مجلات >تربيت اسلامي>شماره 8

شناسان

آقاى بهروز رفيعى كارشناس ارشد در رشته معارف اسلامى از محققان و اعضاى گروه علوم تربيتى مؤسسه حوزه و دانشگاه است كه تاكنون كتابها، مقالات و پژوهش‏هاى بسيارى را در زمينه‏هاى مختلف به جامعه علمى كشور ارائه كرده است.

از جمله تأليفات ايشان كتب زير را مى‏توان نام برد:

آراى دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مبانى آن (كتاب سال جمهورى اسلامى ايران، 1382)؛

كتاب‏شناسى توصيفى و تحليلى تعليم و تربيت اسلامى (كتاب سال حوزه، 1382)؛

كتاب‏شناسى توصيفى و موضوعى اخلاق، عرفان و تصوف اسلامى؛

ترجمه روش‏شناسى پژوهش در تربيت اسلامى اثر دكتر عبدالرحمن النقيب.

تربيت جنسى در اسلام*

ترجمه و تلخيص: بهروز رفيعى

«عضو گروه علوم تربيتى مؤسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه»

اهميت كند و كاو در تربيت جنسى

از نگاه علم و دين، كودك جز در حالت‏هاى غير طبيعى و استثنايى، فعاليت و رفتار جنسى بالفعل ندارد. با اين حال، اسلام براى پيشگيرى از پيدايش رفتار نابهنگام جنسى در كودكان و نيز درمان اين رفتار در آنان، پيش بينى‏هايى كرده است. تمهيدات اسلام براى تعديل غريزه جنسى و رفتار درست جنسى، به هيچ روى با ديگر جنبه‏هاى رشد در كودك ناسازگار نيست و حتى عامل تسهيل رشد كودك نيز مى‏باشد.

بسيار تأسف بار است كه پدران و مادران و مربيان مسلمان، مقوله بسيار با اهميت تربيت جنسى را فرو نهند، حال آنكه اسلام، تربيت جنسى را براى ساماندهى رشد رفتار جنسى در كودكان، لازم شمرده است. البته از نظر اسلام تربيت جنسى، بايد به وسيله والدين به كودكان آموزش داده شود و پدران و مادران نيز خود اصول و قواعد رفتار درست جنسى را بشناسند و رعايت كنند.

مربيان مسلمان بايد به ضرورت و اهميت ماهيت رفتار جنسى، بمثابه جزيى اساسى از برنامه عمومى تربيت اسلامى پى ببرند. تربيت پژوهان مسلمان هم بايد بكوشند تا هنجارها و اصول رفتار جنسى از ديدگاه اسلام را تبيين نمايند.

موضوع كاوش

مسلمانان، در سال‏هاى اخير با ناهنجارى‏هاى رفتارى بسيارى روبه‏رو هستند. اين نابهنجارى‏ها كه ميان مسلمانان و اصول و مبانى اعتقادى آنها جدايى افكنده است، بيشتر يا برخاسته از اوضاع و احوال ناشى از عقب ماندگى فرهنگى است كه جوامع اسلامى با آن دست به گريبانند و يا ناشى از تحولات اجتماعى ـ فرهنگى است كه در ميان مسلمانان در پى تحولات عظيم در جامعه جهانى رخ داده است. گاه نيز هر دو پديده در پيدايش اين ناهنجارى‏هاى رفتارى مؤثر بوده‏اند، از اين گذشته، ناآگاهى پدران و مادران و مربيان از هنجارى‏هاى اسلامى درباره مسايل جنسى، خود مزيد بر علت شده است.

بر مربيان مسلمان فرض است كه براى زدودن اين مشكلات، مخلصانه بكوشند و البته سرآغاز اين تلاش، فهم درست مبانى نظرى تربيت جنسى در اسلام است.

هدف پژوهش

اين پژوهش در پى شناسايى ديدگاه اسلام درباره مسايل جنسى است. هدف اصلى اين بررسى، آگاه كردن پدران و مادران از مسايل جنسى و رويكردهاى اسلامى بدان است.

روش تحقيق

اين مقاله با تكيه بر واقعيت‏هاى جامعه اسلامى و مراجعه به كتاب و سنت مى‏كوشد تا به سؤالات مطرح شده در اين زمينه پاسخ دهد تا توانايى دين در حل مشكلات جامعه و ساماندهى زندگى انسان امروز، روشن شود.

آشنايى با مسئله

معمولاً پژوهش‏هاى تجربى و نيمه تجربى براى آشنايى با چند و چون مسايل و مشكلات اجتماعى، از داده‏ها و روش‏هاى آمارى يارى مى‏گيرد، اما دستيابى به واقعيت از طريق آمار و ارقامِ درست و واقع نما دشوار است.

حال اگر موضوع پژوهش، اخلاقى و به ويژه رفتار جنسى باشد، پژوهش دشوارتر خواهد بود. زيرا مردم تلاش مى‏كنند، نابهنجارى‏هاى رفتارى در امور جنسى را به دلايلى پوشيده نگاه دارند. البته گاه جسته و گريخته آمار و ارقامى از اين‏جا و آن‏جا به دست مى‏آيد، اما اين‏ها به هيچ روى گوياى حقيقت نيست. از اين گذشته، همين داده‏هاى اندك نيز، گاه در لابه‏لاى پرونده‏ها پنهان مى‏ماند. بنابراين، پژوهشگر چاره‏اى ندارد مگر استناد به مشاهدات خود و آنچه كه در رسانه‏هاى گروهى انعكاس مى‏يابد.

آيا اسلام به رفتار جنسى نپرداخته است؟

اسلام به رفتار جنسى توجه كرده است و گواه آن، نصوص صريح دينى درباره تعديل رفتار جنسى و اصول و قواعد آن است. البته اسلام به پاسداشت اخلاق و حيا و ارزش‏هاى آن اهميت مى‏دهد، ولى اين به معناى بى توجهى اسلام به رفتار و تربيت جنسى نيست. بنابراين، اسلام، شئون جنسى انسان را ناديده نگرفته و سركوب نيروى جنسى را به هيچ روى روا نداشته است.

خانواده و مشكلات جنسى

شمارى از مردم، به ويژه نوجوانان و جوانان، اصول و قواعد تربيت جنسى از نگاه اسلام را نمى‏دانند و ممكن است رفتار بهنجار جنسى درستى نداشته باشند و ناآگاهانه دست به اعمالى بزنند كه حرمت شرعى دارد. در اين مورد، مسئوليت آگاه سازى نوجوانان و جوانان، به عهده والدين و مربيان است. صاحب نظران نيز مى‏توانند با پژوهش و تأليفات مناسب در زمينه تربيت جنسى به آنان كمك كنند.

عوامل تربيت جنسى

عوامل گوناگونى دست به دست هم مى‏دهند تا رفتار جنسى نوجوان و كودك به كجروى منجر شود. پاره‏اى از اين عوامل از اين قرار است:

1. ناآگاهى پدران و مادران و مربيان از تربيت جنسى، كه خود موجب عدم آموزش فرزندان در زمينه هنجارهاى تربيت جنسى از ديدگاه اسلام مى‏شود.

2. رفتارهاى جنسى نادرست والدين و بدآموزى كودكان و نوجوانان از آنان، كه سبب ايجاد زمينه‏هاى انحراف در آنها مى‏شود.

3. آموزش ندادن آداب رفت و آمد به محل استراحت و خواب پدر و مادر به فرزندان، كه گاه به مشاهده رفتارهاى جنسى والدين مى‏انجامد و پيامدهاى شومى براى كودكان و نوجوانان دارد. پدر و مادر بايد به كودك بياموزند كه پيش از وارد شدن به محل استراحت ديگران، به ويژه والدين، اجازه بگيرند. تماشاى گروهى فيلم‏هاى ناپسند نيز موجب بلوغ زود رس و پيامدهاى ناگوار آن مى‏شود.

اگر خانواده‏ها با تربيت جنسى از منظر اسلام آشنا باشند و در عمل آن را به كار گيرند، گذشته از آن كه كودكان به بلوغ زودرس دچار نمى‏شوند، رفتارهاى جنسى آنها نيز در آينده بهنجار خواهد شد.

عوامل پيدايش انحرافات جنسى

روشن است كه انحراف جنسى در نوجوانان و كودكان، خود به خود و در خلاء پديد نمى‏آيد. اين امر، زاده عواملى چند است. عوامل پيدايش انحراف جنسى در كودكان و نوجوانان را، مى‏توان در امور زير خلاصه كرد:

1. اختلالات هورمونى

غده‏هاى درون ريز، موادى شيميايى به نام هورمون مى‏سازند. هورمون‏ها مستقيماوارد خون مى‏شوند. هر گونه كاهش يا افزايش اين هورمون‏ها، آشكارا بر رفتار، عواطف، احساسات و جسم انسان اثر مى‏گذارد.

رفتار جنسى انسان، با هورمون‏هاى جنسى كه از غده‏هاى تناسلى ترشح مى‏شوند، ارتباط دارد. پيدايش ترشحات هورمون جنسى در غده‏هاى تناسلى، با كوچك شدن و كاهش ترشحات هورمونى دو غده تيروئيد و تيموس ارتباط مستقيم دارد. تا زمانى كه اين دو غده فعالند، فعاليت جنسى در حالتى از كمون و بالقوگى است و با كاهش تدريجى وزن اين دو غده و افزايش رشد انسان، زمينه براى رشد غده جنسى فراهم مى‏آيد. كار هورمون‏هاى اين دو غده، غير فعال نگهداشتن غده‏هاى تناسلى تا پيش از نوجوانى است. بنابراين از آغاز بلوغ، كار اين غدد به پايان مى‏رسد.

حال اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر فعاليت جنسى در دوره كودكى به يمن وجود دو غده مذكور فعليت ندارد، چرا برخى از كودكان رفتار و فعاليت جنسى دارند؟

در پاسخ بايد گفت كه اين گونه رفتارها و فعاليت‏ها، برخاسته از رشد و بلوغ جنسى زودرس است كه پديده رشدىِ غير طبيعى و كمياب به شمار مى‏آيد. اين پديده رشدى كمياب، باز خورد اختلال در كار غده‏هاى كودكى (تيروئيد و تيموس) و در پى آن، فعال شدن نابهنگام غدد تناسلى در كودك است كه به پيدايش صفات ثانوى بلوغ مى‏انجامد و دلالت بر پيدايش نوجوانى در كودكى دارد.

بلوغ زودرس مى‏تواند با ناهنجارى‏هايى در رفتار جنسى همراه باشد؛ به ويژه اگر پدر و مادر و مربيان از اين امر آگاه نباشند و چنانكه بايد از كودك مراقبت نكنند. صورت بلوغ زودرس، واكنش‏هايى جنسى در كودك رخ مى‏دهد كه ممكن است در شخصيت او و روابطش با ديگران اثر سوء بگذارد.

2. عوامل زمينه ساز انحراف جنسى

سه عامل مى‏تواند در پيدايش اين آمادگى مؤثر باشد:

الف) ويژگى‏هاى مزاجى و اخلاقى پدر و مادر: ويژگى‏هاى اخلاقى و مزاجى والدين بر رفتار فرزندان اثر مى‏گذارد. اگر والدين، خصوصيات اخلاقى و مزاجى نامناسبى در زمينه جنسى داشته باشند، بر فرزندان آن‏ها اثر مى‏گذارد و در آن‏ها زمينه ناهنجارى در رفتار جنسى به وجود مى‏آورد.لذا اسلام با ازدواج با افراد بدنام موافق نيست.

ب) شير: كجروى‏هاى جنسى از راه شير نيز منتقل مى‏شود. در روايات بر لزوم طهارت زنى كه به بچه شير مى‏دهد تأكيد شده است. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله براى جلوگيرى از اين كجروى‏ها مى‏فرمايد: «فرزندانتان را از شير بدكاره و روان پريش دور بداريد، زيرا شير اثر دارد.»(1)

ج) اوضاع و احوال همبسترى: حالات همبسترى بر شخصيت و رفتار كودك آينده تأثير مى‏گذارد. آنچه هنگام انعقاد نطفه رخ مى‏دهد، بر شكل‏گيرى ويژگى‏هاى آتى فرزند اثر مى‏نهد. دانش نيز به تأثير نامطلوب همبسترى در حال مستى و حيض بر جنين پى برده است. توجه به مستحبات و مكروهات، مى‏تواند به شكل‏گيرى رفتار درست جنسى كمك نمايد. حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اندرزهايش به على عليه‏السلام به پاره‏اى از مستحبات و مكروهات هنگام انعقاد نطفه براى پرهيز از كجرفتارى فرزند، اشاره مى‏كند. از جمله در يكى از اندرزهايش مى‏فرمايد: «از سر شهوت به زنى ديگر، با همسرت جفت مشو.»(2) يعنى افكار فرد در زمان آميزش، مى‏تواند در آينده كودك تأثير بگذارد.

گفتنى است، عوامل زمينه ساز، آدمى را نسبت به عوامل طبيعى حساس‏تر و پذيراتر مى‏كند؛ به گونه‏اى كه هر چه آمادگى بيشتر باشد حساسيت و اثر پذيرى از محيط بيشتر خواهد بود. البته، اگر محيط خانوادگى و محيط اجتماعى سالم و پاك باشد، ممكن است اين آمادگى از حالات كمون بيرون نيايد و تعديل شود؛ اما اگر در محيط، محرك‏هاى گوناگون جنسى وجود داشته باشد، فعليت يافتن آنها به ناهنجارى‏هاى رفتار جنسى در فرد مى‏انجامد.

3. عوامل محيطى ـ تربيتى

عوامل انحرافات جنسى متعدد و متنوع است و نمى‏توان آنها را در يك يا دو عامل خلاصه كرد. بر اين اساس است كه در بيشتر پژوهش‏هاى روان شناختى و جامعه شناختى، محيط فاسد و روش‏هاى غلط تربيتى را عامل مشترك انحراف جنسى دانسته‏اند؛ چرا كه محيط فاسد و تربيت ناصحيح، در واقع دربردارنده شمارى ديگر از عوامل دخيل در انحراف جنسى هستند كه روى هم رفته، فضاى مناسبى براى فعليت يافتن انحرافات جنسى در افراد فراهم مى‏كنند. برخى از اين عوامل عبارتند از:

1 ـ تربيت جنسى نادرست

بيشتر پژوهندگان مسايل انسانى معتقدند روش‏هاى نادرست تربيتى عامل اصلى نابهنجارى رفتارى در همه زمينه هاست. بنابراين روش‏هاى نادرست تربيت و پرورش اجتماعى، به پيدايش ويژگى‏هاى نامناسب شخصيتى در انسان مى‏انجامد و زمينه ساز رفتارهاى نابهنجار در افراد مى‏شود.

محيط اجتماعى در شكل‏گيرى رفتار جنسى نابهنجار در كودكان و نوجوانان از خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعى آغاز مى‏شود و نهادهاى اجتماعى آن را تقويت مى‏كند. بزرگترين خطاى تربيت جنسى، پوشيده نگهداشتن مسايل جنسى لازم التعليم از كودكان هفت تا چهارده ساله است. اين در حالى است كه نظام تربيتى اسلام بسيار پيش از غرب، به تربيت جنسى كودك مميز اهتمام ورزيده است تا او بتواند با تحولات ناشى از رشد در مراحل آينده درست رو به رو شود.

2 ـ اتاق و بستر مشترك

رختخواب مشترك يا دست كم اتاق مشترك براى خوابيدن دختران و پسران و يا پدر و مادر و فرزندان، پديده ايست كه بيشتر در خانواده‏هاى فقير وجود دارد و باعث مى‏شود فرزندان با رفتار جنسى پدر و مادر آشنا شوند و گاه ميان خواهر و برادر و از سر تقليد از پدر و مادر، بى آنكه لذتى در ميان باشد، گونه هايى از معاشرت جنسى سر زند كه بسيار خطر آفرين است.

3 ـ تقليد رفتار جنسى كودك مميّز

در روايات از همبسترى در محلى كه كودك در آن باشد، منع شده است.

4 ـ كودك و پرسش‏هاى جنسى

آيا اگر كودكى از چگونگى زاده شدن و يا سؤالاتى از اين قبيل خود پرسيد، درست است كه با پرخاش يا بى اعتنايى روبه رو شود؟ اسلام هرگز اين گونه پرسش و پاسخ‏ها را ناپسند ندانسته است. اگر در اين زمينه، به پرسش كودكان پاسخ ندهيم، كودك پاسخ پرسش‏هاى خود را از روش‏هايى به دست مى‏آورد كه حاصلش ممكن است پيامدهاى خوبى نداشته باشد.

5 ـ برهنگى زن

اين امر در خانه و بيرون از آن، پيامدهاى ناگوارى دارد. در خانه نيز بايد احتياط كرد و حضور كودكان را فراموش نكرد و آن ها را چون عروسك بى ادراك و بى احساس نپنداشت؛ زيرا اين مسئله مى‏تواند بر رفتار آنها تأثير سوء بگذارد.

6 ـ بوسيدن لبهاى كودك

در پاره‏اى از خانواده‏ها، گاه براى بيان دوستى و ابراز محبت، لب‏هاى دختر و پسر مميز خود را مى‏بوسند. چنين رفتارى ممكن است موجب برانگيختگى جنسى شود و بايد از آن اجتناب كرد.

7 ـ استفاده از وسايل ارتباط جمعى

كوتاهى خانواده در نظارت بر استفاده كودك از وسايل ارتباط جمعى و تبليغات، به ويژه تلويزيون، مى‏تواند رفتار جنسى كودكان را تحت تأثير قرار دهد.

8 ـ دوستان ناباب

نوجوان به لحاظ ناآزمودگى، ممكن است در انتخاب دوست خوب دچار مشكل شود. دوست ناشايست، مى‏تواند شخصيت او را به انحراف كشانده و با گفته‏ها و كردارهاى جنسى خود وى را از راه راست به بيراهه بكشاند.

9 ـ تنگدستى و كوچكى خانه

پاره‏اى از خانواده‏ها با فقر دست به گريبانند و گاه اين مسئله بر رفتار جنسى آنها تأثير سوء به جا مى‏گذارد. اگرچه تنگدستى لازمه ناآگاهى از قواعد تربيت جنسى درست نيست، اما فقر، خواه ناخواه بر نوع تربيت و به ويژه تربيت جنسى اثر مى‏گذارد. يك اطاق براى خواب همه اعضاى خانواده، ناتوانى در خريد كتاب مناسب، استفاده از تلويزيون همسايه و... مسايل و مشكلاتى از جمله در زمينه جنسى به وجود مى‏آورد.

10 ـ تأثير آب و هوا بر بلوغ زودرس

دلايلى در دست است كه ثابت مى كند نوع آب و هوا در رشد رفتار جنسى دخيل است. مثلاً برخى از پزشكان معتقدند، سرما و گرماى محيطى در عادت ماهانه زنان تأثير دارد و آن را نامنظم مى‏كند. دختران در مناطق گرم زودتر از مناطق سرد به بلوغ جنسى و عادت ماهانه مى‏رسند. چنان كه پسران نيز در مناطق گرم زودتر از مناطق سرد بالغ مى‏شوند. پدر و مادر بايد به اين امر توجه داشته باشند و از تأثير محيط طبيعى بر بلوغ فرزند خود غافل نمانند و بلوغ زودرس فرزندان در مناطق گرمسير را در نظر بگيرند و پيش‏بينى‏هاى تربيتى لازم را براى هدايت رفتار جنسى آنها مبذول دارند و در آموزش هنجارهاى شرعى دوران بلوغ به فرزندان كوتاهى نكنند.

پاره‏اى از مسايل جنسى از نگاه اسلامى و غير اسلامى

متخصصان امور جنسى در غرب، پس از تلاش‏هاى بسيار تازه، به حقايقى دست يافته‏اند كه قرن‏ها پيش، اسلام به آنها پرداخته است؛ البته برخى از ديدگاه‏هاى اسلامى با نگرش غربيان درباره مسايل جنسى، سازگارى ندارد؛ اما روى هم رفته، برخى ديدگاه‏هاى مشترك بين اسلام و غرب در زمينه مسايل و رفتار جنسى وجود دارد كه از جمله مى‏توان به امور زير اشاره كرد:

اهميت آموزش جنسى به كودك

اسلام و دانشمندان معاصر در لزوم آموزش جنسى به كودكان در پيش از بلوغ همداستانند و پذيرفته‏اند اين آگاهى‏ها بايد از مرحله دوم كودكى آغاز شود تا كودك پيش از بلوغ، براى مواجهه با تحولات جسمى و روحى ناشى از بلوغ آمادگى پيدا كند.

نظام تربيتى اسلام بر پدر و مادر فرض مى‏داند كه هنجارهاى شرعى را به كودك مميز و در آستانه بلوغ بياموزند. دانشمندان غربى هم به‏آموزش‏هايى در زمينه امور جنسى تأكيد دارند. اما هدف، موضوع، روش و مواد آموزشى، تابع فرهنگ و باورها و ارزش‏هاى آنهاست. هدف از آموزش در اسلام، تعالى اخلاق، جلب رضايت خداوند و حمايت از كودك در برابر مشكلات جنسى است.

كودكى، دوران غير فعال بودن غريزه جنسى

پژوهندگان امور جنسى، درباره فعال يا غير فعال بودن غريزه جنسى در كودكى همنوا نيستند. «فرويد» معتقد است كودك احساس جنسى دارد، اما گروهى ديگر معتقدند، ساختار دستگاه تناسلى انسان چنان است كه در حالت طبيعى، پيش از بلوغ و در دوران كودكى هيچ احساس جنسى ندارد.

از نگاه اسلام، كودك در دوره كودكى اول، زندگى و رفتار جنسى ندارد؛ ولى براى تربيت جنسى كودك در اين مرحله نيز، قواعد و هنجارهايى وضع كرده است. دستورهاى شرع در اين مرحله به دلايل زير است:

1 ـ دستورهاى اسلام در اين زمينه، براى موارد غير طبيعى و استثنايى بلوغ، يعنى بلوغ زودرس است.

2 ـ اين دستورها مسبوق به روحيه تقليد در كودك است، زيرا تقليد ممكن است كودك را به تجربه جنسى كودكانه گرفتار كند.

3 ـ دستورهاى شرع در اين باره، والدين را مكلف مى‏كند، مراقب باشند كه كودك به رفتار جنسى تقليدى روى نياورد؛ زيرا كه اين عمل، عفت و طهارت او را در بلوغ به خطر مى‏افكند.

4 ـ نظام تربيت جنسى در اسلام، وجود فعاليت و رفتار جنسى در كودكىِ دوم را امرى احتمالى و از موارد استثنايى مى‏داند؛ بنابراين بهترين روش را در اختيار مربى مى‏نهد تا كودك را از زيان‏هاى انحراف در رفتار جنسى احتمالى باز دارد.

5 ـ تربيت جنسى در اسلام، بالغان را از رفتارهايى كه موجب بلوغ زودرس و انحراف در كودكان مى‏شود، باز مى‏دارد.

6 ـ گفتگو درباره مسايل جنسى، برخى از روانشناسان معتقدند، بايد با كودك درباره مسايل جنسى، بى‏پرده سخن گفت و واقعيات را بيان كرد. حتى بعضى پيشنهاد مى‏كنند پدر و مادر گاه در برابر كودك، برهنه شوند تا كودك واقعيت پيكر آدمى را شناسا شود، گر چه برخى ديگر با آن مخالفند.

اسلام مى‏خواهد كودك مميز با حقايق وجودى پيكر خويش آشنا شود؛ اما اين كار آداب و اخلاقى دارد كه بايد پاس داشته شود. در نظام تربيت جنسى در اسلام، بايد پرسش‏هاى جنسى كودك را پاسخ درست و منطقى داد و از كنايه و مجاز هم در پاسخ كمك گرفت. چنان‏كه در قرآن و احاديث، با واژگان بسيارى كه مفهوم جنسى دارند، روبه‏رو مى‏شويم كه كودكان از خواندن آنها منع نشده‏اند.

احساس شرم و برهنگى

برخى از دانشمندان، بر پرورش حيا و عفت در كودكان تأكيد مى‏كنند، در حالى كه برخى ديگر مثل «راسل» مى‏گويند: لازم است كودك، پدر و مادر و خواهر و برادر خويش را برهنه ببيند.

اين موضع تند و افراطى با ديدگاه كسانى كه حيا و عفت را نشانه رشد يافتگى مى‏دانند، سازگار نيست. بر اساس اين ديدگاه، پدر و مادر حق ندارند در برابر كودك خود برهنه شوند.

نظام تربيتى اسلام، تأكيد دارد كه كودك از آغاز بر اساس حيا و عفت پرورش يابد و حتى نسبت به نگاه به كودك مميز و نگاه كودك مميز به ديگران، محدوديت‏هايى در نظر گرفته است.

جدا كردن رختخواب فرزندان

ديدگاه شمارى از روان شناسان مبنى بر جدا بودن اتاق خواب و بستر خواب فرزندان دختر از پسر و جدايى بستر خواب فرزندان همجنس از يكديگر، با نگرش اسلام در اين زمينه هماهنگى دارد.

كودكانى كه بستر خواب مشترك دارند، در معرض تماس‏هاى جسمى قرار دارند و اين امر آنها را به شوخى‏هاى جنسى وا مى‏دارد. بهتر است اتاق خواب دختران و پسران، بعد از پنج سالگى از هم جدا باشد. اين اقدام، رفتارى پيشگيرانه از پيدايش انحراف جنسى در كودكان است و در نظام تربيتى اسلام دستورالعمل‏هاى فراوانى دراين‏باره يافت مى‏شود.

اجازه گرفتن

اسلام قرن‏ها پيش تأكيد كرده است كه بايد به كودك آموزش داد پيش از وارد شدن به استراحتگاه والدين اجازه بگيرد. هدف از اين دستور، پيشگيرى از رو به رو شدن كودك با صحنه‏هاى جنسى پدر و مادر و پيامدهاى آن است.

آموزش و آماده كردن بهنگام

ديدگاه گروهى از پژوهشگران كه مى‏گويند چون كودك به پايان دوران كودكى نزديك شود، بايد او را براى رو به رو شدن با دگرگونى‏هاى مهمى كه در دوران بلوغ در او رخ خواهد داد آماده كرد، با نگرش اسلام درباره لزوم عنايت به تربيت جنسى كودك و آماده كردن او براى رويارويى با تحولات روحى و جسمى دوران بلوغ مشابه است. اسلام به خطرهاى كوتاهى در آگاه كردن كودك از تحولات دوران بلوغ هشدار مى‏دهد و از والدين مى‏خواهد پيش از بلوغ و در اواخر كودكى دوم، هنجارهاى شرعى مانند: احتلام و نگاه به نامحرم و عادت ماهانه و طهارت و نماز و لمس قرآن كريم و... را به كودك مميز آموزش دهند و پرسش‏هاى جنسى او را بى پاسخ نگذارند. در اين كار، پدر بايد به آموزش فرزند پسر و مادر به آموزش فرزند دختر بپردازد.

تربيت جنسى كودك مسلمان

تربيت جنسى در اسلام، جزوى از تربيت عمومى كودك است. اسلام به همه زمينه‏هاى رشد شخصى و شخصيتى كودك عنايت دارد. اسلام به پرورش و رشد همه زمينه‏هاى عقلى، روحى، عاطفى، اجتماعى و جنسى كودك، و هر آنچه كه به پرورش انسانى صالح مى‏انجامد، توجه دارد.

مفهوم تربيت جنسى

مربيان، تربيت جنسى از نگاه اسلام را، آشنا كردن فرد با هنجارهاى شرعى مى‏دانند؛ آن آشنايى كه راه پاكدامنى و برخورد مشروع و معقول با شهوت جنسى را نشان مى‏دهد. در فرآيند تربيت جنسى اسلامى، مربى، كودك را آموزش نظرى و عملى مى‏دهد. در آموزش نظرى، از مفاهيم جنسى و هنجارهاى شرعى آنها مى‏گويد و در آموزش عملى چگونگى طهارت، غسل جنابت، استبراء و... را آموزش مى‏دهد، و از آغاز كودكىِ دوم، بستر و اتاق خواب كودكان را از يكديگر جدا مى‏كند و خود در عمل از هر گونه رفتارى با منشأ جنسى، كه مخلّ شخصيت اخلاقى و جنسى كودك باشد، پرهيز مى‏كند و كودك را نيز از رفتارى كه به تحريك احساس جنسى او بيانجامد، باز مى‏دارد.

در تربيت جنسى، به حكم نص عام و شريف «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»، همه در تربيت نسل اسلامى كه آراسته به عفت و پاكدامنى و به دور از انحرافات جنسى باشند، اعم از خانواده، مدرسه، رسانه‏هاى گروهى، جامعه و... مسئولند.

براى تربيت‏جنسى بايد به اصالت‏هاى اسلامى بازگشت و در پى الگوهاى‏غربى نرفت.

ويژگى هاى تربيت جنسى در اسلام

كند وكاو در ويژگى‏هاى تربيت جنسى در اسلام، جزيى از كل نظام تربيتى اسلام است. على الاصول آنچه درباره نظام تربيتى اسلام صدق مى‏كند، درباره تربيت جنسى نيز صادق است. با وجود اين، تربيت جنسى ويژگى‏هايى دارد:

1 ـ تربيت جنسى در اسلام ربّانى است؛ يعنى اين جنبه از تربيت اسلامى نيز آبشخور الهى دارد و مربى و متربى در پرداختن به آن، مكلف و مأجورند. در اين فرآيند تربيتى، مربى مسلمان پيوسته در تلاش است تا رفتار جنسى را نيز رنگ عبادى دهد و خشنودى خداوند را نيز بجويد.

2 ـ تربيت جنسى در اسلام، انسانى است؛ چرا كه در اين نظام تربيتى همواره بر كرامت و حرمت و قداست انسان تأكيد مى‏شود. بنابراين افراد اجازه ندارند از سر شهوت، كرامت خود را زير پا گذارندو انسانيت خويش را با خواست‏ها و تمايلات فرومايه آلوده سازند.

3 ـ تربيت جنسى از نگاه اسلام استمرار دارد و تاپايان عمر به درازا مى‏كشد؛ آنچه را خانواده و مدرسه مى‏سازند، رسانه‏هاى گروهى بايد تقويت كنند و در ساير مراكز آموزشى استمرار يابد. استمرار در تربيت جنسى، شرط پيروزى است و بى آن تربيت كامل محقق نمى‏شود.

4 ـ واقع‏گرايى، ويژگى ديگر تربيت جنسى در اسلام است؛ اسلام در تربيت جنسى، به حقايق و گرايش‏هاى سرشتى انسان به امور جنسى توجه مى‏كند و نسبت به اين ميل انسانى رويكرد منفى ندارد وبا پندارهاى واهى، اين حقيقت ذاتى آدمى را سرپوش نمى‏نهد و دگرگون جلوه نمى‏دهد و خواستار سركوب آن نيست.

5 ـ آموزش گام به گام در تربيت جنسى، اصل ديگرى است كه نظام تربيتى اسلام به آن توجه كرده است. رعايت اصل تدريج، لازمه طبيعى تربيت جنسى و همگامى با مراحل رشد متربى است.

اصل تدريج در تربيت جنسى مبتنى بر نكات زير است:

الف) رعايت مراحل رشد جسمى و عقلى كودك و توجه به سطح ادراك او؛

ب) در نظر گرفتن جنسيّت. رشد جنسى دختر با پسر فرق مى‏كند و بنابراين لازم است، مربى مسايل جنسى را زودتر به دختر بياموزد؛ حال آن كه براى آموزش مسايل جنسى به پسر، فرصت بيشترى در اختيار دارد. دختر زودتر از پسر بالغ مى‏شود. كيفيت و كميت آموزش جنسى تابع رشد عقلى است كه در دختران و پسران وجود دارد.

مراحل رشد جنسى

اسلام تربيت جنسى را به سه دوره تقسيم كرده است كه به بيان دو دوره آن مى‏پردازيم.

1- دوره اول كودكى كه نزديك به هفت سال است. در اين دوره، كودك، بيشتر به بازى مى‏پردازد. در اين دوره كودك از نظر اسلام رفتار و احساس جنسى ندارد. البته از سن چهار سالگى احتمال دارد برخى از نمونه‏هاى رفتار جنسى، از سر تقليد از حركات و رفتار ديگران در كودك ديده شود، اما مسلم است كه اين كارها، ماهيت واقعى جنسى ندارد.

2- دوره پايانى كودكى كه هفت و گاه هشت سال به درازا مى‏كشد و به بلوغ و نوجوانى مى‏انجامد. اين مرحله پيش درآمد بلوغ است و كودك مى‏رود تا براى پذيرش تكاليف و هنجارهاى شرعى دوران بلوغ آمادگى پيدا كند.

در اسلام بر اهميت تربيتى اين دوره تأكيد بسيار شده است، زيرا اين دوره، آينده اخلاقى كودك را پى‏ريزى مى‏كند و اساس شكل‏گيرى زير ساخت‏هاى شخصيتى كودك را تشكيل مى‏دهد. دلايل اهميت اين دوره از اين قرار است:

الف) كودك به رشد عقلى مى‏رسد؛

ب) جنبه‏هاى بدنى، عاطفى، اجتماعى، اخلاقى و دينى وى رشد مى‏كند و كودك را براى پذيرش آموزش‏هاى شرعى آماده مى‏سازد؛

ج) اين مرحله مناسب‏ترين مرحله براى آموزش جنسى است. در اين دوره بايد:

1 ـ به فراگيرى رفتار و آداب اسلامى اعم از جنسى و غير جنسى بپردازد؛

2 - براى وا داشتن كودك به آموزش و پذيرش آداب و اخلاق اسلامى، بيشتر بايد از تقويت و پاداش استفاده كرد.

تربيت اسلامى و اصلاح رفتار جنسى

نظام تربيتى اسلام، برنامه‏هاى دقيقى براى مهار ميل جنسى دارد. از آن‏جا كه اين ميل فطرى در شخصيت عبادى انسان اثر بسزايى دارد، اسلام بر مهار آن پافشارى مى‏كند و موجبات پاكدامنى و عفت آدمى را فراهم مى‏آورد.

اسلام، اصلاح رفتار جنسى را براى افراد بالغ مهم‏تر مى‏شمارد؛ چرا كه افراد بالغ در خانواده، سرمشق رفتار جنسى كودكانند و بر رفتار و شخصيت جنسى فرزندان تأثير مى‏گذارند.

اصلاح رفتار جنسى، مجموعه‏اى از برنامه‏ها و تدابير و قواعد پيش گيرنده و يا درمان كننده در زمينه مسايل جنسى است كه براى اصلاح و تغيير رفتار جنسى به كار مى‏رود.

اصلاح رفتار جنسى به منزله عمل عبادى

مربيان با فعاليت‏هاى مربوط به تربيت جنسى، شخصيت مسلمان را پاس مى‏دارند و او را به تعادل روانى ـ رفتارى مى‏رسانند و با حلال و حرام امور جنسى آشنا مى‏كنند. بنابراين، اين كار عملى عبادى به شمار مى‏آيد. پس اگر مربيان مسلمان به اين امر نپردازند، گناهكارند و بايد در برابر خداوند بزرگ پاسخگو باشند و در صورت اهتمام به آن، پاداش مى‏گيرند. اصلاح رفتار جنسى به وسيله مربيان به چند دليل ضرورى است:

الف) ناآگاهى پدران و مادران و مربيان مسلمان از قواعد اسلامى تربيت جنسى؛

ب) كجرفتارى‏هاى جنسى در كودكان و نوجوانان، كه پدران و يا مادران فردايند و ممكن است از راه ناهنجارى‏هاى رفتار جنسى آنان نسل آينده نيز تباه شود؛

ج) رشد و پرورش پاكدامنى و ايجاد ملكات اخلاقى.

اسلام براى تحقق تربيت درست جنسى در كودكان و نوجوانان، به دو طريق به والدين كمك مى‏كند:

الف) دگرگونى و بهبودى نگرش بزرگسالان به رفتار جنسى؛

ب) رنگ معنوى و عبادى بخشيدن به رفتار جنسى در نگاه بزرگسالان.

برنامه‏هاى اصلاح رفتار جنسى

براى اصلاح رفتار جنسى افراد، مى‏توان از دو روش استفاده كرد:

1) اصلاح وراثتى

2) اصلاح محيطى

روش نخست

اصلاح وراثتى به طُرق ذيل قابل اجراست:

1 ـ گزينش همسر خوب. فراخوانى اسلام به اين كار، از آن روست كه ازدواج در تشكيل خانواده، و تعيين ويژگى‏هاى شخصيتى افراد بسيار دخيل است؛ چرا كه حالات مزاجى و عقلى و جسمى پدر و مادر در فرزندشان مؤثر مى‏افتد. بنابراين اسلام از ازدواج‏هاى بى‏تأمل و شتابزده برحذر مى‏دارد و از دختر و پسر مى‏خواهد پيش از گزينش كسى براى ازدواج، درباره او خوب كندوكاو كنند تا بعد پشيمان نشوند.

2 - شروط و آداب همبسترى. اسلام براى پاكى روحى و عقلى و جسمى پدر و مادر در موقع انعقاد نطفه، دستورها و هنجارهايى دارد كه رعايت آنها سلامت فرزند را تأمين مى‏كند.

3 - شير دادن. چنان كه گذشت، شير نقش برجسته‏اى در رشد شيرخوار دارد و اين تأثير گذارى از دو طريق است:

الف) ويژگى هاى شخصيتى شير دهنده؛

ب) خوراك شير دهنده.

روش دوم

روش دوم، معطوف به اصلاح محيط است كه پيش از اشاره به آن، پاره‏اى از ملاحظات در خور توجه است:

الف) اين قواعد، براى دوره كودكى دوم و بلوغ و نوجوانى است و مبيّن اهميت تربيت جنسى در اسلام است؛

ب) اين قواعد، هم، جنبه پيشگيرانه دارد و هم جنبه درمانى؛ بنابراين مربى مسلمان مى‏تواند از اين قواعد براى تربيت در كودكىِ دوم بهره گيرد و مانع گرفتارى كودك به نابهنجارى جنسى شود و نيز مى‏تواند پس از بلوغ و نوجوانى، براى درمان نابهنجارى رفتار جنسى نوجوان از آنها سود ببرد.

ج) اين قواعد، تنها در صورتى براى خانواده و جامعه داراى اثر مثبت است كه همگى براى اجراى آنها در زندگى بكوشند؛ اما اگر پاره‏اى از نهادهاى اجتماعى از اين كار سر باز زنند، رسيدن به هدف دشوار مى‏شود. با اين حال، اهميت ندادن برخى از نهادها به اين مهم، عذرى براى سرباز زدن ديگران از انجام دادن آنها نمى‏شود.

د) لازمه اجراى اين قواعد، رعايت اصل تفاوت‏هاى فردى در فرايند تربيت است؛ به ويژه تفاوت‏هاى ميان دختران و پسران.

قواعد عملى كه براى اصلاح رفتار جنسى از راه اصلاح محيط بايد اعمال شود، بيشتر پيشگيرانه است. اين قواعد عبارتند از:

1 ـ آموزش هنجارى شرعى به كودك مميز؛

2 ـ اجازه گرفتن براى وارد شدن به محل استراحت پدر ومادر؛

3 ـ رعايت اصول پوشش از سوى پدر و مادر و فرزند؛

4 ـ پوشيده داشتن رفتار جنسى، به ويژه عمل زناشويى از كودك؛

5 ـ جدا كردن بستر و اتاق خواب فرزندان؛

6 ـ تأمين خانه مناسب براى زندگى؛

7 ـ دور نگه داشتن كودك از هر گونه عامل برانگيزنده جنسى، مثل نشاندن دختر بچه روى زانوى بيگانه، خوددارى پدر و مادر از معاشقه در حضور كودك، پرهيز افراد بالغ از بوسيدن كودكان جنس مخالف و مميز، نخوابيدن كودكان در زير رو انداز واحد، پرهيز از آراستن پسر به لباس زنان؛

8 ـ توجه كافى به پديده بلوغ زودرس؛

9 ـ راهنمايى كودك مميز براى بهره ورى درست از وقت خود، كه از چند نظر اهميت دارد:

الف) دور داشتن كودك از پرداختن به امورى كه برانگيزنده گرايش جنسى است؛

ب) فراهم آوردن پرورش جسمى كودك و كسب مهارت‏هاى حركتى چون شنا و...؛

ج) مطالعه مستمر و هدف دار براى پرورش فرهنگى و قدرت تفكر كودك؛

د) پرداختن به فعاليت‏هاى تفريحى؛

ه) پرورش روحيه دوستى ميان كودكان و پرورش روحيات اجتماعى آنها؛

و) آموزش كودك براى بهره ورى بهينه از وقت و شكوفايى استعدادهاى كودك؛

10 ـ آشنا كردن كودك با امور حرام و حلال در زمينه مسايل جنسى؛

11 ـ ازدواج در اولين فرصت ممكن.

اصول تربيت جنسى افراد بالغ

نظام تربيتى اسلام دختر و پسر بالغ را به خود وا نمى‏گذارد و آنها را در انجام وظايف خود، به ويژه در حوزه مسايل جنسى راهنمايى مى‏كند.

اگر پدر و مادر و مربيان، افراد را براى ورود به دوره بلوغ آماده كرده باشند، فرد بالغ با تكاليف، مشكلات، شادى‏هاى و خوشى‏هاى بلوغ به شايستگى برخورد مى‏كند، اما، چنانچه براى اين مرحله درست پرورش نيافته باشد، دچار مشكلات روحى مى‏شود و در انجام وظايف خود ناتوانى نشان مى‏دهد و اگر مربيان نتوانند هر چه زودتر به او كمك كنند، گرفتار مشكلات فراوانى خواهد شد.

بهداشت روانى و چيرگى بر غريزه جنسى

پيدايش نيروى جنسى در انسان، تحولى حياتى است كه فرد را براى پذيرش مسئوليت‏هاى تازه مهيا مى‏كند. اسلام اين توانايى را ارج مى‏نهد و براى بهره‏گيرى درست و بهينه از آن، هنجارهايى عرضه مى‏كند تا گذشته از به كارگيرى اين نيرو، از بهداشت روانى فرد هم محافظت شود. پاسخگويى درست به اين نياز، خواست اسلام است. هرگاه مسلمانى با عنايت به خواست اسلام، در پى پاسخ به ميل جنسى خود برآيد، آرامش مى‏يابد و بهداشت روانى او تأمين مى‏شود. از نگاه اسلام، بهترين راهكار ازدواج است؛ زيرا ازدواج، فرد را بر نيروى جنسى خود مسلط مى‏كند.

از اين گذشته، از راه ازدواج است كه نيروى جنسى پايه‏اى براى پاسخگويى به بسيارى از ديگر گرايشات سرشتى آدمى مى‏شود. خواست‏هايى چون اراده، خانواده، داشتن فرزند، عشق ورزيدن به ديگران و احساس محبوبيت. براى آن كه ازدواج، به راستى بهداشت روانى زن و شوهر را حفظ كند، بايد ويژگى‏هايى داشته باشد كه از مهم‏ترين آنها، آگاهى زن و شوهر از قواعد روابط صحيح است. زن وشوهر بايد روان‏شناسى يكديگر را بدانند و خانواده را بر اساس اخلاق و تربيت اسلامى بنا نهند و با وظايف خود در برابر يكديگر آشنا و در انجام آنها كوشا باشند.

اما گاه، ازدواج ميسر نمى‏شود. اسلام در اين گونه موارد، پاكدامنى و خويشتن دارى را لازم مى‏داند و دستور مى‏دهد پاسخ به غريزه‏ى جنسى را به آينده واگذاريم. اسلام براى حفظ عفت و پاكدامنى افراد، از مربيان مى‏خواهد در تربيت افراد از آغاز كودكى بكوشند، تا روح كودك با پاكدامنى خو بگيرد و در برابر نيروى جنسى خوار نشود. پس از بلوغ، تقوا و پرهيزگارى و اطاعت از خداوند و نيز استفاده از عوامل كاهش دهنده فشار جنسى است كه ياور مسلمان در بهداشت جنسى و روانى و نيز گريز از گناه است.

اهميت آموزش و آگاهى‏هاى جنسى براى نوجوانان

با آنكه ازدواج براى كاهش تنش‏هاى روانى مفيد است، اما عده‏اى از همسران به وظايف خود عمل نمى‏كنند. بنابراين سازگارى و توافق كافى ميان آنها پديد نمى‏آيد و از پاسخگويى درست به ميل جنسى يكديگر ناتوانند واين خود آغاز مشكل است. اسلام براى پيشگيرى از پيدايش اين ناگوارى‏ها در زندگى زناشويى، آگاهى‏هاى جنسى را براى نوجوانان ضرورى مى‏داند. مربيان و پدران و مادران مسلمان، بايد به آموزش درست و بهنگام مسايل و آداب و اخلاق جنسى به نوجوانان بپردازند.

آداب روابط جنسى

آداب و قواعدى در شرع مقدس براى تحكيم خانواده و حسن روابط زن و شوهر وضع شده است. پيش از شرح اين آداب و اصول، چند نكته را گوشزد مى‏نماييم:

1 ـ سلامت و انسجام نظام خانواده، در گرو روابط جنسى شايسته ميان زن و شوهر و نيز حقوق ديگرى است كه رعايت آنها به تحكيم روابط ميان زن و شوهر كمك بسيار مى‏كند. اسلام اين حقوق را به رسميت شناخته و براى آنها هنجارهايى وضع كرده است.

2 ـ اسلام تنها به روابط ميان زن و شوهر در خانه نپرداخته است، بلكه براى روابط زن و مرد در محيط‏هاى گوناگون اجتماعى، هنجارهايى دارد كه لازم است دقيقا رعايت شود تا از اين راه، هم خانواده سالم بماند و هم جامعه در امان باشد.

آداب و اصول زناشويى در اسلام بسيار است كه تنها به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم: - پاسخ به خواهش جنسى همسر كه مرد و زن جز با عذر شرعى حق ندارند از آن سرباز زنند.

- آمادگى عاطفى و روحى زن و مرد براى مقاربت؛ اين امر براى زنان بسيار مهم‏تر از مردان است و ديرتر دست مى‏دهد. مرد بايد به وظايف خود براى برانگيختن جنسى همسرش اقدام كند و او را نيز همانند خودش به حالت ارگاسم برساند.

- گشنى بايد به دور از چشم ديگران باشد تا بازتاب منفى نداشته باشد.

- از نظر اسلام، زن و شوهر لازم است به گشنى تنها به ديد رفتار جنسى ننگرند و به آن رنگ معنوى دهند؛ يعنى با نام خدا شروع كنند. با وضو باشند؛ دعاهاى مأثور بخوانند؛

- زن و مرد بايد از خشونت در گشنى بپرهيزند؛ عشق ورزى داشته باشند

- زن و مرد بايد براى حفظ نيروى جنسى، از تغذيه مناسب غافل نمانند.

جنبه‏هاى روحى روابط جنسى در اسلام

تعاليم اسلام، سراسر زندگى فردى و اجتماعى را دربر مى‏گيرد و در انديشه پى نهادن جامعه‏اى برتر و نمونه است؛ بنابراين هم چنان كه به مسايل خانواده و روابط زن و شوهر توجه دارد، به آنچه در بيرون از خانواده مى‏گذرد نيز مى‏پردازد. نظام تربيتى اسلام، براى دورى افراد از محرك‏هاى خارج از دايره ازدواج و زناشويى، بر سه نكته تأكيد مى‏كند:

1 - پاكيزگى روحى، از راه پرورش عنصر تقوا؛

2 - از ميان برداشتن محرك‏هاى جنسى اجتماعى؛

3 - فراهم كردن امكان پاسخ گويى مشروع به ميل جنسى؛

اسلام براى تنظيم روابط زن و مرد به مفهوم عام آن، ضوابط فردى و اجتماعى پيشگيرانه و درمانى وضع كرده است تا رفتار فردى و اجتماعى را در جامعه سامان دهد.

جنبه‏هاى روان شناختى

1 - احساس استقلال و خودباورى و رشد اعتماد به نفس و رهايى از پيروى از ديگران و ايجاد شخصيت فرهنگى در زن و مرد مسلمان؛

2 - افزايش مصونيت از لغزش فرد مسلمان؛ اين امر، زمينه ساز حفظ استقلال شخصيت فرد است؛

3 - هر فرد مسلمان در حالى كه با رعايت ضوابط اخلاق جنسى به خود ارزشمندى مى‏رسد و لذت روحى مى‏برد، از فشار تمايل به خود نمايى و جلب توجه ديگران آزاد مى‏شود؛

4 - اجر و پاداش الهى دريافت مى‏كند؛

5 - رعايت اين قواعد در فرد مسلمان موجب پرهيز از رفتارهاى جنسى نابهنجار مى‏شود.

پيامدهاى عدم رعايت هنجارهاى اخلاقى ـ جنسى:

1 - فردى كه اين ضوابط را گردن ننهد، در روابط جنسى برخلاف نظام ارزشى خود، يعنى ضوابط و شئون اسلامى عمل مى‏كند و احساس مسئوليت در برابر خداوند در او مى‏ميرد و چنان رفتار مى‏كند كه گويى خداوند ناظر بر بندگانش نيست؛

2 - به بيمارى‏هايى چون تعارضات و تنش‏هاى روانى گرفتار مى‏شود.

راه‏هاى غلبه بر ناهنجارى‏هاى اخلاقى و جنسى

رعايت موارد زير مى‏تواند فرد را از عواقب مشكلات روحى برهاند:

- كراهت نشستن در جايگاهى كه زنى تازه آنجا را ترك گفته است؛

- ممنوع بودن شوخى و مزاح از سر شهوت با جنس مخالف؛

- عدم گفت وگو با انگيزه جنسى با جنس مخالف ؛

- حرمت چشم چرانى و نظر بازى؛

- حرام بودن مصافحه با نامحرم؛

- كراهت خلوت گزينى با جنس مخالف؛

- لزوم رعايت حجاب و پرهيز از برهنگى و حرمت آراستن خويش براى نامحرمان.

دوره بلوغ و نوجوانى

دگرگونى‏هاى دوران بلوغ، نوجوانان را با مشكلات و دشوارى‏هاى زيادى روبه‏رو مى‏كند. اين مشكلات، در جوامع معاصر بيش از گذشته است و ممكن است سلامت و بهداشت روحى نوجوان را تحت تأثير قرار دهد. اين حالت را بحران نوجوانى ناميده‏اند.

روانشناسان براى بررسى اين حالت در نوجوانان، تلاش‏ها كرده‏اند و تفسيرها و تحليل‏هاى گوناگونى از آن عرضه داشته‏اند. برخى گفته‏اند اين حالت باز خورد طبيعى تحولات بيولوژيكى است كه در نوجوانى رخ مى‏دهد. «استانلى هال» نخستين كسى است كه چنين تفسيرى از بحران نوجوانى عرضه كرد. او نوجوانى و جوانى را مرحله دشوار عبور از وضع آغازين و پا گذاشتن به وضع پيشرفته مى‏داند.

از نظر «فرويد»، نوجوانى دوران نضج جنسى و برهه تحمل دشوارى‏هاى زندگى جنسى است. بدنبال او «اريك فروم» و «اريكسون» و... هر يك از بحران نوجوانى تفسير و تحليلى عرضه كرده‏اند كه از مطالعه مجموع آنها به دست مى‏آيد كه روان شناسان و روانكاوان به تلازم ميان بحران و نوجوانى، نگرش همسان ندارند.

نوجوانان در جامعه اسلامى

با بررسى رفتار نوجوانان در محيطهاى اسلامى، مى‏توان آنها را به دو گروه اصلى تقسيم كرد:

الف) نوجوانانى كه تقريبا رفتار بهنجار و سازگار با اخلاق اسلامى دارند؛

ب) كسانى كه رفتار نابهنجار و مشكلات جنسى و شخصيتى دارند.

تفاوت نوجوانان در ميزان و نوع مشكلات با يكديگر، تا حدود زيادى به فرهنگ و نظام ارزشى حاكم بر جامعه باز مى‏گردد. هر چه اين فرهنگ و ارزش‏ها كمتر مورد پذيرش قرار گيرند، رفتار نوجوان بيشتر دچار آشفتگى و نابهنجارى خواهد شد.

در فرهنگ اصيل اسلامى و بر اساس آموزش‏هاى اسلام، نوجوان در برابر نيازهاى جنسى خود دو راه در پيش دارد: يكى ازدواج و در غير اين صورت، پرهيزگارى و به تأخير انداختن پاسخ‏گويى به نياز جنسى تا وقت مقتضى و تلاش براى آرام كردن و كاهش دادن ميل جنسى از راه عبادت و فعاليت‏هاى اجتماعى و تفريحى.

چند نكته براى رويارويى با بحران نوجوان

نخست، دو نكته را يادآور مى‏شويم:

1 ـ نوجوانى مرحله پويايى و نيكى و از بهترين برهه‏هاى زندگى است كه مى‏توان از آن براى پرورش نسلى شايسته بهره گرفت. بر اين اساس، نوجوان، سركش و ويرانگر و هرزه و چالش آفرين نيست، بلكه نيازمند احترام و پذيرش و فرصت است. مربى بايد تنها مراقب و يار نوجوان باشد. نوجوان بايد آزادى ابداع داشته باشد و روحيه نقد در او رشد كند و در امور و مسايل ديدگاه مستقل داشته باشد، از تقليد گمراه كننده بپرهيزد و از تجربه‏هاى خطرناك اجتناب ورزد. نوجوان نيازمند دين و الگوهاى دينى است.

2 ـ متون دينى، ديدگاه خوشبينانه روان شناسان به نوجوان را تأييد مى‏كنند و نوجوانى را دوران قدرت و استعداد و توانايى مى‏دانند. بنابراين از نگاه اسلام، نوجوانى سراسر خير است و مى‏توان از آن براى پرورش انسانى ديندار و سالم بهره گرفت؛ زيرا روح نوجوان آماده پذيرش ارزش‏ها و آرمان‏هاى برتر است. نوجوانى مرحله رشد عواطف دينى است. بايد با پرورش پاكدامنى و فضايل و دانش در نوجوان، نيروى جنسى را در او مهار كرد و به هيچ روى اجازه نداد نوجوان دچار انحرافات جنسى شود.

راهنمايى‏ها بايد دو جنبه داشته باشد:

الف) جنبه پيشگيرانه كه از كودكى آغاز مى‏شود. اسلام دستور مى‏دهد از سه سالگى پاره‏اى از مفاهيم اعتقادى را به كودك القا كنيم و رفته رفته او را به كارها و خدمات نيك عادت دهيم تا در نوجوانى گرفتار دشوارى و بحران نشود.

ب) جنبه درمانى؛ مربى بايد بكوشد نوجوانانى را كه دچار بحران شده‏اند، به حال عادى بازگرداند و رفتار و منش او را تعديل كند.

براى تحقق رشد متعادل شخصيت نوجوانان بايد به امور زير توجه كرد:

1 ـ نوجوانى، دوره مناسبى براى آغاز رشد و تكليف است و تنها برهه بلوغ جنسى به شمار نيست. از نگاه اسلام، نوجوانى مرحله پيدايش عواطف دينى و رشد جسمى و عقلانى است؛ بنابراين بايد با برنامه‏ريزى شايسته و بهنگام نوجوان را يارى كرد.

2 ـ اسلام نوجوانى را دوره ملازمت و همراهى والدين و مربيان با نوجوان مى‏داند. اين همراهى به معناى مراقبت نوجوان براى سازگارى او با هنجارهاى اسلامى است. اين مصاحبت و همراهى، لازمه ناآزمودگى دوره نوجوانى است و بدون آن، نوجوان به رشد كافى و همه جانبه دست نمى‏يابد.

3 ـ نوجوان مسئول رفتار خويش است، چون آزادى و اختيار دارد. او بايد هويت خويش را بازيابد، لغزش‏هاى خود را جبران كند و مسير زندگى خويش را بيابد.

اسلام نوجوان را به جهاد با نفس فرا مى‏خواند واين كار، هم جنبه پيشگيرانه دارد و هم جنبه درمانى. جهاد با نفس، اراده نوجوان را آبديده مى‏كند و او را در برابر يورش شهوت‏ها پايدار مى‏سازد و روند زندگى فرد را سامان مى‏بخشد.

4 ـ توصيه‏هاى تربيتى اسلام، از پيدايش بحران در شخصيت نوجوان پيشگيرى مى‏كند. اين توصيه‏ها و برنامه‏ها، از آغاز چهار سالگى شروع مى‏شود و در آستانه بلوغ بيشتر مى‏شود.

آموزش‏هاى اسلام بر ميزان رشد عقلى فرد استوار است. تربيت جنسى فرد، عمدتا از كودكىِ دوم آغاز مى‏شود. در واقع، تربيت جنسى آموزش مقدماتى كودك است براى پذيرش مسئوليت‏هاى آينده او در حوزه رفتارهاى جنسى. اين آموزش‏ها، بايد در نوجوانى و جوانى هم پى گرفته شود.

خودشناسى و خودسازى نوجوان، لازمه تعديل رفتار اوست. از اين گذشته، خودشناسى، مبنايى است كه فرايند جهاد بانفس بر آن استوار است. نوجوان براى آشنايى با ويژگى‏هاى عمومى رشد خود، بايد خودشناس باشد تا نهايتا خداشناس شود.

فهرست منابع

1 ـ القرآن الكريم

2 ـ الامام على، نهج البلاغه، تصنيف لبيب بيضون، منشورات دار أسامة كرم دمشق،دارالقلم بيروت.

3 ـ البار، محمد على، خلق الانسان بين الطب و القرآن، الدار السعودية للنشر والتوزيع،جده الطبعة الثالثه، 1981 م.

4 ـ البهى، سيد فؤاد، اُسس النفسية للنمو من الطفولة الى الشيخوخة، دارالفكر العربى،الطعة الثالثة، 1974 م.

5 ـ الحرّانى، الحسن بن على بن الحسن، تحف العقول عن آل الرسول، منشوراتمؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، الطبعة الخامسة، 1394 ه ـ 1974 م.

6 ـ الخوئى، السيد أبو القاسم، منهاج الصالحين، ج1 و2، دارالزهراء للطباعة والنشروالتوزيع، الطبعة الخامسة عشر 1401 ه ـ 1981 م.

7 ـ السترى، شيخ عبدالله، معتمد السائل، ج2.

8 ـ السنورسى، شوقى، صارح طفلك عن الجنس، منشورات جمعية دراسات الطفولةبامريكا، رياض، مؤسسه المعارف للطباعة والنشر، بيروت، الطبعة الاولى، 1965.

9 - الشهرستانى، عبدالرزاق، اُسس الصحّة و الحياة، مطبعة الآداب، النجف الاشرف،العراق، الطبعة الاولى 1971 م.

10 ـ الشيخ الصدوق، من لا يحضره الفقيه، دارالكتب الاسلامية، طهران، الطبعةالخامسة، 1390 ه .

11 ـ الشيخ الطوسى، الاستبصار، ج3.

12 ـ الشرابى، هشام، مقدمات لدراسة المجتمع العربى، الدار المتحدة للنشر، بيروت،الطبعة الاولى، 1975 م.

13 ـ الطوسى، الحسن بن الفضل، مكارم الاخلاق، منشورات مؤسسه الاعلمىللمطبوعات، بيروت، الطبعة السادسة 1392 ه ـ 1982م.

14 ـ عبدالله ناصح علوان، تربية الاولاد فى الاسلام، ج2، دارالسلام للطباعة والنشروالتوزيع، الطبعة السابعة 1974 م.

15 ـ عبدالرؤوف عبدالغفور، دراسات فى علم النفس الاسلامى، مكتب الاعلامالاسلامى، قم، الطبعة الاولى، 1404 ه .

16 ـ علم الدين، محمد، التربية الجنسية بين الواقع و علم النفس والدين، الهيئة المصريةالعامة للتأليف والنشر، القاهرة، 1970 م.

17 ـ العاملى، السيد محسن، وسائل الشيعة فى تحصيل الشريعة، ج4.

18 ـ عطوى، محسن محمد، الجنس فى التصور الاسلامى، دارالتعاريف للمطبوعات،بيروت 1402 ه .

19 ـ الغزالى،محمد، احياء علوم الدين، ج2، دار احياء الكتب العربية، القاهرة الطبعة.

20 - الغوضى، عبدالعزيز، اُسس الصحة النفسيه، مكتبة النهضة المصرية، القاهرة،الطبعة الخامسة، 1975 م.

21 ـ عبدالواحد، مصطفى، الاسلام والمشكلة الجنسية.

22 - فردريك كهن، حياتنا الجنسية، منشورات المكتب التجارى للطباعة والتوزيعوالنشر، بيروت، الطبعة الحادى عشر 1966 م.

23 ـ فتحى يكن، الاسلام والجنس، مؤسسه الرسالة، بيروت، الطبعة الثانية 1975 م.

24 ـ فلسفى، محمد تقى، الطفل بين الوراثة والتربية، دارالتربية، بغداد، الطبعة الثانية1389 ه ـ 1969م.

25 ـ القرشى، محمد باقر، النظام التربوى فى الاسلام.

26 ـ قطب، محمد، نهج التربية الاسلامية، ج2.

27 ـ محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، الدار الاسلامية، بيروت.

28 ـ المجلسى، محمد باقر، بحار الانوار.

29 ـ محجوب، عباس، مشكلات الشباب، والحلول المطروحة والحل الاسلامى، كتابالامة، قطر، الطبعة الاولى، 1406 ه ـ 1986 م.

30 ـ المدرسى، هادى، كيف تسعد الحياة الزوجية، دارالزهراء، بيروت.

31 ـ ــــــــ. ، العلاقات الزوجية، دار الزهراء، بيروت، الطبعة الاولى.

32 ـ مغنية، محمد جواد، الفقه على المذاهب الخمسة، دارالعلم للملايين، بيروت،الطبعة‏الاولى، 1960 م.

33 ـ المقدسى، ابن قدامة، مختصر منهاج القاصدين، مكتبة دارالبيان، توزيع مؤسسهعلوم‏الدين للطباعة والنشر، دمشق، بيروت، 1398 ه ـ 1978م.

34 ـ وحيه، زين العابدين، الاسلام والتربية الجنسية، مكتبة المنار الاسلامية، الكويتالطبعة الثانية 1979 م.

35 ـ الوائلى، أحمد، من فقه الجنس فى قنواته المذهبية، مؤسسه أهل البيت، بيروت،طبعة 1406 ه ـ 1986 م.

36 ـ الهاشمى، السيد كامل، المعصية و آثارها فى الحياة الانسانية، الدار العالمية للطباعةوالنشر والتوزيع، بيروت، الطبعة الاولى، 1407 ه ـ 1987 م.



1. مكارم الاخلاق، ص223.

2. مكارم‏الاخلاق، ص209.