| مجلات >تربيت اسلامي>شماره 8 |
آقاى بهروز رفيعى كارشناس ارشد در رشته معارف اسلامى از محققان و اعضاى گروه علوم تربيتى مؤسسه حوزه و دانشگاه است كه تاكنون كتابها، مقالات و پژوهشهاى بسيارى را در زمينههاى مختلف به جامعه علمى كشور ارائه كرده است.
از جمله تأليفات ايشان كتب زير را مىتوان نام برد:
آراى دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مبانى آن (كتاب سال جمهورى اسلامى ايران، 1382)؛
كتابشناسى توصيفى و تحليلى تعليم و تربيت اسلامى (كتاب سال حوزه، 1382)؛
كتابشناسى توصيفى و موضوعى اخلاق، عرفان و تصوف اسلامى؛
ترجمه روششناسى پژوهش در تربيت اسلامى اثر دكتر عبدالرحمن النقيب.
ترجمه و تلخيص: بهروز رفيعى
«عضو گروه علوم تربيتى مؤسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه»
از نگاه علم و دين، كودك جز در حالتهاى غير طبيعى و استثنايى، فعاليت و رفتار جنسى بالفعل ندارد. با اين حال، اسلام براى پيشگيرى از پيدايش رفتار نابهنگام جنسى در كودكان و نيز درمان اين رفتار در آنان، پيش بينىهايى كرده است. تمهيدات اسلام براى تعديل غريزه جنسى و رفتار درست جنسى، به هيچ روى با ديگر جنبههاى رشد در كودك ناسازگار نيست و حتى عامل تسهيل رشد كودك نيز مىباشد.
بسيار تأسف بار است كه پدران و مادران و مربيان مسلمان، مقوله بسيار با اهميت تربيت جنسى را فرو نهند، حال آنكه اسلام، تربيت جنسى را براى ساماندهى رشد رفتار جنسى در كودكان، لازم شمرده است. البته از نظر اسلام تربيت جنسى، بايد به وسيله والدين به كودكان آموزش داده شود و پدران و مادران نيز خود اصول و قواعد رفتار درست جنسى را بشناسند و رعايت كنند.
مربيان مسلمان بايد به ضرورت و اهميت ماهيت رفتار جنسى، بمثابه جزيى اساسى از برنامه عمومى تربيت اسلامى پى ببرند. تربيت پژوهان مسلمان هم بايد بكوشند تا هنجارها و اصول رفتار جنسى از ديدگاه اسلام را تبيين نمايند.
مسلمانان، در سالهاى اخير با ناهنجارىهاى رفتارى بسيارى روبهرو هستند. اين نابهنجارىها كه ميان مسلمانان و اصول و مبانى اعتقادى آنها جدايى افكنده است، بيشتر يا برخاسته از اوضاع و احوال ناشى از عقب ماندگى فرهنگى است كه جوامع اسلامى با آن دست به گريبانند و يا ناشى از تحولات اجتماعى ـ فرهنگى است كه در ميان مسلمانان در پى تحولات عظيم در جامعه جهانى رخ داده است. گاه نيز هر دو پديده در پيدايش اين ناهنجارىهاى رفتارى مؤثر بودهاند، از اين گذشته، ناآگاهى پدران و مادران و مربيان از هنجارىهاى اسلامى درباره مسايل جنسى، خود مزيد بر علت شده است.
بر مربيان مسلمان فرض است كه براى زدودن اين مشكلات، مخلصانه بكوشند و البته سرآغاز اين تلاش، فهم درست مبانى نظرى تربيت جنسى در اسلام است.
اين پژوهش در پى شناسايى ديدگاه اسلام درباره مسايل جنسى است. هدف اصلى اين بررسى، آگاه كردن پدران و مادران از مسايل جنسى و رويكردهاى اسلامى بدان است.
اين مقاله با تكيه بر واقعيتهاى جامعه اسلامى و مراجعه به كتاب و سنت مىكوشد تا به سؤالات مطرح شده در اين زمينه پاسخ دهد تا توانايى دين در حل مشكلات جامعه و ساماندهى زندگى انسان امروز، روشن شود.
معمولاً پژوهشهاى تجربى و نيمه تجربى براى آشنايى با چند و چون مسايل و مشكلات اجتماعى، از دادهها و روشهاى آمارى يارى مىگيرد، اما دستيابى به واقعيت از طريق آمار و ارقامِ درست و واقع نما دشوار است.
حال اگر موضوع پژوهش، اخلاقى و به ويژه رفتار جنسى باشد، پژوهش دشوارتر خواهد بود. زيرا مردم تلاش مىكنند، نابهنجارىهاى رفتارى در امور جنسى را به دلايلى پوشيده نگاه دارند. البته گاه جسته و گريخته آمار و ارقامى از اينجا و آنجا به دست مىآيد، اما اينها به هيچ روى گوياى حقيقت نيست. از اين گذشته، همين دادههاى اندك نيز، گاه در لابهلاى پروندهها پنهان مىماند. بنابراين، پژوهشگر چارهاى ندارد مگر استناد به مشاهدات خود و آنچه كه در رسانههاى گروهى انعكاس مىيابد.
اسلام به رفتار جنسى توجه كرده است و گواه آن، نصوص صريح دينى درباره تعديل رفتار جنسى و اصول و قواعد آن است. البته اسلام به پاسداشت اخلاق و حيا و ارزشهاى آن اهميت مىدهد، ولى اين به معناى بى توجهى اسلام به رفتار و تربيت جنسى نيست. بنابراين، اسلام، شئون جنسى انسان را ناديده نگرفته و سركوب نيروى جنسى را به هيچ روى روا نداشته است.
شمارى از مردم، به ويژه نوجوانان و جوانان، اصول و قواعد تربيت جنسى از نگاه اسلام را نمىدانند و ممكن است رفتار بهنجار جنسى درستى نداشته باشند و ناآگاهانه دست به اعمالى بزنند كه حرمت شرعى دارد. در اين مورد، مسئوليت آگاه سازى نوجوانان و جوانان، به عهده والدين و مربيان است. صاحب نظران نيز مىتوانند با پژوهش و تأليفات مناسب در زمينه تربيت جنسى به آنان كمك كنند.
عوامل گوناگونى دست به دست هم مىدهند تا رفتار جنسى نوجوان و كودك به كجروى منجر شود. پارهاى از اين عوامل از اين قرار است:
1. ناآگاهى پدران و مادران و مربيان از تربيت جنسى، كه خود موجب عدم آموزش فرزندان در زمينه هنجارهاى تربيت جنسى از ديدگاه اسلام مىشود.
2. رفتارهاى جنسى نادرست والدين و بدآموزى كودكان و نوجوانان از آنان، كه سبب ايجاد زمينههاى انحراف در آنها مىشود.
3. آموزش ندادن آداب رفت و آمد به محل استراحت و خواب پدر و مادر به فرزندان، كه گاه به مشاهده رفتارهاى جنسى والدين مىانجامد و پيامدهاى شومى براى كودكان و نوجوانان دارد. پدر و مادر بايد به كودك بياموزند كه پيش از وارد شدن به محل استراحت ديگران، به ويژه والدين، اجازه بگيرند. تماشاى گروهى فيلمهاى ناپسند نيز موجب بلوغ زود رس و پيامدهاى ناگوار آن مىشود.
اگر خانوادهها با تربيت جنسى از منظر اسلام آشنا باشند و در عمل آن را به كار گيرند، گذشته از آن كه كودكان به بلوغ زودرس دچار نمىشوند، رفتارهاى جنسى آنها نيز در آينده بهنجار خواهد شد.
روشن است كه انحراف جنسى در نوجوانان و كودكان، خود به خود و در خلاء پديد نمىآيد. اين امر، زاده عواملى چند است. عوامل پيدايش انحراف جنسى در كودكان و نوجوانان را، مىتوان در امور زير خلاصه كرد:
غدههاى درون ريز، موادى شيميايى به نام هورمون مىسازند. هورمونها مستقيماوارد خون مىشوند. هر گونه كاهش يا افزايش اين هورمونها، آشكارا بر رفتار، عواطف، احساسات و جسم انسان اثر مىگذارد.
رفتار جنسى انسان، با هورمونهاى جنسى كه از غدههاى تناسلى ترشح مىشوند، ارتباط دارد. پيدايش ترشحات هورمون جنسى در غدههاى تناسلى، با كوچك شدن و كاهش ترشحات هورمونى دو غده تيروئيد و تيموس ارتباط مستقيم دارد. تا زمانى كه اين دو غده فعالند، فعاليت جنسى در حالتى از كمون و بالقوگى است و با كاهش تدريجى وزن اين دو غده و افزايش رشد انسان، زمينه براى رشد غده جنسى فراهم مىآيد. كار هورمونهاى اين دو غده، غير فعال نگهداشتن غدههاى تناسلى تا پيش از نوجوانى است. بنابراين از آغاز بلوغ، كار اين غدد به پايان مىرسد.
حال اين سؤال پيش مىآيد كه اگر فعاليت جنسى در دوره كودكى به يمن وجود دو غده مذكور فعليت ندارد، چرا برخى از كودكان رفتار و فعاليت جنسى دارند؟
در پاسخ بايد گفت كه اين گونه رفتارها و فعاليتها، برخاسته از رشد و بلوغ جنسى زودرس است كه پديده رشدىِ غير طبيعى و كمياب به شمار مىآيد. اين پديده رشدى كمياب، باز خورد اختلال در كار غدههاى كودكى (تيروئيد و تيموس) و در پى آن، فعال شدن نابهنگام غدد تناسلى در كودك است كه به پيدايش صفات ثانوى بلوغ مىانجامد و دلالت بر پيدايش نوجوانى در كودكى دارد.
بلوغ زودرس مىتواند با ناهنجارىهايى در رفتار جنسى همراه باشد؛ به ويژه اگر پدر و مادر و مربيان از اين امر آگاه نباشند و چنانكه بايد از كودك مراقبت نكنند. صورت بلوغ زودرس، واكنشهايى جنسى در كودك رخ مىدهد كه ممكن است در شخصيت او و روابطش با ديگران اثر سوء بگذارد.
سه عامل مىتواند در پيدايش اين آمادگى مؤثر باشد:
الف) ويژگىهاى مزاجى و اخلاقى پدر و مادر: ويژگىهاى اخلاقى و مزاجى والدين بر رفتار فرزندان اثر مىگذارد. اگر والدين، خصوصيات اخلاقى و مزاجى نامناسبى در زمينه جنسى داشته باشند، بر فرزندان آنها اثر مىگذارد و در آنها زمينه ناهنجارى در رفتار جنسى به وجود مىآورد.لذا اسلام با ازدواج با افراد بدنام موافق نيست.
ب) شير: كجروىهاى جنسى از راه شير نيز منتقل مىشود. در روايات بر لزوم طهارت زنى كه به بچه شير مىدهد تأكيد شده است. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله براى جلوگيرى از اين كجروىها مىفرمايد: «فرزندانتان را از شير بدكاره و روان پريش دور بداريد، زيرا شير اثر دارد.»(1)
ج) اوضاع و احوال همبسترى: حالات همبسترى بر شخصيت و رفتار كودك آينده تأثير مىگذارد. آنچه هنگام انعقاد نطفه رخ مىدهد، بر شكلگيرى ويژگىهاى آتى فرزند اثر مىنهد. دانش نيز به تأثير نامطلوب همبسترى در حال مستى و حيض بر جنين پى برده است. توجه به مستحبات و مكروهات، مىتواند به شكلگيرى رفتار درست جنسى كمك نمايد. حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله در اندرزهايش به على عليهالسلام به پارهاى از مستحبات و مكروهات هنگام انعقاد نطفه براى پرهيز از كجرفتارى فرزند، اشاره مىكند. از جمله در يكى از اندرزهايش مىفرمايد: «از سر شهوت به زنى ديگر، با همسرت جفت مشو.»(2) يعنى افكار فرد در زمان آميزش، مىتواند در آينده كودك تأثير بگذارد.
گفتنى است، عوامل زمينه ساز، آدمى را نسبت به عوامل طبيعى حساستر و پذيراتر مىكند؛ به گونهاى كه هر چه آمادگى بيشتر باشد حساسيت و اثر پذيرى از محيط بيشتر خواهد بود. البته، اگر محيط خانوادگى و محيط اجتماعى سالم و پاك باشد، ممكن است اين آمادگى از حالات كمون بيرون نيايد و تعديل شود؛ اما اگر در محيط، محركهاى گوناگون جنسى وجود داشته باشد، فعليت يافتن آنها به ناهنجارىهاى رفتار جنسى در فرد مىانجامد.
عوامل انحرافات جنسى متعدد و متنوع است و نمىتوان آنها را در يك يا دو عامل خلاصه كرد. بر اين اساس است كه در بيشتر پژوهشهاى روان شناختى و جامعه شناختى، محيط فاسد و روشهاى غلط تربيتى را عامل مشترك انحراف جنسى دانستهاند؛ چرا كه محيط فاسد و تربيت ناصحيح، در واقع دربردارنده شمارى ديگر از عوامل دخيل در انحراف جنسى هستند كه روى هم رفته، فضاى مناسبى براى فعليت يافتن انحرافات جنسى در افراد فراهم مىكنند. برخى از اين عوامل عبارتند از:
بيشتر پژوهندگان مسايل انسانى معتقدند روشهاى نادرست تربيتى عامل اصلى نابهنجارى رفتارى در همه زمينه هاست. بنابراين روشهاى نادرست تربيت و پرورش اجتماعى، به پيدايش ويژگىهاى نامناسب شخصيتى در انسان مىانجامد و زمينه ساز رفتارهاى نابهنجار در افراد مىشود.
محيط اجتماعى در شكلگيرى رفتار جنسى نابهنجار در كودكان و نوجوانان از خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعى آغاز مىشود و نهادهاى اجتماعى آن را تقويت مىكند. بزرگترين خطاى تربيت جنسى، پوشيده نگهداشتن مسايل جنسى لازم التعليم از كودكان هفت تا چهارده ساله است. اين در حالى است كه نظام تربيتى اسلام بسيار پيش از غرب، به تربيت جنسى كودك مميز اهتمام ورزيده است تا او بتواند با تحولات ناشى از رشد در مراحل آينده درست رو به رو شود.
رختخواب مشترك يا دست كم اتاق مشترك براى خوابيدن دختران و پسران و يا پدر و مادر و فرزندان، پديده ايست كه بيشتر در خانوادههاى فقير وجود دارد و باعث مىشود فرزندان با رفتار جنسى پدر و مادر آشنا شوند و گاه ميان خواهر و برادر و از سر تقليد از پدر و مادر، بى آنكه لذتى در ميان باشد، گونه هايى از معاشرت جنسى سر زند كه بسيار خطر آفرين است.
در روايات از همبسترى در محلى كه كودك در آن باشد، منع شده است.
آيا اگر كودكى از چگونگى زاده شدن و يا سؤالاتى از اين قبيل خود پرسيد، درست است كه با پرخاش يا بى اعتنايى روبه رو شود؟ اسلام هرگز اين گونه پرسش و پاسخها را ناپسند ندانسته است. اگر در اين زمينه، به پرسش كودكان پاسخ ندهيم، كودك پاسخ پرسشهاى خود را از روشهايى به دست مىآورد كه حاصلش ممكن است پيامدهاى خوبى نداشته باشد.
اين امر در خانه و بيرون از آن، پيامدهاى ناگوارى دارد. در خانه نيز بايد احتياط كرد و حضور كودكان را فراموش نكرد و آن ها را چون عروسك بى ادراك و بى احساس نپنداشت؛ زيرا اين مسئله مىتواند بر رفتار آنها تأثير سوء بگذارد.
در پارهاى از خانوادهها، گاه براى بيان دوستى و ابراز محبت، لبهاى دختر و پسر مميز خود را مىبوسند. چنين رفتارى ممكن است موجب برانگيختگى جنسى شود و بايد از آن اجتناب كرد.
كوتاهى خانواده در نظارت بر استفاده كودك از وسايل ارتباط جمعى و تبليغات، به ويژه تلويزيون، مىتواند رفتار جنسى كودكان را تحت تأثير قرار دهد.
نوجوان به لحاظ ناآزمودگى، ممكن است در انتخاب دوست خوب دچار مشكل شود. دوست ناشايست، مىتواند شخصيت او را به انحراف كشانده و با گفتهها و كردارهاى جنسى خود وى را از راه راست به بيراهه بكشاند.
پارهاى از خانوادهها با فقر دست به گريبانند و گاه اين مسئله بر رفتار جنسى آنها تأثير سوء به جا مىگذارد. اگرچه تنگدستى لازمه ناآگاهى از قواعد تربيت جنسى درست نيست، اما فقر، خواه ناخواه بر نوع تربيت و به ويژه تربيت جنسى اثر مىگذارد. يك اطاق براى خواب همه اعضاى خانواده، ناتوانى در خريد كتاب مناسب، استفاده از تلويزيون همسايه و... مسايل و مشكلاتى از جمله در زمينه جنسى به وجود مىآورد.
دلايلى در دست است كه ثابت مى كند نوع آب و هوا در رشد رفتار جنسى دخيل است. مثلاً برخى از پزشكان معتقدند، سرما و گرماى محيطى در عادت ماهانه زنان تأثير دارد و آن را نامنظم مىكند. دختران در مناطق گرم زودتر از مناطق سرد به بلوغ جنسى و عادت ماهانه مىرسند. چنان كه پسران نيز در مناطق گرم زودتر از مناطق سرد بالغ مىشوند. پدر و مادر بايد به اين امر توجه داشته باشند و از تأثير محيط طبيعى بر بلوغ فرزند خود غافل نمانند و بلوغ زودرس فرزندان در مناطق گرمسير را در نظر بگيرند و پيشبينىهاى تربيتى لازم را براى هدايت رفتار جنسى آنها مبذول دارند و در آموزش هنجارهاى شرعى دوران بلوغ به فرزندان كوتاهى نكنند.
متخصصان امور جنسى در غرب، پس از تلاشهاى بسيار تازه، به حقايقى دست يافتهاند كه قرنها پيش، اسلام به آنها پرداخته است؛ البته برخى از ديدگاههاى اسلامى با نگرش غربيان درباره مسايل جنسى، سازگارى ندارد؛ اما روى هم رفته، برخى ديدگاههاى مشترك بين اسلام و غرب در زمينه مسايل و رفتار جنسى وجود دارد كه از جمله مىتوان به امور زير اشاره كرد:
اسلام و دانشمندان معاصر در لزوم آموزش جنسى به كودكان در پيش از بلوغ همداستانند و پذيرفتهاند اين آگاهىها بايد از مرحله دوم كودكى آغاز شود تا كودك پيش از بلوغ، براى مواجهه با تحولات جسمى و روحى ناشى از بلوغ آمادگى پيدا كند.
نظام تربيتى اسلام بر پدر و مادر فرض مىداند كه هنجارهاى شرعى را به كودك مميز و در آستانه بلوغ بياموزند. دانشمندان غربى هم بهآموزشهايى در زمينه امور جنسى تأكيد دارند. اما هدف، موضوع، روش و مواد آموزشى، تابع فرهنگ و باورها و ارزشهاى آنهاست. هدف از آموزش در اسلام، تعالى اخلاق، جلب رضايت خداوند و حمايت از كودك در برابر مشكلات جنسى است.
پژوهندگان امور جنسى، درباره فعال يا غير فعال بودن غريزه جنسى در كودكى همنوا نيستند. «فرويد» معتقد است كودك احساس جنسى دارد، اما گروهى ديگر معتقدند، ساختار دستگاه تناسلى انسان چنان است كه در حالت طبيعى، پيش از بلوغ و در دوران كودكى هيچ احساس جنسى ندارد.
از نگاه اسلام، كودك در دوره كودكى اول، زندگى و رفتار جنسى ندارد؛ ولى براى تربيت جنسى كودك در اين مرحله نيز، قواعد و هنجارهايى وضع كرده است. دستورهاى شرع در اين مرحله به دلايل زير است:
1 ـ دستورهاى اسلام در اين زمينه، براى موارد غير طبيعى و استثنايى بلوغ، يعنى بلوغ زودرس است.
2 ـ اين دستورها مسبوق به روحيه تقليد در كودك است، زيرا تقليد ممكن است كودك را به تجربه جنسى كودكانه گرفتار كند.
3 ـ دستورهاى شرع در اين باره، والدين را مكلف مىكند، مراقب باشند كه كودك به رفتار جنسى تقليدى روى نياورد؛ زيرا كه اين عمل، عفت و طهارت او را در بلوغ به خطر مىافكند.
4 ـ نظام تربيت جنسى در اسلام، وجود فعاليت و رفتار جنسى در كودكىِ دوم را امرى احتمالى و از موارد استثنايى مىداند؛ بنابراين بهترين روش را در اختيار مربى مىنهد تا كودك را از زيانهاى انحراف در رفتار جنسى احتمالى باز دارد.
5 ـ تربيت جنسى در اسلام، بالغان را از رفتارهايى كه موجب بلوغ زودرس و انحراف در كودكان مىشود، باز مىدارد.
6 ـ گفتگو درباره مسايل جنسى، برخى از روانشناسان معتقدند، بايد با كودك درباره مسايل جنسى، بىپرده سخن گفت و واقعيات را بيان كرد. حتى بعضى پيشنهاد مىكنند پدر و مادر گاه در برابر كودك، برهنه شوند تا كودك واقعيت پيكر آدمى را شناسا شود، گر چه برخى ديگر با آن مخالفند.
اسلام مىخواهد كودك مميز با حقايق وجودى پيكر خويش آشنا شود؛ اما اين كار آداب و اخلاقى دارد كه بايد پاس داشته شود. در نظام تربيت جنسى در اسلام، بايد پرسشهاى جنسى كودك را پاسخ درست و منطقى داد و از كنايه و مجاز هم در پاسخ كمك گرفت. چنانكه در قرآن و احاديث، با واژگان بسيارى كه مفهوم جنسى دارند، روبهرو مىشويم كه كودكان از خواندن آنها منع نشدهاند.
برخى از دانشمندان، بر پرورش حيا و عفت در كودكان تأكيد مىكنند، در حالى كه برخى ديگر مثل «راسل» مىگويند: لازم است كودك، پدر و مادر و خواهر و برادر خويش را برهنه ببيند.
اين موضع تند و افراطى با ديدگاه كسانى كه حيا و عفت را نشانه رشد يافتگى مىدانند، سازگار نيست. بر اساس اين ديدگاه، پدر و مادر حق ندارند در برابر كودك خود برهنه شوند.
نظام تربيتى اسلام، تأكيد دارد كه كودك از آغاز بر اساس حيا و عفت پرورش يابد و حتى نسبت به نگاه به كودك مميز و نگاه كودك مميز به ديگران، محدوديتهايى در نظر گرفته است.
ديدگاه شمارى از روان شناسان مبنى بر جدا بودن اتاق خواب و بستر خواب فرزندان دختر از پسر و جدايى بستر خواب فرزندان همجنس از يكديگر، با نگرش اسلام در اين زمينه هماهنگى دارد.
كودكانى كه بستر خواب مشترك دارند، در معرض تماسهاى جسمى قرار دارند و اين امر آنها را به شوخىهاى جنسى وا مىدارد. بهتر است اتاق خواب دختران و پسران، بعد از پنج سالگى از هم جدا باشد. اين اقدام، رفتارى پيشگيرانه از پيدايش انحراف جنسى در كودكان است و در نظام تربيتى اسلام دستورالعملهاى فراوانى دراينباره يافت مىشود.
اسلام قرنها پيش تأكيد كرده است كه بايد به كودك آموزش داد پيش از وارد شدن به استراحتگاه والدين اجازه بگيرد. هدف از اين دستور، پيشگيرى از رو به رو شدن كودك با صحنههاى جنسى پدر و مادر و پيامدهاى آن است.
ديدگاه گروهى از پژوهشگران كه مىگويند چون كودك به پايان دوران كودكى نزديك شود، بايد او را براى رو به رو شدن با دگرگونىهاى مهمى كه در دوران بلوغ در او رخ خواهد داد آماده كرد، با نگرش اسلام درباره لزوم عنايت به تربيت جنسى كودك و آماده كردن او براى رويارويى با تحولات روحى و جسمى دوران بلوغ مشابه است. اسلام به خطرهاى كوتاهى در آگاه كردن كودك از تحولات دوران بلوغ هشدار مىدهد و از والدين مىخواهد پيش از بلوغ و در اواخر كودكى دوم، هنجارهاى شرعى مانند: احتلام و نگاه به نامحرم و عادت ماهانه و طهارت و نماز و لمس قرآن كريم و... را به كودك مميز آموزش دهند و پرسشهاى جنسى او را بى پاسخ نگذارند. در اين كار، پدر بايد به آموزش فرزند پسر و مادر به آموزش فرزند دختر بپردازد.
تربيت جنسى در اسلام، جزوى از تربيت عمومى كودك است. اسلام به همه زمينههاى رشد شخصى و شخصيتى كودك عنايت دارد. اسلام به پرورش و رشد همه زمينههاى عقلى، روحى، عاطفى، اجتماعى و جنسى كودك، و هر آنچه كه به پرورش انسانى صالح مىانجامد، توجه دارد.
مربيان، تربيت جنسى از نگاه اسلام را، آشنا كردن فرد با هنجارهاى شرعى مىدانند؛ آن آشنايى كه راه پاكدامنى و برخورد مشروع و معقول با شهوت جنسى را نشان مىدهد. در فرآيند تربيت جنسى اسلامى، مربى، كودك را آموزش نظرى و عملى مىدهد. در آموزش نظرى، از مفاهيم جنسى و هنجارهاى شرعى آنها مىگويد و در آموزش عملى چگونگى طهارت، غسل جنابت، استبراء و... را آموزش مىدهد، و از آغاز كودكىِ دوم، بستر و اتاق خواب كودكان را از يكديگر جدا مىكند و خود در عمل از هر گونه رفتارى با منشأ جنسى، كه مخلّ شخصيت اخلاقى و جنسى كودك باشد، پرهيز مىكند و كودك را نيز از رفتارى كه به تحريك احساس جنسى او بيانجامد، باز مىدارد.
در تربيت جنسى، به حكم نص عام و شريف «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»، همه در تربيت نسل اسلامى كه آراسته به عفت و پاكدامنى و به دور از انحرافات جنسى باشند، اعم از خانواده، مدرسه، رسانههاى گروهى، جامعه و... مسئولند.
براى تربيتجنسى بايد به اصالتهاى اسلامى بازگشت و در پى الگوهاىغربى نرفت.
كند وكاو در ويژگىهاى تربيت جنسى در اسلام، جزيى از كل نظام تربيتى اسلام است. على الاصول آنچه درباره نظام تربيتى اسلام صدق مىكند، درباره تربيت جنسى نيز صادق است. با وجود اين، تربيت جنسى ويژگىهايى دارد:
1 ـ تربيت جنسى در اسلام ربّانى است؛ يعنى اين جنبه از تربيت اسلامى نيز آبشخور الهى دارد و مربى و متربى در پرداختن به آن، مكلف و مأجورند. در اين فرآيند تربيتى، مربى مسلمان پيوسته در تلاش است تا رفتار جنسى را نيز رنگ عبادى دهد و خشنودى خداوند را نيز بجويد.
2 ـ تربيت جنسى در اسلام، انسانى است؛ چرا كه در اين نظام تربيتى همواره بر كرامت و حرمت و قداست انسان تأكيد مىشود. بنابراين افراد اجازه ندارند از سر شهوت، كرامت خود را زير پا گذارندو انسانيت خويش را با خواستها و تمايلات فرومايه آلوده سازند.
3 ـ تربيت جنسى از نگاه اسلام استمرار دارد و تاپايان عمر به درازا مىكشد؛ آنچه را خانواده و مدرسه مىسازند، رسانههاى گروهى بايد تقويت كنند و در ساير مراكز آموزشى استمرار يابد. استمرار در تربيت جنسى، شرط پيروزى است و بى آن تربيت كامل محقق نمىشود.
4 ـ واقعگرايى، ويژگى ديگر تربيت جنسى در اسلام است؛ اسلام در تربيت جنسى، به حقايق و گرايشهاى سرشتى انسان به امور جنسى توجه مىكند و نسبت به اين ميل انسانى رويكرد منفى ندارد وبا پندارهاى واهى، اين حقيقت ذاتى آدمى را سرپوش نمىنهد و دگرگون جلوه نمىدهد و خواستار سركوب آن نيست.
5 ـ آموزش گام به گام در تربيت جنسى، اصل ديگرى است كه نظام تربيتى اسلام به آن توجه كرده است. رعايت اصل تدريج، لازمه طبيعى تربيت جنسى و همگامى با مراحل رشد متربى است.
اصل تدريج در تربيت جنسى مبتنى بر نكات زير است:
الف) رعايت مراحل رشد جسمى و عقلى كودك و توجه به سطح ادراك او؛
ب) در نظر گرفتن جنسيّت. رشد جنسى دختر با پسر فرق مىكند و بنابراين لازم است، مربى مسايل جنسى را زودتر به دختر بياموزد؛ حال آن كه براى آموزش مسايل جنسى به پسر، فرصت بيشترى در اختيار دارد. دختر زودتر از پسر بالغ مىشود. كيفيت و كميت آموزش جنسى تابع رشد عقلى است كه در دختران و پسران وجود دارد.
اسلام تربيت جنسى را به سه دوره تقسيم كرده است كه به بيان دو دوره آن مىپردازيم.
1- دوره اول كودكى كه نزديك به هفت سال است. در اين دوره، كودك، بيشتر به بازى مىپردازد. در اين دوره كودك از نظر اسلام رفتار و احساس جنسى ندارد. البته از سن چهار سالگى احتمال دارد برخى از نمونههاى رفتار جنسى، از سر تقليد از حركات و رفتار ديگران در كودك ديده شود، اما مسلم است كه اين كارها، ماهيت واقعى جنسى ندارد.
2- دوره پايانى كودكى كه هفت و گاه هشت سال به درازا مىكشد و به بلوغ و نوجوانى مىانجامد. اين مرحله پيش درآمد بلوغ است و كودك مىرود تا براى پذيرش تكاليف و هنجارهاى شرعى دوران بلوغ آمادگى پيدا كند.
در اسلام بر اهميت تربيتى اين دوره تأكيد بسيار شده است، زيرا اين دوره، آينده اخلاقى كودك را پىريزى مىكند و اساس شكلگيرى زير ساختهاى شخصيتى كودك را تشكيل مىدهد. دلايل اهميت اين دوره از اين قرار است:
الف) كودك به رشد عقلى مىرسد؛
ب) جنبههاى بدنى، عاطفى، اجتماعى، اخلاقى و دينى وى رشد مىكند و كودك را براى پذيرش آموزشهاى شرعى آماده مىسازد؛
ج) اين مرحله مناسبترين مرحله براى آموزش جنسى است. در اين دوره بايد:
1 ـ به فراگيرى رفتار و آداب اسلامى اعم از جنسى و غير جنسى بپردازد؛
2 - براى وا داشتن كودك به آموزش و پذيرش آداب و اخلاق اسلامى، بيشتر بايد از تقويت و پاداش استفاده كرد.
نظام تربيتى اسلام، برنامههاى دقيقى براى مهار ميل جنسى دارد. از آنجا كه اين ميل فطرى در شخصيت عبادى انسان اثر بسزايى دارد، اسلام بر مهار آن پافشارى مىكند و موجبات پاكدامنى و عفت آدمى را فراهم مىآورد.
اسلام، اصلاح رفتار جنسى را براى افراد بالغ مهمتر مىشمارد؛ چرا كه افراد بالغ در خانواده، سرمشق رفتار جنسى كودكانند و بر رفتار و شخصيت جنسى فرزندان تأثير مىگذارند.
اصلاح رفتار جنسى، مجموعهاى از برنامهها و تدابير و قواعد پيش گيرنده و يا درمان كننده در زمينه مسايل جنسى است كه براى اصلاح و تغيير رفتار جنسى به كار مىرود.
مربيان با فعاليتهاى مربوط به تربيت جنسى، شخصيت مسلمان را پاس مىدارند و او را به تعادل روانى ـ رفتارى مىرسانند و با حلال و حرام امور جنسى آشنا مىكنند. بنابراين، اين كار عملى عبادى به شمار مىآيد. پس اگر مربيان مسلمان به اين امر نپردازند، گناهكارند و بايد در برابر خداوند بزرگ پاسخگو باشند و در صورت اهتمام به آن، پاداش مىگيرند. اصلاح رفتار جنسى به وسيله مربيان به چند دليل ضرورى است:
الف) ناآگاهى پدران و مادران و مربيان مسلمان از قواعد اسلامى تربيت جنسى؛
ب) كجرفتارىهاى جنسى در كودكان و نوجوانان، كه پدران و يا مادران فردايند و ممكن است از راه ناهنجارىهاى رفتار جنسى آنان نسل آينده نيز تباه شود؛
ج) رشد و پرورش پاكدامنى و ايجاد ملكات اخلاقى.
اسلام براى تحقق تربيت درست جنسى در كودكان و نوجوانان، به دو طريق به والدين كمك مىكند:
الف) دگرگونى و بهبودى نگرش بزرگسالان به رفتار جنسى؛
ب) رنگ معنوى و عبادى بخشيدن به رفتار جنسى در نگاه بزرگسالان.
براى اصلاح رفتار جنسى افراد، مىتوان از دو روش استفاده كرد:
1) اصلاح وراثتى
2) اصلاح محيطى
اصلاح وراثتى به طُرق ذيل قابل اجراست:
1 ـ گزينش همسر خوب. فراخوانى اسلام به اين كار، از آن روست كه ازدواج در تشكيل خانواده، و تعيين ويژگىهاى شخصيتى افراد بسيار دخيل است؛ چرا كه حالات مزاجى و عقلى و جسمى پدر و مادر در فرزندشان مؤثر مىافتد. بنابراين اسلام از ازدواجهاى بىتأمل و شتابزده برحذر مىدارد و از دختر و پسر مىخواهد پيش از گزينش كسى براى ازدواج، درباره او خوب كندوكاو كنند تا بعد پشيمان نشوند.
2 - شروط و آداب همبسترى. اسلام براى پاكى روحى و عقلى و جسمى پدر و مادر در موقع انعقاد نطفه، دستورها و هنجارهايى دارد كه رعايت آنها سلامت فرزند را تأمين مىكند.
3 - شير دادن. چنان كه گذشت، شير نقش برجستهاى در رشد شيرخوار دارد و اين تأثير گذارى از دو طريق است:
الف) ويژگى هاى شخصيتى شير دهنده؛
ب) خوراك شير دهنده.
روش دوم، معطوف به اصلاح محيط است كه پيش از اشاره به آن، پارهاى از ملاحظات در خور توجه است:
الف) اين قواعد، براى دوره كودكى دوم و بلوغ و نوجوانى است و مبيّن اهميت تربيت جنسى در اسلام است؛
ب) اين قواعد، هم، جنبه پيشگيرانه دارد و هم جنبه درمانى؛ بنابراين مربى مسلمان مىتواند از اين قواعد براى تربيت در كودكىِ دوم بهره گيرد و مانع گرفتارى كودك به نابهنجارى جنسى شود و نيز مىتواند پس از بلوغ و نوجوانى، براى درمان نابهنجارى رفتار جنسى نوجوان از آنها سود ببرد.
ج) اين قواعد، تنها در صورتى براى خانواده و جامعه داراى اثر مثبت است كه همگى براى اجراى آنها در زندگى بكوشند؛ اما اگر پارهاى از نهادهاى اجتماعى از اين كار سر باز زنند، رسيدن به هدف دشوار مىشود. با اين حال، اهميت ندادن برخى از نهادها به اين مهم، عذرى براى سرباز زدن ديگران از انجام دادن آنها نمىشود.
د) لازمه اجراى اين قواعد، رعايت اصل تفاوتهاى فردى در فرايند تربيت است؛ به ويژه تفاوتهاى ميان دختران و پسران.
قواعد عملى كه براى اصلاح رفتار جنسى از راه اصلاح محيط بايد اعمال شود، بيشتر پيشگيرانه است. اين قواعد عبارتند از:
1 ـ آموزش هنجارى شرعى به كودك مميز؛
2 ـ اجازه گرفتن براى وارد شدن به محل استراحت پدر ومادر؛
3 ـ رعايت اصول پوشش از سوى پدر و مادر و فرزند؛
4 ـ پوشيده داشتن رفتار جنسى، به ويژه عمل زناشويى از كودك؛
5 ـ جدا كردن بستر و اتاق خواب فرزندان؛
6 ـ تأمين خانه مناسب براى زندگى؛
7 ـ دور نگه داشتن كودك از هر گونه عامل برانگيزنده جنسى، مثل نشاندن دختر بچه روى زانوى بيگانه، خوددارى پدر و مادر از معاشقه در حضور كودك، پرهيز افراد بالغ از بوسيدن كودكان جنس مخالف و مميز، نخوابيدن كودكان در زير رو انداز واحد، پرهيز از آراستن پسر به لباس زنان؛
8 ـ توجه كافى به پديده بلوغ زودرس؛
9 ـ راهنمايى كودك مميز براى بهره ورى درست از وقت خود، كه از چند نظر اهميت دارد:
الف) دور داشتن كودك از پرداختن به امورى كه برانگيزنده گرايش جنسى است؛
ب) فراهم آوردن پرورش جسمى كودك و كسب مهارتهاى حركتى چون شنا و...؛
ج) مطالعه مستمر و هدف دار براى پرورش فرهنگى و قدرت تفكر كودك؛
د) پرداختن به فعاليتهاى تفريحى؛
ه) پرورش روحيه دوستى ميان كودكان و پرورش روحيات اجتماعى آنها؛
و) آموزش كودك براى بهره ورى بهينه از وقت و شكوفايى استعدادهاى كودك؛
10 ـ آشنا كردن كودك با امور حرام و حلال در زمينه مسايل جنسى؛
11 ـ ازدواج در اولين فرصت ممكن.
نظام تربيتى اسلام دختر و پسر بالغ را به خود وا نمىگذارد و آنها را در انجام وظايف خود، به ويژه در حوزه مسايل جنسى راهنمايى مىكند.
اگر پدر و مادر و مربيان، افراد را براى ورود به دوره بلوغ آماده كرده باشند، فرد بالغ با تكاليف، مشكلات، شادىهاى و خوشىهاى بلوغ به شايستگى برخورد مىكند، اما، چنانچه براى اين مرحله درست پرورش نيافته باشد، دچار مشكلات روحى مىشود و در انجام وظايف خود ناتوانى نشان مىدهد و اگر مربيان نتوانند هر چه زودتر به او كمك كنند، گرفتار مشكلات فراوانى خواهد شد.
پيدايش نيروى جنسى در انسان، تحولى حياتى است كه فرد را براى پذيرش مسئوليتهاى تازه مهيا مىكند. اسلام اين توانايى را ارج مىنهد و براى بهرهگيرى درست و بهينه از آن، هنجارهايى عرضه مىكند تا گذشته از به كارگيرى اين نيرو، از بهداشت روانى فرد هم محافظت شود. پاسخگويى درست به اين نياز، خواست اسلام است. هرگاه مسلمانى با عنايت به خواست اسلام، در پى پاسخ به ميل جنسى خود برآيد، آرامش مىيابد و بهداشت روانى او تأمين مىشود. از نگاه اسلام، بهترين راهكار ازدواج است؛ زيرا ازدواج، فرد را بر نيروى جنسى خود مسلط مىكند.
از اين گذشته، از راه ازدواج است كه نيروى جنسى پايهاى براى پاسخگويى به بسيارى از ديگر گرايشات سرشتى آدمى مىشود. خواستهايى چون اراده، خانواده، داشتن فرزند، عشق ورزيدن به ديگران و احساس محبوبيت. براى آن كه ازدواج، به راستى بهداشت روانى زن و شوهر را حفظ كند، بايد ويژگىهايى داشته باشد كه از مهمترين آنها، آگاهى زن و شوهر از قواعد روابط صحيح است. زن وشوهر بايد روانشناسى يكديگر را بدانند و خانواده را بر اساس اخلاق و تربيت اسلامى بنا نهند و با وظايف خود در برابر يكديگر آشنا و در انجام آنها كوشا باشند.
اما گاه، ازدواج ميسر نمىشود. اسلام در اين گونه موارد، پاكدامنى و خويشتن دارى را لازم مىداند و دستور مىدهد پاسخ به غريزهى جنسى را به آينده واگذاريم. اسلام براى حفظ عفت و پاكدامنى افراد، از مربيان مىخواهد در تربيت افراد از آغاز كودكى بكوشند، تا روح كودك با پاكدامنى خو بگيرد و در برابر نيروى جنسى خوار نشود. پس از بلوغ، تقوا و پرهيزگارى و اطاعت از خداوند و نيز استفاده از عوامل كاهش دهنده فشار جنسى است كه ياور مسلمان در بهداشت جنسى و روانى و نيز گريز از گناه است.
با آنكه ازدواج براى كاهش تنشهاى روانى مفيد است، اما عدهاى از همسران به وظايف خود عمل نمىكنند. بنابراين سازگارى و توافق كافى ميان آنها پديد نمىآيد و از پاسخگويى درست به ميل جنسى يكديگر ناتوانند واين خود آغاز مشكل است. اسلام براى پيشگيرى از پيدايش اين ناگوارىها در زندگى زناشويى، آگاهىهاى جنسى را براى نوجوانان ضرورى مىداند. مربيان و پدران و مادران مسلمان، بايد به آموزش درست و بهنگام مسايل و آداب و اخلاق جنسى به نوجوانان بپردازند.
آداب و قواعدى در شرع مقدس براى تحكيم خانواده و حسن روابط زن و شوهر وضع شده است. پيش از شرح اين آداب و اصول، چند نكته را گوشزد مىنماييم:
1 ـ سلامت و انسجام نظام خانواده، در گرو روابط جنسى شايسته ميان زن و شوهر و نيز حقوق ديگرى است كه رعايت آنها به تحكيم روابط ميان زن و شوهر كمك بسيار مىكند. اسلام اين حقوق را به رسميت شناخته و براى آنها هنجارهايى وضع كرده است.
2 ـ اسلام تنها به روابط ميان زن و شوهر در خانه نپرداخته است، بلكه براى روابط زن و مرد در محيطهاى گوناگون اجتماعى، هنجارهايى دارد كه لازم است دقيقا رعايت شود تا از اين راه، هم خانواده سالم بماند و هم جامعه در امان باشد.
آداب و اصول زناشويى در اسلام بسيار است كه تنها به برخى از آنها اشاره مىكنيم: - پاسخ به خواهش جنسى همسر كه مرد و زن جز با عذر شرعى حق ندارند از آن سرباز زنند.
- آمادگى عاطفى و روحى زن و مرد براى مقاربت؛ اين امر براى زنان بسيار مهمتر از مردان است و ديرتر دست مىدهد. مرد بايد به وظايف خود براى برانگيختن جنسى همسرش اقدام كند و او را نيز همانند خودش به حالت ارگاسم برساند.
- گشنى بايد به دور از چشم ديگران باشد تا بازتاب منفى نداشته باشد.
- از نظر اسلام، زن و شوهر لازم است به گشنى تنها به ديد رفتار جنسى ننگرند و به آن رنگ معنوى دهند؛ يعنى با نام خدا شروع كنند. با وضو باشند؛ دعاهاى مأثور بخوانند؛
- زن و مرد بايد از خشونت در گشنى بپرهيزند؛ عشق ورزى داشته باشند
- زن و مرد بايد براى حفظ نيروى جنسى، از تغذيه مناسب غافل نمانند.
تعاليم اسلام، سراسر زندگى فردى و اجتماعى را دربر مىگيرد و در انديشه پى نهادن جامعهاى برتر و نمونه است؛ بنابراين هم چنان كه به مسايل خانواده و روابط زن و شوهر توجه دارد، به آنچه در بيرون از خانواده مىگذرد نيز مىپردازد. نظام تربيتى اسلام، براى دورى افراد از محركهاى خارج از دايره ازدواج و زناشويى، بر سه نكته تأكيد مىكند:
1 - پاكيزگى روحى، از راه پرورش عنصر تقوا؛
2 - از ميان برداشتن محركهاى جنسى اجتماعى؛
3 - فراهم كردن امكان پاسخ گويى مشروع به ميل جنسى؛
اسلام براى تنظيم روابط زن و مرد به مفهوم عام آن، ضوابط فردى و اجتماعى پيشگيرانه و درمانى وضع كرده است تا رفتار فردى و اجتماعى را در جامعه سامان دهد.
1 - احساس استقلال و خودباورى و رشد اعتماد به نفس و رهايى از پيروى از ديگران و ايجاد شخصيت فرهنگى در زن و مرد مسلمان؛
2 - افزايش مصونيت از لغزش فرد مسلمان؛ اين امر، زمينه ساز حفظ استقلال شخصيت فرد است؛
3 - هر فرد مسلمان در حالى كه با رعايت ضوابط اخلاق جنسى به خود ارزشمندى مىرسد و لذت روحى مىبرد، از فشار تمايل به خود نمايى و جلب توجه ديگران آزاد مىشود؛
4 - اجر و پاداش الهى دريافت مىكند؛
5 - رعايت اين قواعد در فرد مسلمان موجب پرهيز از رفتارهاى جنسى نابهنجار مىشود.
1 - فردى كه اين ضوابط را گردن ننهد، در روابط جنسى برخلاف نظام ارزشى خود، يعنى ضوابط و شئون اسلامى عمل مىكند و احساس مسئوليت در برابر خداوند در او مىميرد و چنان رفتار مىكند كه گويى خداوند ناظر بر بندگانش نيست؛
2 - به بيمارىهايى چون تعارضات و تنشهاى روانى گرفتار مىشود.
رعايت موارد زير مىتواند فرد را از عواقب مشكلات روحى برهاند:
- كراهت نشستن در جايگاهى كه زنى تازه آنجا را ترك گفته است؛
- ممنوع بودن شوخى و مزاح از سر شهوت با جنس مخالف؛
- عدم گفت وگو با انگيزه جنسى با جنس مخالف ؛
- حرمت چشم چرانى و نظر بازى؛
- حرام بودن مصافحه با نامحرم؛
- كراهت خلوت گزينى با جنس مخالف؛
- لزوم رعايت حجاب و پرهيز از برهنگى و حرمت آراستن خويش براى نامحرمان.
دگرگونىهاى دوران بلوغ، نوجوانان را با مشكلات و دشوارىهاى زيادى روبهرو مىكند. اين مشكلات، در جوامع معاصر بيش از گذشته است و ممكن است سلامت و بهداشت روحى نوجوان را تحت تأثير قرار دهد. اين حالت را بحران نوجوانى ناميدهاند.
روانشناسان براى بررسى اين حالت در نوجوانان، تلاشها كردهاند و تفسيرها و تحليلهاى گوناگونى از آن عرضه داشتهاند. برخى گفتهاند اين حالت باز خورد طبيعى تحولات بيولوژيكى است كه در نوجوانى رخ مىدهد. «استانلى هال» نخستين كسى است كه چنين تفسيرى از بحران نوجوانى عرضه كرد. او نوجوانى و جوانى را مرحله دشوار عبور از وضع آغازين و پا گذاشتن به وضع پيشرفته مىداند.
از نظر «فرويد»، نوجوانى دوران نضج جنسى و برهه تحمل دشوارىهاى زندگى جنسى است. بدنبال او «اريك فروم» و «اريكسون» و... هر يك از بحران نوجوانى تفسير و تحليلى عرضه كردهاند كه از مطالعه مجموع آنها به دست مىآيد كه روان شناسان و روانكاوان به تلازم ميان بحران و نوجوانى، نگرش همسان ندارند.
با بررسى رفتار نوجوانان در محيطهاى اسلامى، مىتوان آنها را به دو گروه اصلى تقسيم كرد:
الف) نوجوانانى كه تقريبا رفتار بهنجار و سازگار با اخلاق اسلامى دارند؛
ب) كسانى كه رفتار نابهنجار و مشكلات جنسى و شخصيتى دارند.
تفاوت نوجوانان در ميزان و نوع مشكلات با يكديگر، تا حدود زيادى به فرهنگ و نظام ارزشى حاكم بر جامعه باز مىگردد. هر چه اين فرهنگ و ارزشها كمتر مورد پذيرش قرار گيرند، رفتار نوجوان بيشتر دچار آشفتگى و نابهنجارى خواهد شد.
در فرهنگ اصيل اسلامى و بر اساس آموزشهاى اسلام، نوجوان در برابر نيازهاى جنسى خود دو راه در پيش دارد: يكى ازدواج و در غير اين صورت، پرهيزگارى و به تأخير انداختن پاسخگويى به نياز جنسى تا وقت مقتضى و تلاش براى آرام كردن و كاهش دادن ميل جنسى از راه عبادت و فعاليتهاى اجتماعى و تفريحى.
نخست، دو نكته را يادآور مىشويم:
1 ـ نوجوانى مرحله پويايى و نيكى و از بهترين برهههاى زندگى است كه مىتوان از آن براى پرورش نسلى شايسته بهره گرفت. بر اين اساس، نوجوان، سركش و ويرانگر و هرزه و چالش آفرين نيست، بلكه نيازمند احترام و پذيرش و فرصت است. مربى بايد تنها مراقب و يار نوجوان باشد. نوجوان بايد آزادى ابداع داشته باشد و روحيه نقد در او رشد كند و در امور و مسايل ديدگاه مستقل داشته باشد، از تقليد گمراه كننده بپرهيزد و از تجربههاى خطرناك اجتناب ورزد. نوجوان نيازمند دين و الگوهاى دينى است.
2 ـ متون دينى، ديدگاه خوشبينانه روان شناسان به نوجوان را تأييد مىكنند و نوجوانى را دوران قدرت و استعداد و توانايى مىدانند. بنابراين از نگاه اسلام، نوجوانى سراسر خير است و مىتوان از آن براى پرورش انسانى ديندار و سالم بهره گرفت؛ زيرا روح نوجوان آماده پذيرش ارزشها و آرمانهاى برتر است. نوجوانى مرحله رشد عواطف دينى است. بايد با پرورش پاكدامنى و فضايل و دانش در نوجوان، نيروى جنسى را در او مهار كرد و به هيچ روى اجازه نداد نوجوان دچار انحرافات جنسى شود.
الف) جنبه پيشگيرانه كه از كودكى آغاز مىشود. اسلام دستور مىدهد از سه سالگى پارهاى از مفاهيم اعتقادى را به كودك القا كنيم و رفته رفته او را به كارها و خدمات نيك عادت دهيم تا در نوجوانى گرفتار دشوارى و بحران نشود.
ب) جنبه درمانى؛ مربى بايد بكوشد نوجوانانى را كه دچار بحران شدهاند، به حال عادى بازگرداند و رفتار و منش او را تعديل كند.
براى تحقق رشد متعادل شخصيت نوجوانان بايد به امور زير توجه كرد:
1 ـ نوجوانى، دوره مناسبى براى آغاز رشد و تكليف است و تنها برهه بلوغ جنسى به شمار نيست. از نگاه اسلام، نوجوانى مرحله پيدايش عواطف دينى و رشد جسمى و عقلانى است؛ بنابراين بايد با برنامهريزى شايسته و بهنگام نوجوان را يارى كرد.
2 ـ اسلام نوجوانى را دوره ملازمت و همراهى والدين و مربيان با نوجوان مىداند. اين همراهى به معناى مراقبت نوجوان براى سازگارى او با هنجارهاى اسلامى است. اين مصاحبت و همراهى، لازمه ناآزمودگى دوره نوجوانى است و بدون آن، نوجوان به رشد كافى و همه جانبه دست نمىيابد.
3 ـ نوجوان مسئول رفتار خويش است، چون آزادى و اختيار دارد. او بايد هويت خويش را بازيابد، لغزشهاى خود را جبران كند و مسير زندگى خويش را بيابد.
اسلام نوجوان را به جهاد با نفس فرا مىخواند واين كار، هم جنبه پيشگيرانه دارد و هم جنبه درمانى. جهاد با نفس، اراده نوجوان را آبديده مىكند و او را در برابر يورش شهوتها پايدار مىسازد و روند زندگى فرد را سامان مىبخشد.
4 ـ توصيههاى تربيتى اسلام، از پيدايش بحران در شخصيت نوجوان پيشگيرى مىكند. اين توصيهها و برنامهها، از آغاز چهار سالگى شروع مىشود و در آستانه بلوغ بيشتر مىشود.
آموزشهاى اسلام بر ميزان رشد عقلى فرد استوار است. تربيت جنسى فرد، عمدتا از كودكىِ دوم آغاز مىشود. در واقع، تربيت جنسى آموزش مقدماتى كودك است براى پذيرش مسئوليتهاى آينده او در حوزه رفتارهاى جنسى. اين آموزشها، بايد در نوجوانى و جوانى هم پى گرفته شود.
خودشناسى و خودسازى نوجوان، لازمه تعديل رفتار اوست. از اين گذشته، خودشناسى، مبنايى است كه فرايند جهاد بانفس بر آن استوار است. نوجوان براى آشنايى با ويژگىهاى عمومى رشد خود، بايد خودشناس باشد تا نهايتا خداشناس شود.
1 ـ القرآن الكريم
2 ـ الامام على، نهج البلاغه، تصنيف لبيب بيضون، منشورات دار أسامة كرم دمشق،دارالقلم بيروت.
3 ـ البار، محمد على، خلق الانسان بين الطب و القرآن، الدار السعودية للنشر والتوزيع،جده الطبعة الثالثه، 1981 م.
4 ـ البهى، سيد فؤاد، اُسس النفسية للنمو من الطفولة الى الشيخوخة، دارالفكر العربى،الطعة الثالثة، 1974 م.
5 ـ الحرّانى، الحسن بن على بن الحسن، تحف العقول عن آل الرسول، منشوراتمؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، الطبعة الخامسة، 1394 ه ـ 1974 م.
6 ـ الخوئى، السيد أبو القاسم، منهاج الصالحين، ج1 و2، دارالزهراء للطباعة والنشروالتوزيع، الطبعة الخامسة عشر 1401 ه ـ 1981 م.
7 ـ السترى، شيخ عبدالله، معتمد السائل، ج2.
8 ـ السنورسى، شوقى، صارح طفلك عن الجنس، منشورات جمعية دراسات الطفولةبامريكا، رياض، مؤسسه المعارف للطباعة والنشر، بيروت، الطبعة الاولى، 1965.
9 - الشهرستانى، عبدالرزاق، اُسس الصحّة و الحياة، مطبعة الآداب، النجف الاشرف،العراق، الطبعة الاولى 1971 م.
10 ـ الشيخ الصدوق، من لا يحضره الفقيه، دارالكتب الاسلامية، طهران، الطبعةالخامسة، 1390 ه .
11 ـ الشيخ الطوسى، الاستبصار، ج3.
12 ـ الشرابى، هشام، مقدمات لدراسة المجتمع العربى، الدار المتحدة للنشر، بيروت،الطبعة الاولى، 1975 م.
13 ـ الطوسى، الحسن بن الفضل، مكارم الاخلاق، منشورات مؤسسه الاعلمىللمطبوعات، بيروت، الطبعة السادسة 1392 ه ـ 1982م.
14 ـ عبدالله ناصح علوان، تربية الاولاد فى الاسلام، ج2، دارالسلام للطباعة والنشروالتوزيع، الطبعة السابعة 1974 م.
15 ـ عبدالرؤوف عبدالغفور، دراسات فى علم النفس الاسلامى، مكتب الاعلامالاسلامى، قم، الطبعة الاولى، 1404 ه .
16 ـ علم الدين، محمد، التربية الجنسية بين الواقع و علم النفس والدين، الهيئة المصريةالعامة للتأليف والنشر، القاهرة، 1970 م.
17 ـ العاملى، السيد محسن، وسائل الشيعة فى تحصيل الشريعة، ج4.
18 ـ عطوى، محسن محمد، الجنس فى التصور الاسلامى، دارالتعاريف للمطبوعات،بيروت 1402 ه .
19 ـ الغزالى،محمد، احياء علوم الدين، ج2، دار احياء الكتب العربية، القاهرة الطبعة.
20 - الغوضى، عبدالعزيز، اُسس الصحة النفسيه، مكتبة النهضة المصرية، القاهرة،الطبعة الخامسة، 1975 م.
21 ـ عبدالواحد، مصطفى، الاسلام والمشكلة الجنسية.
22 - فردريك كهن، حياتنا الجنسية، منشورات المكتب التجارى للطباعة والتوزيعوالنشر، بيروت، الطبعة الحادى عشر 1966 م.
23 ـ فتحى يكن، الاسلام والجنس، مؤسسه الرسالة، بيروت، الطبعة الثانية 1975 م.
24 ـ فلسفى، محمد تقى، الطفل بين الوراثة والتربية، دارالتربية، بغداد، الطبعة الثانية1389 ه ـ 1969م.
25 ـ القرشى، محمد باقر، النظام التربوى فى الاسلام.
26 ـ قطب، محمد، نهج التربية الاسلامية، ج2.
27 ـ محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، الدار الاسلامية، بيروت.
28 ـ المجلسى، محمد باقر، بحار الانوار.
29 ـ محجوب، عباس، مشكلات الشباب، والحلول المطروحة والحل الاسلامى، كتابالامة، قطر، الطبعة الاولى، 1406 ه ـ 1986 م.
30 ـ المدرسى، هادى، كيف تسعد الحياة الزوجية، دارالزهراء، بيروت.
31 ـ ــــــــ. ، العلاقات الزوجية، دار الزهراء، بيروت، الطبعة الاولى.
32 ـ مغنية، محمد جواد، الفقه على المذاهب الخمسة، دارالعلم للملايين، بيروت،الطبعةالاولى، 1960 م.
33 ـ المقدسى، ابن قدامة، مختصر منهاج القاصدين، مكتبة دارالبيان، توزيع مؤسسهعلومالدين للطباعة والنشر، دمشق، بيروت، 1398 ه ـ 1978م.
34 ـ وحيه، زين العابدين، الاسلام والتربية الجنسية، مكتبة المنار الاسلامية، الكويتالطبعة الثانية 1979 م.
35 ـ الوائلى، أحمد، من فقه الجنس فى قنواته المذهبية، مؤسسه أهل البيت، بيروت،طبعة 1406 ه ـ 1986 م.
36 ـ الهاشمى، السيد كامل، المعصية و آثارها فى الحياة الانسانية، الدار العالمية للطباعةوالنشر والتوزيع، بيروت، الطبعة الاولى، 1407 ه ـ 1987 م.
1. مكارم الاخلاق، ص223.
2. مكارمالاخلاق، ص209.