مجلات >حوزه و دانشگاه>شماره 31

مبانى روشهاى مشاوره بالينى از منظر اسلام اسلام(1)

محمدحسين شريفى‏نيا
عضو هيأت علمى پژوهشكده حوزه و دانشگاه

چكيده

هرچند مشاوره در مفهوم حرفه‏اى آن پديده‏اى جديد است و به عنوان يكى از دستاوردهاى دانش روان‏شناسى نوين و تمدن مغرب زمين در سده اخير تلقى مى‏شود، امّا به مفهوم وسيع هدايت و راهنمايى انسانها و كمك خواستن از افراد صاحب‏نظر و خردمند همواره مورد تأكيد اسلام و سيره معصومين(ع) بوده است.

اسلام به عنوان مكتبى جامع و همه‏جانبه‏نگر براى سلامتى روح و روان انسان اهميتى فوق‏العاده قائل است. به همين جهت با ارائه برنامه‏ها و دستورات لازم تمهيدات لازم براى تحقق آن را فراهم نموده است، و اتفاقا از همين زاويه است كه مى‏توان مسأله مشاوره و روان درمانى را از ديدگاه اسلام مورد بررسى و كنكاش قرار داد.

در اين مقاله ضمن تبيين مفهوم مشاوره از نگاه روان‏شناسى معاصر و اسلام و بيان تفاوتهاى مفهومى مشاوره از اين دو منظر، استدلال شده است كه اسلام يك مكتب و نظريه مشاوره‏اى نيست بلكه نظام فكرى، عقيدتى و رفتارى جامعى است كه چارچوبهاى كلى زندگى انسان سالم را ترسيم كرده و راههاى وصول به فلاح و سعادت نهايى را مشخص نموده است و امر مشاوره همچون ساير امور بشرى بايد اصول و روشهاى خود را لااقل در جوامع اسلامى با اهداف، ارزشها و هنجارها، برنامه‏ها و تكاليف اعلام شده از سوى آن تطبيق دهد.

واژه‏هاى كليدى: مشاوره اسلامى، مشاوره حرفه‏اى، روان‏درمانى، ويژگيهاى مشاور، ارزشهاى مُراجع.

مقدمه

قبل از شروع بحث لازم است اين نكته را خاطرنشان كنم كه عنوان مبانى روشهاى مشاوره از ديدگاه اسلام(2) مى‏تواند يكى از سه احتمال زير را شامل شود:

الف) احتمال اول بررسى مبانى روشهاى موجود مشاوره و روان‏درمانى از ديدگاه اسلام است؛ يعنى براى همين روشهايى كه امروزه در روان‏شناسى بالينى براى بهبود بيماران و اصلاح رفتار و نگرش آنان مورد استفاده قرار مى‏گيرد، مبانى دينى و عقيدتى فراهم گردد. طبيعى است كه اين احتمال متناسب با شأن اسلام به عنوان يك دين بزرگ الهى نيست، چرا كه نبايد دين وسيله‏اى براى توجيه روشهاى متغيّر و دائما در حال دگرگونى يك رشته علمى(3) قرار گيرد.

ب) احتمال ديگر ممكن است بر اين پيش‏فرض استوار باشد كه در اسلام روشهاى خاصى براى مشاوره و روان‏درمانى مراجعين و بيماران روانى وجود دارد و اين روشها مورد استفاده مسلمانان قرار داشته و در مجموعه‏اى مشخص تحت نام روشهاى مشاوره دينى معلومِ نظر محققان و صاحب‏نظران اين فن است و حال ما مى‏خواهيم با توجه به تحولات زمانه مجددا آن روشها را صورت‏بندى نماييم و مبانى و اصول آن روشها را تدوين كنيم. اين احتمال هم تا حدى مبالغه‏آميز و دور از واقع‏بينى به نظر مى‏رسد. چون لااقل تاكنون تكنيكها و راهبردهاى عملى چنين روش ويژه‏اى به صورت مدون و مشخص معرفى نشده است و از چگونگى اثربخشى و مراحل اصلاح و ترميم يك نابهنجارى به صورت تجربى(4) موارد قابل توجهى گزارش نشده است.

ج) و احتمال آخر اين كه براساس منابع دينى و متون مقدس دين اسلام مى‏توان، روشهاى مشاوره و روان‏درمانى خاص و احيانا متفاوت با روشهاى موجود را تدوين و معرفى نمود. اين احتمال قابل تأملى است كه نگارنده به چند و چون آن پرداخته و احتمال وجود يا عدم وجود چنين روشهايى را مورد عطف‏نظر قرار داده است.

برهمين اساس در اين مقاله ضمن تبيين مفهوم مشاوره از نگاه روان‏شناسى معاصر و اسلام و بيان تفاوتهاى مفهومى مشاوره از اين دو منظر، استدلال شده است كه اسلام يك مكتب و نظريه مشاوره‏اى نيست بلكه نظام فكرى، عقيدتى و رفتارى جامعى است كه چارچوبهاى كلى زندگى انسان سالم را ترسيم كرده و راههاى وصول به فلاح و سعادت نهايى را مشخص نموده است و اصول و روشهاى مشاوره همچون ساير امور بشرى بايد لااقل در جوامع اسلامى با اهداف، ارزشها و هنجارها، برنامه‏ها و تكاليف اسلامى سازگارى يابد. بدين‏ترتيب روشن مى‏شود كه چرا بايد مشاوره و روان‏درمانى از ديدگاه اسلام مورد بررسى قرار گيرد؛ تأكيد اسلام بر مسأله مقدِّمى و زيربنايى بهداشت و سلامت روانى انسانها و ارائه راهكارهاى مناسب براى تحقق آن، لزوم توجّه به غايات، هنجارها و وظايفى كه اسلام براى بشر معيّن كرده است در تدوين نظريه درمانى و تنظيم روشهاى مشاوره، وجود توصيه‏هاى ارزشمند و ارائه راهبردهاى كارآمد مشاوره‏اى در كلام و مرام معصومين(ع) و اهميت توجّه به باورها، اعتقادات و ارزشهاى دينى مراجعان در امر مشاوره و راهنمايى، پاره‏اى از دلايل پرداختن به اين مهم از ديدگاه اسلام مى‏باشند.

تعريف مشاوره حرفه‏اى

مشاوره در مفهوم جديد و حرفه‏اى آن ترجمه واژه انگليسى Counseling از ماده Counselبه معناى پند، نصيحت، راهنمايى و پيشنهاد است. براى اين مفهوم در اصطلاح تخصّصى آن تعاريف فراوانى ارائه شده است. از آن جمله كميته معيارهاى حرفه‏اى انجمن روان‏شناسى امريكا(5) در سال 1981 حرفه مشاوره را با توجه به جنبه‏هاى عملى و قابليت‏هاى اجرايى آن چنين تعريف مى‏كند:

مشاوره يعنى كمك به مراجعين براى كسب مهارتهاى فردى ـ اجتماعى و تغيير و يا اصلاح اين مهارتها، توسعه و پيشرفت سازگارى و افزايش قابليت انطباق آنان با تمنيّات و خواستهاى متنوع و متغيّر زندگى، افزايش مهارتها به منظور مقابله با مشكلات محيطى و بالاخره توسعه انواع قابليتهاى آنان در حل مسائل، مشكلات و تصميم‏گيريها (American Psychologists Vol:36 pp.652-663).

هدف مشاوره از نظر A. P. A مساعدت و ايجاد تسهيلات لازم در انجام وظيفه و عملكرد مؤثرى است كه در جريان رشد و توسعه در طول زندگى و با تأكيد بر جنبه‏هاى مثبت رشد و قابليت انطباق فرد و آشنايى او با مسأله رشد و توسعه انجام مى‏گيرد. به عقيده انجمن روانشناسان آمريكا مسائلى كه موضوع مشاوره و راهنمايى قرار مى‏گيرند عبارتند از: تعليم و تربيت، انتخاب شغل، مسائل جنسى، ازدواج، مشكلات خانوادگى، روابط اجتماعى، بهداشت، كهولت و سالمندى و انواع معلوليتهاى جسمى ـ روانى. (American Psychologists Vol:36 pp.652-663).

همچنانكه ملاحظه مى‏شود تعريف فوق يك تعريف كاربردى است كه نحوه كار مشاور با مراجعين را بيان مى‏كند. بر اين اساس مشاور در كار با مُراجع مى‏كوشد در رابطه با مسائل و مشكلات و نيازهاى او به پرسشهاى شخصى وى پاسخ گويد. مثلاً ناتوانى و ميزان عدم تأثيرگذارى فرد چه قدر است؟ مدارج و سطوح كارآيى و لياقتى كه او مى‏تواند به آن دست يابد كدامند؟ چه مهارتهايى بايد كسب كند؟ و چه رفتارهايى نيازمند تغييرند؟ چگونه نقش يا نقشهايى را كه بعهده دارد به خوبى ايفا نمايد؟ به چه ترتيب سطح انتظارات و اميدها، و وظايف محوله را با واقعيتهاى وجودى خويش سازگار نمايد؟

كرومبولتز(6) (1965) معتقد است: «مشاوره از تمامى فعاليتهاى اخلاقى تشكيل يافته است كه در آن مشاور تعهد و تلاش مى‏كند تا به مُراجع كمك كند تا به آن دسته از رفتارهايى بپردازد كه بتوانند به حل مشكلات و مسائل او منجر شوند» (به نقل از روان‏شناسى مشاوره، صفحه 10). انجمن مشاوره ايران، مشاوره را فرايندى مبتنى بر يك رابطه ياورانه حضورى و تخصصى مى‏داند كه طى آن مشاورِ كارآمد با استفاده از دانش و مهارتهاى ويژه خود امكان رشد، حمل مشكلات و تغيير مُراجع يا مراجعان خود را فراهم مى‏كند (انجمن مشاوره ايران، بيانيه مورخه 5/5/1377).

همچنان‏كه از تعاريف فوق پيداست مشاوره در مفهوم حرفه‏اى آن زمينه‏اى نسبتا جديد است كه از عمر آن بيش از يكصد سال نمى‏گذرد و عمدتا به عنوان يكى از دستاوردهاى دانش روان‏شناسى نوين محسوب مى‏شود كه در پاسخ به نياز روزافزون انسان معاصر براى انطباق و سازگارى بيشتر با شرايط پيچيده و دشوار زندگى در عصر حاكميت تكنولوژى و صنعت بر انسان و طبيعت بوجود آمده است.

گفتن ندارد كه اين مفهوم با موعظه، نصيحت، مشورت و اندرزهاى اخلاقى متفاوت است و شامل مجموعه‏اى از شيوه‏هاى متنوع و پيچيده براى كمك به افراد در انتخاب راه و عمل بر اساس آن، تغيير و تصحيح شناختها و نگرشها، آموزش راههاى سازگارى با مشكلات هيجانى، افزايش مهارت ارتباطات مؤثر بين فردى و همچنين يادگيرى رفتارهاى متناسب با شرايط و موقعيتهاى دائما در حال تغيير است تا در هزار توى مشكلات عصر جديد بتواند بر اساس تواناييها، امكانات و علايق خود بهترين انتخاب را اتخاذ نمايد.

مفهوم مشورت در اسلام

كلمه مشورت و مشاوره كه در تداول فارسى‏زبانان به كسر «واو» و «راء» تلفظ مى‏شود ولى تلفظ صحيح آن مشاوَرَه به فتح «واو» و «راء» است واژه‏اى عربى از ريشه شار، يشير به معناى بيرون آوردن، آراستن و رأى زدن است (لغت‏نامه دهخدا، واژه مشاورة).

در قرآن مجموعا سه بار كلمات هم خانواده آن ذكر شده است و به معناى توافق و هم‏رأيى، اهتمام به جلب‏نظر و رأى مردم در مسائل حكومتى و عاملى از مجموعه عوامل مؤثر در تشكيل يك جامعه سالم به كار رفته‏اند.

موارد مذكور به ترتيب عبارتند از:

الف) فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا... (بقره، آيه 233).

اگر پدر و مادر با رضايت و مشورت يكديگر تصميم گرفتند كودك را از شير بگيرند اشكالى به رأى آنان نيست. آيه فوق درباره چگونگى شير دادن و از شير گرفتن نوزادان و حقوق گوناگون و متقابلى كه مادر، فرزند و پدر در اين زمينه دارند، نازل شده و وظايف و حقوق هريك را مشخص مى‏كند. يكى از اين وظايف همفكرى و توافق والدين با يكديگر و مشورت با صاحب‏نظران براى از شير گرفتن پيش از موعد طفل است (تفسير راهنما، جلد 2، صفحه 137).

در اين آيه مشاوره به معناى توافق و تراضى والدين است.

ب) فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللّه‏ِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الاْءَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّه‏ِ إِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. (آل‏عمران، آيه 159).

پس در سايه لطف و رحمت پروردگارت با آنان نرمخويى كردى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند، پس از ايشان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در امور با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن كه خدا توكل‏كنندگان را دوست دارد.

اين آيه ناظر به حوادث جنگ احد است كه در آن افرادى كه از جبهه جنگ گريخته بودند تقاضاى بخشش داشتند و خداوند پس از اشاره به يكى از ويژگيهاى اخلاقى پيامبر (نرم‏خويى) و ضمن فرمان به عفو و طلب رحمت براى آنان از پيامبر مى‏خواهد كه باز هم با آنها مشورت كند و رأى و نظر آنان را ناديده نگيرد. مفسران درباره علت امر به مشورت با وجود كمال عقل پيامبر(ص) و وحى آسمانى وجوه مختلفى را بيان داشته‏اند. از آن‏جمله فخر رازى در تفسير كبير يكى از وجوه ضرورت امر به مشورت را چنين توجيه مى‏كند كه گرچه عقل پيامبر از عقل همه مردم كامل‏تر است و علوم بشرى نيز محدود است ولى بعيد نيست كه وجوهى از مصلحت به نظر كسى برسد و به نظر پيامبر(ص) نرسيده باشد (تفسير كبير، جلد5، ص69).

هريك از توجيهات مفسران در باب امر به مشورت در آيه فوق را كه بپذيريم، به هرحال مشورت در اين آيه يك دستور حكومتى است. از اين رو مى‏بينيم پس از انجام مشورت و روشن شدن نتيجه هرگونه دودلى و پراكندگى بايد كنار گذاشته شود و قاطعيت و تصميم جانشين آن گردد.

ج) وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (شورى، آيه 38).

[مؤمنان كسانى هستند] كه نداى پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‏دارند و امورشان با مشورت سامان مى‏پذيرد و از آنچه داده‏ايم انفاق مى‏كنند.

دقت در آيات قبل از اين آيه مبيّن اين نكته است كه خداوند ضمن توصيف مؤمنان به دو ويژگى مهم ايمان و توكل به هفت اصل عملى فرمان مى‏دهد كه مى‏توان از آنها به عنوان اركان يك جامعه سالم با حكومت صالح و قدرتمند نام برد. اين اصول به ترتيبى كه در قرآن آمده عبارتند از: اجتناب از گناهان، تسلط بر خود به هنگام خشم، پذيرش همه قوانين الهى از جان و دل، انجام امور و تصميمات اجتماعى از طريق همفكرى و مشورت، اقامه نماز، انفاق در راه خدا و ايستادگى در برابر ظلم و تجاوز.

بنابر مطالب پيش گفته به نظر مى‏رسد كه مفهوم شور و مشورت در قرآن كريم در معانى سه‏گانه توافق و هم‏رأيى، اهتمام به جلب نظر و رأى مردم در مسائل حكومتى و عاملى از مجموعه عوامل مؤثر در ايجاد انسانهاى صالح و تشكيل جامعه سالم به كار رفته است.

در احاديث و روايات هم مشاوره عمدتا به معناى گفتگو و تبادل‏نظر با افراد صاحب‏نظر و خردمند (ذُوى‏الرَّأْى، عاقل) و استفاده از رأى و نظر آنان در تصميم‏گيريهاى مهم و دشوار گرفته شده است. چند نمونه از اين احاديث عبارتند از:

قالَ رَسوُلُ اللّهِ(ص): «اَلْمُشاوَرَةُ حِصْنٌ مِنَ النَّدامَةِ واَمْنٌ مِنَ اَلْمَلامَةِ (نهج‏الفصاحة، حديث 3095)؛ مشورت موجب پيشگيرى از پشيمانى و ايمنى از سرزنش است». قالَ رَسوُلُ اللّهِ(ص): «لامُظاهَرةَ اَوثَقُ مِنْ المُشاوَرَةِ (نهج‏الفصاحة، حديث 2506)؛ هيچ پشتيبانى و تعاونى بهتر از مشورت نيست». قالَ علىٌّ(ع): «مَا اسْتُنْبِطَ الصَّوابُ بِمِثْلِ المُشاوَرَةِ (شرح غررالحكم، جلد6، صفحه64)؛ جز با مشورت به راه درست نتوان رسيد».

پيامبر اسلام(ص) در پاسخ به پرسشى در مورد چگونگى تصميم‏گيرى فرمودند: «اَلْعَزْمُ مُشاوَرَةُ اَهل الرّأىِ ثُمَّ اِتّباعِهِمْ»(تفسير ابن‏كثير، جلد 1، صفحه 420)؛ تصميم‏گيرى عبارت است از مشورت با متخصصين و صاحب‏نظران و پيروى از نظر ايشان.

دلايل بررسى مشاوره از ديدگاه اسلام

با تأمل در آيات و روايات فوق مى‏توان نتيجه گرفت كه مفهوم مشورت و مشاوره از نظر قرآن كريم و ديگر منابع اسلامى، با مفهوم مشاوره و روان‏درمانى به معناى تخصصى و حرفه‏اى آن ـ كه امروزه موردتوجه و تأكيد روان‏شناسان و مشاوران است ـ متفاوت است و نمى‏توان اين دو را مترادف و داراى يك معنا دانست.

اما اين بدان معنا نيست كه نمى‏توان در باب رابطه مشاوره با اسلام سخن گفت و بايد آنها را، دو مقوله كاملاً متفاوت و بيگانه از يكديگر به حساب آورد؛ بلكه بالعكس دلايل مهمى وجود دارد كه نشان مى‏دهد پرداختن به اين بحث، لااقل در جوامع اسلامى امرى كاملاً ضرورى و اجتناب‏ناپذير است. پاره‏اى از اين دلايل عبارتند از:

1ـ تأكيد اسلام بر بهداشت روانى و سلامت روح انسانها

هرچند مفهوم سلامت روح و به تعبير قرآنى آن قلب سليم (شعراء، آيه 89) مفهومى ارزشى است ولى سلامت روانى به معناى روان‏شناختى آن پيش‏شرط و مقدمه تحقق قلب سليم است. در قرآن كريم مفاهيم سه‏گانه، سكينه، حيات طيبه و قلب سليم به نوعى به آرامش و سلامت روحى انسانها اشاره دارد. سكينه (از ماده سكون) به معناى آرام بودن دل و فقدان هرگونه اضطراب و نگرانى است. اين واژه شش‏بار در قرآن ذكر شده است. از مجموع آياتى كه اين واژه در آنها آمده است، مى‏توان استنباط كرد كه آرامش درونى و يا سكون و ثبات قلبى موهبتى الهى است كه بر اثر ايمان به خداوند متعال و عمل صالح حاصل مى‏شود (فتح، آيه 4).

حيات طيبه يا زندگى پاكيزه و سرشار از آرامش، امنيت و رفاه و آسايش در مفهوم اين جهانى آن يكى از اهداف اسلام در زندگى فردى و اجتماعى انسانهاست كه با عمل صالح و نيكو به دست مى‏آيد (نحل، آيه 97). ناگفته پيداست كه حيات طيبه مسأله‏اى فراتر از بهداشت و سلامتى روانى افراد است و به ايجاد جامعه سالم نظر دارد ولى شكى نيست كه رابطه جامعه سالم و انسانهاى سالم رابطه‏اى تعاملى و متقابل است و بدون وجود حيات طيبه در زندگى فردى امكان فراهم آوردن آن در ابعاد اجتماعى ميسر نيست.

قلب سليم نزديكترين مفهوم به سلامت روانى است چون غالبا ماده قلب در فرهنگ دينى به معناى روح، روان و عقل به كار برده شده است و قلب سليم يعنى قلبى (يا روح و روانى) كه از هرگونه بيمارى و انحراف اخلاقى و اعتقادى و رفتارى به دور باشد. (شعراء، آيه 89 و صافات، آيه 84).

بنابراين با وجود ارزش مدار بودن مفهوم سلامت روح و روان در اسلام و تفاوت آن با مفهوم بهداشت روانى موجود در ادبيات روان‏شناسى معاصر، ولى از آنجا كه سلامت روانى مقدمه لازم و ضرورى تأمين سلامت روح و نفس انسانى است، بهداشت روان نيز مورد توجه و تأكيد خاص اسلام قرار گرفته است و براى تأمين آن در سطح فرد و جامعه توصيه‏ها و دستورات فراوانى از سوى معصومين(ع) ارائه شده است. بديهى است كه يكى از مهمترين راههاى تأمين سلامت روانى انسانها در جامعه گسترش امر مشاوره و راهنمايى است.

2ـ لزوم توجه به غايات، هنجارها و وظايف اسلامى در تدوين نظريه درمانى و كاربرد مشاوره در جوامع اسلامى.

اسلام به عنوان مكتبى خاص و همه‏جانبه‏نگر كه ماهيت انسان، چگونگى رفتار او در اين جهان و وظايف و سرنوشت وى از مباحث محورى آن به شمار مى‏آيند و سعادت و رستگارى انسان و حركت در مسير كمال مطلق، هدف اساسى و نهايى آن مى‏باشد براى سلامتى روح و روان انسان اهميتى فوق‏العاده قائل است. به همين جهت براى هر مرحله از رشد و تكامل انسان برنامه‏ها و وظايف خاصى معين كرده است. تكاليف عبادى همچون نماز، روزه، خمس، زكات، حج، جمعه و جماعات، ذكر و دعا و توصيه‏هاى اخلاقى همچون رضا، توكل، ولايت، محبت، صله رحم، حسن خلق، توجه به كانون خانواده، ازدواج سالم و... نمونه‏هايى از اين وظايف و برنامه‏ها براى تأمين سلامت فردى و اجتماعى انسانهاست. توجه و عمل به اين برنامه‏ها و تكاليف است كه راه سعادت و كمال انسانى را هموار مى‏كند و او را به سوى هدف نهايى انسانيت كه از نظر قرآن اِلَى‏اللّهِ المَصيرِ (فاطر، آيه 35؛ نور، آيه 24؛ آل‏عمران، آيه 28 و...) و إِنَّا للّه‏ِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (بقره، آيه 156) است، رهنمون مى‏سازد.

روشن است كه هر نوع مشاوره و راهنمايى در جامعه دينى بايد با لحاظ كردن اين برنامه‏ها و وظايف صورت گيرد تا امكان وصول به اهداف غايى اسلام فراهم آيد.

3ـ ضرورت توجه به باورها، اعتقادات و ارزشهاى دينى مراجعان

توجه به باورها، اعتقادات و ارزشهاى مورد احترام مراجعان از اصول اوليه‏اى است كه براى دستيابى به يك مشاوره مؤثر و تأثيرگذار بايد مورد توجه مشاوران قرار گيرد. بحث از ارزشها بحث از چيزهايى است كه مردم به آن معتقدند، از آن دفاع مى‏كنند و در زندگى مهم تلقى مى‏شوند. ارزشها علت رفتار مردم و حتى طرز فكر آنهاست، انگيزه افراد براى برنامه‏ريزى و عمل است. بنابراين باورها و ارزشهاى انسان به زندگى او جهت مى‏دهند و چگونگى رفتار وى را مشخص مى‏سازند. از سوى ديگر اشخاصى كه ارزشهاى خود را نمى‏شناسند غالبا دچار رفتارهاى بى‏معنا و بى‏ثمر، گمگشتگى نقش و بى‏هويتى و در نتيجه گرفتار تعارض و ناكامى‏اند.

درك ارزشهاى مُراجع از سوى مشاور مى‏تواند تسهيل‏گر درك مشاور از رفتار، اهداف، تعارضها يا سردرگميهاى مُراجع باشد و به همين ترتيب رعايت اين ارزشها در دستورالعملها و روشهاى ارائه شده از سوى وى مى‏تواند تأثير به‏سزايى در تسريع فرايند درمان و حل مشكلات داشته باشد.

علاوه بر اين يكى از مشكلات كنونى سست شدن ارزشها و هنجارهاى اخلاقى و دينى است كه او را دچار پوچى، بى‏هدفى، اضطراب، بى‏هويتى و سرگشتگى نموده است. امروزه يكى از وظايف اصلى مشاوران تصريح ارزشها و تأكيد بر نقش آن در اصلاح و حل مشكل مُراجع مى‏باشد.

گيلرت ون در كتاب مشاوره در دنياى معقول (1963) مى‏نويسد:

«دومين توافق‏نظر درباره ارزشها آن است كه اينك بسيارى از روان‏شناسان ارزشها را مشكل محورى بسيارى از اشخاص دردمند مى‏دانند. پنجاه سال قبل، ارزشها صريحا تعريف شده بود و به نظر مى‏رسيد ناسازگارى حاد معلول نقض عمدى آنها مى‏باشد. درمان روانى عمدتا عبارت بود از آزاد كردن فرد از احساس گناه شديدِ ناشى از سرپيچى از دستورات والدين و ساير ارزشها و هنجارهاى جامعه، اما امروزه به نظر مى‏رسد كه تصوير تقريبا عكس آن شده است. شخص دچار مشكل، خود را بيش از گناهكار بودن، سرگشته مى‏بيند. انتظارات اجتماعى متنوع‏تر، نامعين‏تر و سست‏تر شده‏اند. امروزه فرايندهاى اجتماعى كه موجب تثبيت شديد ارزشها مى‏شوند تا حدى به خاطر نامنسجم‏تر بودن خانواده و جامعه، ضعيف‏تر شده‏اند.

درنتيجه فرد احساس فقدان هدف و جهت مى‏كند. احساس بيگانگى بيشترى از ديگران و حتى خودش مى‏نمايد. احساس بى‏ارزشى و ترديد نسبت به هويت خود، او را رنج مى‏دهد. بايد به خاطر خودش، منش يا كاراكتر خود را پيدا كند. وجود ارزشهاى قوى و بنيادى است كه فرد مى‏تواند وجود شخص رضايت‏بخش را بر آن بنا كند.

بنابراين، تصريح ارزشها و شايد كسب ارزشهاى تازه به صورت يكى از تكاليف عمده مشاوره در آمده است.

4ـ وجود توصيه‏هاى ارزشمند و راه‏كارهاى مؤثر مشاوره‏اى در كلام و مرام معصومين(ع)

هرچند وظيفه و هدف اصلى پيامبران الهى و ائمه معصومين(ع) آوردن دانش و معرفت تجربى جديد نبوده است، بلكه رسالت اصلى آنان تبيين جهت درست زندگى براى رسيدن ابناء بشر به رشد، كمال و سعادت واقعى است ولى شكى نيست كه مردم براى حل مشكلات تربيتى و دينى و كاهش فشارهاى عاطفى و روحيشان همواره در زمان حيات معصومين(ع) به آنان مراجعه كرده و از آنها طلب راهنمايى و كمك مى‏كرده‏اند. ايشان نيز با سعه صدر و روى گشاده پذيراى مردم بوده و براى درمان دردهاى روحى و اختلافات رفتارى آنها، تناسب با شرايط و موقعيت فرد مراجعه‏كننده توصيه‏هاى ارزشمند و ثمربخشى مى‏كردند كه روان و رفتار آنها را متحول مى‏ساخت، نمونه‏هاى در كتب سيره و تاريخ نقل شده است. هرچند نمى‏توان از اين توصيه‏ها به عنوان نظريه‏هاى علم روان‏شناسى و روشهاى كاربردى مشاوره در روان درمانگرى ياد كرد امّا بسيارى از آنها مى‏تواند مبناى انديشه و عمل مشاوران قرار گيرد به عنوان مثال ويژگيهاى مشاور از منظر معصومين(ع) بدين قرار است:

1ـ4. ويژگيهاى مشاور

براساس روايات اسلامى مشاور بايد خردمند و صاحب‏نظر، آزادانديش و دين‏محور، مهربان و دلسوز، رازدار و امين، دانشمند و داراى تجربه و پايبند به دستورالعملهاى خويش باشد: قالَ الصّادِقُ(ع): «اِنَّ الْمَشْوَرَةُ لاتَكُونُ اِلاّ بِحُدُودِها فَمَن عَرَفَها بِحُدودِها وَاِلاّ كَانَتْ مَضرَّتِهَا عَلَى الْمُسْتَشيرِ اَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِها لَهُ. فَاَوَلُّها: اَنْ يَكُونَ اللَّذى يُشاوِرُهُ عاقِلاً؛ وَالثّانِيَةِ: اَنْ يَكُونَ حُرَّا مُتَديِّنا؛ وَالثّالِثَةِ: اَنْ يَكُونَ صِدّيقَا مُؤاخِيا؛ وَالرّابِعَةِ: اَنْ تَطَّلِعَهُ عَلى سِرِّكَ فَيَكُونُ عِلمُهُ بِهِ كَعِلْمَكَ بِنَفسِكَ ثُمَّ يَسْتُر ذلِكَ وَيَكْتُمُه؛ فَاِنَّهُ اِذا كانَ عاقِلاً اِنْتَفَعَتْ بِمَشْوَرَتِهِ وَاِذا كانَ حُرّا مُتَدَّيِنا جَهَدَ نَفْسَهُ فِى النَّصيحَةِ لَكَ وَاِذا كانَ صِدّيقا مُؤاخِيا كَتَمَ سِرَّكَ اِذَا اطْلَعْتَهُ عَلى سِرِّكَ وَاِذا اطْلَّعْتَهُ عَلى سِرِّكَ فَكانَ عِلمُهُ بِهِ كَعِلْمَكَ تَمَّتْ المَشْوَرَةِ وَكَمُّلَتِ النَّصيحَةُ» (بحارالانوار، جلد 75، صفحه 102 وجلد 91، صفحه 253).

شايسته نيست مشورت جز با رعايت حدود و شرايطش انجام پذيرد، چه در غير اين صورت زيان آن براى مشورت‏كننده بيش از منافع و سودش خواهد بود. اين شرايط عبارتند از: خردمند و صاحب‏نظر باشد؛ 2. آزادانديش و دين‏محور باشد؛ 3. نسبت به تو محبت و صميميت داشته باشد؛ 4. هنگامى كه راز تو بر وى آشكار گرديد و آگاهى او به مسائل و مشكلات تو همانند خود تو گرديد، آن را مكتوم و پوشيده نگهدارد. پس اگر مشاور خردمند و صاحب‏نظر باشد از مشاوره‏ات با وى سودخواهى برد و اگر آزادانديش و دين‏محور باشد، تمامى تلاش خود را براى اصلاح و حل مشكل تو به كار خواهد بست و اگر نسبت به تو صميميت و دلسوزى داشته باشد رازى را كه بر او گشوده‏اى، پنهان و مكتوم نگاه خواهد داشت و زمانى كه او را بر راز خويش آگاه ساخته‏اى و آگاهى او نسبت به مشكل همانند آگاهى تو گرديد، در اين حالت مشورت كامل مى‏شود و خيرخواهى به كمال مى‏رسد.

قالَ عَلىٌّ(ع): «خَيرٌ مَنْ شاوَرْتَ ذَوِى النُّهى وَالعِلْمِ وَاُولُوا التَّجارُبِ والْحَزمِ» (شرح غررالحكم، جلد3، صفحه 428)؛ بهترين كسانى كه شايسته مشورت كردن هستند خردمند بازدارنده و دانشمند متخصّص و افراد داراى تجربه و دورانديشى هستند.

قالَ رَسوُلُ‏اللّه(ص): «اَلمستشارُ مُؤتَمنُ فَانْ شاءَ واِنْ شاء سَكَت فَاِنْ اَشارَ فَلْيُشِرْ بِما لَوْ نَزَل به فَعَلَهُ» (نهج‏الفصاحة، حديث 3094)؛ مشاور امانتدار و رازدار است اگر خواهد رأى و نظر خود را اعلام كند و اگر بيان نظرش را به مصلحت ندانست خاموش بماند، ولى اگر خواست نظرش را بگويد همان را گويد كه اگر خود او بود آن كار را مى‏كرد.

2ـ4. اصولى كه بايد مشاور آنها را رعايت نمايد

پاره‏اى از اصولى كه مشاور در هنگام مشاوره بايد آنها را رعايت نمايد از نظر متون دينى عبارتند از:

1ـ2ـ4. اگر مشاور مشكل مراجع را تشخيص و راه‏حل آن را در جهت رشد مراجع پيدا كرد به خاطر منافع شخصى‏اش او را عمدا به راه ديگرى هدايت نكند.

قالَ رَسُولُ‏اللّهِ(ص): «مَنْ اِسْتَشارَ اَخاهُ فَاَشارَ عَلَيهِ بِاَمْرٍ وَهُوَ يَرَى الرُّشْدُ غَيرَذلِكَ فَقَدْ خانَهُ (مسند احمد، جلد 2، صفحه 365)؛ كسى كه برادر دينيش از او مشاوره و راهنمايى بطلبد و او در حالى كه راه رشد و صلاح را مى‏داند او را به راه ديگرى راهنمايى كند قطعا به او خيانت كرده است».

2-2-4. مشاور در هر حال بايد اصول، انصاف، بى‏طرفى و امانتدارى را رعايت نمايد.

قالَ الصّادِقُ(ع): «اِعلَمْ اَنَّ ضارِبَ عَلىٍّ(ع) بِالسَّيفِ وَقاتِلَهُ لَوْ اِئْتَمَنى وَاسْتَنْصَحَنى وَاسْتَشارَنى ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ لاَدَّيتُ اِلَيهِ اَلاَمانَةَ (تحف‏العقول، صفحه 374)؛ بدان اگر كسى كه اميرالمؤمنين را به شمشير ضربت زد و او را به شهادت رساند به من اعتماد نمايد و على(ع) مرا امين خود شمارد و از من پند خيرخواهانه و نظر مشورتى طلب نمايد در صورتى كه درخواست او را بپذيرم حتما امانت را در اين كار نسبت به او رعايت خواهم كرد».

3ـ2ـ4. مشاور بايد متعهدانه تمام توان و كوشش خود را در جهت تشخيص درست مشكل و ارائه راه‏حلهاى صحيح بكار بندد.

قالَ الصّادِقُ(ع): «قالَ لُقْمانَ لاِبْنِهِ: وَاِذ اسْتَشْهَدُوكَ عَلَى الْحَقِّ، فَاشْهَدلَهُمْ وَاجْهَد رَأيُكَ لَهُم اِذا اسْتَشارُوكَ. ثُمَّ لاتَعْزِمْ حَتّى تَثْبُتَ وتَنْظُرَ، ولاتُجِبْ فِى مَشْوَرَةٍ حَتّى تَقوُمَ فيها وَتَقْعُد وَتَنامَ وَتَأْكُلَ وَتُصَّلِ وَاَنْتَ مُسْتَعْمِلٌ فِكرَكَ وَحِكْمَتِكَ فِى مَشْوَرِتِه. فَاِنَّ مَنْ لَم يُمَحِصِّ النَصيحَةَ لِمَنْ اسْتَشارَهُ سَلَبَهُ اللّهَ تَبارَكَ وَتَعالى رَاْيُهُ وَنَزَع اللّهَ عَنْهُ الاَمانَةِ؛ لقمان به پسرش مى‏گفت: هرگاه از تو براى حقى شهادت خواستند پس شهادت بده و هرگاه با تو در كارى مشورت كردند و نظرت را خواستند كوشش فكرى فراوانى كن تا نظر و رأى صحيح را بيابى. پس از آن فورا تصميم به ارائه نظرت مگير، مگر هنگامى‏كه آن مسأله براى خودت كاملاً ثابت و قطعى شده باشد و در شكل موردنظر، دقت كافى و وافى كرده باشى، نشسته باشى، خوابيده باشى، خورده باشى و نمازگزارده باشى در حالى كه فكر و انديشه حكيمانه خويش را در اطراف موضوع بكار گرفته و مستمرا در اين مدّت ـ دريافتن راه‏حل درست ـ انديشيده باشى. همانا كسى كه خيرخواهى و نصيحت خود را براى كسى كه با او مشورت مى‏كند كاملاً خالص و بى‏شائبه نكرده باشد خداوند تبارك و تعالى رأى خويش را از او سلب مى‏كند و امانت خويش را از او پس مى‏گيرد.

4ـ2ـ4. مشاور بايد در صورتى كه خود نمى‏تواند مشكل مراجع را حل نمايد با كمال صراحت و صداقت او را به افراد صاحب‏نظر و متخصص مربوط ارجاع دهد.

قالَ عَلىٌّ بن الْحُسَين(ع): وَ اَمّا حَقٌّ الْمُسْتَشيرِ فَاِنْ حَضَركَ لَهُ وَجْهُ رَأىٍ جَهَدْتَ لَهُ فِى النَّصيحَةِ وَاَشَرْتَ عَلَيهِ بِما تَعْلَمُ اِنَّكَ لَو كُنْتَ مَكانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَذلِكَ لِيكُنْ مِنْكَ فى رَحْمَةٍ وَلينٍ فَاِنَّ اللّينَ يُونِسُ الوَحْشَةَ واِنَّ الْغَلْظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلاُنْسِ وَاِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأىٌ وَعَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَتَرْضى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَأرْشَدْتَهُ اِلَيْهِ، فَكُنتَ لَمْ تَألُهْ خَيرا وَلَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحا» (تحف العقول، رسالة الحقوق، حق 39، صفحه 269).

حق مشورت كننده اين است كه اگر رأى صحيحى‏دارى در نصيحت و خيرخواهى‏اش بكوشى و كارى را كه اگر تو بجاى او بودى مى‏كردى با مهربانى به او بنمايى. كه نرمشى رميدن را بزدايد و خشونت رميدن را بيفزايد، و اگر رأى و نظرى ندارى، او را نزد كسى كه به رأيش اعتماد دارى و نظر او را براى خود مى‏پسندى، معرفى كنى تا در خيرخواهى و نصيحتش كوتاهى و فروگذارى نكرده باشى.

نتيجه‏گيرى

در اين مجال كوتاه با بررسى اجمالى مفهوم مشاوره از نگاه دانش روان‏شناسى معاصر و متون مقدس دين اسلام (قرآن و احاديث) اين نكته روشن گرديد كه اين مفهوم از اين دو منظر بيشتر اشتراك لفظى دارد تا ترادف مفهومى. به عبارت ديگر به دلايل متعدد نمى‏توان مفهوم مشورت و مشاوره‏اى كه در آيات قرآن و احاديث ائمه معصومين(ع) به آن اشاره شده است را با مشاوره تخصّصى و حرفه‏اى كه امروزه در ادبيات روان‏شناسى آن را تعريف مى‏كنند، يكى دانست. هرچند ممكن است مفهوم مشورت در منابع دينى را چنان عام و فراگير فرض كرد كه مشاوره و روان‏درمانى حرفه‏اى را نيز دربرگيرد، ولى اولاً اثبات چنين فرضى نيازمند دلايل كافى، مقنع و قابل دفاع است، ثانيا حتى اگر چنين دلايلى اقامه شوند، عموميت بيش از حد مفهوم مشورت در متون دينى امكان اختصاص آن به مشاوره و روان‏درمانى كنونى را دشوار مى‏سازد.(7)

در مورد روشهاى مشاوره اسلامى هم ناگفته پيداست كه براى ارائه روشهاى كاربردى مشاوره نيازمند نظريه‏اى مدون در باب مشاوره و روان‏درمانى هستيم كه آن نيز به نوبه خود مبتنى بر پيش‏نيازها و مؤلفه‏هايى است كه مهمترين آنها عبارتند از: داشتن ديدگاهى مشخص در باب ماهيت انسان، وجود نظريه‏اى در باب ساختار شخصيت و چگونگى رشد آن، تعريف رفتار نابهنجار و تبيين علل آن، بيان چگونگى اثربخشى فرايند مشاوره و مراحل اصلاح و ترميم نابهنجارى و ارائه راهبردهاى عملى براى كمك به مُراجع.

به گمان نگارنده اسلام در باب پيش‏نياز اول يعنى تبيين ماهيت انسان داراى مبانى روشن و مشخصى است و ويژگيهايى چون داشتن دو بعد مادى و روحانى، تشريف به روح الهى، هدفدارى، تعقّل، اراده و اختيار، خودآگاهى و مسئوليت‏پذيرى، كرامت انسان و جانشينى خدا در زمين، داشتن گرايشهاى عالى معنوى و كشش‏هاى غريزى حيوانى و ميل به كمال نهايى و خيرمطلق از مفاهيم اساسى انسان‏شناسى اسلام به شمار مى‏آيند. در مورد پيش‏نياز دوّم يعنى تدوين نظريه‏اى در باب ساختار شخصيت و چگونگى رشد آن كاستى به چشم مى‏خورد و با وجود تلاشهايى كه عمدتا در دو دهه اخير در اين عرصه صورت پذيرفته است، هنوز نظريه‏اى كه در مجامع علمى قابل دفاع باشد، ارائه نشده است. در زمينه ماهيت رفتار نابهنجار و تبيين علل آن نيز ديدگاه اسلام، با آنچه روان‏شناسى علمى كنونى به آن نظر دارد يكسره متفاوت است و اساسا نمى‏توان آنها را در يك مقوله قرار داد. زيرا هرچند تعريف نابهنجارى يكى از چالشهاى دشوار روان‏شناسى معاصر است و به خاطر عدم وجود اتفاق‏نظر روان‏شناسان معاصر در باب ويژگيهاى انسان سالم و معيارهاى سلامت روانى يا به عبارت ديگر عدم وجود الگوى مناسب و مدل ايده‏آل از انسان سالم در فرهنگ غرب، صاحب‏نظران نتوانسته‏اند به توافقى اصولى در اين باب دست يابند. امّا وجه مشترك همه ديدگاههاى موجود تأكيد بر سلامت روانى به معناى فراهم آوردن امكان سازگارى هرچه بيشتر با محيط و استفاده از همه تواناييها و استعدادهاى فردى به منظور كسب حداكثر بهره‏مندى از لذت، آرامش و اميد به آينده است؛ در حالى كه از نظر اسلام هدف، سعادت و كمال مستمر انسان و رسيدن به مقام رضايت و قرب الهى است؛ هرچند در اين راه فرد دچار مشكلات، رنجها، كاستيها و ناسازگاريهايى نيز شود. به همين جهت از نظر اسلام نابهنجارى روانى يا بيمارى دل عبارت است از هر رفتار يا حالتى كه فرد را از خداوند دور و او را به سوى باطل و پيروى از هواى نفس سوق دهد. چنين است كه از نظر قرآن مشركين و منافقين دو گروهى هستند كه بيش از همه دچار بيمارى دل‏اند (بقره، آيات 6 تا 13؛ انفال، آيه 49؛ توبه، آيه 125؛ حج، آيه 53؛ احزاب، آيه 60؛ مدثر، آيه 74 و...).

در باب چگونگى اثربخشى فرايند مشاوره و مراحل اصلاح و ترميم نابهنجارى براساس روشها و راهبردهاى دينى نيز هيچ پژوهش و منبع قابل استنادى وجود ندارد و بالاخره درباره آخرين مؤلفه بايد گفت عليرغم وجود پاره‏اى از راهبردهاى مشاوره‏اى در كلام معصومين(ع) مجموعه اين نمونه‏ها و موارد آنقدر زياد و منسجم نيستند كه بتوان براساس آن روشهاى درمانى خاصى را براى كمك به مراجعين پيشنهاد كرد.

منابع فارسى

ـ قرآن مجيد.

ـ الامام احمد بن حنبل. مسند الامام احمد بن حنبل، جلد 2، بيروت: دار صادر، بدون تاريخ.

ـ الامام فخر رازى. التفسير الكبير، جلد 5، بيروت: دار احياء التراث العربى،19.

ـ انجمن مشاوره ايران. بيانيه مورّخ 5/7/1377، تهران: انجمن مشاوره ايران، 1377.

ـ پاينده، ابوالقاسم. نهج‏الفصاحة، تهران: انتشارات جاويدان، 1356.

ـ جورج، ريكى و ترز كريستيانى. روان‏شناسى مشاوره، ترجمه رضا فلاحى و محسن حاجيلو، تهران: انتشارات رشد، 1377.

ـ الحافظ بن كثير. مختصر تفسير ابن‏كثير، بيروت: دارالمعرفه، 1988.

ـ الحرّانى، ابومحمد حسن على. تحف العقول عن آل الرسول، قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1363.

ـ حسينى بيرجندى، سيدمهدى. مشاوره و راهنمايى در تعليم و تربيت اسلامى، تهران: انتشارات اميركبير، 1375.

ـ خوانسارى، جمال‏الدين محمد. شرح غررالحكم و دررالكلم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.

ـ دهخدا، على‏اكبر. لغت‏نامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1373.

ـ كلينى الرازى، محمد بن يعقوب. الروضة من الكافى، جلد 8، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1348.

ـ مجلسى، محمدباقر. بحارالانوار، جلد 75 و 91، بيروت: دار احياء التراث العربى، 1983.

ـ هاشمى رفسنجانى، اكبر. تفسير راهنما، جلد دوم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1376.

منابع انگليسى

American Psychological Association. Committee on Professianal Stanrdards (1981). Speciality guidelines for the delivery of services by counseling psychologists. American psychologists Vol:36, pp.652-663.

Krumbaltz. J. D. (1965). Behaviral Counseling: Ratianale and research. personnel and Guidance Journal Vol:44, pp.383-387.



1. اين مقاله در سال 1378 به درخواست برگزاركنندگان دومين همايش مشاوره از ديدگاه اسلام نگارش يافته و در آن همايش ارائه شده است.

2. اين‏جانب هميشه در مورد استفاده از پسوند اسلام به اين معنا كه آنچه در پى مى‏آيد بيان‏كننده ديدگاه اسلام در آن موضوع خاص است، دغدغه و نگرانى داشته‏ام و در مجموع چنين بيانهايى را مناسب نمى‏دانم. زيرا به هرحال آنچه مطرح مى‏شود ممكن است برداشت يك يا چند و يا حداكثر گروهى خاص درباره آن موضوع باشد و نمى‏توان به راحتى آن را بيان ديدگاه اسلام در باب آن موضوع دانست. بر همين اساس آنچه در اين مقاله آمده است صرفا ديدگاه نگارنده براساس شناخت محدود و ناقص وى از متون دينى است و نه منظر دين مقدس اسلام در اين موضوع.

3 . Disipline

4 . Experimental

5 . American psychological Association, Committee on professianal Standards.

6 . Krumbaltz j. o.

7 . براى توضيح بيشتر در اين باب مراجعه شود به مصاحبه اينجانب در كتاب گزارش علمى مشاوره اسلامى، نشستها و مصاحبه‏ها.