| مجلات >فصلنامه علوم سياسى>شماره 6 |
12 اكتبر1999 ژنرال مشرف
محمد اكرم عارفى
پيشينه تاريخى
پاكستان، كشورى استباجمعيتى حدود صد و چهل ميليون نفر و تقريبا 800000 كيلومتر مربع مساحت در جنوب شرق ايران كه در سال1947 ميلادىاستقلال خود را از هند به دست آورده و به عنوان يك كشور مستقل، رسمابر روى نقشه سياسى جهان ظاهر گرديد. استقلال پاكستان پس از يك دورهمبارزه و مذاكرات سخت و طولانى با دو حريف قدرتمند; آن يعنى«هندوها» و «انگليسىها» به دست آمد. سازماندهى نهضت استقلالخواهانه مسلمانان هند را حزب «مسلم ليگ» كه قوىترين تشكل سياسىمسلمانان شبه قاره در نيمه اول قرن 20 به شمار مىآمد بر عهده داشت.
«مسلم ليگ» در بيست و هفتمين نشستخود كه از 22 تا 24 مارس 1940در لاهور برگزار شد مساءله تشكيل دولت مستقل پاكستان; شامل ايالات ومناطق (اكثريت) مسلمان نشين را رسما به تصويب رسانيد.
قطعنامه1940 لاهور، در واقع زيربناى مبارزات مسلم ليگ را تا سال1947 شكلداد و در سوم ژوئن سال1947 نقشه عملى تقسيم هند به دو كشور پاكستانو هند دقيقا از سوى مسلم ليگ مشخص شده و به راى مردم ايالات مسلماننشين اين كشور گذاشته شد. نخست وزير وقت انگلستان نيز همزمان با اينتحركات، طى سخنانى در پارلمان كشورش برنامه عقب نشينى كامل نيروهاىدولتخود را از شبه قاره اعلام نموده و طرح تقسيم شبه قاره را برمبناى نقشه تعيين شده از سوى مسلم ليگ در پارلمان انگليس به تصويبرساند. او همچنين تاريخهاى 14 و 15 اوت همين سال را به ترتيب براىروز اعلام رسمى استقلال پاكستان و هند تعيين نمود. سرانجام مسلمانانشبه قاره تحت تشكل مسلم ليگ در 14 اوت1947 به ديرينهترين آرزوى خوددستيافته و ايجاد يك دولت مستقل اسلامى را در سطح جهان اعلام نمودند.
در فرداى روز استقلال، محمد على جناح، قائد و رهبر نهضت استقلال، بهعنوان حاكم اعلاى پاكستان (شرقى و غربى) سوگند ياد نمود. او همچنينمرزهاى كشورش را به روى مسلمانان تازه واردى كه از ساير نقاط هندقصد مهاجرت به اين كشور نوبنياد را داشتند، باز گذاشت كه در نتيجهاين سياست تقريبا هفت ميليون نفر به اين كشور جديد التاسيس مهاجرتنمودند.
پس از ايجاد كشور مستقلى تحت عنوان «پاكستان» كه شاملپاكستان غربى (پاكستان كنونى) و شرقى (بنگلادش كنونى) هر دو مىشدتلاشهاى مقامات حزب حاكم مسلم ليگ در جهت ايجاد نظم و قانون و فعالنمودن ادارات و نهادهاى دولتى آغاز گرديد. اولين اقدام قانونى موءثردر زمينه نهادينه نمودن نظم و رفتار و ساختار سياسى ادارى جديد وتلاش براى تنظيم قانون اساسى براى كشور بود كه اولين قانون اساسىكشور در سال 1950، به تصويب شوراى قانونگذارى (دستورساز اسمبلى)رسيد.
اما اين قانون اساسى كه در واقع حكم پيش نويس قانون اساسىرا داشت داراى كاستىهاى بسيارى بود كه باعث اعتراضات گسترده مردم واحزاب گرديده و جامعيت آن را زير سوءال مىبردند. مهمترين نقص آن عدمپيش بينى تضمينهاى لازم براى ايجاد نظام اسلامى در كشور بود كه غفلتاز اين امر براى مسلمانان متدين و انقلابى كه هنوز شور مبارزه استقلالخواهانه را در دل داشتند، غير قابل تحمل مىنمود. اولين نخست وزيرپاكستان لياقت على خان براى رفع نواقص موجود در قانون اساسى و اسلامىكردن بيش از پيش كشور و دولت، در تاريخ 24 جنورى 1951 اجلاسى مركب از31 تن از علماى برجسته پاكستان در شهر كراچى ترتيب داد تا دربارهتدوين چارچوب قانون اساسى كشور بر مبناى اسلام به بحث و گفت و گوبنشينند. علماى شركت كننده در اجلاس كراچى، 22 اصل و ماده را بهعنوان اصول بنيادى قوانين كشور كه برگرفته از قرآن و سنتبودند بهتصويب رسانيده و به دولت ارائه دادند. اين اصول 22 گانه كه درپاكستان به «22 نكات» مشهور است، تا به امروز مورد احترام قانونگذاران اين كشور قرار دارد. آخرين قانون اساسى معتبر اين كشور،قانون اساسى سال1973 مىباشد كه به وسيله احزاب موجود در پارلمان،در دوران حكومت ذوالفقار على بوتو به تصويب رسيد. پاكستان پس از كسباستقلال از هند همواره در روابط خود با اين كشور با مشكل روبرو بودهاست مساله حل ناشده كشمير و پاكستان شرقى تا سال 1971، عامل اصلىظهور بحران در روابط دو كشور به شمار مىآمد. و تاكنون اين دو كشورهمسايه، سه بار بر سر اين دو نقطه بحرانزا، با يكديگر وارد جنگگرديدهاند. يك بار در سالهاى1947 و 1948 كه پس از اعلام الحاق كشميربه هند، دو طرف وارد جنگ شدند كه در نتيجه آن، دو سوم از كل خاككشمير، به تصرف نيروهاى هندى درآمد. درگيرى دوم بين پاكستان و هنددر سال 1965 وپس از اينكه چريكهاى مسلمان كشمير آزاد، وارد منطقهكارگيل تحتسلطه هند گرديدند، اتفاق افتاد. نيروهاى هندى در واكنشبه نفوذ چريكهاى مسلمان به منطقه كارگيل در اوايل سپتامبر 1965 ازدو جبهه كشمير و پنجاب به پاكستان هجوم آوردند. اين درگيرى 22 روزادامه يافتسرانجام دو طرف درگير بدون به همراه داشتن دستاورد خاصىو صرفا در پى درخواستشوراى امنيت در روز23 سپتامبر اعلان آتش بسكردند. اين بحران پس از امضاى معاهده صلح تاشكند در سوم ژانويه1966 رسما به پايان رسيد. بار سوم در سال 1971 بود كه پس از بروزاختلاف بين دو بخش پاكستان غربى و شرقى، هندىها به بهانه حمايت ازپاكستان شرقى (بنگلادش كنونى) وارد صحنه شده و با نيروهاى پاكستانغربى مستقر در آنجا به جنگ پرداختند. دامنه اين جنگ به سرعتبهمرزهاى پاكستان غربى نيز كشيده شده و دو طرف، وارد يك جنگ تمام عيارگرديدند. در اين جنگ، پاكستان 91 هزار نفر اسير داشت كه در نهايتباامضاى موافقتنامه سيملا در سوم ژوئيه 1972 صلح بين دو كشور برقرارشده و اسراى پاكستانى نيز به تدريج آزاد شدند.
نظام سياسى پاكستان، نظام فدرالى است كه از يك حكومت مركزى بنام ذ32]حكومت فدرال و چهار حكومت ايالتى در ايالات بلوچستان، سند، پنجاب وسرحد تشكيل يافته است. حكومت مركزى داراى سه قوه كاملا مستقل ازيكديگر است. رياست قوه مجريه را رئيس جمهور برعهده دارد كه او خودشاز طريق پارلمان كه مركب از مجلس شوراى ملى و سنا مىباشد، براى مدتپنجسال انتخاب مىشود. مقام پايينتر از رئيس جمهور در قوه مجريهمقام نخست وزيرى است كه رياست هياءت دولت را به عهده دارد. دومينقوه رسمى دولت فدرال، قوه مقننه است مركب از مجالس ملى و سنا. مجلسملى بر اساس قانون اساسى سال1973 داراى 200 عضو و مجلس سنا نيزداراى63 عضو است كه از هر ايالت چهارده نفر انتخاب شده با ضميمهپنج نفر از قبايلى علاقه و دو نفر از حوزه حكومت مركزى مجموعا اعضاىسنا را تشكيل مىدهند.
قوه سوم قوه قضائيه است كه از دادگاه عالىمركز و دادگاههاى عالى ايالات و دادگاههاى پايينتر تشكيل گرديده است.
و رياست دادگاه عالى توسط رئيس جمهور به صورت مادام العمر منصوبمىشود. حكومتهاى ايالتى نيز هر يك داراى قواى سه گانه مخصوص خودهستند كه در محدوده ايالات فعاليت مىنمايند. رياست هر ايالت رافرماندار يا حاكم اعلى (گورنر) به عهده دارد كه از سوى نخست وزير يارئيس جمهور دولت فدرال منصوب مىشود. هر ايالت همچنين داراى يككابينه است كه تحت نظر وزير اعلى انجام وظيفه مىنمايد.
نظام سياسىپاكستان به اعتبار حضور احزاب در آن در رديف نظامهاى دو حزبى قرارمىگيرد. اگرچه تعداد واقعى احزاب سياسى در اين كشور بسيار بيشتر ازاين تعداد است. اما تا به حال قدرت سياسى صرفا در انحصار دو حزببزرگ «مسلم ليگ» و «حزب مردم» قرار داشته است و احزاب ديگر بهدليل ضعف پايگاه مردمى نتوانستهدولت تشكيل دهند.
چنانچه اشاره گرديد احزاب و گروههاى سياسى بسيار متعدد و متنوعى در پاكستان حضور دارند كه هر يك داراى هويتى مستقل و شناسنامه تشكيلاتىجدا از هم بوده و در ايام انتخابات به صورت انفرادى و يا ائتلافى، بايكديگر به قابتبرمى خيزند. اين احزاب از لحاظ گرايشهاى فكرى وخطوط سياسى داراى تمايلات گوناگونى هستند كه اگر بخواهيم آنها را دريك سطح عامتر دسته بندى نماييم،مجموعا در سه رديف جاى خواهند گرفت:
الف احزاب دست راستى: يكى از ويژگيهاى بسيار مهم و قابل توجه درتمامى احزاب سياسى پاكستان نگرش مثبتيا حداقل بىطرفانه آنها نسبتبه مذهب است. شايد كمتر حزبى را در اين كشور مىتوان يافت كه ديدمثبتبه مذهب نداشته باشد. حتى احزاب چپ نيز از لحاظ تئورى و آئيننامه اى در راستاى مخالفتبا مذهب عمل نمىكنند. بنابراين، راست و چپبودن احزاب الزاما به معناى لائيك بودن آنها نخواهد بود.
احزاب دست راستى در پاكستان احزابى هستند كه خواهان سياستهاى اصلاحىتدريجى بر مبناى اصول اسلام و دموكراسى (منهاى سكولاريسم) در حوزهاقتصاد، سياست و فرهنگ مىباشند. اين نوع احزاب با اينكه خود رامنضبط به چارچوب دين و شريعت معرفى مىكنند، اما از لحاظ الگوىتوسعه، از دموكراسى غربى پيروى نموده و براى آزاديهاى مدنى احترامفوق العاده اى قائلند. از ميان احزاب موجود در اين كشور، حزب «مسلمليگ» و «حزبجمهورى پاكستان» (پاكستان جمهورى پارتى) از نمونه هاىبرجسته احزاب دست راستى به شمار مىآيند. «مسلم ليگ» در حقيقتاولين و باسابقهدارترين حزب سياسى در اين كشور است. مسلم ليگ در سال1906 ميلادى در داكا پايتختبنگلادش كنونى تاسيس شد و هدف خود رابهبودى روابط با انگليسيها و هندوها و نيز دفاع از حقوق مسلمانانذكر نمود. اين حزب با مبارزات پىگير خود سرانجام سبب كسب استقلالپاكستان از هند گرديد. قائد اعظم محمد على جناح، موءسس پاكستان ولياقت على خان نخست وزير او، از برجسته ترين رهبران «مسلم ليگ»بودند. «مسلم ليگ» اگرچه پس از محمد على جناح و لياقت على خاندچار اختلاف و انشعاب درونى گرديد. اما در عين حال تا انتخابات سال1970 به صورت مستقيم و يا غير مستقيم قدرت سياسى كشور را در دستداشت و بدون نگرانى از رقباى كوچكتر، به تصرف پستهاى كليدى در دولتادامه داده است. در اين سال «مسلم ليگ» با يك حريف قدرتمند ديگرىاز احزاب چپ روبرو شد كه در انتخابات همين سال به سختى از او شكستخورد و در واقع از اين تاريخ به بعد، نظام پارلمانى پاكستان از حالتتكحزبى خارج گرديده و به نظام دو حزبى تغيير ماهيت داد. بايد گفتهمان طورى كه «مسلم ليگ» اولين و بلكه تنها حزبى بود كه 52 سالپيش دولتى به نام پاكستان را در اين منطقه جغرافيايى جهان تشكيل دادو ساليان دراز بر آن حكومت راند. امروز آخرين حزبى است كه رهبر آننواز شريف توسط ارتش كنار زده مىشود. دومين حزب دست راستى اين كشور«حزب جمهورى پاكستان» (پاكستان جمهورى پارتى) است كه در سال1969ميلادى از ادغام چهار حزب كوچكتر به نامهاى «حزب نظام اسلام»،«عوامى ليگ»، جبهه دموكراتيك ملى و حزب انصاف (جستس پارتى) بهوجود آمد. «هدف اين حزب» ايجاد نظام اجتماعى خاصى بود كه در پرتوقرآن و سنتبر اصول اقتدار اسلامى، مساوات، اخوت جهانى و وقار اسلامىاستوار يافته باشد».
رهبرى اين حزب را نواب زاده نصر ا خان بهعهده دارد. او يكى از منتقدان سرسخت دولتها در گذشته بوده و هموارهدر انتخابات با ناكامى روبرو گرديده و خارج از دايره قدرت باقىمانده است. اعضاى اين حزب را بيشتر سياست مداران وكلاء و افسرانبازنشسته تشكيل داده اند. و از لحاظ موضع سياسى ثبات خاصى نداشتهو عمدتا به عنوان اپوزيسيون عمل مىكنند. ب احزاب دست چپى: احزابدست چپى موجود در جامعه پاكستان طيف گسترده اى را تشكيل مىدهند كهاز لحاظ گرايشهاى فكرى و سياسى تفاوتهاى زيادى با يكديگر دارند.
«حزب مردم» به رهبرى خانم بىنظير بوتو با شعار «اسلام»،«سوسياليزم» و «جمهوريت»، حزب تحريك استقلال با شعار نفى استثمارو نابودى فئوداليسم و برقرارى عدالت اسلامى و حزب «نيشنل عوامىپارتى» با شعارهاى تند ضد استعمارى و ضد امپرياليسم غربى و حمايتاز ناسيوناليسم قومى و نژادى (پشتونيسم و بلوچيسم و...) پا به صحنهمبارزه قدرت گذاشتند. اين احزاب در چند اصل با هم اشتراك نظر دارندكه همين نقاط اشتراكى، سبب تشكيل جبهه واحد چپ از سوى آنها گرديدهاست. اول اينكه تمامى اين احزاب حوزه دخالت دين در سياست را بسيارمحدود نمودهاند به طورى كه «تحريك استقلال» به رهبرى مارشال هوايىاصغر خان در اساسنامه حزبى خود آورده است. كه «حكومت در امور دينىمداخله نخواهد كرد».
دوم اينكه تمامى اين احزاب، حمايت از حقوقكارگران، دهقانان و طبقات محروم جامعه را در برابر سلطهاستثمارگونه ملاكين و زمين داران و سرمايه داران، در اولويت مبارزهخود قرار داده و هر يك ملت و توده هاى فقير را به جامعه آزاد، برابرو دور از استثمار و بهرهكشى نويد مىدهند. سوم اينكه احزاب چپ ازلحاظ پايگاه اجتماعى و مردمى عمدتا از حمايت طبقه واحدى برخوردارندكه عبارت است از: كارگران، دهقانان، دانشجويان و روشنفكران طبقهمتوسط. اگرچه ميزان پايگاه اجتماعى احزاب و يا دسته هايى كه از ميانيك طبقه يا دو طبقه اجتماعى (طبقه پايين و متوسط) از اين احزابحمايت مىنمايند در سطح برابر قرار ندارند. مثلا حزب مردم خانم بوتواز بيشترين حمايت مردمى برخوردار است. در حالى كه تحريك استقلالمارشال اصغر خان بيشتر از سوسياليستهاى تكنوكرات، ميانه روها وهواداران جناح راست و تعدادى از افسران قديمى تشكيل يافته است. وحزب عوامى نيشنل عبدالولى خان بيشتر از حمايت گروههاى قومى خاصىنظير پشتون و دهقان سند بهره مند مىباشد. به هر صورت رهبرى جناح چپدر رقابتهاى انتخاباتى در ستحزب مردم قرار دارد كه از اكثريتمردمى برخوردار مىباشد. حزب مردم در سال1967 به وسيله ذوالفقار علىبوتو پدر بىنظير بوتو تاسيس شد و در انتخابات 1970 اولين ثمرهپيروزى را چشيد و تا سال1977 بر پاكستان حكومت كرد. از سال1977 تا1988 حكومت نظامى ضياء الحق ادامه يافت و در اولين انتخابات آزادحزبى پس از حكومت نظامى ضياء الحق دوباره حزب مردم به رهبرى ائتلافجديد قدرت را در دست گرفت. از آن زمان تا به حال چهار بار قدرت ميان«حزب مردم» خانم بوتو و «مسلم ليگ» نواز شريف دستبه دستشدهاست. ج احزاب سياسى: احزاب اسلامى پاكستان، تشكلهايى را شامل مىشودكه رهبرى و نيز بخش قابل توجهى از مقامات عالى رتبه آن را علما وروحانيون تشكيل بدهند كه اين تركيب معمولا به شكلى در عنوان خود حزبنيز تجلى پيدا مىكند; مانند: «جمعيت علماى اسلام»، «جمعيت علماىپاكستان» و «وفاق علماى پاكستان» و مانند آن. احزاب اسلامى فعالدر پاكستان با توجه به گرايشهاى فكرى سياسى آنها به سه گروه تقسيممىشود: گروه اول: احزاب «اخواتى» كه در وجود «جماعت اسلامى» قاضىحسين احمد تجلى يافته است. اين حزب در سال 1941 به وسيله مولاناابوالاعلى مودودى تاسيس شد و از سال1957 رسما وارد فعاليتهاىسياسى گرديد. جماعت اسلامى، قدرتمندترين و منظمترين حزب اسلامى درپاكستان است. اين حزب رابطه نزديكى با حكومت ضياء الحق داشت و پساز او، عمدتا در ائتلاف نواز شريف شركت جسته است; اما در اين اواخردر رديف منتقدين او قرار گرفت; تا جايى كه به منظور سرنگونى دولتنواز شريف و ايجاد انقلاب اسلامى، كه طرح راهاندازى راهپيمايىهاىزنجيرهاى را ارائه كرده بود. جماعت اسلامى از لحاظ سياسى تا حدودى ازهواداران انديشه امام خمينى(ره) به شمار مىرود و ابوالاعلى مودودى،اولين شخصيت مذهبى اين كشور بود كه از مبارزات امام در زمان شاهحمايتبه عمل آورد. گروه دوم: احزاب بنيادگرا و راديكال سلفى مسلكاست كه در چوكات «جمعيت علماى اسلام»، «جمعيت علماى پاكستان»،«اهل حديث» و «سپاه صحابه» تشكل يافتهاند. مرام اصلى و اساسىاحزاب راديكال يا سلفى مسلك را ايجاد دولت و جامعه اسلامى بر مبناىالگوى صدر اسلام بويژه عصر خلفاى راشدين تشكيل مىدهد. مبارزه با نفوذفرهنگى غرب و بازگشتبه هويت اسلامى و تعبد به ظواهر دينى، مانند:
اقامه نماز جماعت، گذاشتن ريش بلند و... در اولويتبرنامههاى آنهاقرار دارد. اين دسته از گروههاى اسلامى از زمان روى كارآمدن ضياءالحق در سال1977 به برخوردهاى خشونت آميز با جريانهاى مذهبى ديگركشيده شده و تاكنون در صدها فقره قتل و ترور دست داشته اند. سپاهصحابه كه يكى از همين احزاب راديكال شمرده مىشود و رهبر مقتول آن«جنگوى» عضو فعال جمعيت علماء اسلام به رهبرى فضل الرحمن بود،خشونتهاى زيادى را عليه شيعيان اعمال نموده و تا به حال دهها تن ازافراد عالى رتبه تحريك جعفريه را به قتل رسانده است. گروه سوم:
احزاب اصلاح گراى مذهبى متاثر از انديشه سياسى امام خمينى(ره) استكه «درون» جامعه شيعى اين كشور فعاليت دارند. مهمترين حزب سياسىمتعلق به گروه سوم، «تحريك جعفريه پاكستان» است كه در اوايل دورانحكومت نظامى ضياء الحق در واكنش به سياستهاى سلطه جويانه مذهبى ضياءبه وجود آمد. تحريك جعفريه طى يك نشست عمومى و سراسرى روحانيون شيعهمذهب، در تاريخ 12 آوريل1979 در شهر بكر ايالت پنجاب به زعامت مفتىجعفر حسين رسما اعلام موجوديت نمود. مهمترين دوران اين حزب كهمىتوان آن را اوج قدرت تحريك به شمار آورد به سالهاى 1985 تا 1988برمىگردد. كه شهيد عارف حسين حسينى در راس آن قرار داشت; اما پس ازبه شهادت رسيدن وى در صبحگاه پنجم اوت 1988 (14 مرداد1367) توسطافراد وابسته به سپاه صحابه، ضعف و ناتوانى بر اين حزب مستولىگرديده و تا به امروز نتوانسته استبر بحران داخلى خود فايق آيد. بهطور كلى احزاب اسلامى به دليل تنشهاى داخلى و جو بدبينى و حتى تمايلاتستيزجويانه نسبتبه يكديگر نتوانستهاند يك بلوك قوى در برابر دوحريف سياسى ديگر خود به وجود آورند و همين امر سبب گرديده است كهاين احزاب هيچ گاه نتوانند در انتخابات حايز اكثريت كرسيهاى مجلسگرديده و دولت تشكيل دهند.
ارتش در ساختار قدرت در دولت پاكستان، نقش بسيار فعال و تعيين كننده ذ32]اى ايفا مىنمايد. اگرچه اين نقش به صورت رسمى در قانون اساسى اينكشور پيشبينى نشده است، اما عوامل و شرايط موجود در ساختار خود ارتشو افتسياسى جامعه و نيز وضعيت نابسامان اقتصادى كشور زمينه حضورفعالانه ارتش در سياست را بيش از پيش فراهم مىسازد. ارتش از لحاظآموزه فكرى و فرهنگ ارزشى بر سه شعار اصلى كه در تمامى پادگانها ومراكز اصلى نظامى به صورت برجسته تحرير و حك شده است استوار گرديدهاست اين سه شعار عبارتند از «نظم»، «ايمان» و «اتحاد». سه اصل«نظم»، «ايمان» و «اتحاد» در حد قابل قبولى در سطح ارتش، تحققيافته و ساختار ارتش با اين اصول ارزشى عميقا پيوند خورده است. وهمين امر عامل افزايش محبوبيت ارتش در ميان جامعه اى كه عملا فاقداين ارزشها مىباشد گرديده است. عامل «نظم» و «اتحاد» در داخلارتش از يك سو به اعتبار قانون گرايى و جديت ارتش در اجراىتصميماتشان در ميان جامعهاى كه فساد ادارى، و رشوه و باندبازى در آنبيداد مىكند، مىافزايد و از سوى ديگر راه هر نوع نفوذ و استفادهسياسى احزاب را در درون دستجات ارتش سد نموده و مانع از آن مىشود كهحزب و يا جناحى، بخشى از ارتش را عليه بخش ديگر آن وارد عمل نمايد واز توان آن به سود خود استفاده ببرد. در سال 1958 پس از بروز اختلافبين اسكندر ميرزا، رئيس جمهور وقت و فرمانده كل ارتش، ايوب خان،زمانى كه رئيس جمهور در نظر داشتبا تحريك ژنرال محمد موسى عليهايوب خان او را دستگير نمايد ژنرال موسى خان به راحتى از فرمان رئيسجمهور سرباز زده و عملا زمينه را براى كودتاى فرمانده كل ارتشژنرال ايوب خان مساعد نمود. در تاريخ 20 مهر ماه سال جارى يك بارديگر وقتى محمد نواز شريف اقدام به تحريك بعضى فرماندهان عليه پرويزمشرف، رئيس ستاد كل نمود، ژنرالهاى نظامى ارتش به جاى تبعيت ازفرمان يك مقام رسمى غير نظامى، تبعيت از يك مقام ارشد نظامى غيررسمى (زيرا كه پرويز مشرف از مقام خود عزل شده بود) را ترجيح داد تاآنكه آنها جناب نخست وزير را براى هميشه از خستگى جنگ قدرت راحتساختند. عامل «ايمان» در درون ارتش كه شديدا بدان توجه به عملمىآيد زمينه رشد اسلام گرايى در داخل ارتش را تقويت نموده و نوعىراديكاليسم دينى را در ميان صفوف ارتش گسترش داده است. اسلام گرايانراديكال ارتش يك بار در سال 1995 قصد راه اندازى كودتا عليه دولتبىنظير را داشتند كه به دليل عدم موافقت ژنرالهاى عالىتر، قبل ازموعد خنثى گرديد. تمايلات اسلام گرايانه ارتش بر روى سياستخارجى اينكشور نيز تاثير گذاشته است كه نمونه هاى برجسته آن را مىتوان درحمايت نظاميان از طالبان در بحران افغانستان و حمايت از مجاهدانكشمير در جنگ كارگيل برشمرد. ارتش پاكستان با توجه به نقش احياءكننده ثبات و امنيت كه براى خود قايل است در هر مقطعى كه ثبات وآرامش جامعه را از سوى سياستمداران و احزاب در معرض تهديد ديده است.
به بهانه اعاده ثبات در كشور وارد عمل نگرديده و قدرت را به دستگرفته است. جالب اينجاست كه پس از چندين بار كودتا توسط ارتش، درهيچ موردى نظاميان پايانى براى اعاده ثبات در كشور تعيين نكرده و هربار، تنها در برابر فشارهاى احزاب و افكار عمومى حاضر به تحويل قدرتبه دولت غير نظامى گرديده اند. از آغاز تشكيل پاكستان تا امروز كه52 سال از آن مىگذرد ارتش چهار بار دستبه كودتا برده است. كودتاىاول (19691958): اولين كودتاى ارتش در7 اكتبر 1958 اتفاق افتادكه در آن رئيس ستاد كل ارتش، ژنرال ايوب خان بر عليه اسكندر ميرزا،رئيس جمهور وقت وارد عمل شده و دولت او را سرنگون ساخت. هدف از اينكودتا پايان بخشيدن به اوضاع آشفته سياسى و جلوگيرى از رشد روزافزونبىبند و بارى در جامعه عنوان شد. ايوب خان گفت: «اگر او دستبهچنين كارى نمىزد كشور تباه مىگرديد». كودتاى دوم (1969 1971):
ژنرال ايوب خان در طى يازده سال حكومت نظامى خود، محدوديتهاى زيادىرا نسبتبه آزاديهاى مدنى و حقوق سياسى مردم اعمال نمود. بدون اينكهتوانسته باشد كار اساسى و ماندگارى براى بهبود اوضاع اقتصادى كشورانجام بدهد. ادامه اين وضعيتسرانجام عامل رشد نارضايتى و مخالفتمردم با او گرديد و در نهايت در 25 مارچ1969 او را وادار به استعفانمود. پس از او يك ژنرال ارتشى ديگر به نام يحيى خان بر مسند قدرتتكيه زده و تا 1971 بر اين كشور فرمان راند. كودتاى سوم (19851977): در تاريخ 5 ژوئيه1977 در زمانى كه ذوالفقار على بوتو پس ازكسب پيروزى بزرگ در انتخابات سال1977 براى دومين بار به نخست وزيرىمىرسيد ناگهان با يك اقدام غير منتظره از سوى رئيس ستاد ارتش روبروگرديد كه به تمام شاديها و آرزوهايش پايان مىبخشيد. اين بالاترينمقام نظامى كسى جز ژنرال ضياء الحق نبود كه اكنون نيز پس از گذشت 22سال هنوز سايهاش بر اين كشور آشوب زده مستولى است. كودتاى نظامىضياء الحق عليه بوتو، در واقع كودتاى اسلامگرايان ارتش و زمينداران وسرمايه داران بزرگ پنجاب و سند عليه شعارهاى سوسياليستى حزب مردمبوتو بود; اما خود ضياء الحق در اولين نطق راديويى خود در فرداى روزكودتا انگيزه اقدامش را چنين بيان مىكند: «او هيچ گاه راضى بهايجاد حكومت نظامى در كشور نبود، اما اوضاع جارى او را مجبور بهچنين اقدامى نمود، زيرا كه سياستمداران وضعيت كشور را به درجهخطرناك و نگران كنندهاى رسانده بودند». ضياء الحق همچنين وعدهداد كه در مدت 90 روز انتخابات برگزار خواهد كرد; اما اين وعده اوتنها پس از هشتسال آن هم در پى مبارزات سياسى دامنه دار جنبش احياءدموكراسى توانست جامه عمل بپوشد.
يكى از مشكلات جدى و تقريبا علاجناپذير جامعه پاكستان در آينده نزديك، بى ثباتى سياسى و اجتماعى در اين كشور است كه طى دو دههاخير به اوج خود رسيده است. شايد در ميان كشورهاى منطقه و حتىآسيايى، هيچ كشورى به جز افغانستان قابل مقايسه با پاكستان نباشد.
اين كشور در دو دهه اخير شاهد شش بار انحلال دولتهاى قانونى و دو باركودتاى نظامى در خود بوده است كه ترتيب آنها قرار ذيل مىباشند:
1-انحلال دولت منتخب ذوالفقار على بوتو در ژوئيه1977 توسط ضياء الحق.
2- انحلال دولت منتخب محمد خان جونيجو در اواخر عمر زمامدارى ضياءالحق توسط ضياء الحق.
3- انحلال دولت منتخب خانم بىنظير بوتو در ماهاوت 1990 به وسيله رئيس جمهور غلام اسحاق خان.
4- انحلال دولت منتخب محمد نواز شريف در1993 به وسيله رئيس جمهورلغارى.
5- انحلال دولت منتخب خانم بوتو در ماه نوامبر1996 به وسيلهرئيس جمهور لغارى.
6- انحلال دولت منتخب محمد نواز شريف در 12 اكتبر1999 به وسيلهپرويز مشرف.
كودتاى اول در دو دهه اخير: 5 ژوئيه1977 به رهبرى رئيس ستاد ارتشژنرال ضياء الحق.
كودتاى دوم در دو دهه اخير: 12 اكتبر1999 به رهبرى رئيس ستاد ارتشژنرال پرويز مشرف.
فروپاشى دولتهاى قانونى در پاكستان كه باعثبى ثباتى سياسى وبىاعتبارى احزاب حاكم در اين كشور گرديده است، عوامل متعددى دارد كهاز ميان آنها، عدم همكارى اپوزيسيون با حزب حاكم، سوء استفاده ازقدرت و فساد مالى ادارى، مهمترين عوامل به شمار مىروند.
در زمينه بىثباتى اجتماعى كه امروز به يك بحران جدى امنيتى درجامعه پاكستان تبديل شده است، عوامل متعددى دخيل هستند كه برخى، ازآغاز تشكيل كشور پاكستان با اين كشور همراه بوده است و برخى ديگرنيز در يكى دو دهه اخير به وجود آمدهاند. مهمترين عوامل بىثباتىاجتماعى، وضعيت فلاكتبار اقتصادى، رشد فرقه گرايى، تنشهاى قومى وشكلگيرى گروههاى تبهكار و بزهكار هستند. وضعيت اسفبار اقتصادى كشورپاكستان از يك طرف دولت را تحت فشار سنگين ديون خارجى برده و از طرفديگر، تورم، بيكارى و كاهش خدمات اجتماعى را در سطح جامعه گسترشداده است و همين امر به نوبه خود زمينه را براى رشد فرقه گرايى وخشونت مذهبى كه بين دو جامعه سنى و شيعه ادامه دارد نيز فراهم ساختهاست. تنش قومى كه چندين سال استبين مهاجرين هندى الاصل مقيم كراچىادامه دارد، امنيت و آرامش را از پايتخت و مركز اقتصادى پاكستان سلبنموده و تا به حال صدها قربانى به جاى گذاشته است كه اين خود، ازلحاظ روانىو تبليغاتى، ضربه شديدى بر اعتبار دولت پاكستان واردنموده و ناتوانى دولت را در تامين امنيت عمومى به اثبات رساندهاست.
مجموعه عوامل سياسى، اجتماعى، اقتصادى و شخصيتى دست در دست هم داده و حوادث روز بيستم مهر ماه برابر با 12 اكتبر گذشته را به وجودآوردند. در خصوص بررسى كودتاى اخير كه چندى قبل در پاكستان رخ دادچند مساله قابل ارزيابى است. اول جريان كودتا: بر اساس گزارشهاىخبرى و اظهارات مقامات رسمى پاكستان، كودتا در روز بيستم مهر ماهسال جارى برابر با 12 اكتبر1999، زمانى اتفاق افتاد كه نواز شريف،نخست وزير كشور حكم بركنارى رئيس ستاد كل ارتش، ژنرال پرويز مشرف رارسما صادر نموده و ژنرال ضياء الدين رئيس آى اس آى (اداره اطلاعاتارتش) را به جاى او منصوب نموده بود. اين تغيير و تبديل در زمانى دراسلام آباد و راولپندى رخ مىداد كه ژنرال مشرف در يك ديدار رسمى درسريلانكا به سر مىبرد. بر اساس اظهارات ژنرال مشرف، نخست وزير بهمقامات فرودگاهى دستور داده بود كه از بازگشت و فرود هواپيماى پرويزمشرف در كراچى ممانعتبه عمل آيد تا او نتواند به كشور بازگردد.
لحظاتى پس از صدور اين فرامين در حالى كه نواز شريف هنوز در محل كاررئيس آى اس آى در راولپندى حضور داشت، ارتش به صورت منظم و گستردهاز پادگانهاى خود بيرون آمده و نقاط حساس پايتخت و فرودگاه را تحتكنترل خود گرفته و نواز شريف را نيز در محل ملاقاتش دستگير مىنمايد.
تا اين لحظه هنوز به خوبى معلوم نيست كه چه كسى جريان كودتا رارهبرى مىكند تا آنكه ژنرال مشرف از سريلانكا برمىگردد و در فرداى روزكودتا با ايراد بيانيه كوتاهى مسوءوليت عمليات را به عهده گرفته واعلام مواضع رسمى را به وقت ديگر موكول مىنمايد. بدين ترتيب چهارمينكودتاى نظامى اتفاق مىافتد و رهبر كودتا به صورت بسيار آرام و گامبه گام برنامهها و سياستهاى خود را در طول روزهاى بعد اعلام و اجرامىنمايد. دوم انگيزههاى كودتا: يكى از سوءالات مهم درباره كودتاىاخير پاكستان اين است كه چه عوامل و انگيزه هايى نظاميان را بهطغيان عليه نيرومندترين نخست وزير كشور در طى يك دهه و نيم اخيروادار نمود؟ پاسخ اين سوءال تا حدودى در اولين بيانيه رسمى رهبركودتاچيان منعكس گرديده است كه اگر متن اين بيانيه را با آنچه كه درطى دوران سه ساله زعامت نواز شريف اتفاق افتاده استبررسى كنيم تاحدودى عوامل و انگيزههاى كودتا روشن خواهد شد. مجموع رخدادهايى كهزمينه را براى كودتا فراهم نمود چند چيز مىتواند باشد: الف فقدانثبات و امنيت اجتماعى: پرويز مشرف رهبر كودتاچيان وجود بىثباتى وناآرامى را يكى از انگيزههاى اصلى حركت ارتش عليه دولت دانسته و يكروز پس از كودتا در اولين بيانيه خود گفت: «ارتش به عنوان آخرينپناه وارد صحنه شد تا از بىثباتى بيشتر جلوگيرى كند... همه مىدانيدكشور دچار ناآرامى هايى بود». بدون شك جامعه پاكستان سالياندرازى است كه در آشوب و ناامنى به سر مىبرد عوامل اصلى ناامنىچنانچه اشاره شد عبارتنداز: خشونتهاى فرقهاى (مذهبى)، سياسى و قومىو بى تفاوتى نظام سياسى نسبتبه خشونت گرايان. دولت نواز شريف درجهت مهار خشونتها و تروريسم مذهبى كمترين موفقيتى را به همراهنداشته است و حتى زمانى كه او دادگاههاى نظامى ويژهاى را در آذر ماهسال گذشته براى مقابله با تروريسم تشكيل داد نتوانست ارادهتروريستها در سوء قصد سوم ژانويه1999 (13 / 10 /1377) عليه شخصخودش و نيز قتل عام شانزده تن از شيعيان نمازگذار را در دهكده كرمداد قريشى تغيير دهد. وضعيت امنيتى در كشور چنان نگران كننده بود كهساجد على نقوى، رهبر شيعيان پاكستان در مصاحبهاى با روزنامه«نيوز» چاپ پاكستان گفت: «من از شيعيان اين كشور مىخواهم تا براىدفاع مسلحانه از خود در برابر روند پاكسازيهاى فرقهاى كه عليه آنانجريان دارد به پا خيزند».ب بحران اقتصادى: دولت نواز شريف در آغاز ايام روى كار آمدن خوددر زمينه رفع مشكلات اقتصادى و بهبود رفاه عمومى مژدههايى به مردممىداد كه بسيار فراتر از توان واقعى او بود لذا مانند دولتهاى پيشيننتوانست اقدام جدىاى در زمينه كاهش ديون خارجى، ايجاد شغل وجلوگيرى از رشد تورم انجام دهد. سال جارى شايد يكى از بدترين سالهاىاقتصادى پاكستان به حساب آيد; چرا كه بازار شديدا دچار ركود گرديدهو طبقه متوسط و پايينتر از متوسط شديدا دچار تنگناى مالى حتى درسطح تامين ضرورىترين نيازهاى روزانه خود گرديده است و اين امر موجبرشد گروههاى تبهكار و باندهاى سرقت در سطح شهرها گرديده و هر روز بهنحوى از مردم قربانى مىگيرند. پرويز مشرف با اشاره به بحران اقتصادىكشورش در زمان نواز شريف چنين مىگويد: «... و اقتصاد كشور به صورتكلى در آستانه سقوط قرار گرفت».
ج- اقتدار گرايى فردى: وقتى سه سال پيش حزب «مسلم ليگ» به رهبرىنواز شريف، در انتخابات با كسب اكثريت مطلق آراء برنده اعلام گرديد،محافل سياسى و خبرى جهان چنين پيش بينى مىنمودند كه دولت نواز شريفبا توجه به حمايتيكپارچه مجلس از او، تحولات مهمى را به وجود خواهدآورد. اين پيش بينى تا حدودى درست از آب درآمد اما نه در جهتبهبوداوضاع عمومى بلكه در جهتبهبود اوضاع حزبى و شخصى. زيرا نواز شريفبه صورت منظم و سازمان يافته مبارزه همه جانبه با رقباى بالفعل وبالقوه خود را در پيش گرفته و موانع و تهديدات را يكى پس از ديگرىاز مسير خود برمىداشت. او در اولين اقدام خود اتهاماتى را عليه حزبمردم و شخص بىنظير بوتو و شوهرش آصف زردارى در دادگاه مطرح نموده وسرانجام اين رقيب سرسخت را از كشور تبعيد كرد. در دومين اقدام خوددر جهت تحكيم پايههاى قدرت حزبى، با رئيس دادگاه عالى و رياستجمهورى به مقابله پرداخت و پس از دو ماه جنگ قدرت، سرانجام در 11 /9 /1376 سجاد على شاه رئيس دادگاه عالى و فارق احمد خان لغارى،رئيس جمهور وابسته به حزب مردم را وادار به استعفا نمود.
او همچنين رقابتبا ژنرالهاى ارتشى را نيز ادامه داد كه جهانگيركرامت، رئيس قبلى ستاد ارتش قربانى همين رقابتها شد و او براى باردوم، وقتى خواست پرويز مشرف را كنار بزند، ظاهرا كاسه صبر ارتشلبريز گرديده و به تعبير خانم بوتو، اين «ديكتاتور غير نظامى» رابراى هميشه از تعقيب هوسهايش بازداشت.
د- سياستخارجى: اختلافات ميان دولت و ارتش بر سر سياستهاى خارجى رامىتوان از ديگر عوامل موءثر در سرنگونى دولت نواز شريف به حسابآورد. ارتش معمولا تا به حال از سياستهاى تندروانه در بحرانافغانستان و قضيه كشمير و همچنين كم توجهى به خواستههاى آمريكا درزمينه مسائل امنيتى و برنامههاى هستهاى پيروى نموده است; در حالى كهدولت نواز شريف كوشيده و يا تمايل داشته است كه قضيه افغانستان بهنحوى، از راه مذاكره حل شده و در مساله كشمير نيز راه ميانه را درپيش بگيرد و به همين خاطر بود كه نواز شريف در برابر خواست آمريكامبنى بر عقب نشينى از كارگيل تسليم شد، بدون اينكه كمترين امتيازىبه دست آورده باشد; در حالى كه اين سياست، غرور ارتش را شديداجريحه دار مىساخت.
ه فساد ادارى: يكى ديگر از عوامل موءثر در اقدام نظاميان براىسرنگونى دولت نواز شريف، فساد گسترده حزب حاكم و سوء استفادههاىمالى اطرافيان نخست وزير نواز شريف در دو سال گذشته بود; چنانكهروزنامه «جنگ» چاپ پاكستان در اين باره نوشت كه «هر دو نخست وزيرسابق از مقررات صرف نظر كرده بودند و با گماردن افراد دلخواه خود،به دارايى ملى لطمه زدهاند [و] به اين د ليل، از آنها غرامت گرفتهخواهد شد.» بر اين اساس، يك شكايت 5 ميليارد و 88 ميليون روپيهاىعليه اين دو نخست وزير در دادگاه عالى لاهور ارائه گرديد.
سوم: سياستها و چشم انداز آينده: دولت پرويز مشرف در شرايطى قدرت رادر دست گرفت كه دولت و جامعه پاكستان با مشكلات فزايندهاى درزمينههاى گوناگون روبرو بوده و مردم اين كشور از نواحى متعددى تحتفشار شديد قرار داشتند. و شايد به همين دليل بود كه اكثريت مردمپاكستان از بروز كودتا استقبال نموده و آن را منشا تحولات بنيادى وتازه تلقى كردند. ژنرال مشرف با استفاده از فرصت زمانى وبرخوردارى از حمايتهاى مردمى، توانستبدون كوچكترين حادثه ناگوارىواقعه 12 اكتبر را با جديتبه پيروزى رسانده و افكار عمومى جامعهرا در اين زمينه توجيه نمايد. اما آنچه دولت جديد كودتا، به عنوانيك واقعيت روشن و ملموس با آن روبرو مىباشد، دشواريها و پيچيدگيهايىاست كه در دو عرصه داخلى و خارجى فرا روى اين دولت قرار دارد. درعرصه خارجى، واكنشهاى منفى اكثر كشورهاى جهان بويژه دولتهاىاروپايى و آمريكا در برابر كودتاى 12 اكتبر، موقعيتبينالمللىپاكستان را با خطرات احتمالى روبرو ساخته است. اتحاديه اروپا،كشورهاى مشترك المنافع كه پاكستان يكى از اعضاى آن به شمار مىرودو همچنين دولت آمريكا، صريحا كودتا در اين كشور را محكوم نموده وخواهان بازگشت دموكراسى در آنجا شدند. اين كشورها تا مرز تهديد بهتحريم اقتصادى پاكستان نيز پيش رفتهاند كه اين خود بيانگر جدى بودنوضعيت جديد، براى كشورهاى جهان مىباشد. تلاشهاى ديپلماتيك مياناتحاديه اروپا و دولت جديد پاكستان كه هفته گذشته با مسافرت يكهياءت بلندپايه اتحاديه اروپا پاكستان، به نقطه اوج خود رسيد،ظاهرا نتوانسته استبه ابهامات ميان دو طرف پايان ببخشد و دولتآمريكا نيز تا به حال از به رسميتشناختن دولت پرويز مشرف خوددارىنموده است. گرچه تعديل لحن كاخ سفيد نسبتبه اسلام آباد، اميدهايى رابراى اسلام آباد به وجود خواهد آورد; اما اين، به معناى بازگشت كاملاوضاع به وضعيت قبل از كودتا نخواهد بود.
ژنرال مشرف براى رفع سوء تفاهمات بين المللى و جلب حمايتهاى سياسىكشورها، از همان روزهاى آغازين كودتا، ديپلماسى فشردهاى را آغازنمود. او در زمانى كه هنوز به كابينه دولتخود سر و سامان نداده بودو اوضاع داخلى توسط يك شوراى مركب نظامى و غير نظامى اداره مىشد،ديدار با سفراى خارجى مقيم اسلام آباد را در دستور كار خود قرار دادهبلافاصله پس از آن، سفر سه روزهاى را در تاريخ3/8/1378 به دو كشورحاشيه خليج فارس يعنى عربستان و امارات آغاز نمود. او همچنين درروزهاى يكشنبه و دوشنبه16 و17 آبان ماه جارى ديدارى از كويت، قطرو تركيه به عمل آورد و پيام دوستانهاى نيز به رياست جمهورى ايران،آقاى خاتمى ارسال نمود. تمامى اين گونه تلاشهاى ديپلماتيك، در راستاىجلب حمايتهاى كشورهاى منطقه و كسب ديدگاههاى آنان در قبال تحولات 12اكتبر انجام مىگرفت، و شايد همين نگرانيهاى ناشى از واكنش كشورهاىديگر، بىتاثير در تاخير و حتى سردرگمى نسبى در اعلام سياستهاى دولتپاكستان نبوده باشد; زيرا ژنرال مشرف نمىخواست و يا نمىتوانستسياستمستقلى از كشورهاى دوستسنتى خود در منطقه اتخاذ نمايد. ژنرال مشرفبراى كاهش نگرانيهاى كشورهاى خارجى، در دومين بيانيه خود اعلام كردكه «سياستخارجى پاكستان تغيير نكرده است.» اعلام صريح اينسياست، با توجه به سابقه تندروانه ارتش در حمايت از جنگهاى داخلىافغانستان و كشمير، سبب گرديد كه على رغم عقب نشينى پنجاه درصدىنيروهاى نظامى پاكستان از مرز كشمير، هند اين اقدام اسلامآباد رانشانه حسن نيت آن كشور قلمداد نكرده و در عوض به تقويت نيروهاىخود در كشمير حتسلطه پرداخته و از ششم آبان ماه جارى، تهاجماتجديدى را در منطقه كارگيل به منظور تصفيه آخرين پايگاههاى مبارزانمسلمان كشميرى آغاز نمود. سياست نظامى پاكستان در قبال افغانستاننيز تغييرى ننموده است. اگرچه پرويز مشرف خواهان ايجاد يك حكومتمردمى در افغانستان شده است; اما حمايت نسبتا آشكار او از طالباندر تاريخ16 آبان ماه در گفت و گويى با تلويزيون الجزيره قطر، ماهيتواقعى سياست افغانى او را به خوبى آشكار ساخت. مشكلات كنونى دولتپرويز مشرف صرفا به مسائل منطقهاى و بين المللى محدود نمىشود; بلكهاو با دشواريهاى بس جدىتر و پيچيدهترى در داخل نيز روبرو است كهاگر نتواند به نحوى بر آنها غلبه حاصل نمايد، دير يا زود نارضايتىگسترده مردمى را در پى خواهد آورد. پرويز مشرف از هم اكنون رسيدگىبه نابسامانىهاى داخلى را با جديت آغاز نموده است. او در زمينه رفعمشكلات اقتصادى، سياستسر و سامان بخشيدن به نظام مالياتى در داخل، وجذب كمكهاى مالى از خارج را به دست گرفته است. او براى رفع شديدكسرى بودجه، يك مهلت چهار ماهه را براى سرمايهداران و وامگيرندگاندولتى، تعيين نمود تا ديون مالى خود به دولت را كاملا ادا نمايند كهدر غير اين صورت، تحت تعقيب قانونى قرار خواهند گرفت. و در امر جذبكمكهاى خارجى، مسافرتى به كشورهاى عربستان، امارات، كويت و قطرانجام داد تا مثل هميشه با دريافت وام و يا كمك بلاعوض از اينكشورها، از فشار اقتصادى تا حدودى جلوگيرى نمايد. از طرف ديگر بااستقرار ارتش در مرز با افغانستان، از صدور آرد و ساير مواد غذايىكه معمولا طى بيستسال گذشته بدون هيچگونه محدوديتى به اين كشور جنگزده صادر مىشد، جلوگيرى به عمل آورده است; هر چند اين نوع اقداماتشتابزده و كوتاه مدت، نمىتواند به اقتصاد بيمار پاكستان كه از لحاظساختارى و بنيادى متزلزل و لرزان مىباشد، سر و سامانى بدهد.
در زمينه مقابله با فساد ادارى، سياست «احزاب زدايى از دولت» درپيش گرفته شده است تا بدين وسيله، نيروهاى وابسته به مسلم ليگ و حزبمردم كه طى چندين دور حاكميتشان، به فساد، رشوه و سوء استفاده مالىفراوان متهم شدهاند، از ادارات و نهادهاى دولتى تصفيه شده و جاى آنرا افسران ارتش و بوروكراتهاى غير سياسى اشغال نمايند. ورود افرادجوان غير سياسى در كابينه جديد كه ده نفر آنها در تاريخ15 آبان ماه(6 نوامبر1999) در حضور رئيسجمهور سوگند ياد نمودند، نشانه همينتحول جديد است.
اما واقعيت اين است كه جابجايى محدود در سطحمسوءولين نهادها و ادارات، به سختى مىتواند اميدى براى برچيده شدنشبكههاى گسترده فساد، رشوه و كمكارى ادارى به وجود آورد.
از ديگر معضلات مهم و اساسى دولت پرويز مشرف در داخل كشور، رشدروزافزون خشونت، تروريسم و منازعات فرقهاى در اين كشور است كه امنيتعمومى شهروندان اين كشور را به شدت دچار مخاطره نموده است. و بعيدنيست كه مهمترين انتظار مردم پاكستان در شرايط كنونى از ارتش،تامين امنيت عمومى و حفظ امنيت جانى و مالى شهروندان، بدون در نظرداشتن وابستگىهاى مذهبى و قومى آنها باشد. انتصاب يك مقام نظامىبازنشسته در راس وزارت كشور ممكن است نشانه قاطعيت دولت در مبارزهبا تروريسم باشد; چنانكه خود وزير كشور معين الدين حيدر نيز در اينباره گفته است: «براى حل مساله فرقهگرايى كه برخى از گروهها به آندامن مىزنند، دولت جديد اين كشور راه حل دوگانه در نظر دارد....
براى حفظ نظم و قانون و كنترل فرقه گرايى، مبارزه با تروريسم اولويتدارد.» اما اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه دولتهاىپيشين در مهار تروريسم كاملا ناموفق بودهاند و اكنون همين نگرانى درمورد دولت پرويز مشرف نيز وجود دارد; زيرا روابط بسيار نزديك ارتشبا احزاب اسلامى تندرو كه عامل اصلى گسترش تروريسم و ناامنى در اينكشور به شمار مىروند، از هم اكنون دورنماى مبارزه قاطع با تروريسمرا در هالهاى از ابهام فرو برده است. و انفجارهاى 18 و 20 آبان ماهجارى در سيالكوت و حيدرآباد و حملات راكتى گسترده در روز جمعه 21آبان در اسلام آباد عليه مراكز متعلق به آمريكا و سازمان ملل، بيش ازپيش بر اين نگرانيها دامن مىزند. در واقع بايد منتظر ماند تا گذشتزمان چگونه و در چه سطحى به انتظارات مردم اين كشور پاسخ مىدهد.