| مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره 40 |
(جلد سوم / امام محمد غزّالى)
بهروز رفيعى(1)
اين اثر بر آن است كه گذشته از گزارش، با توصيف، تحليل، تركيب و گاه نقد و تطبيق، نمايى نسبتا كامل از نظام و فلسفهى تربيتى امام محمد غزّالى يافت، پرداخت و بازگو كند. نگارنده، مطالب را در قالب طرحى هماهنگ و سازوار با متون تربيتى روز تحرير كرده است و تا آنجا كه فرصت و زمينهى كار رخصت داده، به مقايسهى آراى تربيتى غزّالى با ديدگاههاى تربيتى ديگر مربيان، اعم از مسلمان و غيرمسلمان پرداخته است. او همچنين تلاش كرده است ريشهى افكار تربيتى غزّالى را در كتاب و سنت و تربيتنگاشتهاى پيش از وى بشناساند. مؤلف از نقد آراى ديگران دربارهى نگرشهاى تربيتى غزّالى، جز در دو سه مورد، چشم پوشيده است؛ چون بر اين باور است كه اين كار خود فرصتى درخور و تحقيقى جدا مىخواهد و بسنده كردن به اشاراتى پراكنده در اين باب، چه بسا كه به وهن شخصيت علمى ـ تربيتى غزّالى بينجامد.
نگارنده، اكثر، بلكه همهى آنچه را به زبان فارسى دربارهى غزّالى نگاشتهاند و او بدانها دست يافته، مطالعه كرده است تا از آنچه ديگران دربارهى غزّالى گفتهاند آگاه باشد. از آثار عربى هم منابع فراوانى را ديده و خوانده است؛ با اينهمه، اساس كار او آثار خود ابوحامد غزّالى بوده است. چنانچه جز كتابهاى فقهى غزّالى، هر كتابى از او يافته، از آغاز تا انجام مطالعه كرده است، تا مبادا نكتهاى تربيتى از وى ناديده بماند.
نگارندهى كتاب، به لحاظ اهميت تأكيد بر آثار غزّالى در اين پژوهش، و براى نشان دادن اصالتِ بوحامدىِ آنچه از زبان او بازگفته و نيز براى در امان ماندن از اتهام تحميل افكار و عقايد ديگران، بهويژه غربيان، بر غزّالى، بارها و بارها به آثار او استناد جسته و ارجاع داده است؛ با اين حال در تحقيق و تحرير اين اثر از پانصد و اندى كتاب مرجع و منبع به زبان فارسى، عربى، انگليسى و فرانسوى استفاده كرده كه نام شمارى از آنها در نمايهى پايانى كتاب آمده است.
نگارنده كوشيده است اثرى بديع و مفيد عرضه كند و از بازگفت مطالب ديگران به شكلى تازه و به نام خود سخت بپرهيزد؛ از اين رو، بسيارى از مطالبش براى نخستين بار است كه دربارهى غزّالى مطرح مىشود.
اين كتاب شامل پيشگفتار، ديباچه، نه فصل و چند نمايهى كامل است، بدين شرح:
ـ در فصل يكم، سخن برسر زندگى و آثار غزّالى است كه با وجود باريكانديشى در آن، بىنقد و تحليل و به اختصار آمده است.
ـ فصل دوم پرداختى است كمابيش جامع از برخى مبانى فلسفى انديشهى تربيتى غزّالى. در اين فصل از رويكرد ابوحامد به هستى، خدا، جهان و انسان به تفصيل و از سر مقايسه سخن رفته و دريچهاى تازه بر كاوش در انديشههاى فلسفىِ غزّالى گشوده است.
ـ در فصل سوم به تعريف و مفهوم تربيت پرداخته و از رهگذر آن به تعريف تربيت از نگاه برخى مربيان بزرگ هم اشاره شده و تربيت از زبان غزّالى تعريف، و مفهوم آن تحليل شده است.
ـ فصل چهارم در امكان و حد تربيت است و اين موضوع از نگاه ابوحامد بازگفته شده و سرشت انسان و علت چندگانگى مردم در تربيتپذيرى از ديد او واشكافى شده است.
ـ فصل پنجم در ضرورت تربيت و فلسفهى آن است. در اين فصل براى شرح ضرورت و اهميت تربيت، به دوازده نكتهى برگرفته از آثار غزّالى اشاره شده و براى بازشكافت فلسفهى تربيت از نگاه وى، يادآور شده است كه نظام و فلسفهى تربيتى غزّالى جدا از فلسفهى آفرينش نيست.
ـ در فصل ششم، اصول تعليم و تربيت مطرح و كاويده شده است. در شرح مطلب، پس از اشاره به معانى لغوى و اصطلاحى «اصل»، برخى ويژگىهاى اصول تربيتى ياد شده و به منابع كشف اصول تربيتى و نيز برخى اصول تربيتىِ شناخته شده، پرداخته شده است؛ آنگاه از ميان اصول تربيتى پرشمارى كه نگارنده از آثار فراوان غزّالى شناسايى كرده است، ده اصل به شرح بازشكافى شده است: كرامت ذاتى انسان، فعاليت، ملازمت، مخالفت، موافقت، تأثير متقابل انديشه و رفتار بر يكديگر، پيرايش محيط، تقدّم تزكيه بر تعليم...
ـ در فصل هفتم، بحث در عوامل تربيتى است. در اين فصل به نقش وراثت و محيط در تربيت اشاره شده و عوامل محيطى گوناگون بهشرح آمده و هر يك از اين مقولات از زبان ابوحامد بررسى شده است.
ـ موضوع فصل هشتم، هدفهاى تربيتى است و در آن ضمن بيان مفهوم و ماهيت هدف، به برخى از ويژگىها و نيز منابع و مصادر هدفهاى تربيتى اشاره و به پارهاى از هدفهاى تربيتى در مكتبهاى گوناگون پرداخته شده است. سپس هدفهاى غايى، ميانى و جزئى از نگاه غزّالى مطرح و هدفهاى هفتگانهى زير از منظر او كاويده شده است: اهداف زيستى (پاكيزگى، آراستگى، بهداشت و تغذيه، ورزش و بازى)، خردپرورى، تعالى دانش و تجربه، تربيت شغلى، پرورش روح، تربيت نفس، تعالى اخلاق.
ـ فصل نهم دربارهى روشهاى تربيتى از نگاه غزّالى است. نگارنده در اين فصل نخست به بيان فرق ميان روش و شيوه و فن و نيز تعريف هر يك از اينها پرداخته و از رابطهى روشها با ديگر عناصر نظام تربيتى سخن گفته است. آنگاه با اشارهاى به روش شناسايى و دستهبندى تربيتى در آثار غزّالى، پنج روش از روشهاى آمده در كتابهاى او را به تفصيل بازشكافته است: آموزش، عمل به ضد يا تحميل به نفس يا مخالفت، دفع افسد به فاسد، امر به معروف و نهى از منكر، مشاهده و تفكّر.
گفتنى است اين اثر در بيست و يكمين دورهى كتاب سال جمهورى اسلامى ايران حايز عنوان «كتاب سال جمهورى اسلامى ايران» و مفتخر به دريافت لوح تقدير از طرف رياست محترم جمهورى شده است.
1. عضو گروه علوم تربيتى پژوهشگاه حوزه و دانشگاه