| مجلات >متين>شماره 23و24 |
انسان موجودي است مدني و لذا مدينه يا جامعة سياسي محصول آگاهانه و تعمدي اوست كه براي رسيدن به اهداف حياتياش به آن شكل ميدهد. اين در حالي است كه عامل اساسي مدنيت انسان و ورود او به عرصة سياست توانايي تعقل، تدبر و انديشيدن و گرايش زيست با ديگران است. از اين روي حاصل تمايل انسان به مدينه و تعقل او انديشة سياسي است و انديشة سياسي در اين بيان مفهومي است عام كه دربرگيرندة هر نوع تفكر منطقي و منسجم، موجه، مبنادار و مهم در باب سياست و زندگاني سياسي ميباشد.
انديشة سياسي امري است انساني و به دليل انساني بودنش همه جايي و همگاني و جهانشمول است، زيرا موضوع اصلي آن را انسان و حيات اجتماعي او تشكيل ميدهد. لذا همة انديشمندان و معلمان بشر عنايت و توجهي خاص بدان داشتهاند و در تمامي ادوار تاريخ بشر مورد توجه و عنايت بوده است و همين واقعيت ما را به بررسي منسجم و نظاممند آن فرا ميخواند.
در تمدن بزرگ اسلامي از سويي بر «تفكر»، «تعقل» و «دانش» تأكيد شده است و از سويي ديگر «امور عمومي» و «سرنوشت مشترك انسانها» مورد توجه قرار گرفته است. به همين دليل انديشمندان و صاحبنظران بزرگ اسلامي براي رفع بحرانها و كمبودهايي كه در زندگي سياسي جامعة اسلامي ديده ميشده و ميتوانسته نتايج مصيبتباري براي امت اسلامي به بار بياورد، پيامبروار تلاش كرده و بر مبناي مباني ديني به ارائة ديدگاهها و نظريات خود پرداختهاند. اينان كوشيدهاند تا با طرح سياست و حيات سياسي جامعه در چشم اندازي گسترده، ابتدا، تصويري جامع و روشن از آن ارائه دهند و سپس راه حلهاي آن مشكلات و بحرانها را مطرح سازند. از اين روي انديشة سياسي آنان نه صرفاً يك موضوع مورد بحث علمي و آكادميك يا موضوع مورد علاقه براي پژوهش و تحقيق، بلكه شديداً و قطعاً مرتبط با موضوعات سياسي و زندگاني روزمرة بشري است كه با مرور زمان كهنه نميشود و نياز بشر به آنها منقطع نميگردد. چون با مسائلي سروكار دارد كه براي نوع بشر حائز اهميت است. براي مثال آنچه افلاطون در كتاب جمهوري در قالب تمثيل معروف «غار» عرضه ميكند امروزه نيز براي بشر راهگشاست. چه هدف اين است كه بشر بتواند با تغيير، تعديل و اصلاح نگرش خود نسبت به زندگي و حيات خويش مسير خويش را تغيير داده و دگرگون سازد. بدين معنا كه بشر بايد از نو تربيت شود و برداشت او از جهان خارج دگرگون گردد تا بتواند به خير و سعادت راستين دست يابد.
از اين روي انديشههاي سياسي نيرويي قدرتمند هستند كه توانايي دگرگون سازي و به بياني واژگونسازي دارند. وظيفه و نويد آنها اين است كه بشر را از كجبينيها و انحرافات استبدادي رهايي بخشند.
جهان اسلام، پس از چندين سده سكوت و آرامش، در سدة معاصر، شاهد تحولات بزرگي در انديشه و عمل سياسي بوده است. در اين مقطع زماني انديشمندان و معلمان بزرگي از گوشه و كنار جهان اسلام، بويژه دنياي تشيع، برخاسته و با طرح ديدگاههاي نو و ارزشمند افق روشن را در برابر ديدگان جامعة اسلامي و جهان گشودهاند. يكي از اين انديشمندان و مصلحان صاحب نام امام خميني(س) است كه با درك دقيق و عميق شرايط سياسي و اجتماعي زمان خويش و با عنايت به بنيانهاي نظري و فكري مكتب اسلام در دو بُعد نظر و عمل و در ادامة راه پيامبران و مناديان عدالت به بيان كجبيني و انحطاط جامعة معاصر و ارائة راه حل براي آن پرداخت. ايشان در بعد نظري راه را به گونهاي نشان داد كه انديشهاش فراتر از زمان و مكان خود بود و ميتوانست با ويژگيهاي خاص خود تاريخ را درنوردد و در هر زمان نو و زنده باشد. وي، همچنين، عملاً توانايي و كارايي آرا و ديدگاههاي خود را براي ادارة حيات سياسي جامعه به تصوير كشيد. از اين روي او در اين زمينه دو ركن متين و بنياد عظيم برجاي گذاشت: ركن نظري و بالقوه در قالب آرا و ديدگاهها و انديشهها، و ركن عملي و بالفعل در قالب انقلاب اسلامي ايران كه براستي هر دو نمونة اعلاي باقيات صالحات هستند و هر دو براي انسان معاصر كه در بحرانهاي عديدة فكري سياسي و اجتماعي غوطهور است مورد نياز ميباشد.
اگر ديدگاههاي انديشمندان بزرگ براي تغيير جهان و اصلاح حيات سياسي انسان ميتواند با ارائة بينشي عميق و تصويري نمادين از حيات سياسي او را در مسيري قرار دهد كه بتواند با توجه به امكانات و مقتضيات حيات سياسي خويش را بسازد و متحول نمايد. ميراث امام خميني(س) نيز قطعاً همينگونه است. اين امر بويژه براي جامعة ما كه جامعة پس از انقلاب محسوب ميشود و نياز آن به ساخته شدن در تمام ابعاد حيات سياسي و اجتماعي مبرهن و آشكار است امري ضروري و حياتي محسوب ميشود. چه امروزه نيز كجبينيها، انحرافات فكري و آشفتگيهاي عملي، حيات سياسي ما را تهديد ميكند و در برابر چنين تهديدي هشدارها و اندرزهاي پيامبرگونه نياز است و آن در ميراث امام خميني مندرج و نهفته است.
اما اين امر مسئوليت ما را ــ كه از آن گريزي نيست ــ دو چندان ميسازد. ما موظفيم بيش از هر چيز به شناخت انديشهها و ديدگاههاي سياسي آن بزرگمرد روي آوريم تا بتوانيم نيروي قوي، سازنده و دگرگون ساز آن را كشف نموده و در عمل بكار گيريم. ما مسئوليم تا با حذف نگرش تك بعدي، از جامعنگري تبعيت كنيم. رويكردهاي اخباريگرايانه، تعصب مدارانه و ظاهرگرايانه را كنار گذاشته و با رويكردي اجتماعي و به قصد كشف حقيقت به بررسي آراي ايشان بپردازيم، و در اين مهم با برخوردي روشمند و منطقي به كنه افكار ايشان پي ببريم.
مهمتر از همه اينكه شناخت انديشههاي سياسي امام از طريق همدلي و همزباني با او امكانپذير است و ايجاد اين همدلي و همزباني ــ در دوران حاضر كه فاصلة زيادي از حـيات ايشان نــدارد ــ چندان مشكل به نظر نميرسد. فقدان همدلي و همزباني و قرار نگرفتن در خط معنوي امام براي ادراك انديشههايش ميتواند يا ما را دچار نگرشي محافظهكارانهاي نمايد كه تنها براي وصول به مقاصد دنيايي از آنها سود جوييم، يا به بيان عقايد خود در پناه الفاظ امام خواهد انجاميد كه اين هر دو از فراموش كردن امام و انديشههايش به مراتب فجيعتر و خطرناكتر است.
والسلام