| مجلات >فصلنامه علوم سياسى>شماره 12 |
نقد و معرفى محمد خردمند وحدت از ديدگاه امام خمينى، استخراج و تنظيم و نشر: مؤسسه تنظيم و نشر آثار
امام خمينى، چاپ اول، تهران، 1376 ش، 431 صفحه، وزيرى، 5000 نسخه، بها: 9000 ريال. اين كتاب، مجموعه بيانات و نوشتههاى امام خمينى - رضوان الله عليه - درباره
وحدت اسلامى است كه از كتابهاى چهل حديث، صحيفه نور، كشف الاسرار، مناسك حج،
ولايت فقيه و وصيت نامه سياسى - الهى، استخراج و تنظيم شده است.اثر مذكور شامل شش
فصل است: 1.ماهيت وحدت; 2.ضرورت وحدت; 3.روشهاى ايجاد وحدت; 4.آثار و نتايج
وحدت; 5.وجوه مختلف وحدت; 6.فقدان وحدت (علل و نتايج تفرقه). در فصل اول، اين مساله آشكار مىگردد كه وحدت چيست، بر چه پايه و مبنايى قرار
دارد، و محور آن كدام است.امام خمينى به روشنى بيان مىدارد كه يكى از مقاصد بزرگ
شرايع و انبياى عظام - سلام الله عليهم - و عامل مهم «در تشكيل مدينه فاضله» و
«جلوگيرى از تعديات ظالمانه ارباب تعدى» ، «توحيد كلمه و توحيد عقيده» است.امام
با اشاره به تاريخ صدر اسلام و اين كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در بين
مسلمانان «عقد اخوت» برقرار كرد و آنان بر اساس آيه «انما المؤمنون اخوة»
(حجرات (49) آيه 10) با يكديگر برادر شدند و نيز با اشاره به رواياتى مثل
«تواصلوا و تباروا و تراحموا و كونوا اخوة ابرارا كما امركم الله عز و جل»
(اصول كافى، ج2، ص 175) چنين استنباط مىكند: مسلمين مامورند به دوستى و مواصلت و نيكويى به يكديگر و مودت و اخوت، و معلوم
است آنچه موجب ازدياد اين معانى شود، محبوب و مرغوب است و آنچه اين عقد
مواصلت و اخوت را بگسلد و تفرقه در بين جمعيت اندازد، مبغوض صاحب شرع و مخالف
مقاصد بزرگ اوست. حضرت امام وحدت را «عامل قدرت» و تفرقه را موجب «سستى پايه ديانت» تلقى كرده و
هشدار مىدهد كه تفرقه موجود در بين كشورهاى مسلمان، «يا از خيانتسران ممالك
اسلامى و يا از جهل و بىاطلاعى آنان» است.آن گاه با اشاره به آيه شريفه «انما
اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى» (نساء (4) آيه 46) توضيح مىدهد كه وحدت
بدون «مبادى روحى و الهى» دوام ندارد و اگر قيام متكى بر خدا باشد، دوام خواهد
داشت، زيرا «پشتوانهاش دايم» است.امام خمينى با عنايتبه آيه «واعتصموا بحبل
الله جميعا و لاتفرقوا» (آل عمران (3) آيه 103) به بررسى ماهيت وحدت مطلوب
مىپردازد و چنين نظر مىدهد: در اين آيه، فقط امر به اجتماع نيست.تمام دستورهاى مردم عادى و رژيمهاى
غير الهى اين است كه همه با هم باشيد و دستور به اجتماع است; لكن دستور خدا «و
اعتصموا بحبل الله» است....امر اين است كه همه با هم اعتصام به حبل الله بكنيد.
راه، راه حق باشد و توجه به حق باشد و اعتصام به راه حق باشد.انبيا نيامدهاند كه
مردم را در امور با هم مجتمع كنند، انبيا آمدهاند كه همه را در راه حق مجتمع كنند،
يعنى اين راهى...كه از طبيعتشروع مىشود تا ماوراء الطبيعه و... خدا فرموده وحدت داشته باشيد.[ما] براى او وحدت داريم و اين وحدت كه براى خداست،
هر كيدى در مقابلش خنثى است، براى اين كه اين كيد، كيد با خداست، اين دشمنى با
خداست. در فصل دوم كتاب، لزوم و ضرورت وحدت بر اساس حكم عقل، شرع و مصلحتبيان مىشود.در
اين باره امام خمينىقدس سره معتقد است: عقل سياسى اقتضا مىكند كه امروز با آن اشخاصى كه در رويه هم حتى با ما مخالفت
دارند، لكن در اصل مقصد با ما موافقند، با ملت موافقند و مسيرشان، مسير ملت است، عقل
سياسى اقتضا مىكند كه ما امروز دست از تمام اين اختلافات برداريم تا اين
مملكت را آرام كنيم و اين مقصد اصلى كه ما داريم و آن اين كه اسلام در اين
مملكت پياده بشود و جمهورى اسلامى با محتواى حقيقى خودش در اين جا پياده بشود
موفق بشويم، ان شاء الله. در نظر امام خمينى، اختلاف «مال شيطان» است و «در رحمان اختلاف نيست» و اگر
مردم براى اسلام و حق خدمت كنند، در اين صورت، اختلاف پيدا نخواهد شد، و بر اساس
همين «عقل سياسى» است كه امام قدس سره مىفرمايد: شما مىبينيد كه تمام سعى منافقين و مفسدين خارج و داخل بر اين است كه بين
مردم شكاف ايجاد نمايند و اين خود، بهترين دليل است كه ما بايد وحدتمان را حفظ
كنيم.اين پيروزى عظيم و بزرگى كه رزمندگان ما به دست آوردهاند و [مزدوران ]
وابسته به قدرتهاى بزرگ را از سرزمين خودمان بيرون كردند، از حفظ وحدت است. حضرت امام قدس سره بيان مىكند كه اسلام و قرآن ما را به وحدت دعوت كرده و
فرموده است: «و اعتصموا بحبل الله و لاتفرقوا» (آل عمران (3) آيه 103) ; بنابراين
«تخلف از اين دستور الهى جرم است، گناه است، ما همه بايد با هم باشيم...همه
بايد معتصم به حبل الله باشند، با اعتصام به حبل الله پيشرفت كرديم و خواهيم
كرد» و اسلام «بانى عقد اخوت» است و بنابراين «همه بايد با هم باشند.اين يك تكليف
الهى - شرعى است، به عهده ما و به عهده همه ملت».امام خمينى با اشاره به سيره
اميرالمؤمنين حضرت علىعليه السلام مىافزايد: حضرت امير - سلام الله عليه - در بسيارى از امورى كه برايش خيلى سختبود، دندان
روى جگر مىگذاشت و موافقت مىكرد براى مصالح كلى، براى مصالح اسلام.ما اگر
تبعيت از او داريم، بايد اين طور باشيم.... آن گاه امام خمينى وظيفه عالمان دين را يادآورى كرده و مىگويد: بايد ما بدانيم كه همه مكلف هستيم، علماى اسلام مكلفند در صف جلو، وظيفه آنها
زيادتر از ديگران است، وظيفه آنها هدايت جامعه است.الآن ما احتياج داريم به
اين كه جامعه را هدايت كنيم، از اين تفرقهاى كه مىخواهند بين جامعه بيندازند
جلوگيرى كنيم و اين به عهده علما در درجه اول است كه مردم را آگاه كنند.... ايشان وحدت را به علتحفظ «مصالح اهم» واجب مىداند و اختلاف را «گناهى نابخشودنى»
مىشمارد.در نظر او، تنها با وحدت است كه گرفتارىها رفع مىشود و مىتوان به
باز سازى و سازندگى پرداخت و در نتيجه توصيه مىكند: براى بر پايى احكام اسلام عزيز، دست اتحاد به يكديگر داده، محكم و استوار تا
پيروزى اسلام حركت كنيم. در فصل سوم كتاب، براى ايجاد وحدت، چند روش و راهكار ذكر مىگردد كه عبارتند
از: 1.خداخواهى; 2.عدم طرح مسائل اختلافانگيز; 3.برگزارى مراسم و شعاير مذهبى;
4.امداد الهى; 5.تشكيلات مناسب; 6.توجه به هدف واحد; 7.استفاده از قيام و انقلاب
اسلامى. حضرت امام خمينى با تاكيد بر لزوم «وحدت مذهبى» معتقد است: وحدت مذهبى است كه اين اجتماع عظيم و فشرده را ايجاد مىكند.اگر علاقه به
استقلال ايران داريد، وحدت مذهبى داشته باشيد. «اتكال به خدا» ، در نظر ايشان، عامل وحدت و وحدت نيز رمز پيروزى است.«قدرت اسلام»
درگرو وحدت است و اسلام، عامل وحدت ملت مىباشد.براى حفظ وحدت، بايد به «معنويت» و
«انگيزه الهى» توجه كرد و نيز «اتحاد» بايد «رحمانى» باشد.روزه و ضيافة الله نيز
يكى از عوامل وحدت است و نبايد غفلت كرد كه وحدت، «امداد غيبى» است و «اين وحدت
كلمهاى كه در تمام اقشار ايران پيدا شد، معجزه بود، كسى نمىتواند اين را
ايجاد كند، اين معجزه بود، اين امر الهى بود، اين وحى الهى بود نه كار بشر...» و
«خدا با جماعت است; يدالله مع الجماعة» و «وقتى اعتصام به حبل خدا بكنيد، خداوند
با شماست».از سويى ديگر، «مجالس مذهبى» مايه حفظ وحدت بوده و «نماز جمعه» ، مردم
را از «توطئههاى دشمنان اسلام و مملكت» آگاه مىكند و به «اتحاد و وحدت كلمه» دعوت
مىكند. حضرت امام قدس سره هشدار مىدهد: دشمنان اسلام با تمام قوا سعى در ايجاد تفرقه و اختلاف ميان جوامع اسلامى
دارند و به هر وسيله كه شده، مىكوشند تا با درگيرى ميان مسلمانان، زمينه را براى
تسلط كامل و مجدد خود بر همه كشورهاى اسلامى و چپاول و غارتگرى خود مساعد سازند
و به همين جهت، لازم است از هر گونه عمل تفرقهانگيز خوددارى كنند كه اين يك
وظيفه شرعى و الهى است. در فصل چهارم، آثار و نتايج وحدت ذكر شده است.امام خمينى، وحدت را باعث
«شكست چپاول گران» ، «پيروزى ملت» ، «سرنگونى طاغوت» ، «اخراج شاه» ، «پيروزى خون بر
شمشير» ، «كندن ريشه ظلم و استبداد» ، «غلبه بر قدرتهاى شيطانى» ، «لرزاندن پشت ابر
قدرتها» ، «دفن توطئهها» ، «شكستن سلطنت» ، «نفى قدرتهاى غول آسا» ، «عنايتخدا» ، «هر
گونه پيشرفت» ، «افزايش مقاومت» ، «رشد» و «عزت» و «رمز بقاى نظام» مىداند. بنيان گذار بزرگ انقلاب اسلامى - رضوان الله عليه - وحدت را سبب «آسيب ناپذيرى» ،
«مصونيت از آسيب خارجى» ، «سلامت ملت» ، «پايدارى حكومت مردمى» و «شكست دشمن» بر
شمرده و مىفرمايد: امروز تبليغات عليه من و شما نيست، تبليغات عليه اسلام است.اگر ما با
اسلام كار نداشتيم، كسى با ما بد نبود.امروز آمريكا و شوروى را كه آنقدر در
دنيا فساد مىكنند، كسى محكوم نمىكند، ولى تمام محكوميتها مال ماست.در دنيا،
تنها ايران است كه مورد سؤال است، ولى اگر ما وحدت خودمان را حفظ كنيم و هم صدا و
هم جهتباشيم، از هيچ چيز نبايد بترسيم.مهم اين است كه با هم خوب باشيم و
تصميم داشته باشيم كه مستقل و آزاد حركت كنيم و مطمئن باشيد كه مىتوانيد.ترس
آن موقعى است كه رؤسا با هم اختلاف داشته باشند و مردم در صحنه نباشند كه به حمد
الله امروز، هم مردم در صحنه هستند و هم همه دست اندركاران با هم خوب هستند. فصل پنجم درباره وجوه مختلف وحدت: 1.وحدت مسلمانان; 2.وحدت شيعه و سنى; 3.وحدت ملى;
4.وحدت روحانيون; 5.وحدت حوزه و دانشگاه; 6.وحدت روحانيون با اقشار ديگر; 7.وحدت
نيروهاى مسلح; 8.وحدت نيروهاى مسلح با مردم; 9.وحدت دولت و مردم; 10.وحدت دولت و
مجلس; 11.وحدت دانشجويان; 12.وحدت انجمنهاى اسلامى است.امام خمينى، «برنامه
اسلام» را «وحدت كلمه مسلمين» مىداند و معتقد است كه پيغمبر اسلام مىخواست در
تمام دنيا وحدت كلمه ايجاد كند.مىخواست تمام ربع مسكون را در تحت كلمه توحيد
قرار بدهد و «مسلمين به حكم اسلام بايد يد واحده باشند كه بتوانند دست اجانب و
مستعمرين را از دخالت در كشور خود قطع كنند». امام خمينى - رضوان الله عليه - «روحانى و دانشگاهى» را «مربى جامعه» مىداند و
«پيروزى» را «حاصل اجتماع روحانى و دانشگاهى» مىشمارد و نيز «اتحاد روحانيون و
دانشگاهيان» را باعثخنثى شدن «توطئهها» ذكر كرده و هشدار مىدهد كه «برنامه دشمن» ،
«جدايى بين روحانى و دانشگاهى» است و «رشد واقعى» با «وحدت دو قطب متفكر (روحانيان
و دانشگاهيان) » حاصل مىگردد; بنابر اين تصريح مىكند: امروز تكليف آن است كه همه قشرهاى ملت، خصوصا دو قشر معظم (روحانيان و
دانشگاهيان) كه مغز متفكر ملت هستند، دستبه دست هم داده و عليه قدرتهاى شيطانى و
مستكبرين كوشش نموده و در صف واحد، نهضت اسلامى را جلو رانده و استقلال و آزادى
را چون جان عزيز خود نگهبانى كنيد. در فصل آخر (ششم) بيان مىگردد كه علل تفرقه، «توطئه شياطين» و «هواهاى نفسانى» و
«گروه گرايى» و «جزئى نگرى» است و «تفرقه» را باعث «ذلت مسلمين» ، «شكست» ، «سلب
نايتخدا» ، «آسيب به كشور» و «باز گشتبه رژيم فاسد گذشته» و «استفاده دشمن» مىداند.
امام - رضوان الله عليه - تاكيد دارد كه «اگر خداى نخواسته ما با هم اختلاف
كنيم و «واعتصموا بحبل الله» را فراموش كنيم...عنايتخدا كنار مىرود...» و «بايد
وحدت كلمه داشته باشيم، خداى تبارك و تعالى تاييد مىكند و كارها انجام
مىگيرد». وحدت از ديدگاه امام خمينى قدس سره