملكردهاى خود بر «نفى تفرقه» و «تحكيم پايههاى وحدت» ميان مسلمانان و
حتى تفاهم و همزيستى مسالمتآميز با غير مسلمانان تاكيد داشت و شعار اساسى
توحيد كه اولين دعوت رسول اكرم بود، از طرفى نفى معبودهايى بود كه منشا
تفرقهاند و از طرفى ديگر اثبات الله بود كه منشا وحدت و يگانگى است. رسول الله در پيمانها و قرار دادههايش نيز در صدد ايجاد و تقويت وحدت بود; از
جمله اين پيمانهاى اسلامى «حلف موازرت» ، «حلف مؤاخات» و «حلف انصار» يا «بيعت
عقبه» است.مؤلف به سيره امامان شيعهعليهم السلام نيز اشاره مىكند و روابط
متقابل حضرت علىعليه السلام و خلفاى سه گانه و سيره ائمه در جهتحفظ بيضه اسلام
و وحدت اسلامى را ياد آور مىشود.در نهج البلاغه نيز توجه خاصى به وحدت صورت
گرفته و ره آورد مهم رسالتحضرت محمدصلى الله عليه وآله شمرده شده است.در خطبه 96
آمده است: قد صرفت نحوه افئدة الابرار و ثنيت اليه ازمة الابصار، دفن الله به الضغائن و
اطفا به التوائر، الف به اخوانا...; دلهاى نيكوكاران شيفته او (حضرت محمدصلى
الله عليه وآله) گشت، عنان ديدهها به سوى او متوجه شد، به بركت وجودش خداوند
كينههاى ديرينه را دفن كرد، شعلههاى عداوت را فرونشاند و مردم را با يكديگر
الفت داد و برادر ساخت. نهج البلاغه «وحدت» را باعث تعالى و «تفرقه» را موجب سقوط امتها مىداند و همگان
را به چنگ زدن به حبل الله و پرهيز از اختلاف و شق عصاى مسلمانان فرامىخواند. در فصل دوم، پيشينه تاريخى وحدت و تفرقه در جهان اسلام بيان شده است: 1.از دوران
بنى اميه و بنىعباس تا زمان جنگهاى صليبى; 2.دوران جنگهاى صليبى و هجوم مغول;
3.دوران حاكميتسه قدرت عمده مسلمان: عثمانى، ايران و هند.پس از آن به تفصيل به بحث
درباره «آغاز تهاجم استعمارى غرب و واكنش اصلاحى و پان اسلامى عثمانيان» و
«دوران عبدالحميد دوم و سياست پاناسلاميسم» و «پان اسلاميسم در دوران حكومت
تركهاى جوان» و نيز بررسى جنبش پان اسلاميسم از ديدگاه نويسندگان غربى و
ماركسيست پرداخته است. فصل سوم، اختصاص به سيد جمال و انديشههاى سياسى او درباره وحدت مسلمانان
دارد.دكتر موثقى عوامل تفرقه مسلمانان از ديدگاه سيد را نه عامل دانسته است: 1.
ترك فضايل اخلاقى و رسوخ اوصاف رذيله; 2.فاصله گرفتن از اسلام اصيل و اوليه
و نفوذ خرافات و بدعتها در عقايد مسلمانان; 3.قوميتگرايى و تعصبات قومى و
نژادى; 4.عقيده بدون عمل و مساله نفاق، قطع رابطه و عدم همكارى ميان علما و
زمامداران مسلمانان بلاد; 5.جدايى دين از سياست و تبديل خلافتبه سلطنت; 6.فرقه
سازى و فرقهگرايى; 7.استبداد داخلى; 8.استعمار خارجى; 9.جهل و بىخبرى و عقب
ماندگى در علوم و فنون. مؤلف با ذكر شيوههاى رفع موانع و زمينه سازى براى نيل به وحدت بين مسلمانان
در نظر سيد جمال، به شرح پيشنهادهاى او براى رسيدن به وحدت مىپردازد و از وى چنين
نقل مىكند: هرگاه امتى را ديدى كه افرادش به وحدت و يگانگى تمايل دارند، به آن امت مژده
بده كه خداوند در جهان آفرينش براى آن امت، آقايى و والايى و برترى بر ساير
ملتها مقدر كرده است.(سيد جمال الدين اسدآبادى، عروة الوثقى، ص190). در ادامه درباره فعاليتهاى سيد در راه تحقق اتحاد اسلامى به تفصيل شرح داده شده
است. در جلد دوم با فعاليتهاى ديگر عالمان و انديشمندان اسلامى در زمينه وحدت آشنا
مىشويم.در فصل اول، درباره عملكرد شخصيتهاى مصرى، سورى، حجازى، مانند شيخ محمد عبده،
سيد محمد رشيد رضا، عبدالرحمان كواكبى، على عبدالرازق، حسن البنا، شيخ مراغى، آية
الله شيخ عبدالكريم زنجانى، آية الله محمد تقى قمى، شيخ شلتوت، شيخ مصطفى عبدالرازق،
شيخ عبدالحميد سليم، آية الله محمد حسين كاشف الغطا و شيخ محمد ابوزهره بحثهاى
سودمندى عرضه شده است. فصل دوم اختصاص به شخصيتهاى اسلامى عراق و لبنان دارد و در آن با آرا و عملكرد
عالمانى چون شرف الدين، سيد محسن امين، ميرزا محمد حسن شيرازى، شيخ الشريعه
اصفهانى، كاشف الغطا، شيخ عبدالكريم زنجانى، آية الله محمد تقى حكيم و آية الله
سيد محمد باقر صدر درباره وحدت اسلامى آشنا مىشويم.مؤلف از قول آية الله كاشف
الغطا مىنويسد: اين مردان مصلح فرياد زدند وهمه مسلمانان صداى آنها را شنيدند، گفتند: بيمارى
خطرناك مسلمانان امروز پراكندگى و نفاق آنهاست و تنها داروى حيات بخش براى
آنها و همين طور براى گذشتگان، اتحاد و اتفاق و همكارى با يكديگر و به دور
افكندن تمام عوامل عداوت و كينه و دشمنى بوده و خواهد بود و كوشش در اين راه، جزء
برنامه زندگى اين مردان بزرگ بوده و آنها هميشه مردم را به اين اتحاد مقدس،
اتحاد پيروان توحيد و اجتماع همه مسلمين در سايه پرچم پرافتخار لااله الاالله
محمد رسول الله از هر نژاد و هر مذهب دعوت نمودهاند. در پايان گفتنى است كه هر چند استراتژى وحدت در انديشه سياسى اسلام ناتمام
مانده و تاكنون جلد سوم آن منتشر نشده و براى دو جلد منتشر شده نيز فهرست منابع و
فهارس فنى (نمايه اعلام و...) تنظيم نشده است، اما با اين همه، اثرى سودمند و
روشمند و وزين است.توفيق نويسنده محترم را براى تكميل و تتميم اثر حاضر و عرضه
آثار بهتر در حوزه انديشه سياسى اسلام از خداوند كريم خواستاريم. استراتژى وحدت در انديشه سياسى اسلام