مجلات >پژوهشى دانشگاه امام صادق (ع)>شماره 4

توسعة فرهنگي و برنامه‎ريزي رسانة آموزش ديني در ايران

ناصر باهنر*

چكيده

آموزش يكي از مباحث و توجهات اساسي در توسعه فرهنگي به شمار مي‎آيد وبخش عمده‎اي از محتواي هر سياست فرهنگي به اين امر مهم اختصاص دارد. از آن جا كه توسعه‎ي اجتماعي در زمينه‎هاي گوناگون بايد بر پايه‎ي يك برنامه صورت پذيرد. مسئله برنامه‎ريزي آموزشي حوزة سياستگذاريها و برنامه‎ريزيهاي مربوط به توسعة فرهنگي جايگاهي ويژه يافته است. در اين ميان در جامعه‎ي ديني ما كه ارزشهاي ديني و اخلاقي جايگاهي ويژه در توسعه فرهنگي دارند، درس ديني در برنامه‎هاي آموزشي از موقعيت والايي برخوردار بوده و به تبع آن كتابهاي درسي ديني، به عنوان مهمترين رسانه‎ي آموزش ديني و حائز نقش و تأثير بسياري گشته است.

اين مقاله با هدف تبيين اجمالي شرايط برنامه‎ريزي كتابهاي درسي ديني در مقطع زماني سالهاي 130 تا 1375 و بررسي نقاط ضعف و قوت آن تهيه گرديده و در پايان نيز مدلي مناسب در خصوص برنامه‎ريزي اين رسانه ارائه شده است. نگارنده اميد دارد كه با توجعه به اهداف خاص رشته‎ي فرهنگ و ارتباطات،‌مسائل مربوط به يكي از حوزه‎هاي مشترك فرهنگ،‌ارتباطات و دين در اين مقاله تبيين مي‎گردد.

� مقدمه:

آموزش يكي از مباحث و توجهات اساسي در توسعه فرهنگي به شمار مي‎آيد و بخش عمده‎اي از محتواي هر سياست فرهنگي به اين امر مهم اختصاص دارد. «امروز بواسطه نزديكي مسائل

آموزش و فرهنگ و تاثيرات متقابل آنها تعداد قابل توجهي از وزارتخانه‎ها و مؤسسات دنيا نام

فرهنگ و آموزش را دركنار يكديگر برگزيده‎اند و پيوند ناگسستني آنها سبب شده است كه بسياري از پژوهشهاي فرهنگي آموزش را در صدر توجهات خود قرار دهند.

(Fabrzio, 1981, P.450)

از آنجا كه «توسعة فرهنگي اساساً از بدست آوردن آموزشهاي تخصصي تركيب مي‎گردد... و توسعه فرهنگي در تحليل نهايي بستگي دارد به غني كردن و شكل دادن به فرهنگ شخصي هر فرد به نحوي كه او را قادر سازد تا خود را بيان كند و فرهنگ خود را تحليل كند» (پهلوان: 1358، ص 21) امر برنامه‎ريزي آموزشي در حوزة سياست گذاري و برنامه‎ريزي‎هاي مربوط به توسعه فرهنگي جايگاهي ويژه يافته است. سازمان يونسكو با تشكيل كنفرانسهاي بين المللي و برنامه‎ريزي آموزشي در پاريس، داكار، هامبورگ، بانكوك و غيره به تشكيل سازمانهاي برنامه‎ريزي آموزشي كمك رسانده است.

� برنامه‎ريزي درسي و توسعة فرهنگي

بي‎گمان توسعة اجتماعي در زمينه‎هاي گوناگون بايد بر پاية يك برنامه صورت پذيرد تا از امكانات و منابع و نيروهاي انساني موجود استفادة بهينه به عمل آيد كه اين مسأله اهميت برنامه‎ريزي را در توسعه گوشزد مي‎نمايد.

براي برنامه‎ريزي تعريفهاي متعددي بيان شده است كه ذيلاً به يكي از آنها اشاره مي‎شود:

«برنامه‎ريزي ايجاد يك مكانيزم هدايت منطقي عمليات و يا بهترين نوع استفاده از منابع و امكانات موجود (اعم از امكانات و منابع بالفعل يا بالقوه) در جهت تأمين هدفها (اساسي‎ترين نيازهاي جامعه) است». (پرونده 1356، ص 40).

در حقيقت برنامه‎ريزي پاسخهاي حساب شده به سؤالات زير است:

«1- غرض و هدف اصيل از انجام اين عمل چيست؟

2- با چه روشي بهتر مي‎توان اين عمل را انجام داد؟

3- به چه نوع وسايلي احتياج داريم؟

4- مراحل انجام عمل داراي چه نظمي بوده و به چه صورتهاي انجام شود؟

5- با چه ضوابطي مي‎بايست انجام اين عمل و نتايج حاصله را ارزشيابي نمود؟

به اين ترتيب در مفهوم برنامه پنج عنصر يا ركن اساسي نهفته است: هدف، روش، وسايل، عمل، ارزشيابي» (احمدي، 1350، ص 8). اين عناصر اركان اصلي يك برنامه را تشكيل مي‎دهند. به طور اساسي برنامه‎ريزي از دو مرحله مجزا ولي مربوط به هم طراحي و اجرا تشكيل شده است كه در مرحله طراحي نبايد به هيچ اقدام عملي دست زد، البته در مرحله طراحي، محاسبات و پيش بيني‎هاي لازم درباره ترتيبات اجرا و ضوابط ارزشيابي نيز مد نظر قرار مي‎گيرد. پس از پايان يافتن مرحله طراحي نبايد كار برنامه‎ريزي را تمام شده تلقي نمود بلكه بايد توجه داشت كه مرحله بسيار مهم و حساس برنامه‎ريزي يعني مرحلة اجراي برنامه طراحي شده هنوز در پيش رو قرار دارد و در مرحله اجراست كه نقاط ضعف و قوت يك برنامه آشكار مي‎شود و امكان شناخت نقايص و كمبودها در برنامه‎ ميسر مي‎گردد.

امر برنامه‎ريزي در حوزه مسائل آموزشي توسعة فرهنگي بر عهدة برنامه‎ريزي درسي است. براي برنامه‎ريزي درسي نيز تعريفهاي گوناگوني ارائه شده است، از جمله:

«فعاليت عملي است كه با توجه به اصول و مباني علوم مختلفه و با در نظر گرفتن نيازهاي فردي و اجتماعي و احتساب مختصات شرايط و امكانات موجود در سطوح و ابعاد مختلف طراحي و اجرا گردد.» (پروند، 1356، ص 40)

« به وجود آوردن طرحي جهت آماده كردن مجموعه‎اي از فرصت‎هاي يادگيري براي افراد تحت تعليم»(سيلور، 1372 ،ص 40).

در حوزه‎هاي مختلف مربوط به آموزش، برنامه‎ريزي درسي با در برداشتن مفهوم تفكر و محاسبه و پيش‎بيني قبل از عمل، ركني اساسي و مهم به شمار مي‎آيد و چنانچه اين مرحله در هر اقدام آموزشي به خوبي تدوين گردد، مي‎توان به آينده فعاليتهاي آموزشي اميدوار بود.

مراحل سه گانه تعيين هدف تعيين روش (انتخاب و سازماندهي محتوا)و ارزشيابي از اصول مورد اتفاق در برنامه‎ريزي درسي است و هيچ برنامه‎اي بدون توجه به اين مراحل نمي‎تواند از صحت و اعتبار لازم برخوردار باشد.

تيلر (Tyler) برنامه‎ريزي آموزشي را پاسخ به 4 سؤال زير مي‎داند:

«1- آموزش بايد در جستجوي كدام مقاصد ترتيبي باشد؟

2- كدام تجربيات تربيتي براي حصول چنين مقاصدي فراهم مي‎شود؟

3- اين تجربيات چگونه مي‎تواند به نحو كارآمدي سازماندهي شود؟

4- چگونه ما مي‎توانيم تعيين كنيم كه آيا چنين مقاصدي تحصيل شده است يا خير؟»(Tyler,1949,p.1)

بر اين اساس تيلر مدلي ارائه نمود كه به وسيله ساير نويسندگان برنامه درسي مورد پذيرش قرار گرفت؛ مثلاً‌مدل هفت مرحله‎اي تا با (Taba) بسط چهار سؤال تيلر بود:

«1- تشخيص نيازها

2- فرمول بندي هدفها

3- انتخاب محتوا

4- سازماندهي محتوا

5- انتخاب تجربيات يادگيري

6- سازماندهي تجربيات يادگيري

7- تعيين اينكه چه چيز را ارزشيابي كنيم و طرق و وسايل انجام آن» (Taba , 1962, p.12)

پوفام (Popham) و بيكر (Baker) از يك مدل چهار مرحله‎اي هدف – مرجع حمايت كرده‎اند:

«1- مشخص كردن هدفهاي عيني

2- سنجش مقدماتي

3- آموزش

4- ارزشيابي»(سيلور، 1372، ص 47 و 48)

� كتاب درسي ديني مهمترين رسانة آموزش ديني

فرآيند ياددهي و يادگيري در سيستم آموزشي از عوامل متعددي تاثير مي‎پذيرد كه از جمله مي‎توان به خانواده، معلم، كتاب، گروه همسالان اجتماع و وسايل ارتباط جمعي اشاره داشت، اما هنگامي كه بجز كتاب درسي، مواد درسي ديگري موجود نباشد و هنگامي كه ساير رسانه‎هاي در مورد علايق فراگيران رقابتي با كتاب درسي ندارند، در آن صورت كتاب درسي نقش محوري را به عنوان مهمترين رسانة آموزشي در طرح برنامه درسي پيدا خواهد كرد و برنامه‎ريزي اين رسانه‎ نقشي ويژه و اساسي در برنامه آموزشي مي‎يابد و اين مسئله همان واقعيتي است كه امروزه در كشور ما رخ داده است.

درس ديني در برنامه‎هاي آموزشي و در سياستگذاريهاي مربوط به توسعة فرهنگي در كشور ما از جايگاهي ويژه برخوردار است. زيرا توسعة فرهنگي بر مبناي يك نظام ارزشي قوام و بنيانهاي خود را محكم مي‎سازد كه دين و اخلاق از بنيانهاي اين نظام ارزشي محسوب مي‎شوند، به خصوص آنكه در جامعة ديني ما اين ارزشهاي ديني و اخلاقي همواره اهميتي مضاعف و نقشي محوري در فرهنگ ايراني داشته‎اند. اگر آموزش و پرورش را يكي از مؤثرترين شيوه‎هاي انتقال و گسترش اين ارزشها بدانيم در سيستم كتاب محوري موجود، كتابهاي درسي ديني ما مهمترين عامل در بسط ارزشهاي مذكور خواهد بود. از اين رو، موضوع برنامه‎ريزي اين رسانة آموزش ديني در مباحث توسعه فرهنگي كشور ما جايگاهي ويژه مي‎يابد.

اين مقاله با هدف تبيين اجمالي شرايط برنامه‎ريزي كتابهاي درسي ديني از سال 1360 تا 1375 و بررسي نقاط ضعف و قوت آن و ارائه پيشنهاداتي چند تهيه شده است. نگارنده با داشتن تجربه چندين سال مشاركت در امر برنامه‎ريزي و تأليف اين كتابها اميد دارد با طرح اجمالي برخي از اين مسائل، زمينه توجه هر چه بيشتر كارشناسان به اين امر مهم را فراهم آورد.

� تشكيلات سازماني برنامه‎ريزان كتابهاي درسي

وزارتخانه آموزش و پرورش عهده‎دار امر تعليم و تربيت بيش از 18 ميليون نفر دانش آموزان مي‎باشد (نجفي، 1374، ص8) كه از اين نظر بزرگترين وزارتخانه و مهمترين آنها در امر تعليم و تربيت محسوب مي‎شود. يكي از معاونت‎هاي اين وزارتخانه معاونت پژوهشي است كه كليه فعاليتهاي آن در سازمان پژوهش و برنامه‎ريزي آموزشي متمركز مي‎باشد. اين سازمان داراي 5 دفتر است كه هر يك در زمينه خاصي فعاليت مي‎نمايند: اين دفاتر كه حكم ادارات كل را دارند، عبارتند از: دفتر برنامه‎ريزي و تاليف كتب درسي، دفتر چاپ و توزيع، دفتر كمك آموزشي، دفتر تحقيقات آموزشي و دفتر تكنولوژي آموزشي.

دفتر برنامه‎ريزي و تاليف كتب درسي عهده‎دار امر برنامه‎ريزي كتابهاي گوناگون درسي از دوره ابتدايي تا پايان تربيت معلم و سپس انجام امور مربوط به تاليف آنها و نيز كتابهاي روش تدريس مي‎باشد. همچنين اين دفتر موظف است بر پايه ارزيابيهاي انجام شده و تحقيقات صورت پذيرفته، هر ساله تغييرات و تعديلهاي مناسب و مطلوب را متون درسي انجام دهد.

دفتر چاپ و توزيع، وظيفه آماده سازي كتابهاي درسي و كمك درسي و چاپ و توزيع آنها را بر عهده دارد.

سياستگذاريهاي مربوط به كتابهاي كمك درسي و تاييد كتابهاي منتشر شده به عنوان كتاب كمك درسي، چاپ مجلات رشد آموزشي به عنوان وظايف دفتر كمك آموزشي محسوب مي‎شود، اين دفتر عهده‎دار امور مربوط به انتشارات مدرسه نيز مي‎باشد.

در دفتر تحقيقات آموزشي، پژوهشهايي كه در ارتقاي سطح آموزش مؤثر مي‎باشند، مورد بررسي وتصويب قرار گرفته و به كارشناسان ومحققان مربوطه – براي اجرا – سفارش داده مي‎شود. همچنين انتشار فصلنامه «تعليم و تربيت» كه منعكس كننده مقالات و تحقيقات انجام شده مي‎باشد از جمله وظايف اين دفتر است.

تهيه فيلمها و نوارها صوتي و تصويري و ساير وسايل و تكنولوژيها آموزشي مهمترين وظيفه دفتر تكنولوژي آموزشي محسوب مي‎شود (عالمي 1374، ص 10).

� تاريخچه برنامه‎ريزي كتابهاي درسي ديني

مجموعه كتابهاي درسي ديني آموزش و پرورش، هفتاد جلد مي‎باشدكه چهار دوره تحصيلي دبستان، راهنمايي، دبيرستان و تربيت معلم را شامل است. در اين مجموعه علاوه بر كتابهاي عمومي اهل تشيع، كتابهاي خاصي نيز براي اهل سنت و اقليتهاي ديني تاليف گرديده است كه امور مربوط به برنامه‎ريزي و تاليف اين مجموعه بر عهده گروه درسي ديني دفتر برنامه‎ريزي و تأليف كتب درسي بوده است.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به واسطه شرايط جديد و ضرورتهاي پيش آمده عده‎اي از صاحبنظران عهده‎دار تاليف كتابهاي جديد درسي ديني و قرآن گرديدند. اين كتابها با توجه به ضرورتهاي پيش آمده به طور عمده بدون رعايت ضوابط موجود در برنامه‎ريزي كتابهاي درسي تاليف شد و از آنجا كه كارشناسيهاي لازم در امر تاليف اين كتابها انجام نپذيرفته بود، نواقص و كمبودهاي آشكاري در اين زمينه وجود داشت.[1]

از سال 1369 پس از بخشنامه رسمي دفتر تحقيقات و برنامه‎ريزي و تاليف جهت تشكيل كميته‎هاي برنامه‎ريزي[2] اين رسانة آموزشي در كميته‎هاي تخصصي برنامه‎ريزي مورد توجه كارشناسانه قرار گرفت. اين كميته موظف شدند تا كار برنامه‎ريزي را به صورت زير انجام دهند:

1- برنامه‎ريزي و تاليف برنامه‎هاي درسي

الف: تدوين هدفهاي خاص هر درس با توجه به هدفهاي كلي هر دوره.

ب: تدوين اصول و روشهاي تهيه برنامه‎هاي درسي.

ج: انتخاب روشها و فعاليتهاي تدريس و معرفي منابع و وسايل كمك آموزشي

د: تهيه رئوس مطالب با توجه به ارتباط افقي و عمومي آنها و هماهنگ با هدفها.

2-نظارت بر تأليف و بررسي محتواي تهيه شده از نظر انطباق با هدفها، اصول و رئوس مطالب.

3-همكاري با مؤلفان در انتخاب اجزاء مختلف محتوا و عكس، تصوير، آمار، جداول، نمودارها و ...)

4- همكاري در ارزشيابي از برنامه.

5- بررسي و تجديد نظر مستمر در برنامه‎هاي درسي براساس پيشرفتهاي علمي و نتايج ارزشيابيها.

6- تاييد برنامه‎هاي آموزش ضمن خدمت معلمان با توجه به برنامه‎هاي و نيازهاي آموزشي آنان.

7- بررسي و تعيين ضوابط و آيين‎نامه‎هاي آموزشي و ارزشيابي درس مربوطه.

به اين ترتيب كميته‎هاي برنامه‎ريزي به طور جدي كار خود را آغاز نمود كه تاكنون تنها تا مرحله تعيين اهداف و روشها كار خود را پيش برده است.[3]

� نقد و بررسي

نقد و بررسي وضعيت موجود برنامه‎ريزي رسانة آموزش ديني را مي‎توان از چند جهت مطرح نمود:

1- سابقه كميته‎هاي برنامه‎ريزي درسي در ايران نشانگر اين است كه تجربه مفيد كار تخصصي در اين زمينه وجود ندارد و اين گونه كميته‎ها با مشكلات و نواقص متعددي روبر بوده‎اند كه برخي از آنها عبارتند از:

« - تعداد اين نوع كميته‎ها بسيار محدود بوده است.

- كار تشكيل اين نوع كميته‎ها در ايران نسبتاً دير شروع شده است.

- اعضاي شركت كننده در اين كميته‎ها بيشتر مسؤلان اداري آموزش و پرورش و تني چند از صاحبنظران و مؤلفان كتب درسي بوده‎اند.

- به جاي انجام بررسيهاي و تحقيقات لازم بر روي منابع مربوط، كار كميته‎ها بيشتر بحث و تبادل نظر و مشورت بوده است.

- گاهي بعد از چند جلسه تبادل نظر و مشورت، نتايج در قالب كلمات و جملات كلي و نامفهومي ارائه شده است.

- بيشتر نتايج اعلام شده بدون در نظر گرفتن شرايط، نيازها و امكانات اجرايي تعيين و اعلام شده‎اند.

- كار اين كميته‎ها موقت بوده و بعد از اعلام نتايج منحل شده‎اند. بنابراين مراحل دريافت بازخوردها و انجام تغييرات لازم در آن صورت نمي‎گرفته است». (پروند، 1356، ص 204).

2-امروزه برنامه‎ريزي درسي تنها به برنامه‎ريزي كتابهاي درسي محدود شده و كتاب نيز به تنها طرح برنامه درسي مورد استفاده تبديل شده است. ضعف اين قبيل موقعيتها در كتاب درسي نيست، بلكه ضعف آن درعدم حضور و يا عدم توجه به يك طرح برنامه‎ درسي است كه مي‎تواند استفاده صحيح از كتاب درسي را در ارتباط با هدفهاي آموزشي تسهيل بخشد.

در چنين موقعيتهايي، طرح برنامه‌ درسي اگر بتوان آن را واقعاً به اين نام خواند، از الگويي پيروي خواهد كرد كه در آن : «1) هدفهاي نويسنده كتاب درسي اقتباس مي‎شود، 2) قلمرو و توالي كتاب درسي به عنوان الگوي برنامه ‎درسي مورد اقتباس قرار مي‎گيرد، 3) تدابير و استراتژي‎هاي آموزشي پيشنهادي كتاب مورد استفاده قرار مي‎گيرد، 4) ارزشيابي به صورت مجموعه‎اي از آزمونهاي مهارت فراگيران در كتاب درسي تبديل مي‎شود، در چنين موقعيتي آنچه كه به طور كلي فراموش مي‎شود، جنبه‎هاي طرح‎ريزي برنامه درسي توصيف شده در اين كتاب نظير: مطالعه يافته‎هايي كه در مورد فراگيران مورد نظر به دست آمده، ارتباط دادن هدفهاي كلي و برنامه‎ درسي به نيازهاي فراگيران و عوامل اجتماعي در حال عمل در جامعه، طرح‎بندي تدابير آموزشي در ارتباط با هدفهاي كلي فراگيران و تدارك بازخورد پيوسته در ارتباط با كارآيي فرصتهاي ياديگري فراهم شده مي‎باشد.» (سيلور، 1372، ص 40).

2- « به نظر مي‎رسد در نظام برنامه‎ريزي درسي فعلي كشور، روند برنامه‎ريزي و تأليف كتاب درسي از نظم و قاعده مشخص و معيني پيروي نمي‎كند و يا اگر هم چنين نظم و قاعده‎اي وجود دارد، مدون و فراگير نيست. به عبارت ديگر به پرسشهايي از قبيل: چرا يك كتاب با هدفهاي خاص (اگر هدفها تدوين شده باشند) تأليف مي‎گردد و در چه زماني و چرا يك كتاب دستخوش تجديد نظر و يا تغيير كلي مي‎شود، نمي‎توان به وضوح پاسخ داد. به تعبير ديگر در نظام برنامه‎ريزي درسي موجود كتابهاي دسري فاقد شناسنامه هستند». (كيامنش و احمدي و موسي‎پور. 1374، ص 3).

در برنامه‎ريزي كتابهاي درسي ديني در ايران تا سال 1369 اين مراحل با تكيه بر متخصصان اين حوزه هيچ گاه مورد توجه جدي قرار نگرفته است و از اين نظر برنامه‎ريزي‎هاي پيشين دچار اشكالات و نواقص متعددي است، اما پس از سال 1369 سعي شده است تا اين مراحل در برنامه‎ريزيها مورد توجه قرار گيرد، اگر چه هنوز هيچ يك از برنامه‎ريزيهاي انجام شده به مرحله تاليف و سپس ارزشيايي كتابها نرسيده است.

3- معمولاً‌ برنامه‎ريزي آموزشي و درسي در هر جامعه تحت يكي از دو نظام متفاوت ذيل انجام مي‎شود:

1- نظام برنامه‎ريزي متمركز، 2- نظام برنامه‎ريزي غير متمركز.

در برنامه‎ريزي متمركز، برنامه‎هاي آموزشي براي تمام مدارس يك كشور به صورت متحد الشكل و يكسان تهيه و تنظيم مي‎گردد. اغلب تصميم‎گيريها و سياستگذاريها درباره برنامه‎ها و دروس مختلف كتابهاي درسي و مواد آموزشي و حتي، خط مشي اجرايي و مقررات اداري آموزشي در سطح وزارت آموزش و پرورش و مؤسسات وابسته به آن اتخاذ مي‎گردد. در اين نظام كتابهاي و مواد درسي به صورت متحدالشكل براي هر درس در هر يك از مقاطع تحصيلي تهيه و براي تمام مدارس كشور ارسال مي‎گردند. در حقيقت برنامه‎ريزي در نظام متمركز همواره از سطوح بالا شروع مي‎شود و براي اجرا به سطوح پايينتر ابلاغ مي‎گردد. در اين نظام مجريان حقيقي برنامه‎هاي آموزشي يعني مديران و معلمان و دانش آموزان دخالتي در تصميم‎گيريهاي مهم آموزشي و اداري ندارد و راه ارتباط و تبادل نظر برنامه‎ريزان در سطوح بالاتر و مجريان حقيقي برنامه در سطوح پايينتر تقربياً مسدود است. در اين نظام برنامه‎ريزي، ارتباطها به صورت يكطرفه و از جانب مقامات در سطوح بالا به طرف مجريان در سطوح پايين جريان دارد.

در نظام برنامه‎ريزي آموزشي غير متمركز، تصميمها در پايين‎ترين سطح يعني در كلاس و مدرسه اتخاذ مي‎گردد و در سطوح بالاتر به تدريج تكميل مي‎شود، بطوريكه برنامه‎ آموزش حاصل نتيجه‎ايست از كل تصميمهاي كه در هر سطح با توجه به نيازها و شرايط و امكانات موجود در آن سطح و در هماهنگي و ارتباط با نيازها و امكانات در سطوح ديگر گرفته شده است. در نظام برنامه‎ريزي غير متمركز ارتباط به صورت دو طرفه و در تمام سطوح جريان دارد.

«هم اكنون در بسياري از كشورهايي كه سالهاست از نظام برنامه‎ريزي آموزشي غير متمركز استفاده نموده‎اند، يك گرايش محسوس بطروف تمركز نسبي در برنامه‎ريزي آموزشي به خوبي آشكار شده است. از طرف ديگر بعضي از كشورهايي كه سالها از نظام برنامه‎ريزي متمركز استفاده نموده‎اند، از جمله كشور ما، نيز گرايش محسوسي به طرف نظام آموزشي غير متمركز به وجود آمده است.» (پروند 1356، ص 28).

اما درخصوص برنامه‎ريزيهاي مربوط به كتب درسي به علت مشكلات متعددي كه وجود دارد، اين امر به طور متمركز صورت مي‎پذيرد و با تاليف كتابهايي واحد براي مناطق مختلف جغرافيايي ايران كه داراي تنوع فرهنگي بسيار زيادي مي‎باشند، كمتر به نيازهاي محلي و كميت و كيفيت امكانات و شرايط موجود توجه شده است و حال آنكه بايد زمينه‎هايي را فراهم آورد تا بخشي از محتواي درسي كتابها متناسب با نيازها و شرايط فرهنگي مناطق مختلف تهيه گرديده و از امكانات موجود محلي حداكثر استفاده به عمل آيد. اگر چه تحقق اين مهم با توجه به مشكلات مالي آموزش و پرورش و امكانات اندك آن ساده نخواهد بود، اما نبايد اين مشكلات سبب گردد كه در برنامه‎ريزيها به كلي از آن غافل ماند. دست كم متون درسي به مشتركات فرهنگي تكيه نموده و در تهيه كتابهاي روش تدريس اين ويژگيهاي جغرافيايي و فرهنگي مناطق مختلف را مد نظر قرار داد.

4- در بررسي محتواي موجود كتابهاي ديني در مقاطع مختلف تحصيل به اين مهم پي مي‎بريم كه نبود برنامه‎ريزي صحيح و عدم توجه به مراحل گوناگون تدوين كتاب درسي، ضعفهايي در محتواي انتخاب شده به وجود آورده است كه مهمترين آنها عبارتند از:

- نبود اهداف مشخص براي كتابهاي درسي ديني سبب شده است كه ارتباط طولي و عرضي كتابها رعايت نگرديده و ناهماهنگيها و تكرارهاي متعددي به وجود آيد. در ارتباط طولي كه رابطة كتابهاي ديني با يكديگر در آن منظور مي‎گردد، خط سير مشخصي براي آغاز از يك نقطه در آموزش معارف ديني و همراه شدن با دانش آموزان براي آشنايي گام به گام او با معارف گوناگون ديني و سرانجام وصول به مقصودي معين وجود ندارد، بلكه دانش آموز با فراز و نشيبهاي بسياري از دورة ابتدايي تا پايان دوره دبيرستان روبرو مي‎شود كه در هر مقطع، گاه به كلي زمينه‎هاي پيشين ديني وي به دست فراموشي سپرده شده و مطالبي به او آموزش داده مي‎شود كه يا به كل مقدمات پيشين آنها فراهم نيامده است (مانند ارتباط كتابهاي ديني دبيرستان و راهنمايي) و يا كاملاً تكرار آموخته‎هاي پيشين اوست (مانند ارتباط كتابهاي ديني راهنمايي و دبستان).

در ارتباط عرضي كتابها كه در آن ارتباط كتابهاي ديني با ساير كتب مدنظر قرار مي‎گيرد، نيز اين ناهماهنگيها مشهود است. در حالي كه در هر پايه يا مقطع تحصيلي مؤلفان كتابهاي مختلف درسي موظفند با توجه به اهداف كلي هر پايه يا مقطع تحصيلي، در هماهنگي محتواي كتابها با يكديگر به منظور تكميل آموخته‎هاي دانش آموز در زمينه‎هاي مختلف علمي بكوشند، در مواردي اين مهم مورد غفلت قرار مي‎گيرد و به تكرارهايي منجر مي‎شود (مانند ارتباط محتواي كتابهاي ديني با كتابهاي تاريخ و فارسي دبستان و ارتباط كتابهاي ديني دوره راهنمايي با كتابهاي تعلميات اجتماعي اين دوره).

- واقعيت موجود نشانگر اين نكته است كه تمركز اصلي محتواي كتابها بر حيطة شناختي است و از توجه به حيطه‎هاي عملي و عاظفي معارف ديني تا حد بسياري غفلت شده است. حال آنكه اگر ارزشهاي ديني را محصور به يكسري اعتقادات نماييم و از انگيزش احساسها و عواطف مذهبي و عادات و مهارتهاي عملي و اجتماعي آن دور بمانيم، نبايد به رسوخ و گسترش اين ارزشها در جامعه اميد داشته باشيم. همانگونه كه حضرت علي (ع) مي‎فرمايند:

«الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاركان» (نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 227) « ايمان اعتقاد به دل، اقرار به زبان و عمل به اعضاء است».

اين ضعف چنانچه در سطح جامعه تسري يابد، نظام ارزشي جامعه را كه مبتني بر تفكر، احساسها و رفتارهاست تحت تاثير قرار خواهد داد و توسعه فرهنگي را كه نيز مبتني بر توسعه انساني در هر سه زمينه است دچار مشكل خواهد ساخت. چگونه جامعه‎اي مانند جامعة ما كه بر نظام ارزشي ديني استوار است براي توسعه خود بر انسانهايي متكي خواهد بود كه تنها معارفي را آموخته‎اند، ولي در درون قلب و انديشه آنها و در رفتارها و كردار ايشان اين معارف رسوخ نيافته است؟!

- نبود اهداف و اصول معين براي محتواي موجود، سبب شده است كه نتوان ارزشيابي صحيحي درخصوص محتواي موجود به عمل آورد و ميزان موفقيت مؤلفان در تحصيل آن اهداف و اصول را تعيين نموده و در صورت نياز به اصلاح و تغيير آنها دست زد. به اين ترتيب سيستم ارزشيابي كتابها نيز به واسطه نبود پيشينه روشن در اين خصوص مختل گرديده و اين مسئله سبب شده است كه محتواي كتابها در طول ساليان گذشته بر مبناي صحيحي تغييرات لازم را پيدا ننمايد.

ناگفته نماند كه با مقايسه محتواي موجود كتابها و اهداف تعيين شده براي كتابهاي ديني در دوره‎هاي مختلف با اهداف كلي آموزش و پرورش همسويي و هماهنگي آنها روشن مي‎گردد و بايد اذعان كرد كه از اين نظر كتابهاي ديني در راستاي اهداف كلي آموزش و پرورش قرار دارد ولي نكته مهم چگونگي دستيابي به اين اهداف و اتخاذ شيوه‎هاي صحيح در اين جهت است كه جاي تامل و بازنگري دارد.

� يك مدل

با توجه به مباحث مطروحه و مدلهاي متعددي كه درخصوص برنامه‎ريزي درسي بيان شده است، مي‎توان از ميان آنها مدلي را مطرح نمود كه در عين رعايت ضوابط خاص مطروحه در برنامه‎ريزي كتابهاي درسي و ملاكهاي مورد نظر، با شرايط موجود در آموزش و پرورش كشور ما تطابق بيشتري داشته باشد كه تجربيات شخصي نگارنده نيز از پياده شدن نسبي اين مدل در برنامه‎ريزي كتابهاي درسي مختلف، نشانگر موفقيت اجراي آن است. [4]نقطه قوت اين مدل را بايد در توجه به عوامل و مراحل مختلف در امر برنامه‎ريزي درسي و بيان آشكار ارتباط آنها با يكديگر بدانيم. به اين ترتيب، علاوه بر اينكه روند برنامه‎ريزي و تاليف كتاب درسي از نظم و قاعده مشخصي پيروي خواهد نمود، زمينة تهية يك طرح كلي برنامة درسي را براساس نيازهاي واقعي مخاطبان فراهم مي‎سازد كه مي‎تواند استفاده صحيح از كتاب درسي را در ارتباط با هدفهاي آموزشي تسهيل بخشد.[5]

� بيان اجمالي مدل

برنامه‎ريزي درسي به عنوان يك فعاليت داراي مراحلي است كه برنامه درسي را پديد مي‎آورند. «اين برنامه‎ريزي كه با سنجش نيازها و تعيين هدفها آغاز مي‎گردد، با تعيين روش (انتخاب، سازماندهي و ارائه محتوا) ادامه مي‎يابد و با تعيين شيوه‎هاي ارزشيابي به پايان مي‎رسد». (كيامنش و احمدي و موسي پور، 1374. ص 1). بر پايه اهداف و روشهاي تعيين شده در برنامه درسي نيز مسؤلان اجرايي آن را به مرحله اجرا مي‎گذارند كه ابتدا اين برنامه در مقياس كوچك اجرا مي‎گردد و پس از بررسي نتايج حاصله و رفع كاستيها به صورت سراسري اجرا مي‎گردد.

براي انجام هر يك از اين مراحل كميته‎هايي مركب از متخصصان مربوطه تشكيل مي‎شود كه وظيفه اصلي اعضاي اين كميته‎ها، در درجه اول اقدام به مطالعات و بررسيهاي دامنه‎داري در زمينه منابع گوناگون به منظور جمع‎آوري اطلاعات، آمار و حقايق مورد احتياج براي انجام صحيح و دقيق تصميم‎گيريهاست تا پس از تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده و انجام بحثها و تبادل نظرها، كار را در آن مرحله انجام دهند. اطلاعات اصولي در اين زمينه به طور عمده از سه منبع اساسي به دست مي‎آيد: 1) طبيعت فراگيران تحت تعليم، 2) جامعه‎اي كه مؤسسات تربيتي را فراهم آورده و اداره مي‎كند، 3) دانش گردآوري شده موجود و در اختيار، براي تربيت فراگيران. (سيلور، 1372، ص 190). كار اعضاي اين كميته‎ها كاري مستمر است، زيرا ايشان مي‎بايست براساس بازخوردهاي اجرايي، در مراحل مختلف تجديد نظر و مطالعه نمايند.[6]

عنصر ارزشيابي

ارزشيابي عنصري مهم در مراحل برنامه‎ريزي درسي به شمار مي‎آيد و هيچيك از مراحل بي نياز از ارزشيابي نيست، در تمام مراحل، برنامه‎ريز درسي با انتخاب سر و كار دارد كه از طرفي بايد مناسبترين را انتخاب كند و از طرف ديگر بايد از انتخاب صحيح خود اطمينان يابد كه هر دو هدف را ارزشيابي برآورده مي‎سازد. در اين بخش بواسطه اهميت موضوع ارزشيابي، به طور مستقل به اين مسئله اشاره خواهد شد.

اگر چه سابقه تدوين كتاب درسي در ايران به بيش از يك قرن مي‎رسد، اما شواهد حاكي از اين است كه در اين نوع فعاليتها به اصول و مراحل برنامه‎ريزي درسي كمتر توجه شده و به ويژه ارزشيابي برنامه درسي جدي گرفته نشده است. ارزشيابيهاي به عمل آمده معمولاً به سنجش نگرشها درباره كتاب درسي از ابعادي خاص، محدود بوده‎اند.

بنابراين لازم است ارزشيابي از برنامه‎هاي درسي موجود (كه معمولاً محدود به كتاب درسي هستند) براي شناخت ضعفها و قوتهاي آنها و ارزشيابي از برنامه‎هاي درسي در حال تهيه براي دوري از خطاها و به صورت جدي مورد توجه قرار گيرد. گرچه ارزشيابي كتاب درسي جداي از ارزشيابي برنامه درسي صورت نمي‎گيرد، اما به دليل آن كه برنامه‎هاي درسي موجود در كشور عملاً به كتاب درسي محدود شده‎اند و اين نوع كتابها نيز قبلاً تهيه گرديده‎اند و اين نوع اطلاعات لازم در باب روند تهيه و تأليف آنها به طور كامل در دسترس نمي‎باشد، به ناچار براي ارزشيابي اين مواد به ارزشيابي كتاب درس بسنده مي‎شود.

در مدل ارائه شده به عنصر ارزشيابي توجه خاص مبذول شده است. از آنجا كه ارزشيابي در تمام مراحل برنامه‎ريزي درسي وجود دارد، در اين مدل نيز مراحل ارزشيابي به شرح زير مي‎باشد كه عمدتاً از طريق پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و تحليل محتوا قابل حصول‎اند:

- ارزشيابي نيازها و اهداف تدوين شده: سنجش ميزان واقعي بودن نيازها و سنجش اهميت فلسفي و تناسب روان شناختي هدفها، مورد نظر مي‎باشد كه اطلاعات لازم بايستي از متخصصان رشته‎هاي درسي، روانشناسي رشد و جامعه شناسي تربيتي اخذ شوند.

- ارزشيابي محتواي انتخاب شده: سنجش ميزان انطباق محتواي انتخاب شده با هدفهاي برنامه درسي در اينجا هدف اصلي است كه منابع اطلاع رسان براي اين نوع ارزشيابي متخصصان رشته‎هاي درسي و معلمان با تجربه مي‎باشند.

- ارزشيابي سازماندهي محتوا: اين مرحله به منظور اطلاع از ميزان به كارگيري اصول و معيارهاي سازماندهي محتوا به عمل مي‎آيد و نشان خواهند داد كه آيا اصولي مثل مداومت و وحدت صحيح بكار گرفته شده‎اند. منابع اطلاع رسان بر اين ارزشيابي، متخصصان برنامه‎ريزي درسي و معلمان با تجربه مي‎اشند. دراين جا پرسشهاي از اين قبيل مطرح مي‎باشند: آيا تقدم و تأخر مطالب به خوبي رعايت شده است؟ آيا مطالب به نحوي ارتباط يافته‎اند كه تقويت كننده يكديگر باشند؟ آيا مطالب يك برنامه درسي با ساير برنامه‎هاي درسي هماهنگي دارد؟

- ارزشيابي نحوه ارائه محتوا: هدف اين ارزشيابي آن است كه نشان دهد آيا روشهاي انتخاب شده براي ارائه محتوا مبتني بر اصول انتخاب شده‎اند و آيا قادرند هدفهاي مورد نظر را تحقق بخشند. اطاع رسانهاي اصلي دراينجا متخصصان برنامه‎ريزي درسي، متخصصان تدريس، متخصصان تأليف و معلمان با تجربه مي‎باشند.

- ارزشيابي برنامه درسي پيشنهادي: ارزشيابي برنامه درسي در واقع ارزشيابي مجموعه اجزايي است كه قبلاً به صورت مجزا ارزشيابي شده‎اند اما اكنون هدف سنجش وضعيت آنها به صورت يك كل متعمال است. دراين سطح از ارزشيابي مي‎توان به جاي برنامه درسي فقط كتاب درسي را مورد خطاب قرار داد. معلمان، دانش آموزان،مديران جرايي، اولياي دانش آموزان و متخصصان برنامه‎ريزي درسي مي‎توانند به عنوان اطلاع رسان مطرح باشند.[7]

در پايان اميد مي‎رود با توجه روز افزون به اصول و ضوابط مربوط به برنامه‎ريزي درسي و استفاده بهينه از كارشناسان اين رشته در كشور، برنامه‎ريزي رسانة آموزش ديني نيز در آينده به سطح مطلوب خود نزديك گردد.

1- اطلاعات مذكور برپايه بررسي سوابق موجود در آرشيو گروه ديني دفتر برنامه‎ريزي و تأليف كتب درسي، پروندههاي 102و 103 و 104 و 105 مطرح شده است .

2- بخشنامه شماره 910/472/1 مورخ 1369/6/3 دفتر تحقيقات و برنامه‎ريزي و تأليف.

3- ر.ك: آرشيو گروه ديني دفتر برنامه‎ريزي و تأليف كتب درسي، پرونده‎هاي 102و 103 و 104 و 105

4- مانند كتابهاي تعليمات اجتماعي و فارسي دوره‎ي راهنمايي و قرآن دوره‎هاي ابتدايي و راهنمايي

5- اين مدل برگرفته از طرح كلي ارزشيابي نوشته عليرضا كيامنش، غلامعلي احمدي و نعمت اله موسي پور در سازمان پژوهش و برنامه‎ريزي آموزشي.

6- براي توضيح بيشتر درخصوص نحوه‎ي كار و تركيب اعضا اين كميته‎ها مراجعه شود به كتابهاي اصول اساسي و برنامه‎ريزي درسي و آموزشي، نوشته رولف تايلر، ترجمه محمد كظيمي و برنامه‎ريزي آموزشي نوشته محمّدحسن پروند.

7- براي توضيح بيشتر مراحعه شويم:

- كيامنش و احمدي و موسي پور، 1374

- 0 ميلور، 1372، فصل 7

كتابنامه :

احمدي، حسن، روش برنامه‎ريزي در بخش فرهنگ، تهران، سازمان برنامه و بودجه، 1350.

پروند، محمد حسن، مقدمات برنامه‎ريزي آموزشي، تهران، چاپخانه اتحاد، 1356.

پهلوان، چنگيز، فرهنگ و برنامه‎ريزي، تهران، پژوهشكده علوم ارتباطي و توسعه ايران ، 1358.

سيلور، جي، ويليام ام.الكساندر و آرتورجي.لوييس، برنامه ريزي درسي، ترجمه غلامرضا خوي نژاد، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، 1372.

عالمي، روح الله ، مصاحبه، نشريه نگاه، شماره 46، تهران ، 1374.

نهج البلاغه

كيامنش، عليرضا و غلامعلي احمدي و نعمت اله موسي پور، طرح كلي ارزشيابي برنامه‎هاي درسي، تهران، سازمان پژوهش و برنامه‎ريزي آموزشي، 1374

نجفي، محمد علي، مصاحبه، نشريه نگاه، شماره 46، تهران، 1374

Agazzi, Evandro, Goals of Development Paris, Unesco, 1988.

Baeck, Louis, Shifts in Concepts and Goals of Development, Paris, Unesco, 1988.

Fabrizio, Clavdio, Cultural Development: paris,unesco, 1083. Tala, hilda, Cumiculm Development: Regional and Experiences, Paris, Unesco, 1981.

Sinacevr, M.A , A New Concept of Development: Theory and Practice, Newyork,Harcourt Brace and World, 1962.

Tyler, Ralph, Basic Principles of Curriculum andInstuructios. Chicago; University of Chicago Press, 1949.

Unesco, Cultural Development: Regional Experiences, paris: Unesco, 1981.

يادداشت :

[1] اطلاعات مذكور بر پايه بررسي سوابق موجود در آرشيو گروه ديني دفتر برنامه‎ريزي و تاليف كتب درسي، پرونده‎هاي 102 و 103 و 104 و 105 مطرح شده است.

[2] بخشنامه‎ شماره 1/ 4726/910 مورخ 3/6/1369 دفتر تحقيقات و برنامه‎ريزي و تاليف.

[3] ر.ك: آرشيو گروه ديني دفتر برنامه‎ريزي و تاليف كتب درسي، پرونده‎هاي 102 و 103 و 104و 105

[4] اين مدل برگرفته از طرح كلي ارزشيابي نوشته عليرضا كيامنش، غلامعلي احمدي و نعمت الله موسي پور در سازمان پژوهش و برنامه‎ريزي آموزشي مي‎باشد.

[5] براي توضيح بيشتر درخصوص نحوه كار و تركيب اعضاء اين كمتيه‎ها مراجعه شود به كتابهاي اصول اساسي و برنامه‎ريزي درسي و آموزشي، نوشته رولف تايلر، ترجمه محمد كظيمي و برنامه‎ريزي آموزشي نوشته محمد حسن پروند.

[6] براي توضيح بيشتر درخصوص نحوه كار و تركيب اعضاء اين كميته‎ها مراجعه شود به كتابهاي اصول اساسي و برنامه‎ريزي درسي و آموزشي، نوشته رولف تايلر، ترجمه محمد كظيمي و برنامه‎ريزي آموزشي نوشته محمد حسن پروند.

[7] براي توضيح بيشتر مراجعه شود به:

- كيامنش واحمدي و موسي پور، 1374

- سيلور، 1372 ، فصل

________________________

*عضو ﻫﻴﺄت علمي و دانشجوي دوره دكتري فرهنگ وارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)