مجلات >ماهنامه موعود جوان>شماره 20

زنگ انتظار

در محضر استاد على اكبر مهدى پور

پيروان همه اديان آسمانى درانتظار مصلح بزرگى هستند كه بر اساس نويدهاى كتب مقدس در آخرالزمان ظهور مى‏كند . به عقيده مسلمانان جهان او يگانه فرزند امام حسن عسكرى (ع)، حضرت بقية الله حجة ابن الحسن المهدى (عج) است كه در پگاه نيمه شعبان 255 هجرى در سامرا ديده به جهان گشوده است و پس از سپرى شدن دوران غيبت صغرى و از آغاز غيبت كبرى تاكنون كه 1167 سال از عمر شريف آن حضرت مى‏گذرد، منتظر است تا زمان ظهور فرا رسد .

بيش از هزار سال است كه طول عمر آن حضرت يكى از پرسش‏هاى مطرح در بين مسائل اسلامى است . اين سؤال مطرح است كه آيا عمر طولانى امام از نظر دين، قرآن و دانش روز ممكن است‏يا محال؟ و به طور كلى آيا عمر انسان محدود است و مرزى دارد كه عبور از آن ممكن نباشد و هر كس به آن مرز برسد به ناچار بايد بميرد؟

طول عمر از نگاه علم پزشكى

ما بر اساس معتقدات دينى خود، مرگ را بر خلاف طبيعت نمى‏دانيم بلكه معتقديم طبق مقدرات پروردگار همه زندگان روزى خواهند مرد ولى زيست‏شناسان مى‏گويند عمر جاويدان بر خلاف طبيعت نيست . آنها مى‏گويند هر سال عده بسيارى مى‏ميرند و در مورد يكايك آنها اين پرسش مطرح است كه چرا فلانى مرد؟ ولى هرگز سؤال نمى‏شود فلانى چرا زنده است؟

دليل اين پرس و جو اين است كه مرگ دليل مى‏خواهد، نه ادامه حيات . دانشمندان طبق آزمايش‏هاى فراوانى كه انجام داده‏اند مى‏گويند همه بافت‏هاى جسم يك انسان تا بى‏نهايت قابليت‏بقا دارد و اگر عواملى رشته عمر او را قطع نكند مى‏تواند هزاران سال زنده بماند . ما اگر بر اساس معتقدات مذهبى، عمر جاودان را نپذيريم براى پذيرش عمر طولانى هيچ مانع علمى وجود ندارد و همه دانشمندان تصريح كرده‏اند كه مرگ نيز مانند ساير بيمارى‏ها معلول يك سرى عوامل طبيعى است كه اگر شناخته و از آنها جلوگيرى شود مى‏توان براى مدت طولانى مرگ را به تاخير انداخت .

عوامل طول عمر

پزشكان و زيست‏شناسان در مطالعات و تجربيات خود به مواردى دست‏يافته‏اند كه نقش مهمى در طول عمر دارد:

1 . آرامش روحى: از اين رهگذر افراد مذهبى كه اعتقاد راسخ به عالم آخرت دارند از عمر طولانى برخوردارند و حتى عمر آنها از پزشكان بيشتر است . در صورتى كه ظاهرا مى‏بايست قضيه بر عكس باشد; زيرا پزشكان بيش از هر صنف بر مسايل بهداشتى واقف هستند . به طور مثال در ايران، روحانيون و مراجع تقليد با آنهمه گرفتارى كه در طول رژيم‏هاى حاكم داشتند به دليل برخوردارى از آرامش خاطر و زندگى در پرتو ايمان، همواره از عمر طولانى برخوردار بوده‏اند . اين عمرهاى با بركت هر چه بالاتر مى‏رود پرثمرتر مى‏شود و هرگز در حافظه و يا سرعت انتقال، ضعف و سستى عارض نمى‏شود .

2 . ارث: اهميت و نقش ژنتيك به قدرى نيرومند است كه مى‏تواند عوامل ديگرى مانند محيط و اعتياد را خنثى سازد .

3 . تغذيه مناسب .

4 . كم خورى: اسلام تاكيد فراوان دارد بر اينكه انسان تا كاملا گرسنه نشده سر سفره ننشيند و تا كاملا سير نشده از كنار سفره برخيزد .

5 . محيط: زندگى در محيط بى‏سرو صدا و به دور از سموم و ميكروب‏ها بر طول عمر مؤثر است .

6 . هواى آزاد: زندگى در مناطق سرسبز و خرم و خوش آب و هوا سبب طولانى شدن عمر مى‏شود .

7 . سرما: مردم مناطق سردسير بيش از مناطق گرمسير عمر مى‏كنند .

8 . سختكوشى: بازنشستگى در سنين جوانى و بيكارى زودرس موجب كوتاهى عمر و تلاش و كوشش باعث طولانى شدن آن مى‏شود .

و بالاخره نوع شغل و حرفه، دورى از دخانيات، ورزش كردن و بسيارى عوامل ديگر، بر طول عمر انسان مؤثرند .

مطالعه احوال درختان طويل العمر (مانند درختان سكويا در كاليفرنيا و چين)، زنده ماندن چندين هزار ساله حيوانات (مانند مارماهى‏ها و نوعى ماهى كه در سواحل جزيره ماداگاسكار يافت‏شده) و ... پزشكان، زيست‏شناسان و همه جهانيان را به امكان طولانى نمودن عمر و غلبه بر پيرى اميدوار كرده و به كوشش و تحقيق وادار نموده است . از همين روست كه خواجه نصير الدين طوسى مى‏گويد: پس از آنكه امكان عمر طولانى از نظر عقلى و علمى ثابت‏شده و در مورد غير حضرت ولى عصر (ع) تحقق يافته است، بعيد شمردن درازى عمر حضرت مهدى، جهل محض است .

البته طبق اين قواعد مى‏بايست همه پيشوايان معصوم از عمرى طولانى برخوردار مى‏بودند اما متاسفانه همه آنها به شمشير يا زهر جفاى ستمگران به شهادت رسيدند و خداوند اينچنين مقدر فرموده كه آخرين حجت‏خويش را با برخوردارى از عمرى طولانى از شر دشمنان محفوظ نگهدارد .

طول عمر از نگاه اعتقادات دينى

اگر از همه مطالب ياد شده چشم بپوشيم و فرضا عمر طولانى را از نظر علمى غير ممكن تصور كنيم باز هم در عقيده خود پا برجا هستيم و طول عمر حضرت مهدى را كاملا قابل پذيرش مى‏دانيم . زيرا در اين صورت امتداد زندگى حضرت نوح و عيسى و مهدى (ع) در هزاران سال يك معجزه خواهد بود كه نمونه‏هاى آن در گذشته نيز بسيار اتفاق افتاده است . همه خدا پرستان براى خداوند متعال قدرت بى‏پايان قائل هستند و او را بر همه چيز توانا مى‏دانند . خداوندى كه اين جهان را از كران تا كران با قدرت بى‏كرانش آفريده و بيش از 200 ميليارد كهكشان را با دست توانايش از ميليون‏ها سال پيش نگه داشته است هرگز از نگهدارى ولى و جت‏خود ناتوان نخواهد بود . قرآن كريم ده‏ها مورد را يادآور مى‏شود كه خداوند توانا براى حفاظت از وجود مقدس پيشوايان و رهبران معصوم برخى از مقررات جهان طبيعت را از كار انداخته است:

- براى حفظ جان ابراهيم، آتش را بر آن حضرت سرد و سلامت قرار داد;

- براى حفظ جان موسى دريا را شكافت ;

- براى حفظ جان عيسى او را به آسمان‏ها برد و ديگرى را كه شبيه او بود قرار داد;

و براى حفاظت از جان پيامبر، ديدگان دشمنان شمشير به دستى را كه در اطراف خانه او كمين كرده بودند، از ديدن پيامبر بازداشت .

آيا از نظر تعطيل شدن قوانين طبيعت، طول عمر يك انسان مهمتر است‏يا تاثير نكردن آتش سوزان در گوشت و پوست او؟

خداوندى كه مطابق با حكمتش ده‏ها مرتبه قوانين طبيعت را براى حفظ جان شخصيت‏هاى الهى تعطيل كرده است چه اشكالى دارد كه يكبار هم براى حفظ جان رهبر بزرگوارى كه او را براى نجات بشريت و ريشه‏كن كردن كاخ‏هاى ظلم و گسترش عدل و داد ذخيره كرده و نويد ظهورش را توسط پيامبران بزرگ داده است تعطيل كند و شيوه حكيمانه‏اش را ادامه دهد؟

علاوه بر اين در ميان پيروان اديان آسمانى اختلافى نيست در اينكه طول عمر ممكن است و براى عمر هيچ موجود زنده‏اى محدوديت قطعى وجود ندارد ودر تمام كتب مقدسه از معمرين (صاحبان عمرهاى دراز) بسيارى بحث‏شده است .

درتورات (كتاب مقدس يهوديان و مورداعتماد مسيحيان) شرح زندگى تعداد بيشمارى از پيامبران و غير پيامبران نقل شده كه تقريبا همه آنها از عمر طولانى برخوردار بوده‏اند; نظير حضرت آدم با 930 سال، شيث پسر آدم با 912 سال، حضرت نوح با 950 سال و ...

همچنين از نظر يهوديان و برخى مسيحيان عيسى هنوز زنده است .

در قرآن كريم آياتى هست كه از عمر طولانى در امت‏هاى پيشين و حتى از امكان عمر جاويدان خبر مى‏دهد:

1 . ما آنها و پدرانشان را از متاع دنيوى برخوردار ساختيم تا ازعمر طولانى بهره‏مند شدند . (1)

2 . اگر او (يونس) در شكم ماهى تسبيح نمى‏گفت تا روز رستاخيز در شكم ماهى مى‏ماند . (2)

يعنى از نظر قرآن عمر جاويدان براى انسان و ماهى هر دو امكان‏پذير است .

3 . به راستى ما نوح را به سوى قومش فرستاديم; پس 950 سال در ميان آنها درنگ نمود . (3)

و اين مدت پس از رسالت موسى و پيش از طوفان است و مطابق حديثى از رسول خدا (ص) عمر نوح 2450 سال مى‏باشد .

4 . در مورد حضرت عيسى مى‏فرمايد: ... هرگز او را نكشتند و به دار نياويختند بلكه ... . در باره او اختلاف كردند ... و خداوند او را به سوى خود بالا برد ... (4)

در احاديث‏شريف پيشوايان معصوم نيز مصاديق فراوانى در باره اين امر وجود دارد . امام صادق (ع) مى‏فرمايند:

... در علم خدا مقدر بود كه قائم آل محمد عمر بسيار طولانى داشته باشد چون خداوند مى‏دانست‏بسيارى از مردم زمان غيبت از عمر طولانى او به ترديد خواهند افتاد به بنده صالح خود خضر نيز عمر طولانى عطا فرمود و اين عمر طولانى صرفا براى اين است كه مؤمنان بتوانند به استناد عمر طولانى او به عمر طولانى قائم ما استدلال كنند تا حجت‏بر دشمنان تمام شود و كسى را بر خدا عذرى نباشد . (5)

پيامبر اكرم فرموده‏اند: در مهدى نشانى از حضرت نوح است و آن عمر طولانى است .

حال با وجود اين همه دلايل علمى و دينى و شواهد مذكور، چگونه مى‏توان بازهم در مورد عمر طولانى حضرت مهدى (عج) ترديد كرد؟

پى‏نوشت‏ها

1 . سوره انبياء (21)، آيه 44 و سوره قصص (28)، آيه 45 .

2 . سوره صافات (37)، آيه 144 .

3 . سوره عنكبوت (29)، آيه 14 .

4 . سوره نساء (4)، آيه 157 .

5 . كمال الدين، شيخ صدوق، ص 357 .

ماخذ: قيام مهدى (ع) روز نجات (مجموعه‏اى از گفتارها درباره حضرت مهدى (عج)، ستاد برگزارى جشن‏هاى نيمه شعبان، ص 94 - 43، مقاله «طول عمر حضرت مهدى (ع) از ديدگاه علمى و دينى‏» نوشته على اكبر مهدى پور .