مجلات >فصلنامه علوم سياسى>شماره 12

سرمقاله - هدايت دينى و دولت هادى

انتظار مسلمانان از حكومت چيست؟ آيا اين انتظار را حكومت‏هاى غير دينى نمى‏توانند برآورده كنند؟ به ديگر سخن، حكومت دينى چه اقداماتى انجام مى‏دهد كه حكومت‏هاى غير دينى به آن اهتمام نمى‏ورزند؟ پاسخ به اين پرسش درگرو توجه به برداشت‏هاى مختلف از «سياست‏» است.به طور كلى مى‏توان برداشت‏هاى مختلف از سياست را در «مكتب قدرت‏» و «مكتب هدايت‏» طبقه بندى كرد.در مكتب قدرت، غايت دولت امور دنيوى است، اما در مكتب هدايت، غايت دولت امور اخروى است; در اولى، دنيا مقصد است و در دومى، آخرت مقصد و دنيا منزلگاه.اساسى‏ترين انتظار متدينان از حكومت، فراهم كردن فضا، امكانات و زمينه‏هاى عبوديت‏خداوند متعال است; در حالى كه اين انتظار، دغدغه حكومت‏هاى غيردينى نيست.بر همين اساس اهل ديانت‏بر استقرار حكومت دينى و اجراى قوانين با صبغه الهى اصرار مى‏ورزند; قانون كه در حكومت‏هاى غيردينى، يك امر بشرى است، در حكومت دينى امرى فرابشرى و الهى است و انسان‏ها در محدوده مباحات مى‏توانند قانون گذارى و برنامه‏ريزى كنند.تمام برنامه‏ريزى‏هاى حكومت دينى به گونه‏اى است كه به قوانين الهى خدشه‏اى وارد نشود، در حالى كه حكومت غير دينى چنين دغدغه و تعهدى ندارد.مؤسس حكمت متعاليه، صدر المتالهين نياز به هدايت دينى را از نياز به خوراك و پوشاك هم ضرورى‏تر دانسته است:

نظام دين و دنيا جز با وجود امامى كه مردمان به او اقتدا و از او پيروى كنند و راه هدايت و پرهيزكارى را از وى بياموزند درست نمى‏آيد، و نياز به او در هر زمان مهم‏تر و بالاتر است از نياز به خوراك و پوشاكشان و آنچه در روند اينها از منافع و ضروريات است (محمد بن ابراهيم صدرالمتالهين، شرح اصول كافى، ترجمه محمد خواجوى، ص 477).

مفهوم «سياست‏» ، در مكتب هدايت‏به شكل زير قابل تعريف است:

تلاش انسان‏ها در جهت تحقق قانون الهى در روى زمين، به رهبرى انبيا، اوصيا و اوليا جهت نيل به سعادت قصوا.

از همين رو سياست در فرهنگ اسلامى به «تدبير» نيز تعريف شده است; تدبير عبارت از سامان دادن كارها به سمت هدف از پيش تعيين شده است.اين هدف همان سعادت قصوا است كه مقدمات وصول به آن در آخرت، در دنيا فراهم مى‏گردد; از اين روست كه در عالم اسلام، معرفت‏سياسى، غايت محور، اخلاق محور، فضيلت محور و در يك كلام، هدايت محور است.اگر دولت نهادى است كه مردمان را به سعادت قصوا رهنمون مى‏شود، پس لازم است كه خود هدايت‏شده باشد.امام خمينى‏قدس سره در اين باره فرموده است:

اگر براى هر دولتى برنامه‏اى است، برنامه رسول اكرم (ص) را مى‏شود گفت همان سوره‏اى كه در اول وارد شده است، آن برنامه رسول خداست: «اقرا باسم ربك الذي خلق... علم الانسان ما لم‏يعلم‏».تمام انبيا موضوع بحث‏شان، موضوع تربيت‏شان، موضوع علم‏شان انسان است.آمده‏اند انسان را تربيت كنند.آمده‏اند اين موجود طبيعى را از مرتبه طبيعت‏به مرتبه عالى مافوق الطبيعه، مافوق الجبروت برسانند (صحيفه نور، ج‏7، ص 223).

بديهى است كه تنها دولت و هيات حاكمه صالح، عادل، هدايت‏شده، فضيلت محور و خود ساخته است كه مى‏تواند ترويج كننده فضايل و از بين برنده رذايل باشد; از اين رو است كه در عمل و دانش سياسى مسلمانان، پيوند اخلاق و سياست، پيوندى ناگسستنى است، زيرا پيوند دين و سياست ناگسستنى است.اگر حكومت اسلامى به امر معيشت و امنيت و رفاه مى‏پردازد، كه بايد هم بپردازد، به اين دليل است كه مردم با فراغ بال به عبادت خداوند بپردازند كه عبادت وسيله تقرب به خداست; از اين رو كمك به مردم و هدايت آنان براى وصول به جوار خداوند متعال وظيفه اصلى حكومت دينى محسوب مى‏شود.صدرالمتالهين مى‏نويسد:

«و ناچار شارعى [ حكومتى] مى‏خواهد كه [: ]

[1] معين نمايد از براى مردم منهجى را كه به سلوك آن منهج معيشت ايشان در دنيا منتظم گردد;

[2] و سنت قرار دهد از براى ايشان طريقى را كه وصول به جوار خدا به واسطه آن حاصل شود;

[3] و به ياد آورد ايشان را امور آخرت و رحيل به سوى پروردگار خود;

[4] و انذار كند ايشان را به روزى كه: «ينادون من مكان قريب‏» و «تنشق الارض عنهم سراعا» ;

[5] و هدايت كند ايشان را به طريق مستقيم (مبدا و معاد، ص 557 - 558).

بر همين آموزه، كه نگارنده مفهوم «دولت هادى‏» را (دولتى كه هدايت دينى را وظيفه خود مى‏داند) براى آن پيشنهاد مى‏كند، در آيات قرآن و احاديث نيز تاكيد شده است; از جمله:

در آيه 41 سوره حج آمده است:

الذين ان مكنهم فى الارض اقاموالصلوة و اتوالزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عقبة الامور; (آنان كه خدا را يارى مى‏كنند) آنهايى هستند كه اگر در روى زمين به آنان اقتدار و تمكين دهيم، نماز به پا مى‏دارند و زكات به مستحقان مى‏دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و (از هيچ كس جز خدا نمى‏ترسند، چون مى‏دانند كه) عاقبت كارها به دست‏خداست.

امام على‏عليه السلام در خطبه‏اى كه ناظر به تبيين وظايف و اهداف حكومت اسلامى است، مطالبى فرموده كه مؤيد استنباط مذكور است:

خدايا، تو مى‏دانى آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنياى ناچيز خواستن‏زيادت، بلكه مى‏خواستيم نشانه‏هاى دين را به جايى كه بود بنشانيم و اصلاح را در شهرهايت ظاهر گردانيم، تا بندگان ستمديده‏ات را ايمنى فراهم آيد، و حدود ضايع مانده‏ات اجرا گردد (نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، خطبه 131).

آن حضرت در جاى ديگر فرموده است:

بدان كه فاضل‏ترين بندگان خدا نزد او امامى است دادگر، هدايت‏شده و راهبر، كه سنتى را كه شناخته است‏بر پا دارد، و بدعتى را كه ناشناخته است‏بميراند (همان، خطبه 164).

در ديدگاه امام على، تلاش براى اجراى آنچه خدا به آن فرمان داده از وظايف اصلى حكومت اسلامى به شمار مى‏آيد:

همانا بر امام نيست جز آنچه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده: كوتاهى نكردن در موعظت، و كوشيدن در نصيحت، و زنده كردن سنت، و جارى ساختن حدود بر مستحقان، و رساندن سهم‏هاى - بيت المال - به در خور آن (همان، خطبه 105).

با تجزيه و تحليل عبارت مذكور مى‏توان گفت «سياست دينى‏» كه «دولت هادى‏» در درون آن به انجام وظيفه مى‏پردازد، داراى چهار ركن است:

1.امر و قانون، فرمان الهى است;

2.امر دهنده، كه خداوند متعال است;

3.امر برنده و مجرى، كه تمام انسان‏ها هستند.

4.هدف كه رسيدن به سعادت قصوا است و آن عبارت از رسيدن به جوار رحمت پروردگار و تقرب الهى است.

با اميد به اين كه تمامى برنامه ريزى‏ها و سياست‏گذارى‏ها در نظام جمهورى اسلامى بر اساس هدايت دينى و در جهت آن باشد.

سردبير