مجلات >ماهنامه موعود جوان>شماره 20

او آينده ماست !

مهدى حجوانى

دبير انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

و سردبير مجلات كتاب ماه كودك و نوجوان و پژوهشنامه ادبيات كودك و نوجوان

اشاره

نويسندگان و هنرمندان، به ويژه آنهايى كه براى كودكان، نوجوانان و جوانان مى‏نويسند، مثل راهنمايانى چراغ بدست‏اند كه مخاطبان خود را از ميان كوره راه‏ها، صحراهاى بى‏انتها و جنگل‏هاى انبوه گذر مى‏دهند تا آنها را به سر منزل مقصود برسانند . از همين روست كه وظيفه آنها سنگين است . آنها نمى‏توانند نوجوانان و جوانان را سرگرم بازى كنند . پيش مى‏روند و پيش مى‏برند . به اميد رسيدن به خورشيد، نور و دريايى زلال با آبى گوارا . به سراغ آنها رفته‏ايم تا از آنها پاسخ يك سؤال را بپرسيم: «چرا ظهور اتفاق نمى‏افتد؟»

آقاى مهدى حجوانى، دبير انجمن نويسندگان كودك و نوجوان و سردبير مجله كتاب ماه كودك و نوجوان اولين كسى است كه به سؤال موعود جوان پاسخ گفته‏اند؟

نوشتن مطلب در باره امام زمان (ع) كار دشوارى است; زيرا نويسنده محتاط مى‏شود . اين دشوارى هنگامى بيشتر مى‏شود كه مى‏خواهيم در باره كسى بنويسيم كه او را هرگز نديده‏ايم و او هنوز كار اصلى اش را در اين عالم به انجام نرسانده است و اما اين كار دشوار هنگامى به نهايت دشوارى مى‏رسد كه قرار باشد مطلب ما در نشريه‏اى منتشر شود كه موضوع تخصصى‏اش پرداختن به اوست .

به راحتى احتمال مى‏دهم كه حرف‏هاى من پيشتر در همين مجله در قالب‏هايى بهتر و با عباراتى شكيل‏تر و از قلم آدم‏هايى قوى‏تر بيان شده است . بنابراين، مانده‏ام كه چه بنويسم كه به كار مجله شما بيايد!

خواستم در پاسخ پرسش شما كه چرا ظهور اتفاق نمى‏افتد؟ پاسخ بدهم كه با اين وضعى كه ما براى خودمان درست كرده‏ايم مگر قرار است ظهورى اتفاق بيفتد؟

بعد به فكرم رسيد كه به جاى نوشتن از آن «شخص‏» ، در باره «نقش وكاركرد» او بنويسم .

مثلا اينكه او بيش از آن كه يك انسان باشد مظهر نوعى نگاه به هستى است كه عبارت از نگاه اميدوارانه، اصلاح طلبانه و آينده نگرانه به هستى است .

يا به طور خلاصه: اميد به اصلاح آينده و بهتر مى‏دانيم كه در جهان امروز كه آدم‏ها روز به روز از اصلاح آينده نااميدتر مى‏شوند، چنين نگاهى تا چه اندازه نجات بخش و كارساز است .

خواستم بنويسم كه شيعه گر چه به گذشته نگاه مى‏كند اما به آينده هم چشم دارد . اصلا نمى‏شود بدون توجه به آينده به گذشته نگاه كرد و همچنين نمى شود بدون نگاه به گذشته آينده‏اى داشت .

خواستم بنويسم كه آگاهى اندك ما از امام (ع) مثل آگاهى اندك ما از آينده است . اصلا لطف آينده به همين است كه نامعلوم باشد . وقتى آينده كاملا معلوم شد، ديگر آينده نيست و به زمان حال پيوسته است . لطف مهدى (ع) به همين است كه از او اطلاعات چندانى نداريم . البته هميشه اطلاعات اندك ما از يازده امام ديگر (ع) مايه اندوه و تاسف ما بوده است اما كمبود اطلاعات در باره امام عصر (ع) مى‏تواند به اين معنا باشد كه او يعنى آينده و حال . خواستم بنويسم كه ... و از خودم پرسيدم كه آيا اين حرف‏ها به درد مجله موعود جوان مى‏خورد ؟

سرانجام به فكرم رسيد كه براى فرار از پاسخ، زيركى كنم و قدرى در باره خود مجله موعود جوان بنويسم . چون اين مجله گرچه در باره آينده صحبت مى‏كند، اما خودش «اتفاقى‏» در زمان حال است كه مى‏خواهد با بچه‏هاى «امروز» ارتباط برقرار كند . به خودم گفتم اگر نوشتن درباره امر مقدسى به نام امام زمان (ع) دشوار است اما نوشتن درباره شيوه‏هاى مجله‏اى كه در باره اوست و بنابراين امر مقدسى به شمار نمى‏رود و قابل نقد است كار شدنى‏تر به نظر مى‏رسد:

- اميدوارم جاذبه نشريه را بيشتر كنيد .

- كمبودهاى فنى نشريه را با عشق مردم به آن حضرت (ع) پوشش ندهيد .

- جذب نشدن احتمالى بچه‏ها به نشريه را به پاى بى‏دينى آنها ننويسيد بلكه به حساب ضعف روش‏هاى خودتان بگذاريد .

- با انتشار نشريه تكليف شما ادا نمى‏شود بلكه تكليف شما انتشار نشريه، با بهترين شيوه است (در حد مقدور) .

اگر به اهميت نقش و كاركرد امام عصر (ع) واقف باشيم، آن گاه نشريه را به بحث در باره «خود ايشان‏» منحصر نمى‏كنيم .

مهم، انتقال حس اميد به آينده، نشاط و اعتقاد به اصلاحات است‏حتى اگر سخنى از ايشان برده نشود و حتى اگر نويسنده، مطلب تاثيرگذارش را به نيت مطرح ساختن آن حضرت ننوشته باشد .

اخيرا حس مى‏كنم جاذبه مجله به خاطر رويكرد بيشتر به قالب‏هاى هنرى افزايش پيدا كرده است .

اما اين پيشرفت كافى نيست . نشريه‏اى كه نگاهش به آينده است، بايد در آينده هم سير كند . گر چه مخاطب‏هايش بچه‏هاى امروز باشند . هر چه هست‏به دوستانم در مجله موعود جوان خسته نباشيد مى‏گويم و چون به آينده اميدوارم، احساس مى‏كنم كه آنها اگر تمركزشان را به كار در مجله بيشتر كنند، راه‏هاى تازه‏ترى را خواهند گشود .