| مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره 31 |
محمدحسين شريفىنيا
عضو هيأت علمى پژوهشكده حوزه و دانشگاه
هرچند مشاوره در مفهوم حرفهاى آن پديدهاى جديد است و به عنوان يكى از دستاوردهاى دانش روانشناسى نوين و تمدن مغرب زمين در سده اخير تلقى مىشود، امّا به مفهوم وسيع هدايت و راهنمايى انسانها و كمك خواستن از افراد صاحبنظر و خردمند همواره مورد تأكيد اسلام و سيره معصومين(ع) بوده است.
اسلام به عنوان مكتبى جامع و همهجانبهنگر براى سلامتى روح و روان انسان اهميتى فوقالعاده قائل است. به همين جهت با ارائه برنامهها و دستورات لازم تمهيدات لازم براى تحقق آن را فراهم نموده است، و اتفاقا از همين زاويه است كه مىتوان مسأله مشاوره و روان درمانى را از ديدگاه اسلام مورد بررسى و كنكاش قرار داد.
در اين مقاله ضمن تبيين مفهوم مشاوره از نگاه روانشناسى معاصر و اسلام و بيان تفاوتهاى مفهومى مشاوره از اين دو منظر، استدلال شده است كه اسلام يك مكتب و نظريه مشاورهاى نيست بلكه نظام فكرى، عقيدتى و رفتارى جامعى است كه چارچوبهاى كلى زندگى انسان سالم را ترسيم كرده و راههاى وصول به فلاح و سعادت نهايى را مشخص نموده است و امر مشاوره همچون ساير امور بشرى بايد اصول و روشهاى خود را لااقل در جوامع اسلامى با اهداف، ارزشها و هنجارها، برنامهها و تكاليف اعلام شده از سوى آن تطبيق دهد.
واژههاى كليدى: مشاوره اسلامى، مشاوره حرفهاى، رواندرمانى، ويژگيهاى مشاور، ارزشهاى مُراجع.
قبل از شروع بحث لازم است اين نكته را خاطرنشان كنم كه عنوان مبانى روشهاى مشاوره از ديدگاه اسلام(2) مىتواند يكى از سه احتمال زير را شامل شود:
الف) احتمال اول بررسى مبانى روشهاى موجود مشاوره و رواندرمانى از ديدگاه اسلام است؛ يعنى براى همين روشهايى كه امروزه در روانشناسى بالينى براى بهبود بيماران و اصلاح رفتار و نگرش آنان مورد استفاده قرار مىگيرد، مبانى دينى و عقيدتى فراهم گردد. طبيعى است كه اين احتمال متناسب با شأن اسلام به عنوان يك دين بزرگ الهى نيست، چرا كه نبايد دين وسيلهاى براى توجيه روشهاى متغيّر و دائما در حال دگرگونى يك رشته علمى(3) قرار گيرد. ب) احتمال ديگر ممكن است بر اين پيشفرض استوار باشد كه در اسلام روشهاى خاصى براى مشاوره و رواندرمانى مراجعين و بيماران روانى وجود دارد و اين روشها مورد استفاده مسلمانان قرار داشته و در مجموعهاى مشخص تحت نام روشهاى مشاوره دينى معلومِ نظر محققان و صاحبنظران اين فن است و حال ما مىخواهيم با توجه به تحولات زمانه مجددا آن روشها را صورتبندى نماييم و مبانى و اصول آن روشها را تدوين كنيم. اين احتمال هم تا حدى مبالغهآميز و دور از واقعبينى به نظر مىرسد. چون لااقل تاكنون تكنيكها و راهبردهاى عملى چنين روش ويژهاى به صورت مدون و مشخص معرفى نشده است و از چگونگى اثربخشى و مراحل اصلاح و ترميم يك نابهنجارى به صورت تجربى(4) موارد قابل توجهى گزارش نشده است. ج) و احتمال آخر اين كه براساس منابع دينى و متون مقدس دين اسلام مىتوان، روشهاى مشاوره و رواندرمانى خاص و احيانا متفاوت با روشهاى موجود را تدوين و معرفى نمود. اين احتمال قابل تأملى است كه نگارنده به چند و چون آن پرداخته و احتمال وجود يا عدم وجود چنين روشهايى را مورد عطفنظر قرار داده است.برهمين اساس در اين مقاله ضمن تبيين مفهوم مشاوره از نگاه روانشناسى معاصر و اسلام و بيان تفاوتهاى مفهومى مشاوره از اين دو منظر، استدلال شده است كه اسلام يك مكتب و نظريه مشاورهاى نيست بلكه نظام فكرى، عقيدتى و رفتارى جامعى است كه چارچوبهاى كلى زندگى انسان سالم را ترسيم كرده و راههاى وصول به فلاح و سعادت نهايى را مشخص نموده است و اصول و روشهاى مشاوره همچون ساير امور بشرى بايد لااقل در جوامع اسلامى با اهداف، ارزشها و هنجارها، برنامهها و تكاليف اسلامى سازگارى يابد. بدينترتيب روشن مىشود كه چرا بايد مشاوره و رواندرمانى از ديدگاه اسلام مورد بررسى قرار گيرد؛ تأكيد اسلام بر مسأله مقدِّمى و زيربنايى بهداشت و سلامت روانى انسانها و ارائه راهكارهاى مناسب براى تحقق آن، لزوم توجّه به غايات، هنجارها و وظايفى كه اسلام براى بشر معيّن كرده است در تدوين نظريه درمانى و تنظيم روشهاى مشاوره، وجود توصيههاى ارزشمند و ارائه راهبردهاى كارآمد مشاورهاى در كلام و مرام معصومين(ع) و اهميت توجّه به باورها، اعتقادات و ارزشهاى دينى مراجعان در امر مشاوره و راهنمايى، پارهاى از دلايل پرداختن به اين مهم از ديدگاه اسلام مىباشند.
مشاوره در مفهوم جديد و حرفهاى آن ترجمه واژه انگليسى Counseling از ماده Counselبه معناى پند، نصيحت، راهنمايى و پيشنهاد است. براى اين مفهوم در اصطلاح تخصّصى آن تعاريف فراوانى ارائه شده است. از آن جمله كميته معيارهاى حرفهاى انجمن روانشناسى امريكا(5) در سال 1981 حرفه مشاوره را با توجه به جنبههاى عملى و قابليتهاى اجرايى آن چنين تعريف مىكند:
مشاوره يعنى كمك به مراجعين براى كسب مهارتهاى فردى ـ اجتماعى و تغيير و يا اصلاح اين مهارتها، توسعه و پيشرفت سازگارى و افزايش قابليت انطباق آنان با تمنيّات و خواستهاى متنوع و متغيّر زندگى، افزايش مهارتها به منظور مقابله با مشكلات محيطى و بالاخره توسعه انواع قابليتهاى آنان در حل مسائل، مشكلات و تصميمگيريها (American Psychologists Vol:36 pp.652-663).
هدف مشاوره از نظر A. P. A مساعدت و ايجاد تسهيلات لازم در انجام وظيفه و عملكرد مؤثرى است كه در جريان رشد و توسعه در طول زندگى و با تأكيد بر جنبههاى مثبت رشد و قابليت انطباق فرد و آشنايى او با مسأله رشد و توسعه انجام مىگيرد. به عقيده انجمن روانشناسان آمريكا مسائلى كه موضوع مشاوره و راهنمايى قرار مىگيرند عبارتند از: تعليم و تربيت، انتخاب شغل، مسائل جنسى، ازدواج، مشكلات خانوادگى، روابط اجتماعى، بهداشت، كهولت و سالمندى و انواع معلوليتهاى جسمى ـ روانى. (American Psychologists Vol:36 pp.652-663).
همچنانكه ملاحظه مىشود تعريف فوق يك تعريف كاربردى است كه نحوه كار مشاور با مراجعين را بيان مىكند. بر اين اساس مشاور در كار با مُراجع مىكوشد در رابطه با مسائل و مشكلات و نيازهاى او به پرسشهاى شخصى وى پاسخ گويد. مثلاً ناتوانى و ميزان عدم تأثيرگذارى فرد چه قدر است؟ مدارج و سطوح كارآيى و لياقتى كه او مىتواند به آن دست يابد كدامند؟ چه مهارتهايى بايد كسب كند؟ و چه رفتارهايى نيازمند تغييرند؟ چگونه نقش يا نقشهايى را كه بعهده دارد به خوبى ايفا نمايد؟ به چه ترتيب سطح انتظارات و اميدها، و وظايف محوله را با واقعيتهاى وجودى خويش سازگار نمايد؟
كرومبولتز(6) (1965) معتقد است: «مشاوره از تمامى فعاليتهاى اخلاقى تشكيل يافته است كه در آن مشاور تعهد و تلاش مىكند تا به مُراجع كمك كند تا به آن دسته از رفتارهايى بپردازد كه بتوانند به حل مشكلات و مسائل او منجر شوند» (به نقل از روانشناسى مشاوره، صفحه 10). انجمن مشاوره ايران، مشاوره را فرايندى مبتنى بر يك رابطه ياورانه حضورى و تخصصى مىداند كه طى آن مشاورِ كارآمد با استفاده از دانش و مهارتهاى ويژه خود امكان رشد، حمل مشكلات و تغيير مُراجع يا مراجعان خود را فراهم مىكند (انجمن مشاوره ايران، بيانيه مورخه 5/5/1377).
همچنانكه از تعاريف فوق پيداست مشاوره در مفهوم حرفهاى آن زمينهاى نسبتا جديد است كه از عمر آن بيش از يكصد سال نمىگذرد و عمدتا به عنوان يكى از دستاوردهاى دانش روانشناسى نوين محسوب مىشود كه در پاسخ به نياز روزافزون انسان معاصر براى انطباق و سازگارى بيشتر با شرايط پيچيده و دشوار زندگى در عصر حاكميت تكنولوژى و صنعت بر انسان و طبيعت بوجود آمده است.
گفتن ندارد كه اين مفهوم با موعظه، نصيحت، مشورت و اندرزهاى اخلاقى متفاوت است و شامل مجموعهاى از شيوههاى متنوع و پيچيده براى كمك به افراد در انتخاب راه و عمل بر اساس آن، تغيير و تصحيح شناختها و نگرشها، آموزش راههاى سازگارى با مشكلات هيجانى، افزايش مهارت ارتباطات مؤثر بين فردى و همچنين يادگيرى رفتارهاى متناسب با شرايط و موقعيتهاى دائما در حال تغيير است تا در هزار توى مشكلات عصر جديد بتواند بر اساس تواناييها، امكانات و علايق خود بهترين انتخاب را اتخاذ نمايد.
كلمه مشورت و مشاوره كه در تداول فارسىزبانان به كسر «واو» و «راء» تلفظ مىشود ولى تلفظ صحيح آن مشاوَرَه به فتح «واو» و «راء» است واژهاى عربى از ريشه شار، يشير به معناى بيرون آوردن، آراستن و رأى زدن است (لغتنامه دهخدا، واژه مشاورة).
در قرآن مجموعا سه بار كلمات هم خانواده آن ذكر شده است و به معناى توافق و همرأيى، اهتمام به جلبنظر و رأى مردم در مسائل حكومتى و عاملى از مجموعه عوامل مؤثر در تشكيل يك جامعه سالم به كار رفتهاند.
موارد مذكور به ترتيب عبارتند از:
الف) فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا... (بقره، آيه 233).
اگر پدر و مادر با رضايت و مشورت يكديگر تصميم گرفتند كودك را از شير بگيرند اشكالى به رأى آنان نيست. آيه فوق درباره چگونگى شير دادن و از شير گرفتن نوزادان و حقوق گوناگون و متقابلى كه مادر، فرزند و پدر در اين زمينه دارند، نازل شده و وظايف و حقوق هريك را مشخص مىكند. يكى از اين وظايف همفكرى و توافق والدين با يكديگر و مشورت با صاحبنظران براى از شير گرفتن پيش از موعد طفل است (تفسير راهنما، جلد 2، صفحه 137).
در اين آيه مشاوره به معناى توافق و تراضى والدين است.
ب) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الاْءَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. (آلعمران، آيه 159).
پس در سايه لطف و رحمت پروردگارت با آنان نرمخويى كردى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مىشدند، پس از ايشان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در امور با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن كه خدا توكلكنندگان را دوست دارد.
اين آيه ناظر به حوادث جنگ احد است كه در آن افرادى كه از جبهه جنگ گريخته بودند تقاضاى بخشش داشتند و خداوند پس از اشاره به يكى از ويژگيهاى اخلاقى پيامبر (نرمخويى) و ضمن فرمان به عفو و طلب رحمت براى آنان از پيامبر مىخواهد كه باز هم با آنها مشورت كند و رأى و نظر آنان را ناديده نگيرد. مفسران درباره علت امر به مشورت با وجود كمال عقل پيامبر(ص) و وحى آسمانى وجوه مختلفى را بيان داشتهاند. از آنجمله فخر رازى در تفسير كبير يكى از وجوه ضرورت امر به مشورت را چنين توجيه مىكند كه گرچه عقل پيامبر از عقل همه مردم كاملتر است و علوم بشرى نيز محدود است ولى بعيد نيست كه وجوهى از مصلحت به نظر كسى برسد و به نظر پيامبر(ص) نرسيده باشد (تفسير كبير، جلد5، ص69).
هريك از توجيهات مفسران در باب امر به مشورت در آيه فوق را كه بپذيريم، به هرحال مشورت در اين آيه يك دستور حكومتى است. از اين رو مىبينيم پس از انجام مشورت و روشن شدن نتيجه هرگونه دودلى و پراكندگى بايد كنار گذاشته شود و قاطعيت و تصميم جانشين آن گردد.
ج) وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (شورى، آيه 38).
[مؤمنان كسانى هستند] كه نداى پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مىدارند و امورشان با مشورت سامان مىپذيرد و از آنچه دادهايم انفاق مىكنند.
دقت در آيات قبل از اين آيه مبيّن اين نكته است كه خداوند ضمن توصيف مؤمنان به دو ويژگى مهم ايمان و توكل به هفت اصل عملى فرمان مىدهد كه مىتوان از آنها به عنوان اركان يك جامعه سالم با حكومت صالح و قدرتمند نام برد. اين اصول به ترتيبى كه در قرآن آمده عبارتند از: اجتناب از گناهان، تسلط بر خود به هنگام خشم، پذيرش همه قوانين الهى از جان و دل، انجام امور و تصميمات اجتماعى از طريق همفكرى و مشورت، اقامه نماز، انفاق در راه خدا و ايستادگى در برابر ظلم و تجاوز.
بنابر مطالب پيش گفته به نظر مىرسد كه مفهوم شور و مشورت در قرآن كريم در معانى سهگانه توافق و همرأيى، اهتمام به جلب نظر و رأى مردم در مسائل حكومتى و عاملى از مجموعه عوامل مؤثر در ايجاد انسانهاى صالح و تشكيل جامعه سالم به كار رفته است.
در احاديث و روايات هم مشاوره عمدتا به معناى گفتگو و تبادلنظر با افراد صاحبنظر و خردمند (ذُوىالرَّأْى، عاقل) و استفاده از رأى و نظر آنان در تصميمگيريهاى مهم و دشوار گرفته شده است. چند نمونه از اين احاديث عبارتند از:
قالَ رَسوُلُ اللّهِ(ص): «اَلْمُشاوَرَةُ حِصْنٌ مِنَ النَّدامَةِ واَمْنٌ مِنَ اَلْمَلامَةِ (نهجالفصاحة، حديث 3095)؛ مشورت موجب پيشگيرى از پشيمانى و ايمنى از سرزنش است». قالَ رَسوُلُ اللّهِ(ص): «لامُظاهَرةَ اَوثَقُ مِنْ المُشاوَرَةِ (نهجالفصاحة، حديث 2506)؛ هيچ پشتيبانى و تعاونى بهتر از مشورت نيست». قالَ علىٌّ(ع): «مَا اسْتُنْبِطَ الصَّوابُ بِمِثْلِ المُشاوَرَةِ (شرح غررالحكم، جلد6، صفحه64)؛ جز با مشورت به راه درست نتوان رسيد».
پيامبر اسلام(ص) در پاسخ به پرسشى در مورد چگونگى تصميمگيرى فرمودند: «اَلْعَزْمُ مُشاوَرَةُ اَهل الرّأىِ ثُمَّ اِتّباعِهِمْ»(تفسير ابنكثير، جلد 1، صفحه 420)؛ تصميمگيرى عبارت است از مشورت با متخصصين و صاحبنظران و پيروى از نظر ايشان.
با تأمل در آيات و روايات فوق مىتوان نتيجه گرفت كه مفهوم مشورت و مشاوره از نظر قرآن كريم و ديگر منابع اسلامى، با مفهوم مشاوره و رواندرمانى به معناى تخصصى و حرفهاى آن ـ كه امروزه موردتوجه و تأكيد روانشناسان و مشاوران است ـ متفاوت است و نمىتوان اين دو را مترادف و داراى يك معنا دانست.
اما اين بدان معنا نيست كه نمىتوان در باب رابطه مشاوره با اسلام سخن گفت و بايد آنها را، دو مقوله كاملاً متفاوت و بيگانه از يكديگر به حساب آورد؛ بلكه بالعكس دلايل مهمى وجود دارد كه نشان مىدهد پرداختن به اين بحث، لااقل در جوامع اسلامى امرى كاملاً ضرورى و اجتنابناپذير است. پارهاى از اين دلايل عبارتند از:
هرچند مفهوم سلامت روح و به تعبير قرآنى آن قلب سليم (شعراء، آيه 89) مفهومى ارزشى است ولى سلامت روانى به معناى روانشناختى آن پيششرط و مقدمه تحقق قلب سليم است. در قرآن كريم مفاهيم سهگانه، سكينه، حيات طيبه و قلب سليم به نوعى به آرامش و سلامت روحى انسانها اشاره دارد. سكينه (از ماده سكون) به معناى آرام بودن دل و فقدان هرگونه اضطراب و نگرانى است. اين واژه ششبار در قرآن ذكر شده است. از مجموع آياتى كه اين واژه در آنها آمده است، مىتوان استنباط كرد كه آرامش درونى و يا سكون و ثبات قلبى موهبتى الهى است كه بر اثر ايمان به خداوند متعال و عمل صالح حاصل مىشود (فتح، آيه 4).
حيات طيبه يا زندگى پاكيزه و سرشار از آرامش، امنيت و رفاه و آسايش در مفهوم اين جهانى آن يكى از اهداف اسلام در زندگى فردى و اجتماعى انسانهاست كه با عمل صالح و نيكو به دست مىآيد (نحل، آيه 97). ناگفته پيداست كه حيات طيبه مسألهاى فراتر از بهداشت و سلامتى روانى افراد است و به ايجاد جامعه سالم نظر دارد ولى شكى نيست كه رابطه جامعه سالم و انسانهاى سالم رابطهاى تعاملى و متقابل است و بدون وجود حيات طيبه در زندگى فردى امكان فراهم آوردن آن در ابعاد اجتماعى ميسر نيست.
قلب سليم نزديكترين مفهوم به سلامت روانى است چون غالبا ماده قلب در فرهنگ دينى به معناى روح، روان و عقل به كار برده شده است و قلب سليم يعنى قلبى (يا روح و روانى) كه از هرگونه بيمارى و انحراف اخلاقى و اعتقادى و رفتارى به دور باشد. (شعراء، آيه 89 و صافات، آيه 84).
بنابراين با وجود ارزش مدار بودن مفهوم سلامت روح و روان در اسلام و تفاوت آن با مفهوم بهداشت روانى موجود در ادبيات روانشناسى معاصر، ولى از آنجا كه سلامت روانى مقدمه لازم و ضرورى تأمين سلامت روح و نفس انسانى است، بهداشت روان نيز مورد توجه و تأكيد خاص اسلام قرار گرفته است و براى تأمين آن در سطح فرد و جامعه توصيهها و دستورات فراوانى از سوى معصومين(ع) ارائه شده است. بديهى است كه يكى از مهمترين راههاى تأمين سلامت روانى انسانها در جامعه گسترش امر مشاوره و راهنمايى است.
اسلام به عنوان مكتبى خاص و همهجانبهنگر كه ماهيت انسان، چگونگى رفتار او در اين جهان و وظايف و سرنوشت وى از مباحث محورى آن به شمار مىآيند و سعادت و رستگارى انسان و حركت در مسير كمال مطلق، هدف اساسى و نهايى آن مىباشد براى سلامتى روح و روان انسان اهميتى فوقالعاده قائل است. به همين جهت براى هر مرحله از رشد و تكامل انسان برنامهها و وظايف خاصى معين كرده است. تكاليف عبادى همچون نماز، روزه، خمس، زكات، حج، جمعه و جماعات، ذكر و دعا و توصيههاى اخلاقى همچون رضا، توكل، ولايت، محبت، صله رحم، حسن خلق، توجه به كانون خانواده، ازدواج سالم و... نمونههايى از اين وظايف و برنامهها براى تأمين سلامت فردى و اجتماعى انسانهاست. توجه و عمل به اين برنامهها و تكاليف است كه راه سعادت و كمال انسانى را هموار مىكند و او را به سوى هدف نهايى انسانيت كه از نظر قرآن اِلَىاللّهِ المَصيرِ (فاطر، آيه 35؛ نور، آيه 24؛ آلعمران، آيه 28 و...) و إِنَّا للّهِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (بقره، آيه 156) است، رهنمون مىسازد.
روشن است كه هر نوع مشاوره و راهنمايى در جامعه دينى بايد با لحاظ كردن اين برنامهها و وظايف صورت گيرد تا امكان وصول به اهداف غايى اسلام فراهم آيد.
توجه به باورها، اعتقادات و ارزشهاى مورد احترام مراجعان از اصول اوليهاى است كه براى دستيابى به يك مشاوره مؤثر و تأثيرگذار بايد مورد توجه مشاوران قرار گيرد. بحث از ارزشها بحث از چيزهايى است كه مردم به آن معتقدند، از آن دفاع مىكنند و در زندگى مهم تلقى مىشوند. ارزشها علت رفتار مردم و حتى طرز فكر آنهاست، انگيزه افراد براى برنامهريزى و عمل است. بنابراين باورها و ارزشهاى انسان به زندگى او جهت مىدهند و چگونگى رفتار وى را مشخص مىسازند. از سوى ديگر اشخاصى كه ارزشهاى خود را نمىشناسند غالبا دچار رفتارهاى بىمعنا و بىثمر، گمگشتگى نقش و بىهويتى و در نتيجه گرفتار تعارض و ناكامىاند.
درك ارزشهاى مُراجع از سوى مشاور مىتواند تسهيلگر درك مشاور از رفتار، اهداف، تعارضها يا سردرگميهاى مُراجع باشد و به همين ترتيب رعايت اين ارزشها در دستورالعملها و روشهاى ارائه شده از سوى وى مىتواند تأثير بهسزايى در تسريع فرايند درمان و حل مشكلات داشته باشد.
علاوه بر اين يكى از مشكلات كنونى سست شدن ارزشها و هنجارهاى اخلاقى و دينى است كه او را دچار پوچى، بىهدفى، اضطراب، بىهويتى و سرگشتگى نموده است. امروزه يكى از وظايف اصلى مشاوران تصريح ارزشها و تأكيد بر نقش آن در اصلاح و حل مشكل مُراجع مىباشد.
گيلرت ون در كتاب مشاوره در دنياى معقول (1963) مىنويسد:
«دومين توافقنظر درباره ارزشها آن است كه اينك بسيارى از روانشناسان ارزشها را مشكل محورى بسيارى از اشخاص دردمند مىدانند. پنجاه سال قبل، ارزشها صريحا تعريف شده بود و به نظر مىرسيد ناسازگارى حاد معلول نقض عمدى آنها مىباشد. درمان روانى عمدتا عبارت بود از آزاد كردن فرد از احساس گناه شديدِ ناشى از سرپيچى از دستورات والدين و ساير ارزشها و هنجارهاى جامعه، اما امروزه به نظر مىرسد كه تصوير تقريبا عكس آن شده است. شخص دچار مشكل، خود را بيش از گناهكار بودن، سرگشته مىبيند. انتظارات اجتماعى متنوعتر، نامعينتر و سستتر شدهاند. امروزه فرايندهاى اجتماعى كه موجب تثبيت شديد ارزشها مىشوند تا حدى به خاطر نامنسجمتر بودن خانواده و جامعه، ضعيفتر شدهاند.
درنتيجه فرد احساس فقدان هدف و جهت مىكند. احساس بيگانگى بيشترى از ديگران و حتى خودش مىنمايد. احساس بىارزشى و ترديد نسبت به هويت خود، او را رنج مىدهد. بايد به خاطر خودش، منش يا كاراكتر خود را پيدا كند. وجود ارزشهاى قوى و بنيادى است كه فرد مىتواند وجود شخص رضايتبخش را بر آن بنا كند.
بنابراين، تصريح ارزشها و شايد كسب ارزشهاى تازه به صورت يكى از تكاليف عمده مشاوره در آمده است.
هرچند وظيفه و هدف اصلى پيامبران الهى و ائمه معصومين(ع) آوردن دانش و معرفت تجربى جديد نبوده است، بلكه رسالت اصلى آنان تبيين جهت درست زندگى براى رسيدن ابناء بشر به رشد، كمال و سعادت واقعى است ولى شكى نيست كه مردم براى حل مشكلات تربيتى و دينى و كاهش فشارهاى عاطفى و روحيشان همواره در زمان حيات معصومين(ع) به آنان مراجعه كرده و از آنها طلب راهنمايى و كمك مىكردهاند. ايشان نيز با سعه صدر و روى گشاده پذيراى مردم بوده و براى درمان دردهاى روحى و اختلافات رفتارى آنها، تناسب با شرايط و موقعيت فرد مراجعهكننده توصيههاى ارزشمند و ثمربخشى مىكردند كه روان و رفتار آنها را متحول مىساخت، نمونههاى در كتب سيره و تاريخ نقل شده است. هرچند نمىتوان از اين توصيهها به عنوان نظريههاى علم روانشناسى و روشهاى كاربردى مشاوره در روان درمانگرى ياد كرد امّا بسيارى از آنها مىتواند مبناى انديشه و عمل مشاوران قرار گيرد به عنوان مثال ويژگيهاى مشاور از منظر معصومين(ع) بدين قرار است:
براساس روايات اسلامى مشاور بايد خردمند و صاحبنظر، آزادانديش و دينمحور، مهربان و دلسوز، رازدار و امين، دانشمند و داراى تجربه و پايبند به دستورالعملهاى خويش باشد: قالَ الصّادِقُ(ع): «اِنَّ الْمَشْوَرَةُ لاتَكُونُ اِلاّ بِحُدُودِها فَمَن عَرَفَها بِحُدودِها وَاِلاّ كَانَتْ مَضرَّتِهَا عَلَى الْمُسْتَشيرِ اَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِها لَهُ. فَاَوَلُّها: اَنْ يَكُونَ اللَّذى يُشاوِرُهُ عاقِلاً؛ وَالثّانِيَةِ: اَنْ يَكُونَ حُرَّا مُتَديِّنا؛ وَالثّالِثَةِ: اَنْ يَكُونَ صِدّيقَا مُؤاخِيا؛ وَالرّابِعَةِ: اَنْ تَطَّلِعَهُ عَلى سِرِّكَ فَيَكُونُ عِلمُهُ بِهِ كَعِلْمَكَ بِنَفسِكَ ثُمَّ يَسْتُر ذلِكَ وَيَكْتُمُه؛ فَاِنَّهُ اِذا كانَ عاقِلاً اِنْتَفَعَتْ بِمَشْوَرَتِهِ وَاِذا كانَ حُرّا مُتَدَّيِنا جَهَدَ نَفْسَهُ فِى النَّصيحَةِ لَكَ وَاِذا كانَ صِدّيقا مُؤاخِيا كَتَمَ سِرَّكَ اِذَا اطْلَعْتَهُ عَلى سِرِّكَ وَاِذا اطْلَّعْتَهُ عَلى سِرِّكَ فَكانَ عِلمُهُ بِهِ كَعِلْمَكَ تَمَّتْ المَشْوَرَةِ وَكَمُّلَتِ النَّصيحَةُ» (بحارالانوار، جلد 75، صفحه 102 وجلد 91، صفحه 253).
شايسته نيست مشورت جز با رعايت حدود و شرايطش انجام پذيرد، چه در غير اين صورت زيان آن براى مشورتكننده بيش از منافع و سودش خواهد بود. اين شرايط عبارتند از: خردمند و صاحبنظر باشد؛ 2. آزادانديش و دينمحور باشد؛ 3. نسبت به تو محبت و صميميت داشته باشد؛ 4. هنگامى كه راز تو بر وى آشكار گرديد و آگاهى او به مسائل و مشكلات تو همانند خود تو گرديد، آن را مكتوم و پوشيده نگهدارد. پس اگر مشاور خردمند و صاحبنظر باشد از مشاورهات با وى سودخواهى برد و اگر آزادانديش و دينمحور باشد، تمامى تلاش خود را براى اصلاح و حل مشكل تو به كار خواهد بست و اگر نسبت به تو صميميت و دلسوزى داشته باشد رازى را كه بر او گشودهاى، پنهان و مكتوم نگاه خواهد داشت و زمانى كه او را بر راز خويش آگاه ساختهاى و آگاهى او نسبت به مشكل همانند آگاهى تو گرديد، در اين حالت مشورت كامل مىشود و خيرخواهى به كمال مىرسد.
قالَ عَلىٌّ(ع): «خَيرٌ مَنْ شاوَرْتَ ذَوِى النُّهى وَالعِلْمِ وَاُولُوا التَّجارُبِ والْحَزمِ» (شرح غررالحكم، جلد3، صفحه 428)؛ بهترين كسانى كه شايسته مشورت كردن هستند خردمند بازدارنده و دانشمند متخصّص و افراد داراى تجربه و دورانديشى هستند.
قالَ رَسوُلُاللّه(ص): «اَلمستشارُ مُؤتَمنُ فَانْ شاءَ واِنْ شاء سَكَت فَاِنْ اَشارَ فَلْيُشِرْ بِما لَوْ نَزَل به فَعَلَهُ» (نهجالفصاحة، حديث 3094)؛ مشاور امانتدار و رازدار است اگر خواهد رأى و نظر خود را اعلام كند و اگر بيان نظرش را به مصلحت ندانست خاموش بماند، ولى اگر خواست نظرش را بگويد همان را گويد كه اگر خود او بود آن كار را مىكرد.
پارهاى از اصولى كه مشاور در هنگام مشاوره بايد آنها را رعايت نمايد از نظر متون دينى عبارتند از:
1ـ2ـ4. اگر مشاور مشكل مراجع را تشخيص و راهحل آن را در جهت رشد مراجع پيدا كرد به خاطر منافع شخصىاش او را عمدا به راه ديگرى هدايت نكند.
قالَ رَسُولُاللّهِ(ص): «مَنْ اِسْتَشارَ اَخاهُ فَاَشارَ عَلَيهِ بِاَمْرٍ وَهُوَ يَرَى الرُّشْدُ غَيرَذلِكَ فَقَدْ خانَهُ (مسند احمد، جلد 2، صفحه 365)؛ كسى كه برادر دينيش از او مشاوره و راهنمايى بطلبد و او در حالى كه راه رشد و صلاح را مىداند او را به راه ديگرى راهنمايى كند قطعا به او خيانت كرده است».
2-2-4. مشاور در هر حال بايد اصول، انصاف، بىطرفى و امانتدارى را رعايت نمايد.
قالَ الصّادِقُ(ع): «اِعلَمْ اَنَّ ضارِبَ عَلىٍّ(ع) بِالسَّيفِ وَقاتِلَهُ لَوْ اِئْتَمَنى وَاسْتَنْصَحَنى وَاسْتَشارَنى ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ لاَدَّيتُ اِلَيهِ اَلاَمانَةَ (تحفالعقول، صفحه 374)؛ بدان اگر كسى كه اميرالمؤمنين را به شمشير ضربت زد و او را به شهادت رساند به من اعتماد نمايد و على(ع) مرا امين خود شمارد و از من پند خيرخواهانه و نظر مشورتى طلب نمايد در صورتى كه درخواست او را بپذيرم حتما امانت را در اين كار نسبت به او رعايت خواهم كرد».
3ـ2ـ4. مشاور بايد متعهدانه تمام توان و كوشش خود را در جهت تشخيص درست مشكل و ارائه راهحلهاى صحيح بكار بندد.
قالَ الصّادِقُ(ع): «قالَ لُقْمانَ لاِبْنِهِ: وَاِذ اسْتَشْهَدُوكَ عَلَى الْحَقِّ، فَاشْهَدلَهُمْ وَاجْهَد رَأيُكَ لَهُم اِذا اسْتَشارُوكَ. ثُمَّ لاتَعْزِمْ حَتّى تَثْبُتَ وتَنْظُرَ، ولاتُجِبْ فِى مَشْوَرَةٍ حَتّى تَقوُمَ فيها وَتَقْعُد وَتَنامَ وَتَأْكُلَ وَتُصَّلِ وَاَنْتَ مُسْتَعْمِلٌ فِكرَكَ وَحِكْمَتِكَ فِى مَشْوَرِتِه. فَاِنَّ مَنْ لَم يُمَحِصِّ النَصيحَةَ لِمَنْ اسْتَشارَهُ سَلَبَهُ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى رَاْيُهُ وَنَزَع اللّهَ عَنْهُ الاَمانَةِ؛ لقمان به پسرش مىگفت: هرگاه از تو براى حقى شهادت خواستند پس شهادت بده و هرگاه با تو در كارى مشورت كردند و نظرت را خواستند كوشش فكرى فراوانى كن تا نظر و رأى صحيح را بيابى. پس از آن فورا تصميم به ارائه نظرت مگير، مگر هنگامىكه آن مسأله براى خودت كاملاً ثابت و قطعى شده باشد و در شكل موردنظر، دقت كافى و وافى كرده باشى، نشسته باشى، خوابيده باشى، خورده باشى و نمازگزارده باشى در حالى كه فكر و انديشه حكيمانه خويش را در اطراف موضوع بكار گرفته و مستمرا در اين مدّت ـ دريافتن راهحل درست ـ انديشيده باشى. همانا كسى كه خيرخواهى و نصيحت خود را براى كسى كه با او مشورت مىكند كاملاً خالص و بىشائبه نكرده باشد خداوند تبارك و تعالى رأى خويش را از او سلب مىكند و امانت خويش را از او پس مىگيرد.
4ـ2ـ4. مشاور بايد در صورتى كه خود نمىتواند مشكل مراجع را حل نمايد با كمال صراحت و صداقت او را به افراد صاحبنظر و متخصص مربوط ارجاع دهد.
قالَ عَلىٌّ بن الْحُسَين(ع): وَ اَمّا حَقٌّ الْمُسْتَشيرِ فَاِنْ حَضَركَ لَهُ وَجْهُ رَأىٍ جَهَدْتَ لَهُ فِى النَّصيحَةِ وَاَشَرْتَ عَلَيهِ بِما تَعْلَمُ اِنَّكَ لَو كُنْتَ مَكانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَذلِكَ لِيكُنْ مِنْكَ فى رَحْمَةٍ وَلينٍ فَاِنَّ اللّينَ يُونِسُ الوَحْشَةَ واِنَّ الْغَلْظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلاُنْسِ وَاِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأىٌ وَعَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَتَرْضى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَأرْشَدْتَهُ اِلَيْهِ، فَكُنتَ لَمْ تَألُهْ خَيرا وَلَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحا» (تحف العقول، رسالة الحقوق، حق 39، صفحه 269).
حق مشورت كننده اين است كه اگر رأى صحيحىدارى در نصيحت و خيرخواهىاش بكوشى و كارى را كه اگر تو بجاى او بودى مىكردى با مهربانى به او بنمايى. كه نرمشى رميدن را بزدايد و خشونت رميدن را بيفزايد، و اگر رأى و نظرى ندارى، او را نزد كسى كه به رأيش اعتماد دارى و نظر او را براى خود مىپسندى، معرفى كنى تا در خيرخواهى و نصيحتش كوتاهى و فروگذارى نكرده باشى.
در اين مجال كوتاه با بررسى اجمالى مفهوم مشاوره از نگاه دانش روانشناسى معاصر و متون مقدس دين اسلام (قرآن و احاديث) اين نكته روشن گرديد كه اين مفهوم از اين دو منظر بيشتر اشتراك لفظى دارد تا ترادف مفهومى. به عبارت ديگر به دلايل متعدد نمىتوان مفهوم مشورت و مشاورهاى كه در آيات قرآن و احاديث ائمه معصومين(ع) به آن اشاره شده است را با مشاوره تخصّصى و حرفهاى كه امروزه در ادبيات روانشناسى آن را تعريف مىكنند، يكى دانست. هرچند ممكن است مفهوم مشورت در منابع دينى را چنان عام و فراگير فرض كرد كه مشاوره و رواندرمانى حرفهاى را نيز دربرگيرد، ولى اولاً اثبات چنين فرضى نيازمند دلايل كافى، مقنع و قابل دفاع است، ثانيا حتى اگر چنين دلايلى اقامه شوند، عموميت بيش از حد مفهوم مشورت در متون دينى امكان اختصاص آن به مشاوره و رواندرمانى كنونى را دشوار مىسازد.(7)
در مورد روشهاى مشاوره اسلامى هم ناگفته پيداست كه براى ارائه روشهاى كاربردى مشاوره نيازمند نظريهاى مدون در باب مشاوره و رواندرمانى هستيم كه آن نيز به نوبه خود مبتنى بر پيشنيازها و مؤلفههايى است كه مهمترين آنها عبارتند از: داشتن ديدگاهى مشخص در باب ماهيت انسان، وجود نظريهاى در باب ساختار شخصيت و چگونگى رشد آن، تعريف رفتار نابهنجار و تبيين علل آن، بيان چگونگى اثربخشى فرايند مشاوره و مراحل اصلاح و ترميم نابهنجارى و ارائه راهبردهاى عملى براى كمك به مُراجع.به گمان نگارنده اسلام در باب پيشنياز اول يعنى تبيين ماهيت انسان داراى مبانى روشن و مشخصى است و ويژگيهايى چون داشتن دو بعد مادى و روحانى، تشريف به روح الهى، هدفدارى، تعقّل، اراده و اختيار، خودآگاهى و مسئوليتپذيرى، كرامت انسان و جانشينى خدا در زمين، داشتن گرايشهاى عالى معنوى و كششهاى غريزى حيوانى و ميل به كمال نهايى و خيرمطلق از مفاهيم اساسى انسانشناسى اسلام به شمار مىآيند. در مورد پيشنياز دوّم يعنى تدوين نظريهاى در باب ساختار شخصيت و چگونگى رشد آن كاستى به چشم مىخورد و با وجود تلاشهايى كه عمدتا در دو دهه اخير در اين عرصه صورت پذيرفته است، هنوز نظريهاى كه در مجامع علمى قابل دفاع باشد، ارائه نشده است. در زمينه ماهيت رفتار نابهنجار و تبيين علل آن نيز ديدگاه اسلام، با آنچه روانشناسى علمى كنونى به آن نظر دارد يكسره متفاوت است و اساسا نمىتوان آنها را در يك مقوله قرار داد. زيرا هرچند تعريف نابهنجارى يكى از چالشهاى دشوار روانشناسى معاصر است و به خاطر عدم وجود اتفاقنظر روانشناسان معاصر در باب ويژگيهاى انسان سالم و معيارهاى سلامت روانى يا به عبارت ديگر عدم وجود الگوى مناسب و مدل ايدهآل از انسان سالم در فرهنگ غرب، صاحبنظران نتوانستهاند به توافقى اصولى در اين باب دست يابند. امّا وجه مشترك همه ديدگاههاى موجود تأكيد بر سلامت روانى به معناى فراهم آوردن امكان سازگارى هرچه بيشتر با محيط و استفاده از همه تواناييها و استعدادهاى فردى به منظور كسب حداكثر بهرهمندى از لذت، آرامش و اميد به آينده است؛ در حالى كه از نظر اسلام هدف، سعادت و كمال مستمر انسان و رسيدن به مقام رضايت و قرب الهى است؛ هرچند در اين راه فرد دچار مشكلات، رنجها، كاستيها و ناسازگاريهايى نيز شود. به همين جهت از نظر اسلام نابهنجارى روانى يا بيمارى دل عبارت است از هر رفتار يا حالتى كه فرد را از خداوند دور و او را به سوى باطل و پيروى از هواى نفس سوق دهد. چنين است كه از نظر قرآن مشركين و منافقين دو گروهى هستند كه بيش از همه دچار بيمارى دلاند (بقره، آيات 6 تا 13؛ انفال، آيه 49؛ توبه، آيه 125؛ حج، آيه 53؛ احزاب، آيه 60؛ مدثر، آيه 74 و...).
در باب چگونگى اثربخشى فرايند مشاوره و مراحل اصلاح و ترميم نابهنجارى براساس روشها و راهبردهاى دينى نيز هيچ پژوهش و منبع قابل استنادى وجود ندارد و بالاخره درباره آخرين مؤلفه بايد گفت عليرغم وجود پارهاى از راهبردهاى مشاورهاى در كلام معصومين(ع) مجموعه اين نمونهها و موارد آنقدر زياد و منسجم نيستند كه بتوان براساس آن روشهاى درمانى خاصى را براى كمك به مراجعين پيشنهاد كرد.
ـ قرآن مجيد.
ـ الامام احمد بن حنبل. مسند الامام احمد بن حنبل، جلد 2، بيروت: دار صادر، بدون تاريخ.
ـ الامام فخر رازى. التفسير الكبير، جلد 5، بيروت: دار احياء التراث العربى،19.
ـ انجمن مشاوره ايران. بيانيه مورّخ 5/7/1377، تهران: انجمن مشاوره ايران، 1377.
ـ پاينده، ابوالقاسم. نهجالفصاحة، تهران: انتشارات جاويدان، 1356.
ـ جورج، ريكى و ترز كريستيانى. روانشناسى مشاوره، ترجمه رضا فلاحى و محسن حاجيلو، تهران: انتشارات رشد، 1377.
ـ الحافظ بن كثير. مختصر تفسير ابنكثير، بيروت: دارالمعرفه، 1988.
ـ الحرّانى، ابومحمد حسن على. تحف العقول عن آل الرسول، قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1363.
ـ حسينى بيرجندى، سيدمهدى. مشاوره و راهنمايى در تعليم و تربيت اسلامى، تهران: انتشارات اميركبير، 1375.
ـ خوانسارى، جمالالدين محمد. شرح غررالحكم و دررالكلم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.
ـ دهخدا، علىاكبر. لغتنامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.
ـ كلينى الرازى، محمد بن يعقوب. الروضة من الكافى، جلد 8، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1348.
ـ مجلسى، محمدباقر. بحارالانوار، جلد 75 و 91، بيروت: دار احياء التراث العربى، 1983.
ـ هاشمى رفسنجانى، اكبر. تفسير راهنما، جلد دوم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1376.
American Psychological Association. Committee on Professianal Stanrdards (1981). Speciality guidelines for the delivery of services by counseling psychologists. American psychologists Vol:36, pp.652-663.
Krumbaltz. J. D. (1965). Behaviral Counseling: Ratianale and research. personnel and Guidance Journal Vol:44, pp.383-387.
1. اين مقاله در سال 1378 به درخواست برگزاركنندگان دومين همايش مشاوره از ديدگاه اسلام نگارش يافته و در آن همايش ارائه شده است.
2. اينجانب هميشه در مورد استفاده از پسوند اسلام به اين معنا كه آنچه در پى مىآيد بيانكننده ديدگاه اسلام در آن موضوع خاص است، دغدغه و نگرانى داشتهام و در مجموع چنين بيانهايى را مناسب نمىدانم. زيرا به هرحال آنچه مطرح مىشود ممكن است برداشت يك يا چند و يا حداكثر گروهى خاص درباره آن موضوع باشد و نمىتوان به راحتى آن را بيان ديدگاه اسلام در باب آن موضوع دانست. بر همين اساس آنچه در اين مقاله آمده است صرفا ديدگاه نگارنده براساس شناخت محدود و ناقص وى از متون دينى است و نه منظر دين مقدس اسلام در اين موضوع.
3 . Disipline
4 . Experimental
5 . American psychological Association, Committee on professianal Standards.
6 . Krumbaltz j. o.
7 . براى توضيح بيشتر در اين باب مراجعه شود به مصاحبه اينجانب در كتاب گزارش علمى مشاوره اسلامى، نشستها و مصاحبهها.