| مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره 39 |
قرآن كريم كه گنجينه علوم اسرار الهى و تبيان همه چيز و نور مبين است. براى هدايت و كمال زندگى فردى و اجتماعى انسان آمده است و داراى محكمات و متشابهاتى است، كه فهم آنها نيازمند قواعد، اصول و معيارهايى است. تصريحات قرآن بر اصل بودن محكمات و پرهيز از اخذ به متشابهات، مبرّى بودن خداوند از سخن غيرعالمانه و ناحق، مبيّن بودن گيرنده وحى، نكتهآموزىهاى پيامبر گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله و پيشوايان معصوم عليهمالسلام در راهبرد فهم و تفسير معتبر قرآن و هشدارهاى مكرر نسبت به خطاها و انحرافهاى تفسيرى و ... همه نشاندهنده اهميت معرفت روشمند قرآن است. راز اين همه اهميت آن است كه قرآن جاويد مىخواهد انسان را تعالى بخشيده و جاويد سازد و زمينهساز حيات مينوى انسان شود و اين هدف هنگامى ميّسر مىگردد كه حقايق قرآن، آن گونه كه هست، آيينمند شناخته شود؛ بر اين اساس معناشناسى و چگونگى تفسير قرآن كريم از دغدغههاى ديرين قرآنباوران راستين بوده است و تدوين قواعد، اصول، معيارها و شرايط تفسير از همان سدههاى نخست، نشان از اهميت دايمى اين موضوع در ميان مسلمين است.
تعمّق انديشمندان مسلمان در آثار ادبى همچون: لغت، معانى، بيان و فراگيرى علوم مقدماتى تفسير، اصول فقه، كلام، علوم قرآن و... براى پالايش روشهاى صحيح معرفت دينى و بازشناخت اين كتاب آسمانى بوده است و دستاورد اين تلاشهاى موفق و ميراث علمى ارجمند، پردازش و تدوين نظرياتى ارزشمند در حوزههاى علمىِ ياد شده و آيين علمى معناشناسى متون دينى و اصول و راهكارهاى آن است.
اما روشن است كه گذشت زمان و گسترش تحولات فرهنگى و اجتماعى، و رشد علوم مختلف، پرسشهاى جديدى را درافكنده كه نمىتوان تنها براساس ميراث علمى كهن، اين پرسشهاى نوپديد را به چالش كشاند. پيدايش نگرشهاى نوين در زبانشناسى جديد، نشانهشناسى، هرمنوتيك، معناشناسى و ... پرسشهاى بسيار دقيقى را پديد آورده است كه افق نگاه به آنها، بسترهاى ويژهاى را در تفسير و معناشناسى فراهم ساخته و رهيافتهاى متفاوتى را در پى داشته است؛ بنابراين گزاف نيست اگر گفته شود موضوع «معرفت دينى و چگونگى معناپژوهى متون دينى» از جدّىترين محورها در عرصه پژوهشهاى دينى در عصر حاضر است. از اين رو بايسته است كه مراكز علمى ـ تحقيقى حيطه علمى خود را در فضاى اين مباحث و رويكردها قرار دهند و با تكيه بر بنيادهاى علمى و معرفتى خويش، حضورى روزآمد داشته باشند.
در راستاى گام نهادن و اهتمام بخشيدن به اين مهم، ويژهنامه «معناشناسى قرآن» در اين مجله، به عنوان يكى از نقطههاى آغازين اين حركت روشمند، به اين موضوع پرداخته و مقالاتى را در اين باره ارايه كرده است. مقاله «از متن تا معنا» در پاسخ به چگونگى فرايند معناشناسى و تفسير قرآن كريم، به عوامل و شرايط بيرونى فراهم كننده معنا در ذهن خواننده و اقتضائات متن در شكلگيرى انديشه خواننده اشاره كرده و قدرت اجتهاد خواننده را به عنوان پايانىترين مرحله اين فرايند دانسته كه نقش مؤثر در چگونگى كشف معنا دارد، مقاله دوم، به «ساحتهاى معناپژوهى» اشاره و آن را در هفت محور بررسى كرده است و جايگاه معناپژوهى را در حوزه علوم دين در دو شاخه علم تفسير و اصول فقه يافته و افقهاى نوين تحقيقى را در اين دو عرصه بيان كرده است. مقاله سوم در رابطه با «علقه معناى متن به مؤلف»، سه ديدگاه متداول را در اين باره بيان و وابستگى متن به نيت مؤلف در عين استقلال آن را به اثبات رسانده است و نتيجه گرفته كه فهم قرآن كريم بايد با ضابطه و منطق صحيح و لحاظ اوصاف الهى، براساس واژگان و ساختار موجود قرآن انجام بگيرد. مقاله چهارم كه به تأثير هرمنوتيك بر فهم متون دينى پرداخته است، با ارايه طرح شبهات و پاسخ دادن به آنها، تفسير متون دينى را نه «متن محور» صرف و نه «مؤلف محور» تنها دانسته و نتيجه گرفته كه تفسير قرآن كريم بايد عارى از ذهنيت و پيشداورىهاى مفسر با لحاظ معناى نهايى متن صورت پذيرد. مقاله بعدى به بررسى «تفسير به رأى» از منظر روايات در منابع شيعى و سنّى و همچنين آيات قرآن پرداخته و نتيجه گرفته كه تفسير به رأى مفهومى عام است كه به روش نكوهيده فهم قرآن مربوط است و شامل بيانات ظنى و احتمالى نيز بوده و اين معنا در همه آيات جارى است. و آخرين مقاله، «مبانى عقلى فهم روايات تفسيرى در الميزان» بررسى شده و ضمن بيان ضرورت آن دلايلى را براى عقلى دانستن روايات تفسيرى از منظر علامه طباطبايى بيان كرده است.
«ساختارگرايى و پساساختارگرايى» عنوان متنى است كه به عنوان ترجمه از آثار دان استيور برگزيده شده و ضمن بررسى و نقد نظريههاى انديشمندان ساختارگرا و پساساختارگرا به بررسى اين دو ديدگاه در پژوهشهاى دينى پرداخته است. در بخش معرفى، كتاب «كيف نتعامل مع القرآن العظيم» از آثار آقاى دكتر يوسف قرضاوى انتخاب شده كه ضمن بيان اجمالى ابواب و فصول مختلف كتاب، به بررسى و نقد باب سوم آن درباره «نحوه تعامل با قرآن از منظر درك و تفسير آن» در چهار فصل مجزا پرداخته است.
اميد است آثار مطرح گرديده گامى مفيد در پيمودن اين حركت هدفدار در رسيدن به وضع مطلوب باشد كه اين با نگاه عميق و تلاش بىشائبه متخصصان اهل فن و استمداد از قدرت لايزال پروردگار هستى و تفضل و عنايت حضرتش محقق خواهد شد، انشاءالله.
سردبير