مجلات >معرفت>شماره 23

سرمقاله

هم اينك در پايان قرن بيستم و آغاز قرن بيست و يكم، مسأله تجارت و مبادله و روابط بازرگانى، پولى و اقتصادى كه حجم روزانه آن حدود سه هزار ميليارد دلار برآورد مى‏شود، يكى از مهم‏ترين مسائل جهانى است. تا آن‏جا كه يكى از دانشمندان غربى مى‏گويد: جغرافياى تجارى، خود نوعى سرزمين جديد ايجاد كرده است كه سرنوشت آن به بخش اعظمى از مردم جهان وابسته است. اينك قدرت اقتصادى در نظر صاحب‏نظران مسائل جهانى، پيش از قدرت سياسى جاى دارد. نقش شركت‏هاى بزرگ و چند مليتى، شبكه‏هاى بانكى و بيمه، نظام‏هاى مالى بين‏المللى، بازارهاى بورس و سرمايه، شبكه‏هاى اطلاعاتى و ماهواره‏اى و مسايلى از اين قبيل، گاهى فراتر از مسائل و قوانين يك كشور عمل مى‏كنند و به قول يكى از صاحب‏نظران، واقعيت قدرت جهانى از دستِ دولت‏ها خارج است به حدى كه جهانى شدن، متضمن ظهور قدرت‏هاى جديدى است كه بالاتر از ساختارهاى دولتى قرار مى‏گيرند. به عنوان مثال، هم اكنون 128 كشور جهان به عضويت «گات» پذيرفته شده‏اند و 20 كشور ديگر نيز درخواست عضويت كرده‏اند. در اين صورت، عملاً 95% از تجارت جهانى در بين كشورهاى عضو «گات» خواهد بود و در نتيجه، نظام واحد و هماهنگى بر تجارت جهان سايه خواهد افكند. در كنار «گات» اتحاديه اروپا، نفتا، آ. سه. آن، نيز هر يك نقش بزرگى در تجارت بين‏المللى ايفا مى‏كنند. با توجه به اين رخدادها و شرايط، بى‏ترديد حضور در روابط تجارى جهانى، مشاركت به موقع و آگاهانه در روابط بازرگانى و اقتصادى جهان، از مهم‏ترين و سرنوشت‏سازترين مسائل آينده جهان است. بازار آينده، بازار حدود شش ميليارد ساكنان كره زمين است. هنر برنامه‏ريزان و مديران اقتصادى جامعه ما بايد اين باشد كه بتوانند به صورت يك قطب قدرتمند اقتصادى، تجارى، نفتى و خدماتى در اين منطقه حساس از جهانِ حاضر ظهور كنند و براى رسيدن به اين اهداف مى‏بايست اولاً: راهبردهاى روشن و قابل قبولى را تنظيم و ارائه كنند، ثانيا: عزم و اراده ملى و انگيزه‏هاى اسلامى براى نيل به اين امور را به خدمت گيرند، ثالثا: بازارها و روابط تجارى و بازرگانى و اطلاعات مربوطه را دقيقا بشناسند، رابعا: در صادرات كالاهاى كيفى و مرغوب تلاش نمايند و خامسا: از مديران لايق، كاردان، دلسوز و آشنا به مبانى علمى و دينى استفاده كنند تا بتوانند در چنين بازار پيچيده، پر تنش و حساسى كه استكبار جهانى درصدد است نظم نوين آن را خود به عهده بگيرد، حضور فعال و كارآمد داشته باشند.

نكته مهمى كه در فرايند رشد و توسعه اقتصادى، فرهنگى، صنعتى، سياسى و اجتماعى نبايد هرگز مغفول واقع شود اين است كه عصر آينده، عصر رقابت‏هاى ايدئولوژيك است. آنچه ماهيت رشد و توسعه ما را از جهان غرب ممتاز مى‏كند، بُعد ايدئولوژيك و عنصر الهى آن است. آنچه در فراسوى رشد و توسعه نظام ما به عنوان غايت مطرح است «حيوة طيّبه» است كه زائيده دو عنصر «عمل صالح» و «ايمان» است. استراتژى كلى ما در قرن آينده مى‏بايست در چارچوب وحى و نظام الهى تنظيم گردد و برنامه‏ريزى‏هاى اقتصادى و صنعتى ما جداى از اهداف فرهنگى ما نباشد.

ما رفاه و رشد و توسعه مادى در كنار ظلم و فقر و ابتذال و فساد اخلاقى را مصداقِ توسعه مطلوب و هماهنگ با كرامتِ آدمى نمى‏دانيم. قرن بيست و يكم، قرن بازگشت انسان‏ها به دين و معنويت است، نيك بينديشيم!سردبير