مجلات >فصلنامه مشكوة>شماره 55

المسند الجامع

اثرى بديع در عرصه روايت

دكتر سيد كاظم طباطبايى

دانشگاه فردوسى مشهد

درآمد

از روزگارى كه مسلمانان براى صيانت از سنت‏شريف نبوى(ص) به ضرورت نگارش و تدوين حديث پى بردند، موجى از تلاش و نشاط علمى براى تدوين حديث پديدار گشت و روزبه روز رونقى بيشتر يافت. تا آن جا كه از آن روزگار تاكنون صدها و بلكه هزاران كتاب و مجموعه كوچك و بزرگ در حديث از سوى شيعيان و سنيان فراهم آمده است و همچنان نيز فراهم مى‏آيد. براى نمونه مى‏توان از برجسته‏ترين اين كتابها به شرح زير نام برد: الكافى اثر ابوجعفر محمدبن يعقوب كلينى رازى (د.329 ق)، من لايحضره الفقيه، معانى‏الاخبار، الخصال و الامالى جملگى اثر ابوجعفر محمدبن على بن بابويه قمى ملقب به «صدوق‏» (د. 381 ق)، تهذيب الاحكام و الاستبصار فيما اختلف من الاخبار هر دو از ابوجعفر محمدبن حسن طوسى ملقب به «شيخ الطائفه‏» (د. 460 ق)، الوافى از محمدبن مرتضى معروف به ملامحسن فيض كاشانى (د. 1019 ق)، وسائل الشيعه الى تحصيل مسائل الشريعه از محمدبن حسن معروف به «شيخ حر عاملى‏» (د. 1104 ق)، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار از مولى محمدباقر بن محمدتقى مجلسى اصفهانى (د. 1110 يا 1111 ق)، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل از ميرزا حسين نورى (د. 1320 ق)، جامع احاديث الشيعه تاليف چند تن از دانشوران زيرنظر مرحوم آية‏الله آقا حسين طباطبايى بروجردى (د. 1380 ق / 1348 خ)، الحياة اثر استاد محمدرضا حكيمى و ديگران (معاصر)، الموطا از مالك بن انس (د.179 ق)، المسند از احمدبن حنبل (د. 241 ق)، السنن اثر عبدالله بن عبدالرحمن دارمى (د. 255 ق)، الجامع الصحيح اثر محمدبن اسماعيل بخارى (د.256ق)، الجامع الصحيح از مسلم بن حجاج قشيرى نيشابورى (د. 261 ق)، السنن از ابوداوود سليمان بن اشعث‏سجستانى (د. 275 ق)، السنن از ابوعبدالله محمدبن يزيد قزوينى معروف به «ابن‏ماجه‏» (د.273 ق)، السنن از محمدبن عيسى بن سوره ترمذى (د.279 ق) ، السنن از احمدبن شعيب نسايى (د.303 ق)، المعجم‏الكبير از سليمان بن احمد طبرانى (د. 360 ق)، مستدرك الصحيحين از حاكم نيشابورى (د. 405 ق)، جامع الاصول من احاديث الرسول اثر مبارك بن محمد جزرى معروف به «ابن اثير» (د.606 ق)، تحفة‏الاشراف بمعرفة الاطراف از ابوالحجاج يوسف بن عبدالرحمن مزى (د. 742 ق)، جامع المسانيد و السنن از ابن‏كثير دمشقى (د. 774 ق)، مجمع‏الزوائد و منبع الفوائد از نورالدين على بن ابى‏بكر هيثمى (د.807 ق)، المطالب العاليه بزوائد المسانيد الثمانيه، از ابن حجر عسقلانى (د. 852 ق)، جمع الجوامع و الجامع الصغير لاحاديث البشير النذير هر دو از جلال‏الدين سيوطى، كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال از على بن حسام متقى هندى (د. 975 ق) و التاج الجامع للاصول فى احاديث الرسول از منصورعلى ناصف (د. پس از 1371 ق / 1951 م) و بسيارى مجموعه‏هاى ديگر.

همه آنچه بدان اشاره شد غير از كتابهايى است كه در شناخت علوم حديث و نقد و سنجش روايات و گزارش احوال راويان و جرح و تعديل آنان و شرح حديثها و بيان واژه‏هاى نامانوس آن نوشته‏اند.

بايد دانست كه در جملگى كتابهاى حديث، روايات به يك سبك تدوين نشده است; بلكه روش دسته‏بندى و تدوين حديثها در اين مجموعه‏ها به تناسب هدف، ذوق و سليقه مؤلف، و يا زير تاثير اوضاع و احوال روزگار، و ابزارها و وسايل علمى موجود بكلى متفاوت است. مهمترين اين روشها عبارت است از: (1)

1 - تاليف بر پايه ابواب: در اين روش تمام حديثهايى كه به موضوعى واحد مربوط مى‏شوند، زير عنوانى فراگير مانند «كتاب الحجه‏»، «كتاب الصلاة‏»، «كتاب الزكاة‏»، «كتاب النكاح‏» در كنار هم قرار مى‏گيرند. آنگاه اين حديثها در بابها توزيع مى‏شوند و هر بابى يك يا چند حديث را در موضوعى فرعى در برمى‏گيرد. كتابهاى جوامع، سنن، صحاح، مصنفها، مستدركها، مستخرجها و... به همين شيوه فراهم آمده‏اند.

2 - تاليف بر محور نامهاى صحابه يا به شيوه مسانيد: مسانيد جمع مسند و مسند كتابى است كه در آن حديثها به ترتيب صحابه، (2) يعنى نخستين مرجع در اسناد حديث پس از پيامبر، گرد آمده باشد. اين شيوه با تاليف بر پايه ابواب تفاوت دارد. به اين معنى كه در روش پيشگفته به دنبال هر بابى حديثهاى وابسته به آن موضوع را نقل مى‏كنند; ولى در اين طريقه، احاديث را برحسب راويان ترتيب مى‏دهند. مثلا هر چه را از طريق امام على‏بن ابى‏طالب(ع) از پيامبر(ص) روايت‏شده، در يك فصل جداگانه مى‏آورند. خواه حديث وى در باب زكات باشد يا نماز يا طهارت يا موضوعى ديگر. آنگاه كه مؤلف از نقل روايات صحابى نخستين فارغ شود به نقل حديثهاى صحابى بعدى مى‏پردازد و به همين ترتيب پيش مى‏رود. بنابراين اساس تقسيم‏بندى در آن، «وحدت موضوع‏» و در اين، «وحدت صحابى ناقل حديث‏» است. (3)

المسند الجامع و مؤلف آن

بارى، در سالهاى اخير اثرى بديع در عرصه حديث و روايت پديد آمده است كه «المسند الجامع‏» نام دارد. در اين كتاب حديثها به روش اخير فراهم آمده و دسته‏بندى شده است. اين اثر سترگ را دكتر «بشار عواد معروف‏» پژوهنده عراقى، مصحح، نويسنده و رئيس بخش تاريخ دانشگاه بغداد با همكارى سيد ابوالمعاطى محمد نورى، احمد عبدالرزاق عيد، ايمن ابراهيم زاملى و محمود محمد خليل فراهم آورده است. بانى اين اثر گسترده و سودمند، يعنى بشار عواد معروف، يكى از شاگردان مرحوم علامه دكتر مصطفى جواد (اديب و محقق برجسته عراق و استاد ممتاز دانشگاه بغداد) بوده (4) و - همچنان كه گفته خواهد شد - آن مرحوم بر برخى از آثار او مقدمه نگاشته است. «بشار معروف‏» پيش از اين اثر هم از خود آثار سودمندى عرضه داشته است. پاره‏اى از آن آثار كه نگارنده اين سطور آنها را ديده به قرار زير است:

الف: مقالات

1) الغزو المغولى كما صوره ياقوت الحموى‏» (مجلة الاقلام، بغداد، السنة الاولى، العدد 12).

2) «كتب الوفيات و اهميتها فى دراسة التاريخ الاسلامى‏» (مجلة كلية الدراسات الاسلامية، العدد الثانى، 1980 م).

3) «المستدرك على معجم‏البلدان لياقوت الحموى‏» (مجلة كلية الشريعة، العدد الرابع، 1968 م).

4) «مظاهر تاثير علم الحديث فى علم التاريخ عند المسلمين‏» (مجلة الاقلام، بغداد، السنة الاولى، العدد الخامس).

ب: كتابها

5) اثر الحديث فى نشاة التاريخ عند المسلمين (بغداد،1966 م).

6) المنذرى و كتابه التكملة لوفيات النقلة (النجف الاشرف، 1388 ق / 1968 م). اين كتاب بخش نخست از پايان‏نامه تحصيلى دوره فوق‏ليسانس وى در دانشگاه بغداد بوده است.

ج: تصحيحها:

7) التكملة لوفيات النقلة اثر زكى‏الدين ابومحمد عبدالعظيم بن عبدالقوى المنذرى (581-656 ق)، النجف الاشرف (1388 - ؟ ق / 1968 - ؟ م). اين كتاب بخش دوم از پايان‏نامه تحصيلى دوره فوق‏ليسانس او در دانشگاه بغداد است كه با مقدمه‏اى به خامه مصطفى جواد همراه مى‏باشد. (5)

8) الوفيات اثر ابومسعود عبدالرحيم بن على الحاجى (د.566 ق). ظاهرا اين اثر را زير نظر دكتر احمد ناجى القيسى تحقيق و تصحيح كرده است (بغداد1966 م).

9) مشيخة النعال البغدادى (صائن‏الدين محمدبن الانجب،577 -659 ق) تخريج رشيدالدين محمدبن عبدالعظيم المنذرى (613 -643 ق). وى اين كتاب را با همكارى عمويش دكتر ناجى معروف استاد دانشگاه بغداد تصحيح، تحقيق و منتشر ساخته است (المجمع العلمى العراقى، 1395 ق / 1975 م).

پس از آشنايى خوانندگان گرامى با مؤلف و پيشينه علمى او، نوبت آن است كه به اصل مطلب، يعنى كتاب المسند الجامع بپردازيم.

گردآورندگان اين مجموعه، شمارى از نام‏آورترين كتابهاى حديث اهل سنت را برگزيده و اساس تاليف كتاب خود قرار داده‏اند و براى سامان دادن كار خويش كوشيده‏اند از بهترين نسخه يا چاپ كه از هر كتاب در دسترس بوده، بهره جويند. در نتيجه بايد گفت كتاب مزبور تمام احاديث موجود در كتابهاى زير و طرق گوناگون آن روايات را در بردارد:

1 - الموطا، اثر ابوعبدالله مالك بن انس، به روايت‏يحيى بن يحيى ليثى (6) (د. 234 ق)، چاپ قاهره، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقى.

2 - المسند، اثر ابوبكر عبدالله بن زبير حميدى، تحقيق حبيب‏الرحمان اعظمى.

3 - المسند، اثر ابوعبدالله احمدبن حنبل، چاپ «المطبعة الميمنيه‏»،1313ق /1896م.

4 - المسند، اثر ابى‏محمد عبدبن حميدكشى كه نسخه دستنويس آن زير شماره‏1066 در «دارالكتب الظاهريه - دمشق‏» نگهدارى مى‏شود. همين دستنوشته در تاليف كتاب مورد بحث مورد استفاده واقع شده است. مؤلفان احاديث اين مسند را از روى نسخه عكسى اين دستنوشته شماره‏گذارى كرده و به شماره احاديث ارجاع داده‏اند.

5 - السنن، تاليف ابومحمد عبدالله عبدالرحمن دارمى كه در قاهره چاپ شده است.

6 - الجامع الصحيح، تاليف ابوعبدالله محمدبن اسماعيل بخارى كه در نه جزء انتشار يافته است.

7 - الادب المفرد، اثر بخارى سابق‏الذكر، چاپ قاهره، به كوشش قصى محب‏الدين الخطيب.

8 - رفع‏اليدين، تاليف بخارى، چاپ كويت.

9 - جزء القراءة خلف الامام، اثر بخارى كه در قاهره انتشار يافته است.

10 - خلق افعال العباد، اثر بخارى كه در سال 1390 ق. در مكه مكرمه چاپ و منتشر شده است.

11 - الجامع الصحيح، اثر ابوالحسين مسلم بن حجاج قشيرى كه در سال‏1329 ق. در استانبول چاپ شده است.

12 - السنن، اثر ابوداوود سليمان بن اشعث ازدى سجستانى، چاپ داراحياء السنه النبويه، به كوشش محمد محيى‏الدين عبدالحميد.

13 - السنن، تاليف ابوعبدالله محمدبن يزيد معروف به «ابن ماجه قزوينى‏» كه در قاهره به اهتمام محمد فؤاد عبدالباقى چاپ شده است.

14 - الجامع، اثر ابوعيسى محمدبن عيسى ترمذى، چاپ قاهره،1356 ق.

15 - الشمائل يا شمائل النبى، تاليف محدث پيشگفته. مؤلفان از دستنوشته‏اى كهن از اين كتاب بهره جسته‏اند. (7)

16 - الزوائد، مقصود از زوايد احاديثى است كه عبدالله پسر احمدبن حنبل بر مسند پدرش افزوده است. اين احاديث در لابه‏لاى مسند احمد مسطور است.

17 - السنن موسوم به المجتبى، اثر ابوعبدالرحمن احمد بن شعيب نسايى، چاپ مصر، 1348 ق.

18 - عمل اليوم و الليلة، اثر نسايى سابق‏الذكر، چاپ دارالبيضاء، مغرب، 1401 ق. به كوشش دكتر فاروق حمادة.

19 - فضائل القرآن كه بخشى از كتاب السنن الكبرى اثر محدث پيشگفته مى‏باشد. چاپ دارالبيضاء، مغرب، 1400 ق، به كوشش دكتر فاروق حماده.

20 - فضائل الصحابه، اين كتاب نيز پاره‏اى از كتاب السنن الكبرى است. چاپ دارالبيضاء، مغرب، 1404 ق. ، با تحقيق دكتر فاروق حماده.

21 - آن بخش از صحيح ابن خزيمه كه تاكنون به دست آمده است، تحقيق دكتر مصطفى اعظمى.

لازم به يادآورى است، مؤلفان به هنگام رهنمون ساختن خواننده به منابع پيشگفته، به شماره احاديث اشاره كرده‏اند; مگر در مورد موطا مالك، مسند احمد، صحيح بخارى و مسلم و المجتبى اثر نسايى كه به شماره جزء و صفحه ارجاع داده‏اند.

هدف از فراهم ساختن اين كتاب

مؤلفان انگيزه و مقصود خويش را از فراهم آوردن كتاب چنين بيان مى‏دارند:

در اين روزگاران كه علم راه كمال مى‏پويد و روشهاى گونه‏گونى در پژوهشهاى علمى پديد آمده، ديديم يكى از وظايف مسلمانان اين است كه سنت رسول خدا(ص) را به روشى آسان در اختيار پويندگان آن و عمل كنندگانش قرار دهند و آن را بر پايه روشى مرتب و منظم سازند كه بهره‏وران را تا سرحد امكان يارى دهد; به گونه‏اى كه جوينده يك حديث را كه در كتاب واحد تكرار شده يا در مجموعه‏اى از چند كتاب مندرج است، گرد آمده در يكجا بيابد. بويژه آن كه مى‏دانيم بر اثر فراوانى كتابها و گونه‏گونى اسلوب نظم و ترتيب آنها و تفاوت روشها، پژوهشگر براى يافتن آن حديث در همه آن كتابها با دشوارى مواجه مى‏گردد. از همين رو مجموعه‏اى ارزشمند از كتابهاى حديث را برگزيده، اساس تاليف اين كتاب قرار داديم. (8)

علت نامگذارى كتاب به «السمند الجامع‏»

مؤلفان به دو دليل اين كتاب را المسند الجامع ناميده‏اند: يكى به دليل آن كه احاديث آن بر محور صحابه مرتب شده، ديگر آن كه احاديث تمام كتابهاى پيشگفته را بر وفق روش زير در برگرفته است:

1 - احاديث هر صحابى، مستقل و يكجا فراهم آمده و به ترتيب حروف الفباى نام صحابيان سامان يافته است. به اين ترتيب: احاديث آبى اللحم غفارى، احاديث ابى بن عماره مدنى... تا يونس بن شداد.

2 - آنگاه احاديث هر صحابى بر پايه ابوابى كه نزد فقيهان در كتابهاى جوامع و سنن معروف است، مرتب شده; مانند كتاب (باب) ايمان، كتاب (باب) طهارت، كتاب (باب) صلاة... كتاب قيامت و بهشت و دوزخ.

براى مرتب ساختن احاديثى كه به باب واحدى مربوط مى‏شود، ترتيب بخارى و مسلم را الگو گرفته‏اند. از باب نمونه، احاديث مربوط به نماز در مسند صحابى معينى، با احاديث فضيلت نماز شروع شده، سپس به ترتيب با احاديث مواقيت نماز، اذان، تكبيرة‏الاحرام و... ادامه يافته و احاديث مناقب صحابه به ترتيب با مناقب خلفاى راشدين آغاز شده و مناقب ساير صحابيان به ترتيب الفبا بازگو شده است.

3 - اين مسند به سه باب تقسيم شده است:

باب نخست: مسند اصحابى را شامل مى‏شود كه به نام يا لقب معروفند، مانند ابى اللحم غفارى، ابى بن عماره مدنى، ابى بن كعب و ... تا يونس بن شداد. اين بخش سه چهارم اين مجموعه (يعنى پانزده جلد) را به خود اختصاص مى‏دهد.

باب دوم: در ابتدا مرويات اصحابى را شامل مى‏گردد كه به كنيه شناخته شده‏اند، مانند ابوهريره دوسى. به دنبال آن احاديث «ابناء» مى‏آيد. يعنى: صحابيانى كه به «ابن فلان‏» معروفند. مانند ابن عابس جهنى. پايان‏بخش باب دوم، مسانيد گروهى از صحابه است كه بدون ذكر نام از ايشان روايت كرده‏اند. مثلا گفته‏اند: «فلان كس از مردى انصارى چنين روايت كرد». احاديث اين دسته از صحابه بر مبناى نام راويان مرتب شده است.

باب سوم: ويژه مسانيد زنان است. در اين باب هم همان ترتيب بالا رعايت‏شده; يعنى ابتدا مسانيد زنانى ذكر شده كه به نام معروفند، مثل اسماء بنت‏ابى‏بكر، اسماء بنت عميس، اسماء بنت‏يزيد. سپس مسانيد زنانى آمده كه به كنيه شناخته مى‏شوند، مانند ام‏اسحاق، ام‏ايمن، ام ايوب و در واپسين مرحله، احاديث زنانى درج گشته است كه نامشان براى ما مجهول است، مانند «حديث زنى انصارى‏» يا «حديث‏يكى از همسران پيامبر(ص)». دو جلد اخير از اين مجموعه، مسانيد زنان را در برمى‏گيرد.

4 - مؤلفان اين مسند اظهار مى‏دارند كه احاديث مقطوع، (9) مرسل، (10) معلق (11) را در اين كتاب وارد نساخته‏اند و همچنين احاديثى را كه نام راوى‏اش معلوم نيست، كنار گذاشته‏اند و تنها بر نقل احاديث مسند قناعت ورزيده‏اند. زيرا تنها احاديث مسند (12) است كه مى‏توان بر قوى يا ضعيف بودن آن حكم راند. (13)

علت انتخاب اين روش

مؤلفان درباره علت تنظيم مطالب كتاب به روش مسانيد مى‏نويسند:

شايد دانشوران و خوانندگان نظر ما را درباره ترتيب كتاب كه بر پايه مسانيد صحابه تنظيم شده، نپسندند. بايد دانست انتخاب اين ترتيب به دو دليل بود. يكى اين كه آن را آسان‏ياب ديديم و ديگر آن كه براى بيان اسنادها و طرق متنوعش، در كار گردآوردن سنت مطهر نبوى، و همچنين در آينده براى تشخيص احاديث صحيح از ناصحيح، اين روش را داراى فوايد و نتايج‏بسيار يافتيم. افزون بر آن; فهرستهاى فراوان و گوناگون و غنى، بى‏ترديد مواد المسند الجامع را به آسانى در اختيار جويندگانش قرار خواهد داد و به آنان كمك خواهد كرد كه بى‏هيچ رنج و سختى به خواسته خويش دست‏يابند. (14)

فهرستهايى كه گويا در نظر است در آينده به كتاب پيوست گردد، (15) بدين قرار است:

الف) فهرستهايى كه تمام احاديث كتاب را بر پايه ابواب فقهى دسته‏بندى كرده، به گونه‏اى كه در هر مساله فقهى به تمام احاديث وابسته به آن موضوع اشاره مى‏كند.

ب) فهرستى شامل جملات آغازين احاديث كه بر مبناى حروف الفبا دسته‏بندى شده باشد.

ج) فهرستى كه حاوى واژگان موجود در احاديث است; و پاره‏اى فهرستهاى ديگر. (16)

پاره‏اى اطلاعات اساسى درباره اين مجموعه

1 - در اين مجموعه هر حديث‏با ذكر كسى كه آن را از صحابى روايت مى‏كند، آغاز شده; خواه اين راوى خود صحابى (17) باشد و خواه تابعى. آنگاه به دنبال آن متن حديث‏به صورت كامل، مضبوط و مشكول نقل مى‏شود.

2 - سپس جاى اين روايات در منابع پيشگفته به ترتيب زمان درگذشت مؤلفان نشان داده شده; زيرا اولا هر چه تاريخ تاليف كتاب كهنتر باشد، زنجيره سندش تا رسول خدا(ص) كوتاهتر و احتمال لغزش در آن كمتر است. ثانيا بسا كه مؤلف پسين از فرد پيشين بهره برده باشد. هر چند كه شمارى از مؤلفان اين كتابها، مثل بخارى، مسلم و ابن‏خزيمه به پندار سنيان از اين امتياز برخوردارند كه در كتابهاى خويش تنها به ذكر احاديث صحيح قناعت كرده‏اند.

مناسب مى‏بيند همين‏جا اين مطلب را هم بيفزايد كه در اين مجموعه، براى كتابها و مؤلفان از رمز يا نشانه اختصارى استفاده نشده; بلكه به‏روشنى و صراحت از آنها ياد مى‏گردد. به عقيده نگارنده اين سطور، اين امر از خوبيهاى كتاب مورد بحث است; زيرا به كار گرفتن نشانه‏هاى اختصارى، افزون بر تلف ساختن وقت‏خواننده، ذهن او را نيز آشفته مى‏سازد. (18)

3 - در مرحله‏بعد، مؤلفان اسنادها و طرق گوناگون نقل يك حديث را با يكديگر سنجيده و اين سنجش را از شيخ يا استادى كه صاحب كتاب از او روايت مى‏كند، آغاز كرده و تا صحابى يا تابعى كه آن حديث را از صحابى نقل كرده، ادامه داده‏اند. براى اين مقصود در آغاز استاد (يا شيخ) مؤلف كتاب موردنظر و سپس راوى يا راويان بعدى را ذكر كرده‏اند تا جايى كه زنجيره سند با راويان همين حديث در كتابهاى ديگر يكى شود. آنگاه به بررسى خود به همين شيوه ادامه داده‏اند تا تمام زنجيره‏ها به صحابى يا تابعيى بپيوندند كه حديث را از آن صحابى نقل مى‏كند. يعنى: صحابيى كه گرد آوردن احاديثش موردنظر است. اگر پژوهنده بر هر يك از احاديث اين كتاب بنگرد، درخواهد يافت كه درهم آميختن زنجيره راويان يا اسنادها، به شيوه‏اى صورت گرفته كه هر سندى استقلال خودش را هم حفظ كرده است، به طورى كه مثلا تشخيص سلسله سند بخارى از مسلم چندان دشوار نمى‏نمايد.

براى اين كه مطالب اين بند و دو بند پيشين روشنتر گردد، يك نمونه از احاديث كتاب عينا نقل مى‏شود:

228-25: عن ثابت عن انس، قال:

«كان غلام يهودى يخدم النبى (ص) فمرض، فاتاه النبى (ص) يعوده فقعد عند راسه، فقال له: اسلم، فنظر الى ابيه و هو عنده، فقال له: اطع اباالقاسم(ص). فاسلم. فخرج النبى (ص) و هو يقول: الحمدلله الذى انقذه من النار». (19)

اخرجه احمد3/175 قال: حدثنا مؤمل. و فى‏3/227 و 280 قال: حدثنا يونس. و اخرجه احمد3/280، و البخارى 2/118 و7/152، و فى «الادب المفرد 524»، ابوداود (3095) و «النسائى‏» فى الكبرى «تحفه 295» عن اسحاق بن ابراهيم. اربعتهم (احمد، و البخارى، و ابوداود و اسحاق) عن سليمان بن حرب.

ثلاثتهم (مؤمل، و يونس، و سليمان) عن حماد بن زيد، عن ثابت، فذكره. (20)

4 - در اين مجموعه هر كس كه روايتى را از يك صحابى نقل كرده، روايتش به عنوان يك حديث مستقل به حساب آمده; چه اين راوى تابعى باشد چه صحابى. بنابراين اگر حديثى را دو تن از يك صحابى نقل كرده باشند، دو حديث، و اگر سه تن نقل كرده باشند، سه حديث‏به شمار آمده است. اين امر طرق گوناگون آن حديث را روشن مى‏سازد و به معرفت اسانيد از حيث قوت و ضعف مدد مى‏رساند; زيرا آن حديث گاه از طريق يك تابعى به صورت صحيح و از طريق تابعى ديگر به صورت ناصحيح به دست ما رسيده است. (21)

5 - احاديث اين مسند از آغاز تا انجام شماره‏گذارى شده و در نتيجه هر حديث‏يك شماره مسلسل دارد كه امر ارجاع به احاديث كتاب را آسان مى‏سازد. به دنبال آن شماره، شماره ديگرى مى‏آيد. شماره اخير از ابتداى احاديث‏يك صحابى شروع مى‏شود و در پايان احاديث آن صحابى خاتمه مى‏پذيرد. از شماره‏گذارى اخير تعداد احاديث هر صحابى در اين كتاب دانسته مى‏شود. افزون بر آن كه، امر ارجاع را هم آسانتر مى‏سازد. بنابراين در حديثى كه به عنوان نمونه ذكر شد، شماره 228 به اين معناست كه اين حديث دويست و بيست و هشتمين حديث در اين كتاب و شماره 25 گوياى اين است كه حديث مزبور بيست‏وپنجمين حديث در مسند انس‏بن مالك است.

بى‏مناسبت نيست‏بيفزاييم كه مجموع احاديث المسند الجامع طبق شماره‏گذارى گردآورندگانش 17802 حديث است. كه از اين تعداد15733 فقره آن از طريق مردان صحابى و بقيه، يعنى‏2069 فقره آن، از طريق زنان صحابى روايت‏شده است.

ميزان اعتبار احاديث اين مسند از نگاه مؤلفانش

مؤلفان اظهار مى‏دارند كه دوست داشته‏اند همراه با تخريج احاديث، در صحت و سقم هر يك از روايات هم داورى كنند و با تكيه به دانش جرح و تعديل و در پرتو آگاهيهاى رجال‏شناختى، به نحوى بنيادين، نه از روى تقليد، معايب و بيماريهاى پنهان و آشكار هر حديث را روشن سازند. اما در حال حاضر به دو دليل اساسى از آن كار چشم پوشيده‏اند:

يكى ترس از پر حجم شدن كتاب به نحوى كه چاپ و انتشارش دشوار يا ناممكن گردد.

ديگر نگرانى از اين كه حديثى با طرق صحيح در ديگر كتابها موجود باشد كه از چشم مؤلفان مسند حاضر پنهان مانده باشد; بويژه آن كه بسيارى از كتابهاى حديث هنوز به صورت دستنوشته در كتابخانه‏هاى شرق و غرب باقى مانده و محققان بدانها دسترسى ندارند.

از همين‏رو خاطرنشان مى‏سازند كه اين «مسند جامع‏»، احاديث موجود در مآخذ پيشگفته را چه درست و چه نادرست، در خود گرد آورده است. وظيفه فرد مسلمان اين است كه پيش از استشهاد به هر حديث‏يا عمل به آن، درستى و نادرستى آن را بسنجد و عيار آن را به دقت محك زند. (22)

شمار اصحابى كه مرويات آنان در «المسند الجامع‏» فراهم آمده است

شمار كل صحابيانى كه مرويات آنان در اين مسند گرد آمده‏1237 تن مى‏باشد كه اين تعداد از گروههاى زير شكل گرفته است:

الف) مردان صحابى‏1073 تن:

1 - از اين ميان‏816 تن به نام يا كنيه شناخته شده‏اند.

2 -257 تن باقى‏مانده، ناشناخته هستند. به اين معنا كه به صورت مبهم از ايشان روايت‏شده، مثلا گفته‏اند: «فلانى از يكى از ياران پيامبر يا از مردى كه پيامبر را ديده، روايت كرد».

ب) زنان صحابى 164 تن:

1 - از اين تعداد 114 تن به نام يا كنيه معروفند.

2 - 50 تن باقى‏مانده، ناشناخته هستند. به اين معنا كه مثلا گفته‏اند: «فلان كس از خاله‏اش يا از يكى از همسران رسول (ص) يا از زنى انصارى چنين روايت مى‏كند».

كتاب مورد بحث در ذيقعده سال 1412 ه . ق به انجام رسيده است. (23)

يادداشتها و مآخذ:

1- انواع ديگر كتابهاى حديث اجمالا بدين قرار است: معجم‏ها، كتابهايى كه بر پايه نخستين واژه‏هاى حديث تدوين شده‏اند، زوايد، كتابهاى تخريج، اجزاء، علل و امالى‏ها. براى آگاهى درباره هر يك از اين روشها و تفاوت آنها با يكديگر نك: سيد كاظم طباطبايى، مسندنويسى در تاريخ حديث، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم،1376 خورشيدى (در دست انتشار)، صص‏43-59.

2- صحابه جمع صاحب و صحابى و اين دو به معنى يار وهمراه است و صحابى كسى را گويند كه در حال ايمان پيامبر(ص) را ديده و مؤمن از دنيا رفته باشد. نك: كاظم مديرشانه‏چى، دراية الحديث، چاپ دوم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،1363 خ، ص‏17.

3- نك: ابن الصلاح الشهرزورى (ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن)، مقدمة ابن الصلاح فى علوم الحديث، تحقيق عايشه عبدالرحمن (بنت الشاطى‏ء)، مصر، وزارة الثقافة، 1390ق / 1970م، ص 375; جلال‏الدين السيوطى، تدريب الراوى، حققه عبدالوهاب عبداللطيف، الطبعة الثانيه، القاهره، دارالكتب الحديثه، 1385 ق/1966 م. ، 2/153 - 155; احمد امين، ضحى‏الاسلام، الطبعة السادسه، القاهره، مكتبة النهضة المصريه، 1961-1962 م، 2/109، 121-122.

4- بشار عواد معروف، المنذرى و كتابه التكملة لوفيات النقلة، النجف الاشرف، 1388 ق / 1968م، ص‏17، 291.

5- ج‏1، صص‏7-17. گفتنى است كه ظاهرا كتاب مزبور در7 مجلد چاپ شده باشد. ولى نگارنده اين سطور تنها چهار مجلد از آن را ديده است.

6- گويند موطا مالك به يازده روايت نقل شده كه مشهورترين و صحيح‏ترين آنها روايت‏يحيى‏بن يحيى ليثى است (حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، 1360 ق / 1941 م، 2/1908). ولى چاپى كه به كوشش عبدالوهاب عبداللطيف، استاد علوم حديث جامع الازهر، در دسترس حديث‏پژوهان قرار گرفته به روايت محمدبن حسن شيبانى (د.189 ق) است.

7- اين كتاب را دكتر محمود مهدوى دامغانى به فارسى برگردانده و همراه با توضيحات و پيوستها در تهران (1372 ش) منتشر كرده است.

8- بشار عواد معروف (و ديگران)، المسند الجامع، 20 ج، الطبعة الاولى، دارالجيل ببيروت و الشركة المتحدة بالكويت، 1413 ق /1993 م، ج‏1، ص‏6.

9- «مقطوع‏» گفتار (قول) يا كردار (فعل) يا تقريرى را گويند كه از تابعى روايت‏شده باشد; نه از صحابى يا پيامبر(ص) نك: صبحى الصالح، علوم الحديث و مصطلحه، دمشق،1379 ق /1959 م.

10- «مرسل‏» حديثى است كه محدث آن را با اسناد پيوسته به تابعى مى‏رساند. آنگاه تابعى مى‏گويد: رسول خدا(ص) گفت (نك: الحاكم النيسابورى (محمدبن عبدالله)، معرفة علوم الحديث، تصحيح الدكتور السيد معظم حسين، مطبعة دارالكتب المصرية، القاهره،1937م، ص‏25). مرسل يكى از انواع حديث ضعيف است و سبب ضعف آن ناپيوستگى زنجيره سند است.

11- «معلق‏» حديثى است كه از آغاز زنجيره سند يك تن از راويان يا بيشتر افتاده باشد. نك: القاسمى، قواعد التحديث، ص‏124; مدير شانه‏چى، دراية الحديث، با همان مشخصات، ص‏59.

12- «مسند» (در برابر مرسل) حديثى است كه اسنادش از راوى تا پيامبر(ص) [يا به تعبير درست‏تر تا معصوم‏7] پيوسته و متصل باشد. به سخن ديگر حديثى است كه از زنجيره سند آن حلقه‏اى مفقود نباشد. نك: الحاكم النيسابورى، پيشين، ص‏17.

13- المسند الجامع، ج‏1، ص‏11.

14- پيشين، 1/13.

15- پيشين، 20/832.

16- پيشين، 1/13.

17- زيرا در بسيارى موارد يك صحابى كه خود شاهد قول، فعل و تقرير پيامبر(ص) نبوده، آن را از صحابى ديگر نقل مى‏كند.

18- براى آگاهى بيشتر در معايب و كاستيهاى استفاده از نشانه‏هاى اختصارى در كتابهاى رجال و حديث نك: عبدالله بن حسن المامقانى، تنقيح المقال فى احوال الرجال، چاپ سنگى، انتشارات جهان، تهران، بى‏تا، ج‏1، ص‏191.

19- «نوجوانى يهودى پيامبر(ص) را خدمت مى‏كرد. وى بيمار شد و پيامبر به عيادتش رفت و بر بالين او نشست و به او فرمود: مسلمان شو. نوجوان به پدر خود كه آنجا بود، نگريست. پدرش به او گفت: از ابوالقاسم‏9 فرمان بر. به دنبال اين سخن او مسلمان شد. پيامبر از آنجا بيرون شد در حالى كه مى‏گفت: ستايش خدايى را سزاست كه او را از آتش رهايى بخشيد».

20- 1/193-194.

21- نك: 1/12.

22- پيشين، 1/13.

23- المسند الجامع، 20/833.