مجلات >مبلغان>شماره 23

جلوه‏هايى از هجرت‏هاى علماء (6)

مركز آموزش‏هاى تخصصى تبليغ

سيد شرف الدين عاملى منادى وحدت

سيد عبدالحسين در سال 1290 «قمرى‏» در خانواده‏اى روحانى در كاظمين چشم به جهان گشود. پدر او كه از علماء پرهيزكار روزگارش بود از وطن اصلى خود «جبل عامل‏» به عراق مهاجرت كرده بود و سال‏ها در حوزه علميه نجف و كاظمين علوم و معارف دينى را نزد فقهاى بزرگ آن دو حوزه فرا گرفته، به مراحل كمال علمى و اعتقادى دست‏يافته بود.

عبدالحسين كه در سن كودكى همراه خانواده‏اش به نجف هجرت كرده بود، در شش سالگى به مكتب‏خانه رفت، او در فراگيرى قرائت قرآن استعداد بسيار زيادى از خود نشان داد.

در سال 1298 ه . ق در حالى كه هشت‏ساله بود به همراه والدين خود از عراق به وطن اجدادى خويش - جبل عامل - برگشت و آن جا در محضر پدر به فراگيرى ادبيات پرداخت و پس از آن به دروس حوزوى مشغول شد.

دوازده سال از ورودش به جبل عامل نگذشته بود كه دلش همچنان در تب و تاب و اشتياق به حوزه علميه و عتبات عاليات بى‏قرار بود.

او با سفارش پدر به همراه مادر و همسرش آهنگ سفر كرد. پس از ورود به كاظمين چندى نگذشته بود كه به توصيه پدر بزرگ و آشنايانش به شوق ديدار ميرزاى شيرازى همراه خانواده‏اش به سامرا رفت و حدود يك سال در آن جا ماند.

در اين مدت از محضر اساتيد معروف آن جا بهره‏هاى فراوانى برد، تا اينكه پس از گذشت‏يك سال مرجع تقليد شيعيان جهان آيت‏الله ميرزاى شيرازى بنا به عللى سامرا را به قصد نجف ترك كرد و پس از ايشان شاگردان و علماء و مدرسان حوزه علميه سامرا به سوى نجف مهاجرت كردند.

در اين فرصت‏شرف الدين نيز همراه خانواده‏اش به سوى نجف حركت كرده پس از دوازده سال تحصيل و تحقيق و مناظرات علمى و اعتقادى با جديت تمام توانست‏به مراتب بالاى علمى و معنوى دست‏يافته، به مقام فقاهت و اجتهاد نائل گردد و از فقهاى طراز اول نجف اجازات و تاييدات بسيارى دريافت نمايد و در سى و دو سالگى مجتهدى كامل و مورد قبول همه گردد.

ايشان پس از دوازده سال دورى از وطن دوباره بار سفر بست و با مولاى خود وداع كرده به اتفاق مادر، همسر، فرزندان و بردار كوچكش رهسپار جبل عامل شد و سه سال در كنار پدرش در روستاى «شحور» اقامت گزيد. شحور در نزديكى «صور» واقع شده است. صور در آن زمان مجمع شيعيان بسيارى محسوب مى‏شد اما فاقد هر گونه مركز علمى، فرهنگى و دينى بود و تنها يك مسجد كوچك داشت.

در اين دوران عده‏اى از مردان مؤمن و آگاه و دلسوز شهر صور كه شرف الدين را شناخته بودند جهت دعوت ايشان به شحور رفتند. او كه خود از وضع رقت‏بار شيعيان در صور اطلاع داشت، با موافقت پدر جهت انجام وظيفه به آن ديار هجرت كرد.

پس از ورود به صور اولين اقدام او تاسيس حسينيه‏اى بزرگ بود كه بعدا به شكل مركزى براى برگزارى برنامه‏هاى گوناگون دينى و اجتماعى درآمد.

ايجاد وحدت بين صفوف مسلمين

شرف الدين عاملى نيم قرن تمام با همه توان علمى و معنوى‏اش، با قلم و بيان و عمل صادقانه در ايجاد اتحاد بين مسلمين كوشيد و از هيچ سعى و تلاشى دريغ نورزيد كه بهترين حركت ايشان در اين زمينه تاليف كتاب «الفصول المهمه فى تاليف الامة‏» بود كه عملا تاثير زيادى در رفع اختلافات مذهبى بين مسلمين بر جاى گذاشت.

ماه‏هاى آخر سال 1329 «قمرى‏» شرف الدين براى رسيدن به اهداف خود تصميم گرفت‏سفرى به مصر داشته باشد. او دريافته بود كه بهترين نقطه حركتش دانشگاه الازهر، بزرگترين مركز علمى و دينى مسلمانان اهل سنت است. لذا علاقمند بود هرچه زودتر از آن مركز ديدن نمايد و عالمان، مفتيان، محققان و روشنفكران آن جا به ويژه مفتى بزرگ و استاد معروف «شيخ سليم بشرى مالكى‏» را ملاقات كند. ايشان در ملاقات‏هايى كه با آنان داشت مباحث زيادى را با آن‏ها به ويژه شيخ سليم مطرح نمود، و بعد هم با ايشان مكاتباتى انجام داد كه حاصل آن كتاب «المراجعات‏» شد.

شرف الدين در مصر ضمن مكاتبه با شيخ سليم بشرى، با ديگر عالمان و دانشوران اهل سنت نيز ملاقات‏ها و مباحثات علمى، دينى و فلسفى زيادى داشت. در اين ملاقات‏ها رتبه علمى و برترى او بر همگان آشكار گشت‏به طورى كه بزرگان آنان مثل شيخ محمد نجيب، شيخ محمد عبده و شيخ عبدالكريم الكتانى، با نوشتن تاييدات علمى، مقام علمى و فكرى ايشان را گرامى داشته از آن تجليل كردند.

او در اواسط سال 1330 ه . ق از مصر حركت كرده عازم لبنان شد و در آن جا خدمات ارزنده‏اى به جامعه مسلمين ارائه داد كه به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود.

مبارزه با نظام بهره كشى

شرف الدين در جبل عامل زندگى جديدى را آغاز كرد و درباره امور دينى و شعائر اسلامى دقت نظر زيادى داشت. اما در اخلاق و رفتار ملايم بود و در دفاع از حق قدرت نشان مى‏داد. او وقتى در آن جا مستقر شد، نتوانست نظام ظالمانه زمينداران استثمارگر را قبول كند و به تنهايى در برابر همه آن‏ها ايستاد و آن نظام نحس را محكوم نمود و پس از مبارزات شديدى سرانجام به پيروزى رسيد.

حضور در عرصه‏هاى سياسى

شرف الدين با توجه به مشكلاتى كه سال‏هاى زيادى دامن‏گير كشورهاى اسلامى بود براى اولين بار وارد ميدان مبارزات سياسى و درگيرى‏هاى اجتماعى شد و همگام با گروه‏هاى استقلال طلب لبنان حركت كرد. او در قضيه استقلال‏طلبى چندين بار با سردمداران حكومت عثمانى براى كسب آزادى و استقلال كشورش به مذاكره نشست.

حضور در سنگر جهاد

او براى شكل دادن به قيام همگانى و هماهنگ كردن حركت‏هاى ضد استعمارى در سرتاسر كشور، علما و رهبران جبل عامل را براى تشكيل يك كنگره عمومى در شهر «وادى الحجير» فرا خوانده و طى سخنانى بر ضرورت جهاد و قيام همگانى عليه استعمارگران تاكيد نموده، فتواى جهاد داد. شركت كنندگان نيز از فتواى شرف الدين پشتيبانى كردند. او در پايان كنگره، قرآن كريم را در دست گرفته قسم ياد كرد كه همچنان كه از جان و مال و ناموس خود و مسلمانان دفاع مى‏كند از جان و مال و ناموس مسيحيان لبنان نيز محافظت كند.

كنگره تمام شد و شركت كنندگان به شهر و ديار خود برگشتند. فتواى شرعى شرف الدين با سرعت منتشر شده، راه مبارزه بر ضد اشغالگران بيش از پيش در لبنان باز شد. البته دشمن هم ساكت ننشست و افراد مسلحى را به خانه شرف الدين فرستاد تا خانه‏اش را اشغال كرده ايشان را دستگير كنند، كه با هوشيارى و تدبير او توطئه آنان عقيم ماند. زيرا ايشان قبلا آن جا را ترك كرده بود. دشمنان از روى كينه خانه و كتابخانه ايشان را در آتش سوزاندند و باعث تاسف و غم و اندوه شرف الدين گرديدند. چون كتابخانه ايشان داراى كتاب‏هايى بس نفيس و ارزشمند بود و علاوه بر كتب موجود، تعداد زيادى از نسخه‏هاى خطى و چاپ نشده ايشان كه قريب به بيست مجلد بود همه در كام آتش سوخت.

پس از اين واقعه سيد به سوريه مهاجرت كرد و در آن جا علاوه بر فعاليت‏هاى سياسى و اجتماعى به وضعيت تبعيديان مسلمان لبنانى و غيرلبنانى رسيدگى مى‏نمود. تا اينكه فرانسويان توسعه طلب دامنه تعديات خويش را گسترانده، خاك سوريه را نيز اشغال كردند. ايشان نيز خانواده‏اش را برداشته از آن جا به فلسطين مهاجرت كرد و در شهر «حيفا» ساكن شد. چون شرايط آن جا هم مناسب نبود پس از مدتى آن جا را به قصد مصر ترك نمود.

خبر ورود ايشان به مصر در همه جاى آن كشور پخش شد. علماء، نويسندگان و روشنفكران از اطراف و اكناف مملكت رو به قاهره گذاشتند تا از محضر ايشان استفاده كنند و او همواره مسلمانان را به اتحاد سفارش مى‏كرد.

وى پس از مدتى به وطن مراجعت نمود و بيش از يك سال را در نهايت رنج و مشقت‏سپرى كرده، در سال 1340 ه . ق عزم سفر به بيت الله الحرام را نمود. به خاطر مقام رفيع اين عالم شيعى و خدمات ارزنده ايشان، از معظم‏له خواسته شد تا نماز جماعت مسجدالحرام را اقامه كند و شايد اين اولين بار بود كه يك عالم شيعى اثنى عشرى در اين مقام قرار مى‏گرفت. و به خاطر احترامى‏كه در بين مردم داشت از او دعوت كردند كه از ارتش عربستان سان ببيند و سپس به وطن خود بازگشت.

او كه از حركت‏باز نمى‏ايستاد در اولين فرصت‏براى اصلاح دستگاه‏هاى آموزش و پرورش لبنان اقدام به تاسيس مدرسه جعفريه نمود كه در آن همزمان با تعليم و تدريس علوم متداول، معارف و اخلاق اسلامى نيز به دانش‏آموزان درس داده مى‏شد و در كنار آن محل مناسبى براى اجتماعات گوناگون و كنفرانس‏هاى علمى و اجتماعى و برنامه‏هاى تفريحى سالم تدارك ديد و نام آن محل را باشگاه امام صادق عليه السلام نهاد.

علاوه بر آن مسجدى در نزديكى مدرسه جعفريه و باشگاه امام صادق عليه السلام تاسيس كرد تا دانش‏آموزان و كسانى كه به باشگاه مى‏آيند بتوانند فرايض دينى خود را در مسجد انجام دهند.

سه چهار سال از تاسيس مدرسه پسرانه جعفريه در صور نگذشته بود و رفته رفته كار آن درخشان‏تر مى‏شد، كه ايشان به فكر تاسيس مدرسه‏اى دخترانه افتاد و بعد از تكميل آن كه به نام «مدرسة الزهراء عليها السلام‏» ناميده شد از دختران مسلمان نام نويسى به عمل آورد و شروع به فعاليت نمود.

اقدام ديگر ايشان كه در سال‏هاى آخر عمر توفيق انجام آن را پيدا نمود تاسيس «الكلية الجعفريه‏» بود كه دانشجويان مسلمان را زير پوشش فكرى خود قرار داد.

سرانجام در صبح روز دوشنبه هشتم جمادى الثانى سال 1377 آن شعله فروزان و چشمه هميشه جوشان پس از 87 سال درخشش خاموش گشت و پيكر شريفش با حضور انبوه جمعيت در ميان اشك و آه مردم مسلمان لبنان از بيمارستان به سوى فرودگاه تشييع شد، و با هواپيما به اتفاق بعضى از فرزندانش و گروهى از رجال برجسته، به بغداد منتقل شده و از بغداد تا كاظمين بر دوش شيعيان تشييع گرديد و در نهايت، در جوار مرقد ملكوتى اميرالمؤمنين عليه السلام در كنار استادش سيد كاظم يزدى رحمه الله به خاك سپرده شد.×

پى‏نوشت‏ها:

× - براى تدوين مجموعه «جلوه‏هايى از هجرت‏هاى علماء» از منابع زير استفاده شده است:

قرآن كريم; المراجعات، شرف الدين عاملى; روضات الجنان، ميرزا محمدباقر موسوى خوانسارى; اعيان الشيعه، سيدمحسن امين; مجله نامه فرهنگ، شماره 9; علامه امينى مصلح نستوه، سيدعلى رضا سيدكبارى; شرف الدين عاملى چاووش وحدت، مصطفى قلى‏زاده; نواب صفوى سفير سحر، سيدعلى رضا سيدكبارى; سيد عبدالحسين لارى پيشواى تنگستان، سيدعلى رضا سيد كبارى; محقق ثانى مقتداى شيعه، محمد جوان پيچان; شيخ طوسى خورشيد ابرار، على‏رضا شهروى; شيخ عبدالكريم حائرى نگهبان بيدار، سعيد عباس‏زاده.