| مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره 39 |
قرآن به مثابه آينه غبار ناگرفته آسمان، چشمه جوشان و بىبديل الهى و گنجينه محفوظ راز و رمز خلقت، سرشار از معرفت و معنويت است و اهل قرآن همواره سيراب از جرعههاى زلال عالم معنا، و شاگردان و پيروان مكتب قرآن مفتخر به داشتن باصفاترين آينههاى معنويتاند؛ آينههايى كه چون نورى مسير پرتلاطم و ظلمتكده زندگى را روشنايى مىبخشند و چشمان بسته انسان را مىگشايند و او را از خواب غفلت بيدار مىكنند.
اينك معنويت قرآن، اين نازل الهى را در آينه قرآن صاعد ولى الهى به نظاره مىنشينيم. آنچه در پى مىآيد، ترجمهاى است هرچند قاصر از نيايش چهل و دوم صحيفه سجاديه كه امام سجاد عليهالسلام در پايان تلاوت قرآن زمزمه مىنمودند و راز دل خويش را با صفاى كلمات قرآن پيوند مىزدند. باشد تا دمى را در سايهسار نيايشهاى مولايمان بياساييم و كام نيازمند خويش را از جام دلافزاى سيدساجدين سيراب نماييم.
پروردگارا، تو به من يارى دادى تا «قرآن» تو را از آغاز تا انتها بخوانم؛ همان قرآنى كه آن را به عنوان نور هدايت فرو فرستادى و پيامبران را بر هر كتابى كه نازل فرمودى، گواه گرفتى و بر هر سخنى كه فرمودى آن را فضيلت و برترى دادى.
آفريدگارا، تو قرآن را «فرقان» و جداساز حلال و حرام، و روا و ناروا گردانيدى. اين همان قرآنى است كه به يارى آن، احكام خويش را آشكار ساختهاى و كتابى است كه با آن سخنان خود را براى بندگان شرح و تفصيل دادهاى. قرآن، وحى تو بر پيامبرت محمد ـ كه درود تو بر او و خاندانش باد ـ است كه بر او نازل شده و آن را فروغ و تابشى است كه ما با پيروى از آن، از تاريكيهاى جهل و نادانى به سرمنزل بصيرت و دانايى ره مىيابيم؛ كتابى است كه براى آن كسى كه آن را باور بدارد و گوش به فرمانش دهد، شفا و درمان دل است؛ ميزان عدلى است كه متمايل به ناحق و ناراستى نيست و آفتاب هدايتى است كه دليل و برهان آن بر گواهانش تاريك و خاموش نشود؛ نشانه نجات است و هركس قصد پيروى از آن كند، گمراه نگردد و هركس دل در گرو شرف آن بخشد از فنا و تباهى و مصايب سخت روزگار دور شود.
خداوندا، چون تو ما را در خواندن آن يارى كردى و بيان نارساى ما را به سخنِ رساى آن گويا ساختى، پس چنان كن كه ما جزو كسانى باشيم كه احكام آن را به شايستگى بهپا مىدارند و از روى ايمان از آن متابعت مىكنند؛ در برابر آيات «محكم» آنكه داراى مفهوم روشن است، سرتسليم فرود مىآورند و به آن معتقدند و در مقابل آيات «متشابه» آن، كه معنا و مفهوم روشن ندارند، به جهل خود اعتراف مىكنند و به دلايل روشن پناه مىجويند.
پروردگارا، تو قرآن خويش را بر پيامبرت محمد ـ كه درود تو بر او و خاندانش باد ـ به اجمال فرستادى و راز شگفتىهاى آن را به اِكمال به او الهام نمودى و دانش توجيه و تفسير آن را به ما ميراث دادى و ما را برآن كس كه به اين علم نادان است، برترى بخشيدى و به ما توانى دادى تا نسبت به كسى كه تاب فهم و درك آن را ندارد برترى يابيم.
هستىسازا، بدانگونه كه دلهاى ما را حافظ قرآن خويش گردانيدى و به لطف و رحمت خويش، ارج و قدر آن را به ما فهماندى، چنان كن كه اى قادر متعال، ما جزو كسانى باشيم كه اعتراف دارند «قرآن» از سوى توست، تا بدين اعتراف و اقرار، دلهايمان از شكّ و ترديد دور ماند و پايمان از راه راست نلَغزد و به بيراهه نادانى نرويم.
الهى، چنان كن كه ما جزو كسانى باشيم كه به ريسمان ايمان چنگ مىزنند و از آنچه با هم متشابه و موجب گمراهى است دور مىشوند، به پناهگاه پايدار آن پناه مىجويند و آرامش مىگيرند، به نور بامدادش ره مىيابند، به طلوع آن اقتدا مىكنند و به نور آن چراغ مىافروزند و هرگز از غير آن هدايت و رستگارى نمىجويند.
خدايا، همانگونه كه به وسيله قرآن، محمد را دليل و نشانه راه راست خويش قرار دادى و راه رضاى خويش را با خاندان او آشكار ساختى، چنان كن كه قرآن نيكوترين وسيله وصول ما به جايگاه افتخار باشد و همچون نردبان، ما را به قلههاى سلامت بالا ببرد.
پروردگارا، چنان كن كه قرآن سببى براى رهايى از عذاب و در وسعت بىانتهاى قيامت، موجبى براى پاداش باشد و به يارى آن، نعمت فردوس برين يابيم و در آن جاودانهسرا درآييم.
الهى، به يارى «قرآن» بار سنگين گناه از دوش ما بردار و ما را به خوشخويى و نيكوكارى آراسته ساز و جزو كسانى گردان كه با متابعت و پيروى از تو، شبانگاهان و بامدادان قرآن تو را مىخوانند و به احكام آن عمل مىكنند. چنان كن كه بدينوسيله آلودگى گناه را از پيكر ما پاك سازى و پيرو كسانى شويم كه در فروغ هدايت «قرآن»، راه راست تو را مىپيمايند؛ آنان كه آرزوهاى دور و دراز، مانع بندگى آنان نمىشود تا گرفتار فريب آرزو شوند و به نگونبختى رسند.
خداوندا، قرآن را در دل شبهاى تيره، يار و مونس ما بگردان و چنان كن كه ما از تبهكاريهاى شيطان و بدانديشىها دور بمانيم و به سوى گناه حركت و عزيمت نكنيم. تو زبان و بيان ما را، بىآنكه بيمار باشيم، از بيهودهگويى و سخن ناراست باز بدار و نگذار كه جسم و جان ما متمايل و آلوده به گناه گردد؛ چنان كن كه قرآن ما را به انديشه و عبرت كشاند و مانع غفلت و فراموشى ما از آن گردد؛ به ما معرفت بده تا در سخنانش انديشه كنيم و از مثالها و داستانهايش ـ كه مانعى براى ارتكاب به گناه است ـ با همه دل و جان پند گيريم؛ سخنانى كه كوههاى گرانسنگ از تحمل آن ناتواناند.
الهى، چنان كن كه به يارى قرآن در خير و نيكى ثابتقدم گرديم و احساس گناه و تمايل به بدى از دل ما دور شود. آلودگىهاى دل ما را پاك گردان و گناهان ما را بشوى و كارهاى نابسامان ما را سامانبخش و آنگاه كه در روز رستاخيز در پيشگاه تو به صف مىايستيم، كارمان را آسانساز و در آن گرماى سينهسوز، به بركت احسان خويش ما را سيراب كن و بر ما جامه ايمن بپوشان.
هستى سازا، به يارى قرآن، فقر ما را به بىنيازى سامان بده و بر ما گشايش در كارها و سرشارى رزق و روزى ببخش. بارالها، چنان كن كه خوشخو باشيم و از بدخويى دور شويم و از سقوط به پرتگاه نفاق و دورويى ايمن مانيم، تا در اين دنيا از خشم تو و عصيان درحدود احكام و موازين تو در امان باشيم و در آن دنيا، قرآن تو ما را به سوى بهشت پيش ببرد و حلال بودن آنچه حلال دانستهاى و حرام كردن آنچه حرام شمردهاى را گواه باشد.
خدايا، به يارى قرآن در واپسين لحظات مرگ و زمانى كه جان به گلو مىرسد، سختى جان دادن، دردِ ناله كردن و تداوم نفسهاى دشوار و مرگزا را بر ما آسان فرما. در آن هنگامى كه گفته مىشود: «آنكه افسون كند و شفا دهد كيست؟»؛ پس آنگاه فرشته مرگ از پشت پردههاى پنهان و ناشناخته، براى گرفتن جان آشكار مىگردد و آدميان را هدف تيرهاى ترس و جدايى از دنيا قرار مىدهد؛ فرشته مرگ براى آدميان جامى از زهر مرگ آماده سازد و در اين هنگام است كه عزيمت ما از اين دنيا و سفر به ديارى دگر نزديك و نزديكتر شود؛ در اين زمان، كردار ما بهسان گردنبند در گردن ما بسته باشد و ما تا روز گردهمايى و «رستاخيز» در دل خاك آرام باشيم.
خداوندا، اقامت در خانه خاكآلود گور و ماندن در ميان خاك را بر ما سهل و نيكو گردان. چنان كن كه گورها، آن زمان كه روى از دنيا مىپوشيم و در دل خاك مسكن مىجوييم، براى ما بهترين اقامتگاه شوند. تو تنگى لحد را با لطف و رحمت خويش فراخ گردان و آبروى ما را در ميان گروه بسيارى كه در قيامت حاضر شوند، به خوارى مريز.
آفريدگارا، به يارى قرآن ما را خوار مساز و در پيشگاه خويش بر ما رحمت آر. آن زمان كه به راه لغزنده دوزخ مىرويم، گام ايمان و اعتقاد ما را از اين لغزش دور و آن را پايدار ساز.
خداوندا، پيش از زمان بهپاخاستن از گور، مزارمان را روشن بفرما و در روز رستاخيز ما را از هول، هراس و اندوه آن روز عظيم ايمن بدار. در روز حسرت و ندامت، آنگاه كه سيماى سياهكاران تيره است، تو صورت ما را از شادمانى سپيد گردان، مهر قلبى ما را بر دلهاى اهل ايمان استوار ساز و زندگى را بر ما سخت و سنگين مكن.
الهى، درود تو بر محمد بنده و فرستاده تو باد؛ زيرا او پيام تو را رسانيد و فرمان تو را با صداى رسا، آشكارا عيان ساخت و بندگان تو را پند و اندرز داد.
پروردگارا، مقام پيامبر ما را ـ كه درود تو بر او و خاندانش باد ـ در روز رستاخيز بس عزيزدار و منزلتش را والاترين منزلتها گردان و جاه و جلالش را پرارج و قدر قرار ده، تا برترين شفاعتگران باشد.
كردگارا، بناى دين او را بس رفيع و بلند، دليل و قرآن او را بس ارجمند، ميزان و معيار نيكىهايش را بس سنگين و شفاعتش را پذيرا و نزد خويش او را بس عزيز و گرانقدر بدار و سربلند و شادمانش ساز؛ چنانكه فروغش تابناكتر و ارج و قدرتش والاتر شود.
جهانآفرينا، چنان كن كه ما به دين او زنده باشيم، در ايمان به آيين او بميريم، در راه رستگارى او گام برداريم، به فرمان او گردن نهيم، در زمره ياران او گرد هم آييم، به آبگير او داخل شويم و از آن آبگير سيراب گرديم.
الهى، درود تو بر محمد و خاندان او باد تا او را بر نيكوترين احسان خويش كه به آن اميد دارد برسانى؛ زيرا اكرام بىمنتها و احسان بىحساب، تنها تو را رواست.
اى هستىآفرين، محمد را به خاطر اينكه پيام ترا رسانيد، آيات تو را بر خلق خواند و بندگان تو را پند و اندرز داد و در راه تو با جان و مال پيكار و كوشش كرد، چنان پاداشى عطا فرما كه بر فرشتگان خاص خود كه از مقربان درگاهاند، مىبخشى؛ آن اجر و پاداشى كه به فرستادگان برگزيده خود اختصاص دادهاى. درود و رحمت خدا بر او و خاندانش باد كه پاك از گناه و مُبرّى از خطا باشند.(1)
1 . ترجمه متن صحيفه از داريوش شاهين.